
کارگردان "کتاب قانون" با اشاره به موضوع ویژه و دشواریهای ساخت این فیلم سینمایی، آن را جدیترین و مهمترین فیلم کارنامهاش دانست؛ فیلمی که آئینهای در برابر عادتها و آداب ناپسند جامعه ایرانی و نقدی آمیخته با طنز به این رفتارهای نادرست است.
"کتاب قانون" تا امروز متفاوتترین فیلم کارنامه مازیار میری است، کارگردانی که با سه فیلم قبلیاش گرایش به سینمای هنری و تمایل به تجربهگرایی را نشان داده، "کتاب قانون" اولین فیلم میری است که فضایی مفرح دارد و برای مخاطب گسترده ساخته شده، آمار فروش نشان میدهد با وجود تفاوتهای "کتاب قانون" با بیشتر کمدیهایی که در این سالها روی پرده رفته میری توانسته به هدفش برسد.
*بعد از سه فیلم که حال و هوایی متفاوت و لحنی جدی داشتند چطور به سراغ "کتاب قانون" رفتید، اگر نام شما را در تیتراژ نمیدیدیم حدس زدن این که "کتاب قانون" را مازیار میری ساخته، ساده نبود.
- مازیار میری کارگردان "کتاب قانون": از نگاه من "کتاب قانون" یکی از جدیترین فیلمهای کارنامهام است، موضوع و مضمونی که در این فیلم روی آن کار کردهام سختتر از فیلمهای قبلی است. من دوست داشتم درباره نگاه نو به آداب و رسوم و فرهنگمان فیلم بسازم، دراین باره که اگر قرار شود بازنگری نسبت به آداب و عادتهایمان داشته باشیم و دوباره و به واسطه یک فرد دیگر به این باورها نگاه کنیم چه اتفاقی میافتد، موضوع نقد فرهنگ خودی همیشه برایم جذاب است، هر چند که پرداختن به این موضوع حساسیت و دشواریهایی دارد.
* طرح اولیه این فیلمنامه متعلق به شما بود؟
- بله و از آقای محمد رحمانیان خواستم فیلمنامه را بنویسد، او بهترین گزینه برای نوشتن چنین فیلمنامهای بود چون شرایط را خوب میشناسد و از معدود نویسندگان و کارگردانهای تئاتر است که آثارش ویژگی تصویری دارد و این در فیلمنامه "کتاب قانون" مشهود است.
* همان طور که گفتید به نقد فرهنگ خودی علاقمندید، در "به آهستگی" هم به انتقاد از باورها و سنتهای غلط جامعه ایرانی اشاره و بحران قضاوت را مطرح کردید، ادامه این نگاه به "کتاب قانون" آمده و یکی از مهمترین نکتههای فیلم درگیر بودن جامعه سنتی با قضاوتهای غلط است.
- قضاوت کردن و دشواریهایش یکی از تمهای محبوب من است و البته یکی دیگر از تمهایی که در فیلمهایم میتوانید ببینید، جستجوگری است که در "کتاب قانون" هم دیده میشود، این جا با زنی روبروئیم که از سرزمینی دیگر میآید و واقعیت و حقیقت دین را جستجو میکند.
* در تئاتر فضا با سینما فرق دارد و میتوان با فراغ بال بیشتر از بعضی مسائل انتقاد کرد، رحمانیان در نمایشهایش این کار را میکند اما در سینما حساسیت و ممیزی بیشتر است، در نهایت هم "کتاب قانون" ممیزی شد و دو سال روی پرده نرفت، موقع نوشتن رحمانیان به این حساسیتها واقف بود؟
- من و آقای رحمانیان حرفهایمان را جلسه اول زدیم و ایشان رفت تا فیلمنامه را بنویسد، بعد از نوشتن فیلمنامه دوبار درباره فیلمنامه و مسائلی که در نظر من بود حرف زدیم، ایشان شناخت خیلی خوبی درباره این مضامین و مسائل دارد و به خوبی این حوزهها را میشناسد. این شناخت و تسلط کار ما را راحتتر میکرد.
* تسلط او به طنز هم متناسب با فضایی بود که شما میخواستید بسازید.
- طنز او عمیق و جدی است و نگاه انتقادی او برایم جذاب است، فیلمنامهای که نوشته شد خیلی تغییر نکرد جز درباره لوکیشن اصلی فیلم که ابتدا روسیه بود و بعد لبنان را انتخاب کردیم. بازنویسی نهایی را رحمانیان براساس لوکیشنهای لبنان و بازدید از آنها انجام داد.
* اتفاقا لبنان با توجه به نزدیک بودن بافت مذهبی و فرهنگیاش با جامعه ایرانی انتخاب بهتری بوده.
- لبنان به دلیل گستره مذهبیاش میتوانست بستر داستانی مناسب برای آشنایی یک دختر مسیحی با مردی مسلمان را فراهم کند، در لبنان پیروان ادیان مختلف در کنار هم زندگی میکنند و این زمینه برخورد و آشنایی اقوام و پیروان دینهای مختلف را به وجود میآورد. زمانی که به دوستان وزارت ارشاد گفتیم به لبنان میرویم استقبال کردند ولی بعد که فیلم را دیدند یکی از اشکالهایشان این بود که چرا لبنان را انتخاب کردهایم.
*در فیلمنامه اولیه که در روسیه روایت میشد هم زنی مسیحی مسلمان میشد و با رحمان ازدواج میکرد؟
- بله.
* چرا روی رابطه عاطفی رحمان و ژولیت کم تمرکز کردهاید؟ چرا زمینهچینی محدودی برای این که تحول ژولیت و مسلمان شدنش را نشان بدهید دارید؟
- موضوع اصلی ما این نیست، موضوع اصلی فیلم این است که یک تازه مسلمان که با شناخت و آگاهی این دین را انتخاب کرده در مواجهه با دنیای اطراف چه سرانجامی پیدا میکند، دستورات دینی برای او ناب است و مسلمانیاش به استناد صحبتهای بزرگان دین ما خالصتر است، موضوع اصلی "کتاب قانون" رویارویی این مسلمان با دنیای اطراف است.
* از اول هم به بازیگر خارجی برای بازی در نقش ژولیت فکر میکردید؟
- بله، وقتی بازیگر ایرانی با لهجه صحبت میکند، کار مصنوعی میشود، ما میخواستیم ژولیت برای مخاطب به عنوان زنی خارجی قابل باور باشد، ضمن این که در بعضی سکانسها حمسه بدون حجاب است و پس از مسلمان شدن پوشش کامل دارد که استفاده از بازیگر خارجی امکان گرفتن این سکانسها را به ما میداد.
*نوع بازی حمسه با بازیگران عرب فرق دارد و اغراق و تصنعی که در بازی بازیگران سینمای کشورهای عربی دیدهایم، در او نیست. چقدر استعداد و هوشمندی او در این اجرای درست موثر بود چقدر راهنمایی شما و پرویز پرستویی؟
- دارین حمسه بازیگر باهوشی است که بازیگری برایش مهم است، اما همکاری پرویز پرستویی هم در این نقشآفرینی موثر است. او زحمت زیادی کشید تا حمسه بتواند نقشآفرینی قابل قبولی داشته باشد، پرستویی یک بار تمام فیلمنامه را به فارسی برای او خواند تا با آهنگ زبان فارسی آشنا شود.
حمسه هنوز هم زبان فارسی را بلد نیست، اما تمرینهای پرستویی لحن و آهنگ زبان فارسی را به او آموخت، یک دور فیلمنامه فینگلیش برایش نوشته شد و هر سکانس را پرستویی با او تمرین میکرد. دارین حمسه روی هر سکانس با من صحبت میکرد و میخواست حس و حال هر صحنه را بداند. پرستویی برایش هر سکانس را بازی میکرد و او آن صحنه را اجرا میکرد.
* حمسه از سینمای ایران شناخت داشت، فیلم ایرانی دیده بود و علاقمند بود که با یک پروژه ایرانی همکاری میکند، به هرحال سینمای ایران نسبت به سینمای لبنان شناخته شدهترو حرفهایتراست.
- در یکی از گفتگوهایش خواندم که چون در انگلستان درس میخوانده با سینمای ایران آشنا است، فیلمهای ایرانی دیده و با ویژگیهای سینمای ایران بیگانه نبوده است. از عباس کیارستمی و محسن مخملباف فیلم دیده، به هر حال سینمای ایران برای سینمادوستان دنیا آشنا است. سینمای ایران در آن سوی مرزها صاحب اعتبار است.
* نقش رحمان را برای پرستویی نوشته بودید؟
- بله، این نقش را برای او نوشتیم و از اول به او فکر کرده بودیم، آرامشی که در رحمان هست در پرستویی بود، توانایی بالای پرستویی این امکان را به هر کارگردانی میدهد تا با او کارهای مختلفی انجام بدهد و به اتکای او خطر کند، زمانی که فیلمنامه را مینوشتیم پرستویی را در نظر داشتیم و با توجه به ویژگیهای بازی او شخصیت رحمان شکل گرفت.
* حضور پررنگ بازیگران تئاتری در "کتاب قانون" نشان میدهد به دنبال کشف چهرههای تازه در فیلمهایتان هستید؟
- برای من بازیگر تئاتری و سینمایی تفاوت ندارند و بازیگری را انتخاب میکنم که توانایی بازی در نقش را داشته باشد و مناسب نقش باشد، پرستویی در انتخاب بازیگرها به من مشاوره میداد و فکر میکنم حاصل کار قابل قبول است، انتخاب بازیگران تئاتر قدرت ریسک بیشتری به من میدهد.
از طرفی بیننده هم زمانی که بازیگر کمتر دیده شدهای را میبیند تصویر ذهنی قبلی از بازیگر ندارد و او را در قالب تازه بیشتر باور میکند. بازیگران تئاتر میتوانند متنهای طولانی را بهتر و راحتتر حفظ کنند و این به کارگردان کمک میکند پلانهای طولانیتری بگیرد.
* نوع کمدی "کتاب قانون" با بیشتر کمدیهایی که سالهای اخیر روی پرده رفته فرق دارد، درآوردن این لحن قطعا ساده نبوده؟
- "کتاب قانون" به دلیل همین نوع کمدی دو سال با تاخیر روی پرده رفت، رسیدن به این لحن سخت بود، نمیخواستیم به دام لودگی بیفتیم. "کتاب قانون" دو نیمه است یک نیمه مفرح به نیمه جدی دیزالو میشود. متن رحمانیان و محمدرضا موئینی تدوینگر کمک کرده تا آنچه میخواستم شکل بگیرد و در اجرا هم به آنچه متن در اختیارمان گذاشته بود برسیم و فیلم یکدست و منسجم از کار درآید.
* در کارگردانی "کتاب قانون" طوری حرکت کردهاید که حضور کارگردان و جلوهگری توانایی تکنیکی او به چشم نیاید. مسیری که در کارگردانی این فیلم طی کردهاید نقطه مقابل "پاداش سکوت" است.
- این نوع کارگردانی سختتر است، در مقایسه با "پاداش سکوت" که تجربهای تکنیکالتر بود، کارگردانی "کتاب قانون" سختتر بود، درآوردن این لحن به شکلی که مبتذل و سطحی نباشد و روایت یک موضوع جدی به شکلی جذاب برای مخاطب عام ساده نبود، اگر بخواهم مقایسه کنم در میان کارهای خودم کارگردانی "کتاب قانون" از دیگر فیلمهایم دشوارتر بود.
* نگاهی که به آداب، باورها و عادات ایرانی در "کتاب قانون" وجود دارد، حساسیتها درباره فیلم را بیشتر کرده. پیشبینی این که دربرابر این فیلم موضعگیری میشود سخت نبوده، نگران این نبودید که مخاطب فیلم را پس بزند؟
- دوست نقد میکند، این نکتهای بود که ما و دوستان وزارت ارشاد در این دوسال بارها دربارهاش حرف زدیم، من به عنوان یک کارگردان در "کتاب قانون" ناهنجاریهای جامعه ایرانی را نقد میکنم و قصد بدی هم ندارم، تا کی با ابرهایی که بالای سرمان ساختهایم زندگی کنیم و به تاریخ دو هزار و چند صد سالهمان افتخار کنیم، به هر حال لازم است که یک روز بازنگری درباره خودمان را شروع کنیم.
مشکلاتی که در جامعه وجود دارد به این خاطر است که ما اجازه نقد به یکدیگر نمیدهیم، در این سالها گوش شنوایمان را از دست دادهایم و بیشتر صحبت کردهایم، نقد فرهنگ و آداب خودی در همه جای دنیا اتفاق افتاده و به سینما هم رسیده اما این جا این حس غایب است.
* مشکل اکران فیلم بیشتر به دلیل نقد سنتها و آداب ایرانی بود؟
- به نظر میرسد دوستان "کتاب قانون" را آئینهای در برابر خود دیدند و میخواستند آئینه را بشکنند، آقای جعفری جلوه معاون وزیر ارشاد در آن مقطع که فیلم پروانه نمایش هم داشت مانع اکران فیلم شد، روز اول گفتند فیلم قابل نمایش نیست، پس از آن گفتند 35 دقیقه حذف شود، بعد از آن آقای شورجه به عنوان نماینده شورای نمایش با ما مذاکره کرد تا به نسخه نهایی رسیدیم. فیلمبرداری و صداگذاری مجدد هم انجام شد.
آن روزها دوستان در ارشاد به دو دسته تقسیم میشدند و گروهی میگفتند فیلم شرایط امروز جامعه را نقد میکند، در حالی که واقعا این طور نیست و حرف "کتاب قانون" حرف امروز و دیروز نیست و مسئلهای کلان تر و مشکلی تاریخی را مطرح میکند. انتقادهای این فیلم ربطی به هیچ دولتی ندارد.
* ایده تیتراژ متعلق به شما است؟ فیلم تیتراژ خوبی دارد که مخاطب را خیلی زود وارد قصه میکند و به او درباره شخصیتها اطلاعات می دهد.
- ایده تیتراژ متعلق به آقای رحمانیان است، آرش صادقی و گلاره کیازند آن را ساختند، آقای رحمانیان در فیلمنامه این تیتراژ را طراحی کرده بود.
* ارجاع به "روز واقعه" چطور؟
- ایده ارجاع به "روز واقعه" هم از فیلمنامه آمده و با مضمون فیلم همخوانی دارد، بحث اصلی در آن فیلم هم حقیقت دینداری و مسلمانی است، چیزی که در "کتاب قانون" به آن اشاره میکنیم، در "روز واقعه" هم اعراب به مسلمانیشان تفاخر میکنند، در حالی که عبدالله مسلمانی را انتخاب کرده و یان با ارزش است.
* از اول به پایان خوش برای "کتاب قانون" فکر کرده بودید؟
- پایان فیلم همین اتفاقها بود اما در انتهای فیلم روایتهای ژولیت و رحمان یکی میشد، رحمان و ژولیت درباره اسم بچهشان صحبت میکردند و دوباره درگیریها شروع میشد. اما در ممیزی این پایان تغییر کرد.
* چه اتفاقی افتاد که کارگردانی مجموعه "گاوصندوق" را پذیرفتید؟
- این دو سالی که از من گرفته شد میتوانستم فیلم بسازم و تجربه کنم، درخواست پروانه ساخت کردم اما تا مشکل "کتاب قانون" حل نمیشد نمیتوانستم فیلم دیگری بسازم. زمانی که آقای مصطفی عزیزی ساخت این مجموعه را پیشنهاد داد متن را خواندم، متن جذابی بود که میتوانستم تجربهگراییام را با آن کامل کنم، "گاوصندوق" در ادامه مسیری است که آمدهام و از این تجربه راضی هستم.
* برای فیلم بعدی فکری دارید؟
- دلم برای "قطعه ناتمام" تنگ شده، اما احتمالا این بار قطعه ناتمامی میسازم که در آن از عوامل حرفهایتر استفاده کنم تا فیلم دیده شود. برای فیلمساز جذاب است که فیلمش را مخاطب گسترده ببیند، سخت است که بدون لودگی مردم را سرگرم کنی و برایشان فیلم جذاب بسازی.
تجربه "کتاب قانون" نشان داد که میشود این کار را انجام داد، هر چند سخت است. این روزها فروش"کتاب قانون" همپای فیلمهایی که برای سرگرم کردن مخاطب ساخته شده پیش میآید و این نشان دهنده موفقیت ما است. تجربههایی که با "کتاب قانون" به دست آوردهام را شاید با یک "قطعه ناتمام" همراه کنم.
* "کتاب قانون" نشان میدهد که مازیار میری کارگردان طنازی است و میتواند در فضای کمدی و طنز حرفی برای گفتن داشته باشد، احتمال دارد فیلم بعدی یک کمدی مفرح باشد؟
- شاید...(خنده)
---------------
گفتگو: محدثه واعظیپور

فیلم «یک وجب از آسمان» ساخته علی وزیریان در نود و سومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه پانزدهم آبانماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور عوامل فیلم و عزیزالله حاج مشهدی (منتقد سینما) برگزار خواهد شد.
داستان این فیلم درباره نوجوانی است که در کنار بچههای خیابانی هم سن و سال خود در میان خیابانهای شلوغ شهر گلفروشی میکند. او آرزوی داشتن یک وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق میشود؛ در ابتدا هیچکس تحقق چنین آرزویی را باور نمیکند اما پس از آن، ماجراهای گوناگونی رخ میدهد.
«یک وجب از آسمان» دومین فیلم سینمایی علی وزیریان ترکیبی از فانتزی و مفاهیم معنوی و اخلاقی است که از بازیگرانی چون بهروز بقایی، لادن طباطبایی، علی سلیمانی، امیر آتشانی، افسر اسدی و محسن قاضی مرادی بهره میگیرد.
نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح آغاز میشود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار میگردد.
گزارش نود و دومین نشست
دکتر "حمید دهقان پور" در نود و دومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم راشامون با روایتگری خاص خود سرآغازی برای معرفی سینمای آسیا به جهان بود و به نوعی سینمای شرق را جهانی کرد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، وی خاطر نشان کرد: توجه به مساله اقتباس و همچنین تغییر در شیوه روایت، در کنار ساختارهای نو و تاثیرگذار از جمله مولفههای برجسته سینمای کوروساوا هستند.
این مدرس سینما یادآور شد: در فیلم راشامون، که از داستان در بیشه نوشته آکوتا گاوا اقتباس شده دیگر شاهد تلخی داستان نیستیم. در واقع، فیلم راشامون با پایانی توام با امید تمام میشود و نگاه آلن پویی نویسنده تغییر مییابد. ساختار فیلم، شاید شائبه غربی بودن اثر را به ذهن متبادر کند اما مفاهیمی که در فیلم منعکس میشود برگرفته از فرهنگ ناب شرقی و ژاپنی است.
وی در خصوص سینمای معناگرا خاطر نشان کرد: در ابتدا به ساکن باید دانست که خیلی از آثار تولید شده در سینمای ایران، فیلم به معنی صرف خود نیستند، ابتدا باید فیلم بودن یک اثر را تشخیص داد و سپس درباره معناگرا بودن آن بحث و گفت و گو کرد.
دکتر شاپوری دیگر مدرس سینما در این نشست ادامه داد: در بحث معناگرایی، در واقع ما باید زمینه فعالیت فیلمساز علاقمند به این حوزه را فراهم کنیم و در مرحله بعد به بررسی مفاهیم و معانی آثار آنها بپردازیم. تزریق معناگرایی و یا دیگر مفاهیم به آثار قبل از تولید آنها، به نتایج چندان موفقی منجر نخواهد شد و همچنین ما باید جریانهای شکل گرفته تئوریک در سینما را تقویت کنیم نه اینکه با تغییر مدیریت چیزی به آنها بیفزائیم و یا کم کنیم.
وی تصریح کرد: در نگرش افلاطونی یک حقیقت ثابت وجود دارد که ماده و یا صورت در اطراف آن شکل گرفته است و تمامی تلاشهای صورتگرفته حول و حوش آن حقیقت ناب است دیدگاهی که در فیلم راشامون نیز دیده میشود شبیه به نگرش افلاطونی است. البته در حوزه فلسفه بعد از کانت، نوعی برونگرایی و انسانمحوری دیده میشود و این مساله که مباحث ایدئولوژیک در مورد حقیقت چه میگویند جای خود را به برداشت انسان از جهان داده است و در این نگرش تکرار و اقتباس محلی از اعراب ندارد. این نگرش بیشتر بر تجربهگرایی تاکید دارد.
عبدالله اسفندیاری مدیر کانون فیلم معناگرا نیز در این نشست یادآور شد: از متن سخنان معاونت سینمایی در خصوص سینمای معناگرا، عنادی با این حوزه برنمیآید بلکه ایشان نگرانی خود را از برخی جریانهای غیرمعناگرا در سینما ارایه کردند.
وی ادامه داد: این اولین جلسه سینمای معناگرا در مدیریت جدید سینمای ایران است و انشاءالله در جلساتی که با معاون امور سینمایی و سایر مدیران حوزه سینما خواهیم داشت در خصوص چگونگی ادامه فعالیت سینمای معناگرا بحث خواهیم کرد.
اسفندیاری به شکلگیری واژۀ در جست و جوی حقیقت از سه سال گذشته توسط معاون سینمایی سابق اشاره کرد و ادامه داد: در این دوره جدید واژه عدالت نیز به تفسیر سینمای معناگرا اضافه شده است که دو نوع از مباحث را در برمیگیرد. ابتدا مسائل اجتماعی مربوط به عدالت که بیشتر به سینمای اجتماعی پیوند میخورد و دوم مسائل مربوط به عدالت الهی، که بخشی از این معنا در حوزه سینمای معناگرا قرار میگیرد یعنی بررسی لایههای مختلف عدل اللهی و حتی چرایی و چگونگی آن.
اسفندیاری در خصوص فیلم راشامون نیز گفت: در دیداری که در جشنواره توکیو با کوروساوا داشتم ایشان بر نزدیکی فرهنگ ژاپنی و ایرانی تاکید کردند و فکر میکنم کوروساوا یکی از کسانی است که باعث شده فرهنگ غنی شرقی به جهانیان شناخته شود.
وحید اسلامی منتقد سینما نیز در پایان این نشست گفت: کوروساوا در ساختار به مولفههایی میرسد که میتواند مکمل معناگرایی در محتوا باشد. میزانسن خلاقانه و در برخی مواقع سه لایه، حرکتهای دوربین، ترجمه طبیعت در فیلم و استفاده مناسب از زاویه دوربین و عمق میدان همه و همه در خدمت مفاهیم برجسته فیلم است.

فیلم «راشومون» ساخته آکیرا کوروساوا، در نود و دومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه اول آبانماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
جلسه پرسش و پاسخ این نشست با حضور دو منتقدِ سینما برگزار خواهد شد.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: در ژاپن عصر قدیم، به زنی تجاوز میشود و همسرش کشته میشود. فیلم از چهار زاویه، واقعه را نشان میدهد که هرکدام با دیگری تفاوت دارد! کدام یک حقیقت را میگویند؟
نمایش این فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز میشود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.
گزارش نود و یکمین نشست
جواد اردکانی، کارگردان فیلم «به کبودی یاس» در نود و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: در این فیلم هیچگونه اغراقی وجود ندارد و هرچه هست کاملا منطبق بر واقعیات زندگی شهید برونسی است.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، نود و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا با نمایش و نقد و بررسی فیلم «به کبودی یاس» با حضور جواد اردکانی (کارگردان)، ابراهیم اصغری (تهیهکننده) و داود عینآبادی (بازیگر) در سینما فرهنگ برگزار شد.
«به کبودی یاس» روایت واقعی آخرین ماههای قبل از شهادت عبدالحسین برونسی از سرداران جنگ را نمايش ميدهد. زمانی که به شهر میآید و میخواهد رزمندگان را برای عملیات بدر جمع کند اما هر یک از آنها مشکلاتی دارند که برونسی باید آنها را حل کند.
در ابتدای مراسم جواد اردکانی، کارگردان فیلم «به کبودی یاس» گفت: حدود 4 سال پیش به همراه جمعی از سینماگران خدمت مقام معظم رهبری رسيديم که ایشان توصیه کردند راجع به شهیدانی مانند شهید برونسی و دیگر سرداران جنگ فیلمهایی ساخته شود که متعاقب آن صفار هرندی، وزیر ارشاد سابق پیشنهاد ساخت فیلم زندگی شهید برونسی را به من داد که پذیرفتم.
ابراهیم اصغری، تهیهکننده فیلم «به کبودی یاس» بیان کرد: اوایل سال گذشته بعد از تحقیقات مفصل، نگارش فیلمنامه به پایان رسید و اواخر تابستان با حمایت بنیاد سینمایی فارابی کلید خورد. به اصرار دوستان سعی کردیم ساخت فیلم را در مدت کوتاهی به انجام برسانیم تا برای جشنواره فیلم فجر آماده شود و بعد از شرکت در جشنواره تدوین مجددی صورت گرفت و فیلم کوتاه شد.
داوود عینآبادی، بازیگر نقش شهید برونسی در فیلم «به کبودی یاس» نیز گفت: این فیلم اولين کار سینمایی من بود. قبل از آن در کارهای نمایشی و تئاتر فعالیت میکردم.
سپس عبدالله اسفندیاری، مدیر حوزه فیلم معناگرا در بنیاد سینمایی فارابی بیان کرد: این فیلم به لحاظ فنی با کاستیهایی همراه است اما نکته مهمتر موضوع فیلم است که راجع به یکی از شهدای دفاع مقدس است. ما شهیدان گمنام یا صاحبنام زیادی داریم که ناگفتههای زیادی درباره زندگی آنها وجود دارد. صحنههای سادهزیستی و مردمی بودن شهدا را که میبینیم فکر میکنیم افسانه است و فاجعه همینجاست که ما چه کردهایم و چرا آنقدر از این سرداران شهید دور شدهایم که آن واقعیتهای بلورین را امروز به سختی باور میکنیم.
اصغری در رابطه با اشاره به سختیها و شیرینیهای ساخت فیلم «به کبودی یاس»، توضیح داد: در مرحله پیشتولید میدانستیم که این اولین فیلم واقعگرایانه، راجع به یکی از فرماندهان شهید جنگ تحمیلی است و مطمئنا خانواده، دوستان و همرزمان آن شهید هستند و اگر فیلم خلاف واقع پرداخت شود مورد نقد قرار خواهد گرفت و دیگر اینکه میخواستیم این واقعیت را باورپذیر کنیم.
وی افزود: بخش شهری فیلم را در مشهد فیلمبرداری کردیم و لوکیشنهای جنگ در شهرک سینمایی دفاع مقدس ضبط شد. یکی از سختیهای کار این بود که عملیاتهایی که شهید برونسی در آن حضور داشتند بدر، خیبر و چهارراه خندق بود، به طوری که این مناطق عملیاتی در جنوب کشور نیز دیگر وجود ندارند، به طور مثال چهارراه خندق در کشور عراق قرار دارد و توسط بمبارانهای فراوان صدام به کلی تغییر کرده است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم چهارراه خندق را برای اولین بار در شهرک سینمایی دفاع مقدس بازسازی کنیم.
اصغری گفت: مشاور ما برای ترسیم واقعیتهای زندگی شهید برونسی، معاون این شهید، سردار اخوان بود. او آخرین بازمانده چهارراه خندق است و در آخرین ساعات قبل از شهادت برونسی با او بوده است.
اردکانی درباره معيارهاي انتخاب فرم روايت بيان كرد: یکی از انتخابهای سخت ما انتخاب فرم روایت بود. ما نمیخواستیم با انتخاب روایت خطی از دید دانای کل و قهرمانسازی به زندگی شهید برونسی بپردازیم. نمیخواستم راجع به شهید غلو کنم چون معتقدم زندگی آن بزرگواران آنقدر ارزشمند است که نیازی به غلو نیست، به همین دلیل فرم روایت متقاطع را انتخاب کردم.
وی افزود: فیلم متشکل از قصه یحیی، ستار، رضا، حامد و شهید برونسی بود که وجه اشتراك همه آنها تأثیرگذاري برونسی بود سرانجام چهار قصه، تبدیل به یک قصه شد و آن را تا آخر پیش برديم. تلاش من این بود خیلی به سمت غلیظ شدن احساسات نرویم و بگذاريم تماشاگر خودش برونسی را قبول کند.
وی تصریح کرد: در زندگی هر کسی مقاطع مختلفی وجود دارد. زندگی شهید برونسی هم مستثی نیست. دوران نوجوانی، جوانی، مهاجرت از نیشابور به مشهد و... ولی من میخواستم ویژگیهای شخصیتی او را معرفی کنم نه اطلاعات زندگی او را و از این رو چند ماه آخر شهادت او را انتخاب کردم که این مقطع دوران گذشته وی را که تبدیل به خصلت و شخصیت در او شده بود نیز نشان میداد.
اسفندیاری درمورد معناگرایی این فیلم توضیح داد: در این فیلم معناگرایی در تحول شخصیتها و اخلاص و ایثار وجود داشت. در صحنهای که ستار میوه مسموم شده را میخواهد به برونسی بدهد و دستی که نمیدانیم متعلق به کیست بشقاب میوه را پرت میکند و بعد میبینیم که ستار پسر شهیدش را یک لحظه میبیند، البته اگر اینگونه صحنهها در حالت ابهام باشد اثرگذارتر است.
رضا محمدی مجری و منتقد نیز در پایان این نشست گفت : هم اکنون در سینمای غرب ما شاهد این هستیم که بدون انگیزه و نگاه فردی جنگ را به تصویر میکشند و از رسانه سینما برای مظلومنمایی خود و تفکرات سیاسیشان بهره میگیرند.
وی تصریح کرد: یکی از ویژگیهای سینمای دفاع مقدس پرداختن به فرهنگ مقاومت ایثار و شهادت است که آن را از سینمای جنگ در جهان متمایز میسازد و تا دیر نشده باید به خاطرات رزمندگان برای ثبت در تاریخ و انتقال به نسل جوان توجه کنیم.