
آنچه که از تدوین و صداگذاری میدانم، مدیون استاد بی رقیب خود در عرصه صداگذاری، محمدرضا دلپاک هستم. در اختتامیه جشنواره بیست و هفتم وقتی سیمرغ صدای فیلم فقط به حسن زاهدی برای فیلم «درباره الی» اهدا گردید بسیار متعجب شدم اما پس از چند روز که از آئین اختتامیه میگذرد مطلع شدم که عدم اهدا سیمرغ به محمدرضا دلپاک، سهل انگاری بیش نبوده و طی روزهای آتی سیمرغ بهترین صداگذاری برای فیلم «درباره الی» به ایشان هدیه خواهد شد. با شنیدن خبر اهدا خرس نقرهای برلین به اصغر فرهادی، شور و شعف مضاعفی دست داد تا بار دیگر با تمام وجود در پیشگاه دلپاکترین صداگذار سینمای ایران سر تعظیم فرود بیاورم و بگویم مبارک باشد استاد.

متن خبر: داوران جشنواره بیست و هفتم با صدور اطلاعیهای، درباره اهدای سیمرغ صدای فیلم توضیحاتی را ارائه کردند.
در متن نامه هیئت داوران بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر، آمده است:
«هیئت داوران بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر لازم میداند در خصوص یکی از جوایز خویش توضیحات زیر را ارائه نماید:
۱- به استناد آئیننامه جشنواره، هیئت داوران میبایست یک جایزه در بخش بهترین صدای فیلم اهدا کند.
۲- بر اساس معیارهای حرفهای و تشخیص هیئت داوران، بهترین صدای فیلم محصول یک فرآیند جمعی شامل صدابرداری، صداگذاری یا صداگذاران و هماویزی (سینک) صداهاست که در سایر نقاط جهان نیز چنین نگاهی وجود دارد.
۳- از نظر هیئت داوران فیلم «درباره الی» شایسته دریافت سیمرغ بهترین صدای فیلم شناخته شد و باید جایزه این بخش به آقایان «محمدرضا دلپاک» و «حسن زاهدی» توأمان تعلق میگرفت اما بر اساس یک اشتباه سهوی در مراسم اختتامیه فقط جایزه آقای «حسن زاهدی» اعلام شد.
بدینوسیله ضمن تبریک مجدد به همه برندگان اخیر سیمرغ بلورین اعلام میگردد آقای «محمدرضا دلپاک» نیز سیمرغ بلورین بخش صدای فیلم را دریافت کرده است که متعاقبا طی مراسمی به ایشان تقدیم میشود.

تصویر کنفرانس خبری فیلم درباره الی
در آغاز تصویر بود
فرهادی دربارهی شکلگیری داستان فیلم به تصویری در ذهن خود اشاره کرد، که درآغاز ساخت این فیلم مبنای کار بوده است. تصویر خیالی فرهادی، مردی را تجسم میکند، که تنها در کنار دریا به انتظار دریافت جنازهای ایستاده است. وی میافزاید، این تصویر همچون «دگمهای بود که من برای آن کت و شلوار ساختم.»
فرهادی در این فیلم وظایفی چندگانه را برعهده گرفته است. او از جمله نویسنده و کارگردان این فیلم، است. فرهادی اشاره میکند که صحنههای فیلم پیش از فیلمبرداری در ذهن او کاملاً نقش بسته بودند. این مسئله، به لحاظ تکنیکی، سبب ایجاد دشواریهایی در ساخت فیلم شد. فرهادی در بخشی از توضیحات خود به ویژگی فراجغرافیایی فیلماش اشاره کرد. به نظر وی، این فیلم با این انگیزه ساخته شده، که هرکس در هر جای دنیا آن را درک کند و با آن ارتباط برقرار کند.
آزادی برداشت و اندیشهورزی
به نظر فرهادی، تماشاچی امروزی سینما شریک سینماگر است و به خواست و سلیقهی خود حق دارد از فیلم برداشتی مستقل را ارائه دهد. بدین ترتیب سینماگر دیگر مجاز نیست، عقیده و نظر خود را به تماشاچی تحمیل کند. فرهادی میگوید سینماگر تنها زمینهای را فراهم میکند که از طریق آن بیننده به اندیشهورزی دعوت شود. ارائهی طرحی کلی و واحد از سوی فیلمساز در شرایط کنونی جهان سینما شایسته نیست.
فرهادی که از عرصهی تئاتر به سینما آمده است، نظریهی ارسطویی پیرامون تاثیر نمایش بر تماشاچی را تغییر داده است. ارسطو در نظریهی "کاتارسیس" به اندوه، شادی و دیگر هیجانهای احساسی انسان اشاره میکند که در ضمن نمایش بر بیننده غلبه کرده و سبب پالایش روح او میگردند. تماشاچی متوجه میشود، که تزکیهی نفس از طریق شرکت احساسی در نمایش امکانپذیر است. اصغر فرهادی به جای تزکیه و پالایش روح، بر اندیشهورزی تماشاچی از طریق اندوه یا شادی تاکید میکند. به نظر وی وجود درکی واحد از فیلم، نطفهای از رادیکالیسم را در خود حمل میکند.
به باور فرهادی، فیلم باید از دایرهی ملی خود پا فراتر نهد. او نمیخواهد که فیلمهایش به عنوان دایرةالمعارفی برای فهم جامعهی ایران به کار گرفته شوند. او مایل است بطور کلی انسان (و نه حتماً انسان ایرانی) را موضوع کار خود قرار دهد.
دوری از مطلقگرایی
بنا به گفتهی فرهادی، داستان "درباره الی" میتواند در هر جای دنیا به وقوع بپیوندد و قابل فهم باشد. تنها برخوردها، بنا به تصمیمات افراد، میتوانند متفاوت باشد. شاید تنها بدین لحاظ بتوان رفتار ایرانی را در این فیلم مشاهده کرد.
فرهادی جنبههای مشترکی میان همهی فرهنگها میبیند. مسایلی نظیر حقیقت، دروغ یا اخلاق در همهی جوامع وجود داشته که کمابیش دارای تعریفهای مشابهی بودهاند. اما در شرایط کنونی این تعریفها دیگر پاسخگو نیستند. اخلاق و مسایلی از این دست همه نسبی هستند و نمیتوان به آنها بصورت مطلق نگریست.
به نظر فرهادی، در جهان امروز بحرانی نیز وجود دارد که میتوان آنرا تقابل میان فرد و جمع دانست. جمع به خاطر منافع خود، فرد را قربانی میکند. در نیمهی دوم فیلم نیز، جمع به خاطر منافع خود تصویری منفی از "الی" را ارائه میدهد، در حالیکه "الی" مرتکب هیچ خطایی نشده است. فاجعه در این فیلم تنها مرگ "الی" نیست، بلکه بیشتر قربانی شدن فرد از سوی جمع دوستان است.
دردسرهای فیلم
فرهادی در زمینهی مشکلهایی که برای فیلم بوجود آمده، به نقش منفی برخی از مطبوعات در ایران اشاره کرد. برخی از روزنامههای ایران با ایجاد کارزاری تبلیغاتی تلاش کردند با بزرگنمایی حاشیه، اصل موضوع را زیر سؤال برند. فرهادی افزود، برخی از روزنامهها کار را حتا به جایی رساندند که رییس جمهور نیز درگیر مسئله شد.
به نظر فرهادی فیلم "درباره الی" از همان آغاز نیز با هیچ مشکلی روبرو نبوده و نمایش آن در “جشنوارهی فجر“ نیز اثبات این مطلب است. فرهادی افزود، این فیلم رو راست است و دارای پنهانکاری خاصی نیست.
فیلم ایرانی «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی در قسمت مسابقه جشنواره بین المللی فیلم برلین به نمایش در آمد. هم در جلسه نمایش فیلم و هم در نشست مطبوعاتی با دست اندرکاران، فیلم با استقبال خوبی روبرو شد.
فیلم «درباره الی» داستانی ساده و گیرا دارد و دستکم قسمت اول آن سخت به فیلم حادثه (یا ماجرا) ساخته میکل آنجلو آنتونیونی شبیه است. زن جوانی در اول فیلم در دریا غرق میشود و سایر شخصیتها تا پایان فیلم به دنبال او میگردند تا سرانجام جسد او را پیدا میکنند. در فیلم کلاسیک آنتونیونی این دستمایه برای طرح پرسش های فلسفی در جستجوی حقیقت مورد استفاده قرار گرفته است و فیلمساز ایرانی از آن برای تولید فیلمی جذاب و با رنگمایه های اجتماعی بهره برده است.
فیلم در فضایی شاد و پرشور شروع میشود. چهار زوج جوان به همراه سه بچه برای استراحت و تفریح به شمال (مازندران) میروند تا سه روز از تعطیلات خود را کنار دریا بگذرانند. فردای ورود آنها پسربچهای در دریا غرق میشود که با تلاش همگان زنده میماند. اما از این مصیبت چیزی نگذشته که جمع از فاجعه ای تازه با خبر میشود. زن جوانی به نام الی که گویا به همراه دیگران به نجات پسرک شتافته، به اعماق دریا فرو رفته و از او خبری نیست. از این دم فیلم لحنی تراژیک میگیرد و در فضایی تیره تر ادامه پیدا میکند.
الی تنها به این دلیل با جمع به این سفر آمده تا با جوانی به نام احمد آشنا شود و احتمالا با او ازدواج کند. احمد در آلمان (هامبورگ) زندگی میکند. او از همسر آلمانی خود جدا شده و حالا در سفر به ایران قصد دارد با دختری شایسته برای ازدواج آشنا شود. نخستین برخورد الی و احمد میتواند بنیاد مناسبی برای رابطه آنها در آینده باشد، اما این الفت تازه با فاجعه ای که برای الی پیش میآید، نافرجام میماند.
زن گمشده برای جمع سیمایی غریبه و ناشناخته است و آنها حتی نام واقعی او را نمیدانند. تنها پس از ناپدید شدن اوست که دیگران راجع به او کنجکاوی میکنند و میکوشند همه چیز را «درباره الی» بدانند. اما هرچه بیشتر میکاوند به آگاهی های کمتر و مشکوک تری دست مییابند. الی برخلاف ظاهر ساده اش، شخصیتی بغرنج و تا حدی مرموز پیدا میکند. جمع درباره او جز مجموعه ای از دروغ ها و نیمه حقیقت ها چیزی نمیداند. به نظر میرسد که او قصد داشته زندگی خود را از دیگران پنهان نگه دارد. او به دلایلی نه چندان معقول به نزدیک ترین کسان خود مانند خانواده و نامزدش دروغ گفته است.
ندوکاو در سرگذشت و زندگی الی برای «کشف حقیقت»، به ویژه در بخش دوم فیلم به مضمون اصلی فیلم بدل میشود. اما این خمیرمایه، برخلاف معمول در سینما، در ساختن شالوده ای جنایی یا «کارآگاهی» به کار نمیرود، بلکه با کاوش روانی شخصیت ها همراه میشود و معضلات اخلاقی آنها را به نمایش میگذارد. فیلم نشان میدهد که نه تنها الی، بلکه همه شخصیت ها، نزدیک ترین و صمیمانه ترین روابط خود را با دروغ و فریب آمیخته اند.
فیلم روی هم از ساختی درست برخوردار است و با وجود شخصیت های گوناگون و گفتارهای فراوان، خط روایتی روشنی دارد که بر محور شخصیت الی تا نهایت به خوبی پیش میرود. الی هرچند غایب، همچنان مرکز توجه درام باقی میماند. تأکید فیلم کمتر بر مناسبات اجتماعی و بیشتر بر روابط شخصی و هنجارهای اخلاقی است. مشکلات چهار زن جوان فیلم، دغدغه های روحی و گرفتاری های شخصی آنها نیز بر بستر چنین شرایطی شکل گرفته است. فیلمساز غرق شدن الی را تا پایان فیلم مبهم نگاه میدارد و با این شگرد به دو هدف میرسد، از سویی کنجکاوی تماشاگر نسبت به سرنوشت زن را تقویت میکند و از سوی دیگر بن بست اخلاقی سایر شخصیت های فیلم را شدت میدهد.
فیلم با نمایش ناراستیها و دوروییهایی که به رفتاری عادی بدل شده و کمابیش به همه شخصیتها سرایت کرده، صحنهای گسترده از بحران اخلاقی یک جامعه را در برابر چشم قرار میدهد. نظامی ظالمانه با تحمیل ساختارهای کهنه و سنتی، افراد جامعه به ویژه زنان را به رفتاری غیرحقیقی و دوگانه محکوم کرده، تا آنجا که بی صداقتی را «مذهب مختار» و حتی شرط ادامه زندگی قرار داده است. فیلم در عرصه روابط ناسالم زن و مرد با زبانی الکن و به شیوه کجدار و مریز حرف میزند و تماشاگر ایرانی البته دلیل آن را به خوبی میداند.

اصغر فرهادی در کنفرانس خبری فیلم در فستیوال برلین
پس از نمایش فیلم درباره الی کارگردان به همراه چهار نفر از بازیگران فیلم گلشیفته فراهانی، رعنا آزادی ور، مریلا زارعی و پیمان معادی در جلسه مطبوعاتی شرکت کردند و به پرسشهای علاقه مندان و خبرنگاران مطبوعات پاسخ گفتند. کارگردان توضیح داد که فیلم در ایران در جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمده و برای نمایش عمومی هیچ اشکالی ندارد. گلشیفته فراهانی که همکاری او با سینمای هالیوود شایعاتی مبنی بر ترک ایران را بر سر زبانها انداخته بود تاکید کرد که مانعی بر سر بازگشت او به کشور وجود ندارد و او به همکاری با سینمای ایران ادامه خواهد داد.

حجتالاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در حاشیه مراسم افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز و در حضور اعضای این تشکل و جمعی دیگر از فعالان سیاسی، رسما حضور خود را در انتخابات ریاستجمهوری دهم اعلام کرد.
متن کامل سخنرانی آقای خاتمی و فایل صوتی اعلام کاندیداتوری وی را در ادامه مطلب مییابید.
سید محمد بهشتی در گفتگو با سایت کلمه به بیان نظرات خود پیرامون تأثیر منطق نگرش و مدیریت فرهنگی مهندس موسوی در موفقیت های سینمایی و فرهنگی دهه ۶۰ پرداخته است.

سیمرغ های بخش در جست و جوی حقیقت- مسابقه سینمای معناگرای بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر در حالی به برگزیدگان این بخش اهدا شد که دو دیپلم افتخار به دو نماینده سینمای کشورمان نیز اختصاص یافت.
فیلم «گام های زندگی» ساخته سائوشی ایساکا سیمرغ بهترین فیلم معناگرای جشنواره بیست و هفتم را به خود اختصاص داد و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی به خوان آنتونیو بایونا کارگردان فیلم «یتیم خانه» اهدا شد.
در بخش معناگرا همچنین یک دیپلم افتخار به رسول صدرعاملی کارگردان فیلم «هر شب تنهایی» و یک دیپلم افتخار به «فتانه ملک محمدی» برای بازی در فیلم سوپر استار اختصاص یافت.
همچنین در این بخش جایزه ای توسط محمدرضا جعفری جلوه به فیلم «برف» ساخته آیدا بگیج به دلیل ارایه مفهوم مقاومت و تصویری خلاقانه از آیین ملی اختصاص یافت.
"میزاک" حسینعلی لیالستانی میتوانست نماینده بحق فیلمهای معناگرای ایرانی محسوب شود. فیلمی که در یک خطی آن آمده: فیلم چالشهای پیش روی یک بچه به دنیا نیامده را برای ورود به دنیا به تصویر میکشد.
البته حدود یکساعت از فیلم میگذرد تا این قصه تازه آغاز و وجوه معنایی فیلم نیز به همین سادگی که در خلاصه داستان آمده در ابتدایی و مستقیمترین شکل ممکن به مخاطب انتقال داده شود. به واقع اگر این دیالوگها برای شخصیتهای عجیب و غریب فیلم در ناکجاآباد طراحی نشده بود مسئله فیلم که تردید جنین تی تی (باران کوثری) برای به دنیا آمدن است، به مخاطب منتقل میشد؟
مسلماً نه، چرا که فیلمساز نتوانسته موقعیت ذهنی خود را به هیچ شیوهای جز دیالوگهای تکراری و تأکیدی به فیلم و مخاطبش تحمیل کند. به این ترتیب پس از تأکید بر اینکه این جنین به علت تردیدی که دارد به دنیا نمیآید، به علت این تردید پرداخته میشود که نوعی ابهام در ابهام و حرف زدن در خلأ را تداعی میکند.
در این موقعیت هم باز دیالوگ به عنوان مولفه پیشبرنده، علل این اتفاق را از زبان افراد مختلف بیان میکند که تردید نوزاد به دلیل بد بودن آدمهای این ناکجاآباد و چه و چه و البته مسیر انتخابی این جنین است!
وقتی فیلمساز این همه خود را به مخاطره میاندازد تا مسئله ذهنی خود را برای مخاطب ترجمه کند و در انتها موفق هم نیست و نتیجه عکس میگیرد، به نظر میآید یا ذهنیات فیلمساز خیلی انتزاعی و شخصی است یا اینکه مخاطب قدرت درک این مفاهیم و معانی را ندارد و باید یک دوره آموزش معنایی ببیند!
معرفی فیلم
کارگردان: حسینعلی لیالستانی
تهیهکنندگان: جهانگیر کوثری، بنیاد سینمایی فارابی
فیلمنامهنویس: ح. لیالستانی
فیلمبردار: تورج منصوری
تدوینگر: سپیده عبدالوهاب
موسیقی: محمدرضا درویشی
چهرهپرداز: مهرداد میرکیانی
صدابردار: اسماعیل نخعی
صداگذار: محمدرضا دلپاک
طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی
جلوههای ویژه: داود رسولیان
مدیر تولید: رضا نوروزی
طراح پویانمایی: امیر سحرخیز
بازیگران: باران کوثری، محمدرضا فروتن، داریوش ارجمند، فاطمه معتمدآریا، علیرضا خمسه، جمشید مشایخی، رابعه اسکویی، مهرنوش ابراهیمی، انوش نصر، طناز طباطبایی
قطع: 35 م.م
مدت: 97 دقیقه
سال تولید: 1387
خلاصه داستان: تولد و هستی، کشف زیباییهای دنیای امروز و یورشهای شوم و منهدمکنندهی انسان.... تیتی باردار است اما نوزادش نمیخواهد بهدنیا بیاید تا اینکه سرانجام هستی را پیدا میکند.
حسینعلی لیالستانی
سال و محل تولد: 1340 - لیالستان
میزان تحصیلات: کارشناسی سینما
فیلمشناسی: بلندیهای صفر، عاشق فقیر، تابلویی برای عشق.

میلانی در نشست نقد و بررسی فیلم «سوپراستار» درباره نمایش فیلمش در بخش معناگرا گفت: «سوپراستار» فیلمی است در جستجوی حقیقت و من این عنوان را برای فیلم مناسب میدانم. اصطلاح معناگرا میتواند از منظر هر کس معنا و مفهومی داشته باشد.
اما در عین حال فکر میکنم همه فیلمهای من به نوعی معناگرا هستند چرا که همگی یک معنای خاص را به تماشاگر منتقل میکنند.
میلانی افزود: به هر حال من نمیدانم معنای معناگرایی از نظر هر کسی چیست و هر کس معنا را در نظر خود جستجو میکند اما به اعتقاد خودم، در جستجوی حقیقت بهترین نامی بود که میتوانست «سوپراستار» در قالب آن برای جشنواره به نمایش درآید.

تهیهکننده فیلم سینمایی «سوپراستار»، این فیلم را در گروه آثار انسانی و اجتماعی کارنامه تهمنیه میلانی دانست که با مخاطبان خود ارتباط برقرار میکند.
محمد نیکبین درباره فیلم تازه میلانی گفت: به اعتقاد من تمام فیلمهای میلانی گرایش اجتماعی دارند. در بعضی فیلمهای او تمرکز بیشتر روی زنان است و گاه نگاه کلیتر میشود و روی اقشار جامعه قرار میگیرد. البته عدهای بنا به دلایلی او را فیلمسازی میشناسند که بیشتر دغدغه زنان را دارد، اما از منظر من میلانی نگاهی انسانی در فیلمهایش دارد که این نگاه با رویکرد اجتماعی در "سوپراستار" هم دیده میشود.
وی در مورد ادامه جریان نگاه روانشناسانه در فیلمهای میلانی افزود: در یک فیلم این نگاه روتر است و در فیلمی دیگر در بطن قرار میگیرد. در مورد «آتشبس» به این خاطر که شخصیت روانشناس را در فیلم میدیدیم، وجود نگاه روانشناسانه بهتر درک میشد. در "سوپراستار" نیز این نگاه به شکلی درونیتر دنبال شده است.
نیکبین درباره پذیرفته شدن «سوپراستار» در بخش معناگرای جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر گفت: با توجه به تعریفی که در سالهای اخیر از فیلمهای سینمای معناگرا ارائه شده، تصور میکنم «سوپراستار» در این چارچوب جای میگیرد.

حجت الاسلام سید محمد خاتمی در جمع خانواده شهدا بیان داشت: «اینکه گفتم یا من میآیم یا جناب آقای مهندس موسوی، به خاطر این بود که همین احساس مشترک را در ایشان هم دیدم».
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد: «اگر مهندس موسوی بخواهد بیاید، کشور را با توجه به جهتگیریها و ارزشهای اصیل و البته تحولات روز اداره خواهند کرد».
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، افزود: «اگر بخواهیم پنج نفر ساده زیست و عدالت باور و آزادیخواه که ریا و تزویر نکنند را در کشور معین کنیم، حتما یکی از آنها مهندس موسوی است؛ همینطور ایشان عدالت و آزادی را با معیارهایی که بنده عرض کردم قبول دارد».
وی تصریح کرد: «به دلایل مختلف ترجیح میدادم و میدهم آقای مهندس موسوی بیاید. احساس میکنم تنگ نظریها و مشکلاتی که وجود دارد در مقابل بنده زیادتر خواهد بود و می ترسم با آمدن من هزینه مردم افزایش یابد».

۱- «سوپر استار»

کارگردان: تهمینه میلانی
تهیهکننده: محمد نیکبین
فیلمنامهنویس: ت. میلانی
فیلمبردار: علیرضا زریندست
تدوینگر: مستانه مهاجر
موسیقی: ناصر چشمآذر
چهرهپرداز: مینا قریشی
صدابردار: اسحاق خانزادی
صداگذار: حسین ابوالصدق
طراح صحنه و لباس: محمد نیکبین
مدیر تولید: م. نیکبین
بازیگران: شهاب حسینی، فتانه ملک محمدی، محمدرضا شریفی نیا، فریبا کوثری، نسرین مقانلو، افسانه بایگان، رضا رشیدپور
مدت: ۱۰۵ دقیقه
خلاصه داستان: یک بازیگر معروف سینما که از زندگی تکراری و دیگر عادات ناپسند خود به ستوه آمده، منتظر تغییراتی است؛ و ورود دختر جوانی به زندگی او، شرایط ویژهای را رقم میزند.
تهمینه میلانی
سال و محل تولد: ۱۳۳۹ ـ تبریز
تحصیلات وی معماری است
فیلمشناسی: بچههای طلاق، واکنش پنجم، افسانه آه ، زن زیادی، دیگه چه خبر؟، آتش بس، کاکادو، تسویه حساب، دو زن
۲- «هر شب تنهایی»

کارگردان: رسول صدرعاملی
تهیهکننده: سیدکمال طباطبائی، محصول شبکه اول سیما
فیلمنامهنویس: کامبوزیا پرتوی، رسول صدرعاملی
فیلمبردار: فرج حیدری
تدوینگر: بهرام دهقانی
موسیقی: محمدرضا علیقلی
چهرهپرداز: محمد قومی
صدابردار: محمد مختاری
صداگذار: محمد صمیمی
طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی
مدیر تولید: طاهر امانی
بازیگران: لیلا حاتمی، حامد بهداد، مرجان قرهجه، محسن کریمی، علی بکاییان
قطع: 35 م.م
مدت: ۹۰ دقیقه
خلاصه داستان: عطیه نویسنده و مجری یک برنامه تلویزیونی است. او هر روز به پرسشهای شنوندگان پاسخ میدهد و به آنان توضیح میدهد که چگونه میتوانند زندگی زناشویی بهتری داشته باشند. عطیه به مشهد آمده و درگیر مناسبات خود با همسرش و مشکل حلنشدنی خود با اوست.
رسول صدرعاملی
سال و محل تولد: ۱۳۳۳- اصفهان
میزان تحصیلات: دیپلم ادبی
فیلمشناسی: رهایی، گلهای داوودی، پاییزان، دختری با کفشهای کتانی، من ترانه پانزده سال دارم، دیشب باباتو دیدم آیدا.
۳- گامهای زندگی
ژاپن ـ 2007
کارگردان: ساتوشی ایساکا
تهیهکننده:
فیلمنامهنویس: ساتسوئو اندو
فیلمبردار: شوگو اوئنو
تدوینگر: هیروهیده آبه
موسیقی:
بازیگران: کوجی یاکوشو، میکی ایمای، ماساتو ایبو، هاروکا ایگاوا
مدت: 124 دقیقه
ساتوشی ایساکا
متولد 1960 در توکیو. در چندین تولید سینمایی و برنامه تلویزیونی، دستیار کارگردان غیرصنفی بود. در سال 1992، اولین تجربه بازیگری را در «باشگاه سینمایی مون مون» کسب و در سال 1996 اولین فیلم بلند داستانیاش را با عنوان فوکوس ساخت، که در چند جشنواره داخلی جوایزی کسب کرد. وی برنده دو جایزه از جشنواره بینالمللی فیلم برلین و چندین جایزه از جشنوارههای بینالمللی فیلم دیگر است. از فیلمها: قاب (2000)، Game (2003).
خلاصه داستان: یوكیهیرو فوجییاما، مدیر 48 ساله یك شركت با مراجعه به بیمارستان درمییابد که مبتلا به سرطان ریه شده و فقط شش ماه زنده میماند. او از هر گونه مداوای موقتی سرباز میزند و تصمیم میگیرد به دیدن افرادی برود كه سالها از آنها بیخبر است، و برای خانواده، نزدیكان و دوستانش نامه خداحافظی بنویسد.
۴- پرده سینما در کامچانود
تایلند ـ 2007
کارگردان: سونگساک مونگکولتونگ
تهیهکنندگان: آپیراده یامپونگپورن، کیاتکامون یامپونگ پورن، پران تاداوراوات
فیلمنامهنویس: س. مونگکولتونگ
فیلمبردار: جیتی اوآنوراکارنکیت
تدوینگر: سونیت آساوانیکول
موسیقی:
طراح صحنه و لباس: میپ پراسارتسگول
بازیگران: آچیتا پراموج نا آیودیا، پاکارامای پوترانان، ناموتونگگومنرد، پیمونوان هونتونگکام
مدت: 96 دقیقه
سونگساک مونگ کولتونگ
متولد 1976. دستیار کارگردان و بازنویس فیلمنامههای بسیاری از فیلمها، از جمله خطر در بانکوک، تسخیرشده در بانکوک بوده است. پرده سینما در کامچانود اولین تجربه کارگردانی او بوده است.
خلاصه داستان: در سال 1987، چهار تکنیسین نمایش فیلم به جنگل كامچانود در ایالت اودن تانی رفتند. اینان از اینکه هیچکس برای تماشای فیلم حاضر نمیشود، شگفتزده میشوند؛ اما در دقایق پایانی فیلم، ناگهان گروهی از بومیان منطقه از جنگل بیرون آمده و مقابل پرده نمایش به صف ایستادند.
۵- یتیم خانه
مکزیک، اسپانیا ـ 2007
کارگردان: خوان آنتونیو بایونا
تهیهکنندگان: آلوارو آگوستین، خواکین پادرو، مار تارگارونا، کییرمو دل تورو
فیلمنامهنویس: سرخو خ. سانچس
فیلمبردار: اسکار فائورا
تدوینگر: النا روییس
موسیقی: فرناندو ولاسکوئس
چهرهپرداز: لولا لوپس
صدابردار: زاویر ماس
صداگذار: ماره اورتس
طراح صحنه و لباس: ماریا رهیس
بازیگران: بلن روئدا، فرناندو کایو، روخر پرینسپ، مابل رپورا
مدت: 105 دقیقه
خوان آنتونیو بایونا
متولد 1975، در بارسلون. سابقهای طولانی در کارگردانی ویدئو ـ موسیقی برای گروههای موسیقی مشهور اسپانیولی دارد. او همچنین کارگردان فیلمهای تبلیغاتی که جوایزی بردهاند نیز بوده است. و کارگردانی دو فیلم کوتاه را که در چندین جشنواره برنده جوایزی شدهاند، به نامهای تعطیلات من (1999) و مرد اسپانیایی (2002) در کارنامه دارد. یتیمخانه اولین تجربه او در زمینه ساخت فیلم بلند داستانی است.
خلاصه داستان: لائورا تصمیم دارد یتیمخانهای را برای نگهداری از كودكان معلول محلی بازگشایی كند.
۶- قطعیت مرگ
ژاپن ـ 2008
کارگردان: ماسایا کاکهی
تهیهکنندگان: توهرو هوریبه، تاکاشی کامیکورا، تاکایا کوراتا
فیلمنامهنویسان: م. کاکهی، هیروتوشی کیبایاشی
فیلمبردار: تاکاهیده شیبانوشی
تدوینگر: نوبویوکی ایتو
موسیقی: گری آشییا
بازیگران: تاکشی کانهشیرو، مانامی کونیشی، سومیکو فوجی، کن میتسوایشی
مدت: 114 دقیقه
ماسایا کاکهی
متولد 1977 در توکیو. دانشآموخته دانشگاه نیهون. دو فیلم اولش را بهطور مستقل تهیه و کارگردانی کرد که در جشنواره بینالمللی فیلمهای ماورایی یوباری بهنمایش درآمدند. پس از چند سال کار با یک شرکت تهیه برنامههای ویدئویی، برای خودش کار کرد و به تولید آثار گرافیکی متحرک روی آورد.
خلاصه داستان: سر و کلهی چیبا هفت روز پیش از مرگ غیرمنتظره یک نفر پیدا میشود. وظیفه او مشاهده شخص مزبور طی هفت روز و تصمیمگیری در این زمینه است، که او باید «اعدام» شود یا به «مرگ طبیعی» بمیرد. او سریع به وظیفهاش عمل میکند و به یک دکه مخصوص گوشدادن به سیدیهای موسیقی میرود و دل به تفریح محبوبش میسپارد که گوش سپردن به «بزرگترین ابداع بشری» یعنی موسیقی است. هدف بعدی او، کازوئه فوجیکی 27 ساله است؛ او در دایره رسیدگی به شکایت یک شرکت صنعتی کار میکند. در پایان روز، او خسته از دفتر کارش بیرون میآید. اکنون زمان انجام وظیفه اجل رسیده است.
۷- چشم
آمریکا ـ 2008
کارگردانان: دیوید مورو، زاویر پالود
تهیهکنندگان: دان گرینجر، میشل منینگ، پولا واگنر
فیلمنامهنویس: سباستین گوتییرز
فیلمبردار: جف جر
تدوینگر: پاتریک لوسییر
موسیقی: مارکو بلترامی
طراح صحنه و لباس: مایکل دنیسون
بازیگران: جسیکا آلبا، آلساندرو نیوولا، پارکر پوزی، راده صربدزیجا
مدت: 98 دقیقه
دیوید مورو
متولد 1976 در بولوین ـ بیانکور، در فرانسه. فیلمها: آنان (2003)، بازگشت به سن ـ تروپه (2003).
زاویر پالود
کارگردان و فیلمنامهنویس آنان (2003).
خلاصه داستان: سیدنی ولز نوازنده ویلن است که خواهرش هلن، در پنجسالگی وی را ناخواسته و بهطور تصادفی نابینا میکند تا سیدنی تن به جراحی پیوند قرنیه دهد. در دوران نقاهت، وی متوجه میشود که افراد مردهای را میبیند؛ با حمایت و کمک دکتر پال فاکنر، هر دو عازم لس لانوس در مکزیک میشوند تا به راز اوهامی که سیدنی میبیند، پی ببرند.
۸- نشانههای عشق
اندونزی ـ 2008
کارگردان: هانونک برامانتیو
تهیهکنندگان: دامو پونجابی، مانوج پونجابی
فیلمنامهنویسان: سلمان آریستو، جینتاری س. نوئر
فیلمبردار: فائوزان ریزال
تدوینگر: ساستا سونو
موسیقی: تیا سوبیاکتو
چهرهپرداز: دیدین سیامسودین
صدابردار: آدی مولانا
صداگذار: ساتریو بودیونو
بازیگران: فدی نوریل، ریانتی کارترایت، دنیس آدیس وارا، اوکا آنتارا
مدت: 120 دقیقه
هانونک برامانتیو
متولد 1975 در یوگیاکارتا. در ابتدا کارآموز و وردست در تولید فیلمها بود که متوجه علاقهاش به کارگردانی شد و برای کسب دانش لازم، تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته سینما و تلویزیون، در مؤسسه هنر جاکارتا تحصیل کرد.
خلاصه داستان: فهریبن عبدالله برای اخذ درجه کارشناسی ارشد از دانشگاه الازهر، بزرگترین دانشگاه اسلامی، به مصر سفر میكند. او ثروتمند نیست، ولی باهوش است. بورس تحصیلی او را دانشکده سابقش اهداء كرده با وجود این والدینش مجبورند مزرعهی برنج خود را بفروشند. فهری آدم با پشتكار و منظمی است؛ او حتی برنامه زندگی خود را تعیین کرده است. او تصمیم دارد پس از پذیرش پایاننامهاش ازدواج كند؛ ولی مشكل این است که او هرگز با زنی آشنا نبوده است. در تمام زندگی او، تنها دو زن حضور دارند؛ مادر و مادربزرگش.
۹- بازگشت
استونی ـ 2008
کارگردان: تانل توم
تهیهکننده: پیرت تیبو ـ هاجینز
فیلمنامهنویس: ت. توم
فیلمبردار: راین کوتوف
تدوینگران: لائوری لاسیک، مارگو سیمون، ت. توم
موسیقی: آریل لوین
طراح صحنه و لباس: ایاگوپ رومت
بازیگران: هندریک کالیویرو، راسموس کالیویرو، رایمو پاس، ایوو اوکیوی
مدت: 27 دقیقه و 30 ثانیه
تانل توم
متولد 1982. کارگردان چندین فیلم کوتاه خاص و فیلمهای تبلیغاتی برای تلویزیون. دانشآموخته رشته کارگردانی فیلم و ویدئو از دانشگاه تالین، استونی. در حال حاضر، در مدرسه ملی فیلم و تلویزیون لندن دوران تحصیلات تکمیلی را میگذراند. فیلم کوتاه 68/2 برنده جوایز متعددی از جشنواره فیلمهای دانشجویی شد و سپس در سال 2004 فیلم کوتاه کارتپستالی از استونی را ساخت که در مراسم اعطای جوایز آکادمی فیلم اروپا به نمایش درآمد.
خلاصه داستان: توماس بعد از دعوای شدیدی که منجر به مرگ برادر دوقلویش میشود، حاضر به خاكسپاری جسد او نمیشود، چرا كه امیدوار است برادرش دوباره به زندگی بازگردد.
۱۰- تدفین
انگلستان ـ 2008
کارگردانان: دانیل باوچر، دیوید ویلیام میلز
تهیهکننده: د. ویلیام میلز
فیلمنامهنویسان: د. باوچر، د. ویلیام میلز
فیلمبردار: کارلوس کاتالان
تدوینگر: مری سودرپام
موسیقی: رابرت دیویدسون، بنجامین برنز
بازیگران: بوبوش، د. باوچر، آلن بریدونو، بنجامین برنز
مدت: 90 دقیقه
دیوید ویلیام میلز
در سال 1987 در رشته حقوق دانشآموخته شد. به مدت 6 سال تئاتر، سینما و ویدئو موسیقی کارگردانی کرد. در 1996 به بریتانیا بازگشت و شرکت «بدلم آز» را با مشارکت دانیل باوچر تأسیس کرد.
دانیل باوچر
اولین تجربه کارگردانی و بازیگریش در سینما، فیلم تدفین است.
خلاصه داستان: سه برادر بیگانه از هم در مراسم تدفین مادرشان شركت میكنند. آخرین آرزوی مادر خیلی روشن بود: «مرا به رودخانه برده و در کنار پدرتان به خاک بسپارید». آنها با بیمیلی از فرانسه به انگلستان میروند و درمییابند که برای دفن گذشته باید نسبت به خیلی چیزها آگاهی یابند.
۱۱- عمارت نوسنگی
فرانسه، شیلی ـ 2008
کارگردان: رائول روئیز
تهیه کننده: فرانسوا مارگولن
فیلمنامهنویس: ر. روئیز
فیلمبردار: اینتی بریونس
تدوینگر: بئاتریس کلریکو
موسیقی: خورخه آریاخادا
بازیگر: السا زیلبرستاین، ژان مارک بار، اودری مارنی، توما دوران
مدت: 94 دقیقه
رائول روئیز
متولد 25 ژوئیه 1941 پوئرتومونت در شیلی. رائول روئیز یکی از شاخصترین فیلمسازان نیم قرن اخیر شیلی است. او چندین سال را در مدرسه سینمایی دانشگاه کاتولیک سانتافه گذرانده است. در دوران اقامتش در شیلی نخستین فیلم بلندش را در اواخر دههی 1960 ساخت، با عنوان ببرهای بسیار سریع، که برنده جایزه یوزپلنگ طلایی جشنواره فیلم لوکارنو شد.
خلاصه داستان: ویلیام جیمز که عمارت بزرگ و قدیمی را برده است، با همسرش به آن نقل مکان می کند، اما بزودی درمی یابند که عمارت نوسینگن پیش از این ساکنانی داشته که میلی به تخلیه آن ندارند.

خبرگزاری آینده، بخشی از خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی را با عنوان فوق منتشر ساخته است که با کلیک بر لینک زیر به آن دست مییابید.
آنچه برای دوستان علاقهمند به سینما میتواند در این متن مورد توجه قرار گیرد، نحوه نگارش و نثر روان ایشان است.
محمد صالح علاء به رسم همیشگی برنامه دو قدم مانده به صبح که تقدیم کردن اجرا به یکی از بزرگان است، اجرای شب گذشته را با این سخن به تهیه کننده برنامه نود تقدیم کرد: اجرای امشب را با احترام به مجری توانا، کاربلد و مفسر بزرگ ورزشی کشور عادل فردوسیپور و خانوادهاش تقدیم میکنم.
حمایت مردم از برنامه نود نشان دهنده صداقت و حقانیت این برنامه است چرا که مردم هیچگاه اشتباه نمیکنند.

مهندس موسوی در گفتگویی با سایت خبری-تحلیلی کلمه که از کاندیداتوری ایشان حمایت می کند، ناگفته هایی از مدیریت بحران در دهه نخست را بیان داشته است.