تبليغاتX
بوستان سینما
سینمای معناگرا - وب نوشته های محسن صرافی

يادش گرامي

روحش شاد و هنرش ماندگار

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 14:32  توسط محسن صرافی  | 

حاج سعيد حداديان

 روز اول اعتكاف سال ۱۳۸۶

 روز دوم اعتكاف سال ۱۳۸۶

سحر روز سوم اعتكاف سال ۱۳۸۶

مناجات روز سوم (دعاي ام داوود) اعتكاف سال ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 17:3  توسط محسن صرافی  | 

حيدر اميرالمومنين

ما زین جهان از پی دلدار می رویم

از شوق دیدن حیدر کرار می رویم

درب بهشت گر نگشایند به روی ما

گوئیم یا علی و ز دیوار می رویم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 22:56  توسط محسن صرافی  | 

فيلم «انعكاس»

دانلود قسمتي از فيلم انعكاس «3':46" 29.7 mb»

بنا به دعوت کتبي به عمل آمده توسط AFI از مؤسسه سبحان فيلم ، فيلم سينمايي «انعكاس» به كارگرداني رضا كريمي و به تهيه كنندگي سعيد حاجي ميري در سي و هفتميـــــن جشنــواره مــــوسسه فيلم آمريکا (American Film Institute Festival ) كه در سالن كداك(محل برپايي مراسم جايزه اسكار) برگزار مي شود، به نمايش درخواهد آمد.
سي و هفتمين دوره جشنواره موسسه فيلم آمريکا از 30 اکتبر تا 9 نوامبر 2008 (9 الي 19 آبان 87) برگزار مي شود. ضمنا همزمان با اين جشنواره، بازار فيلم آمريکا (AFM) نيز از 5 تا 9 نوامبر2008 (15 تا 19 آبانماه) برپا خواهد شد.
جشنواره موسسه فيلم آمريکا بعنوان قديمي ترين جشنواره سينمايي در لس آنجلس شناخته مي شود و تنها جشنواره فيلم در آمريكاي شمالي است که توسط FIAPF (فدراسيون بين المللي انجمن توليد کنندگان فيلم) به رسميت شناخته شده است.
برگزاري همزمان جشنواره موسسه فيلم آمريکا و بازار فيلم آمريکا محلي را براي صنعتگران سينما فراهم مي كند تا بتوانند يک رويداد فرهنگي/تجاري را در ايالات متحده بوجود آورند.
سينماي ايران از سال 1971 تاكنون، با هفده فيلم سينمايي در 12 دوره برگزاري جشنواره موسسه فيلم آمريكا حضور داشته است. نكته قابل توجه اينكه تمامي فيلمهاي شركت كننده ايراني در اين جشنواره متعلق به آثار موسوم به جشنواره‌اي سينماي ايران بوده اند و «انعكاس» اولين فيلم ايراني متعلق به سينماي مخاطب عام است كه ازسوي مسئولين اين جشنواره براي شركت در بخش اصلي انتخاب شده است.
پيش از اين فيلمهاي گاو(داريوش مهرجويي) در سال 1971، دايره مينا(داريوش مهرجويي) و شازده احتجاب(بهمن فرمان آرا) در سال 1974، خاک سر به مهر( مروا نبيلي) در سال 1978، سايه هاي بلند باد(بهمن فرمان آرا) در سال 1980، بچه هاي آسمان(مجيد مجيدي) در سال 1997، سيب(سميرا مخملباف) در سال 1998، تخته سياه(سميرا مخملباف) و زماني براي مستي اسبها(بهمن قبادي) در سال 2000،‌ ABC آفريقا(عباس کيارستمي) و باران(مجيد مجيدي) در سال 2001، بماني(داريوش مهرجويي) و سفره ايراني(کيانوش عياري) در سال 2002، لذت ديوانگي(حنا مخملباف) و پنج عصر(سميرا مخملباف) در سال 2003، 20 انگشت(مانيا اکبري) در سال 2004 و آفسايد(جعفر پناهي) در سال 2006 از سينماي ايران در اين جشنواره شركت كرده اند.
سعيد حاجي ميري تهيه كننده فيلم «انعكاس» در اين باره گفت:« حضور اين فيلم در جشنواره موسسه فيلم آمريكا از آن جهت اهميت دارد كه براي اولين بار فيلمي از بدنه حرفه اي سينماي ايران که نه تنها از هرگونه سياه نمايي پرهيز نموده ، بلکه مشخصاً بر مؤلفه هاي فرهنگ ايراني ، اخلاقي خودمان تأکيد دارد براي شركت در اين جشنواره انتخاب شده است. تا پيش از اين فقط آثار موسوم به جشنواره‌اي از سينماي ايران در اين فستيوال و يا فستيوالهاي ديگر شركت مي كردند و تلقي برگزاركنندگان و شركت‌كنندگان جشنواره‌هاي جهاني از سينماي ايران، محدود به طيف خاصي از فيلمها مي‌شده است. اهميت اين مطلب زماني آشکار تر مي شود که بدانيم سالهاست جشنواره هاي جهاني از سينماي جشنواره اي ايران رويگردان و خسته شده اند و يا اينکه فقط به فيلمهايي با مقاصد خاص بها مي دهند .»
حاجي ميري با اشاره به اينكه «انعكاس» فقط با يك نوبت نمايش در بازار فيلم كن و بدون داشتن پخش كننده خارجي مورد توجه قرار گرفته است، افزود: «نكته ارزشمند براي ما اين است كه «انعكاس» بدون تبليغات خاص و يا حتي حضور پخش كننده خارجي توانسته فقط با يكبار نمايش مخاطبان خارجي خودش را پيدا كند و آنها را با گونه اي ديگر از فيلمهاي ايراني آشنا سازد. در اين مورد بخصوص به غير از اقدامات معمول امور بين الملل سبحان فيلم، هيچ تلاش يا رايزني اضافه تري با مسئولان جشنواره مزبور به منظور تحقق اين رويداد به عمل نيامده بوده است و مسئولين AFI پس از ديدن اين فيلم در بازار فيلم کن و بدون آنکه از آنها درخواست شده باشد، فيلم را مورد توجه قرارداده‌اند كه اين مساله خود نشانگر فراملي بودن موضوع فيلم از يک سو و استاندارد بودن زبان سينمايي به لحاظ فني و هنري آن از سوي ديگر است. اين مي تواند فتح بابي باشد براي آشنايي و ارتباط مخاطبان، منتقدان، فيلمسازان و مسئولان سينمايي ديگر كشورها با محصولات مردمي و مخاطب پسند ايراني که در عين حال واجد ارزشهاي مؤکد فرهنگي و ديني اينجايي هستند».
در سالهاي گذشته مهمترين و مطرح ترين فيلمهاي سينمايي در جشنواره موسسه فيلم آمريكا به نمايش درآمده اند كه از ميان آنها مي توان به فيلمهاي «جونو» برنده اسکار 2007 و 39 جايزه بين المللي، «چهار ماه و سه هفته و دو روز» برنده نخل کن 2007، «توتسي» برنده اسکار 2006، جاعلين» برنده اسکار 2008، بازگشت»، کانديد اسکار و برنده 44 جايزه بين المللي، «درياي درون» برنده 2 جايزه اسکار 2005، خانه خنجرهاي پرنده» کانديد اسکار 2005 و برنده 16 جايزه بين المللي، «هتل رواندا» کانديد 3 اسکار 2004 و... اشاره كرد.
روابط عمومي و امور بين الملل سازمان سينمايي سبحان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 18:41  توسط محسن صرافی  | 

 

گل نیلوفر آبی پشت پشت پلک من می خوابی؟
میشی آفتاب خصوصی واسه دلم بتابی
آروم آروم نازی نازی با دل تنگم می سازی
میبریم تا پشت ابرا سفر دور و درازی
روی کاغذای پاره می کشی نقش ستاره
نقش یک عاشق ابری که تو نقاشیت بباره

------------------------------------------------

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم.

آقای کوچیک نواز بنده پرور
من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم.

منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی
کشته باشی خوش به حالم
من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم
من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم

------------------------------------------------

دوباره شب که میرسد ، پر از ستاره میشوم

دوباره واژه های خیس ، پر از ترانه میشوم
دوباره باد میبرد ، مرا
به لانه ی فرشتگان -
میان ابرهای بی کسی و لخته لخته آسمان
دوباره ماه میشوم ، دوباره باغ میشوم
!‌ مهتاب اگر نشد، نشد

... خودم چراغ میشوم

------------------------------------------------

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان ، با من سحر کن .
بشکن سر من ، کاسه ها و کوزه ها را ،
کج کن کلاه ، دستی بزن ،مطرب خبر کن.
گل های شمعدانی همه شکل تو هستند
رنگین کمان را ، به سر زلف توبستند

------------------------------------------------

محبوب من آقايي کن منو به غلامي ببر
يه پول سياه بفروشمو دوباره مفتي بخر

ارزون ترين جنس حراجي ميشم
دور تو ميگردم و حاجي ميشم

------------------------------------------------

روی ماه دستمال نمدار میکشم
نوک قاشق آسمون و می چشم
می پاشم ستاره ها رو سر رات
که بیای قدم بذاری رو چشام
شبا رو جمع میکنم تا میزنم
رنگ روغنی به فردا میزنم
همه تلخی ها رو دور میریزم
طعم شیرینی به دریا می زنم
واسه اومدنت برنامه هاست
همه جاده ها آب پاشی میشه
نوک هر پرنده ای شاخه گلی است
کف رودخونه هامون کاشی میشه
یه حساب تازه ای باز می کنم
شکل ماهت رو پس انداز می کنم
نازنین غزل غزل داد
توی کوچه های شمشاد
با لب ترانه فریاد
گل نرجس باغت آباد

------------------------------------------------

عاشقان پنجره باز است اذان می گویند

قبله ام سمت نماز است اذان می گویند

عاشقان هرچه بخواهید بخواهید خجالت نکشید

یار ما بنده نواز است اذان می گویند

------------------------------------------------

ماه

دوباره  شب  که  میرسد ،  پر  از  ستاره  میشوم

دوباره  واژه های خیس ،  پر از  ترانه  میشوم

دوباره  باد  میبرد ، مرا

 به  لانه ی   فرشتگان 

 میان ابرهای بی کسی و لخته لخته آسمان

دوباره ماه میشوم ، دوباره باغ میشوم

مهتاب اگر نشد، نشد!

خودم چراغ میشوم...

 

------------------------------------------------

 

ای آشنا

لکه های آفتابی

در صدایت خانه دارد

از دهانت یاس میروید

حرفهایت سایه دارد

اهل من ، ای آشنای باستانی

رنج تو دنباله دارد.

 

------------------------------------------------

 

شما که لیسانس دارین

شما که لیسانس دارین ، سواد دارین ، روزنامه خونین

با بزرگا می شینین حرف میزنین

همه چی رو می دونین

شما که کلت پره

معلم مردم خوبین

واسه هر چی که می گن جواب دارین ، در نمی مونین

بگو از چیه که من دلم گرفته؟

راه می رم دلم گرفته

پا می شم دلم گرفته

گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته

من خودم آدم بودم

باد زد و هوای منو برد

سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد

شما که لیسانس دارین ، سواد دارین ، روزنامه خونین

با بزرگا می شینین حرف میزنین

همه چی رو می دونین

شما که کلت پره

معلم مردم خوبین

واسه هر چی که می گن جواب دارین ، در نمی مونین

بگو از چیه که من دلم گرفته؟

 

------------------------------------------------

سبز سبزم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم.

آقای کوچیک نواز بنده پرور

من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم

منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی

کشته باشی

خوش به حالم من هنوزم که هنوزه

یکی از اون کشته هاتم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم

 

------------------------------------------------

 

پس انداز

روی ماه دستمال نمدار می کشم

نوک قاشق، آسمونو می چشم

می پاشم ستاره ها رو سر رات

که بیای قدم بذاری رو چشم

شبا رو جمع می کنم تا می زنم

رنگ روغنی به فردا می زنم

همه تلخیارو دور می ریزم

طعم شیرینی به دریا می زنم

واسه اومدنت برنامه هاست

همه جاده ها آب پاشی میشه

نوک هر پرنده ای شاخه گلی

کف رودخانه هامون کاشی میشه

یه حساب تازه ای باز می کنم

شکل ماهتو پس انداز می کنم

 

------------------------------------------------

 

آقا خوبه ، آقا جونه ، آقای گل ، آقا جون

این کمینه رو همیشه زیردست خود بدون

آقای خوب و عزیزم عمر و عزتت زیاد

الهی بدی و ذلت سر دشمنت بیاد

من یه عمر آزگاره زیر سایه تون نشستم

من کنیز زنگی ام که دستامو به سینه بستم

آقا تو حضرت عشقی ، از ملائک بهشتی

تو با دستای مبارک سرنوشتمو نوشتی

آقای خوب و عزیزم عمر و عزتت زیاد

الهی بدی و ذلت سر دشمنت بیاد

من پیش رو آینه از بی کسی شکستم

دست شکستگان گیر، مهر تو بسته دستم

من پیش روی آینه از بی کسی شکستم

دست شکستگان گیر، مهر تو بسته دستم

من ذره ذره گشتم تا تو مرا نبینی

آقا شما بزرگی ، با من چرا نشینی

من ذره ذره گشتم تا تو مرا نبینی

آقا شما بزرگی ، با من چرا نشینی

من یه عمر آزگاره زیر سایه تون نشستم

واسه عرض بندگی ها دستامو به سینه بستم

تو ولی نعمت عشقی ، از ملائک بهشتی

تو با دستای مبارک سرنوشتمو نوشتی

آقای خوب و عزیزم عمر و عزتت زیاد

الهی بدی و ذلت سر دشمنت بیاد

آقای خوب و عزیزم عمر و عزتت زیاد

الهی بدی و ذلت سر دشمنت بیاد ...

 

------------------------------------------------

 

اون روزها

اون روزا که دِله بود                 

دِله پر حوصله بود

انتظار دیدنت      

پشت هر پنجره بود

اون روزا که دله بود

دله پر حوصله بود

نامه های خط خطیم

همه از رو گله بود

اون روزا که دله بود

دله پر حوصله بود

دستمالای گره بسته

پرِ نعنا ؛ دسته دسته

توی خاکِ باغچه هامون

بوی ریحون ریشه بسته

گرامافونای بوقی

شعر عشقی و فروغی

گوله گوله اشک می ریختیم

پشت خنده دروغی

یادته؟

یادته گفتی صدام کن

توی خلوت تو شلوغی

اون روزا که دله بود

دله پر حوصله بود

نامه های خط خطیم

همه از رو گله بود

 

------------------------------------------------

پنجره

پنجره باز و بسته کن

یاد هوای ابری و

ابرهای دل شکسته کن

پنجره باز و بسته کن

یاد پرنده آسمان

نسیم ریشه بسته کن

در پی پاره تنم

زخمی و دربه در منم

لالم و در سکوت خود

بر سر و سینه می زنم

روزی نمی رسد که من

به دوری تو خو کنم

خواب تو را عزیز من

چگونه آرزو کنم

 

------------------------------------------------

 

شازده خانوم

دو تا دستام مرکبی

تموم شعرام خط خطی

پیش شما شازده خانوم

منم فقیر پا پتی

غرور رو بردار و ببر

دلم میگه دلم میگه

غلامی رو به جون بخر

دلم میگه دلم میگه

شازده خانوم قابل باشم

باید بگم به شعر من

خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی

شازده خانوم چه خاکی و چه بی ریا

به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی

عجب عجب چه رند و چه بلا شده دل پدر سوخته ام

باور کن زشوقتون اشکی شده چشم به در دوخته ام

فرصت بدین عاشقیمو خدمتتون عرض می کنم

واسه فرار از خودم

دو پا دارم

دوپا دیگه قرض می کنم

شازده خانوم قابل باشم

باید بگم به شعر من

خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی

شازده خانوم چه خاکی و چه بی ریا

به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 1:29  توسط محسن صرافی  | 

گزارش شصت و هفتمين نشست

دکتر شهاب الدین عادل (مدرس سینما) در شصت و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم "اتاقک غواصی و پروانه" مفاهیمی چون مهر، زیبایی، عشق و زندگی را در برمی­گیرد و از همه مهم تر به مفهوم رستگاری تاکید دارد، تلاش برای رسیدن به رستگاری از مولفه­های سینمای معناگرا به شمار می­رود.

این مدرس سینما ادامه داد: "اتاقک غواصی و پروانه" علاوه بر وجوه معناگرای خود، فیلمی درباره تقدیر از زندگی و ادامه زندگی در شرایط پیچیده است، فیلم داستان انسانی را به تصویر می­کشد که به مقابله با تقدیر می­پردازد و بر آن فائق می­آید.

وی اظهار داشت: فیلم بر توانایی ذهن و تخیل صحه می گذارد، ذهنی که هنوز زنده است و تمام فیزیک و حواس خود را از دست داده اما می­تواند بقای خود را حفظ کند.

به گفته عادل، فیلم "اتاقک غواصی و پروانه" به این دلیل اهمیت پیدا کرده که اثری فرانسوی و روشنفکرانه و سرشار از مولفه­های بینامتنی است نشانه­های فیلم به رمان­های بالزاک، کنت مونت کریستو، چینه چیتا، کازانوا، حتی موسیقی فیلم به اثر جاودان فرانسوا تروفو یعنی "چهارصد ضربه" اشاره دارد.

چیستا یثربی منتقد سینما در این نشست بيان داشت: کانون فیلم معناگرا این فضا را ایجاد می­کند که آثار برجسته سینمای جهان از ابعاد مختلف ساختاری و مفهومی بررسی شود، روانشناسی یا به قول فلاسفه اسلامی معرفت نفس و جامعه­شناسی از زوایایی است که در این کانون مورد توجه قرار گرفته است.

وی در ادامه تصریح کرد: "فیلم اتاقک غواصی و پروانه" نمایانگر شیفته­گی فیلمساز به وجوه روانشاختی انسان است، کاملا مشخص است که کارگردان ابتدا تحت تاثیر کتاب مورد اقتباس قرار گرفته و سپس فیلم را ساخته، به همین دلیل در این فیلم کار دشواری صورت گرفته است. کارگردان عاشق اثر بوده و سپس درباره موضوع مورد علاقه خود فیلمی ساخته است.

وی یادآور شد : در "اتاقک غواصی و پروانه" ما با اثری رو به رو هستیم که دارای کمترین تعلیق ممکن به تعریف رایج سینمایی است. فیلم با قصه­ای پر فراز و نشیب سروکار ندارد بلکه درامی انسان­محور به شمار می­رود و تلاش انسانی ناتوان در تعریف عامه را به تصویر می­کشد که قصد دارد به معنایی در بخش پایانی زندگی خود دست یابد.

یثربی خاطر نشان کرد: فیلم با نگاه ایستای شخصیت محوری آغاز می­شود. در واقع ما از زاویه چشم وی دنیا را کج و گاهی تیره و تار می­بینیم اما درون این شخصیت غوغایی برپاست به همین دلیل ساخت این فیلم کار مشکلی به شمار می­رود چون شما با یک پارادوکس رو به رو هستید و باید این درون پرغوغا را از طریق یک جسم محدود تصویر کنید اما با خلاقیت فیلمساز یکی از پیچیده ترین و متناقض ترین شخصیت­پردازی­های سینمایی صورت گرفته است. لحن درست و غیر رمانتیک فیلم که توام با کنجکاوی و تکریم انسان است باعث می­شود تا مخاطب با اثر و پیام آن همذات پنداری کند، پیامی که بر توانايی انسان تاکید دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:2  توسط محسن صرافی  | 

قطبی، پرستویی که به خانه بازگشت

افشين قطبي: در ايران، پرسپوليس تيم محبوب من است. براي اداي دين به سرزمين مادري‌ام و هواداران اين تيم بازگشتم.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 15:33  توسط محسن صرافی  | 

Scaphandre et le papillon, Le - The Diving Bell and The Butterfly - اتاقک غواصی و پروانه

 فیلم «اتاقک غواصی و پروانه» ساخته جولیان اشنابل، روز جمعه چهاردهم تیرماه سال جاری در شصت و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا به نمایش درمی­آید.

 جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور دکتر شهاب الدین عادل «مدرس و کارشناس سینما» و چیستا یثربی «منتقد سینما» برگزار می­شود.

 فیلم، داستان روزنامه نگاری را به تصویر می­کشد که در سن ۴۲ سالگی به علت سکته مغزی فلج شده است، وی از طریق پلک زدن زمینه نگارش کتابی را تحت عنوان «اتاقک غواصی و پروانه: یادبود زندگی و مرگ» فراهم می­کند.

 جولیان اشنابل، نقاش نئواکسپرسیونیست نیویورکی این فیلم را بر اساس زندگی واقعی یک روزنامه نگار فرانسوی به نام ژان دومینیک بابی ساخته است.

 نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز می‌شود.

 

وب سایت فیلم «اتاقک غواصی و پروانه»

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 16:18  توسط محسن صرافی  | 

مهناز افشار و کامبیز دیرباز در نمایی از فیلم «انعکاس»

مهناز افشار و کامبیز دیرباز در نمایی از فیلم «انعکاس»

 

فیلم انعکاس به کارگردانی رضا کریمی، روز ۲۴ فروردین ۸۶ در اصفهان کلید خورد و ۲۷ام خرداد با ۵۸ جلسه کاری به پایان رسید. تدوین فیلم توسط سعید حاجی میری، تهیه کننده فیلم انجام شد و در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد که با استقبال خوب تماشاگران مواجه شد. در این فیلم مهناز افشار، کامبیز دیرباز، حمید گودرزی و شهره قمر به ایفای نقش پرداخته­اند و فرج حیدری، فیلمبرداری این فیلم را بر عهده داشته است. صدای خوب فیلم مرهون زحمات عزیزی است که بعد از حادثه ناگواری که برایش پیش آمد، هم اکنون در منزل بستری و با مشکل جسمانی روبروست، برای اصغر شاهوردی آرزوی سلامتی می­کنم.

 

رضا کریمی که فیلمهایی چون: عشق+۲ و هزاران زن مثل من را در کارنامه اش دارد، در مورد آخرین ساخته­اش می­گوید: این فیلم در ادامه کارهای قبلی من است و در آن سعی کردم به مخاطب توجه کنم و صرفا برای جذب تماشاگر دست به هر کاری نزنم. به همین دلیل در جذب مخاطب به بار معنایی نیز توجه ویژه شده است. قصد داشتم در "انعکاس" به مولفه‌های تجاری در کنار مولفه‌های هنری و معنایی توجه نشان دهم. در این فیلم ضمن احترام به مخاطب سعی کردم با مضمون فیلم او را درگیر کنم و به ویژگی‌های یک فیلم هنری و معنایی نیز بپردازم. ما در "انعکاس" قصد نداشتیم با هر ترفند مخاطب را به سینما بکشانیم و به نوعی او را فریب دهیم. بلکه به سلیقه مخاطبی که به دیدن فیلم می‌آید احترام گذاشتیم و در کنار مولفه‌های تجاری مضامین دیگر را نیز دنبال کردیم.

کریمی در ادامه به بازیگران اشاره می­کند و بیان می­دارد: ما از ابتدا قصد داشتیم از بازیگران شناخته‌شده استفاده کنیم. اما در کنار آن سعی کردیم از بازیگرانی بهره ببریم که به کاراکترها نزدیکتر باشند. مهناز افشار نامزد اول بازی در فیلم بود. برای کامبیز دیرباز و حمید گودرزی نیز وضعیت به همین شکل بود و از همان ابتدا برای حضور آنها تصمیم گرفته بودیم. هنگام بازنویسی نهایی فیلمنامه، بازیگران انتخاب شده بودند و معتقدم افشار بهترین انتخاب برای این نقش بود.

 

انعکاس، فیلمی است که روایت یک زندگی را دستمایه اصلی قصه قرار داده است و داستان زوج جوانی را روایت می­کند که هر کدام بی اراده در معرض آزمون سختِ اثباتِ وفاداری قرار می­گیرند که انتخاب نهایی هر کدام از آنها انعکاسی را در پی دارد و اینجاست که زن و مرد باید مهمترین و شاید آخرین تصمیم زندگی­یشان را بگیرند.

 

انعکاس فیلمی سراسر تعلیق است که بیننده را تا آخرین لحظه با خود همراه می­کند و به فکر وامی­دارد تا سرانجام کار را دریابد. در طول فیلم شاهد کشمکش بین زن و شوهر هستیم و هر لحظه تماشاگر با خود می­اندیشد که مقصر کیست و اساساً پایه لرزان این زندگی کجاست و چه کسی حقیقت را پنهان می­کند. گاهی سوءظن و بدگمانی گریبانگیر زندگی زناشویی می­شود که البته نوع و شکل آن متناسب با فرهنگ هر جامعه ای متفاوت است، حال این سوءظن چقدر زاییده تخیل باشد و یا نزدیک به واقعیت، مانع از تاثیر مخرب آن بر زندگی و مناسباتش نیست. اما در این میان یک قانون نانوشته وجود دارد که نباید بر کسی پوشیده بماند، اینکه وفاداری یا عدم وفاداری در زندگی مشترک انعکاسی است از عملکرد طرف مقابل و این نکته­ای است که می توان آن را به ارتباط و عملکرد آدمها در تمامی سطوح زندگی اجتماعی بسط داد.

 

قصور مرد خانواده در پیشواز از همسرش که به تازگی از سفر برگشته، سرآغازِ سوءتفاهماتِ این فیلم است. عدم حضور مرد در فرودگاه باعث میشود، زن با مردی که سالها پیش او را می­شناخته، بار دیگر ملاقات کند و در حالیکه حضور شوهرش را انتظار می­کشد با جریانی ناخواسته مواجه شود و اینجاست که باید وفاداری و یا عدم انجام آن را از سوی زن شاهد باشیم اما در این بین نویسنده تقارنی بین مرد و زن ایجاد می­کند و زمانیکه شوهر در سفر به سر می­برد با بحرانی مشابه دست به گریبان است و سعی می­کند تا از شرایط پیش آمده رهایی یابد.

 

کارگردان در این فیلم سکانس­هایی را حذف می­کند تا مخاطب با قوه تخیل خود بتواند آنها را تصویر کند. این پلانها یا سکانسها همان بخشهایی است که گره گشاست و در فیلم مستتر است. این فیلم می­تواند داستان زندگی هر یک از ما باشد، مطمئناً برایمان پیش می­آید که ناچاریم تصمیمی بگیریم و برای انجامش به اطلاعاتی نیاز داریم که بر ما پوشیده است، آن وقت است که وفاداری و صداقت طرف مقابل به کمک­مان می­آید، اگر در این آزمون سخت بدون آگاهی پیش برویم و از گفتگو پرهیز کنیم به نتیجه­ای دست پیدا نمی­کنیم به جز سوءتفاهم.

 

انعکاس فیلمی خوش ساخت است که علاوه بر جذب مخاطب به بیان مفاهیمی چون: وفاداری، همزبانی، صداقت و ایمان اشاره دارد. زمانیکه زن احساس ناامیدی می کند و استیصال او را شاهدیم از خداوند یاری می­خواهد تا بر مشکلات غلبه کند و زندگی­اش را از بحران به وجود آمده مصون بدارد.

در سکانسی که مهناز افشار و حمید گودرزی حضور دارند، نکته ای به غایت زیبا و تاثیرگذار را از زبان نسیم (مهناز افشار) می­شنویم، او می­گوید عاشق شوهرش نیست بلکه او را دوست دارد. این مطلب مرا به یاد کلام زنده­یاد دکتر شریعتی می­اندازد. ایشان در کتاب «هبوط در کویر» می نویسد: دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرتِ روشن و زلال. عشق طوفانی است، متلاطم و بوقلمون صفت، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت. دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است، یک ابدیت بی مرز است، از جنس این عالم نیست.

 

مهناز افشار که بیشتر در فیلمهای تجاری حضور پیدا کرده است این بار بر خلاف نقشهای قبلی­اش، شخصیتی صبور و درونگرا را با بازی­ای حسی و تاثیرگذار ارائه میدهد. «نسیم»، دختری که افشار در این فیلم نقشش را ایفا می­کند، در تلاش برای حفظ زندگی و خانواده­اش، سختی­ها و ناملایمات را به جان می خرد اما با سکوت و پنهان کاری، تماشاگر را به فکر وا می دارد که آیا حقیقت همان چیزی است که می­پندارد؟

 

کامبیز دیرباز که حالا شخصیتی شکل یافته در فیلمها پیدا کرده، نقش مرد جوانی را ایفا می کند که عاشقانه همسرش را دوست دارد و به شدت وفادار به خانواده است. مرد برای حفظ بنیان خانواده از هر تصمیم نابجایی پرهیز می کند ولی در برهه­ای مانند تماشاگر در تشخیص مرز بین خیال و واقعیت دچار تردید می شود.

 

حمید گودرزی هم از نقشهای قبلی­اش فراتر نمی­رود و به نظر می­آید کارگردان با انتخاب گودرزی بخشی از تعریف شخصیت را ارائه داده و حالا قصه ای را روایت می­کند که با وجود او شکل می­گیرد.

 

عکسهای فیلم «انعکاس» 

 

قسمتی از فیلم انعکاس

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 1:10  توسط محسن صرافی  | 

میلاد مادر

خانه ی نبی پی آزادیه

خانه ی نبی پی آبادیه

یه ملک نعره ی هو هو میزنه

جبرئیل خونه رو جارو میزنه

مریم اومده عیادت بکنه

به بی بی عرض ارادت بکنه

داره از خوشحالی حوا جون میده

آخه گهواره رو اون تکون میده

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 21:20  توسط محسن صرافی  |