
حاتمی کیا فیلمساز مورد علاقه من است. در مورد "دعوت" او چیزهایی می نویسند و می گویند.
درست یا نادرست ، نمی دانم فقط یادداشت حسنی نسب با این تیتر (کاش لازم نشود که بگوییم «دهه ات گذشته مربی»!)، نظرم را جلب کرد.
متن کامل را به همراه یادداشت امیر قادری ، در ادامه مطلب می یابید.
یادداشت نیما حسنی نسب :
قصه از «موج مرده» شروع شد؛ از فیلمی که قربانی شد و فیلمساز را هم چند سالی به قربان گاهش برد. حاتمی کیا دلزده از مناسبات، دلگیر از آرمانگراهایی که فقط شعار می دادند، با فیلمی که حلقه هایش را روی میز جلسه مطبوعاتی جشنواره چید، تنها ماند. روایت فتح مرتضی آوینی کجا و این شرایط که «موج مرده» را غیر قابل تماشا تشخیص می داد کجا؟ حاتمی کیا سرخورده شد، جوری که زد به سیم آخر و برای اولین بار فیلمی ساخت که اسمی از جنگ و جبهه و بسیجی و شهادت درش نبود، حتی پلاک هم درش نبود. «ارتفاع پست» فیلم بدی نبود، اما توقع از حاتمی کیا زیادتر از این حرف ها بود. حرف هایی که آدم هایش روی زمین بارها گفته بودند، حالا روی آسمان شنیده می شد و لطف تکرارش به اندازه حرف های تازه نبود.

هفت سالم بود که به دیدن بازی پرسپولیس - پاس رفتم. همانجا رنگم شد قرمز عشقم شد پرسپولیس.
حالا عزیزی از منتقدین سینما با ما هم دل شده است. یادداشت هوشنگ گلمکانی را در ادامه مطلب بخوانید.


محمد رضا اصلاني كارگردان و مستندساز به نام كشورمان، فيلم 90 دقيقهاي «مولاناي بزرگ» با موضوع بزرگداشت مولانا را در مركز سيما فيلم كارگرداني ميكند.
اين فيلم به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا و نامگذاري سال مولانا و با رويكرد مستند ـ داستاني تهيه خواهد شد.
محمدرضا اصلاني كارگردان فيلم «مولاناي بزرگ» با اشاره به كارگرداني اين فيلم 90 دقيقهاي گفت:«فعلاً تحقيقات اين فيلم تمام شده و در حال نگارش فيلمنامه اوليه هستم.
وي در ادامه در خصوص فيلمنامه افزود:قصد دارم تاريخ زندگي و انديشه مولانا را به صورت مستند بازسازي شده، بسازم.
اصلاني قصد دارد داستان و شخصيتهاي فيلمنامه را به مكانهاي اصلي و وقايع زمان مولانا ببرد، به همين منظور اين فيلم در بلخ، بخارا و قونيه تصويربرداري خواهد شد.
كارگردان «مولاناي بزرگ» در خصوص شيوه تهيه اين فيلم گفت: نمي خواهم فيلمم مملو از گفت وگوهاي آماري و تعريف و تمجيد باشد.
وي در ادامه افزود: براي معرفي شخصيت مولانا از داستانها و ديالوگهاي مثنوي استفاده كردهايم؛ كه توسط نابازيگران در مكان هاي واقعي اجرا ميشود.
اصلاني در خصوص توجه به ساخت چنين فيلمي گفت: دراماتيزه كردن انديشه چند وجهي مولانا، وحدت وجود، مسئله انسان و يزدانشناسي مولوي از انگيزههاي اصلي من براي ساخت اين فيلم است متأسفانه مولوي را عارف چرخان با رقصهاي عرفاني معرفي ميكنند، در صورتي كه اينها عرفان ايراني نيست.
اصلاني قصد دارد مولوي را در فيلم «مولاناي بزرگ» از طريق انديشه ها و آثارش معرفي كند نه اين كه تاريخ تولد، مرگ و زندگي مولانا را بازگو كند.
وي در اين خصوص خاطر نشان كرد: حيف است كه مولانا را با نگاه تحقيقاتي متداول دانشگاهي معرفي كنيم. مولوي را بايد از طريق نقد و زبان شناسي مدرن در شعر و زبان شناخت.
وي در ادامه افزود: مولوي مسئوليتي گرانبها براي ماست.
اصلاني در مرحله تحقيقات از مشاوره دكتر بختياري و دكتر حبشي سود برده است. همچنين وي قصد دارد با اشاره به تجارب محمدرضا درويشي در خصوص تحقيق و شناخت موسيقي نواحي و مناطق، ساخت موسيقي فيلم «مولاناي بزرگ» را به وي بسپارد. مرتضي پورصمدي نيز به عنوان تصويربردار، اصلاني را در تهيه اين فيلم ياري ميدهد.
اصلاني در پايان با اشاره به مشخص نبودن زمان دقيق تصويربرداري «مولاناي بزرگ» گفت: پس از تكميل فيلمنامه نهايي و تهيه مقدمات سفر به اماكن واقعي زمان مولانا مانند بلخ، بخارا و قونيه، تصويربرداري اين فيلم را شروع خواهيم كرد.
«مولاناي بزرگ» در يك مستند 90 دقيقهاي تهيه خواهد شد.
"امیر پوریا" منتقد سینما در پنجاه و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت : بحث صورت و معنا در ساحت سینما بسیار خاص است چون هیچ معنایی در این رسانه از طریق صورت و بیان الکن شکل نمی گیرد.
این منتقد تصریح کرد : صورت چه به عنوان فرم و چه به عنوان تکنیک، یکی از مولفه های مهم سینما به شمار می رود و می توان گفت هر فیلمی که در شیوه بیان خود دقیق تر عمل کند ، موثرتر جلوه خواهد کرد.
پوریا در ادامه افزود : هر فیلمی که بتواند حس را به شکل درستی به مخاطب منتقل کند جلوه ای از گرایش به معنا در این اثر وجود دارد.
وی در خصوص نزدیکی سینمای معناگرا به سینمای وحشت گفت : توجه به مولفه های سینمای وحشت در آثار معناگرا هیچ مانع بازدارنده ای برای معناگرا بودن این آثار نیست اما فیلم معناگرا نباید تنها به مولفه های سینمای هراس محدود شود.
وی درباره فیلم افسانه لوسی کیز نیز ادامه داد : موضوعاتی چون ارواح رنج دیده و خانه هراس انگیز از قالب های مورد استفاده در این فیلم است. فیلم همچنین از قراردادها و کلیشه های رایج ژانر هراس استفاده میکند.
پوریا اظهار داشت : بخش عمده ای از فیلم دارای موسیقی است و تقریبا هیچ بخش از آن موسیقی ساکت نمی شود. البته باید توجه داشت که ملودی موسیقی متن فیلم در خاطره ثبت نمیشود چون موسیقی به عنوان سر و صدا در فیلم کارکرد دارد.
"عبدالله اسفندیاری" مدیر حوزه سینمای معناگرا نیز در این نشست افزود : در یک فرآیند مستمر بحث و گفت و گو در رابطه با فیلم های معناگرا میتوان جریان سازی و فرهنگ سازی کرد. در سینما معمولا جریان ها با کانون های فیلم شکل گرفته است.
وی تصریح کرد : بخشی از کار کانون معناگرا جلوگیری از انحرافات و اشتباهات در این حوزه است ، بنابراین حتی برخی از آثار ضعیف و یا تلاش های به هدر رفته در این کانون بررسی میشود تا مخاطبان و سینماگران دچار چنین معضلی در آینده نشوند.
اسفندیاری در ادامه اظهار داشت : کانون فیلم معناگرا این دغدغه را دارد که چگونه می توان معانی و مفاهیم فرهنگی و ارزشی را به تصویر کشید تا حق مطلب در مورد آن ها ادا شود و به سمت خرافات سوق نیابد.
وی درباره سینمای معناگرا افزود: اصطلاح معناگرا در درون خود نوعی حرکت، جست و جو و کشف و شهود دارد و تفاوت آن با سینمای معنوی در این نکته است که در سینمای معنوی جست و جو لحاظ نشده است. همچنین در خصوص تفاوت سینمای معناگرا با سینمای ماورا نیز می توان گفت که سینمای معناگرا ظاهر و باطن را توأمان در بر میگیرد.

فیلم "افسانه لوسی کیز - The Legend of Lucy Keyes" در پنجاه و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا به نمایش در می آید.
جلسه نقد و بررسی ، پس از نمایش فیلم با حضور احمد طالبی نژاد و امیر پوریا برگزار خواهد شد.
افسانه لوسی كيس یک درام ماورایی است كه سعی دارد تأثير عوامل انسانی و ماورايی را در شكلگيری یک پديده نشان دهد و از اين طريق هم زمينه هراس مخاطبان را فراهم و هم مفاهيم مورد نظر خود را القا كند.
در اين فيلم كه محصول 2006 آمريكا است بازيگرانی چون جولی دلپی،جاستين تروكس،بروک آدامز و مارک بون بازی میكنند.
نمایش فیلم ساعت ۱۰ صبح روز جمعه هجدهم آبانماه جاری در سینما فرهنگ آغاز می شود.
فيلم سينمايي "یک وجب از آسمان" دومين ساختهي بلند علي وزيريان امروز ۱۶ آبان در تهران كليد ميخورد.
اولين پلان اين فيلم در يكي از خيابانهاي شهرک غرب مقابل دوربين ميرود.
با پيوستن آتيلا پسياني و انتخاب سهند جاهدي به عنوان بازيگر كودک اين فيلم، جمع بازيگران "یک وجب از آسمان" كامل شد.
علي سليماني ، لادن طباطبايي، افسر اسدي، بهروز بقايي، نادر سليماني، امير آتشاني، محسن قاضي مرادی، مهوش وقاري، مينا جعفرزاده و آرميتا مرادي ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
برديا كيارس نيز ساخت موسیقی اين فيلم را برعهده دارد.
اين فيلم داستان پسر بچه ای است كه آرزوی داشتن "یک وجب از آسمان" را دارد كه اين تحقق پيدا میكند و براي بقيه چنين چيزی غير قابل باور به نظر میرسد، ولی با ديدن آسمان همه باورشان ميشود و به دنبال تصرف آسمان به راه میافتند.

علی وزیریان در مورد فیلم جدیدش گفت: به دنبال پسربچهاي ۱۰ تا ۱۲ ساله هستيم كه هنوز موفق نشديم، کسی را با اين ويژگيها پيدا كنيم و تا شروع فيلمبرداري اگر اين اتفاق نيافتاد كار را با صحنههايي كه این شخصیت حضور ندارد آغاز ميكنيم.
وي قصه و فضاي اين كار را متفاوت از فيلم اولش "خدا نزديک است" دانست و اظهار داشت: "يک وجب از آسمان" شخصيتهاي خيلي زيادي دارد و كسي در آن محور نيست و قدري هم چاشني طنز درون آن ديده ميشود.
وزيريان از علي سليماني، بهروز بقايي، لادن طباطبايي، محسن قاضيمرادي، مهوش وقاري، امير آتشاني و علي اوسيوند به عنوان بازيگراني كه حضورشان در فيلم قطعي شده است نام برد و انتخاب نقشهاي اصلي فيلم را به روزهاي آينده موكول كرد.
وي با اشاره به داستان اين فيلم گفت: فيلم قصه پسربچهاي است كه آرزوي داشتن "یک وجب از آسمان" را دارد كه اين تحقق پيدا ميكند و براي بقيه چنين چيزي غيرقابل باور به نظر ميرسد. ولي با ديدن آسمان همه باورشان ميشود و به دنبال تصرف آسمان راه ميافتند.
ساير عواملي كه حضورشان در اين فيلم قطعي شده است عبارتند از: مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش، تهيهكننده: سيدحسين حقگو، مجري طرح: جواد نوروز بيگي، طراح گريم: مهرداد ميركياني، طراح صحنه و لباس: فرهاد ويلكيچي، مدير توليد: مجيد بابايي، دستيار كارگردان و برنامهريز: برزو نيكنژاد، منشي صحنه: روحانگيز شمس، عكاس: امير عابدي، جلوههاي ويژه: محسن روزبهاني، مدير تداركات: كيومرث عباسي، جانشين توليد: پيمان شيرخواني
وزيريان درباره حضور اين فيلم در جشنواره فجر گفت: من اعتقادم بر اين است كه كار بايد به سلامت انجام شود و اين موضوع براي من مهمتر از هر چيز است و به خاطر حضور در جشنواره كيفيت را فداي سرعت نميكنيم و در نهايت اگر فيلم رسيد خوشحال ميشويم.
اين كارگردان با اظهار رضايت از نمايش "خدا نزدیک است" اظهار داشت: البته اكران در چند سينما ادامه خواهد داشت و با توجه به آمار فروش ديگر فيلمها، فيلم من هم در نوع خودش خوب فروخت.

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

فيلم سينمایی «خدا نزدیک است»، ساخته علی وزيريان و محصول سازمان سينمایی حوزه هنری، به بخش مسابقه دهمين جشنواره بينالمللی فيلم داكا در كشور بنگلادش راه يافت.
اين فيلم ، دومين حضور خود در فستيوالهای بينالمللی را تجربه میكند. «خدا نزدیک است» پيشتر در جشنواره «مذهب امروز» ايتاليا شركت كرده بود.

"علی وزیریان" کارگردان فیلم "خدا نزدیک است" در نشست کانون فیلم معناگرا گفت: موضوع این فیلم از مدت ها پیش ذهنم را مشغول کرده بود و در اولین فرصتی که به وجود آمد این فیلم را جلوی دوربین بردم.
وزیریان تصریح کرد: در حقیقت در ساخت این فیلم بر سابقه قبلی خود به عنوان یک نقاش تمرکز نکردم ولی قطعا حوزه قبلی فعالیتم روی این مساله تاثیر داشته، در واقع نیتم این نبود که بخش تصویری کار خود را بر روی زیبایی های تصویر متمرکز کنم و از دیگر بخش ها غافل بمانم.
وی ادامه داد : بر اساس تعریفی که در این نشست از سینمای معناگرا ارایه شد، خوشحالم فیلم "خدا نزدیک است" در این دسته بندی جای میگیرد.
کارگردان فیلم "خدا نزدیک است" افزود : فیلم برگرفته از اعتقادات خودم است. در این فیلم قصد داشتم یکی از موضوعاتی که مخاطب به آن فکر کند موضوع کربلا باشد اما نمیخواستم این مساله به صورت شعاری مطرح شود ، تا مخاطبان دیگر کشورها نیز با فرهنگ عاشورا آشنا شوند، در واقع محملی را که برای تعریف عشق عنوان کردم "عاشورا" بود تا فرهنگ عاشورا را بهتر معرفی کنیم.
وزیریان یاد آور شد : رضای قصه من به هیچ وجه شیرین عقل نیست و فردی ساده دل است که از نظر شخصیت پردازی، نیاز به تهمیداتی داشت. برخی از این تهمیدات را به صورت کامل از زندگی برخی از شهدا گرفتم ( دادن سیب به دختر بچه از زندگی شهید بابایی ) در حوزه این نوع سینما ادعایی ندارم اما تاثیراتی که بر مخاطب داشته را دیده ام ، به گونه ای که حتی مخاطبان ایتالیایی (که فیلم در آن کشور به نمایش درآمد) به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند.
حسن حسندوست ، تدوینگر فیلم نیز گفت : همکاری من با وزیریان با فیلم کوتاه باز باران آغاز شد که فیلم موفقی در داخل و خارج بود.
این تدوین گر ادامه داد : معناگرایی ژانر نیست هر فیلمی میتواند معناگرا باشد سینمایی را من دوست دارم که در بطن داستان مضامینی داشته باشد و مدت ها ذهن مخاطب را به خود مشغول کند و به تفکر وا دارد. اگر مراد ما از سینمای معناگرا ، این گونه سینما باشد بسیاری از فیلمهای مهم دارای این بار هستند.
وی یاد آورد شد : کار کردن در فیلم هایی که کفه محتوایی آنها می چربد سخت است ، منتها من معتقدم در فیلم نباید چیزی سنگینی کند نه محتوا و نه فرم ، بین این ها باید تعادل و توازن باشد ، تدوین فیلم به گونه ای انجام شد تا برای مخاطب جذاب باشد.
الناز شاکردوست ، بازیگر فیلم نیز گفت: من تحت تاثیر فیلمنامه "خدا نزدیک است" قرار گرفتم و احساس کردم تجربه جدیدی در پرونده کاری من خواهد بود که هم اینک به بازی در این فیلم افتخار می کنم.
وی ضمن اشاره به این که جزو آخرین نفراتی بود که به این گروه ملحق شده است تصریح کرد: موفقیت ما زمانی است که نسل جوان و تماشاگران امروزی با دیدن این فیلم تحت تاثیر قرار گیرند و خدا را احساس کنند.
عبدالله اسفندیاری ، مدیر کانون فیلم معناگرا نیز از تلاش های جواد نوروزبیگی ، در تهیه این فیلم تقدیر کرد و مصیبت وارده به این تهیه کننده را تسلیت گفت.

مجنونوار بر بستر معناگرایی
علی وزیریان در اولین فیلم بلند سینمایی خود تلاش کرده عشقی مجنونوار را بر بستری از معناگرایی و مذهب به تصویر بکشد. فیلمی که بیش از هر چیز در ژانری که انتخاب کرده محدود میماند.
به گزارش خبرنگار مهر، وزیریان در این فیلم نگاهی دارد به ژانر تازه تأسیس معناگرا که به تدریج جای خود را بین گونه های سینمایی پیدا می کند و بدل به قطبی شناخته شده در سینمای ایران می شود.
وزیریان با توجه به ریشه های مذهبی خود تلاش کرده در فیلم "خدا نزدیک است" مفاهیمی چون عشق، سیر و سلوک، معجزه، شفا و ... را از زاویه ای خاص به تصویر بکشد و در واقع از نقطه نظر خود هر کدام از این مضامین را معنا کند. فیلمی که برای ارتباط برقرار کردن با اهل دل، قصه عام یک عشق را با کدگذاری های خاص بدل به داستانی به شدت مذهبی و دینی حتی در مولفه های ظاهری می کند.
فیلم قصه عشق یکطرفه رحمان به لیلا است. عشقی که با همه جزئیات و پرداخت فقط رحمان را دچار می کند و همراهی فیلمساز با وی و تمرکز زاویه دید فیلم بر زندگی رحمان شاهدی بر این مدعاست. فیلمساز از ابتدا تلاش کرده مولفه های مذهبی و دینی را نه فقط در لایه های درونی فیلم بلکه در طراحی شخصیت، مکان، خاستگاه آدمها و تأکید بر این مولفه ها پررنگ کند.
رحمان جوان ساده دلی است که اعتقادات و ریشه های مذهبی خاصی دارد که از ابتدای فیلم با حضور او در امامزاده به آن اشاره می شود. فیلم از جایی آغاز می شود که رحمان با حضور در امامزاده و درددل با خادم آنجا، آرامش و چگونگی رسیدن به این شرایط را برای او شرح می دهد. نوعی نگاه عام به کاراکترهای مستعد برای برقراری ارتباط با عالم ماورا و معنا که در ساده دلی، تنهایی و ... باقی می ماند و کاراکتر رحمان هم نمی تواند کد شخصیتی خاصی به آن بیافزاید.
فیلم با رویکرد مألوف به فلاش بک، بخش اعظم روایت خود را در همین فلاش بک میانی ترسیم می کند و وقتی در پایان روایت به نقطه ابتدایی رسیده و محدوده دایره را می بندد، فیلم به زمان حال می آید و آخرین اتفاق و سرانجام کار را در زمان حال به تصویر می کشد. تصویر محتوم عشق هایی که در زمان خاص خود به نتیجه نمی رسند و به گفته ای می سوزند و می سوزانند.
رحمان در فلاش بک جوانی معرفی می شود تنها و مهربان که ساده دلی او موجب دور شدنش از مردم شده و مادر هم نگران تنهایی اوست. دغدغه های درونی رحمان در کمک کردن به مردم، اهمیت به حفظ فاصله با زنان مسافری که سوار موتورش می کند و ... برجسته می شود و در صحنه کلیدی وقتی او معلم جوان روستا را شناسایی کرده و برای راهنمایی و رساندن او قدم پیش می گذارد، جرقه آغاز این رابطه عاطفی به واسطه ویژگی های بالقوه شخصیت روشن می شود.
فیلمساز برای زمینه چینی و بسط عشق رحمان به لیلا، توجه خاصی بر عنصر تکرار دارد و در این میان با تکرار همراهی رحمان و لیلا در مسیر مدرسه، انتظار او پشت در خانه و ... گذشت زمان، بسط این عشق و در عین حال رمز آلود بودن دو طرفه بودن آن را به گونه ای تصویری ترسیم می کند.
فیلمساز تلاش کرده از این وجه برای گذار رحمان از مرحله عاشقی به جنون هم استفاده کند هنگامی که او را بر درگاهی مقابل خانه لیلا نشان می دهد که گذر زمان ظاهرش را تغییر داده و در نهایت تبدیل به مجنوبی آواره کوچه ها می شود. در چنین مقطعی است که فیلمساز با توجه به زمینه چینی پررنگی که برای وجوه معنایی فیلم کرده، امامزاده را به عنوان لوکیشن اصلی معرفی کرده و شفای رحمان را در این مکان تصویر می کند.
در واقع می توان امامزده را به واسطه رویکرد فیلمساز مکان تعیین کننده و مهمی تلقی کرد که اتفاقات مهم فیلم در آن به وقوع می پیوندد و در واقع به عنوان یک کاراکتر معرفی شده و خودنمایی می کند. وزیریان برای معرفی مکان از زبان سینما و تصویر استفاده ای کرده که بیش از هر چیز به نمایش اغراق شده مکان نزدیک است که با نشان دادن نماهای طولانی از تابلو و نقاشی دیواری های مذهبی از امامان و موسیقی خاص، تأثیرگذاری فضای عرفانی را بالا می برد.
اما این شیوه بعلاوه ریتم کند فیلم در باقی لحظات نوعی رخوت و پس زدگی در مخاطب ایجاد می کند که به همراه نشدن با فیلمساز در دنیایی که در فیلم ساخته منجر می شود. به نظر می آید وزیریان تأکید که به دنبال خود تکرار و کندی را به همراه دارد، به عنوان اصل مهم برای نزدیک شدن به فضاهای مذهبی و عرفانی تلقی کرده و از همین روست که آن را به کلیت فیلم تعمیم داده است.
سکانس هایی چون درس گوش کردن رحمان از پشت در کلاس که لیلا درس آب را به بچه ها می دهد و تکرار محض این آموزش در روزهایی که لیلا دیگر به مدرسه نمی آید از لحظاتی سینمایی است که در درون این قصه که با مولفه های دینی-مذهبی کدگذاری شده خودنمایی می کند و کارکرد خوبی از عنصر تکرار در موقعیت های مختلف ارائه می دهد.
شفا گرفتن رحمان بر بستر اعتقادات مذهبی نوعی حرکت از جایگاه جنون به عقلانیت است. عقلانیتی که وقتی رحمان دچارش می شود و نسبت به اتفاقات گذشته منطقی برخورد می کند، معشوق را به سوی او می آورد.
هر چقدر که فیلم تلاش می کند بستر مناسبی برای سیر و سلوک رحمان فراهم کند و با پرداخته های خود به نوعی نقاط خالی این مسیر را پر کند، اما همین سیر در مورد شخصیت لیلا مبهم باقی می ماند. هر چند همانطور که اشاره شد فیلم از ابتدا همراهی خود را با رحمان قرار داده و از زاویه دید او اتفاقات را به تصویر می کشد ولی این دلیل نمی شود که پرداخت اولیه دیگر کاراکترها دچار نقصان شود.
نگاه و نظر لیلا نسبت به رحمان همواره در پرده ابهام باقی می ماند هر چند او هیچگاه محبتهای رحمان را پس نمی زند. ولی وقتی سرخورده از زندگی زناشویی، به رحمان در امامزاده برمی خورد به نظر می آید ارزش عشق خالصانه رحمان را فهمیده ... زمانی برای بازسازی گذشته ای که از دست رفته ولی همه چیز هم قابل بازسازی نیست.
"خدا نزدیک است" تلاش می کند از پاسخ محض و قطعی ندادن به برخی پرسشها به نوعی فضای معنوی ساخته شده را پررنگ کرده و به نوعی به این وجه ارجاع دهد در حالیکه معناگرایی و فیلم معناگرا ساختن به مفهوم وانهادن همه چیز به این وجه نیست. معناگرایی اصول و تعاریفی خاصی دارد که در نهایت باید در قالب یک فیلم سینمایی بتواند قائم به ذات بوده و مخاطب را به شیوه خاص خود راضی کند.