
اهالی فرهنگ و هنر عصر دوشنبه در سالن اجتماعات روزنامه اطلاعات با مهندس «میرحسین موسوی» دیدار کردند.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، مهندس موسوی در این نشست که با شعار «دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی» برگزار شد، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم ضمن خوش آمدگویی به هنرمندان و استادان هنری کشور گفت: این جلسه برای آن برگزار شده که کمی درباره مسایل فرهنگی و هنری صحبت کنیم و شعاری هم که انتخاب شده برای همین است.
وی افزود: برای روشنتر شدن گفتههایم خاطرهای را نقل میکنم. پیش از فروپاشی بلوک شرق مسافرتی داشتم به برلین شرقی که رهبری داشتند با عنوان هونیکر. این کشور پس از شوروی مهمترین کشور اروپای شرقی از نظر صنعت، رشد و رفاه محسوب میشد و میزبان من که نخستوزیر آنجا بود، مرا به نقاط مختلف برلین شرقی میبرد. در یکی از خیابانهای این شهر برج بلند مخابراتی بود مانند برج میلاد و هر بار که از کنار این برج رد میشدیم، بلااستثنا میزبان من میگفت که ما این برج را ساختیم تا جواب برلین غربی را که میخواهد ما را از بین ببرد، بدهیم. او این حرف را زیاد تکرار میکرد و من به این نتیجه رسیدم که بزرگترین آسیبپذیری آنها پیامهایی است که به آنها ارسال میشود و آماده نبودن آنها در برابر این پیامهاست که ذهن آنها را تا این حد مشغول کرده است.
نخستوزیر سالهای دفاع مقدس ادامه داد: من هم وقتی درباره دولت فرهنگی میخواهم صحبت کنم، اشارهام به دولتی است که فهم عمیقی از مسایل فرهنگی دارد و به نظر من غیر از این نمیتواند به کشورش خدمت کند. دولت غیر فرهنگی رویکردهایی را انتخاب میکند که به جای خدمت، مشکل ایجاد میکند. وقتی بحث سانسور و بستن فضا برای خلاقیت هنری مطرح میشود، مربوط به همین امر است.
فرهنگ را فرهنگیان میسازند نه دولت
میرحسین موسوی ادامه داد: من مطمئنم همه عزیزانی که در این جا هستند، ایرانی پیشرو را خواستارند و این دغدغه آنهاست. اگر دولتی، حساسیت هنرمندان خود را که تاریخ و هنر کشور خود را میشناسند ببیند، به اصحاب فرهنگی کشور اعتماد میکند و این نیرو را بزرگترین ذخیره برای حفظ کشور قلمداد خواهد کرد. ما فکر کردیم که در این فضای فرهنگی عظیم، بهترین پیامی که میتوانیم بدهیم این است که ضرورت دارد در کشوری که انقلاب فرهنگی داشته، دولت فرهنگی تشکیل شود و دنبال آن نباشد که فرهنگ دولتی ایجاد کند چرا که فرهنگ را فرهنگیان میسازند نه دولت.
وی با بیان اینکه هیچ نمونهای در جهان وجود ندارد که هنر سفارشی و دولتی فرهنگ کشوری را نجات داده باشد، بیان کرد: نمونهای از این نوع فرهنگ را در انقلاب شوروی میبینیم، پیش از دهه 1917 و دهه پس از آن در شوروی سابق با خیل عظیم هنرمندان پیشرو، روبهرو هستیم اما از زمانی که دولت بر روی هنرمندان دست گذاشت و شروع کرد به تقسیم کردن آنها به خودی و غیرخودی، موجب شد سبکهایی ایجاد شود و شرایط فرهنگی تغییر کند؛ به گونهای که عدهای از هنرمندان فرار کردند و عدهای تیرباران شدند.
موسوی با بیان اینکه در علوم انسانی نیز همین طور بود ادامه داد: حتی عدهای معتقدند یکی از عوامل مهم فروپاشی شوروی این بود که حاکمیت شوروی سابق نتوانسته از طریق اصحاب فرهنگ پیچیدگیهای جامعهی آن روز را دریافت کند. هنر حتی میتواند نقش سیاسی بگیرد و پیچیدهتر از آن است که دیده میشود.
وی ادامه داد: هنرمندان که از روسیه فرار کردند، غرب برای توسعه دادن جامعه خود از آنها بهره برد و پایهگذار هنرهای جاودان و ماندگاری شدند چه در زمینه هنرهای تجسمی، چه موسیقی و غیره. ما هم همین مساله را داریم؛ البته از ابتدای انقلاب هنر دستوری نداشتیم بلکه هنر سینما و هنرهای تجسمی توانست شکل بگیرد و پیش برود چون فضا آزاد و غیر دستوری بود. در تئاتر و سایر رشتههای هنری نیز همین طور.
هنرمند در فضای آزاد و چندصدایی احساس آزادی میکند
مهندس موسوی با تاکید بر اینکه در فضای آزاد و چندصدایی است که هنرمند میتواند احساس آزادی کند و رشد داشته باشد گفت: باید از فضایی بترسیم که محدود و آمرانه و اثرگذار بر خلاقیت هنرمندان باشد. بنابراین بهترین کارهای هنری در کشور ما کارهای بدون دستور و برخاسته از نیازهای عمیق فکری و فرهنگی است و در این راستا دولت فرهنگی میتواند به هنرمندان نشان دهد که آنها را به عنوان یک فرصت تلقی میکند.
موسوی در ادامه گفت: فرض باید این باشد که در وهلهی اول همه هنرمندان علاقهمند به کشورند. هیچ هنرمندی مخالف آزادی و استقلال و قدسی بودن اذهان مردم نیست؛ دولت فرهنگی باید نسبت به هنرمندان چنین باوری داشته باشد. اگر این گونه باشد نقش دولت در زیرساختها برجسته خواهد بود و در کنار آن، فرهنگ غیردولتی در راستای اهداف دراز مدت ایجاد میشود و بهترین کمک را چنین فرهنگی به چنین دولتی میکند و نقش فرهنگ اینجا از سیاست پررنگتر میشود.
وی با بیان اینکه فرهنگ، فهم ما را نسبت به جهان معنادار میکند و کمک میکند که اندیشههای دیگران را یاد بگیریم و به نفع بشریت به کار ببندیم افزود: در این صورت فرهنگ غیر دولتی امکانپذیر است و دولت به هیچ وجه متصدی نقاشی، سینما و تئاتر نیست بلکه این هنرمند است که آنها را ایجاد میکند.
نخستوزیر سالهای دفاع مقدس در ادامه اظهار کرد: اگر یک گام جلوتر برویم به فضا و دنیای مجازی میرسیم که با اینترنت و ماهواره ابعاد مختلفی پیدا کرده است و نقش هنرمندان در این دنیا با هنرمندان قدیمی قابل قیاس نیست و حتی وسعت تاثیرشان بیشتر است.
موسوی در ادامه گفت: من همیشه به دوستان روزنامهنگار خود میگویم که هنرمندان در آرایش صفحه پیامهای تبلیغاتی و غیره حتی بدون آنکه مسوولان رسانهها متوجه شوند، جای پای خود را میگذارند؛ همین طور در صداوسیما. حجم این پیامرسانی به قدری گسترده است که اگر آگاهی لازم را نداشته باشیم، ممکن است نتوانیم مولفههای پیروزی یک نظام را ببینیم.
بسیار سخت است جا بیفتد مسایل سیاسی و هنری از هم جدا نیستند
وی ادامه داد: انشاءالله نظام و دولت آینده ما هرکه میخواهد باشد به این فضا دقت کند؛ وقتی با دوستان سیاستمدار صحبت میکنم همه تصدیق میکنند که هنر مهم است اما همواره این تصدیق آنها با لبخندی همراه است که نشان دهندهی عدم درک درونی از فرهنگ و هنر است بنابراین بسیار سخت است که جا بیفتد مسایل سیاسی و هنری در جامعه امروز از هم جدا نیستند.
نگاه درست به فرهنگ و هنر مانع از سانسور و فیلترینگ سایتها میشود
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که نگاه درستی نسبت به فرهنگ و هنر ایجاد شود و گفت: اگر این نگاه درست شود نه شاهد سانسور، نه بستن روزنامهها، نه فیلتر سایتها و نه بستن کتابفروشیها خواهیم بود. اینها حتی میتواند در حل مشکلات سیاسی و اقتصادی سهم داشته باشد.

اولین نشست بزرگ اهل فرهنگ و هنر با میرحسین موسوی فردا دوشنبه در روزنامه اطلاعات با حضور فعالان ،صاحبنظران وکارشناسان حوزه فرهنگ و هنر برگزار می شود. به گزارش قلم به گفته محمد مهدی حیدریان رییس کمیته فرهنگ و هنر ستاد موسوی در این نشست، دست اندر کاران حوزه فرهنگ و هنر ضمن آشنایی با برنامه ها و سیاست های کلان میرحسین موسوی در بخش فرهنگ و هنر، به طرح پیشنهادات و انتظارات خود از دولت دهم و ارائه راهکار در غالب چند سخنرانی کوتاه و پرسش و پاسخ می پردازند. موسوی تا کنون با فعالان حوزه های مختلف چندین نشست صمیمانه داشته است تا از مشکلات و دغدغه ها و پیشنهادات ایشان مطلع شود.
گفتنی است که تاسیس مدیریت "شرایط عدم قرنطینه فرهنگی" و تبدیل تحدید موجود به فرصت، درونی سازی ارزشهای ملی - دینی ومورد وفاق عموم مردم و حذف سانسور و سانسور زدگی ،تقویت تنوع فرهنگی کشور به عنوان سرمایه ای تاریخی _ فرهنگی وملی، تقویت اعتماد ملی وافزایش اعتماد نسبت به جامعه فرهنگی کشور، توجه به اقتصاد فرهنگ و پذیرش تغییرات و حرکت به سوی جامعه چند صدایی از سیاست ها و برنامه های فرهنگی میرحسین موسوی برای دولت دهم است.
این نشست ساعت ۱۷:۳۰ روز دوشنبه ۳۱ فروردین، درسالن اجتماعات ساختمان روزنامه اطلاعات برگزار می شود.
نخستوزیر دوران پرافتخار دفاع مقدس، شنبهشب در اولین همایش سراسری سخنرانان حامی میرحسین موسوی با بیان اینکه «چه در اصولگراهای مومن و دلسوز و چه در اصلاحطلبان احساس خطری نسبت به کشور وجود دارد» افزود: این سرمایه ما برای هر نوع دگرگونی است و این نیروها باید بر روی هم انباشته شوند.
نشست نقد و بررسی فیلم سوپراستار با حضور تهمینه میلانی (کارگردان)، محمد نیک بین (تهیه کننده) و دو تن از بازیگران این فیلم در سینما فرهنگ برگزار شد.
گزارش تصویری به روایت فاطمه بهبودی
گزارش هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا
هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا در سینما فرهنگ پس از نمایش فیلم «سوپراستار»، با حضور محمد نیکبین، تهمینه میلانی، السا فیروزآذر و فتانه ملکمحمدی برگزار شد.

هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا در سینما فرهنگ پس از نمایش فیلم «سوپراستار»، با حضور محمد نیکبین، تهمینه میلانی، السا فیروزآذر و فتانه ملکمحمدی برگزار شد.
در ابتدای این مراسم، عبدالله اسفندیاری، مدیر حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی گفت: من متاسفم، بعضی از منتقدان نقدهای درست و منصفانهای نمیکنند و باید گفت در هر جمعی چریک وجود دارد و شخص منتقد از نوشتهاش معلوم است که فردی با مطالعه است و مردم از این نقدها استقبال میکنند.
وی در ادامه گفت: اشکان راد، یکی از نویسندگانی است که در مجله فیلم مطلب مینویسد؛ از مطالب این شخص در خصوص سینمای معناگرا میتوان فهمید که وی بر این موضوع احاطه کامل دارد و مرز بین فیلم معناگرا و اخلاقی را میداند.
وحید اسلامی، منتقد و مجری این مراسم در خصوص چگونگی شکلگیری این ایده از تهمینه میلانی پرسید و وی در جواب گفت: کودک درون در اکثر فیلمهای من وجود دارد و من اعتقاد دارم همه با کودک درونمان زندگی میکنیم و اینطور نیست که شما فکر کنید من فقط این فیلم را بااین ذهنیت ساختم و حتی در فیلم واکنش پنجم نیز این امر صورت گرفته است.
وی در ادامه اظهار داشت: مسئله من در «سوپر استار» شهرت است و میخواهم تفاوت مشهور بودن و محبوب بودن را نشان بدهم و بگویم برای محبوبیت باید انرژی بیشتری خرج کرد. اگر میبینید عدهای بالا میروند و پایین میآیند دلیلش این است که برای حفظ موقعیت مشهورشدن باید تلاش زیادی کرد.
وی در ادامه افزود: این فیلم در رابطه با «خودشیفتگی» ساخته شده است و آدمهایی که فکر میکنند مرکز جهانند را به تصویر میکشد همچنین زمینه سینما که در این فیلم مطرح شده، خیلی کلی است و این آدمها میتوانند فوتبالیست، سیاستمدار و امثال این باشند و تمرکز من در این فیلم به خودشیفتگی انسانها معطوف میشود که منجر به خودباختگی و در نهایت صدمه زدن به خود و اطراف شخص میشود.
وحید اسلامی در ادامه این مراسم گفت: محمد نیکبین از معدود تهیهکنندگانی است که به بحث فرهنگی فیلم توجه زیادی دارد و فروش فیلم برای او اهمیت چندانی ندارد و بعد معنوی کار برای او بسیار مهم است.
اسلامی در خصوص این که این فیلم که مخاطب خاص و عام را جذب میکند و این که چطور شد که تهیه این فیلم را قبول کردید از محمد نیکبین سوال پرسید و وی در جواب گفت: اکثر همکاری من با تهمینه میلانی بوده و کارهای این شخص این طور بوده که دغدغههای خاصی در کارهایشان وجود داشته و قصهپردازیهایشان هم طوری بوده که مخاطب را جذب میکند.
میلانی در ادامه بیان کرد: «محمد نیکبین» طراحی دکورها را هم خودش انجام داده است و حتی شیری که از آن آب میریزد، لولهای به آن متصل نیست و ما به آن شلنگ آب وصل کرده بودیم. بیشتر لوکیشنها مانند ایستگاه پلیس و خانه کوروش، تماما در خانه کلنگی تصویربرداری شده که این خانه در حال تخریب است.
«السا فیروزآذر» بازیگر این فیلم در ادامه این مراسم گفت: من خواهرزاده «تهمینه میلانی» هستم و شاید یکی از دلایل حضورم در فیلمهای ایشان این باشد و بعضیها چگونگی حضورم به سینما را از من میپرسند و من میگویم: پارتی داشتم چون وارد شدن به سینما خیلی سخت است و من این فیلم را خیلی دوست دارم و تک تک کاراکترها برای من جذاب بودهاند. مهم این است که کارگردان بداند این نقش به من میآید.
وحید اسلامی در ادامه مراسم اظهار داشت: بعضی از بازیگرها در اولین فیلم خود طوری پخته عمل میکنند که همگان تعجب میکنند؛ مانند بازی ترانه علیدوستی در فیلم «من ترانه 15 سال دارم» و باید گفت: «فتانه ملکمحمدی» از این دست بازیگرهاست که موفق به دریافت دیپلم افتخار جشنواره فجر هم شده است.
«فتانه ملکمحمدی»، بازیگر این فیلم در ادامه مراسم گفت: من بازی در این فیلم را خیلی دوست دارم و حتی فکر میکردم در تست خانم میلانی هم قبول نشوم و یکی از دلایل حضورم در این فیلم نیز آشنایی با ساز بود و باید بگویم برخورد تمامی عوامل با یک بازیگر آماتور خیلی خوب بود.
یکی از تماشاگران از «تهمینه میلانی» پرسید یک شباهتهایی بین این فیلم و یک فیلم آمریکایی وجود دارد شما این امر را تائید میکنید؟
میلانی در جواب وی گفت: من این فیلم را ندیدم و بعضیها ثابت کردند این فیلم شباهتی به فیلمهای خارجی دارد و البته ممکن است این شباهتها وجود داشته باشد. به خاطر اینکه تمامی قصههای دنیا در 10 قصه کلی خلاصه میشود و هر کدام دارای شاخ و برگهای متنوعی هستند ولی من این قصه را از فیلمی اقتباس نکردم و کاملا ساخته ذهنیت خودم است.
میلانی در ادامه مراسم اظهار داشت: خدا را صد هزار مرتبه شکر میکنم که این فیلم در جشنواره فجر جایزه نگرفت وگرنه به من تهمت سفارشی ساختن را میانداختند و من هم حوصله جواب دادن به آنها را ندارم و مطمئن هستم اگر «تسویهحساب» مانند «اخراجیها2» اکران شود، رکورد این فیلم را میشکند.
عبدالله اسفندیاری در ادامه مراسم گفت: بعضی از فیلمسازان خارجی دین هم ندارند و فقط یک تفکر و یک ایده دارند و ما با نقد و نگاه خودمان است که فیلم آنها را نقد میکنیم بنابراین معناگرایی متعلق به هیچ گروه و جامعه خاصی نیست و متعلق به همه است.
کارگردان فیلم «سوپر استار» در ادامه افزود: در حال تدوین این فیلم بودیم که به دو تدوین نهایی رسیدیم در یکی از آنها در انتهای فیلم شهاب حسینی تلفنش زنگ میزند و میخندد و من اگر این پایان را انتخاب میکردم ممکن بود فروش این فیلم چند صد میلیون بیشتر شود چون مردم پایان خوش را دوست دارند ولی به نظر من شخصیت این فیلم حق رسیدن به این دختر را نداشت به همین دلیل یک پایان تلخ را برای این فیلم در نظر گرفتم که به بیابانها منتهی میشود.
یکی از تماشاگران جوان از میلانی پرسید آیا مخالفان، با محتوای فیلم سوپر استار مخالفت داشتند یا با شما؟
میلانی در جواب گفت: من را طوری تربیت کردهاند که عقیدهام را راحت بیان میکنم و باید گفت که جامعه ما در حال گذار است و هم اینترنت داریم و هم روابط صد ساله قبل را اجرا میکنیم همچنین با فیلم ساختن آمدهام تا یک نظم را به هم بزنم و بگویم بعضی کارها اشتباه است ولی این کار برای خیلیها ناخوشایند است.
وی در ادامه گفت: یک سردبیر، گروه بزرگی از جوانان منتقد را جمع کرده و با این فیلم مخالفت میکند و این شخص که با فیلم «سوپراستار» همذاتپنداری کرده است نظرات شخصیاش را بیان کرده و البته صحبتهای جالبی درباره این فیلم نکرده است و باید گفت که آن فرد با من مشکل ندارد بلکه با ذهنیت من مشکل دارد.
میلانی در خصوص رها، شخصیت اول زن این فیلم گفت: این دختر قصد صدمه زدن به هیچ کس را ندارد و این فرد پدر و مادر خیالی را برای خود میسازد و دارای خصلتهای خاص پرورشگاهی است همچنین در یک روزنامه نقدی نوشتهاند که این دختر شبیه فرشتههای آسمانی نیست و من هم میگویم این دختر شبیه فرشتههای آسمانی نیست بلکه یک دختر پرورشگاهی است و اصلا فرشته نیست و بعضی از منتقدان ما در نقدهای خود نظرات شخصیشان را بیان میکنند و در رابطه با کارگردانی، دکور و اصل فیلم صحبتی نمیکنند که این ضعف بزرگی در نقد کردن فیلم است.
یکی از تماشاگران در خصوص ضربهزدن اکران «اخراجیها2» با فیلم سوپر استار از میلانی پرسید و وی در جواب گفت: اخراجیها2 یک پدیده بود و البته من اینطور فیلمها را دوست ندارم و به من هم اجازه ساخت این فیلمها را نمیدهند ولی مشکل ما با فیلم «اخراجیها2» این است که این فیلم به فروش سوپر استار و فیلمهای دیگر صدمه زده است و در بعضی مکانها مانند سینما آزادی، با اینکه سالن فیلم «سوپراستار» پر میشود، «اخراجیها2» را اکران میکند. من در رادیو از مردم شهرستانها خواهش کردم که از این قبیل موارد را به من خبر بدهند.
یکی دیگر از پرسشها پیرامون دنبال شدن یک موضوع اخلاقی در فیلم سؤال کرد و گفت: خانم میلانی ثابت کرده که کارگردان توانایی است.
میلانی در ادامه مراسم افزود: من بعد از ساخت این فیلم نمیدانستم که این فیلم معناگرا هست یا نه، ولی خودم یک آدم اخلاقگرا هستم و اعتقاد دارم که اخلاق است که جامعه را نگه میدارد و من در جستجوی معنا را بیشتر از معناگرابودن قبول دارم و اگر من را قبول دارید میگویم با قلب وذهن خودم این فیلم را ساختم و البته تحت فشار هم بودم همچنین زمانی که نمیتوانم در حوزه مشکلات زنان فیلم بسازم؛ در بخشهای دیگر فیلم میسازم و بار دیگر میگویم این دختر یک فرشته نیست و کاملا زمینی است و قصه من هم کاملا زمینی با محتوای کاملا انسانی است و قهرمان اصلی من در تمام فیلمهایم فرشته است و باز هم میگویم باید شما ببینید من چه کسی هستم نه اینکه شما چه تفکری میکنید.
وی در ادامه اظهار داشت: ما بهترین سینمای جهان را داریم و هیچ کدام از کشورها سینمایی به قوت سینمای ما را ندارد و در ساخت این فیلم، به خاطر این که من انسان کاملی نیستم، توانستم صد در صد مطالب را به تصویر بکشم ولی سعی کردم ذهنیتم را به مخاطب برسانم.
محمد نیکبین تهیه کننده فیلم سینمایی «سوپر استار» در ادامه اظهار داشت: مبنای طرح موضوع سفارشی بودن کار را نمیدانم از کجا آمده است ولی ما حدود 7 الی 8 ماه برای گرفتن پروانه نمایش تلاش کردیم و اگر شما اسم این کار را سفارشی بودن کار میدانید، نمیدانم چه بگویم!
میلانی در پایان مراسم گفت: در این مراسم احساس خوبی داشتم ولی در مکانهای دیگر سوالهایی از من میپرسیدند که چرا شهاب حسینی را برای این نقش انتخاب کردید و باید گفت که این سوال چه اهمیتی دارد و خوشحالم که در این جمع بحثهای فنی صورت گرفت.
«تهمینه میلانی» در قسمتی از مراسم امروز «کانون فیلم معناگرا» اظهار داشت: خدا را صد هزار مرتبه شکر میکنم که این فیلم در جشنواره فجر جایزه نگرفت وگرنه به من تهمت سفارشی ساختن میزدند و من هم حوصله جواب دادن به آنها را ندارم...
وی افزود: مطمئن هستم اگر «تسویهحساب» مانند «اخراجیها2» اکران شود، رکورد این فیلم را میشکند.
در این مراسم یکی از تماشاگران در خصوص ضربهزدن اکران «اخراجیها2» به فیلم «سوپر استار»، از «تهمینه میلانی» پرسید و وی در جواب گفت: اخراجیها2 یک پدیده بوده است. البته من اینطور فیلمها را دوست ندارم و به من هم اجازه ساخت این فیلمها را نمیدهند ولی مشکل ما با فیلم «اخراجیها2» این است که این فیلم به فروش «سوپر استار» و فیلمهای دیگر اکران صدمه زده است و در بعضی مکانها مانند سینما آزادی، با این که سالن فیلم «سوپراستار» پر میشود، «اخراجیها2» را اکران میکند.
وی افزود: من حتی در رادیو از مردم شهرستانها خواهش کردهام که اگر با این قبیل موارد روبه رو شدند، به من خبر بدهند.
میلانی: «سوپر استار» بیشتر در جستجوی معناست تا معناگرا

فیلم «سوپر استار» ساخته «تهمینه میلانی» در هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و هشتم فروردین ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور تهمینه میلانی «کارگردان»، محمد نیک بین «تهیه کننده»، علیرضا زرین دست «مدیر فیلمبرداری»، شهاب حسینی، فتانه ملک محمدی، السا فیروز آذر و فریبا کوثری «بازیگران فیلم» برگزار میشود.
نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار میشود.
فیلم «سوپراستار» در دو بخش مسابقه سینمای ایران و معناگرای بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و در زمینه کارگردانی، فیلمنامه، موسیقی، فیلمبرداری و بازیگر نقش اول مرد نامزد دریافت سیمرغ شد که در نهایت شهاب حسینی بازیگر این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره را به خود اختصاص داد. همچنین فتانه ملک محمدی بازیگر دیگر این فیلم در بخش معناگرای جشنواره، دیپلم افتخار دریافت کرد.
داستان فيلم سوپر استار درباره یک بازيگر مشهورسینماست كه زندگی سردرگمی دارد اما ورود دختری نوجوان به زندگياش، او را متحول میكند.
اکران عمومی این فیلم از فروردین ماه سال جاری در سینماهای کشور آغاز و با استقبال مناسبی از سوی مخاطبان رو به رو شده است.
فایننشال تایمز در تاریخ 12 آوریل با مهندس موسوی در فرهنگسرای هنر مصاحبهای انجام داده که در ادامه میآید.
*اخیرا گفتهاید در صورت انتخاب به دنبال تشنجزدایی با غرب خواهید بود. چطور میتوانید بدون مصالحه بر سر برنامه هستهای این رویکرد را با آمریکا داشته باشید؟
من تشنجزدایی را اصلی برای ساختن اعتماد بین ایران و سایر کشورها میدانم. به نظرم گفتمان اخیر بر سر تفاوت میان فنآوری هستهای و سلاحهای هستهای مورد خوبی است. هر قدر روی این تفاوت بیشتر تاکید شود احتمال تشنجزدایی بیشتر خواهد شد.
*آیا اگر رییس جمهور شوید ایران برنامه غنیسازی اورانیوم را به حالت تعلیق درخواهد آورد؟
نه، هیچ کس در ایران تعلیق را نمیپذیرد.
*شما هم نمیپذیرید؟
نه. مشکل این جاست که ما تجربه بدی از تعلیق داریم. این کار اولین بار در سالهای 2003 تا 2005 انجام شد و قرار بود در آن هنگام بر سر مسائل بحث شود و سوء ظنها از بین برود، اما تعلیق در عوض ابزاری برای محروم کردن ایران از دسترسی به فنآوری هستهای شد. این خاطره بدی است.
*پس چطور تنشها را از بین میبرید؟
پیشرفت در فنآوری هستهای و استفاده صلحآمیز از آن حق تمام کشورها و ملتهاست. این چیزی است که ما با مصائب فراوان با تلاشهای خودمان به آن رسیدیم. باید ببینیم چه راه حلهایی وجود دارد. به عبارت دیگر، چه تضمینهایی میتوان برای تبدیل نشدن این برنامه به تولید سلاحهای هستهای ارائه کرد.
*چه راهحلهایی؟
اینها را میتوان در مذاکرات فنی به دست آورد.
*یک رییس جمهور چطور میتواند در تصمیمهای هستهای تاثیرگذار باشد، در حالی که آخرین حرف را در این زمینه آیتالله سید علی خامنهای رهبر عالی انقلاب میزند؟
تصمیم بر سر فنآوری هستهای قطعا باید بر مبنای اجماع ملی باشد. روشن است که نقش رهبر معظم انقلاب هم بسیار تعیینکننده است.
*تا حالا هیچ راه حلی پیدا نشده. ریاست جمهوری شما چهطور به پیدا کردن راه حل کمک خواهد کرد؟
این مساله تنها به ما وابسته نیست، بلکه به گفتمان آمریکاییها و مسائلی که آنها دنبال میکنند هم بستگی دارد. هر قدر آنها واقعگرایانهتر به مسائل نگاه کنند و حق ایران را در این زمینه بیشتر به رسمیت بشناسند، روشن است که شرایط برای یافتن راه حلها مساعدتر خواهد شد.
*روابط شما با آیتالله خامنهای در گذشته پر از تنش بوده. آیا فکر میکنید این تنش در صورت انتخاب مجدد شما ادامه خواهد داشت؟ آیا میتوانید به ما بگویید در جلسه هفته قبل بین شما چه گذشت؟
در زمان نخستوزیری من (1981 تا 1989) تنش وجود داشت، اما به دلیل مشکلات ساختاری قدرت بود. این مشکلات با بازبینی قانون اساسی در سال 1989 برطرف شد. حالا مدیریت رهبر معظم به عنوان ولی فقیه در کشور ما و روابطش با سایر ارگانها و نهادها، از جمله سازمانهای دولتی کاملا روشن است. بدیهی است چشمانداز همکاری برای پیشرفت کشور بسیار خوب است.
*جلسه هفته گذشته شما با او چطور بود؟
بسیار مثبت بود.
*آیا مشکلی با کاندیداتوری شما داشت؟
نه، هیچ مشکلی. ایشان موضعی بیطرفانه در انتخابات آتی دارد. ایشان در سخنرانیاش در مشهد به این موضوع اشاره کرد و در دیدار با من هم آن را تکرار نمود. ما رابطه زیادی با هم داریم و بر سر مسائل گوناگون بحث میکنیم. جلسه اخیر هم بسیار خوب و مثبت بود.
*آیا آیتالله خامنهای پیشنهاد مشخصی داشت؟
نه، ما تنها درباره مشکلات کشور بحث کردیم.
*آیا در برخی زمینهها با او تفاوتهایی اساسی دارید؟
نه.
*آیا دلیل اصلی این که در 20 سال گذشته در صحنه سیاسی کشور حضور نداشتید، تفاوتهای شما با ایشان در گذشته بود؟
نه. من اعتقاد داشتم جمهوری اسلامی وضعیتی باثبات دارد و سیاستمداران متفاوت میتوانند بیایند و بروند. دغدغهای درباره این که چه کسی رییس جمهور باشد نداشتم. همچنین به فرهنگ علاقهمند بودم و به همین دلیل به سمت فعالیتهای فرهنگی رفتم. البته در این دوره مشاور مقامات ارشد کشور بودم. همچنین عضو شورای انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بودهام. لازمه داشتن این پستها این بود که مسائل سیاسی و اجرایی را دنبال کنم. این ربطی به مشکلات در دوران جنگ ندارد. آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی کاندیدایی بسیار قدرتمند و قوی بود. بعد آقای محمد خاتمی آمد. اما فکر کردم که بهتر است در این دوره به میدان بیایم.
*آیا آقای احمدینژاد را خطری برای ایران و نظام سیاسی جمهوری اسلامی میدانید؟
آقای احمدینژاد رییس جمهور ماست و به همین دلیل به او احترام میگذارم. انتقاداتی درباره نظرات و رفتار ایشان وجود دارد. این در کشورهایی مثل ما، که در آنها آزادی وجود دارد، طبیعی است. من خود آقای احمدینژاد را خطر نمیبینم.
*پس چه خطری را مشاهده کردید؟
به نظر من کشور میتواند بهتر اداره شود و سیاستهای مالی، اقتصادی، فرهنگی و خارجی موثرتری میتوان به کار برد. در سیاست خارجی میتوانیم رابطه بهتری با دنیا داشته باشیم و این میتواند برای توسعه کشور ما بسیار مهم باشد.
*بسیاری از منتقدان آقای احمدینژاد اعتقاد دارند اگر او مجددا انتخاب شود کشور به بحران خواهد رفت. آیا شما موافقید؟
نمیخواهم این را بگویم و دوست ندارم از کلمات خشن استفاده کنم.
*فکر میکنید اگر انتخاب شوید مورد حمایت آیتالله خامنهای خواهید بود؟
کاملا طبیعی است که رهبر معظم انقلاب هر دولتی که با حمایت رای مردم بر سر کار بیاید را حمایت خواهد کرد. این حمایت میتواند در صورتی که سیاستهای دولت نزدیک به نظرات رهبر معظم باشد بیشتر هم شود.
*آیا سعی خواهید کرد سیاستهایتان را نزدیک به نظرات رهبر معظم انتخاب کنید؟
بله. کشور هر قدر در سیاستهای بنیادی بیشتر به سمت اجماع حرکت کند بهتر اداره خواهد شد. اما باید در نظر داشته باشید که یکی از مهمترین مسئولیتهای رهبر تصویب و ابلاغ سیاستهای کلانی است که ابتدا در مجمع تشخیص مصلحت نظام بر سر آنها بحث شده و سپس ایشان بر آنها صحه گذاشتهاند و به سازمانها اعلام کردهاند. تعهد دولت به این سیاستهای عمومی میتواند بهترین روابط را بین دولت و رهبر برقرار کند.
*برای مدتی از صحنه سیاسی کشور دور بودید و جوانان ایران شاید شما را نشناسند، چرا آنها به شما رای خواهند داد؟
جوانان به روشنی حق دارند به هر فردی که میخواهند رای دهند. من تا روز انتخابات سیاستهای خودم را در زمینه مسائلی مانند فرهنگ با دقت شرح خواهم داد و درباره دغدغههای آنها مثل مسکن، اشتغال و ازدواج سخن خواهم گفت. اگر جوانان فکر کنند این سیاستها پاسخگوی نیازهایشان است، طبیعی است که به من رای خواهند داد و اگر هم نه که به من رای نمیدهند.
*آیا رویکرد خاصی برای این دارید که جوانان را متقاعد سازید که نامزد مطلوب آنها هستید؟
به نظرم باید به جوانان اعتماد کرد. من بدبینی بعضی سیاستمداران نسبت به آنها را ندارم. بعضی تغییرات جزئی در ظاهر جوانان نباید باعث شود فکر کنیم آنها هویتی ضد ملی پیدا کردهاند. فکر نمیکنم آنها ظاهرشان را چنان تغییر داده باشند که نتوانیم بشناسیمشان. فکر میکنم جوانان ما خیلی خوب و خلاق هستند و حقیقتا انسانهای محجوبی هستند که به گذشته و فرهنگ غنیشان میبالند.
*چطور آراءشان را جذب میکنید؟
سعی خواهم کرد در این یک ماه باقی مانده بر سر این مسائل با آنها بحث کنم و فکر میکنم آنها سیگنالهایی که به سمتشان میفرستم را با نگاهی مثبت دریافت میکنند.
*جامعه تجاری ایران هنوز به یاد دارند که در دهه 80 میلادی قصد داشتید ساختمان اتاق بازرگانی را با بولدوزر خراب کنید تا به آوارگان جنگ پناهگاه بدهید. این باعث میشود مردم نگران سیاستهای اقتصادی شما باشند.
ساختمانی که میگویید را یادم نیست. البته ما رابطه خوبی با اتاق بازرگانی نداشتیم، و این به روال انتخابات در اتاق و سیاستهای مربوط به جنگ میشد. ولی ما ساختمان را خراب نکردیم. طبیعی است که در پایان جنگ، دیگر دلیلی برای این رویاروییها وجود نداشت. من اعتقاد به حضور قدرتمند بخش خصوصی، به ویژه در بخش تولید دارم. همچنین به نظر من باید بهترین استفادهها را از امتیازات نسبی ایران در تجارت انجام داد. به نظر من آنهایی که به فکر کشور و اقتصاد هستند، از جمله اتاق بازرگانی، از این رویکرد استقبال خواهند کرد و رابطه خوبی با دولت برقرار خواهند نمود.
*پس انتظار ندارید با جامعه تجاری دچار تنش شوید؟
نه. برای رفع مشکل بیکاری احتیاج به بخش خصوصی داریم. تلاش برای حل این مسائل با سرمایهگذاریهای دولتی آینده روشنی نخواهد داشت.
*برنامه اقتصادی شما چیست؟
به نظر من فرصتهای متعددی در کشور ما وجود دارد. نقش دولت میتواند راهنمایی به سمت اقتصاد ملی قدرتمند باشد. ما بیش از حد اجازه واردات دادهایم. در این سیاست باید تجدید نظر کرد. باید گامهای بزرگتری برای حمایت از اقتصاد ملیمان برداریم.
*آیا قصد محدود کردن واردات را داریم؟
به نظر من نمیتوان یک نسخه واحد تجویز کرد. باید ببینیم چه بخشهایی باید در چه بازهای از زمان محدود شوند. باید به تدریج بخشهایی که در آنها امتیازات نسبی داریم را فعالتر سازیم.
*یک مثال میزنید؟
بسیاری از کارخانهها هستند که 50 تا 60 سال پیش ساخته شدهاند و ظرفیت بالایی دارند و عالی کار کردهاند. اما آنها نمیتوانند با محصولات خارجی رقابت کنند، چون این محصولات به روشهای مختلفی وارد کشور میشود. آنها خودشان هم واردکننده شدهاند. باید این روند را متوقف کرد. این را در بخشهای مختلفی میتوانید ببینید.
*با یارانهها چه خواهید کرد؟
یارانهها باید هدفمند شوند. اصل دادن یارانهها تا حدی قابل قبول است، اما باید هدفمند شوند و روشن شود چرا داریم یارانه میدهیم. یارانهها باید در خدمت اقتصاد ملی قدرتمند باشند، به حفاظت از منابع کمک کنند و طبقات پایین جامعه را حمایت نمایند. هدفمند کردن یارانهها باید به تدریج انجام شود. به دلیل ساختار اقتصادی ما و یارانههای زیادی که برای کالاهای اصلی متفاوت میدهیم، هر توقف ناگهانی پرداخت یارانهها شوک وارد خواهد کرد.
*منظور شما از هدفمند ساختن «تدریجی» یارانهها چیست و چه زمانی را برای انجام این کار در نظر دارید؟ ده سال؟
شاید بتوانیم این را در دو برنامه پنجساله به طور کامل پیادهسازی کنیم. مهمترین بخش، یارانه انرژی است و باید به تدریج روی آن کار کنیم.
*سیاستهای اقتصادی خود را چطور اولویتبندی میکنید؟ سه اولویت اصلی خود را نام ببرید.
باید مرتبا روی تورم، بیکاری و بهبود تجارت کار کنیم.
*چطور محیط تجاری را بهبود خواهید بخشید؟
با آسان کردن صدور مجوز برای شرکتهای جدید. این روالها در حال حاضر در کشور ما بسیار کند هستند. ما مشکلات زیادی در این زمینه نسبت به سایر کشورها داریم.
*تورم را چگونه مهار میکنید؟
از طریق سیاستهای پولی، فعال کردن بخش خصوصی و افزایش تولید و مهمتر از هر چیز دیگری، ثبات و استمرار در تصمیمهای اقتصادی.

محمد بهشتی گفت: در سالهای نخست وزیری مهندس موسوی و در شرایط سختی که کشور به سر می برد، به دلیل حمایتی که مهندس از سینما ایجاد کرد، آن دوره، دوران طلایی سینمای ایران نامگذاری شد و زمانی هم که مسئولیت فرهنگستان را به عهده گرفتند در جهت غنی تر کردن ادبیات هنری در کشور و برگزاری انواع نشست ها و سمینار ها و کنگره ها و غنی سازی فرهنگ و هنر بسیار جدی بودند.
وی در ادامه با بیان اینکه مهندس از گذشتهی بسیار دور به دلیل ذوق و طبع هنری شان رابطهی بسیار نزدیکی با اهل فرهنگ داشت گفت: مهندس موسوی به شدت به فرهنگ حساسیت داشت چنانچه هنرمندان امروز ما در عرصهی ادبیات و نیز کسانی که سرمایهی هنری کشور را تشکیل میدهند آنهایی هستند که با فضایی که مهندس در سالهای اول انقلاب باز کرد توانستند عرض اندام کنند.
بهشتی با بیان اینکه "با یک نگاه به تاریخ معاصر، حجم ادبیات و مباحث نظری هنر که در دورهی مسولیت مهندس موسوی در فرهنگستان چاپ شد قابل قیاس با تمام ادبیاتی که در این زمینه تولید شده نیست"، دربارهی رویکرد مهندس موسوی در زمینهی هنر در صورت انتخاب شدن اظهار داشت: مهندس موسوی در مصاحبهی مطبوعاتی به نکته ای اشاره کردند که برای اهل فرهنگ بسیار اهمیت داشت و آن اینکه ما باید تحولات جهان و تاثیر آن بر فرهنگ را بپذیریم. در دو دههی اخیر با عدم قبول این تحولات فرصت های ارزشمندی را از دست دادیم. با توجه به ظرفیت های خودمان می توانستیم به سمت ایجاد سکوی پرشی در تمامی عرصه های هنری حرکت کنیم. در صورتی که اعتماد به نفس جامعه در شرایط جدید را ضعیف کردیم و دایره را برای هنرمندان تنگ کردیم.
این فعال فرهنگی در ادامه با تاکید بر اینکه "در زمانی که فرهنگ دنیا دولتی نیست ما فرهنگ غیر دولتی را به سمت دولتی شدن حرکت دادیم" تصریح کرد: ما بسیاری از اندیشمندترین و تواناترین هنرمندان خود را در عرصهی هنر حاشیه نشین کردیم و فضایی ایجاد کردیم تا ضعیف ترین هنرمندان مجال یافته تا به فضای ابتذال دامن بزنند.

داریوش مهرجویی، کارگردان مطرح سینمای کشور در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار قلم نیوز ضمن تاکید بر این مطلب که قطعا در انتخابات آینده از مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنم، گفت: آقای مهندس موسوی با شناخت مدیریتی که دارند، قطعا بسیاری از مشکلات را رفع میکنند.
این استاد بزرگ سینمای ایران تصریح کرد: شناخت مدیریتی یکی از مسائل مهمی است که دولت کنونی اصلا توجهی به آن نداشته است.
وی افزود: این شناخت علمی است که در دانشگاه یک رشته تحصیلی به آن اختصاص داده شده است و باید با تحصیل علم و دانش به آن دست پیدا کرد.
به گفته پیشکسوت بزرگ سینمای ایران اغتشاش اقتصادی فعلی در کشور و تغییر دائم مدیریتها نشان دهنده عدم شناخت علمی و کارشناسی است و به عقیده بنده آقای موسوی به این جنبه کار یعنی مدیریت توجه ویژهای دارد. آقای مهندس موسوی به مدیریت و قانونمندی بسیار توجه دارد و این نکته مهمی است.
دکتر «بهزادیاننژاد» رییس ستاد مرکزی انتخابات مهندس میر حسین موسوی، با تشکر از رسانهها برای نحوهی انعکاس خبری مناسب دیدار موسوی با مراجع، گفت که به بهترین وجه ممکن این سفر انجام شده است.
وی دربارهی فعالیتهای ستاد اظهار داشت: خودمان را بینیاز از نقد نمیدانیم و فکر نمیکنیم که این همهی توانی است که از آن میتوانیم استفاده کنیم. در مجموع با توجه به تعطیلات نسبتا طولانیمدت و زمانی که گذشته است ارزیابی من مثبت و قابل قبول میباشد.
بهزادیاننژاد سپس دربارهی شعار "هر ایرانی یک ستاد، هر شهروند یک همراه"، گفت: با شعاری که ستاد برای خود انتخاب کرده قرار است همهی مجموعههایی که علاقهمند هستند بتوانند به طور مستقل فعالیت خود را داشته باشند و در ستاد مرکزی هماهنگیهای لازم نیز شکل گرفته است و تا به حال ستادهای متعددی نظیر پزشکان، کارگری و اقشار عمومی دیگر در سطح کشور تشکیل شده و سیاست رسمی ستاد هم تشویق این مساله است.
بنابر این گزارش، وی دربارهی رابطهی این ستاد با ستادهای آقای خاتمی اظهار کرد: این ستاد هیچ زمان و برای هیچیک از گروههای سیاسی حالت تدافعی نداشته و نخواهد داشت و همهی عزیزان با استقبال گرم همکاران ما مواجه خواهند شد. انصراف آقای خاتمی در روزهای پایانی سال صورت گرفت که با تعطیلات چندین روزه مواجه شدیم. در حال حاضر در تلاش هستیم که بین ستادها یا ادغام صورت بگیرد و یا در صورتی که امکان چنین کاری نباشد، به صورت مستقل عمل کنند. در حال حاضر در حال گفتوگو و مذاکره در این باره هستیم و خوشبختانه در اکثر شهرها و استانهای کشوری چنین کاری صورت گرفته است و در قم هم نمیدانم چطور میگویند دو ستاد یا مسوول ستاد عوض شده است چرا که چنین چیزی صحت ندارد.
بهزادیاننژاد در پاسخ به این پرسش که آیا در زمان دولت احتمالی آقای موسوی مشخص خواهد شد که درآمد نفتی در این سالها چه شده است؟ گفت: ابتدا باید بر سر این مساله بحث شود که آیا رییس جمهور متولی چنین کاری است یا نه؟ من در حال حاضر هیچ موضع خاصی نسبت به این مساله ندارم چرا که خود آقای موسوی هم در این رابطه هنوز چیزی نگفتهاند.
وی دربارهی احزاب حامی میرحسین گفت: الان فهرست احزابی که از کاندیداتوری ایشان حمایت کردهاند را در دست ندارم ولی امروز ظاهرا حزب کارگزاران سازندگی اعلام حمایت کرده است که البته من هنوز اطلاعیهی آنها را ندیدهام ولی خبر مربوط به آن را شنیدهام. دیشب نیز حزب همبستگی اعلام حمایت کرده است و البته احزاب دیگری هم هستند که الان حضور ذهن ندارم.
بهزادیاننژاد دربارهی تامین هزینهی مالی تبلیغات ستاد، اظهار داشت: از ابتدا هم اعلام کردیم که متکی به خرده توانها و کمکهای آحاد جامعه هستیم و شماره حسابی هم در این راستا اعلام شده است و مردم کمک خواهند کرد. تا پایان کار نیز بر همین عهد و پیمان خواهیم بود و مترصد این هستیم که در انتهای کار نیز یک صورت مالی در این رابطه ارایه کنیم.
وی در پاسخ به سوال دیگری دربارهی مسالهی گرفتن رای اعتماد کابینهی دولت آیندهی میر حسین از مجلس اصولگرا، گفت: آقای مهندس موسوی همیشه بحث اصلاحطلب اصولگرا را مطرح میکنند ضمن اینکه تجربهی چند دولت گذشته نشان میدهد که مشکل چندانی در این زمینه نخواهد بود و آقای خاتمی هم در دور اول ریاست جمهوری خود این مشکل را نداشتند.
بهزادیاننژاد در پاسخ به این که «شایعه شده است که مبالغ ستاد انتخاباتی آقای خاتمی به ستاد انتخاباتی آقای موسوی واریز شده است. آیا این مسئله صحت دارد؟» پاسخ داد: «بنده الان این شایعه را از شما شنیدهام و هیچگونه گفتوگویی در این باره نشده است.» وی به طنز گفت: «البته امیدوارم این مساله صحت داشته باشد و کمکی به ما بشود.»
وی در پاسخ به اظهارنظر یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه دولت فعلی بیشتر با رای عوام به روی کار آمد؛ گرایش مهندس موسوی در زمینهی نگرش به گردآوری آرای ملت آیا بدین گونه است یا خیر؟ افزود: اگر خدای نکرده گروهی از آحاد جامعه استفادهی نادرست کرده است، نباید این مساله به معنی فاصله گرفتن یک سیاستمدار از تودهی مردم باشد و البته من واژهی عوام را چندان نمیپسندم. آقای موسوی تا به حال هر چه مطرح کردهاند در این راستا بوده که در عین حال که به نخبگان جامعه باید توجه کنیم، مرکز ثقل سیاستهای خود را باید به تودهی مردم تکیه بدهیم.
رییس ستاد مرکزی انتخابات مهندس میر حسین موسوی در ادامهی دربارهی الگوی مشخص اقتصادی دولت احتمالی مهندس موسوی، اظهار داشت: در 27 فروردین ماه نشستی با صنعتگران، تجار و کارآفرینان کشور برگزار خواهیم کرد و جهتگیریهای اقتصادی به طور مبسوط در آنجا بحث خواهد شد.
وی دربارهی تعامل دولت احتمالی موسوی با تشکلهای غیر دولتی، اظهار کرد: تعامل با تشکلهای غیر دولتی قطعا بسیار خوب خواهد بود. آقای موسوی در این 20 سال گذشته چند موسسهی تحقیقاتی تشکیل دادهاند و بنابراین به خوبی به نقش و اهمیت نهادهای غیر دولتی واقف هستند.
بهزادیاننژاد در پاسخ به اینکه دربارهی مسالهی اهمیت برنامهریزی در دولت احتمالی میر حسین موسوی، گفت: اگر به سابقهی اول انقلاب آقای موسوی توجه کنیم این مساله به خوبی روشن خواهد شد. در حال حاضر در ستاد ما نیز یک کارگروه ویژه برای بررسی نظام برنامهریزی، نظارت و کنترل تشکیل داده شده است که جلسات آن به طور مستمر برگزار میشود.
وی دربارهی تعامل مهندس موسوی با هنرمندان خاطر نشان کرد: خود آقای موسوی یک فرد هنرمند هستند و سالها در این عرصه کار مدیریتی کردهاند. بنابراین ایشان یک شخصیت فرهنگی محسوب میشوند و در آینده تعامل صمیمانهی ایشان با هنرمندان مانند الان که بسیار هم گسترده است ادامه خواهد داشت و نظریات هنرمندان در بدنهی اجرایی کشور استفاده خواهد شد.
بنابر گزارش قلمنیوز، در پاسخ به اینکه «برخی افراد در جناح اصلاحطلب قصد طرفداری از آقای موسوی را ندارند چرا که میگویند ایشان موضع شفافی در قبال بحث اصلاحطلبی نگرفتهاند، آیا آقای موسوی قصد ندارد موضع خود را در این زمینه تغییر دهند»، بهزادیاننژاد گفت: شما در حال حاضر با مسوول ستاد صحبت میکنید نه سخنگوی آقای موسوی و قطعا متوجه هستید که جامعهی رسانهای وجه سخنگویی را از شخص بنده نباید انتظار داشته باشد ولی این را میتوانم بگویم که آقای مهندس موسوی بر اساس دریافتها و گروههای کاری که داشتهاند مواضع خود را به اجمال مطرح کردهاند و در ادامه به تفسیر آنها خواهند پرداخت و قطعا اینطور نیست که برای اینکه یک حزب چه اصلاحطلب و چه اصولگرا بخواهند حمایت کنند، مواضع خود را تغییر دهند. به هر حال باید توجه داشته باشیم که ما از حضور، حمایت و همراهی همهی احزاب استقبال میکنیم و تلاش خواهیم کرد که احزاب و گروههای مختلف سیاسی فعال شوند.
وی همچنین در پاسخ به ادعای خبرنگاری مبنی بر تلاش یکی از افراد ستاد مهندس موسوی برای ایجاد اجماع میان اصلاحطلبان و انصراف آقای کروبی از کاندیداتوری، تاکید کرد: به هیچ عنوان هیچ یک از اعضای این ستاد در این رابطه کاری صورت نداده است و من نه تنها تایید نمیکنم بلکه شدیدا هم تکذیب میکنم. آقای کروبی از شخصیتهای محترم، عزیز و انقلابی هستند که حضور ایشان خیر و برکاتی دارد و در سطح ستاد ما هیچکس این اجازه را به خود نخواهد که چنین مسائلی را مطرح کند. این مسائل فقط در سطح آقای موسوی و کروبی خواهد بود و اگر فردی از مجموعهی ستاد هم چنین برنامهای داشته باشد که به شخصیت هر یک از کاندیداها تعرضی صورت بگیرد قطعا با وی برخورد خواهد شد.
رییس ستاد انتخابات مهندس میرحسین موسوی در کشور تصریح کرد: شخصیتهای موثر در جامعه ما هر کدام سلیقهای دارند ولی این ستاد همواره تلاش کرده که همه عزیزان و بزرگان را دعوت کند و از آنها بخواهد که با این ستاد همکاری کنند. تمام آن دوستانی هم که تاکنون جذب ستاد آقای کروبی شدهاند باز هم دوستان ما هستند و خواهند بود.
او همچنین عنوان کرد: در حال حاضر نمیشود گفت که اصولگرای اصلاحطلب که آقای قالیباف فرمودند با اصلاحطلب اصولگرا که آقای موسوی گفتهاند چقدر قرابت دارد. چیزی که مهندس موسوی بر آن تاکید دارد این است که باید همیشه برای پیشرفت کشور آماده هر گونه تغییر باشیم ولی این مسئله باید مبتنی بر اصول باشد. این امر به معنای نفی دو گروه سیاسی بزرگ کشور نیست.
بهزادیاننژاد درباره سوال دیگری راجع به بحث جمع کردن گشتهای ارشاد هم توضیح داد: در جلسات آینده خود آقای مهندس موسوی این مسئله را بیشتر توضیح خواهند داد ولی استنباط من این است که نظر ایشان بیشتر با تکیه بر کار فرهنگی است. ایشان هشت سال کشور را اداره کردهاند و به خوبی از حدود اختیارات ریاست جمهوری مطلع هستند.
او در عین حال راجع به هزینههای انتخاباتی نیز گفت: ما نباید به صرف این که شیوه یا عملی مرسوم شده است از آن تبعیت کنیم. ما معتقدیم که تبلیغات پر هزینه الزاما پراثر نیست و میشود از شیوههای جایگزین مانند سخنرانی و گفتوگوهای رو در رو استفاده کرد.
سوال دیگری که از رییس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی پرسیده شد مربوط به ظرفیتهای گردشگری و فعالیتهای مدنی دانشآموزان بود. او اظهار کرد: در عرصه گردشگری کمیتههای مختلفی شکل گرفته و تعدادی از صاحبنظران دور هم جمع شده و در این رابطه کار میکنند. در مورد آموزش و پرورش هم که اهمیت زیادی دارد گروههای دیگر تشکیل دادهایم.
بهزادیاننژاد خاطرنشان کرد: درباره بحث کابینه احتمالی مهندس موسوی هنوز جمعبندی صورت نگرفته و در حال کار کردن بر روی این مسئله هستیم. آنچه قطعی است این که بر اساس شناختی که از مهندس موسوی داریم، ایشان چیزی نمیگوید که بخواهد بعد از آن عمل دیگری داشته باشد.
او وقتی با سوال یکی از خبرنگاران درباره سوابق کاری و علمی خود مواجه شد، تجربیاتاش را اینگونه تشریح کرد: من عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با رتبه استادی در رشته علوم پایه پزشکی و میکروبیولوژی پزشکی هستم. 10 عنوان کتاب تالیفی یا ترجمه دارم. 20 سال است که در چند موسسه غیرانتفاعی در خدمت آقای موسوی فعالیت داشتهام. حدود چهار سال مشاور امور دانشگاهی و مدتی نیز قائممقام امور فرهنگی وزارت بهداشت بودم. در هلالاحمر، جهاد دانشگاهی و جهاد سازندگی هم مسئولیتهایی داشتهام.

به معمار سالهای سکوت
به پشت بام تماشای شما نیامدهام، برای شما دست تکان ندادهام و منظر نگاه شما را ندیدهام اما چون شما با سکوت حرف زدهام در این سالها.
آقای مهندس
میدانم شما از جنس خالص جنگید. از جنس جوانی ما با آرمانهای آبرومند.
حس میکنم برادران یوسف شما را در بیست سال چاه سکوت انداختند و اکنون آمدهاید تا عزیز مصر شوید.
ای جنس نسلی هستید که غمهای جهان را در دل داشت.
نسلی که در نقطه جوش 57 به حرف آمد، زبان گشود، جنگید، و سکوت کرد.
نسلی که تنها شنید و دید و به تلخی خندید و خندید تا امروز که در سینماهای شهر به نام جنگ به آرمانهایش میخندند. رویاهای بزرگ من دستاویز مضحکه برادران یوسف شده است.
پایان صبوری شما آغاز امیدواری من است.
عبدالجبار کاکایی

بسم الله الرحمن الرحیم
سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران میگذرد. انقلابی که اساس آن مردمسالاری سازگار با دین رحمانی و مقابله با استبدادو استعمار بود. انقلابی که در پی رهائی انسانها از هر قید و بندی جز عبودیت الهی بود و آیندهای ممزوج از رفاه و معنویت را نوید میداد.
ملت بزرگ ایران به ندای حقطلبانه و آزادی خواهانه امام عظیم الشأن خود پاسخ گفت و با تمام وجود نه فقط در خلق بزرگترین انقلاب مردمی توفیق یافت بلکه برای حفظ آن در برابر تمامی توطئهها و دسیسههای دشمنان آن ایستاد و حماسههای بزرگ ایثار و فداکاری را آفرید بدان امید که ایران اسلامی سرآمد انسانیت و مروت، انصاف و عدالت، پیشرفت و کارآمدی در منطقه خود و الگویی برای انسانهای به جان آمده از مادیت بیروح در سرتاسر جهان باشد.
اینک نسل اول انقلاب و نسلهای بعدی با چشمانی نگران ولی دلهایی امیدواربه افقی می نگرند که اگرچه روشن است اما سختی و موانع فراوانی در راه آن وجود دارد که جز با همت بلند تک تک ایرانیان و با اراده مصمم مردان وزنان پیشتاز مخلصی که سربلندی ایران از هر چیز برای آنها مهمتر است تحقق آن آرمانهای بلند محال مینماید.
تأسف از این بالاتر نیست که امروز به سبب سوء مدیریت دولت نهم پایههای توسعه کشور که علیرغم کاستیها و دشواریهای فراوان در مدت ربع قرن استوار شده بود آسیب جدی دیده است و به دلیل سوء استفاده از ارزشهای دینی و شعارهای انقلابی، ذهن نسل جوان کشور را نسبت به شعارها و آرمانهای انقلاب مغشوش کرده است.
امروز در عرصه فرهنگ آنچه بارز است تلاش برای حاکمیت انحصاری یک گفتمان فرهنگی خاص و نادیده گرفتن خلاقیتهای فرهنگی و هنری و اعمال سانسور و فشار روزافزون همه جانبه بر صاحبان اندیشه و فرهنگ و هنر است که نتیجه آن فقر شدید در عرصه تولید فکر و تالیف کتاب و نشر، کاهش چشمگیر مؤسسات مولد فرهنگی غیر وابسته، توقیف پی در پی آثار سینمایی، کتب و نشریات و نیمه جان شدن رسانههای آزاد و مستقلی است که به نوبت در برابر تحمیل های سیاسی، اقتصادی و امنیتی به نابودی می رسند. دانشگاهها به عنوان مظهر توسعه کشور آنچنان گرفتار مشکلات گوناگون شدهاند که علیرغم تبلیغات فراوان در باره رشد و توسعه علمی و مصادره همه پیشرفتهای زمانهای گذشته به نام خود حتی برخی مسؤولان فعلی دانشگاهها را به فغان در آورده است.
در عرصه اجتماع، اعمال محدودیت و سرکوب شدید نهادهای مدنی، نادیده گرفتن اولیهترین حقوق شهروندان حتی در حوزه زندگی خصوصی، فشار روزافزون و بهانهجویی های عجیب و غریب نسبت به نسل جوان، بخصوص دختران و زنان، نابرابری حقوقی بین شهروندان ایرانی و نادیده گرفتن حقوق مسلم و قانونی قومیتهای ایرانی و بی توجهی به مطالبات قانونی اقلیت های مذهبی و قومی، نادیده انگاشتن تنوع فرهنگی و نقش فرهنگهای بومی در آفرینندگی پر بار و مولد ایرانی و از همه مهمتر حاکمیت تحجر و توهم و واپسگرایی و عوام فریبی از جمله مشکلاتی است که در سالهای اخیر بروز و ظهور فوقالعاده ای پیدا کرده است. و این همه سبب بروز ناهنجاریهای هولناک فرهنگی و اجتماعی شده است که ما هر روز در عرصههای عمومی و خصوصی و در رسانهها و شبکههای مختلف اطلاع رسانی با آن مواجه بودهایم.
در عرصه سیاست داخلی، از دولتی که اصولاً اعتقادی به دموکراسی ندارد و در بیان و رفتار خود مردمسالاری را به سخره می گیرد جز این انتظار نیست که همه مظاهر مردمسالاری از قبیل رسانههای آزاد، تحزب، تشکلیابی مردم، انتخابات آزاد، آزادیهای مشروع مانند آزادی بیان، آزادی اجتماعات و حتی آزادی عقیده به شدت مورد تهدید قرار گیرد. بر خورد با دانشجویان و دانشگاهیان، زنان و کارگران و اساسا فعالان حوزه مدنی از جمله تبعات این دیدگاه دموکراسی ستیزدر دولت نهم است. تعطیلی و فشار بر روزنامههای مستقل که مستقیماً توسط وزارت ارشاد و بدون هیچ ظاهرسازی قانونی صورت میگیرد و نیز بستن و اعمال محدودیتهای مختلف نسبت به سایتهای رسمی و غیر رسمی اطلاع رسانی از نگران کننده ترین حرکات آزادی ستیزی است که متأسفانه امروز به یک رویه تبدیل شده است.
در عرصه سیاست خارجی نیز انزوای کم نظیر ایران که در هیچ دورهای از تاریخ پس از انقلاب سابقه نداشته است حاصل بیتدبیری، خاماندیشی، گفتار و کردارهای غیر منطقی و بر خلاف منافع ملی بوده وسبب شده است فشار مضاعفی بر ملت ایران چه از نظر وجهه بینالمللی و چه از نظر تضییقات اقتصادی و معیشتی تحمیل شود.
در عرصه مدیریت اجرایی، شخصی کردن امر مدیریت و سیاست از سوی رئیس دولت و عبور بیمحابا از همه حدود قانونی و امتیازدهیهای بیحساب و کتاب سیاسی و جناحی، حذف و انحلال نهادهای تصمیم ساز و برنامه ریز و از میان بردن سرمایههای اجتماعی و فرهنگی و بیتوجهی به امر برنامهریزی در توسعه، کارشناسی، تخصص و تجربه که گرانبهاترین دستاوردها و سرمایههای اداره کشور در دهههای گذشته بوده است، همه آنانی را که به سرنوشت ایران میاندیشند، به طور جدی نگران کرده است.
شاید بسیاری از مسائل فوق از دیدگاه صاحب نظرانی که چهار سال پیش مردم را از رأی دادن به رئیس دولت نهم بر حذر داشتند قابل پیشبینی بود اما آنچه امروز ما در عرصه اقتصاد کشور شاهد هستیم به راستی غیر قابل باور است. دولتی که بر اساس تخریب دستاوردهای گذشتگان و متهم کردن زمین و زمان به فساد و ناکارآمدی و گذراندن وقت به دعواهای سیاسی و حزبی و چشمپوشی بر مشکلات معیشتی مردم روی کارآمد امروز به گونهای عمل کرده است که کمتر حامی و مدافعی برای سیاستهای اقتصادی خود باقی گذاشته است و برای سرپوش گذاشتن بر بیکفایتی خود حتی بر چهره متحدان دیروز خود نیز چنگ میاندازد و در صدد است به مدد امکانات تبلیغی کمنظیری که از بیتالمال در اختیار گرفته است (اعم از صدا و سیما و روزنامههای پر هزینه و تریبونهای مختلف) شکست فاحش خود در این عرصه را به خاطر کارشکنی و عدم همراهی دوستان متحد دیروز خود در باور مردم بنشاند و با توزیع مستقیم پول در بین بخش هائی از مردم پرهزینهترین ستاد انتخاباتی را نه فقط در کشور ما بلکه در سرتاسر منطقه براه بیندازد.
تأملی در زندگی روزمره مردم و بررسی شاخصهای کلان اقتصادی بیانگر آنست که دولت نهم هر چند، تا پایان سال 1387 بیش از 220 میلیارد دلار (نزدیک به 5/1 برابر کل دوران دولت اصلاحات)از منابع ارزی کشور را به مصرف رسانده است اما نه تنها پول نفت بر سر سفرههای مردم آورده نشده بلکه سفرههای آنان نیز با تهدید جدی تورم و کمبود روبرو بوده است. سیاستهای غیر علمی و غیر کارشناسانه و تبلیغاتی رییس دولت مدعی مبارزه با مافیای اقتصادی بیشترین رانتهای اقتصادی را نصیب برخی باندها و گروههای ویژه کرده است.
کاهش نرخ رشد سرمایهگذاریهای داخلی و همچنین روند رو به کاهش سرمایهگذاریهای خارجی در داخل کشور، گسترش حضور نهادهای نظامی و امنیتی در حوزههای سودآور اقتصادی و محدود کردن دامنه فعالیت های بخش خصوصی، کاهش چشم گیر رشد بخش صنعت و افزایش بیرویه نقدینگی کشور نمونههای بارزی از ناکارکردی بخش اقتصادی است که به صورت تورم لگام گسیخته و رو به رشد زندگی روزمره مردم کشور را با مشکلات و نگرانیهای فراوان روبرو کرده است.
آری، آنچه را که حاصل عملکرد چهار ساله دولت نهم است در یک کلمه میتوان تخریب بسیاری از دستاوردهای انقلاب اسلامی، اعم از مادی و معنوی دانست که ترمیم آن بیشک کار آسانی نخواهد بود. شرایط موجود کشور آنقدر نگران کننده است که دیگر جز عده معدودی از اقتدارگرایان جناح محافظهکار هیچکس مدافع وضع موجود نیست، وحتی برخی از متحدان سابق دولت نهم قبل از هر کس دیگری علم لزوم تغییر و ضرورت تشکیل دولت نجات ملی را برافراشتند که به خاطر ساختار خاص تصمیمگیری درون این جناح در نطفه خفه شد.
اما اصلاحطلبان در این میان با تجربه سیاسی عظیمی که از روند اوضاع پس از دولت اصلاحات کسب کرده اند، با ترمیم نقاط ضعف و تقویت پایگاههای اجتماعی خود به مدد اقبال خوب قشرهای مختلف مردم در جای جای کشور برای ایفای نقش تاریخی نجات کشور از سراشیب سقوط وارد این میدان شدند تا به مدد همت بلند و برنامهای کارآمد و واقعگرا بتوانند به این مهم نائل آیند و حتی بر تخلفات قابل پیشبینی و قابل انتظار انتخابات فائق آیند.
حضور حجتالاسلام والمسلمین خاتمی در روند انتخابات ریاست جمهوری نوید بخش احیای جنبشی بود که گمان میرفت گستردهتر از دوم خرداد 76 باشد. استقبال کمنظیر همه طبقات مردم از روشنفکران و نخبگان گرفته تا مردم دورترین مناطق کشور که به انحای گوناگون به نمایش درآمد آنچنان تأثیرگذار بود که مخالفان اصلاحات را بهتزده کرد و شکست محتوم آنها را در انتخابات پیشرو به نمایش گذاشت. اما جناب آقای خاتمی به دلایلی که بیان کردهاند انصراف خود را با هدف وحدت و اجماع جریان اصلاحات اعلام داشتند و با بیان اینکه دستیابی به «تغییر» در شرایط جدید امکان پذیر است، خود با انصراف از نامزدی، پذیرای نقشی شدند که در آینده ان شاء الله ثمرات پربارتری برای ایران خواهد داشت.
ما هر چند نمی توانیم تأسف خود را از این کنارهگیری مکتوم کنیم اما خوشحالیم که جناب آقای خاتمی از این پس خواهند توانست در موقعیتی بالاتر از کاندیدای ریاست جمهوری نقش تعیین کنندهای در هدایت و رهبری اصلاحات داشته باشند. و از سوی دیگر خوشبختانه با وجود کاندیداهای اصلاح طلب حصول به هدف «تغییرسازنده» کاملاً امکان پذیر است.
ما امید آن داریم که کاندیداهای اصلاحطلب حاضر در رقابتها با تدبیر و دوراندیشی به گونهای عمل کنند که رقابت اصلی آنها در انتخابات تنها با جناح اقتدارگرا و با هدف پیروزی باشد. و بر این اساس از آنان می خواهیم با تکیه بر نقد وضع موجود و تلاش برای افزایش سطح مشارکت گروههای مختلف اجتماعی و با حساسیت لازم نسبت به برگزاری انتخابات آزاد، سالم و رقابتی مبنا را تغییر سازنده وضعیت کنونی و فراهم ساختن زمینه های هر چه بیشتر فعالیت های مدنی و پیشبرد اصلاحات همه جانبه قرار دهند و به اتکای خواسته های عمومی و سازو کارهای علمی مانع از تکرار تجربه انتخابات دور پیشین ریاست جمهوری شوند.
در این روند جبهه مشارکت ایران اسلامی بر اساس تحلیل همه جانبه شرایط جدید، شناخت تاریخی، مذاکرات متعدد، رایزنیهای فشرده و مواضع اعلام شده نامزدها و پس از کسب نظر از اعضای جبهه مشارکت در سراسر کشور، ضمن احترام به همه نامزدهای محترم جبهه اصلاحات و با قدردانی از احساس مسئولیت آنها، به این جمعبندی نایل آمدیم که نامزد اصلاح طلبی که در شرایط فعلی بیش از هر کس توان «تغییر» در وضع موجود و قرابت و نزدیکی بیشتری با دیدگاهها و برنامههای حزب دارد جناب آقای مهندس میرحسین موسوی است که دورنمای پیروزی ایشان در انتخابات آینده قابل تصور است.
ما بر این باور هستیم که آقای مهندس موسوی با کولهباری از تجربه مدیریت دورانهای سخت در دهه اول انقلاب و با تکیه بر اصول علمی مدیریت می توانند کشور را از وضع بحرانی فعلی رهایی بخشند و زمینه را برای حضور پر نشاط و مؤثر همه دلسوزان کشور فراهم کنند.
ما بر این اعتقاد هستیم که آقای موسوی مدافع جدی حقوق و آزادیهای سیاسی و مدنی هستند، از تحزب و تشکلیابی مردم در نهادهای مدنی دفاع می کنند. رای ملت را میزان می دانند و انتخابات آزاد را با جدیت پیگیری می کنند و از ایجاد و توسعه رسانههای آزاد و مستقل استقبال خواهند کرد.
ما بر این گمان هستیم که در دولت آقای موسوی حقوق شهروندان در همه زمینهها محترم شمرده و با ناقضان آن برخورد خواهد شد.
ما معتقدیم مهندس موسوی از حقوق برابر تمام ایرانیان دفاع خواهد کرد و مذهب، قومیت، نژاد و زبان و جنسیت سبب امتیاز یک ایرانی بر دیگری نخواهد بود.
ما مطمئن هستیم در سایه سیاستهای دموکراتیک داخلی و تضمین حقوق همه شهروندان ایرانی شاهد آن خواهیم بود تا امنیت بیشتری در مرزهای کشور داشته باشیم و به تبع آن شاهد رفاه و آبادانی بیشتر مناطق پیرامونی باشیم.
ما بر این باور هستیم که در دولت مهندس موسوی نشاط سیاسی و تحرک علمی بار دیگر در دانشگاهها دیده خواهد شد و به جای سرکوب و اعمال محدودیت برای دانشجویان و جنبش دانشجوئی ، حمایت از آزادی اندیشه، آزادیهای آکادمیک و فعالیتهای سیاسی قانونی در دستورکار قرار خواهد گرفت.
ما بر این اعتقاد هستیم که زنان بلند همت ایرانی که بی وقفه پیگیر مطالبات بر حق خود در حقوق مدنی و سیاسی بوده اند در دولت مهندس موسوی از فرصتی مناسب برای تحقق خواستههای تاریخی آنها که در دولت فعلی به عمد نادیده گرفته میشود برخوردار خواهند شد.
ما بر این باور هستیم که در دولت آینده در کنار تلاش برای ارتقای سطح معیشت محرومان، فعالیتهای اقتصادی و تولید رونق خواهد یافت. احترام به مالکیت و تضمین سرمایه و سود حاصل از آن، کوچک کردن دولت و عدم دخالت در امور بخش خصوصی و احترام به بازار آزاد سرلوحه فعالیتهای اقتصادی دولت خواهد بود. در عین حال دولت ایشان برای پر کردن شکافهای عمیق و نابرابریهای اقتصادی بادیدگاه عدالتطلبانه وباروشهای کارآمد تمام همت خودرابه کارخواهدبست تا شاهد حرکت به سوی ریشه کن شدن ریشه های استضعاف و فقر در کشور باشیم.
ما مطمئن هستیم نظامیگری در عرصه اقتصاد که امروز اقتصاد کشور را از مسیر صحیح خود خارج کرده است متوقف خواهد شد.
ما یقین داریم سیاست تنش زدایی و رفع بحرانهای ایجاد شده در دولت فعلی سرلوحه سیاستخارجی دولت موسوی است و تنها معیار تصمیمگیری در سیاست خارجی منافع ملی و رفاه ملت ایران خواهد بود و بازسازی اعتماد و حل مشکلات از طریق روشهای دیپلماتیک و گفتگو با پافشاری بر اصول و حقوق ملی وجهه همت قرار خواهد گرفت.
ما بر این باور هستیم همانگونه که قانون اساسی مقرر میدارد، شأن رئیس جمهور برتر از تنها ریاست بر قوه مجریه است و وی مسؤولیت مهم نظارت بر اجرای قانون اساسی توسط همه ارکان نظام را نیز بر عهده دارد. مسؤولیتی که متأسفانه تنها در دوران کوتاهی از عمر جمهوری اسلامی مد نظر قرار گرفت و شاید بسیاری از انحرافات ناشی از همین قانونگریزی و قانونستیزی است که بحق جناب آقای موسوی در بیانات خود به کرات به آن اشاره کردهاند و این مایه دلگرمی فراوان همه کسانی است که بازگشت به قانون و رعایت همه اصول قانون اساسی را نقطه عطف بازسازی و نوسازی کشور میدانند.
امروز متأسفانه به بسیاری از اصول قانون اساسی بیتوجهی میشود. اصول فراوانی را در قانون اساسی میتوان یافت که متأسفانه مغفول مانده یا به نحو درستی به آنها توجه نشده و شیوه اداره کشوردرجهتی مغایربا اصول دوم،سوم، ششم،هشتم، نهم، یازدهم، دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم قانون اساسی است که متضمن جامعه ای عدل بنیاد و مستقل و آزاد است. دردناک تر اینکه ماامروز متاسفانه شاهد تعطیلی تقریبا کامل فصل سوم قانون اساسی، "حقوق ملت" ، هستیم که اساس مردمسالاری و حاکمیت ملی و نیز مبنای استوار حقوقی حرمت و کرامت مادی و معنوی انسان در جمهوری اسلامی است و قانون اساسی ما را در ردیف قوانین اساسی مترقی جهان قرار داده است. اصولی که سبب اعتلای نام کشور،وحدت و همبستگی ملی و برخورداری همه ایرانیان از امکانات عمومی جهت رشد مادی و معنوی می شود و بدون رعایت این فصل اصولا"مردمسالاری" جز شعاری بی محتوا بیش نیست.
مامطمئن هستیم همانگونه که در سوگند رئیس جمهور آمده است که رئیس جمهور باید پاسدار قانون اساسی باشد و "خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور ، ترویج دین و اخلاق ، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازد و از هرگونه خودکامگی بپرهیزد و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کند " جناب آقای مهندس موسوی تلاش خستگی ناپذیر خود را معطوف به رعایت و اجرای همه اصول قانون اساسی بخصوص اصول به فراموشی سپرده شده آن خواهند کرد و همانگونه که وعده دادهاند دولت ایشان قانون شکنی از سوی هرفرد یا نهادی را تحمل نخواهد کرد.
شناخت ما از مهندس میر حسین موسوی این گونه است و ایمان داریم که با پیروز ی ایشان، شاهد «تغییرات سازنده» در کشور خواهیم بود. نه ما و نه هیچ انسان واقعبین دیگری انتظار ندارد خرابیهای موجود را بتوان در عرض مدت کوتاهی اصلاح کرد اما آنچه مهم است تغییر سمت و سوی اداره کشور به مسیری عقلانی است تا بتوان با ایجاد فضای جدید، از ظرفیتهای فراوان و معطل مانده ملی در جهت نیل به چشم انداز بیست ساله کشور بهره جست. این تغییر مسیر سبب خواهد شد تاعنصری که این روزها در عرصه حکمرانی نایاب شده است یعنی اعتماد بین دولت و ملت دوباره بازسازی شود و با برخوردار شدن از دولتی به واقع مردمی و در خدمت آرمانهای ملی، ایران جایگاه رفیع خود را دوباره در جهان بدست اورد.
بر این اساس جبهه مشارکت ایران اسلامی با حمایت از جناب آقای مهندس موسوی به عنوان نامزد ریاست جمهوری اسلامی ایران در دور دهم امیدوار است بتواند به آرمانهای اساسی خود که در دو شعار همیشه جاوید «معنویت، عدالت، آزادی» و «ایران برای همه ایرانیان» تبلور یافته است جامه عمل بپوشاند.
ما مطمئن هستیم راه آینده راهی سخت و طولانی است. باید با تکیه بر اصول اصلاحات و آرمانهای غیرقابل چشمپوشی آن این مسیر نا هموار را طی کرد و از انتظارات و توقعات خرد چشم پوشید.
باید همه ملت را به حضور پرشور و با شعور در انتخابات دهم ریاست جمهوری دعوت و ترغیب کرد. تغییر در شرایط موجود امکان پذیر نیست مگر با مشارکت وسیع مردم که امروز سیاست های تحقیر آمیز رنج مشکلات مادی و معیشتی آنها را دو چندان کرده است.
ما ایمان داریم که با حضور مهندس موسوی و با همدلی و همراهی همه دلسوزان کشور و با مشارکت آگاهانه آحاد ملت این مهم شدنی است.
برای نیل به این مهم جبهه مشارکت ایران اسلامی از تمامی اعضا و هواداران خود و آحاد ایرانیانی که دل در گرو ایران دارند ونگران سرنوشت کشور هسنند میخواهد که با استفاده حد اکثری از حق خود در تعیین سرنوشت با مشارکت فعال و موثر در عرصه انتخابات و حمایت تام و تمام از جناب آقای مهندس موسوی پیروزی معنا دار و ثمر بخش ایشان در دوره دهم ریاست جمهوری در انتخابات بیست و دوم خرداد را رقم بزنند.
به امید فردایی بهتر
جبهه مشارکت ایران اسلامی
۱۳۸۸/۱/۲۱
آیتالله العظمی موسوی اردبیلی: شهادت می دهم امام(ره) تا آخرین لحظه از موسوی حمایت می کرد
آیت الله العظمی جوادی آملی: تلاش های دولت دفاع مقدس ایران را از بسیاری مشکلات نجات داد
آیت الله العظمی نوری همدانی: مدیریت شما در زمان جنگ هرگز فراموش نمی شود
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: ما باید بدانیم که این دنیا دائمی نیست و آخرتی در کار است
آیت الله العظمی صانعی: شما حاصل عمر امام در سیاست و تدبیر جامعه هستید
آیت الله العظمی مکارم شیرازی: مدیریت طلایی در دوران طوفانی انقلاب و دفاع مقدس

میرحسین موسوی: انتخابات در کشور ما فرصتی است برای ملت از جهت نگاه کردن به آنچه گذشته و فرصتی است برای تجدید نظر درباره این تصمیمات بر اساس نقدی که نسبت به گذشته وجود دارد و نگاهی که به آینده می توان داشت.
با کلیک بر عناوین ذیل به متن خبر دست می یابید.
۱- اول انقلاب ما نظارت استصوابی نداشتیم
۲- برای گردش آزاد اطلاعات و آزادی بیان تلاش می کنم
۳- پروژه امینت اجتماعی، تامین کننده اهداف نظام ما نمی باشد
۴- از بخش خصوصی مولد حمایت می کنم
۵- منافع ملی تعیین کننده نوع رابطه با آمریکاست
۶- نگران سركار آمدن راست يا چپ نيستم
۷- استفاده از كوپن را از افتخارات دولت خود میدانم
۸- حق عقبنشينی در مسئله هستهای نداریم
۹- هدف من، حفظ كرامت ملت و احيای آزاديهاست
۱۰- بدنبال احیای نهادهای تصمیم گیر و گردش اطلاعات هستم
۱۱- هـيـچ مسئـلهای بالاتـر از اجـرای قانـون نـيـسـت
۱۲- مهمترين مشكل دولت آينده، تورم و بيكاری
۱۳- گزارش تصویری

محمد نیک بین، تهیه کننده فیلم «سوپراستار» در نشست نقد و بررسی این فیلم گفت: نکته قابل توجهی که وجود دارد این است که آقای عبدالله اسنفدیاری مدیر حوزه سینمای معناگرا در نوشتهای اشاره داشتند که «سوپراستار» در سینمای معناگرا یک نوآوری و تحول به حساب میآید، یعنی مسئولان سینمایی به این تفاوتها کاملا واقف هستند اما متاسفانه این موضوع از چشم منتقدان سینمایی پنهان ماند و تقریبا هیچکس به این موضوع اشاره نکرد.

مهندس میرحسین موسوی که در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران سابق روزنامه جمهوری اسلامی در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کارکنان نهاد نخست وزیری و اعضای حزب جمهوری اسلامی در موسسه دین و اقتصاد سخن میگفت، ضمن تبریک ایام نوروز به ملت ایران، نقش تغییر و تحولات جهانی در سرنوشت کشور را مورد بررسی قرار داد.
موسوی با اشاره به این که بخشی از این تغییرات مربوط به منافع ملی، بخشی ناشی از فرآیندهای جهانی شدن و بخشی دیگر ناشی از قدرت یافتن فضای مجازی از جمله اینترنت و ماهواره هاست، تصریح کرد: واکنشهای مختلفی در برابر تحولات جهانی وجود داشته است؛ عدهای تسلیم هر نوع تحولی میشوند و عدهای دیگر تلاش می کنند سدی نفوذناپذیر در مقابل سیل تغییرات و دگرگونیها بسازند و برای توقف آنها تلاش میکنند، اما در رویکرد سوم تغییرات به رسمیت شناخته شده و برای مدیریت آنها با استفاده از مزیتهای نسبی کشورمان تلاش میشود.
وی عنوان کرد: باید واقع بین باشیم و پس از دست یابی به فهمی درست از واقعیت های پیش روی کشور، تلاش کنیم با توجه به امتیازات نسبی، توانمندهای کشور، فرهنگ غنی اسلامی و گذشته بسیار عمیق خود، تغییرات را به نفع مصالح ملی کشور مدیریت کنیم.
نخست وزیر ایران در دوران دفاع مقدس با اشاره به نتایج متفاوت این سه رویکرد نسبت به جهانی شدن توضیح داد: رویکرد دوم، خوشبین است که میتوان جلوی سیل تغییرات را سد کرد و با ایجاد سدی بزرگ، تغییرات را در پشت آن کنترل و به این ترتیب کشور، نظام و ارزشها را حفظ کرد، اما این رویکرد نمیتواند نتیجه دراز مدتی برای کشور ما داشته باشد؛ چرا که تغییرات را به اندازهای در پشت یک سد بسیار بلند جمع میکند که این سد شکسته شده و به دنبال آن ضایعهای به بزرگی تخریبهای ناشی از جاری شدن سیل تغییرات انباشته شده در پشت آن سد برای کشور به بار خواهد آورد. رویکردی که به دنبال ایجاد سد بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها، از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.

شاید برای کسانی که از تلویزیون شاهد باخت تاریخی تیم ملی کشورشان مقابل عربستان بودند آنقدر سخت نبوده باشد که برای حاضران در استادیوم. شمایی که برای حمایت و به قصد تشویق تیم ملی کشورتان، در یک صبح نوروزی عزم رفتن و یا برای برخی عزم سفر میکنید تا مانند عبارت، «هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز»، بار دیگر پیروزی نمایندگان کشورتان را نظارهگر باشید اما باز هم تیمی بدون مدیریت را شاهدید که عدهای جاه طلب آن را ملک شخصی خود میدانند. مخاطب من علی دایی نیست چون به عقیده من قصور از جایی دیگر است. ایرانیها همیشه امید را در دل خود زنده نگاه میدارند تا زنده بمانند اما جهان با امید و آرزوهای ما پیش نمیرود. نمیخواهم از متن و جانمایه کلام دور شوم پس باز میگردم به بازی ایران و عربستان. یکی از دوستان، قصد ساخت فیلمی درباره تماشاگران فوتبال را داشت تا نشان دهد که هواداری در فوتبال بیهوده است. با آنکه موافق با عقیده او نبودم اما به اتفاق دیگر دوستانم با او همراه شدیم تا تصاویری را از تماشاگران ثبت کرده و با آنان گفتگو کنیم. قبل از بازی با عده بیشماری از جوانان گپی زدم. همگی با چهرههایی شاداب و متبسم، نتیجه بازی را به نفع تیم کشورمان پیشبینی میکردند. دیدن بازی در پشت دروازهها هم لذتی دارد وصف ناشدنی. شعارهای یکپارچه هواداران که در مستطیل سبز طنین انداز میشود، میتوانی ترس را در وجود حریفان ببینی. شاید مطالبی که من مینویسم را بارها خوانده و یا شنیده باشید اما چیزی جز واقعیت نیست. حال تیم ملی ما چه بلایی بر سرش آمده که علیرغم حمایت یکصد و ده هزار نفر از هوادارانش باز هم شکست میخورد و بلافاصله پس از بازی خم به ابرو نمیآورد. بعد از بازی در سالن کنفرانس، یکی از خبرنگاران گفت که: "آقای دایی به نظر من وقت آن است که شما استعفا دهید" اما دایی باز هم با همان حالت همیشگی پاسخ گفت که شما کار خودت را انجام بده و کارهای بزرگ را به اهلش واگذار کن. البته به نظر من جواب دایی درست بود چون هیچ خبرنگاری نمیتواند حکم کند که کسی برود یا بماند اما آنچه که این خبرنگار گفت، خواست قلبی تماشاگرانی بود که در روز هشتم فروردین شاهد نمایش بی نظیر کشورشان در ثبت یک رویداد تاریخی و شرمسارانه بودند. (پیش از این، ایران در استادیوم آزادی هیچگاه شکست را مقابل عربستان پذیرا نبوده است). میخواهم باز هم بنویسم اما باور کنید خستهام از تمام آنچه که در اطرافم از ضعف مدیریتی میبینم. میترسم ناراحتیام را بر کاغذ بیاورم و آن وقت برسم به آن چیزی که دوستش دارم؛ سینما. بهتر است به این عبارت ختم کنم: جام جهانی، آرزویی کهن

محسن آرمین گفت: جناب آقای مهندس موسوی چهره خوشنام و دارای سابقه و کارنامه روشن و تحسین برانگیز در انقلاب و نیز در عرصه سیاسی و سطوح عالی مدیریت در دوران پس انقلاب هستند ایشان همواره مورد احترام مردم و اصلاحطلبان بوده و یکی از چهرههای محوری جناح چپ خط امام که اصلاحطلبان امروز هستند به شمار میآمدند.
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ادامه داد: حضور مهندس موسوی در عرصه رقابت ریاست جمهوری از منظرهای مختلف قابل ارزیابی است از جمله اینکه ایشان طی دو دهه گذشته از فعالیت سیاسی علنی کناره گیری کردند، در جریان انتخابات سال 76 نیز آقای موسوی اولین گزینه اصلاحطلبان برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری بودند، اما به رغم اصرار فراوان از پذیرش نامزدی خودداری کردند.
وی افزود: در انتخابات سال 80 نیز اولین گزینه اصلاح طلبان ایشان بودند که باز به اصرارها پاسخ مثبت ندادند، اکنون باید پرسید چه عاملی موجب شده است که آقای موسوی در تصمیم خود که حدود دو دهه گذشته به آن پایبند بودند تجدید نظر کنند؟ به نظر من اصلیترین علت این تغییر تصمیم همان دغدغه و نگرانی عمیقی است که اصلاحطلبان و تمام علاقهمندان به کشور و سرنوشت ایران را به تلاش برای تغییر وضع موجود واداشته است.
آرمین ادامه داد: به نظر من آقای موسوی برخلاف دوران ریاست جمهوری آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی دوره جدید و مدیریت فعلی را برای کشور نگران کننده یافتهاند و علت حضور ایشان در عرصه رقابت ریاست جمهوری چیزی جز این نگرانی شدید نیست. بنابراین برخلاف پارهای تحلیلها و گمانها حضور آقای موسوی در عرصه رقابت ریاست جمهوری نشانهی همراهی و هم سویی ایدهها و افکار ایشان با جریان اصلاحات و شخص آقای خاتمی به عنوان برایند جریان اصلاحی است از این جهت تصور میکنم که تحلیل صحیح و اتخاذ موضعی درست و مناسب در شرایطی پیچیده و مبهم کنونی نیازمند درایت و هوشیاری بیش از دورههای گذشته است.
این عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران خاطر نشان کرد: انصراف جناب آقای خاتمی برای اصلاحطلبان و به ویژه بخش جوان و پرشور بدنهی اصلاحطلبی البته حادثه نا مطلوبی بود، بدنهی جوان اصلاح طلب طی ماههای اخیر انصافا تحرکی مسوولانه از خود نشان داد و آگاهی و درکی تحسین برانگیز از خود به نمایش گذاشت. امروز نیز این بخش با تغییر شرایط ناشی از کنار رفتن آقای خاتمی در موقعیتی حساس قرار گرفته که برای مدیریت آن نیازمند آگاهی و مسوولیتی از همان جنس است؛ به ویژه اینکه فتنهگریهای پنهان که پس از خاتمی، موسوی را هدف گرفته در جریان است تا چهرهای مخدوش و غیر واقعی از ایشان در اذهان طبقهی متوسط به ویژه بخش جوان و تحول خواه ترسیم کند.
وی گفت: در شرایط ناشی از خلا حضور آقای خاتمی این وضعیت چندان غیر طبیعی نیست، باید در اندیشه عواملی بود که این شرایط را به وضعیت مطلوب تبدیل و فتنهگریها و عملیات روانی پنهان را خنثی کند.
آرمین در بیان و تشریح این عوامل یاداور شد: اولین مسئله تحرک احزاب و گروههای اصلاح طلب در اتخاذ تصمیم و موضع جدید انتخاباتی است. بدون شک احزاب و تشکلهای اصلاحطلب برای اتخاذ موضع انتخاباتی جدید ناگزیر از طی فرایند مشخصی برای رایزنی با بدنه حزبی خود در رسیدن به موضع تشکیلاتی هستند این فرایند با توجه به محدودیت زمانی که تا انتخابات داریم نمیتواند و نباید طولانی باشد رسیدن احزاب و تشکلهای اصلاح طلب به موضع انتخاباتی مشخص میتواند نقش موثری در پایان دادن به این وضعیت داشته باشد.
وی شفافتر شدن گفتمان مهندس موسوی را از دیگر عوامل مهم دانست و توضیح داد: آقای مهندس موسوی گرچه طی دو دههی گذشته از رصد کردن تحولات سیاسی کشور غافل نبوده و یا حساسیت اوضاع سیاسی و تحولات را تعقیب میکردند و در برخی موارد واکنشها و مواضع روشنی در قبال پارهای موارد اتخاذ کردند، اما به هر حال در عرصه فعالیت علنی سیاسی حضور نداشتند. دیدگاههای ایشان برای نسلهای دوم و سوم انقلاب چندان شناخته شده نیست. شفافتر شدن گفتمان ایشان و دقیقتر شدن شعارها و شرح و تبیین جامعتر دیدگاهها و مواضع فکری ایشان درباره مقولات و مسائل مورد توجه بخشهای متوسط و قشر جوان جامعه نظیر آزادی، جمهوریت، حاکمیت قانون مسائل زنان، جوانان و اقوام میتواند به اقدامهای موجود پاسخ داده و تغییر وضعیت موجود را تسریع کند.
آرمین ضمن تاکید بر ضرورت داشتن یک رسانه گفت: موسوی فاقد رسانه است.رسانه ملی در همین مدت کوتاه نشان داده است که مانند دورههای گذشته همچنان موظف به حمایت از یک جریان است و قرار نیست در انتخابات آینده بی طرفی پیشه کند. بخش اعظم رسانههای مکتوب و شفاهی کشور نیز به لطف دولت مهرورز در اختیار جریان حاکم است، پیش بینی میشود پس از خارج شدن آقای خاتمی از صحنه رقابت، عملیات و تبلیغات سوء علیه آقای موسوی آغاز و رفته رفته تشدید شود. این درست است که عملیات و تهاجم مذکور تا حدودی میتواند به برخی ابهامها دربارهی آقای موسوی پایان دهد و نهایتا اوضاع را تا حدودی به سود ایشان تغییر دهد اما وجود رسانهای که بتواند دیدگاههای ایشان را به روشنی تبیین کند برای خنثی کردن تبلیغات مذکور ضروری است.
وی ضمن تاکید بر ضرورت اجماع اصلاحطلبان اضافه کرد: اصلاحطلبان نباید فراموش کنند که این انتخابات برای آنها از این جهت متفاوت است که فرصتی منحصربه فرد را برای توقف روند نامبارک کنونی و پایان دادن به وضعیت فعلی که اوضاع کشور را در عرصههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سخت مخاطره آمیز کرده است فراهم خواهد آورد. حضور کاندیداهای متعدد اصلاحطلب از این جهت که میتواند به نقد اوضاع کنونی از منظرهای مختلف و آگاهی هر چه بیشتر مردم از شرایط فعلی بیانجامد البته امر مثبتی است، اما اگر این حضور نهایتا به رقابت کاندیداهای اصلاحطلب منجر شود آشکارا مغایر با هدف اولیه اصلاحطلبان خواهد بود این نکته یکی از دلایل کنارهگیری آقای خاتمی از عرصهی رقابت بود.
وی در پایان تاکیدکرد: اصلاح طلبان باید تمام مساعی خود را برای رسیدن به اجماع به کار بندند.

فرج الله سلحشور، کارگردان سریال حضرت یوسف (ع)، روز چهارشنبه ۵/۱/۸۸ در برنامه زنده تلویزیونی عروس بهار حضور می یابد.
ساعت برگزاری: ۱۶ الی ۱۸
مکان برگزاری: خیابان پیروزی - ایستگاه سلیمانیه - جنب هتل نهاجا - مجتمع فرهنگی هنری شهید واعظی (پرواز سابق)
حضور عموم علاقه مندان در این برنامه آزاد است