
نوروز بزرگترین جشن ملی ایران است که از روزگاران بسیار دور برای ما به یادگار مانده است و بنیاد آن را به جمشید شاه پیشدادی نسبت میدهند و حتی برخی آن را نوروز جمشیدی میخوانند. گویند به دوران جمشید، سرما و طوفان ایران را فرا میگیرد و پس از سه سال در آغاز بهار، سرما و طوفان به پایان میرسد و به شادی آن جشن بزرگی برپا میشود که نوروز مینامند.
خیام در نوروزنامه درباره این جشن چنین مینویسد: سبب نام نهادن نوروز از آن بوده است که آفتاب در هر 365 روز و ربعی به اول دقیقه حمل بازآید و چون جمشید آن روز را دریافت، نوروز نام نهاد و جشن بزرگی برپا کرد.
فردوسی در شاهنامه میفرماید:
سر سال نو هرمز و فرودین
برآسوده از رنج تن دل ز کین
به جمشید بر گوهر افشاندهاند
مر آن روز را روز نو خواندهاند
بزرگان به شادی بیاراستند
می و رود و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار

شصت و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه، دهم اسفندماه جاری با نمایش فیلم "گفتگو با سایه" به کارگردانی "خسرو سینایی" برگزار خواهد شد.
نمایش فیلم ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از نمایش فیلم، نشست پرسش و پاسخ با حضور خسرو سینایی و حبیب احمدزاده، که در نگارش فیلمنامه با سینایی همکاری کرده است، برگزار میشود.
این فیلم برای معرفی هر چه بهتر صداق هدایت، نویسنده نام آشنای ایرانی و تحلیلی بر آثارش از جمله بوف کور و به شیوه مستند-داستانی ساخته شده است.
در این فیلم، "مهدی احمدی"، "داریوش فانتزی"، "بهروز شعیبی" و "فرشید ابراهیمیان" نقشآفرینی میکنند.

سینایی در مورد اثرش میگوید: بسیاری از تماشاگران و حتی آن دسته از علاقمندان هدایت که به او تعصب خاصی داشتند، تقربیا با فیلم به خوبی ارتباط برقرار کردند و در این فیلم با آن تصویری از آثار و زندگی هدایت رو به رو شدند که در ذهن داشتند. فیلم "گفتگو با سایه" در چند نمایش در دانشگاههای کشور جنبههایی روشنگرانه از شخصیت فردی، آثار و ارتباط صادق هدایت با اطرافیانش را در معرض دید نسل جوان گذاشته است. من تعجب میکنم که بعضی از دوستان منتقد عنوان کردهاند، فیلم "گفتگو با سایه" حرف تازهای برای مخاطبان هدایت ندارد و همه مسائل طرح شده درباره زوایای آشکار و پنهان هدایت را میدانستند. احساس کردم اگر همه منتقدان ما اینقدر از علائق شخصی هدایت در مورد دیدن فیلمهای اکسپرسیونیستی نظیر "مطب دکتر کالیگاری" و "نوسفراتو" آگاه باشند، خیلی مسئله خوشحال کنندهای است. این فیلم را برای بازگو کردن نکاتی ساختم که انتقال آنها فقط از طریق سینما امکانپذیر است و نمی توان آنها را در کتابها پیدا کرد. در کتابها فقط اشاره میکنند که هدایت به سینمای اکسپرسیونیستی علاقه داشت ولی اینکه کدام سینمای اکسپرسیونیستی و فیلمهای وابسته به آن، مشخص نیست.
گزارش شصتمین نشست کانون فیلم معناگرا
چیستا یثربی منتقد سینما در شصتمین نشست فیلم معناگرا گفت: فیلم درست مثل بهشت در عین احترام گذاشتن به مخاطب، مسائلی فرامتنی را توضیح می دهد و این مسائل را به صورت مقاله ارایه نمی کند. در واقع به مرز باریک بین مرگ و زندگی و فلسفه حیات اشاره و پرسش های حیاتی زندگی بشر را مطرح می کند.

این منتقد تصریح کرد: مهمترین جذابیت یک فیلم برای مخاطب این است که در ورای وجه سرگرم کننده شما را به فکر وا دارد اگر یک فیلم به صورت عریان و مقاله ای ادعای معناگرایی داشته باشد مخاطب آن را پس می زند فیلم های که بوی شعار می دهند و کارگردان در آن خود را به رخ می کشد و انسان در آن دیده نمی شود ارتباط مناسبی با مخاطبان نمی یابند، اگر حرف خود را از طریق بسترسازی دراماتیک عرضه کنیم به دل می نشیند.
یثربی در ادامه اظهار داشت: بهترین فیلم معناگرا، اثری است که در آن به داستان، شخصیت پردازی و روابط بین شخصیت ها توجه شده است.
وی ادامه داد: مهم ترین فرق بین این فیلم و آثاری با داستان های مشابه درباره ارواح این است که به مساله بعد از مرگ چندان توجه نمی کند بلکه نگاهی هستی شناسانه و معناگرا دارد که می خواهد زندگی را تحلیل کند.
این منتقد اظهار داشت: طبق عرفان شرقی و ایرانی مرگ در لحظه اتفاق می افتد و هر لحظه ما در حال گذار هستیم و نسبت به گذشته خود متفاوت، سهروردی هم می گوید ما هر لحظه می میریم و هر لحظه به دنیا می آیم و چیزی که باعث تولد دوباره و دوباره ما می شود انگیزه های موجود برای بهتر شدن و تلاش برای رشد و تعالی است.
عبدالله اسفندیاری مدیر حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی نیز در این نشست افزود: در آستانه چهارمین سال برگزاری نشست های کانون فیلم معناگرا هستیم که بعد از جشنواره و به نوعی با شروع سال جدید سینمایی کشور، این نشست برگزار می شود و امیدوارم که جریان معناگرایی در سینمای کشور ادامه داشته باشد تا همچنان زمینه بررسی برخی از دغدغه ها و دلمشغولی های انسان امروز در این جمع تخصصی فراهم باشد.
وی ادامه داد: این فیلم به اکسیر اصلی سینما که همان ایجاد علاقه مخاطب و نشاندن وی در سالن نمایش است دست یافته، جذابیت عمومی، اصلی اولیه در صنعت سینماست و بعد از ارتباط با مخاطب زمینه انتقال پیام های دیگر فراهم می شود.
وی ادامه داد: آرزو می کنم برخی از فیلمسازان ما از اتهامات خودساخته تصنعی روشنفکرمابانه خود را رها کنند، مثلا یکی از اتهاماتی که به صورت بلا به جان سنیمای ما افتاده این است که ملودرام را غالبا سطحی می شمارند و آن به صورت یک دشنام به کار می برند. اما من معتقدم ساختن یک ملودرام خوب و قابل تامل کار خیلی سخت است ملودرام اثری خجالت آور و عامل شرمندگی نیست بلکه یکی از کلیشه های تجربه شده و موفق تاریخ ادبیات و سینما است و ما باید با سربلندی از یک ملودرام جدی که مسائل مهم بشری را مطرح می کند، دفاع کنیم.
اسفندیاری خاطرنشان کرد: یک بیماری در میان برخی از فیلمسازان و منتقدان ما وجود دارد. گروهی از منتقدان تا فیلمی جذاب برای مخاطبان ساخته می شود آن را سبک می شمارند و جدی نمی گیرند، تعداد فیلم های که هم مخاطبان خاص را راضی کند و هم مخاطب عام را، کم است که این گونه فیلم ها باید مورد تقدیر قرار گیرند به هرحال من معتقدم منتقدین و فیلمسازان ما باید به این مساله توجه کنند و به دنبال اداهای تصنعی خودساخته نباشند، روشنفکرنمایی یعنی همین اداهای تصنعی و گرنه روشنفکری واقعی یعنی به مفاهیم عمیق انسانی فکر کردن و آن ها را طرح کردن.
شصت و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه، دهم اسفندماه جاری با نمایش فیلم "گفتگو با سایه" به کارگردانی "خسرو سینایی" برگزار خواهد شد.
نمایش فیلم ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از نمایش فیلم، نشست پرسش و پاسخ با حضور خسرو سینایی برگزار میشود.

"گفتگو با سایه" فیلمی درباره زندگی "صادق هدایت" است که سینایی در مورد این فیلم گفته است: بسیاری از تماشاگران و حتی آن دسته از علاقمندان هدایت که به او تعصب خاصی داشتند، تقربیا با فیلم به خوبی ارتباط برقرار کردند و در این فیلم با آن تصویری از آثار و زندگی هدایت رو به رو شدند که در ذهن داشتند. فیلم "گفتگو با سایه" در چند نمایش در دانشگاههای کشور جنبههایی روشنگرانه از شخصیت فردی، آثار و ارتباط صادق هدایت با اطرافیانش را در معرض دید نسل جوان گذاشته است. من تعجب میکنم که بعضی از دوستان منتقد عنوان کردهاند، فیلم "گفتگو با سایه" حرف تازهای برای مخاطبان هدایت ندارد و همه مسائل طرح شده درباره زوایای آشکار و پنهان هدایت را میدانستند. احساس کردم اگر همه منتقدان ما اینقدر از علائق شخصی هدایت در مورد دیدن فیلمهای اکسپرسیونیستی نظیر "مطب دکتر کالیگاری" و "نوسفراتو" آگاه باشند خیلی مسئله خوشحال کننده ای است. این فیلم را برای بازگو کردن نکاتی ساختم که انتقال آنها فقط از طریق سینما امکانپذیر است و نمی توان آنها را در کتابها پیدا کرد. در کتابها فقط اشاره میکنند که هدایت به سینمای اکسپرسیونیستی علاقه داشت ولی اینکه کدام سینمای اکسپرسیونیستی و فیلمهای وابسته به آن، مشخص نیست.