
اختصاصی بوستان سینما
فیلم سینمایی "خدا نزدیک است" ساخته علی وزیریان روز جمعه چهارم آبانماه جاری در پنجاه و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا به نمایش درمی آید.
بابک حمیدیان، الناز شاکردوست، مینا جعفرزاده، سعید نیکپور و ... بازیگران اصلی "خدا نزدیک است" هستند. این فیلم از تولیدات حوزه هنری و جواد نوروزبیگی تهیه کننده آن است.
محمدتقی پاکسیما در سمت مدیر فیلمبرداری ، حسن حسندوست به عنوان تدوینگر و محمدرضا دلپاک در صداگذاری و میکس ، علی وزیریان را در این فیلم یاری داده اند.
کارگردان فیلم به همراه بابک حمیدیان و الناز شاکر دوست ، پس از نمایش فیلم ، به پرسشهای مخاطبان ، پاسخ می دهند.
در خلاصه داستان فیلم آمده است : رضا با موتور مسافر کشی میکند. او در نگاه اهالی، شیرین عقل است، لیکن در باطن جوانی با عاطفه و مهربان و برخوردار از سلامت کامل ذهنی است. در نزدیکی محل زندگی رضا، روستای کوچکی است که بخشی از جاده آن در مسیر سیل ویران شده است. اهالی برای تردد به آنجا ناچارند با موتورهای مسافرکش و از راه جنگلی عبور کنند. در همین ایام، لیلا معلم جدید روستا از راه میرسد و برای رفتن به مدرسه ناچار میشود با موتور سفر کند. رضا دلباخته لیلا شده، رفته رفته احوالاتش به گونهای تغییر مییابد که مادرش او را برای شفا به امامزاده میبرد.
نمایش فیلم ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز می شود.
گزیده ای از فیلم را در این جا ببینید

عشق ، تکرار آدم و حواست
سیب ، ممنوعه ی بهشت خداست
عشق ، واژه ی جدیدی نیست
ماجرای قدیمی دنیاست
دلمان برای یک سریال خوب در ماه رمضان لک زده بود.
پاکی دلهایمان ، دعای خیر برای عوامل فیلم.
مقاله ای از شهید آوینی
نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند. مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مرگ آگاهی است. مرگ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.

"عزیزالله حمیدنژاد" کارگردان فیلم "هور در آتش" در پنجاه و چهارمین نشست سینمای معناگرا گفت : تولید این فیلم نشان دهنده ریسک پذیری بالای فضای سینما در اوایل دهه هفتاد است در صورتی که شاید هماکنون تولید این فیلم چندان میسر نباشد ، این مساله یادآور جرقه هایی است که در آن زمان برای سینمای نوین ایران زده شد، جرقه هایی که از سوی مدیریت فرهنگی آگاهانه بود.
این کارگردان تصریح کرد: در واقع این فیلم در فضایی ساخته شد که عموم فیلم های دفاع مقدس، حماسی، شعاری و با شخصیت های سیاه و سفید بود البته بسیاری از سینماگران دارای انگیزه و انرژی زیادی بودند و این مساله باعث نوآوری به ویژه در سینمای دفاع مقدس شد.
"محمد سلیمانی" با تشکر از دست اندرکاران نشست سینمای معناگرا به دلیل انتخاب فیلم هور در آتش، بیان داشت : مساله معناگرایی با توجه به اینکه جنگ ما با جنگ دیگر کشورها فرق دارد و دفاع مقدس نامیده میشود در اکثر آثار شاخص دفاع مقدس دیده میشود و به نوعی می توان گفت معناگرایی شاخصه اصلی سینمای دفاع مقدس است.
وی درباره لایههای معناگرای فیلم هور در آتش افزود : در این فیلم در کنار واقعگرایی ، مساله معناگرایی دیده میشود و خوشبختانه این فیلم با ظرافتی ساخته شده که در ورطه معنازدگی قرار نگیرد. نمادها و نشانه ها به نوعی در فیلم قرار گرفته اند که مساله معناگرایی و واقع گرایی در کنار هم به پیش می روند و هیچ کدام بر دیگری غلبه ندارد. تماشاگر در عین حال که وقایع فیلم را باور میکند به معناگرایی و معنویتی که در شخصیت پدر دیده میشود نیز توجه میکند. دریافت تماشگر از نشانه ها به گونه ای است که به هیچ عنوان احساس تحمیل دیده نمی شود.
امیر حسین شریفی تهیه کننده فیلم نیز گفت : احساس می کنم که جسارت زیادی در زمان تولید این فیلم داشته ام ، کار بسیار سختی بود ، فیلمنامه ای که به دستم رسید خیلی جذاب بود و احساس کردم که سینمای ایران به چنین آثاری نیاز دارد و خوشبختانه با همکاری تمامی عوامل که از جان مایه گذاشتند این فیلم ساخته شد. وی ادامه داد : علاقه خاصی به سینمای دفاع مقدس دارم و دو فیلمی که با آقای حمیدنژاد کار کردم (هور در آتش و اشک سرما) از آثار شاخص پرونده کاری من است.
"محسن ذوالانوار" فیلمبردار این فیلم نیز خاطرنشان کرد : محیط فیلمبرداری در هفته های اول ، نوع کار را برای ما مشخص کرد و تجربیاتی نیز توسط دستیاران و دیگر عوامل از فیلم های دیگر به این فیلم منتقل شد. برای اینکه در هنگام فیلمبرداری صحنه های روی آب با لرزش دوربین مواجه نشویم سکوهایی را تعبیه کردیم تا دوربین برروی آن قرار گیرد همچنین انفجارها به گونه ای صورت میگرفت که جهت دار باشند و جهت آن ها معمولا بر خلاف جهت استقرار دوربین بود.
مهدی فقیه بازی در فیلم "هور در آتش" را از الطاف خداوندی نسبت به خود دانست و ادامه داد : من زمینه تاسیس موزه ای با نام شهدا را در شیراز فراهم کردم و بازی در "هور در آتش" دستمزدی است که شهدا به من اعطا کردند. مهمترین مساله این فیلم انسانی بودن آن است ، البته تولید فیلم هور در آتش بسیار سخت و طاقت فرسا بود ولی خوشحالم مرا با عنوان شخصیت این فیلم "بابا رحمت" می شناسند.

کسی که سینما را بشناسد ، نام مجید انتظامی برایش خاطره انگیز است. همین بس که نوای دلنشین موسیقی "آژانس شیشه ای" را به یاد بیاوریم تا روح مان به پرواز درآید.
امشب ( چهارشنبه چهارم مهر ماه ) کنسرت استاد انتظامی را دیدم. به راستی که رهبری او با نواختن نوازندگانی چیره دست و بازی خوب مهتاب نصیرپور ، چنگی به دل می زند که گاه احساس غرور می کنی و گاه اشک در چشمانت حلقه می زند و به یاد آنهایی میفتی که ذهنت را تسخیر کرده اند. لااقل برای من اینگونه است.
آثار ماندگاری مانند : از كرخه تا راین، آژانس شيشهای، حماسه فتح خرمشهر، روز واقعه، بوی پیراهن یوسف و سمفونی ایثار را که ایشان می نوازند حماسه ای است از افتخارآفرینی نیک ترین فرزندان این خاک.

پنجاه و چهارمین نشست "کانون فیلم معناگرا" که روز جمعه ششم مهرماه سال جاری در سینما فرهنگ برگزار میشود ، به مناسبت هفته دفاع مقدس ، به نمایش فیلم "هور در آتش" ساخته عزیز الله حمیدنژاد اختصاص دارد.
جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور "عزیزالله حمیدنژاد" کارگردان، "مهدی فقیه" بازیگر، "محسن ذوالانوار" فیلمبردار و "محمد سلیمانی" منتقد سینما برگزار می شود.
هور در آتش از آثار برجسته سینمای دفاع مقدس به شمار می رود.
فیلم داستان پیرمردی را به تصویر می کشد که به دنبال پسر خود به جبهه می رود و وقایع جنگ را از نزدیک تجربه میکند.
حمید نژاد از کارگردان های برجسته دفاع مقدس به شمار می رود که فیلم هایی چون هور در آتش و اشک سرما را در پرونده کاری دارد.
نمایش فیلم ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز می شود.

من پسر بدی ام ؟
دیروز فقط یادم رفت دستامو مسواک بزنم
حتی نرسیدم موهامو اُتو کنم
آخه جورابامو قاب کردم و آویزون کردم به گردنم
با یه طناب بلند بلند بلند
عینک مامانمو شکوندم
جای شیشه هاش با ماژیک آبی، گنده نوشتم : چشم
تمام نوشته های بابا رو از پنجره ریختم بیرون
چون پرنده های شهر من کلمه می خورن
دوربین داداشمو با هویج و گوجه فرنگی و سبزی سرخ کردم
آخه از آسمون و ابر عکس گرفته بود
من فقط می خواستم از اونا بخورم
تنبک اون یکی داداشمو با کمونچه ی این یکی
با پنج هزار و پونصد و پنجاه و پنج تا کتاب
دادم به پیر مرده که توی چهارراه ویولن می زد
تمام دارو های الکی مامان بزرگو ریختم دور
به جاش بهش از غذای آسمون و ابرم دادم بخوره
من به خدا کار بدی نکردم
هیچی
چرا همه دارن سرم داد می زنن ؟
اونا ناراحتن که من به خدا کمک کردم
روی دیوارای خونه
یه شعر واسه ی تنهایی خدا نوشتم
خدا بهم گفت : بخواب
بعد همه چی تاریک شد و آروم
من خیلی خوب خوابیدم
خیلی
شماها هم باید بخوابین ..
دنیاتونو الکی گنده کردین
من می خوام تمام عمرمو بخوابم
دستای خدا خیلی گرمه ...
فردا (دوم مهر) سالروز تولد ابراهيم حاتمیكيا فيلمساز برجسته سينمای دفاع مقدس و غمخوار رزمندگان آرمانگرای دفاع مقدس است.

یاد خاک سرخ فکه یا غروبای شلمچه
یاد نعره های یاهو رمز یا ضامن آهو