رسانه ها امروزه دیگر به تنهایی توسعه نمی یابند. بلکه رشد آنها یک رشد مجموعه ای است. در طی۱۶۰ سال توسعه رسانه ای دیداری و شنیداری که حیات آنها از اختراع عکاسی آغاز می شود، تعداد کمی از بازارها با این بازار قابل مقایسه بوده اند. عکاسی با ارایه دوربین هایی که با حلقه فیلم کار می کردند به یک تولید مصرفی تبدیل شد و پس از آن چهار جریان تکاملی بر این رسانه ها غلبه یافت.این چهار جریان عبارت بودند از:
ضبط صدا، سینما، تلویزیون و ضبط ویدیویی
در سال های اخیر تخصصی شدن و تفکیک زیاد در این رشته ها جریان داشته است. از اوایل دهه هشتاد میلادی شاهد صف آرایی فوق العاده جنبه های جدید تکنولوژی بوده ایم که اکثرا از همین روش های موجود مشتق شده اند.این فهرست هرچند تقریبا پایان ناپذیر است، برای نمونه به بخشی از آنها اشاره می کنیم :
بهبودن بخشیدن و تنوع روش های عکاسی، ضیبط صدا، فیلمسازی، فناوری های تازه CD,HIFI,HDTV,HD,DVD,تلویزیون های کابلی و ماهواره ای دوربین های ویدیویی و روش های ارسال تصاویر از طریقIPTV و تجربیات سینمایی ابداعی مانندSHOW SCAN, IMAX,ECINEMA,DCINEMAو ....امروزه رشد و توسعه صنایع تصویری که نه سالانه بلکه روزانه است و ما پیوسته باتولید بسیاری مفاهیم و روش های جدید روبرو هستیم.جهان امروز با سرعت بسوی گسترش امکانات و مقدورات ارتباطی – تصویری پیش می رود . دنیایی که به سمت نظام های شبکه ای بیشتر حرکت می کند.
در نمایشگاه های تخصصی – حرفه ای فناوری ها و تجهیزات سینمایی و تلویزیونی سال 2008 بوضوح شاهد کل گیری Digital Cineamatography یا فیلمبرداری دیجیتالی بوده ایم.
اکنون دسترسی به تصاویر دیجیتالی قابل رقابت با کیفیت وضوح قابل رقابت با فیلم های سینمایی در بازار رسانه های شنیداری و دیداری به امری ممکن تبدیل شده است. چشمی های نوری(تصویریاب های نوری)، بالاترین کیفیت وضوح تصویر، دامنه پذیرش(Latitude)رنگ و نوربالا، قابلیت گسترده تنظیم و پردازش اطلاعات تصویر و اصلاح رنگ سرصحنه توسط فیلمبردار، دراختیار داشتن قاب های سینمائی و افزایش فریم برثانیه، قابلیت تطبیق بالنزهای اپتیکی سینمائی و امکان گسترده استفاده از لنزهای Pl.Mount Super16,16mm,، سرعت متغیر، اسکن تصاویر به روش پیوسته (Progresive)و ضبط مستقیم برروی هارددسک،برخلاف سیستم های HD که برای ضبط از نوار استفاده می شود.ذخیره سازی اطلاعات بصورتRAW در محیط ویندوز، بدون نیاز فشرده سازی، برخلاف دوربین های تصویربرداریHDکه از فشرده سازی بالایی استفاده می کنند، امکان تدوین در محیط غیرخطی با جابجایی هارد دیسک بر خلاف سیستم های HDکه در بازخوانی اطلاعات نیاز به دستگاه های نسبتا گرانی است.و ... از امکانات جذاب این دسته از دوربین های دیجیتالی هستند که تلاش می کنند، خود را با علایق و خواسته های سینماگران حرفه ای همسان و هماهنگ کنند.
اکنون این دوربین ها در سطوح متفاوت برای کاربری های حرفه ای سینمائی و تلویزیونی طراحی، تولید و به بازار معرفی و عرضه شده است . از این سری دوربین ها می توان با این عناوین یاد کرد:
1. Dalsa – Origin 4K

2. Thomson Viper

3. ArriFlex D-21

4. Phantom HD/2K

5. Red Digital Camera

6. SI-2K Silicon Imaging

7. Kinor – Russien 2K Digital Camera

8. Nox 2K D Cinema

9. WEISSCAM HS-2

فراوانی، تسهیل در دسترسی به این نوع دوربین ها در بازار و سادگی و راحتی کار با آنها و قیمت ارزانتر نسبت به تجهیزات 35mm فیلمبرداری، تأثیر بسزایی بر روش های فیلمسازی و تولید برنامه در قالب های سینمائی و تلویزیونی خواهد گذاشت.
این سری از دوربین ها نسل جدیدی از دوربین ها محسوب می شوند هرچند ماهیتا از نظر دسته بندی سیستمی با گروه دوربین های ویدیویی نزدیکتر هستند و از این نظر باید آنها را در رده دوربین های تصویر برداری ویدیویی قرار داد. اما به دلیل تفاوت در روش شکل گیری تصویر و همچنین ساختار حساسگر تصویری (Sensor)که برخلاف دوربین های ویدیویی که 3CCDهستند. حساسگر این دوربین ها CMOSاست که از این نظربا فناوری عکسبرداری دیجیتالی همسان تر هستند و ویژه گی آنها مجسوب می شود و همچنین قابلیت ها و سطح انطباق گسترده با نیازهای حرفه ای سینما این سری از دوربین ها را Digital Cinematogeraphy اطلاق می کنند.
افزایش کمی تعداد دوربین ها، کوتاه شدن و از بین رفتن صف انتظار برای دریافت دوربین فیلمبرداری، قیمت نسبتاً کمتر این دوربین ها در مقایسه با دوربین های 35 میلیمتری، امکان تهیه آنها از سوی دفاتر و بنگاه های تولید فیلم و کاهش وابستگی فرآیند تولید فیلم به لابراتوار، امکان ضبط و ذخیره سازی مستقیم اطلاعات در محیط رایانه، نیاز نداشتن به ابزارهای وابسته و در انتقال و تبدیل اطلاعات، امکان پردازش و پیگیری عملیات پس از تولید در محیط رایانه، فراگیرشدن و ارزان شدن فرآیند ذخیره سازی اطلاعات، و ... از جمله نکات و ویژگی هایی هستند که می توان از آنها بعنوان تحقق یک دوره تحول جدید در روش های فیلمسازی اشاره کرد. هرچند تجهیزات تکمیلی مانند امکانات و شرایط تبدیل به نگاتیو و نمایش در اخذ نتیجه نهایی بسیار تعیین کننده هستند ولی در بررسی کلی این فرآیندها، می توان یک دوره انتقال و تغییر تکنولوژی های تولید فیلم را در مرحله تولید و پس از تولید را در کشور مشاهده کرد.
دوره تغییرات مربوط به مرحله پس از تولید : شامل (خدمات فنی تدوین، صداگذاری، تبدیل فیلم به دیجیتال و تهیه اینترمدیات دیجیتالی) و مرحله نمایش دیجیتالی فیلم در سالن های نمایش با عنوان E CINEMA و D CINEMA پیش تر طی یک دهه گذشته تا سال های اخیر محقق گردیده و هم اکنون شاهد وحدت رویه های فنی و تثبیت رفتار در این حوزه ها هستیم.
شکل گیری روش های کاملاً دیجیتالی و مدرن در فرآیند فیلمسازی و تولید برنامه های تلویزیونی به امری معمول و جاری تبدیل شده است. و هر سال بیشتر از سال قبل شاهد طرح این مسایل هستیم. حلقه مفقوده این فرآیند مربوط به مرحله شکل گیری تصویر و ضبط و نگهداری آن در دوربین های فیلمبرداری(و یا عکس برداری) بود که این مرحله نیز طی سال های اخیر با عنایت به توضیحات پیش گفته اکنون به تکامل نسبی رسیده است. این روند همچنان رو به توسعه خواهد بود.
در یک نگاه کلی می توان گفت با رویکردهای توام با تحولات فزاینده در بازاز صنعت شنیداری و دیداری و ابزارها و تکنولوژی های قابل دسترس در بازار،شتاب تغییر در روش ها و ابزارهای فیلمسازی نسبت به گذشته امری اجتناب ناپذیر است.
طبیعتاً در چنین شرایطی طراحی و تولید دوربین های مکانیکی - الکترونیکی 35 میلیمتری (و سایر تجهیزات تکمیلی کاهش) یافته و جای خود را به دوربین های و تجهیزات الکترونیکی - دیجیتالی داده است.
از این نظر عدم توجه به این تحولات رفته رفته، نه تنها امکانات و روش های تولید فیلم درداخل کشور بدون کارکرد می شوند، بلکه در عرصه رقابت بین المللی همواره به صورت تماشاگرانی منفعل باقی خواهیم ماند.
اتخاذ یک راه کار و تدبیر کارآمد به منظور تطبیق شرایط و امکانات داخلی تولید فیلم با این موج از تکنولوژی های مدرن امری است که باید در دستور کار سیاست گذاران و برنامه ریزان سینمای کشور قرار گیرد.
اولین گام برای خروج از این چرخه، آگاهی و بررسی و پی گیری تحولات علمی ، فنی و تخصصی در این زمینه هاست. تنها در سایه پی گیری این تحولات، می توان به ترسیم خط مشی کلی و کلان با هدف توسعه کشور با توجه به ارزش های دینی و ملی پرداخت.
مقاله ای از محسن شمس به نقل از بنیاد سینمایی فارابی

«اصغرفرهادی» برای دریافت خرس طلایی، در بخش مسابقه پنجاه و نهمین دوره جشنواره بینالمللی برلین با فیلمسازان صاحب نامی چون کاستا گاوراس با بهشت غرب است، استیفن فریرز با چری، برتران تاورنیه با در مه برقی، آندری وایدا با تاتاراک (گور گیاه)، تئو آنجلوپلوس با غبار زمان، چن کایگه با همیشه اسیر و فرانسوا ازون با ریکی رقابت میکند.
فستیوال بینالمللی فیلم برلین از پنجم تا پانزدهم فوریه (هفدهم تا بیست و هفتم بهمنماه) در آلمان برگزار میشود.
گزارش هفتاد و نهمین نشست

نصرت الله تابش (مدیر مسئول و سردبیر ماهنامه فیلمنگار) بعد از نمایش فیلم «به یاد خودم» گفت: تلاشهای حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی ستودنی است چون این سینما، علیرغم تمامی مشکلات، زیستن در سکوت و رسیدن به حقیقت را تجربه کرد.
این کارشناس سینما افزود: متاسفانه برخیها می خواهند هویت و موجودیت سینمای معناگرا و دینی را زیر سوال ببرند، اما این جریانهای اشاره شده در سینمای کشور وجود دارند و زیباییهای آن ها قابل تاویل و تفسیر است. البته در حوزههای تئوریک، با کمبود منابع روبهرو هستیم و این کمبود منابع در برخی از مواقع باعث جبههگیری برخی از منتقدان برای مثال با سینمای دینی میشود.
تابش با اشاره به تفاوتهای بین زیباییشناسی در ادیان مختلف از جمله اسلام و مسیحیت گفت: سینمای دینیِ مسیحیت، معادل سینمای دینی اسلامی نیست. در فیلم «به یاد خودم» تحول شخصیت در ارتباط با مولفههای معرفی شده در مسیحیت صورت میگیرد و برای مثال «آندرئا» برای رسیدن به فروتنی به نوعی با تحقیر از جانب دیگران روبهرو میشود که این مساله نوعی توهین به وی، برای رسیدن به معنا است. اما در دین اسلام توجه به عظمت ذات پاک اللهی باعث فروتنی انسان میشود.
وی با اشاره به اینکه شخصیت محوری فیلم «به یاد خودم»، از سر رفاه، راه سیر و سلوک را انتخاب میکند، ادامه داد: این فیلم نسبت به افراد فقیر، پوچی عمیقتری را تجربه میکند و سپس مجبور میشود به انزوا روی آورده و در ادامه تنهایی در میان جمع را تجربه کند و سپس از طریق تحقیر باید به فروتنی برسد و این سیر و سلوک یا به عبارتی دیگر سفر درونی این شخصیت محسوب میشود.

سید حسن مهدوی فر (فیلمنامهنویس) نیز در نشست نقد و بررسی این فیلم گفت: سینمای معناگرا به آثاری از نظر مضمون و ساختار اشاره میکند که متفاوت با سینمای واقعگرا به صورت صرف است و نمیتوان موجودیت این جریانها و گونهها را زیر سوال برد. این فیلمنامهنویس ادامه داد: شاکله اصلی فیلمنامه این فیلم، تردید است و این تردید باعث سیر و سلوک و طی مراحل مختلفی از سوی آندرئا میشود و در این سلوک، سفر بیرونی، مکمل سفر درونی است یعنی اتفاقات زندگی این شخصیت بر معنویاتاش تاثیر میگذارد و شخصیتها در فضایی پاندولوار و بین روشن و تاریکی فعالیت میکنند.
عبداله اسفندیاری نیز در تریبون آزاد این نشست، فاجعه غزه را نمایشی از وحشیگری صهیونیستها و دروغگویی حامیان حقوق بشر اعلام کرد و افزود: من در سن پنجاه و پنج سالگی در جست و جوی راهی برای رفتن به غزه و کمک به قربانیان مظلوم فلسطینی هستم و جوانهای غیرتمند مملکت ما بسیارند که آماده پاسخگویی به ندای یاری خواستن مسلمانان غزه باشند.

فیلم «به یاد خودم» ساخته «ساوریو کوستانزو» در هفتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و هفتم دیماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور سیدحسن مهدی فر (فیلمنامه نویس) و نصرت الله تابش (کارشناس سینما) برگزار خواهد شد.
فیلم «به یاد خودم» داستان جوانی به نام آندرئا را به تصویر میکشد که به نظر میرسد تمامی مولفههای لازم را برای موفقیت در زندگی داراست ولی امکانات بینهایتِ دنیا او را سردرگم میکند. در این وضعیت نابسامان، آندرئا شروع به فراگیری تعالیم روحی میکند و در اجتماع کشیشان چیزی بیش از سکوت و نیایش میآموزد.
در این فیلم بازیگرانی چون کریستو جیوکو، فیلیپو تیمی، مارکو بالیانی و آندره هنیکه نقشآفرینی میکنند. این فیلم پیشتر در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمده است.
نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار میشود.

مدیر بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر از حضور حداقل دو فیلم ایرانی در بخش معناگرای جشنواره فیلم فجر خبر داد و گفت: امسال انتخاب فیلمهای ایرانی بخش سینمای معناگرا با سختگیری و وسواسِ هیأت انتخاب همراه است.
«امیر اسفندیاری» با اعلام مطلب فوق اظهار داشت: هماکنون کمیته انتخاب آثار بخش بینالملل در حال بازبینی آثار برای حضور در بخشهای مختلف بینالملل جشنواره فجر هستند که از این میان حضور حداقل دو فیلم ایرانی در بخشهای مختلف جشنواره قطعی شده است.
وی با اشاره به تعداد حضور فیلمها در بخش بینالملل گفت: تاکنون حضور ۱۴ فیلم خارجی در بخش معناگرا قطعی شده که اسامی آنها نیز اعلام شده است اما از بین آثار ایرانی که هیئت انتخاب با سختگیری، وسواس و دقت نظر زیادی در حال بازبینی آثار برای حضور در این بخش است، پیشبینی میشود دو فیلم به این بخش راه یابد.
مدیر بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر همچنین با اشاره به این که همانند سال گذشته بخش بین الملل جشنواره در سه بخش فیلمهای معناگرا، مسابقه سینمای آسیا و سینمای بینالملل برگزار خواهد شد، افزود: سعی خواهیم کرد بهترین آثار را به نمایش بگذاریم و به همین است که کار انتخاب آثار با دقت نظر زیادی انجام میشود.
«حبیب ایل بیگی» مدیر روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم فجر در این خصوص گفت: بر طبق آخرین اطلاعات، ۷ فیلم ایرانی در سه بخش بینالملل جشنواره به رقابت با فیلمهای خارجی خواهند پرداخت که سه فیلم در بخشالملل، دو فیلم در بخش معناگرا و دو فیلم در مسابقه سینمای آسیا حضور خواهند داشت.
ایلبیگی خاطرنشان کرد: تمامی این ۷ فیلم از میان ۱۵ فیلم بخش مسابقه سینمای ایران انتخاب خواهند شد.
نادر مقدس، کارگردان «ایستگاه بهشت» در مورد فیلم تازه اکران شدهاش بیان داشت: قصه این فیلم به نوعی معناگرا است که البته این فقط در ظاهر فیلم است و داستان فیلم ویژگیهای خاصی دارد که آنرا هم دارای بار معنایی میکند و هم رگههایی از ملودرام در کار وجود دارد که به اعتقاد من «ایستگاه بهشت» ملودرامی معناگرانه است.
کارگردان «ایستگاه بهشت» در خصوص داستان فیلم گفت: داستان فیلم در مورد سروش (با بازی شهاب حسینی) یک نوازنده نابینا است که بسیرا هوشمند است و عملکردهایش شبیه یک آدم بینا است و در تلاش است که بتواند بینایی خودش را بهدست بیاورد و به همین دلیل، یکی دو سال به یک بیمارستانی رفتو آمد میکند که در آنجا دلباخته یک پرستاری (با بازی سپیده خداوردی) میشود اما این عشق یک سویه است و در ادامه موقعیتهای عرفانی و ملودرام خاصی را بهوجود میآورد.
مقدس با اشاره به سخت بودن تلفیق بار معنایی با مشخصههای سینمای ملوردام، خاطرنشان کرد: اجرای این مورد بسیار سخت بود اما من در عین حال نمیخواستم کاری خاص انجام دهم و قصد داشتم کاری کنم که واقعی باشد و همه چیز خیلی واقعی پیش برود و همه تلاش من این بود که این ساختمان ملودرام را آسیب نرسانم و فیلم به شکلی باشد که بیننده احساس کند همه چیز دارد واقعی پیش میرود و هیچ اتفاق ذهنی در فیلم نمیافتد.
وی تصریح کرد: به همین دلیل برای من انتخاب المانهایی که زمینی باشد، خیلی انرژی برد تا از این طریق بتوانم به آن چیزهایی که فکر میکنم و اعتقاداتی که در فیلم وجود دارد برسم. البته من هیچ ادعایی در مورد موفق شدن در کار ندارم اما «ایستگاه بهشت» برایم تجربه خیلی خوبی بود.
وی با اشاره به این که با تعریفی که امروزه از سینمای معناگرا ارائه میشود مخالف است، گفت: من در جشنواره بیست و پنجم هم گفتم که با معنای رایج و امروزی معناگرایی مخالف هستم چرا که تمامی فیلمها دارای یک معنایی خاص هستند و آن وجه هنری و معنایی در آنها نهفته است که در یک فیلم میتواند این وجوه قویتر باشد و در فیلمی دیگر ضعیفتر، اما کسانی که بحث سینمای معناگرا را مطرح میکنند، به اعتقاد من بحث دیگری را دنبال میکنند و شاید همان بحث ماورایی مدنظرشان است که چند سالی است شکل جدی به خود گرفته و در ایران به عنوان سینمای معناگرا شناخته میشود.
کارگردان «ایستگاه بهشت» خاطرنشان کرد: من در فیلم خودم تلاش کردم یک تلفیقی بوجود بیاورم از سینمایی ماورایی و سینمایی ملودرام و سعی کردم آن را بیشتر در زندگی جاری کنم.
مقدس تصریح کرد: این که چرا جاری شدن در زندگی معمولی را مدنظر داشتم، به این دلیل بود که بتوانم جذابیتهای لازم را برای جذب مخاطب داشته باشم، چرا که تا بحث سینمای معناگرا پیش میآید، همه فکر میکنند فیلمی که معناگرا میشود آن مخاطب عام خود را از دست میدهد و حتما باید یک چیزهایی عجیب و غریبی را در این فیلمها ببینیم که لزوما ربطی به سینمای واقعگرایانه ندارد.
وی با بیان این که سینمای معناگرایانه نباید سینمایی خنثی باشد، تاکید کرد: من کاملا با این مطلب که سینمای معناگرا به یک نوع سینمای خنثی که خیلی به جذب تماشاگر فکر نکند، موافق هستم و به هیچ عنوان با این روند موافق نیستم و اعتقاد دارم که این نوع سینما باید به سمتوسویی برود که بتواند با مخاطب عام خودش هم ارتباط برقرار کند، نه این که چیزهایی رعبآمیزی را در فیلمهایمان وارد کنیم که فراتر از حقیقت باشد.
کارگردان «ایستگاه بهشت» در خاتمه اظهار داشت: به اعتقاد من این بحث معناگرایی نباید باعث شود تا ساختمان دراماتیکی فیلم را به دلیل پیدا کردن معناهائی که در ذهنمان میگذرد از دست بدهیم و الگوهای رایج فیلمسازی را نباید فدای معناگرایی کرد. البته گاهی وقتها کارگردان و هنرمند مجاز است که یکسری قواعد را بشکند اما باید کلیت یک اثر رعایت بشود.

رییس جمهور سابق کشورمان گفت: من به همه اصلاح طلبان و نیز کسانی که ممکن است جزء اصلاح طلبان نیز نباشند ولی دلشان می خواهد در وضع کنونی تحولی ایجاد شود، ضمن احترام به همه کسانی که کاندیداتوری خود را اعلام کردند یا اعلام خواهند کرد، می گویم به یاری خداوند یک نفر از میان من و آقای مهندس موسوی نامزد خواهد شد.
به نقل از: سایت بنیاد باران
علی وزیریان در مورد فیلم «یک وجب از آسمان» گفت: این فیلم آماده نمایش عمومی است و در جشنواره فیلم فجر حضور دارد.
وزیریان در مورد موضوع فیلم «یک وجب از آسمان» گفت: فیلم«یک وجب از آسمان»، داستان نوجوانی است که در کنار بچههای خیابانی هم سن و سال خود در میان خیابانهای شلوغ شهر گلفروشی می کند. او آرزوی داشتن یک وجب از آسمان را در سر دارد. درخواست او محقق میشود و ماجراهایی رخ میدهد که هیچ کس آنها را باور نمیکند.
بازیگران «یک وجب از آسمان» عبارتند از: بهروز بقایی، لادن طباطبایی، علی سلیمانی، امیر آتشانی، افسر اسدی، مهوش وقاری، محسن قاضی مرادی، نادر سلیمانیفر و آتیلا پسیانی.
«یک وجب از آسمان» در ژانر سینمای معناگرا ساخته شده است و تهیه این اثر را جواد نوروزبیگی و سید حسین حقگو بر عهده دارند.

امون ز شام
ختم کلام
یه شهر به ما سنگ میزدن از روی بام
درد و بلا
هی ناروا
بازم میگم رحمت به داغ کربلا
همه حسود
رحمی نبود
چی بگم از رسم محله یهود
مردا بزرگ
دستا بزرگ
صورت من کوچیک و انگشتا بزرگ
تار شد چشام
قطع شد صدام
تکرار می شد مدینه تو کوچه شام
پرم شکست
سرم شکست
زیر لگد اعضای پیکرم شکست
آتش و دود
تنم کبود
نگم چه هتک حرمتایی شده بود
بزم شراب
شدیم عذاب
چی بگم از قضیه کشف حجاب
تو ازدحام
ملاء عام
یکی جسارت کرد و گفت کنیز میخوام
تن بود و درد
عرق سرد
یه بی حیا سکینه رو کتک میزد

کرببلا حلقه ذکر خداست
هق هق عشاق به شوق بلاست
یک طرف از خیل حرامی سپاه
سوی دگر شعشعه مهر و ماه
دشت و عطش، آتش و خون باهمند
شعله و خورشید به هم محرمند
حضرت عباس، علیهالسلام
بسته کمر پیش امام همام
کای به فدای تو، شهادت بده
جام بلاغتبه ارادت بده
گاه بلوغ است خدا را بریز
از خم اخلاص، صفا را بریز
باده مخواه اینهمه خالی مرا
هست به می همت عالی مرا
تشنه آبم؟ نه، خدا شاهد است
تشنه مرگم و بلا شاهد است
هر چه بلا هست به جانم بریز
تا بشوم در طلبت ریز ریز
دست و دل و دیده فدای تو باد
اینهمه از بهر رضای تو باد
گر تو نباشی همه عالم مباد
سایهات از اهل ولا کم مباد
گفت حسین بن علی با نگاه
سر پس پرده و اسرار راه:
«ای تو علمدار سپاه حسین
ماه بنیهاشم و ماه حسین
وی قمر لشگر هفتاد و دو
تاج سرلشگر هفتاد و دو
میروی و میرود از دل قرار
میروی و مانده زمین ذوالفقار
میشکند پشتحسینت ولی
میشوی اسرار علی منجلی»
بعد سخنها که بدین سان گذشت
حضرت عباس هم از جان گذشت
شد دگر از دست، توان و شکیب
نصرمنالله و فتح قریب
معرکه ماند و علمی بیسوار
ناله و فریاد و غمی بیشمار
آب که از مشک اباالفضل ریخت
آینه از اشک اباالفضل ریخت
آینهها جلوه ساقی شدند
هر چه شکستند ایاغی شدند
گشت عدو باعث تکثیر نور
کرد خدا باز به نوعی ظهور
دشت، پر از حضرت عباس شد
کرب بلا مزرعه یاس شد
عطر شهادت همه جا را گرفت
دستخدا، دستخدا را گرفت
شد ز کفم باز توان و شکیب
نصرمنالله و فتح قریب
قطعهای از شعر بلند عاشورایی امیر عاملی
تاریخ ولادت: چهارم شعبان ۲۶ هجری
تاریخ شهادت: دهم محرم سال ۶۱ هجری

عباس بن علی (علیه السلام) پدرش علی بن ابی طالب (علیه السلام)، مادرش فاطمه ام البنین و کنیه اش ابوالفضل و ملقب به قمر بنی هاشم و سقای کربلا است. «عباس» جوانی دلاور، زیبا و بلند بالا بود. وقتیکه سوار اسب می شد، پاهایش به زمین می رسید. او علاوه بر مزایای جسمی، از نظر ملکات روحی و کمالات نفسانی نیز بعد از برادرش امام حسین (علیه السلام) در میان همه جوانان و رجال اهلبیت (علیه السلام) نظیر نداشت. در جنگهای صفین و نهروان در رکاب پدر بزرگوارش مشارکت داشت.
به خاطر سیمای جذاب و نورایش، او را «قمر بنی هاشم» می خواندند و به خاطر آوردن آب به خیمه ها، «سقا» لقب یافت.
امام سجاد (علیه السلام) میفرماید: «خدا رحمت کند عمویم را که جان خویش را در راه برادرش فدا کرد تا آنکه دست هایش قطع شد. خداوند دو بال به او داده است که به وسیله آن با فرشتگان در بهشت پرواز میکند. چنانکه خداوند برای جعفر بن ابیطالب قرار داده است». حضرت ابوالفضل در کربلا سی و چهار ساله بود.
همسر و فرزندان حضرت عباس علیه السلام
پیوند مقدس حضرت عباس علیه السلام با لبابه دختر عبیداللّه بن عباس، نقش مهمی در شخصیت او داشت؛ ایمان نهفته در اعماق قلب وی را استحکام بیشتری بخشید، برکاتی ارزشمند به جای گذاشت و فرزندانی کوشا و شکیبا که هر یک صحیفه ای از فضیلت «ابوالفضل» بود، پدید آورد. عبیداللّه، نخستین پسر او، قاضی مکه و مدینه شد و فرزندان او همگی از عالمان برجسته شیعی گردیدند. عظمت عبیداللّه چنان بود که امام سجاد علیه السلام او را تربیت نمود و سپس دخترش خدیجه را به ازدواج او درآورد. فضل، دیگر فرزند قمر بنی هاشم است که گستره دانش او زبانزد همگان بود؛ به گونهای که برخی از خردورزان، کنیه ابوالفضل را برای حضرت عباس علیه السلام، برخاسته از وجود این فرزند با فضیلت دانسته اند. دیگر فرزند او، محمد بود که در واقعه کربلا، در سن پانزده سالگی جام شهادت را نوشید.
برادران حضرت عباس
حضرت عباس دارای سه برادر بود بنامهای: جعفر، عبدالله و عثمان، که هر سه آنان در روز عاشورا در رکاب برادر و سرور خود سیدالشهدا حضرت امام حسین علیه السلام شربت شیرین شهادت نوشیدند.
رد امان نامه دشمن
آوازه دلاورمردی های حضرت عباس (علیهالسلام) چنان در گوش اعراب آن روزگار طنین افکنده بود که دشمن را بر آن داشت تا با اقدامی جسورانه، وی را از صف لشکریان امام جدا سازد. در این جریان، «شَمِر بن شُرَحْبیل (ذی الجوشن)» فردی به نام «عبداللّه بن ابی محل» را که حضرت امّ البنین(علیهاالسلام) عمه او میشد، به نزد عبیداللّه بن زیاد فرستاد تا برای حضرت عباس (علیهالسلام) و برادران او امانی دریافت دارد. سپس آن را به غلام خود «کَرْمان» یا «عرفان» داد تا به نزد لشکر عمرسعد ببرد.
شمر امان نامه را گرفت و به عمر سعد نشان داد. عمر سعد که می دانست این تلاشها بی نتیجه است، شمر را توبیخ کرد؛ زیرا امان دادن به برخی نشان از جنگ با بقیه است. شمر که می انگاشت او از جنگ طفره میرود، گفت:
«اکنون بگو چه میکنی؟ آیا فرمان امیر را انجام میدهی و با دشمن میجنگی و یا به کناری میروی و لشکر را به من وامیگذاری؟» عمر سعد تسلیم شد و گفت: «نه! چنین نخواهم کرد و سرداری سپاه را به تو نخواهم داد. تو امیر پیاده ها باش!» شمر امان نامه را ستاند و به سوی اردوگاه امام به راه افتاد. وقتی رسید، فریاد برآورد: «أَیْنَ بَنُوا أُخْتِنَا»؛خواهرزادگان ما کجایند؟
حضرت عباس (علیهالسلام) و برادرانش سکوت کردند. امام به آنها فرمود: «پاسخش را بدهید، اگر چه فاسق است». حضرت عباس (علیه السلام) به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند: «خدا تو و امان تو را لعنت کند! آیا به ما امان میدهی، در حالی که پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امان ندارد؟!» شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس (علیه السلام) و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت.
چگونگی شهادت
در روز عاشورا چون تشنگی بر حسین و یارانِ او سخت گشت، کودکان به امام علیه السلام شِکوِه آوردند و از فَرط عطش می نالیدند. امام، عباس علیه السلام را صدا کرد و فرمود تا با چندنفر به فرات برود و برای تشنگان آب بیاورد. عباس با ده سوار همراه شد و مَشکها را برداشت و چون به مدخل آبِ فرات رسید، یارانِ ابن زیاد بر کنار فرات نشسته بودند و شریعه را بر حرمِ رسولِ خدا بسته بودند. چون عباس را دیدند، بر او حمله کردند. عباس پس از آن رجزی خواند و بر آنها حمله کرد، آنگاه که از شریعه فرات بیرون آمد و مشک بر دوش داشت، دشمنان از هر طرف او را تیرباران کردند و در همین حال کسی بر او حمله کرد و دست راست او را برید و حضرت مشک را با دست چپ گرفتند در حالی که تمام فکر حضرت به حرم اباعبدالله بود تا بر تشنگان آب برساند در این حال شخص دیگری حمله کرد و دست چپ حضرت را برید و حضرت بر زمین افتاد و مشک را بر دهان گرفت. در این حال عمر سعد ندا داد که مشک را تیرباران کنند در این زمان بود که عمودی آهنین بر فرق سر حضرت فرود آوردند. وقتی امام حسین (علیه السلام) بر بالین خون آلود حضرت عباس (علیه السلام) حاضر شد، فرمود: اکنون کمر من شکست؛ الان انکسر ظهری و لتحیلتی.
تدفین حضرت عباس توسط امام سجاد
حضرت سجاد علیه السلام هنگامی که برای تدفین شهدا به کربلا آمده بود، با این که به بنی اسد اجازه داد در دفن شهیدان او را یاری کنند، ولی برای دفن امام حسین و حضرت عباس علیهما السلام به آنها اجازه مشارکت نداد، وقتی پرسیدند: تو تنها چگونه میتوانی؟ فرمود: «ان معی من یعیننی» با من کسی هست که کمکم کند. (فرشتگان عالم غیب به یاریم میآیند).
گزارش هفتاد و هشتمین نشست
هفتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا با یاد و خاطره شهدای غزه آغاز شد. "رضا محمدی" مجری و کارشناس این مراسم با اشاره به فیلم "کشتی گیر" آخرین ساخته "دارن آرنوفسکی"، این فیلم را محکوم کرد و اظهار امیدواری کرد که هنرمندان ایرانی با تولید آثار ارزشمند، جواب خوبی به این آثار دهند.
دکتر "سیدمحسن فاطمی" مدرس سینما در هفتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم "چشمه" چند محور اصلی دارد که یکی از این محورها جاودانگی و ماندگاری است.
وی افزود: ماندگاری در سه بخش و یا سه داستان فیلم، به صورت یک تمنا و خواسته بسیار جدی مطرح میشود و این ماندگاری در سطوح مختلف خود را نشان میدهد. در واقع برخی از شخصیتهای این فیلم مادی هستند اما این مادی بودن، دلیلی بر طلب ماندگاری نیست و این تمنا به صورت مستقیم و غیرمستقیم خود را نشان میدهد.
دکتر فاطمی ادامه داد: در واقع، فیلم چشمه طرح میکند که برای ماندگاری نیازمند به یک اکسیر هستیم و این اکسیر که عشق نامیده میشود نقش مهمی در طراحی مسیر شخصیتها برای رسیدن به ماندگاری دارد. برای جاودانه شدن به عشقی احتیاج داریم که این عشق میتواند خود را به صورتهای مختلف بروز دهد.
وی خاطر نشان داد: نکته دیگری که در فیلم به آن اشاره شده مسئله مرگ است که همواره ناشناختگی این مفهوم باعث هراس مردم بوده، در واقع این ترس به دلیل تجربه نکردن مقوله مرگ است و باعث هراسی فراتر یعنی ترس از جاودانه نبودن زندگی قرار میگیرد. این که چه اتفاقی بعد از مرگ رخ میدهد مهمترین دلیل هراس از مرگ است.
این مدرس سینما با اشاره به وجود معناگرایانه فیلم چشمه، خاطرنشان کرد: حرکت استعلایی در این فیلم خود را به صورت پنهان نشان میدهد یعنی شخصیتها به مرور از مادیات فاصله و به مفاهیم دیگری توجه میکنند و عشق نیز زمینه این حرکت را فراهم میکند.
وی نکته معناگرایانه دیگر فیلم را میل به بازگشت، عنوان کرد: در اندیشه بسیاری از بزرگان به میل بازگشت آدمی اشاره شده از جمله لاکان که بر این نکته تاکید میکند ما همواره دوست داریم به آغوش مادرانمان بازگردیم. این میل به بازگشت و یا کودکانگی در این فیلم نیز مشهود است.
دکتر "محمد باقر قهرمانی" مدرس سینما نیز با تسلیت ایام محرم، افزود: فیلم سه داستان را به صورت همزمان روایت میکند، داستانهایی با زمانهای مختلف که یافتن جایگاه ما در این داستانها مهم است. هر مخاطبی ممکن است از یکی این داستانها وارد شود و در نهایت به دریافت خود برسد. نکته اتکای فیلم زمان حال است که امکان تلفیق، احساس حاضر، ترسیم گذشته و تصور آینده را فراهم میکند.
وی اضافه کرد: این فیلم خیلی متاثر از نگاه مسیحیت به جهان است و مفاهیمی چون عشق و قربانی کردن که مورد نظر مسیحیت بوده در فیلم چشمه مشهود است. «ایزی»، شخصیت محوری همواره با نور همراه است اما تامی و شخصیتهای مرد دو زمان دیگر فیلم در سایه قرار دارند. ایزی در واقع به درکی از زندگی رسیده که تام فاقد آن است. تامی غرق در حال است. او عشق را دارد ولی عشق را در زمان حال تصور میکند. چرخه این فیلم نیز رسیدن از عشقی زمینی به عشقی فرازمینی است.
رضا محمدی مجری و کارشناس سینما نیز در این نشست افزود: آرنوفسکی فیلم «پی» را در کارنامه کاری دارد که تا حدودی رویکرد صهیونیستی به پایان آفرینش در این فیلم مطرح شده است. در واقع هالیوود با جذب این گونه فیلمسازان، زمینه تولید آثاری را با گرایشهای فکری خود فراهم میکند و این فیلمسازان را ابزار سیاستهای خود میکند.

عبدالله اسفندیاری در خصوص نمایش فیلم«چشمه» در کانون فیلم معناگرا اظهار داشت: در جریان نمایش فیلم «چشمه» در کانون فیلم معناگرا توهین به پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را محکوم خواهیم کرد اما باید پذیرفت که بحث فیلم «چشمه» و «کشتیگیر» (فیلم بعدی آرنوفسکی) با هم کاملا متفاوت هستند.
وی افزود: روز جمعه ضمن نمایش فیلم «چشمه» این فیلم را کاملا تحلیل خواهیم کرد اما باید قبول داشت که تحلیل یک فیلم به معنای تأیید و تمجید آن نیست، تحلیل فیلم معنایش گشودن مفاهیم و مطالبی است که در یک فیلم وجود دارد و چه بسا ممکن است که فیلمی نکات منفی داشته باشد و از طریق آن بخواهند تفکری را القا کنند و طبیعتا باید آن فیلم هم تحلیل شود.
مدیر حوزه سینمای معناگرای بنیاد سینمایی فارابی تصریح کرد: ما باید بپذیریم که اگر بخواهیم در مقابل ساختههای مختلف دنیا هوشیار باشیم تنها باید فیلمهای قابل تأیید خودمان را نمایش دهیم و تحلیل کنیم. ما در گذشته فیلمهایی را نشان دادهایم و تحلیل کردهایم اما این تحلیل به معنای نفی آن فیلم و نفی معناگرایی آن فیلم بوده است.
وی تاکید کرد: این که بیائیم اگر کسی در جایی مرتکب یک اشتباه شد، همه کارهای او را به یک چشم نگاه کنیم روش درست و فرهنگی نیست و در واقع ناشی از دیدگاهی سیاست زده است و ما باید یاد بگیریم که هر چیزی را در جای خودش نگاه و تحلیل کنیم و توجه داشته باشیم که یک اثر چه می گوید، نه این که چه کسی میگوید.
وی گفت: هدف کانون فیلم معناگرا روشنگری تفکرات فیلمسازی در جهان است و طبیعتا فیلمهایی که به تفکر صهیونیستی نزدیک است و حتی فیلمهایی که حاوی مطالب شیطانی هستند را تحلیل خواهیم کرد تا از این طریق به جامعه هشدار بدهیم.
مدیر کانون فیلم معناگرای بنیاد سینمایی فارابی گفت: معناگرایی یک نوعِ اصیل دارد که معناگراییِ رحمانی است و یک نوع کاذب دارد که معناگرایی شیطانی است و در این شرایط ما باید انواع معناگرایی شیطانی را هم نشان بدهیم و آنها را تحلیل کنیم تا جامعه را مسلح کرده باشیم به دید تحلیلگر و عاقلانه تا نوجوانان و جوانان ما به راحتی تحت تاثیر فیلمهایی با مضامین شیطانی قرار نگیرند.

فیلم سینمایی «چشمه» به کارگردانی دارن آرنوفسکی، روز جمعه سیزدهم دیماه جاری در هفتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا به روی پرده میرود.
نشست نقد و بررسی این فیلم پس از نمایش با حضور دکتر حسین فاطمی و دکتر محمدباقر قهرمانی از مدرسان سینما برگزار خواهد شد.
این فیلم داستان مردی را به تصویر میکشد که بعد از مرگ همسر خود، به دنبال اکسیر زندگی میگردد تا شاید بتواند دوباره همسرش را ببیند.
فیلم، دو داستان موازی را روایت میکند که دو شخصیت در دو زمان متفاوت شاید مسیر یکسانی را برای رسیدن به سرچشمه آفرینش میپیمایند.
نمایش فیلم ازساعت ۱۰ صبح آغاز و بعد از آن نشست نقد و بررسی برگزار میشود.

بخون چاووش، بخون ماه غم اومد
محرم شد، دوباره ماتم اومد
بخون چاووش که عالم، کربلا شد
سر اربابِ من بر نیزهها شد
بخون چاووش، اباالفضل دست نداره
یکی، معجر برا زینب بیاره
بخون چاووش که ماهِ نور عینه
بخون، ماهِ اباالفضلِ حسینه
مجید مجیدی در جدیدترین اظهارات خود درباره سینمای معناگرا در بین جوانان شیرازی به بیان دیدگاههای خود در این زمینه پرداخت.

مجید مجیدی تصویر رایج درباره سینمای معناگرا را تصویری اشتباه و خطرناک دانست و گفت: امروز برداشت اشتباهی از سینمای دینی وجود دارد به این معنی که تصور میشود در سینمای دینی باید شاهد فرشته، عزرائیل، معجزه یا مسائل عجیب و غریبی باشیم که حتماً ماورایی هستند، در حالی که دین در زندگی کاملاً جاری و ساری است. این مسئله آفتی است که دامنگیر سینما شده و متأسفانه به تلویزیون هم راه پیدا کرده است.
وی تصریح کرد: ساخت چنین فیلمهایی توسط فیلمسازان جوان و تحت عنوان سینمای معناگرا ناشی از تصورات غلط است. پیامبران الهی معجزات زیادی داشتند اما معجزه پیامبر ما قرآن است؛ او نه کوری را شفا میدهد، نه مردهای را زنده میکند و نه دست به معجزه دیگری میزند، معجزه او کتابی است که آن را برای همه بشریت از آغاز خلقت تا انتهای آن آورده است.
مجیدی با بیان اینکه همه آموزههای فردی و اجتماعی در قرآن وجود دارد افزود: مسائلی همچون انفاق و دستگیری از دیگران به عنوان دو نمونه از مبانی اصلی دین ما توصیه شده، اما چرا این مسائل در فیلمهای ما نشان داده نمیشود. محبت کردن هم جوهره اصلی دین اسلام است اما این روزها با عنوان طرح موضوعات اجتماعی، بیشتر به آثار پر خشونت و دور از اخلاق پرداخته میشود.
فیلم مستند «عشق پرداز» در آئین رونمایی از کتاب جدید محمود فرشچیان به نمایش در میآید.

تصویربرداری این مستند در اردیبهشتماه 1387 همزمان با رونمایی از دو اثر «غدیر» و «کوثر» در موزه فرشچیان واقع در کاخ سعدآباد آغاز شد و در دومین روز دیماه 87 با حضور گروه سازنده در منزل فرشچیان به پایان رسید.
در «عشق پرداز»، هنرمندانی چون: علی اکبر صادقی(نقاش)، حجت شکیبا(نقاش)، یدالله کابلی(خطاط)، عزتالله انتظامی و شهرام ناظری حضور یافتهاند.
با پایان یافتن مراحل فنی، این فیلم روز پنجشنبه 5/10/87 در آئین رونمایی از آخرین کتاب از آثار استاد فرشچیان و بزرگداشت ایشان در تالار وحدت به نمایش درمیآید.
عوامل این مستند عبارتند از:
تهیه کننده: ناصر میرباقری (خانه فرهنگ و هنر گویا)
نویسنده، کارگردان و مدیر تصویربرداری: محمدهادی (حمید) کاویانی
مدیرتولید و تصویربردار: محسن صرافی
دستیار کارگردان و برنامه ریز: مریم ویس مرادی
تدوینگر: علیرضا کرمدرآبادی
آهنگساز: بامداد بیات
صدابردار و صداگذار: مازیار رزاقی
عکاس: پیام ایرایی، مهدی پورموسی، حمزه اولیازاده
مجری طرح: کارگاه آزاد فیلم وهومن
با حضور: عزت الله انتظامی، پرویز پورحسینی، زیبا بروفه و افسر اسدی
پنجمین کتاب از آثار محمود فرشچیان، در قطع رحلی سلطانی در 8 رنگ، در جلدهای مختلف چرمی و گالینکور با قاب مخصوص به خود و به همت نشر گویا روانه بازار میشود که برای اولین بار در کتابهای آثار فرشچیان از رنگ متالیک استفاده شده است.
گزارش هفتاد و هفتمین نشست
اکبر خواجویی کارگردان فیلم محیا در هفتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: در این فیلم سعی کردم رفتار خانوادههای ایرانی را در قبال مفهمومی به نام مرگ به تصویر کشم. در واقع محیا به نوعی سعی دارد تابوشکنی کند و عشق زمینی را وسیلهای برای دریافت جاوید شخصیت محوری قرار دهد.
وی تصریح کرد: این فیلم به نوعی بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است و تحقیقات آن توسط خانم افسانه قاسمی صورت گرفته، در واقع موضوعِ عدم ارتباط بین خانوادههای ایرانی با افرادی به عنوان غسال وجود دارد.
وی با اشاره به اینکه نگارش فیلمنامه حدود سه سال طول کشید، خاطر نشان کرد: برخی از سوژهها فیلمساز را به سمت خود میکشانند و در واقع پس از ارتباط اولیه، این سوژه به عنوان دغدغه من مطرح شد و به مرحله نگارش رسید و پس از ارتباط با بنیاد سینمایی فارابی و حوزه معناگرای این بنیاد فیلمنامه نهایی شکل گرفت.
این کارگردان با اشاره به مفاهیم موجود در فیلم افزود: سعی کردیم داستان را به گونهای سرراست تصویر کنیم و در این مسیر هم به ابعاد زمینی و هم به ابعاد ماورایی توجه کنیم. در واقع این فیلم سعی دارد ضمن ارتباط با مخاطب مفاهیم مورد نظر خود را در قالب یک داستان ارائه دهد.
عبدالله اسفندیاری مدیر حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی نیز بیان داشت: فیلمنامه این فیلم به حوزه سینمای معناگرا ارائه شد و ما دیدیم که این فیلم ضمن توجه به مولفههای معناگرا میتواند با مخاطب عام نیز ارتباط برقرار کند که تجربه اکران این فیلم نیز ثابتکننده پیشبینیها بود. در واقع محیا در اکران عمومی با استقبال مناسبی از سوی مخاطبان رو به رو شد و مخاطبان را راضی از سالن سینما بیرون فرستاد.
وی به مقوله مرگ اشاره کرد و افزود: در گذشته ارتباط با مردهها و مفهوم مرگ مثل امروز به نوعی تابو نبود ولی امروز این مساله به نوعی تابو است یعنی نوعی جبههگیری در قبال این موضوع وجود دارد که در ادبیات و سینمای ما نیز دیده میشود برای مثال در بخشی از قصههای مجید شاهدیم که این نوع جبههگیری در قبال انشای مجید در مورد غسالها از طرف معلم و دیگر دانشآموزان صورت میگیرد. اما فراموش نکنیم غسل دادن مردهها به عنوان یک واجب کفایی در دین اسلام محسوب میشود یعنی در صورت ضرورت، تمام مسلمین موظفند این فعل را انجام دهند. در گذشته ارتباط با مساله مرگ خیلی ملموستر بود که شاید هنوز در برخی از شهرستانها این ارتباط وجود دارد اما هم اکنون ترس از مردگان که در شخصیت این دکتر دیده میشود وجود دارد که فیلمساز با یک عشق زمینی اسباب تحول این شخصیت و شناخت وی را فراهم میکند.
اسفندیاری این اثر را یک ملودرام جذاب با ویژگیهای معناگرا برشمرد و اضافه کرد: برخلاف برخی از تلقیها، من معتقدم ملودرام یک ظرفیت برای هنرمند به شمار میرود تا از طریق آن هم مفاهیم مورد نظر خود را ارائه دهد و هم مخاطب را جذب کند در واقع وقتی پیام تاثیرگذار است که بر جامعه بیشتری از مخاطبان تاثیر گذارد. فراموش نکنیم بسیاری از آثار درخشان تاریخ سینما از آثار پرفروش بودهاند.
مهران خواجویی، تدوینگر این فیلم اظهار داشت: در تدوین این فیلم بخش ابتدایی، ریتم سریعتر و بیرونیتری دارد چون به نوعی در این بخش شخصیتها و روابط آنها معرفی میشوند در بخش دیگر که شخصیتها به شناخت میرسند ریتم آرامتر میشود.
وحید اسلامی نیز در پایان این نشست تصریح کرد: فیلم محیا را میتوان تلفیقی از ژانرهای مختلف دانست. در واقع رویه فیلم مشخص نیست و فیلمساز سعی میکند از عشق زمینی، زمینه شناخت فرازمینی شخصیتها را فراهم کند که به زعم من این اتفاق تنها در دیالوگها صورت گرفته و چندان عمیق نیست.