گزارش شصت و چهارمین نشست
در شصت و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا، فیلم آتش سبز با حضور کارگردان، قاسم قلی پور «تهیه کننده»، مرتضی پورصمدی «فیلمبردار» و مهتاب کرامتی «بازیگر» به روی پرده رفت.
محمدرضا اصلانی در اين نشست گفت: سینما در این ۱۰۰ ساله، قوانینی را برای خود اثبات کرده و این قوانین مخاطبان را قبل از دیدن فیلم شرطی کردهاند اما در دیدن برخی از آثار، باید این قوانین را در نظر نگیریم .
اصلانی اضافه کرد: این مساله به درامایی که در جهان شکل گرفته، برمیگردد. ما ایرانی هستیم و ایران یک کفه ترازوی فرهنگ جهان به شمار میرود، اگر یک کفه این ترازو را یونان در نظر بگیریم کفه مقابل بیشک ایران است که در این ترازو سهم و قدر آن نادیده گرفته شده است (به ویژه در قوانین روایتگری).
اصلانی ادامه داد: جایگاه ایران را در این موازنه، بیش از موضوعات ایرانی، چگونگی نگاه کردن ما به جهان تعیین میکند و این نگره، ملتی را معرفی میکند که میتواند بگوید من به جهان اینچنین نگاه میکنم.
کارگردان فیلم آتش سبز در ادامه یاد آور شد: ما در این فیلم تنها یک روایت تو در تو را مطرح نمیکنیم بلکه در سنت ایرانی روایتهای مختلفی دیده میشود. نوعی نگاه کردن و نحوه روایتگری در همه ادبیات ما به صورت پراکنده اما دقیق و درست، رعایت میشود.
آتش سبز فیلمی ارجاعی است که مخاطب را به افسانهها، اسطورهها و تاریخ ما ارجاع میدهد، که هر سه اینها در ادبیات تحقیقی جهان در حال فراموشیاند، به همین دلیل نسل جدید و حتی نسل میانه نیز چندان با این ادبیات آشنا نیستند و ارجاعی بودن این اثر، شاید برای مخاطب سوالات مختلفی را مطرح میکند و هدف ما هم شکلگیری همین سوالات است، که ما چه بودیم که با وجود اینکه با بلایای تاریخی زیادی رو به رو شدهایم اما هنوز هستیم و میبینیم.
اصلانی اظهار داشت: پاسخ به چیستی ما، یعنی هویت ما ایرانیها، شاید در روایتهای معمول نگنجد و به همین جهت شما با یک فیلم متفاوت نه به عنوان نیکتر یا بدتر، بلکه متفاوت در اصل روایت رو به رو شدهاید.
وی تصریح کرد: در این آثار "معنا" مهمترین مقوله در روایت مساله است، نه ماجرا. وقتی معنا مهم باشد ما ناگزیریم تامل کنیم و با معنا پیش برویم و از این منظر، این فیلم میتواند ضد سینما باشد و از جنبهای دیگر، خود سینما باشد و از این طریق فیلمساز شاید به سینمایی برسد که متعلق به یک ملت باشد.
وی در پایان افزود: این فیلم از گونهای نیست که مخاطب را سرگرم کند چون اثری که قصد سرگرم سازی دارد مجبور است برخی از وجوه را پنهان کرده و یا کار دیگری انجام دهد.
مرتضی پورصمدی، فیلمبردار این اثر نیز گفت: همکاری با پروژه آتش سبز فرصت مناسبی برای من بود و سعی کردیم از تمامی امکانات بهره گرفته تا داستان را در حد امکان به صورت سینمایی تعریف کنیم و فضای بیرجند، که فضایی دوست داشتنی، مهجور و کمتر دیده شدهای بود، در این کار خوشبختانه به نوعی جاودانه شد و ما از تمامی این فضا و معماری آن برای پیشبرد کار بهره گرفتیم.
مهتاب کرامتی، بازیگر این فیلم در ادامه تصریح کرد: انتخاب من توسط آقای قلی پور و اصلانی افتخار بزرگی است. خوشحالم که توانستم تجربهای متفاوت در این کار داشته باشم. اثری با کارگردانی و فیلمبرداری متفاوت و در بازیگری با نحوه بیان و فیزیک متفاوت در سینمای ایران ساخته شده و خوشحال میشوم که مخاطبان ما نیز این فیلم را متفاوت ببینند و با آثار دیگر مقایسه نکنند اگر این فیلم ما را وادار کرده باشد که کمی به گذشته و آینده خود تفکر کنیم، موفق عمل کرده است.
فیلم «آتش سبز»، در شصت و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا به نمایش درخواهد آمد، به این بهانه، نقدی از این فیلم را به قلم انوشیروان م. در وبلاگ قرار میدهم. اطلاعات مربوط به شصت و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا در پست قبلی به تفصیل آورده شده است.
نگارگری در سینما

پس از ورود مدرنیته و گسترش فرهنگ مبتنی بر آن در کشورهای جهان سوم که بعضاً تمدنی کهن را یدک میکشیدند، مساله چگونگی روبرو شدن با این پدیده (مدرنیته) به مهمترین دغدغه روشنفکران این کشورها بدل شد، از رد و انکار تا دربست پذیرفتنش. در ایران نیز بحثهای متعددی پیرامون این مساه پیش آمد. ایران کشوری است دارای فرهنگ خاص خود، چه خوب، چه بد ایرانیان دارای خصایصی هستند که آنان را از دیگر ملل و اقوام جدا میسازد و فرهنگی را به نام ایرانی میسازد، هر چند این فرهنگ از آمیزش با صدها فرهنگ و خرده فرهنگ دیگر پدید آمده، اما توانسته از پس این همه سال برخی از مهمترین ویژگی هایش را حفظ کند.
لطفا جهت مطالعه متن کامل، به ادامه مطلب بروید.
فیلم «آتش سبز» به کارگردانی محمدرضا اصلانی، در شصت و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا به نمایش درمیآید.
پس از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی با حضور محمدرضا اصلانی «کارگردان»، قاسم قلی پور «تهیه کننده»، مرتضی پورصمدی «فیلمبردار» و عزت الله انتظامی و مهتاب کرامتی «بازیگران فیلم» برگزار میگردد.
نمایش فیلم، ساعت ۱۰ صبح روز جمعه ۲۷ اردیبهشتماه جاری در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز میشود.
اصلانی درباره فیلمش میگوید: من سعی كردم از دست آوردهای تكنولوژيک برای روايتی مدرن استفاده كنم كه به روايتی خلاقانه تبديل شود که گذشته را به ما اتصال میدهد تا بتوانيم آينده را بسازيم. مسئله سينمای ملی، داشتن داستانهای ملی نيست بلكه داشتن روايات ملی است. ما روايت ايرانی داريم كه بسيار منحصر به فرد و مدرن است و سعی كردم كه اين روايت را در اين فيلم احيا كنم كه اين مهمترين دستآورد من در آتش سبز است. بدون روايت، ملت ايران اصلا ملت نمیشود. روايت ما روايتی متفاوت از روايت ارسطويی است و بزرگان ما اين روايت ايرانی را از غربی جدا كردند چون ادبيات و روايات ما بسيار مدرنتر از روايت غرب است و ما بايد به اين مدرن بودن افتخار كنيم.
«آتش سبز» سرنوشت افسانهای دختری به نام ناردانه است كه در كودكی سروش ازدواجش را با يک مرد مرده میشنود و برای گريز از اين سرنوشت خوفانگيز، ناخواسته گام در راهی دشوار میگذارد.
«آتش سبز» پیشتر در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین صدای فیلم و بهترین طراحی صحنه و لباس را به خود اختصاص داد و پلاک طلایی سیمرغ از نگاه ملی را دریافت کرد.
سازندگان اين فيلم عبارتند از:
بازیگران:
عزت الله انتظامی / قاضی
مهتاب کرامتی / ناردانه
مهدی احمدی / بهرام
پگاه آهنگرانی / کنیزک
فرخ نعمتی / هفتواد
آهو خردمند / مادر ناردانه
فهیمه نارمنجی / کودکی ناردانه
نویسنده و کارگردان: محمدرضا اصلانی
تهیه کننده: قاسم قلی پور
مدیر فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی
طراح هنری: ژیلا مهرجویی
طراح چهره پردازی: محسن ملکی
صدابردار: محمد مختاری
تدوینگر: امین اصلانی
صداگذار: ایرج شهزادی

مدیر حوزه سینمای معناگرا در بنیاد سینمایی فارابی معتقد است، سینمای معناگرا به دلیل تکیه زدن به ذخایر غنی فرهنگ ایرانی اسلامی و به پشتوانه تاریخ پربار کشور آیندهای درخشان در پیش دارد.
عبدالله اسفندیاری درباره جایگاه سینمای معناگرا در پنجمین سال آغاز این جریان در سینمای ایران گفت: در ابتدای تولید آثار معناگرا عدهای آن را بهانهای برای ساخت فیلمهای دولتی میدانستند. اما در ادامه با اصرار بر ساخت آثار خوب و تاکید بر اینکه در تولید این آثار کیفیت فدای کمیت نشود، سینمای معناگرا به جایگاهی قابل قبول و تعریفشده رسید.
اسفندیاری در ادامه افزود: اوایل در سینمای معناگرا شاهد شوق زیاد از یکسو و مخالفت و ممانعت زیاد با تعریف این گونه سینمایی از سوی دیگر بودیم. سینماگرانی که در این حوزه فعالیت میکردند شوق داشتند و از این سینما دفاع میکردند، اما در مقابل مخالفتهایی نیز وجود داشت.
وی با بیان اینکه در حوزه سینمای معناگرا تلاش شده بیدلیل از شعارها و ظواهر حمایت نشود گفت: اکنون مخالفتها به حداقل رسیده و سینمای معناگرا به عنوان طریقی در سینما مطرح است که نگاهی خاص دارد و به باطن امور توجه میکند. باید مراقب باشیم این سینما در کشور ما به برکت تاریخ درخشانمان به بار بنشیند.
این مدیر فرهنگی درباره جریان سینمای معناگرا در سینمای جهان گفت: یک جریان سینمایی همواره در کنار خود جریانهای تقلبی و فریبنده نیز دارد و در این راستا برخی آثار در سینمای جهان بیشتر شبیه شعبدهبازی و شکلی دیگر از سینمای تجاری است. در این آثار بیشتر از قصه و محتوی، روی جلوههای ویژه کار میشود که به دلیل محتوای ضعیف جذابیت مستمر ندارند.
اسفندیاری درباره برنامهها و روشهای کار در بخش معناگرا گفت: پروژههای معناگرا در مراحل مختلف اجرا به تدریج اصلاح میشوند. ما از ابتدای نگارش فیلمنامهها به آرامی پیش میرویم و با دقت بر پروژهها نظارت میکنیم. ما بر انتخاب سوژههای بکر و جذاب اصرار داریم و معتقدیم اگر سینمای معناگرا کسالتبار شود، در این حوزه عرصه را به سینمای جهان میبازیم.
وی همچنین درباره برنامههای جدید بخش تحت مدیریت خود پس از آغاز مدیریت مجید شاهحسینی در فارابی افزود: آقای شاهحسینی از مدافعان سینمای معناگراست و در دوره جدید شاهد تغییر عمده و تفاوت چشمگیر در این حوزه نیستیم. طبیعتا بحث تفاوت سلیقه ممکن است ما را با تفاوتهایی در نوع فیلم و انتخاب سوژهها مواجه کند.
او افزود: به هر حال ما معتقدیم باید در این حوزه حرف خود را بزنیم و روی جذابیت در این بخش از سینما اصرار داریم اما نه به قیمت ضعف محتوی. این رویکرد دارد آرام آرام جای خود را باز میکند و داریم نشانههای آن را میبینیم. ساخت فیلمهای خوب معناگرا نشانه آن است که سینمای معناگرا دارد جای خود را در سینمای کشور باز میکند.
مدیر بخش معناگرا فارابی در پایان درباره پروژههای در دست تولید این حوزه گفت: با شورای مدیریت فارابی در حال بحث برای تصویب پروژههای جدید هستیم. همچنین ساخت فیلمهای "دعوت"، "جعبه موسیقی"، "دوزخ، برزخ، بهشت" و "ملک سلیمان" از آخرین برنامههای فارابی در حوزه سینمای معناگراست.
فیلم دایره زنگی اولین کار سینمایی پریسا بخت آور به واقع آیینه زیبایی است از جامعه ی زشت مردم تهران! پریسا بخت آور با توجه به تجربه اش در ساختن سریال های تلویزیونی با استفاده از دیالگو ها و میزانسن رایج تلویزیونی و طنز تلخ عامه پسند و بازیگران این عرصه، هم گیشه را به دست آورده و هم با نگاهی عمیق و نو و البته ردپای طرز نگاه اصغرفرهادی، فیلمی درخور تعمق و تحسین آفریده است. فیلمنامه ای که بصورت دایره ای زندگی آفت زده ی اقشار مختلف را روایت می کند و به نظر می رسد شعاع این دایره بزرگ از دایره های کوچکتری تشکیل شده اند که هریک زندگی دایره ای شخصیت های داستان هستند.
این دایره از سرقت یک اتومبیل آغاز می شود. خانواده ای از کمک به مرد دزد زده امتناع می کند و کروات مرد این خانواده نیز سرقت می شود! در انتهای فیلم سارق کراوات و اتومبیل روبرو می شوند. درحالیکه بیننده نمی توانست تصور کند سارقان این افراد باشند. فیلم تلاش می کند نشان دهد جامعه به قدری معیوب است که هر کسی ممکن است آلوده شده باشد و پیرامون این دایره را بی هدف طی کند. همان چیزی که مرد خانواده اول می گوید: هرکسی ممکن است دزد باشد. من، او و ...
در ابتدا به نظر می رسد گرفتار یک فیلم خاله زنکی از نوع سریال های تلویزیونی شده ایم . اما فیلم به آرامی بیننده را از گفتگو های طنزآمیز و رفتارهای مبتذل شخصیت ها دور می کند و به عنوان ناظری از بیرون دایره می فهمد این زندگی جامعه ماست که این گونه مبتذل شده است و شاید برای گروهی هم این شبهه را ایجاد کند که آیا ما هم در این دایره گرفتار شده ایم؟!؟
بیشتراتفاقات در یک آرپاتمان که سمبل زندگی مدرن و امروزی تهران است رخ می دهد و جالب اینجا است که پشت بام محل برخوردها و رویارویی اهالی ساختمان است . جایی که همه نگران یک چیز هستند؛ دایره ی زنگی یا همان بشقاب ماهواره ای که ارتباط آنان را با جهان بیرون برقرار می کند. پنهانی بودن این ماجرا عجیب است چون هیچ خطری برای حاکمان وجود ندارد و تا کسی از اهالی ساختمان آدم فروشی نکند اتفاقی برای دایره زنگی نخواهد افتاد. اما در حقیقت دغدغه های اصلی آنان رفع کمبودها و عقده های درونی آنهاست. صحنه های پورنو هدف بینندگان مرد و شهرت و توجه دغدغه ی بینندگان زن این دایره زنگی است!
گویا همه ی شخصیت ها عقده های روانی حادی دارند که در شرایط بحران این عقده ها سر برمی آورد و چالش هایی را ایجاد می کند. از مردانی که هر جنس مخالفی را شکار خود می دانند تا زنانی که به شدت دچار کمبود توجه هستند. هریک از شخصیت های فیلم نماد یک قشر و یک نوع زندگی است اما همه گرفتار این عدم تعادل هستند و براحتی به یکدیگر دروغ می گوید و متظاهرانه مهربان می شوند. نسل گذشته نیز در میان این دروغ ها، حیران منتظر بازگشت شرایط از دست رفته است. به نظر می رسد همه از قشر مرفع یا به عبارتی بالای شهر نشین هستند اما پایینی ها هم خواه ناخواه وارد زندگی آنان می شوند. جالب است که اوج بحران در خانواده ی مذهبی و متظاهر وجود دارد. آنچه که همه را نگران کرده است دیدن صحنه های خلاف اخلاق در این دایره زنگی است. چیزی که گویا به آنان تحمیل شده است. اما این صحنه ها ی خلاف اخلاق دقیقاٌ در کنارآنها وجود دارد. آنان همیشه چشم در بیرون از خانه دارند. حتی فیلم مستندی که پسر خانواده ی مذهبی از دختران خیابانی ساخته است تا در جشنواره ها مشهورشود کاملاً بازسازی است و همه ی اهالی ساختمان صورت پنهان شده خواهر او را که نقش دختر خیابانی را بازی می کند، تشخیص می دهند! اما کسی به هویت دختری که با پسر ماهواره ای وارد ساختمان شده است سوءظن ندارد. این افراد به راحتی یکدیگر را متهم می کنند و دنبال مچ گیری هستند و هیچ چیز دیگر را نمی بینند. حتی نیروی انتظامی نیز گرفتار این دایره ی بیهوده است و پسر ماهواره ای را به عنوان متهم اصلی جلب می کند. داخل اتومبیل پلیس تلویحاً به او تذکر داده می شود که مجبور به اعتراف است و در کلانتری همه چیز معلوم خواهد شد!!! حال آنکه مجرم اصلی آزادانه پیرامون دایره را طی می کند، اگرچه اتومبیل هم به صاحب اول خود باز می گردد. تلخ ترین پیام فیلم کودکانی هستند که تمام این رفتارهای غیراخلاقی مقابل آنان صورت می گیرد و حتی دختر سارق از دختر کوچک داخل اتوبوس بلیت نمی گیرد و به او می آموزد که می توان در این دایره ، زنگی بود هرچند دوربین های کنترل کننده که به نظر می رسد برای ترافیک نصب شده اند تمام این داستان ها را می بینند!!!!
این فیلم را ببینید و ازنمایش زیبای زشتی لذت ببرید!
گزارش شصت و سومین نشست
حسن مهدویفر (فیلمنامهنویس) بعد از نمایش فیلم 1408 در شصت و سومین نشست کانون فیلم معناگرا، گفت: این فیلم بر اساس یکی از کتابهای استفان کینگ، برجستهترین نویسنده ژانر وحشت ساخته شده است. دنیای کینگ، دنیایی پیچیده است که مخاطب را از لایههای سطحی به درون برده و مفاهیم بنیادینی را مطرح میکند که البته این از ویژگیهای سینمای معناگرا نیز به شمار میرود.
مهدویفر در ادامه تصریح کرد: آثاری از استفان کینگ برجسته شدهاند که محوریت آنها یک نویسنده است. نویسندهای که دغدغههای مختلفی دارد. فیلم تلالو ساخته استنلی کوبریک از جمله این آثار به شمار میرود.
وی یاد آور شد: درونمایه این آثار، حرکت در مراحل مختلف برای رسیدن به تعادل است و در این مسیر، گاه شخصیت در مقابل خود قرار میگیرد.
مهدویفر، مسیر تحول فیلم را مسیری دشوار و سخت دانست و افزود: این شخصیت باید در این مسیر پالوده شود و پلیدیهایش را کنار گذارد. این داستان اخلاقی است، توجه به اخلاق و درونیات انسانها یکی از ویژگیهای سینمای معناگرا است.
این فیلمنامهنویس در ادامه اضافه کرد: کارگردان در جایی اشاره کرده که این فیلم درباره انسانی دورافتاده است که ایمان خود را از دست داده، این ایمان به معنای صرف مذهبی آن نیست. قهرمان داستان در این سیر و سلوک به ماهیت بشری خود میرسد.
کیوان کثیریان، نایب رییس انجمن منتقدان و نویسندگان نیز در این نشست افزود: اگر چه این فیلم در ژانر وحشت میگنجد ولی تفاوتهایی اساسی با نمونههای رایج این ژانر دارد. اتاق 1408 یک جور دار مکافات است و قهرمان داستان در این اتاق با اعمال و درونیات خود رو به رو میشود. این اتاق جهانی دیگر است و هیچ چیز آن پیرو قواعد معمول طبیعت نیست.
این منتقد در ادامه اظهار داشت: قهرمان داستان به جهان ماورا بیاعتقاد است، داستانهایی که در مورد روح مینویسد، چندان جذاب و باورپذیر نیست اما اتاق 1408 تمام تصورات ذهنی این نویسنده را به هم میریزد و بهترین رمان زندگیاش را در این اتاق ترسیم میکند.
کثیریان در پایان افزود: این شخصیت به نوعی در مسیر داستان، خود را تطهیر کرده و با سوزاندن اتاق به نوعی آرامش و رستگاری میرسد.

افشین قطبی پس از بازی با سایپا گفت: فکر می کنم خدا پرسپولیس را دوست دارد.
بی شک تیمی همچون پرسپولیس در قلب میلیونها ایرانی خوش ذوق، جای دارد.
به امید قهرمانی

فیلم 1408 ساخته مایکل هافستروم، ساعت ۱۰ صبح روز جمعه سیزدهم اردیبهشتماه سال جاری در شصت و سومین نشست کانون فیلم معناگرا به نمایش درمیآید.
جلسه پرسش و پاسخ این نشست، پس از نمایش فیلم با حضور حسن مهدوی فر «فیلمنامه نویس» و کیوان کثیریان «منتقد سینما» برگزار میشود.
فیلم 1408 ساخته مایکل هافستروم اثری است که سعی دارد به گونه ای متفاوت مخاطبان را با هراسی عمیق رو به رو کند و مفاهیمی چون مرگ و زندگی را بررسی کند.
معرفی فیلم:
كارگردان: ميكائيل هافستروم
تهيه كننده: لورنزو دي بوناونتورا
فيلمنامه نويس: مت گرينبرگ، اسكات الكساندر، لاري كاراشوسكي
فيلمبردار: بنوا دلوم
تدوينگر: پيتر بويل
موسيقي: گابريل يارد
طراح صحنه و لباس: ناتالي وارد
بازيگر: جان كيوساك، پل بيرچارد، مارگوت لايسستر، والتر لوئيس
مدت: 105 دقيقه
خلاصه داستان: مایک انسلين، نويسنده و آدم شكاكي است كه بعد از مرگ نابهنگام دخترش، كيتي به هيچ واقعه فراطبيعي باور ندارد. او پس از آخرين كتاب موفقش، كارت پستالي ناشناس از هتل دلفين در نيويورك سيتي دريافت ميكند كه رويش نوشته شده است: «به 1408 وارد نشو». انسلين كه اين ماجرا را همچون چالشي پيش رو ميبيند، سعي ميكند اتاق 1408 را رزرو كند ولي هتلدار اين اتاق را به او اجاره نميدهد. مامور مایک، «شالوب» به او اطلاع ميدهد كه طبق قانون هتل، مسافرخانهها موظف هستند، اتاقهاي خاليشان را اجاره دهند و بدين ترتيب انسلين به اتاق 1408 راه مييابد.
نمایش فیلم، ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره دو سینما فرهنگ آغاز میگردد.
بهرام توکلی، کارگردان فیلم "پا برهنه در بهشت"، درباره عنوان معناگرا که به فیلمش اطلاق شده، گفت: "به نظر من این واژه از زمان شکل گیری به اشتباه مورد استفاده قرار گرفته و بیش از هر چیز مشخصکننده یک گستره مضمونی است. اطلاق عنوان ژانر به آن کاملاً اشتباه است چون نمیتواند دستهای از فیلمها را به عنوان یک گونه سینمایی در بر بگیرد. وقتی هنوز جزئیات و مولفههای یک واژه تعریف نشده، چگونه میتوان آن را به پسوند فیلمی اضافه کرد؟"
وی درباره ژانرهای سینمایی که به فیلمهای مختلف اطلاق میشود، افزود: "روی همه ژانرها بر اساس فیلمهایی که در دورههای مختلف ساخته شده کار آکادمیک صورت گرفته و طبق جریانات سینمایی یکسری عناوین ساخته شده است. این عناوین دارای مولفههای قابل بررسی هستند که میتوان بر اساس آنها ژانر هر فیلمی را مشخص کرد. اما هنوز روی واژه معناگرا کار علمی نشده و در واقع در مسیری برعکس، ابتدا این واژه ساخته شده و بعد فیلمها را تحت عنوان آن دستهبندی کردهاند."
توکلی نکات منفی این شکل ژانرسازی را اینچنین تشریح کرد: "نکته اول اینکه برای من به عنوان یک فیلمساز هنوز مولفهای از این واژه مشخص نشده که بتوانم فیلمم را در این گروه لحاظ کنم. نکته منفی دوم هم ایجاد نوعی پیشداوری است، در واقع ما هر فیلمی را که این واژه به آن اطلاق میشود از لحاظ مضمونی، ایدئولوژیک و حتی فرم در یک گروه قرار میدهیم که این رویکرد به جای کمک به سینما به آن لطمه میزند."