
پس از این که محمود دولت آبادی در سخنرانی اش در جمع حامیان مهندس موسوی به موضوع کتاب و سخنان محسن پرویز معاون کنونی وزیر ارشاد پرداخت و در مثال هایش اشاره ای هم به نام دکتر سروش کرد، دکتر سروش در نامه ای تند و تیز در اعتماد ملی به او و موسوی جواب داد. اما دولت آبادی در گفت و گویی با کلمه سبز نشان داده است که مصلحت عمومی را بر مصلحت فردی اش مقدم می داند.
گفته های دولت آبادی چنین است: «من ترجیح می دهم سکوت کنم. چون اولا شان و اعتبار من فراتر از این است که بخواهم نسبت به هر حرکت و سخنی موضع گیری داشته باشم و از سوی دیگر، این اتفاق نشان دهنده یک سری نکات بود که واکاوی آن ها در مجال امروز و فردا نمی گنجد. این بررسی باید زمانی بعد از انتخابات صورت بگیرد. یعنی زمانی که تب و تاب ها فروکش کرده و حاشیه ها به کنار رانده شوند.»
دولت آبادی همچنین معتقد است که نفس چنین برخوردهایی اگرچه برخاسته از یک فضای ملتهب سیاسی است، اما لزوما نباید پاسخی همراه داشته باشد، چون در میانه این ماجرا موضوع اصلی گم می شود و همه سرگرم بازی با حاشیه هایی می شویم که از درجه اعتبار و اهمیت برخوردار نیستند.
محمود دولت آبادی به منتقدان خارج نشینش هم اشاره ای کرده و گفته است: «دوستان خارج از کشور ما که من همیشه با احترام از آن ها یاد کرده ام بیش تر به جای این که اهل تعمق و تامل باشند، شتابزده و عجولانه رفتار کنند تا بتوانند به کسی بهتانی بزنند و من از این رفتار حیرت می کنم. مثلا میرزا آقا عسگری مرا متهم کرده که به سوی کسی یا کسانی دست دراز کرده ام. من اگر اهل دست دراز کردن به سوی کسی بودم به پیشنهادهایی که این 30 سال از طرف برخی مقامات به من شده بود پاسخ مثبت می دادم. اما حالا چرا باید دست به سوی کسی دراز کنم؟ که وزارت و وکالت بخواهم؟ آن هم در آستانه 70 سالگی؟ من بارها در مصاحبه هایم گفته ام که قلندری خود را به سلطنت فرضی ترجیح می دهم.»
دولت آبادی همچنین گفته است: «این دوستان اگر این قدر تحمل ندارند که یک متنی را بخوانند و بعد در موردش قضاوت کنند، من فقط یک نکته به آن ها می گویم. دوستان عزیز 4 میلیون نفر از ایران رفته اند. این اکسدوس ایران بوده. در حمله اعراب نسبت به جمعیت این قدر آدم به هند نرفت. اما سوال من از شما این است که در میان این 4 میلیون فقط 40 نفر می توانید پیدا کنید که یک صدا داشته باشند؟ وقتی شما فاقد چنین چیزی هستید، وقتی شما هیچ محورنظری، عملی، اجتماعی و فرهنگی واحد ندارید، دیگر به ما چکار دارید؟ ما در بستر خودمان حرکت می کنیم و با تشخیص خودمان عمل می کنیم. متاسفانه ما دچار انوع و اقسام جزمیت ها در داخل و خارج هستیم و افراد حرف هایی به شخص می زنند که خودشان هم می دانند بهتان است ولی به هر حال همگی از خط اعتدال خارج شده اند و این مایه تاسف است.»

مهندس میرحسین موسوی، طی بیانیهای از هنرمندان، روشنفکران، نویسندگان، شاعران و سایر اصحاب فرهنگ و هنر تشکر کرد.
به گزارش قلم نیوز، متن این بیانیه به این شرح است:
اینجانب با درود فراوان به فرهیختگان و فرهنگسازان و هنر آفرینان، بر خود فرض میدانم نهایت تشکر خود را، نسبت به شما عزیزان اعلام نمایم.
از این که مرا در زمره دوستان و یاران خود قررا دادهاید و با حمایت ارزشمند خودتان، مرا دل گرم نمودهاید تا بتوانم، در ساختن دولت فرهنگی و نه فرهنگ دولتی، موفق باشیم، بر خود میبالم و امیدوارم بتوانم با اقدامات عملی به این تعهد بزرگ، صداقت و پایبندی خود را به آزادیهای فرهنگ آفرین اثبات نمایم.
میر حسین موسوی

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، زهرا رهنورد در همایش ملی دختران جوان و دانشجو در پاسخ به پرسش اعتراض آمیز و جهتدار یکی از حاضران که سراغ موسوی را در این 20 سال میگرفت، تصریح کرد: من از موسوی به عنوان یک همرزم دفاع میکنم؛ نه همسر. شاید از خود بپرسید که موسوی در این 20 سال کجا بود که سانسور میشد، موسوی مشاور دو رئیس جمهور بود و حتی در آغاز نیز به احمدینژاد مشورت می داد که او قبول نمیکرد و دوربینها در این 20 سال از نشان دادن چهره موسوی خوف داشتند.
اعتراض خانمی در حین صحبتهای زهرا رهنورد که در مورد داشته و نداشته های زنان صحبت میکرد، ادامه ایراد سخن او را به جایی دیگر برد، آنجا که دختر معترض گفت شما که انقلابی بودید چرا با تغییر شرایط چادرتان لیز خورد؟
رهنورد پاسخ داد چادر من، چادری است انتخابی که از زنان به خاک و خون افتاده روز هفده شهریور انتخاب شده است و پرچم آزادی و ایمان من است.
پیش از پرسش و پاسخهایی که اصلا جزیی از برنامه نبود، دکتر رهنورد با وجود خصمانه بودن رفتار معترض، او را پذیرفت و به سوالات او پاسخ گفت.
صحبتهای دکتر رهنورد در ابتدا با این جمله آغاز شد که امیدوارم شور و نشاط امروز شما به شور و نشاط بعد از انقلاب بپیوندد و با شور و نشاط بعد از 22 خرداد همراه شود. رهنورد گفت: انتخابات در هر دوره میتواند برای ما یک فرصت باشد تا حرفمان را بزنیم و انتخابات هر دوره از شوراها تا ریاست جمهوری فرصتی برای بیان حرفهای ماست.
او ادامه داد: امروز میخواهم بگویم کلیات مسائل زنان یک ضرورت عمومی است که ممکن است به تفکیک سن و تحصیلات کمی فرق کند؛ رهنورد گفت: سه پرسش "از زنان چه می دانید؟" "چرا وضعیت زنان این گونه است؟" و "زنان چگونه خوشبخت خواهند شد؟" باید امروز پرسیده و بررسی شود. او در مورد پرسش نخست پاسخ داد: زنان ما در شرایط فعلی امروز در بهترین زمان تاریخ ایران حضور دارند. دختران ما، دخترانی پرشور، خردورز، تحصیلکرده و پایبند به اصول و ایمان هستند.
رهنورد در مورد پرسش دوم این چنین توضیح داد: وضعیت دختران ما به لحاظ آموزش و حضور در عرصه علمی بسیار مطلوب است، اما خلا هایی نیز وجود دارد که باید از بین برود. خلا هایی چون عدم رعایت قوانین به لحاظ کاریابی و اشتغال زایی و عدم رعایت قانون مدنی زنان در ایران، مشکلاتی هستند که زنان جامعه ما را رنج میدهند.
او در پاسخ به پرسش سوم این چنین پاسخ داد که: دولت بعدی سه رهیافت را باید برای زنان اختصاص دهد که رهیافت خانواده اولین آن است، چرا که در عرصه خانواده احترام به حقوق دختران از فرهنگ ملی و اسلامی ما نشات میگیرد، چرا که در فرهنگ ملی ما تا ولیعهدی هم پیش میرفتند و در فرهنگ اسلامی ما نیز پیامبر احترام زیادی برای فاطمه دختر خود قائل بود تا آنجا که دست او را می بوسید و با او مشورت می کرد.
رهنورد ادامه داد: در عرصه عمومی جدای از نکته اشتغال آن هم بدون تبعیض باید به فاز تساوی بین مرد و زن بپردازیم.
دکتر رهنورد با بیان اینکه رهیافت دیگر درعرصه عمومی بخش امنیت و آزادی زنان است، گفت: مقصود ما از آزادی این است که دختران ما در جامعه، محل کار و دانشگاه احساس آزادی و امنیت کنند؛ بدان معنا که خودشان انتخاب کننده محل کار، تحصیل و نوع پوششان باشند. آزادی مورد نظر ما آزادی دختران خردورز و مومن است و آنان که با فضاهای امنیتی قصد سرکوب دختران دارند، بدانند که قطعا شکست خواهند خورد و متوجه باشند که هیچ شکوفایی با سرکوب موفق نخواهد بود.
همسر میرحسین موسوی در ادامه تاکید کرد: شما دختران نشان دهید که منظور و مقصود ما از آزادی ولنگاری نیست. رهنورد ادامه داد: آزادی، فرهنگ، امنیت، ایمان، اخلاق و خردورزی طیفی هستند که باید بدون نظارت دولتی در عمل اجرا شوند.
او با اشاره به اینکه منظور او از دموکراسی، مردم سالاری دینی است، افزود: دختران جوان ما در مردمسالاری دینی میتوانند به رشد و بالندگی برسند. 49 در صد جمعیت حال حاضر ما را زنان تشکیل می دهند که 60 در صد آنان نیز از جوانان هستندو آینده کشور و پیشرفت و رشد و بالندگی آن در دست ایشان است.
رییس سابق دانشگاه الزهرا گفت: انتظار استقلال شخصیت و درونجوشی ارزش ها از دختران می رود که این نیز به عرصه عمومی و خصوصی باز میگردد. رهنورد دختران جوان ما را متعلق به قاره ششم دانست و در این باره گفت: قاره ششم، کار، فکر، معنویت، برنامهریزی، امید، رشد، تعالی و خلاقیت است.
او تاکید کرد: در رسیدن به سند چشم انداز و شرکت در تئوری های اطلاع رسانی و اطلاع پروری زنان می توانند نقش مهم و موثری را ایفا کنند.
رهنورد تصریح کرد: خیلی از نظام های سنتی دوست دارند زنان با دیگ و ملاقه و ... سرکار داشته باشند و برخی نظام های ساختار شکن نیز از آن ور بام افتادهاند، چرا که دوست دارند زنان بدون هیچ پایبندی به اصول وارد عرصه نظام سرمایه داری شوند که این موضوع به هیچ عنوان درست نیست و نوعی بیحرمتی به ارزش یک زن محسوب می شود.
برنامههای مناظرهها و تبلیغات مهندس میرحسین موسوی به این شرح اعلام شد:
مناظره موسوی با دیگر کاندیداها:
مناظره موسوی با احمدینژاد 13 خرداد 88
مناظره موسوی با رضایی 14 خرداد 88
مناظره موسوی با کروبی 17 خرداد 88
این مناظرهها در 90 دقیقه از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران در ساعت 22:30 تا 24 روزهای اعلام شده پخش خواهد شد.
جدول پخش برنامههای تبلیغاتی موسوی:
اولین برنامه تبلیغی مهندس موسوی در روز جمعه اول خرداد 88 از شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15 پخش خواهد شد.
9 خرداد، فیلم مستند تهیه شده در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15
18 خرداد، دومین فیلم مستند در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15
همچنین آخرین روز گفتوگوی ویژه خبری از شبکه دوم سیما به مدت 45 دقیقه در روز 19 خرداد 88 به مصاحبه با مهندس موسوی اختصاص دارد.
شبکه 4 نیز در روز 12 خرداد برنامهای 60 دقیقهای با موضوع پاسخ به کارشناسان را از ساعت 18:30 تا 19:30 روی آنتن میبرد.
شبکه خبر، 15 خرداد برنامهای در قالب گفتوگو با مهندس موسوی از ساعت 19:30 تا 20 پخش خواهد کرد.
شبکه جام جم نیز برای ایرانیان خارج از کشور دو برنامه برای هر کاندیدا در نظر گرفته که روز 4 خرداد برنامه 60 دقیقهیی مهندس موسوی و روز 16 خرداد برنامه مستند تهیه شده پخش خواهد شد.
برنامههای رادیویی مهندس موسوی:
شبکه سراسری صدا (رادیو ایران):
*دوشنبه 4 خرداد، مستقیم با مخاطبان، 17 تا 17:45
تکرار 8:30 تا 9: 15 سهشنبه 5 خرداد
* 19 خرداد، بحث تخصصی، 17 تا 17:45
تکرار 20 خرداد همان ساعت
رادیو جوان:
*16 خرداد، بحث تخصصی، 16:15 تا 17
تکرار 17 خرداد، 19:15 تا 20
رادیو ورزش:
*7 خرداد، 15:30 تا 16:15
تکرار 8 خرداد 9:15 تا 10
رادیو معارف:
8 خرداد، 17:45 تا 18:30
تکرار 9 خرداد 11 تا 11:45
رادیو گفتوگو:
*17 خرداد، 19:45 تا 20:30
تکرار از رادیو فرهنگ، 18 خرداد 10 تا 10:45

آقای بازیگر ادامه داد: من در شورای تئاتر فرهنگستان هستم و او را میشناسم. همانطور که بهشتی در سینما تأثیرگذار بوده، موسوی هم در عرصه هنرهای تجسمی و مدیریت هنری موفق عمل کرده است.
وی صراحتا اعلام کرد: من به موسوی رأی میدهم اما نمیدانم شرایط جسمانیام اجازه رفتن به پای صندوقهای رأی را فراهم کند یا نه. چون عمل سخت پروتزی روی پای راستم انجام شده و نمیدانم اوضاع چگونه پیش خواهد رفت.
انتظامی در پایان گفت: ما مدیون موسوی هستیم و قطعا اگر شرایط مناسبی داشتم، در فعالیت برای پیروزی او تلاش میکردم اما الان به زحمت میتوانم کاری انجام دهد یا روی مسئلهای تمرکز کنم.
گویی قرار نیست انتخابات ریاست جمهوری صحنه ی رقابت جدی باشد
نامه ی زیر در اعتراض به عملکرد رسانه ی ملی از سوی مهندس موسوی خطاب به سران قوه ی مقننه و قضائیه و هم چنین دادستان کل کشور منتشر شد :
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه
حضور محترم جناب آقای دکتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
حضور محترم جناب حجت الاسلام و المسلمین دری نجف آبادی دادستان کل کشور
با سلام، همانگونه که استحضار دارید در آستانه یکی از مقاطع حساس تاریخ سرزمینمان قرار داریم که در آن مردم شریف ایران با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری وظیفه دینی و ملی خود را در تعیین سرنوشت کشور ایفا می کنند. اهمیت نقش رسانه های عمومی در این عرصه خطیر بر کسی پوشیده نیست. معالاسف تاکنون نحوه اطلاع رسانی رسانه ملی چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، حتی نسبت به دوره های قبل تنزلی آشکار داشته است و در نتیجه این شائبه را در اذهان عموم به وجود آورده که گویی قرار نیست انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صحنه برابر و جدی رقابت نامزدها باشد. نقض مکرر و آشکار بیطرفی از سوی بخشهای خبری خاص و نیز کممایه بودن برنامههایی که باید با هدف دعوت به مشارکت حداکثری در انتخابات مردم تهیه و ارائه شوند به طور اساسی با ایده انتخاب آزادانه، آگاهانه و مسؤلانه یکایک شهروندان در تعارض است.
از جنابعالی انتظار میرود با توجه به وظیفه قانونی خود در قبال نظارت بر اجرای دقیق قانون انتخابات، نسبت به پیگیری امر اقدام مؤثر مبذول فرمایید.
با احترام
میرحسین موسوی 29/2/88
نامه اعتراضآمیز کروبی به رییس سازمان صداوسیما

وی به رییس صداوسیما چنین توصیه کرد: نصیحت میکنم از تخریب دست بردارید و اگر نقشی در این تخریب ندارید بر نظارت خود بر زیرمجموعههای خویش بیفزایید که چون ماجرای مجموعه برنامه هویت علیه روشنفکران نشود که فاجعهای فرهنگی بود و رییس وقت سازمان صداوسیما اعلام کرد که از آن بیخبر است.
متن کامل این نامه بدین شرح است:
جناب آقای مهندس عزتالله ضرغامی
ریاست سازمان صداوسیما
با سلام و احترام
عملکرد سازمان تحت ریاست حضرت عالی در ماهها و روزهای اخیر به شدت یادآور تجربه تلخی است که از عملکرد این نهاد در انتخابات ریاستجمهوری سال 1384 در یادها مانده است. آن زمان که صداوسیما در اعلام نتایج نهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بر ستاد انتخابات کشور و وزارت کشور پیشدستی کرد و به یاری آقای غلامحسین الهام سخنگوی وقت شورای نگهبان و سخنگوی بعد دولت آقای محمود احمدینژاد خبر از رای و رتبه رییس آینده خود داد و در پیوندی شگرف میان «کیهان و صداوسیما و شورای نگهبان» در حالی که نهادهای قانونی و آمارهای رسمی خبر از راهیابی آقای هاشمی و اینجانب به مرحله دوم انتخابات میدادند، چون هاتفی از عالم غیبی خبر از راهیابی احمدینژاد به مرحله دوم انتخابات دادند و سرنوشت انتخابات را به گونهای دیگر رقم زدند. خبرنگاران شما در آن زمان به جای آنکه اخبار انتخابات را از رییس ستاد انتخابات بپرسند به سخنگوی شورای نگهبان تلفن میزدند و از اولین ساعات بامداد تا نیمروز 28 خرداد 84 چنان اطلاعرسانی میکردند که گویی از عالم الهام خبری دارند. تا زمانی که شما در جریان قرار گرفتید و به حق سوگند خوردید که از ماجرا خبر ندارید و هم از سوی شما و هم از جاهای دیگر از من عذرخواهی شد و مصاحبه با حضرت الهام پایان یافت و در حالی که الهامات غیبی همه را در ربوده بود و پروژه پایان یافته بود بار دیگر دوربینهای شما سوی ستاد انتخابات شد تا نتایج پروژه را گزارش کنند. در این پروژه قرار بود با آقای محمود احمدینژاد به عنوان پدیده انتخابات برخورد شود و متاسفانه حتی دوستان اصلاحطلب در وزارت کشور چنان در انفعال افتاده بودند که نتوانستند از رای مردم دفاع کنند و این ترکیب دست به دست هم داد تا انتخابات سرنوشت دیگری یافت.
در این مدت رابطه من و شما روشن بوده است. در روزهایی که از فرط جفای تلویزیون دولتی به فکر راهاندازی تلویزیونی غیردولتی افتادم دیداری از صداوسیما کردم و به سابقه مسوولیت شما در معاونت پارلمانی صداوسیما و مسوولیت من در ریاست مجلس ششم رابطهای محترمانه میان ما برقرار بود و گرچه در چهار سال گذشته همواره بخشهای خبری تلویزیون به تحریف و تخریب مواضع اصلاحطلبان و بهخصوص اینجانب پرداخته اما هرگز موج تخریب و تحریف به اندازه روزهای اخیر اوج نگرفته است که لابد نسبتی با انتخابات 22 خرداد 88 دارد.
از جمله آخرین اقدام تخریبی صداوسیما در بخش خبری معروف 20:30 دوشنبهشب 28 اردیبهشتماه رخ داده است:
1- در آغاز خبرها اعلام شده که مهدی کروبی به علت بیماری سفرهای انتخاباتی خود را لغو کرده است. عرض میکنم که علیرغم تبلیغات مخالفان مهدی کروبی سالم و سرحال است و تنها علت تعویق سفر من به استانهای گیلان و آذربایجان شرقی رحلت عالم بزرگ آیتالله العظمی بهجت بوده که با توجه به جایگاه ایشان نزد مردم به خصوص مردم گیلان و ضرورت شرکت در مراسم تشییع پیکر ایشان سفر به این استانها به وقت دیگری موکول شد. با وجود این همین امروز پس از مشایعت پیکر این فقیه فرزانه و عارف در شهر مقدس قم در حالی که این نامه را به شما مینویسم راهی استان اردبیل خواهم شد تا افرادی که با ادعای جوانی در عصر میانسالی و کهنسالی از مردم رای میگیرند دریابند که جوان کیست هرچند که برخی از این ادعاهای جوانی هم در چهار سال گذشته کم به کشور آسیب نزده و جوانی را با خامی اشتباه گرفتهاند.
2- من در هر سفر سخنرانیهای متعددی انجام میدهم. قصد اصلی من از سفرها ارائه برنامههایی برای اداره کشور و البته نقد اقدامات دولت در چهار سال گذشته است. چرا صداوسیما به بخش گزینشی، هدفمند، تخریبی و تحریفی سخنان من میپردازد؟ گر قرار است که رسانه ملی واقعا ملی باشد، چرا فقط علیه یک جناح فعالیت میکند؟ ویراستار اخبار شما عضو کدام حزب یا جناح سیاسی است؟ اگر حریت و جرات دارد چرا همه بخشهای سخنرانی مرا پخش نمیکند؟
3- در سفر اخیر من به استان اصفهان در شهر نجفآباد در جمع پرشور دانشجویان این شهر دو گروه از چفیهپوشها و سبزپوشها به طرفداری از دو نامزد محترم به جنجال و هیاهو در سخنرانی من پرداختهاند. ستاد جناب آقای مهندس میرحسین موسوی البته اعلام کردهاند افرادی که خود را به ایشان منسوب میکردند نسبتی با این ستاد نداشتهاند و حتی اعلام کردند این توطئه جناح مخالف اصلاحات است اما در هر صورت من پس از تحمل زیاد و پس از تعریف بسیار از سوابق و خلقیات آقای مهندس موسوی به طرح چند پرسش پرداختم و از اینکه به نام حمایت از یک نامزد، نامزدی دیگر را تخریب کنند انتقاد کردم. من و مجری جلسه همه راهها را رفتیم تا جلسه آرامش یابد اما طبق قاعده «آخرین درمان، داغ است» چارهای جز طرح سوال و عتاب و خطاب ندیدم که اگر نتوانم جلسهای را اداره کنم چگونه مدعی اداره کشور خواهم بود. اما سوال اینجاست که علت برجستگی این بخش از سخنان من در بخش خبری 20:30 چیست؟ آیا صداوسیما جسارت آن را دارد که بخشهای دیگر سخنرانی من درباره آقای محمود احمدینژاد را هم پخش کند؟ علت رفتار غرضورزانه صداوسیما برای برهم زدن چهره اصلاحطلبان چیست؟ آیا طرح تفاوت سلیقه میان نامزدهای اصلاحطلب در زمره وظایف صداوسیماست؟ آیا همین کار را درباره اختلاف اصولگرایان با آقای احمدینژاد انجام میدهد؟
4- رسانه ملی در انتخابات دوره دهم ریاستجمهوری به رسانه فردی تبدیل شده است. با وجود تاکید مقام معظم رهبری بر ضرورت بیطرفی نهادهای حکومتی در انتخابات متاسفانه این رسانه به تریبون رئیس دولت تبدیل شده و به نام پخش اخبار دولت عملا به ارگان آن تبدیل شده است چنانکه پس از پایان همان برنامهای که مرا تخریب کردید رپرتاژ آگهی دولت درباره فروش سهام عدالت به کارگران را پخش کردید. به شما هشدار میدهم اگر این بار هم مانند چهار سال پیش از الهامات غیبی بهره بگیرید و بخواهید با بهرهگیری از تفاوت دیدگاه میان اصلاحطلبان از این آب گلآلود ماهی بگیرید سکوت نخواهم کرد و از هر راه ممکن به صورت مستقیم با مردم سخن خواهم گفت. صداوسیما در قانون اساسی نهادی حکومتی اما ملی تعریف شده است. شما نباید به ارگان دولت و بدتر از آن بولتن رئیس دولت تبدیل شوید صداوسیما نباید به کیهان مصور تبدیل شود چنانکه امروز بخش خبری 20:30 چنین است. اگر به فرض در طول سه سال فعالیت دولت این کار را انجام میدهید در یک سال آخر (که عرصه تبلیغ بر نامزدهای رقیب تنگ است) نباید این کار را انجام دهید و از آن دهشتناکتر دیگر نامزدها را تخریب کنید یا به جان یکدیگر بیندازید. در هیچیک از دولتهای گذشته رئیس دولت اینگونه از مواهب صداوسیما بهرهمند نبود بلکه آنان خود در این کار امساک داشتند. شاید برخی حامیان دولت معتقد باشند که دوره ریاستجمهوری در ایران باید هشت ساله باشد و به همین جهت قصد دارند القا کنند که دولت کنونی باید چهار سال دیگر هم حکمرانی کند. این میتواند یک باور فردی یا جناحی باشد اما واقعیت قانونی این نیست و اکنون آقای محمود احمدینژاد نامزد دوره دهم مقام ریاستجمهوری است نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.
جناب آقای ضرغامی
با همه احترامی که به شما میگذارم و حساب شما از برخی یارانتان جدا میدانم، نصیحت میکنم از تخریب دست بردارید و اگر نقشی در این تخریب ندارید بر نظارت خود بر زیرمجموعههای خویش بیفزایید که چون ماجرای مجموعه برنامه هویت علیه روشنفکران نشود که فاجعهای فرهنگی بود و رئیس وقت سازمان صداوسیما اعلام کرد که از آن بیخبر است.
انتظار من این است که طبق اصول اخلاقی و قواعد حقوقی این نامه را در همان بخش خبری 20:30 پخش کنند تا بتوانید ذرهای تقاص تخریبی که دوستانتان کردهاند را جبران کنید.
با احترام
مهدی کروبی
29 اردیبهشت 88

به گزارش قلم نیوز، کمال تبریزی در نشست نمایش و پرسش و پاسخ فیلم «صندلی سبز» بعدازظهر روز گذشته ـ 28 اردیبهشت ماه ـ در دانشگاه تهران سخن میگفت، بیان کرد: حسی در مردم ما وجود دارد که فکر میکنند با یک رای که به صندوق رایگیری میاندازند، باید به تمام خواستههایشان برسند؛ درحالی که اصلا چنین نیست.
این کارگردان سینمای ایران ادامه داد: در هیچ کجای دنیا مردم با دادن یک رای به تمام خواستههایشان نرسیدهاند، بلکه مطالبات خود را پلهپله و قدمقدم کسب کردهاند و این چنین است که یک سیاهپوست میتواند رییسجمهوری آمریکا شود، درحالی که در سالهای پیش، ورود سیاهپوستان به رستورانهای سفیدپوستان ممنوع بود.
او معتقد است: متاسفانه حتی جماعت روشنفکر هم این تربیت را پیدا نکردهاند که رایدادن به معنای اصلاح گامبهگام است، نمیتوانیم یکباره جهش کنیم و کل سیستم کشور را دگرگون کنیم.
کارگردان «لیلی با من است» با ابراز تاسف از وجود برخی تفکرات نادرست درمورد انتخابات یادآور شد: ما مردمی هستیم که هرگز آنگونه که باید و شاید در انتخابات شرکت نمیکنیم و به جز انتخابات دوم خرداد دیگر شاهد چنین حرکت خودجوشی نبودهایم. متاسفانه یک حافظهی تاریخی در مردم ما از سالهای پیش از انقلاب وجود دارد که تصور میکنند انتخابات بهصورت فرمایشی برگزار میشود و رای ما تاثیری ندارد، زیرا کسانی از قبل سرنوشت ما را تعیین کردهاند.
کمال تبریزی در بخش دیگری از این نشست درباره ساخت مستند «صندلی سبز» توضیح داد: در زمان انتخابات شورای شهر بنده و آقای منوچهر محمدی تهیهکننده این فیلم تصمیم گرفتیم، فیلمی دربارهی نوع تمرینی که در کشور ما برای رسیدن به دموکراسی انجام میشود، بسازیم. از آنجا که تجربه سیستم جمهوری در جامعهی ما چندان دیرپا نیست، تفاوتهایی برای رسیدن به دموکراسی وجود دارد، بنابراین نوع نگاه مردم و مسوولان نسبت به موضوع انتخابات متفاوت است.
او معتقد است: در این سالها به جای اینکه کمکم گامهای بلندتری به سمت جمهوریت نظام برداریم، بیشتر از آن فاصله گرفتهایم. مردم و مسوولان ما هنوز با این شیوه همخوانی ندارند و نیازمند آموزشهایی در این زمینه هستیم تا تاثیرگذاری رویدادهایی مانند انتخابات مشخص شود.
به گفتهی او فیلم «صندلی سبز» در تلاش است، دیدی نسبی نسبت به مقولهی انتخابکردن یا در معرض انتخابشدن ارائه بدهد.
این کارگردان سینما دربارهی سیر مجوزگرفتن این فیلم برای پخش از رسانهی ملی نیز گفت: طرح اولیهی این فیلم را به شبکه یک پیشنهاد کرده بودیم. در زمان انتخابات شورای شهر تلاش بسیاری در تلویزیون انجام میشد تا برنامههای گوناگون با موضوع انتخابات ساخته و پخش شود، اما بعد از ساختهشدن و بازبینی این فیلم، این مستند هرگز از تلویزیون پخش نشد و مانند بسیاری از آثار دیگر به آرشیو صداوسیما رفت و فکر میکنم به این زودی امکان پخش چنین مستندی از تلویزیون فراهم نشود.
تبریزی در پاسخ به پرسشی دربارهی همکاری سید ابراهیم نبوی در ساخت این فیلم یادآور شد: زمان ساختهشدن فیلم ایشان درایران بود و همه دستاندرکاران در جریان این همکاری بودند. از آنجا که میخواستیم فیلم با زاویه طنزآمیز و انتقادی به مقولهی انتخابات بپردازد، حضور نبوی به طراحی پرسشها و نحوهی هدایت مردم کمک میکرد، علاوه بر این او در طراحی پرسشهای فیالبداهه هم بسیار کمکرسان بود، بنابراین حضور او کاملا برنامهریزی شده و پیشبینی شده بود.
کارگردان فیلمهایی همچون «پاداش» و «همیشه پای یک زن در میان است» در پاسخ به سوالی دربارهی عملکرد رسانه ملی مطرح کرد: تلویزیون در تمام دورانهای فعالیتهای خود بسته به دیدگاه مدیرعاملش عمل میکند و تا زمانی که کانال خصوصی نداشته باشیم، این وضعیت ادامه دارد. البته بسیاری از مسوولان شبکهها با کوتاهکردن و ممیزیکردن آثار در تلویزیون موافق نیستند، اما تحت فشارهایی هستند که ناچار هستند، به این قضایا تن بدهند، البته مدیرانی که شجاعت بیشتری دارند بهتر میتوانند منویات خود را دنبال کنند.
به اعتقاد او، تلویزیون و مسوولان آن خواستار ساخت و پخش برنامههای جذاب، متفاوت و متنوع هستند بههمین دلیل است که از هنرمندان متفاوتتری دعوت به همکاری میکنند، در حالی که به راحتی میتوانند با افراد کم دردسرتری کار کنند. بهویژه با رقابتی که در کانالهای متفاوت تلویزیونی در سراسر جهان وجود دارند، این خواسته درمدیران تلویزیونی بیشتر دیده میشود. با این حال میزان این تنوعطلبی وابسته به موقعیتهای مختلف است.
کمال تبریزی در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنیبر اینکه اگر صدمیلیارد به شما بدهند فیلم کدام یک از کاندیداها را میسازید توضیح داد: صدمیلیارد که رقم بسیار بالایی است! اما در اینجا بحث پول نیست، بلکه موضوع به ضرورت و نیاز ما برای ساخت فیلم برمیگردد. باید ببینیم در چه مقطعی هستیم و نیازمان چیست. در همین انتخابات فعلی تماسهای متفاوتی برای ساخت فیلم داشتم،اما حس کردم لازم نیست که من کار کنم. شما بهعنوان فیلمساز باید درگیر وضعیتی بشوید و بخواهید موقعیتی را ایجاد کنید اگر انگیزه داشته باشید حتی بدون پول هم کار میکنید. البته ساخت فیلم در مورد آقای هاشمی که در انتخابات قبلی رخ داد تجربهی بسیار خاصی برای من بود. چون برای ساخت این فیلم باید به شخصیت ایشان نزدیک میشدم و همین نزدیکشدن تجربه بسیار گرانبهایی برای من بود تا جایی که ساخت این فیلم برایم مانند ساخت یک فیلم سینمایی بود. البته تا دوباره یک مورد عجیب وغریب دیگر پیش نیاید، دیگر از اینگونه فیلمها نمیسازم.
این کارگردان سینما سپس درباره خاموش نبودن دوربین علیرغم میل باطنی برخی از مصاحبهشوندگان در فیلم «صندلی سبز» توضیح داد: برخی از افراد بهخاطر روشنبودن دوربین سخن نمیگفتند، اما میخواستیم حرفهای آنها را منتقل کنیم. بنابراین ضبط این بخشها انجام شد، اما همه این بخشها با رضایت مصاحبهشنوندگان در فیلم باقیمانده است، همچنان که راشهای بسیاری داریم که از آنها استفاده نکردیم.
تبریزی درباره حضور برخی از چهرههای جناحهای مختلف در این فیلم انتخاباتی متذکر شد: به این فکر نمیکردیم که با چه جناحی صحبت کنیم، بلکه در همکاری که با وزارت کشور داشتیم، لیستی از مشاغل مختلف تهیه کردیم و از این وزارتخانه خواستیم تا شاغلان این حرفهها را به ما معرفی کند. هیچ یک از افراد انتخاب ما نبود، البته تعداد کاندیداها بسیار بیشتر از افراد حاضر در این فیلم است، اما تعدادی از آنها حاضر به همکاری نبودند.
او درباره میزان واقعیبودن این فیلم یادآور شد: وقتی فیلم ساخته میشود، خواهناخواه ذهنیت کارگردان پشت آن قرار دارد. همچون تاریخ که با نگاه مورخ روایت میشود. حتی فیلم مستند بازتابدهندهی واقعیت محض نیست. چرا که همواره از نگاه و فیلتر کارگردان عبور میکند. این فیلم هم چنین ویژگی دارد، تلاش ما این بود هم مردم عادی و هم کاندیداها با نگاههای گوناگون به موضوع انتخابات شورای شهر بنگرند.
این کارگردان در عین حال مطرح کرد: البته اگر امروز بخواهم دربارهی انتخابات فیلم بسازم، حتما با این فیلم تفاوت بسیاری خواهد داشت.
کمال تبریزی در بخش دیگری از این نشست درباره سرانجام فیلم «پاداش» توضیح داد: توافقات اولیه با سیمافیلم انجام شده بود، اما بعد بهدلیل اختلافات فکری نتوانستیم با یکدیگر همکاری کنیم و این اثر مشکلات مالی پیدا کرد که البته مشکل مالی در حال برطرف شدن است و تصور میکنم تا پایان تابستان ساخت فیلم به پایان برسد. اما پس از این معضل اصلی که همان مجوز نمایش فیلم است، آغاز میشود. از حالا نمیتوانم وضعیت نمایش «پاداش» را پیشبینی کنم و همه چیز به انتخابات ریاستجمهوری بستگی دارد.
کمال تبریزی در پاسخ به پرسشی دیگر دربارهی مقایسه میزان فروش فیلم «مارمولک» و «اخراجیها 2» تصریح کرد: اقبال عمومی از هر فیلم مایه شادی است، اما باید به این مساله بسیار اساسی فکر کنیم که چه تعاملی میان سازندهی اثر و مخاطب بهوجود میآید و میزان این تعامل چقدر است؟!. اگر سازنده در ارتفاع بلندتری نسبت به مخاطب قرار بگیرد، آن فیلم استاندارد است.
او با اشاره به دلایل گوناگون در اقبال عمومی از فیلمها توضیح داد: گاه محصولی با کیفیت بسیار بالا مورد اقبال قرار میگیرند و گاه نیز اثری با کیفیت پایین از استقبال خوب مردم روبهرو میشود، بنابراین در هردو استقبال وجود دارد. اما در مورد مقایسهی فروش «مارمولک» و «اخراجیها» باید بگویم که اگر امروز به
«مارمولک» همین اکران را بدهند با اینکه بسیاری از مردم آن را دیدهاند، باز هم با فروش بسیار فوقالعادهای روبهرو خواهد شد.
تبریزی اضافه کرد: یک فیلم باید حداقل سطح کیفی را داشته باشد، اما فیلم «اخراجیها» با وجود اقبالی که از آن شد ویژگیهای یک اثر استاندارد را ندارد و نمیتوان آن را در هیچ یک از جشنوارههای هنری عرضه کرد. اما بهعنوان کاری عامهپسند میتوان آن را مطرح کرد. این فیلم شوخیهایی زبانی دارد که قبلا بهخاطر محدودیتهای سینما رایج نبوده و این عامل بسیار تعیینکنندهای در اقبال عمومی از آن است.
او تاکید کرد: همیشه باید تعاملی دوطرفه میان سازنده و تماشاگر وجود داشته باشد. به این معنا که سازنده اجازه ندهد، مخاطب او را به قعر بکشاند یا اینکه برعکس اینگونه نباشد که فیلمی بسازد که به جز خودش فرد دیگری متوجه مفهوم فیلم او نشود. بهترین فیلم هم از استقبال خوب مردم برخوردار میشود و هم جوایز جشنوارههای داخلی و خارجی را درو میکند.
تبریزی معتقد است: اگر امروز وزارت ارشاد دایره محدودیتهای فعلی را بازتر کند، بسیاری از این دست فیلمها میتواند ساخته شود.
او در ادامه این نشست درباره پایانبندی فیلم «همیشه پای یک زن در میان است»؛ این فیلم را اثری کاملا متفاوت در کارنامهی کاریاش توصیف کرد و گفت: همیشه حس میکردم باید این تجربه را انجام بدهم. چرا که زنها در کره خاکی یک جنس استثنایی هستند و مزیتهای گوناگونی در قیاس با مردان دارند. هدف این فیلم این بود که نشان بدهد زنان هستند که در پشت پرده مدیریت و رهبری جامعه را برعهده دارد، هرچند که به ظاهر جامعه جهانی را مردها اداره میکنند.
این کارگردان سینما در پاسخ به پرسش دانشجویانی که میخواستند بدانند به چه کسی رای میدهد، گفت: پیش از این هم اعلام کردهام به آقای میرحسین موسوی رای میدهم.
این نشست به همت انجمن اسلامی و کانون فیلم دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد و در پایان آن نمایندگان، این دو مرکز از کمال تبریزی تقدیر کردند.

مراسم بزرگداشت دوم خرداد با حضور سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی از ساعت ۱۶ الی ۲۰ در سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آزادی برگزار میشود.
گزارش هشتاد و سومین نشست

بیژن میرباقری کارگردان فیلم "دوزخ برزخ بهشت" در هشتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: این فیلم سعی دارد دغدغههایی از جنس متفاوت با محصولات روتین سینمای ایران را روایت کند که امیدواریم این تفاوت به نتایج کیفی نیز منجر شده باشد.
این کارگردان تصریح کرد: معمولا مخاطبان ایرانی با فیلمهایی که شخصیتهای آنها متفاوت با طبقه و جایگاه اجتماعی خود هستند ارتباط برقرار میکنند. اما فیلمهایی که شخصیتهایشان فراتر از آدمهای سینمارو هستند نیاز به تفکر بیشتری برای درک دارند. برای مثال فیلمهایی که شخصیتهای خود را از ادبیات وام گرفتهاند و یا ریشه در اساطیر دارند از این گونهاند. فیلم دوزخ برزخ بهشت شاید تلاشی در این جهت باشد یعنی فیلمی که سعی میکند مفهومگرا و کلامگرا باشد.
وی در خصوص اپیزودیک بودن داستان این فیلم گفت: به زعم من داستانهای مرتبط این فیلم ظرفیتی بیشتر از این نداشتند یعنی در تولید باید همین سی دقیقه میشدند. داستان اپیزود سوم این فیلم برگرفته از یکی از جملات محمدرضا شریفی (مدیر فیلمبرداری) است. شریفی استاد من و شاهسواری بود و هیچ کدام از فیلمهایم را ندید. به این شکل خواستم نوعی ادای دین به استادم کنم.
وی در خصوص اسامی شخصیتهای این اثر افزود: این اسامی گزینههای نزدیک به ذهنیتم و از اسامی دوستانم بود تا در آینده با دیدن فیلمهایم یادی از گذشته و رفقایم داشته باشم.
سعید شاهسواری تهیهکننده این فیلم نیز در ادامه افزود: متفاوت بودن این فیلم شاید دلیل اصلی گرایش من به تولید آن بود. در واقع فیلم «دوزخ برزخ بهشت» میخواهد حرف خود را بر خلاف عادت و عرف بزند. این فاصله با سینمای معمول یکی از انگیزههای فعالیت من است و باید توجه داشت رسیدن به فیلمی حرفهای، بسیار سختتر از فیلمی معمولی است.
وی در خصوص اسامی اپیزودهای این فیلم افزود: من معمولا اسم فیلم را به گونهای متفاوت با میرباقری میخوانم. یعنی شاید بتوان اسامی اپیزودها را جا به جا کرد و حتی در این جابهجایی به مفاهیم دیگری رسید.
علی مصفا بازیگر فیلم نیز در پایان اظهار داشت: شکل فیلمنامه و متفاوت بودن آن برای من جذاب بود و فکر میکنم که استفاده از بازیگران حرفهای توانسته به توفیق این اثر کمک کند.
گزارش تصویری
نشست فیلم «دوزخ برزخ بهشت»
به روایت یلدا ذبیحی
۱۷ عکس
من از ارادتمندان قدیمی مهندس موسوی هستم و ایشان از مرادهای من

علیرضا زریندست فیلمبردار صاحبنام و باسابقه سینمای ایران در گفتوگوی اختصاصی با قلمنیوز ضمن اعلام حمایت خود از مهندس موسوی، با بیان این مطلب افزود: مهندس موسوی از فرهیختگان ناب دو سه دهه اخیر هستند. دوران نخست وزیری ایشان خاطرههای خوبی برای مردم باقی گذاشته است. نگاه باز ایشان به مقولههای فرهنگی و اجتماعی و مسایل جاری سیاسی و هنری، مشخص و ممتاز است.
وی تاکید کرد: سینمای ایران در دهه 60 به ایشان احساس دین میکند. بنیادسینماییفارابی با راهنمایی و حمایتهای مهندس موسوی و سید محمد بهشتی بنا شد.
برندهی سیمرغ بلورین سیزدهمین جشنوارهی بین المللی فیلم فجر برای فیلم "پری" ادامه داد: میرحسین جزء معدود سیاستمداران صادق این مملکت است. چرا که در عالم سیاست صادق بودن بسیار مشکل است ولی ایشان در 3 دهه اخیر در زمره انسانهای بسیار والا و راستگو شناخته میشوند.
زریندست، درباره وضعیت فعلی سینمای ایران نیز گفت: امیدوارم نگاههایی که در این چند سال اخیر در حوزه سینما حاکم بوده است تغییر پیدا کند، سینما در این مدت به سمت سطحینگری رفته و این مسئله سطح سلیقه مخاطب را پایین آورده است. در صورتی که سینما محل اندیشه است، سینما بهتر است به سمتی برود که تماشاگر را صاحب سلیقه کند، نه اینکه اندیشهای را که او دارد، از بین ببرد.
کاندیدای چهار دوره بهترین فیلمبرداری جشنواره فیلم فجر ادامه داد: مردم ما تغییر کردهاند و این تغییر را در دیدگاه مردم نسبت به سینما و سینماگران میتوان دید. 30 سال پیش وقتی در جایی فیلمبرداری میکردیم مردم برخورد خوبی با ما نداشتند ولی در حال حاضر مردم برای سینما و سینماگران احترام زیادی قائل هستند و حیف است که مردم را به سمت و سوی سهلاندیشی ببریم. در حال حاضر شرایط به گونهای شده که فیلمنامه خوب به ندرت نوشته میشود و آثار نمایشی هیچ کندوکاوی را برای تماشگر ایجاد نمیکند. انسان در طول تاریخ در زندگی خود همیشه به دنبال کشف بوده و سینما هم اگر از این مکاشفه و انگیزه خالی باشد، از رسالتی که دارد دور میشود و مخاطب را به سطحینگری و سهلاندیشی میرساند.
مدیرفیلمبرداری "سوپراستار" و "آتش بس" درباره نظارت دولت بر سینما نیز تصریح کرد: بدون شک نمی توان گفت که نظارت دولت بر سینما باید حذف شود؛ چرا که در تمام کشورهای صاحب سینما این نظارت وجود دارد، اما نظارت دولت در این کشورها به معنی حذف و یا تعدیل فرد خاصی نیست، بلکه فضایی را ایجاد میکند که رقابت میان بخش خصوصی در زمینههای مختلف با دیگر بخشها به وجود آید. نتایج این اتفاق رشد سینما را موجب میشود. اما متاسفانه در ایران یک فیلمبردار باسابقه هنوز نمیتواند برای خودش یک دوربین فیلمبرداری داشته باشد، با این موقیعت من چگونه میتوانم با فیلمبردارهای دیگر رقابت کنم. به نوعی دیگر باید گفت بخش خصوصی با نظارت دولت و بر اساس اساسنامهای مشخص تولید اثر کند، لوازم، وام و پروانه ساخت و نمایش بگیرد.
برندهی ششمین جشن خانهی سینما برای "سیندرلا" در پایان صحبتهای خود تصریح کرد: نخستین اقدام دولت آینده در حوزه سینما باید "احیای جریانی قانونی" و حذف بروکراسی باشد؛ در این صورت یک فیلمبردار نیز همانند یک دندانپزشک که به راحتی لوازم و تجهیزات خود را تهیه میکند، میتواند امکانات فنی مورد نظرش را داشته باشد. درحال حاضر اگر بخواهم برای خرید دوربین اقدام کنم با چنان بروکراسیای مواجه میشوم که" پشیمانی" را ترجیح میدهم.
اکه میخوای خونهتو درستش کنی، برو یه مهندس پیدا کن

1- یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته، و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین، با یک غرور زیاد، به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر، سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.
در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."
من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه.
2- منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند، پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند، پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.
اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.
آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.
در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم، پیدایش شد.
آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.
من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم، فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.
من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم.
3- می گویند ملت ها، مثل آدم ها، هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد.
4- سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.
در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم.
5- برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده آلند.هر دوی آن ها را از نزدیک می شناسم.با آقای کروبی که سال ها در زندان شاه بوده ایم.حتی مدتها دریک سلول بوده ایم.و روزها و شب های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می کردیم.
آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.
به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده، فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.
من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.
از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.
کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است...
6- بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود، به قول همسر ش، خانم رهنورد، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.
از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.
موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر، یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.
از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.
در حالی که در 4 سال احمدی نژاد، ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد، هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.
او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.
7- بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.
درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند، خدمتش را می کند. ندهند، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود.
8- در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضا های هنری دلخواهش پر می زد.و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود.
اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد.و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است.او می گفت هنرمند زبان درد مردم است.و اگر به حکومت نزدیک شود، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید.او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است، نه سخنگوی حکومت.
اگرخود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی درساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش می گفت : اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟
فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت.او مصداق بارز کسی بود که می گوید : من مخالف فکر توام، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.
9- می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود.معلوم است که بود.مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید، انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ما مردم ایران چه خوب و چه بد، در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم، خودمان هم عوض شدیم.امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله، شبیه 30 سال پیش اش باشد؟
مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.
وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.
چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات، مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟
آن ها که با انقلاب بدند، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند.
انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است.
از طرفی ما ایرانی هستیم.وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیدهاید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟
برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد، اما با هیچ کسی، دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد، و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.
مگر می شود یک شهیدآزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟
10- نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است.من تصور نمی کنم به این زودی ها حتی وزیر زن داشته باشیم، چه رسد به این که رییس جمهورمان روزی زن باشد.
متاسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست. جهان معاصر هنوز مرد سالار است.اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است. در امریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است، مردم به اوباما رای می دهند، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده دار می شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می کند.در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می تواند این نقش را عهده دار شود.
در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.
بعدها که انقلاب شد، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.
وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید، برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.
برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ، کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود، و کسی به فکر نبود.
این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.
در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی، یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.
مهندس موسوی آنقدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی خود نکند. و با آن که مرد است، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد.
ما ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی ها را زنان ایرانی تشکیل می دهند.آن ها رای می دهند.آن ها در رنج های ما حتی بیش از ما رنج می برند. اما هیچگاه در سطح کلان سیاسی، نقشی برای خود نمی بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است.و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می تواند ایجاد شود.در دوران قبل دختران آقای هاشمی بخصوص فائزه هاشمی این نقش را به شکل دیگری داشت. وخدماتی که فائزه هاشمی برای ورزش زنان انجام داد، بی نظیر است. اما چون او هم هنوز شهید نشده کسی نیست تا از او قدرشناسی کند...
11- به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد، گفتم:" آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون، درستش کن."
گفت:" خانوم من یک ... ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن."
محسن مخملباف

آنچه در ادامه مطلب مییابید گوشههایی از زندگی مهنس موسوی و خانم دکتر زهرا رهنورد است که به درخواست سایت کلمه توسط «صالح نقره کار»، خواهر زادهی خانم دکتر زهرا رهنورد به نگارش درآمده. شاید در فضای پر تب و تاب انتخاباتی، رویکردی این گونه به زندگی این زوجِ همراه، خالی از لطف نباشد. باهم ادامهی مطلب را پی میگیریم.
چندی پیش فیلم «راز» که به مسائل روانشناسی میپردازد در قالب برنامه «سینما ماورا» از شبکه چهار سیما پخش شد. در بخشی از این فیلم از زبان «هیل دوسکین»، نویسنده، مطلبی در رابطه با انتخابات عنوان میشود بدین مضمون که: "اگر شما مخالف یه سیاستمدار خاص هستین از رقیبش حمایت کنین، خیلی از اوقات رایگیریها به نفع کسانی به پایان میرسه که مردم واقعا مخالفشون هستن به این خاطر که اونها دارن تمام انرژی و تمرکز رو دریافت میکنن." برداشت من از صحبتهای این نویسنده و ارتباط با آنچه که هماکنون در جامعه ما مطرح شده این است که در وضعیت فعلی، حامیان مردمی مهندس موسوی، فقط و فقط به حمایت از ایشان بپردازند و نقد دولت را در وجوه سیاسی و اقتصادی که کاری کارشناسانه است به افراد متخصصی همچون شخصِ مهندس موسوی و همراهان فرهیخته و سیاستمدار ایشان واگذار نمایند تا تمامی وقت و انرژی مردم صرف دستیابی به نتیجه نهایی و مطلوب شود. انشاالله

«بامداد بیات» قرارداد موسیقی «سن پترزبورگ» را امضا كرد






عصر روز بیست و دوم اردیبهشت، نشست شاعران و ادیبان حامیان میرحسین موسوی در تالار مسجد امیرالمومنین بلوار مرزداران توسط اعضای ستاد 88 برگزار شد. در این نشست، محمود دولت آبادی حضور یافت و به اصرار و تشویق حضار روی سن رفت و بعد از ذکر جمله "خدایا مسجد من کجاست... ای ناخدای من" حرف هایش را این گونه بر زبان آورد:«اگر من اینجا هستم به اعتبار احترامی است که برای دعوت کننده خود قائلم. آقای مسجد جامعی یادآور دورانی از مدیریت فرهنگی هستند که دوره خوبی بود. من نیامدهام برای کسی تبلیغ کنم چرا که اینکاره نیستم. اگر هم چیزی به ذهنم رسیده، در مطبوعات بیان کردهام. فقط می خواهم مروری داشته باشم بر دورانی که در آن به طرز مضاعفی پیر شدیم؛ یعنی ما را پیر کردند و خواستند که بمیرانند. و این بیش از آنکه از نظر من امری تراژیک باشد، یک سوال است.»
دولت آبادی که با لحنی غم آلود و اعتراضی سخن می گفت ادامه داد:«ما در کجا زندگی می کنیم؟ چه مناسباتی با یکدیگر داریم؟ چند سالی است که شده ایم ملت ایران. قبلا امت بودیم. حالا هم در عین اینکه ملت ایرانیم، بخشی از امت محمدی هم هستیم. ولی این چگونه ملتی است که در آن هیچ کس از دیگری خبری ندارد؟ این چگونه ملتی است که هیچ گونه مناسبات انسانی فیمابین در آن برقرار نیست و فقط در آستانه انتخابات است که حق داریم به عنوان ملت مطرح شویم و در جایی جمع شویم و احیانا حرفی بزنیم.»
وی خطاب به مخاطبانش گفت:«من نویسنده مملکت شما هستم. معمولا به مناسبت، برنامه های فرهنگی تلویزیون را نگاه می کنم. و وقتی که دکتر محسن پرویز به عنوان معاون وزیر ارشاد در آن صحبت می کند بیشتر دقت می کنم. در آخرین گفتگوی او که با آقای حیدری در تلویزیون انجام شد، وقتی از وی پرسیدند که چگونه ممکن است که معدود افرادی بر تمام نویسندگان و شاعران و محققان و اندیشمندان این مملکت اشراف داشته باشند، او اول پاسخ داد که ما باید این بحث را در جای دیگری مطرح کنیم ولی بعد گفت که ما بر اساس آیین نامه انقلاب فرهنگی در مورد کتاب تصمیم می گیریم.»
دولت آبادی سپس با لحنی رسا و پرطنین ادامه داد:«من نویسنده مملکت ایران هستم. از نظر من انقلاب فرهنگی اقدامی غیرقانونی بوده است و به هیچ وجه مشروعیت ندارد. من به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای دادم و تنها آن قانون را می پذیرم و آثار ادبی و فرهنگی ما باید بر اساس همین قانون مورد قضاوت قرار بگیرد. پای این قضاوت هم می ایستیم. انقلاب فرهنگی که شیخ آن دکتر سروش بود تقلیدی مضحک از امری سخیف بود که در چین انجام شده بود. آن انقلاب فرهنگی دامن یکی از چهره های معاصر جهان را برای همیشه لکه دار کرد؛ یعنی مردی که مردم پریمیتیو کشوری را به دنیای بزرگ معرفی کرد، با آن انقلاب در چین به لکهای سیاه دچار شد. بنابراین تقلید از آن انقلاب تقلید از یک شناعت بود.»
نویسنده رمان های «کلیدر» و «جای خالی سلوچ» تاکید کرد:«من به مسئولین ارشاد می گویم که آن آیین نامه نه قانونیت دارد و نه مشروعیت. ما قانون اساسی داریم. آن انقلاب فرهنگی باعث شد تا جامعه فرهنگی ایران از مغز تهی شود.»
وی سپس عبدالکریم سروش را خطاب قرار داد و گفت:«آقای سروش، شما علمدار رفتار شنیعی شدید که باعث شد بهترین فرزندان این مملکت بگذارند بروند تا شما شعر مولانا را حفظ کنید و به ما تحویل بدهید و تحویل بدهید و بازهم تحویل بدهید.»
دولت آبادی به انتخابات هم اشاره کرد و گفت:«من به کسی رای می دهم که از تمام ایرانیان فرهیخته ای که از این کشور بیرون رانده شدند، اعاده حیثیت کند و به کسی رای می دهم که به انسجام ملی معتقد باشد. ما را نسبت به هم غریبه کرده اند. اگر کسی که این ستاد مال اوست چنین قابلیتی دارد از رای دادن به او پشیمان نخواهیم شد. مسئله اشخاص نیستند، مسئله یک ملت است. ملت دارد از برکت رفتار آقایان به جان هم می افتد. مملکت داری یعنی مردم را نگه داشتن. زخم زدن به مردم و تاب زخم را آوردن از سوی مردم باید تا به حال حوصله آقایان را هم سر برده باشد. شما با چه مرهمی می توانید به این زخم ها التیام ببخشید؟»

فیلم «دوزخ برزخ بهشت» ساخته بیژن میرباقری در هشتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و پنجم اردیبهشتماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
پس از نمایش فیلم، جلسه پرسش و پاسخ با حضور بیژن میرباقری «کارگردان»، سعید شاهسواری «تهیه کننده» و علی مصفا «بازیگر» برگزار میشود.
علی مصفا، مهتاب کرامتی، مسعود رایگان، مسعود کرامتی، ژاله شعاری، رحیم نوروزی، آتیلا پسیانی، پریوش نظریه و امیر آقایی از جمله بازیگران این فیلم هستند.
در خلاصه داستان این فیلم سه اپیزودی آمده است:
اپیزود اول: زن و شوهری پس از سالها همدیگر را میبینند.
اپیزود دوم: مردی پس از سالها یاد عشق قدیمیاش میافتد.
اپیزود سوم: زنی تصمیم میگیرد پس از مرگ شوهرش، کار او را ادامه دهد.
نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و نشست نقد و بررسی، پس از آن برگزار میشود.
شناسنامه فیلم
کارگردان: بیژن میرباقری
نويسنده: ب. میرباقری
تهيهكنندگان: سعید شاهسواری، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
مدير فيلمبرداري: مرتضی پورصمدی
تدوين: س. شاهسواری
موسيقی: کیوان جهانشاهی
صدابردار: حسین بَشّاش
صداگذار: مسعود بهنام
طراح چهرهپردازي: الهام صالحی
بازيگران:
اپیزود اول: مهتاب کرامتی، علی مصفا
اپیزود دوم: مسعود رایگان، مسعود کرامتی، ژاله شعاری
اپیزود سوم: آتیلا پسیانی، پریوش نظریه
مدت زمان فيلم: ۹۴ دقيقه
خلاصه داستان:
اپیزود اول: زن و شوهری پس از سالها همدیگر را میبینند ...
اپیزود دوم: مردی پس از سالها نامهاي عاشقانه دريافت ميكند ...
اپیزود سوم: زنی تصمیم میگیرد پس از مرگ شوهرش، کار او را ادامه دهد اما ...
درباره کارگردان:
بیژن میرباقری متولد ۱۳۴۷ تهران
فارغالتحصیل رشته فیلمبرداری سینما
از دانشگاه هنر است. وی فعالیت هنری
خود را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با نقاشی و دستیار عروسکسازی در فیلمهای انیمیشن آغاز کرد و سپس چند کار مستقل ساخت. میرباقری با اولین فیلم بلندش «ما همه خوبیم» خود را یک فیلمساز تجربهگرا و متفاوت نشان داد و در دومین کارش «روز برمیآید» توجه همه را به خود جلب کرد. «دوزخ، برزخ، بهشت» که با عوامل حرفهای ساخته شده است، آخرین کار اوست.
درباره فیلم (نوشته رضا محمدی):
«دوزخ، برزخ، بهشت» فیلمی است که با درهم تنیدگی رویا، خیال و واقعیت، بیننده جستجوگر را به تفکر وامیدارد. این فیلم سرگشتگی، حیرانی، روزمرگی و به عبارتی دیگر جستجوی منِ واقعی انسان را روایت میکند.
در اپیزود اول؛ با پرداخت به زن و شوهری (با بازی مهتاب کرامتی و علی مصفا) که جدایی را آزمودهاند و حالا فرصتی دیگر برای بازنگری خاطرات گذشته یافتهاند. ولی حالا هم هریک با قیافهای حق به جانب، سعی در مقصر جلوهدادن دیگری دارند.
در اپیزود دوم با زن و شوهر دیگری آشنا میشویم. همایون مردی خانواده دوست است که حتی نسبت به ازدواج مجدد دخترش، یسنا عکسالعمل نشان میدهد. او علیرغم داشتن همسری دلسوز و مهربان، نامهای عاشقانه دریافت میکند و در برزخ سرگردانی و شک و دودلی گرفتار میشود.
اپیزود سوم؛ فصلی است که ابتدا شاهد مرگِ آقای پیراسته هستیم و میبینیم که همسرش چگونه درگیر عمل به وصایایش بالاخص نصب آینه بر روی مزار اوست. این اپیزود تصویرگرِ زن و شوهری عاشق و دلبسته است که زندگی و سرگذشتشان آنچنان در هم تنیده است که حتی تا سکانسهای پایانی مشخص نیست کدامیک زنده و کدامیک مردهاند. البته انتخاب نام بهشت برای این اپیزود اشارهای است به همین ارتباط. زیبایی کار فیلمساز اینست که در این اپیزود به خوبی به هدف معناگرایانهاش «نمایش مرگ و زندگی» میپردازد. به عبارتی دیگر «دوزخ، برزخ، بهشت» شرایطی است که مخاطب به مانند بازیگران فیلم، در یک تجربه خودشناسی شریک میشود. البته محرکهایی چون صدایی که به گوش برخی از بازیگران میرسد و یا تابلویی که دغدغه یکی از شخصیتهای هر اپیزود است، به این تجربه کمک میکند.
عشق واقعی یکی از مضامین اصلی این فیلم محسوب میشود و سئوالات جدی و عمیقی را در ذهن مخاطب متبادر میسازد؛ از جمله این که عشق واقعی چیست؟ چگونه آن را باید شناخت، به دست آورد و یا حفظ نمود؟ عشق موجب میشود که از جسمِ خاکی انسان، احوالی متعالی و اخلاقی پسندیده بروز و ظهور نماید. به قول مولوی:
خاک را من خوار کردم یکسری
تا زخواری عاشقان بویی بری
خاک را دادیم سبزی و نوی
تا ز تبدیلِ فقیر آگه شوی
با تو گویند این جبالِ راسیات
وصفِ حالِ عاشقان، اندر ثبات
استفاده از نماد آینه (که نمادی معنوی در فرهنگ ماست) در صحنه پایانی فیلم قابل تأمل است و بالاخره گلهای رُز که چهره همسر را پر میکند، از نماهای بیاد ماندنی فیلم است.

مهمترین مطالبه هنرمندان از دولت ها این است که مسئولان سعه صدر و آستانه تحمل بالا داشته باشند تا هنرمندان بتوانند به راحتی به موضوعاتی بپردازند که دغدغه ذهنی آنهاست و گاهی جنبه انتقادی پیدا می کند.
کمال تبریزی، کارگردان و فیلمنامه نویس با بیان این مطلب به «کلمه» گفت:«اعتماد دولت به بدنه اصلی سینما و هنر باعث بروز خلاقیت ها و حضور جدی هنرمندان در عرصه های هنری می شود.اما به دلیل نبود اعتماد و همین طور بیشتر کردن محدودیت ها و بایدها و نبایدها متاسفانه در چهارسال گذشته سینما کمترین تاثیرگذاری را بر جامعه داشته است.»
وی با اشاره به اینکه روند حرکت هنر کم، محدود و مهجور شده است، ادامه داد:«به نظر می رسد دولت فعلی دوست نداشته که بخش خصوصی بدنه سینما با حمایت دولت در این عرصه سرمایه گذاری کند و باعث کاهش مشکلات در این عرصه شود.»
کارگردان فیلم سینمایی «مارمولک» گفت:«در حال حاضر فیلمهایی که جنبه منتقدانه بر شرایط موجود داشته باشند نه تنها مجوز اکران بلکه پروانه ساخت هم دریافت نمی کنند.من سه فیلمنامه دارم که نمی توانم در این شرایط آنها را بسازم در صورتی که مطمئن هستم در دوران اصلاحات حداقل اجازه ساخت آنها را داشتم.»
او با بیان اینکه در بین مسئولان کشور روحیه احتیاط مفرط وجود دارد، بیان کرد:«همین روحیه محتاطانه و محافظه کارانه است که باعث شده ابتذال در هنر شکل بگیرد چراکه دیگر فیلمسازان به دنبال ساخت فیلمهایی که استعاره دارند و مفهومی هستند،نمی روند و ترجیح می دهند به موضوعات ساده ای بپردازند که زیاد دردسرساز نیست.موضوعاتی مانند عشق و عاشقی و خانوادگی که در آن به کسی بر نمی خورد.»
تبریزی با تاکید بر اینکه شعار دولت نهم انتقادپذیری و مهروروزی بوده است، افزود:«متاسفانه طرز برخورد مسئولان دولت فعلی با هنرمندان توام با بی مهری، بی توجهی و بی اعتنایی است و هیچ تعاملی با هنرمندان در هیچ زمینه ای وجود ندارد.»
این فیلمساز در ادامه گفت:«متاسفانه مسئولان فرهنگی در همه دوره ها انسانهای جامعه را به دو بخش خودی و غیرخودی تقسیم بندی می کنند و به هرکس که از نظر اتقادی بیشتر به آنها نزدیک باشد امکانات بیشتری می دهند در حالی که وظیفه آنهاست که به افراد جامعه به عنوان یک ایرانی بنگرند و از هرکس که در داخل کشور و برای این آب و خاک کار می کند، حمایت کند.»
او درباره میرحسین موسوی نیز گفت:«وقتی که شخصیت مهندس موسوی به یادمان می آید حس مثبتی نسبت به ایشان داریم چراکه ایشان توانستند کشور را در بحبوحه جنگ و شرایط سخت سربلند بیرون آورند.»
تبریزی «پاک بودن» را از خصایص میرحسین موسوی عنوان کرد و گفت:«شائبه و شایعه فساد مالی و اخلاقی در بسیاری از مسئولان کشور وجود دارد اما این مسائل در شخصیت موسوی نمی گنجد.او انسان پاکدامنی است که آزادمنشی و آزاد اندیشی و نداشتن وابستگی به هیچ حزب، دسته و گروه از مهمترین ویژگی های او بوده است.»
این فیلمساز با اشاره به اینکه موسوی مدت زیادی در هجران و سکوت کامل به سر می برده، گفت:«این امر باعث شده خیلی ها آقای موسوی را نشناسند و نتوانند با او ارتباط برقرار کنند چرا که حداقل سایر کاندیداها در ذهن مردم فراموش نشده اند و این مسئولیت را برای ستاد آقای موسوی سنگین تر می کند چرا که باید تلاش دوچندان بکنند.»
او با تاکید بر اینکه میرحسین موسوی باید مواضع خود را در مسائلی که مورد دغدغه مردم است باید روشن کند، ادامه داد:«متاسفانه آقای موسوی در زمانی که مسئولیت فرهنگستان هنر را بر عهده داشتند کمتر به حوزه هایی چون سینما، تئاتر و نویسندگی بها دادند و ارتباط نزدیکی با این قشر برقرار نکردند.حالا باید به استقبال هنرمندان برود نه اینکه منتظر بماند تا هنرمندان به سراغ او بروند.اگر دیداری با اعضای خانه سینما داشته باشد و به آنجا سر بزند خیلی ها از او حمایت خواهند کرد.»
کمال تبریزی یکی از کارگردانان مطرح سینمای ایران است که در کارنامه او فیلمهای سینمایی مارمولک، فرش باد، همیشه پای یک زن در میان است، شیدا، لیلی با من است، مهر مادری و سریال هایی چون دوران سرکشی و شهریار ثبت شده اند.
مهندس میرحسین موسوی صبح امروز، دوشنبه، میهمان گردهمایی ملی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی و اجتماع چندین هزار نفری دانشجویان این دانشگاه در مجتمع آموزشی پیامبر اعظم (ص) بود.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، نخستوزیر دوران دفاع مقدس در این مراسم به همراه همسر و همکار خود، دکتر زهرا رهنورد حاضر شد که با بیان دیدگاهها و نظرات خود بارها و بارها مورد تشویق و حمایت دانشجویان حاضر در سالن قرار گرفت.

حزب کارگزاران سازندگی ایران با انتشار بیانیه ای رسمی حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام کرد. متن بیانیه بدین شرح است:
به نام خدا
ملت شریف ایران؛
نظام جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب علیرغم کارشکنی های داخلی و خارجی و با وجود تمامی مشکلات و نارسائی های موجود در حوزه های مختلف توانست با بهره گیری از توانائیها و رشادتهای ملت غیور و میهن دوست ایران و به برکت خون شهدا و یاری خداوند متعال از جاده های صعب العبور دهه اول انقلاب عبور کرده و در دولتهای سازندگی و اصلاحات در مسیر توسعه و پیشرفت روز افزون به شایستگی هر چه تمام تر حرکت کند. اما متأسفانه در آستانه دهه چهارم انقلاب مجموعه شرایط کشور بر خلاف روال گذشته، نامناسب و ناکارآمد به نظر می رسد و لزوم توجه و تلاش در جهت حل معضلات کنونی جامعه که محصول عملکرد نادرست دولت نهم بوده، به شدت احساس می شود. در آستانه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ضمن احترام و پاسداشت حضور همه فعالان سیاسی، چهره ها و شخصیتهای اصلاح طلب علی الخصوص جناب آقای مهدی کروبی که در جهت شور آفرینی و مشارکت حداکثری مردم و تبیین مبانی حرکت اصلاح طلبانه در صحنه رقابتها حاضر شده و نقش ایفا می کنند، حزب کارگزاران سازندگی ایران بر اساس مطالعه همه جانبه و بررسیهای سیاسی لازم و تاکید بر ضرورت تغییر و واقع نگری با هدف پیروزی در انتخابات،حمایت قاطع و همه جانبه خود را از شخصیت برجسته،چهره خدوم و مدیر توانای نظام جناب آقای مهندس میر حسین موسوی نخست وزیر موفق دوران سخت دفاع مقدس اعلام داشته و در عین حال موارد ذیل را جهت ثبت در تاریخ و حافظه ملت ایران گوشزد می نماید:
۱)توسعه پایدار و همه جانبه کشور عزیزمان ایران در چارچوب دهکده جهانی زمانی ممکن است که همه مردم با هر طرز تفکر، آئین و قومیتی تنها با در نظر گرفتن اصل حفاظت ازمنافع ملی و پیروی از ارزشهای اسلامی بدون تنگ نظری و با محوریت قرار دادن خیر عمومی جامعه و در راستای اجرای سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی به عنوان سند راهبردی توسعه کشور، کمر همت بسته و با ایستادگی در برابر مشکلات،آینده شکوفا و پر امیدی را برای خود و فرزندانشان رقم زنند.
۲)آنچه مسلم است هیچ نظام سیاسی در جهان نمی تواند در طولانی مدت بدون برخورداری از مشروعیت اکثریت مردم به حیات خود ادامه دهد و همچنین بدون گسترش جامعه مدنی و تحقق و تعمیق مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود هیچ جامعه ای راه توسعه و پیشرفت را نخواهد پیمود. بر مدیران و دولتمردان نظام جمهوری اسلامی از هر گروه و جناحی واجب است تا با پیروی از فرموده رهبر فقید انقلاب امام خمینی (ره) که « جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد » نهال نوپای مردم سالاری دینی را با تأکید بیشتر بر عناصر دموکراتیک قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آبیاری نموده و با پرهیز از مطرح کردن وعده ها و شعار های عوام فریبانه بویژه در آستانه انتخابات پیش رو، خدمتگذار صدیق ملت باشند.
۳)رفتارها و گفتارهای عجیب و غیر کارشناسی دولت نهم درطول چهار سال گذشته و به طور مشخص در حوزه سیاست خارجی و اقتصاد هزینه های سنگینی را بر کشور تحمیل کرده و روند توسعه و پیشرفت کشور را نه تنها متوقف نموده بلکه به عقب باز گردانده است. در چنین شرایط بحرانی و حساسی مسؤولیت اجتماعی هر ایرانی این است که با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری که یکی از مهمترین بزنگاه های تاریخی هر ملتی برای تعیین سرنوشت خود است با تغییر وضع موجود، ایران اسلامی را به جایگاه مطلوب و شایسته آن در همه زمینه ها رهنمون سازند. جایگاهی که آرزوی هر ایرانی وطن پرست و آزاده ای است.
۴)جناب آقای میر حسین موسوی کاندیدای ائتلاف اصلاح طلبان و حزب کارگزاران سازندگی ایران در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. نخست وزیر توانای دوران دفاع مقدس که در شرایط خطیر قرار داشتن کشور در محاصره اقتصادی نه تنها بدون طرح شعارهای فریبنده و تو خالی معیشت مردم را به گونه ای مطلوب تأمین کرد بلکه با برنامه ریزی و تخصیص دقیق منابع محدود اقتصادی کشور در آن سالها زمینه پیشرفت و تکمیل طرحهای زیر بنایی و صنایع مادر را نیز به خوبی فراهم آورد. یار صدیق امام خمینی (ره) امروز نیز پس از بیست سال به عنوان یکی از ذخایر ارزشمند انقلاب و نظام اسلامی با احساس مسئولیت اجتماعی و ملی این بار در قامت نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم به میدان آمده تا هم از ارزشهای انقلاب، امام و شهدایی دفاع کند که امروز دستاویز قدرت طلبی عده ای فرصت طلب کم شمار اما پر نفوذ و فریب کار قرار گرفته است و هم همچون همان سالهای سخت جنگ و تحریم، کشور را از بحران کنونی نا بخردی، شعارزدگی و عوام فریبی برهاند. او آمده است تا افکار پیشرو خود در رابطه با دموکراسی،حقوق شهروندی، اقتصاد آزاد، سیاست خارجی مبتنی بر تنش زدایی و عقلانیت، اداره خردمندانه کشور بر اساس مدیریت صحیح وحفظ کرامت ایرانیان در داخل و خارج را با هدف ساختن ایرانی توسعه یافته و سر بلند در جهان در معرض انتخاب ملت شریف ایران بگذارد.
ما معتقدیم مهندس میرحسین موسوی با برخورداری از حمایت گسترده و میلیونی مردم می تواند با ویژگیهای فردی خود یعنی صداقت، پایمردی، تقوا، اخلاق گرایی و بهره گیری از مدیریت توانمند و معتقد به نگاه کارشناسانه، ایران را از درافتادن در سراشیبی سقوط فرهنگی، اقتصادی و اخلاقی حفظ کند. همچنین بر اساس تجربه تاریخی یادآور می شویم که اگر اکثریت نیرومند و قاطعی از مردم در انتخابات شرکت نکنند،اقلیتی افراطی،تنگ نظر و بی تدبیر بر سرنوشت ایران حاکم می شوند و این به نفع جامعه نیست.
۵)در پایان بر نقش خطیر مسؤولان برگزاری و نظارت بر انتخابات در حفظ و صیانت از آراء ملت تاکید کرده و ا زتمامی رسانه های دولتی و به ویژه رسانه ملی می خواهیم تا به دور از تخریب و یا تبلیغ کاندیدایی خاص با مدنظر قراردادن منویات مقام معظم رهبری، تلاش خود را در جهت پرشور کردن هرچه بیشتر فضای انتخابات مصروف دارند.
حزب کارگزاران سازندگی ایران
مهندس میرحسین موسوی امروز ۱۹ اردیبهشت ماه و دقایقی پیش با حضور در ستاد انتخابات وزارت کشور، برای کاندیداتوری در انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری ثبت نام کرد. میرحسین موسوی پس از ثبت نام، در جمع خبرنگاران به بیان اهدافش پرداخت. متن بیانیه ایشان بدین شرح است:
"با عرض سلام به محضر ملت شریف ایران و یکایک حضار گرامی؛ ایام سوگواری حضرت فاطمه اطهر (س) را به شما و همه پیروان و دوستداران اهل بیت پیامبر (ص) تسلیت می گویم.
به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی چند درباره آنچه اینجانب را به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری واداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشتهام، تشریح نمایم.
مردم سربلند ایران، پروردگار شما نعمت را بر این زاد و بوم تمام کرد. آن را به ثروتهای بسیار تجهیز کرد و به فرهنگ و معنویت آراست. آن را چهار سوی تمدنها قرار داد، آن را سرزمین میانه و سرپل اتصال ملتها، آن را پناهگاه آیینهای آسمانی و زادگاه مفاخر بشری پسندید تا جایی که امام (ره) ما فرمود، ایران موجودی آسمانی است که هیچکس نمیتواند به آن لطمه بزند.
آنچه اینک مردم ما را از دیگر ملل ممتاز میکند نه خودپسندی و مباهات به گذشتهای سپری شده بلکه میل به بهترینها و ظرفیت نیل به آنهاست. این خصوصیتی است که در سرشت ما نهادینه شده است و در تمامی رفتارهای شخصی و اجتماعی ما آثار آن را میتوان جستوجو کرد.
آیا ممکن است ملتی وجود داشته باشد که به چیزی کمتر از بهترین قناعت کند یا در محقق کردن چشماندازی از بهروزی که در پیشرویش قرار میگیرد، سستی به خرج دهد؟ شرایطی که امروزه در آن به سر میبریم بیتردید بهترین نیست.
در وضعیتی هستیم که شایسته و شان ملت و مردم ما نیست. سرمایههایی که حاصل تاریخ پر فراز و نشیب ماست به ویژه انقلاب عظیم اسلامی و بذل خونهای گرامی بودهاند، در خطرند. آنچه امروز میبینیم آن چیزی نیست که میخواستیم، آن چیزی نیست که میتواند باشد.
من میرحسین موسوی، فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدهام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگرانکننده یافتم.
آمده ام تا کرامت انسانها را پاس بدارم.
آمدهام تا از حق ملت برای اطلاع از امور کشور دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولینعمتان دولتها باشم.
آمدهام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادیهای مصرح در قانون اساسی باشم.
آمدهام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت مادهای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.
آمدهام تا وسیلهای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.
آمدهام تا با تنشزدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تامین کنم.
آمدهام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.
آمدهام در حالی که راهی ساده و یکشبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمیشناسم و معضلات امروز را ناشی از چارهجوییهای شتابزده، یکشبه و یکنفره میبینم.
آمدهام تا ساختار آسیبخورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامهریزی و مدیریت، استقرار شوراهای مهمی که نماد خرد جمعی مردم ما بودهاند و تعطیل شدند، ترمیم کنم.
آمدهام تا به صورت صریح و روشن از تولید ملی در کشاورزی و صنعت و همه فعالیتهای مفید اقتصادی پشتیبانی کنم.
آمدهام تا حامی مستضعفین باشم. آنانی که فشار تورم قامتشان را خم کرده و سیاستهای نادرست اقتصادی عزتشان را نشانه رفته است.
آمدهام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمدهام تا با گسترش بیمههای همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم. اقشاری که استقلال کشور و عظمت جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و فضیلتهای آنهاست و هیچکس نیست که بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش کند یا حماسههایی را که فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفریدهاند از یاد ببرند.
آمدهام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیر دستوری باشم و میان دولت و گروههای مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطهای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمانهای کشور برقرار کنم و آمدهام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.
اینجانب آمدهام تا با کمک و همراهی همگان در جهت تحقق جامعهای پر از امید و نشاط تلاش کنم. این آرمانی است که همه در برابر آن مسوولند. شرایط و حوادث، خواستی عمومی و مستقل از تمایلات گروهی و صنفی برای بهبود فراهم آورده است که بزرگترین سرمایه ما در مسیر پیشروست. ما نمیتوانیم این سرمایه بزرگ را نادیده بگیریم و نباید با سرایت دادن تفاوتهای خود به متن جامعه آن را از دست بدهیم؛ لذاست که اینجانب با اعلام گفتمانی که از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شریف قرار دادهام و همواره پذیرای اصلاح اصولگرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیفهای متنوع سیاسی و سپاسگزاری از تمام احزاب و تشکلهایی که به حمایت از پشتیبانی از این خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه میگذارم تا مرزبندیهای جناحی، این راه روشن را مسدود نکند.
استقلال اینجانب نه از سر تکروی یا استغنا که از روی استمداد از تمامی توانهایی است که سعادت کشور منوط به همکاری آنان است. امیدوارم نتیجه فعالیتهای عادیای که به مدد همه شایستگان کشور از زنان و مردان و از تمامی گرایشها، اقشار، اقوام و مذاهب و ادیان حاصل خواهد شد، پاسخی مناسب به اعتماد تمامی کسانی باشد که اینجانب را در خور حمایت یافتند. میدانم که طی این طریق جز با توکل بر الطاف الهی و همدلی، همفکری و همگامی مردم عزیز و یاری رهبر فرزانه انقلاب میسر نمیشود. اطمینان دارم که ملت شریف ایران هوشمندانه تحولات کشور را دنبال میکنند و با شرکت مسوولانه در انتخاباتی که آینده این سرزمین را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی، ملی و دینی خود عمل خواهم کرد و راهی را برخواهند گزید که خیر عمومی در آن است. همچنین ایمان دارم که خداوند همه تلاشگران در مسیر حق را که ملت مجاهد ما بیتردید از جمله آنانند با حمایتهای خود یاری خواهند فرمود.
والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا و ان الله لمع المحسنین
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"

محمدعلی نجفی، کارگردان سینما درباره علل حمایتش از مهندس موسوی گفت: جامعه ما در حال حاضر معضلات زیادی دارد. اما دو معضل بسیار اساسی وجود دارد. یکی اقثصاد و دیگری فرهنگ. حرف های زیادی در این باره به خصوص در زمان انتخابات می زنند اما عملا مشکلات زیادی وجود دارد. مهندس موسوی هم تجربه اداره کشور در زمان جنگ را با تمام مشکلات اقتصادی آن دوره دارند. در همان زمان که دغدغه مسائل اولیه زندگی مردم مطرح بود، ایشان هم مشکلات اقتصادی را حل کردند و هم نگذاشتند که سینما معضل نگاتیو، لابراتوار و سایر چیزها را داشته باشد. این حمایت ها چنان بود که در همان مقطع پرچم سینمای ایران در سطح جهان برافراشته می شود. مهندس موسوی به اقتضای زمان تعریف به وجود می آورد؛ چون مهندس است و پروژه های معماری و شهرسازی اجرا کرده است. اقتصاد و فرهنگ جزء لاینفک این پروژه هاست.در مجموع مهندس موسوی هم تجربه عملی و هم تخصص در زمینه اقتصاد و فرهنگ دارند.
به نظر من دیگران، به هیچ کدام از این دو همزمان با هم نمی پرداخته اند. چون اگر به یکی بپردازی متوجه کمبود دیگری هم می شوی اینها که از هم جدا نیستند. مثل قلب و مغز است که اگر یکی را بگیریم آن یکی هم از کار می افتد. اگر شما ارتباط اقتصاد و فرهنگ را قطع کنید این وضعیتی به وجود می آید که الان در آن قرار داریم.
نکته دیگر این است که مهندس موسوی از افرادی است که که در زندگیشان حتی یک علامت سوال بسیار کوچک در زمینه های اخلاقی و انسانی و اقتصادی وجود ندارد. در زمان نخست وزیری مهندس موسوی درآمد ارزی ما بسیار کمتر از الان بود و هزینه های جنگ هم باید تامین می شد. در آن شرایط با مدیریت مهندس موسوی اقتصاد کشور می چرخید و به همه چیز می رسید. من نمی خواهم بگویم شرایط ما مثل آن مقطع است. بنابراین کسی باید بیاید که تجربه و درک کافی داشته باشد و به تشخیص من کسی که این درک و تجربه را دارد مهندس موسوی است.

او با تاکید بر اینکه نمیتوان فرهنگ را از دولت به مردم تحمیل کرد، گفت: آنچه پس از شنیدن واژه فرهنگ دولتی در ذهن متبادر میشود، چیزی غیر از تبلیغات نیست. وقتی به واژه فرهنگ نگاه میکنیم، با امری اجتماعی مواجه میشویم که مسیر آن از بالا به پایین نیست، خود به خودی، مردمی و اجتماعی است و قطعا نمیتواند دولتی باشد.
این کارگردان سینما درباره امکان تغییر شرایط کنونی سینمای ایران و رساندن آن به وضعیتی متعادل گفت: در سینمای ایران پتانسیلهای زیادی موجود است که اگر شرایط مناسب فراهم شود، سینماگران میتوانند سینمایی مناسب و در شأن سینمای ایران بسازند.
داد تاکید کرد که رسیدن به این شرایط چندان دشوار نیست و گفت: رسیدن به این وضعیت کار زیادی نیاز ندارد فقط با توجه به زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری در قالب قانون سینما و تامین امکانات برای تولید و نمایش فیلمها میتواند شرایط سینما را بهبود بخشیده و آن را در مسیر رشد قرار دهد.
مهدی احمدی تهیهکننده این فیلم گفت: برای فیلم «دزدان خیابان جردن» درخواست پروانه ساخت دادهایم و با توجه به این که این اولین فیلم وحید اسلامی است، به صدور پروانه ساخت برای این فیلم اندکی به طول میانجامد ضمن این که فیلمنامه نیز به صورت همزمان در حال بازنویسی است.
احمدی افزود: بلافاصله پس از درخواست پروانه ساخت تا پیشتولید این فیلم را در موسسه شکوفافیلم آغاز میکنیم و امیدواریم تا اواخر خرداد این فیلم را کلید بزنیم.
وی تصریح کرد: دزدان خیابان جردن یک کمدی اجتماعی شیرین است که سعی دارد در لایههای زیرین خود به مسائل جدیتری توجه کند. این فیلم نخستین محصول سینمای ایران به شمار میرود که به مسئله اصلاح الگوی مصرف (فرمایش مقام معظم رهبری) توجه کرده است. همچنین در این کمدی اجتماعی مسائلی چون قاچاق غیرمجاز محصولات سینمای ایران و مقوله اعتیاد جوانان نیز پرداخته شده است.
این تهیه کننده خاطرنشان کرد: فیلم داستان زنی را به تصویر میکشد که سعی دارد به دیگران بفهماند سالانه بخش عمدهای از درآمد کشور صرف خرید محصولات غیرمجاز آرایشی میشود و میخواهد این محصولات را به دیگران معرفی کند و به نوعی در این زمینه الگوی مصرف صحیح را رواج دهد اما دو دزد به صورت اتفاقی مانع کار او میشوند.
وحید اسلامی کارگردان این فیلم، منتقد و نویسنده سینما، سال گذشته فیلم نیمه بلند رولت ایرانی را ساخته است.
گزارش هشتاد و دومین نشست

عزیزالله حاجیمشهدی در هشتاد و دومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: توجه به کشف و شهود و عالم غیب از مولفههای سینمای معناگراست و این سینما شهود را به غیب متصل میکند.
این منتقد بعد از نمایش فیلم شکوفههای گیلاس تصریح کرد: سینمای معناگرا همواره به مسائل ماورایی نمیپردازد بلکه در برخی مواقع زندگی عادی، موضوع فیلم معناگراست و هنرمند در میان روابط، رفتارها و اخلاقیات انسانی به دنبال معانی عمیق میگردد.
حاجمشهدی خاطرنشان کرد: در سینمای معناگرا از واژه به معنا میرسیم یعنی از قالب به محتوا، در واقع این سینما با باطن پدیدهها در ارتباط است. همانطوریکه در فیلم شکوفههای گیلاس این رویکرد را میبینیم. در این فیلم، شکوفهی گیلاس نمادی از زندگی است زندگی کوتاه و زیبا که باد آن را با خود میبرد و فیلم به صورت غیرمستقیم نشان میدهد که باید قدر لحظهها را دانست.
وی با اشاره به اینکه داستان فیلم شکوفههای گیلاس روان و خوب تعریف میشود، ادامه داد: این فیلم محصول مشترک آلمان و فرانسه است و اثری خیلی عظیم نیست. بلکه عمده داستان فیلم در سفر میگذرد و گره گشاییها در بخش ژاپن صورت میگیرد. تعلق فیلمساز به سینمای ژاپن و سینماگری چون «یاسوجیرو ازو» غیر قابل کتمان است. در واقع این فیلم نوعی ادای دین به ازو و فیلم داستان توکیواست.
علی علایی دیگر منتقد حاضر در این نشست افزود: این فیلمساز آلمانی یعنی دوریس دوری، در سینمای جهان در حال کشف شدن است و ما نیز می توانیم با بررسی آثار وی، زمینه تسریع این کشف را فراهم کنیم. این فیلم رقیب جدی فیلم آواز گنجشکها در جشنواره برلین بود و همچنین در مراسم اسکار سینمای آلمان، 6 جایزه اصلی لولا را به خود اختصاص داد.
وی در ادامه گفت: نام شکوفههای گیلاس به نوعی ادای دین این فیلمساز به سینمای ژاپن است. بررسی این نام نشان میدهد که در اسطورههای ژاپنی، گیلاس وجوه معنایی مختلفی را در برمیگیرد. برای مثال بر روی جقه سیاه امپراتور، شکوفه گیلاس حک شده است در واقع این نام در فرهنگ ژاپن نمادی از شکوهمندی و دلبستگی به وظیفه است.
علایی اظهار کرد: سینمای معناگرا، سینمایی است که سعی دارد مسائل حیاتی زندگی بشر و به عبارتی دیگر پرسش های ازلی و ابدی از جمله مرگ و زندگی را مطرح کند.
رضا محمدی منتقد سینما و مجری این مراسم نیز گفت: فیلم مساله مرگ را مطرح میکند شاید این رازآلودگیِ مفهوم مرگ، در پارهای مواقع نوعی هراس در مخاطب ایجاد کند و سینمایی که میخواهد این پدیده را بشناسد به سمت سینمای هراس گام بردارد. اما در فیلم شکوفههای گیلاس به گونهای متفاوت با مرگ رو به رو میشویم و مرگ نه تنها ترسناک نیست بلکه شیرین است.

سیدمحمدخاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران با انتقاد از تخریب مهندس میرحسین موسوی توسط برخی جریانات گفت: برخی از اموال بیت المال علیه موسوی استفاده می کنند و با تشکیلات ملی و فراملی به صورت ظالمانه علیه موسوی و دیگر کسانی که آنان را رقیب می دانند تبلیغ می کنند! آیا این همان آزادی است که در انقلاب وعده آن را می دادیم؟ آیا همه برخوردها با دانشجویان با معیارهای حق و عدالتی است که مدعی آن هستیم؟ با برخی افراد به خاطر اظهار نظرشان برخورد می شود! آیا با کسی که بر توسعه همه جانبه و حفظ حیثیت مردم ایران تأکید دارد باید برخورد کرد یا کسانی که ارزش ها تنها لقلقه زبانشان شده، اما در تأمین رضایت مردم ناموفق هستند؟
من قصد جفا کردن یا نادیده گرفتن خدمت های کسی را ندارم، اما نباید کسی را به صرف داشتن حسن نیت در کاری گمارد. تدبیر، درک شرایط و قدرت مدیریت درست از شروط اساسی است.
آنگاه که لطمه ای به جامعه می خورد و خسارتی وارد می شود هیچ فرقی ندارد که خسارت با حسن نیت وارد شده باشد یا با سوء نیت.
مهندس موسوی از شایسته ترین انسان هایی است که من می شناسم. ایشان علاوه بر سابقه مدیریت، فردی اخلاقی است و کسی است که هیچ گاه توهین را حتی به دشمنانش هم نمی پسندد.
سید محمد خاتمی در ارتباط با علت کناره گیری خود از عرصه رقابت های انتخاباتی تصریح کرد: در جامعه ما این حسن نیت نسبت به من هم وجود دارد که اخلاقی هستم. درست نبود دو فردی که ذهنیت اخلاقی بودن در جامعه نسبت به آنها وجود دارد باهم برای رسیدن به یک پست رقابت کنند؛ این کار خیانت به ذهنیت جامعه بود.
رئیس بنیاد گفت و گوی تمدن ها در مورد انتخابات آینده ریاست جمهوری تأکید کرد: همه ما باید تلاش کنیم تا آحاد جامعه این نکته را دریابند که اگر در صحنه انتخابات فعال نشوند و نتیجه انتخابات و شرایط کشور در مسیر مطلوب قرار نگیرد، نباید کسی جز خود را ملامت کنند. مردم اگر خواهان تغییر هستند باید با شرکت در انتخابات این خواسته خود را پیش ببرند. هر چند نگرانی ها و موانعی مانند نگرانی از یک دست بودن عوامل اجرایی و نظارت انتخابات در میان مردم وجود دارد، اما حضور مردم همه این موانع را از سر راه بر می دارد.
مثل روز برایم روشن است که اگر مردم به صحنه بیایند و مشارکت بالای هفتاد درصد داشته باشیم؛ حتی تعدد کاندیداها هم مشکلی در کسب نتیجه مطلوب ایجاد نخواهد کرد. اما اگر مشارکت پایین باشد و خدای ناکرده همچنان با تعدد کاندیدا مواجه باشیم آن وقت احتمال اینکه موفق نشویم بسیار بالا است.
همه ما باید هوشیار باشیم که طوری رفتار نشود که بعد از انتخابات افسوس بخوریم و بگوییم که کاش هم مردم و هم نامزدها طور دیگری عمل کرده بودند.
من در جای دیگری هم گفته ام برخی کاندیداها نیاز به ستاد ندارند، چون تمام کشور به ستاد آنها تبدیل شده است؛ اما کروبی و موسوی نیازمند ستاد و تبلیغ خود هستند.
خوشبختانه شیب توجه به مهندس موسوی در حال افزایش است، اما همه باید تلاش کنیم که موسوی را بشناسانیم و در این زمینه خود ایشان نقش اول را دارند.
جامعه باید به این نکته توجه کند که فرصت های تغییر همیشه در دسترس نیست و آنجا که این فرصت به دست می آید باید آن را غنیمت شمرد.
سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود به اشاره به سکوت بیست ساله مهندس موسوی گفت: ایشان هرگز از عرصه سیاسی کشور کنار نکشیده اند و همواره در طول این سالها در جریان امور بوده اند؛ هر چند که در این زمینه تظاهر نکرده اند.

گهواره تمدن و خزانه گوهرهاست این نیلگون موجهای سهمگین؛ هلالی وسیع و گودالی عظیم که تاریخی ساخته و روزهایی داشته از پرچمهای برافراشته بزرگمردمان همجوارش که نامدارش کردند به نام نامی سرزمین "پارس".
قرن ها میگذشت و نیمبسته دریای بزرگ، پارس بود و پارس؛ میدید مردمان همجوارش را که تمدن ساختند و کشتی بر آب انداختند و بردند نام پرآواز سرزمین اولین امپراتوری را به جای جای جهان. ساکنانی باستانی، دریانوردان اولین و تمدنسازان برترین که قرنها پیشتر بودند از همعصران خویش.
مهربان بود دریای عظیم با ساکنان آشنایش و به پارس بودن خود، مفتخر و به شکرانه این افتخار هر روز و هر روز شگفتیها میآفرید و از دل، نعمتها ارزانی میداشت و منشا رزق و روزی مردمان ساحلش بود و کم کم میان پارسیان قدرشناس، تقدسی یافت بیهمتا؛ دریای مقدس و ساکنانش قرنها با هم به شکر نعمت، خندیدند تا وقت غفلت رسید و آنگاه که ساحلنشینان غرق در نعمت، به خوابی تاریخی فرورفتند، سایههایی غریب با لهجههایی عجیب از راه رسیدند و بسیار نعمتهای دریا، غارت کردند و دریا هر چه توان داشت به موج، تبدیل و فریاد کرد تا مگر ساحلنشینان آشنایش از خواب برخیزند اما آنها خود را به کری زدند و غلطتی زدند و در خواب میدیدند اسباببازی سایهها را از آن خود کردهاند و فخر عالمند و فریاد دریا را نشنیدند که صدای خنده سایهها به خواب ساحلنشینان را شنیده بود.
دریا دیگر موج نمیزد، آرام شده بود و به تنهایی خود میان غریبههای زیادهخواه اشک میریخت؛ آتش میدید و رنج میکشید که هر چه سایهها از سفره پرنعمتش غارت کردند، بیشتر خواستند و هیچ به او لبخند نزدند به شکرانه این نعمتها؛ دریا دیگر نمیخندید و در دل آرزو میکرد ساحلنشینان از خواب برخیزند و سیاهی سایهها ببینند اما آنها آرزوی دریای محزون را نشنیدند و آن، اندک که بیدار بودند به دریا تسلی میدادند که تو از مایی و ما فخر عالم و غریبهها هیچند؛ دریا، محزون و بیموج نگاه میکرد و باز در دل آرزو کرد مردمش از خواب برخیزند؛ در این اوهام بود که شنید صدای سیاهیهای غریب را؛ میخواستند افتخارش بگیرند؛ "دیگر پارسی نباشم؟" دریا مضطرب با خود میگفت و میغرید تا خوابرفتگان برخیزند؛ اشک میریخت و روزهایش مرور میکرد که چه آسان همه را هیچ انگاشتند و او را به نام دریای همسایهاش، "عرب" خواندند.
پیکی از موجهایش به دریای همسایه، "دریای عرب" فرستاد و او پاسخ داد "هیچ ندانم چه میگذرد؛ سرخ و عرب منم، من، تو را به نام من میخوانند؟ ساحلنشینانم مرا نمیخواهند؟ تو مگر دریایی که از پارس میآید، نبودی؟" اشک موجها، امان نداد دریای پارس را تا صدای همسایه بشنود؛ دنبال راهی گشت و باز موجی زد و غرید تا کسانی بیدار شوند و به یادآرند سایههای سیاه از ساحلنشینان کهن نیستند و آمدند برای غارت و چون در قهر دو همسایه به مقصود رسند، پس نام دریای همسایه دزدیدند و در غفلت ساحلنشینان، اجباری به "پارس" دادند و هر بار که دریای پارس غرید و ساحلنشینان بیشتری بیدار شدند، دستبردی زدند به مدالهای افتخارش تا روزی رسد که دریا دیگر عادت کند به از دست دادن افتخارات و زندگی پارسیاش و فراموش کنند او و ساحلنشینانش که مقدسترین دریاست، دریای "پارس"...
شعر طنز سیدمحمدرضا عالی پیام
ای آن که دیده دوختهای بر خلیج فارس
این لقمه با شکمبهی تو سازگار نیست
چون در میان آب زلالش بدون شک
ماهی است پا برهنه عرب، سوسمار نیست

فیلم "شکوفه های گیلاس" ساخته دوریس دوری در هشتاد و دومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه یازدهم اردیبهشت ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور علی علایی برگزار میشود.
نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار میشود.
فیلم شکوفه های گیلاس پیشتر در بخش در جست و جوی حقیقت - مسابقه سینمای معناگرای بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به روی پرده رفته است.
داستان این فیلم درباره مردی به نام ترودی است که متوجه میشود همسرش رودی، به بیماری خطرناکی مبتلا شده است، ترودی بدون بیان واقعیت به وی، پیشنهاد میکند به دیدار فرزندانشان در برلین بروند.
در این فیلم که محصول سال 2008 سینمای فرانسه و آلمان است بازیگرانی چون آلما وپر، هانه لوره السنر، آیا ایرویزوکی و ماکسیمیلیان بروگنر نقش آفرینی میکنند.

سومین همایش «موج سوم» (گردهمایی حامیان خاتمی و موسوی) به میزبانی «پویش (کمپین) حمایت از خاتمی و موسوی» در روز چهارشنبه ۹ اردیبهشتماه ۱۳۸۸ از ساعت ۱۷ الی ۲۰ در تالار همایشهای برج میلاد (جنب برج میلاد تهران) برگزار میشود.
ورودی ۱: بزرگراه شهید چمران جنوب؛ ورودی شهید حکیم (غرب)؛ ورودی برج میلاد؛ سالن همایشهای برج میلاد
ورودی ۲: بزرگراه شیخ فضلالله نوری؛ تقاطع همت؛ کنارگذر اختصاصی برج میلاد؛ سالن همایشهای برج میلاد
در این همایش که اولین گردهمایی عمومی حامیان خاتمی و موسوی پس از نامزدی میرحسین موسوی و انصراف سیدمحمد خاتمی خواهد بود، علاوه بر سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی که برای اولین بار پس از اعلام نامزدی موسوی در کنار یکدیگر در یک همایش شرکت میکنند، تعدادی از برجستهترین نخبگان حامی موسوی در انتخابات ریاست جمهوری به نمایندگی از گروههای مرجع مختلف به ایراد سخن میپردازند و حمایت خود را از نامزدی میرحسین موسوی اعلام میکنند. این نخبگان شامل تعدادی از چهرههای تراز اول دینی، فرهنگی، هنری، اجتماعی، روشنفکری، ورزشی و سیاسی میشوند.

بیضایی درباره رضایت خود از میزان فروش فیلم «وقتی همه خوابیم»، بیان داشت: «من میدانم در چه کشوری زندگی میکنم و توقع زیادی ندارم. اصلا نمیدانم معیار فروش چیست و چقدر باید میبود که حالا کمتر از آن است یا بیشتر و نسبت با چه چیز سنجیده میشود؟ فروش این فیلم نسبت به فیلمهای مهمی که اعتنا نشدند، فروش خوبی است و نسبت به فیلمهای پرفروش راضیکننده نیست، همه چیز نسبی و اعتباری است. فروش «وقتی همه خوابیم» به نسبت فیلمی با این نوع ساختار، به نظرم فروش خوبی است چون معمولا نباید از فیلمهایی که کمی غیرخطی و غیر سرراست هستند، توقع فروش زیادی داشت و «وقتی همه خوابیم» به نسبت ساختار و پیچیدگیاش، پاسخ خوبی گرفته است».

در نخستین كنفرانس خبری «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» که امروز شنبه در تهران برگزار شد، رخشان بنیاعتماد از ساخت مستندی درباره مطالبات زنان از دولت دهم خبر داد.
به گزارش کلمه، این کارگردانان مشهور سینما، با حضور در جمع حاضران اعلام کرد: در حال ساخت فیلمی انتخاباتی است که طی آن، از همه اقشار زنان به پرسش پرداخته و مطالبات آنان را از دولت دهم مطرح میکند.
وی افزود: در این فیلم، پاسخهای هریک از کاندیداهای ریاستجمهوری به مطالبات و خواستههای زنان نیز به نمایش گذاشته میشود و اگر هریک از کاندیداها از پاسخگویی سرباز بزند، در فیلم این مسئله را مطرح خواهیم کرد.
گفتنی است، نام فیلم انتخاباتی رخشان بنیاعتماد «ما نیمی از جمعیت ایران هستیم» است.
این فیلم هماکنون در حال تولید است و تا پیش از انتخابات ریاستجمهوری همه مراحل تولید را طی خواهد کرد.

«دزدان خیابان جردن» به کارگردانی وحید اسلامی و تهیهکنندگی مهدی احمدی با موضوع اصلاح الگوی مصرف در موسسه سینمایی شکوفا فیلم تولید میشود.
مهدی احمدی تهیه کننده این فیلم گفت: داریوش بابائیان به عنوان مجریطرح با این پروژه همکاری خواهد داشت و این فیلم از محصولات موسسه سینمایی شکوفا فیلم است.
وی تصریح کرد: دزدان خیابان جردن یک کمدی اجتماعی شیرین است که سعی دارد در لایههای زیرین خود به مسائل جدیتری توجه کند. این فیلم نخستین محصول سینمای ایران به شمار میرود که به مسئله اصلاح الگوی مصرف (فرمایش مقام معظم رهبری) توجه کرده است همچنین در این کمدی اجتماعی مسائلی چون قاچاق غیرمجاز محصولات سینمای ایران و مقوله اعتیاد جوانان نیز پرداخته شده است.
این تهیهکننده خاطرنشان کرد: فیلم داستان زنی را به تصویر میکشد که سعی دارد به دیگران بفهماند سالانه بخش عمدهای از درآمد کشور صرف خرید محصولات غیرمجاز آرایشی میشود و میخواهد این محصولات را به دیگران معرفی کند و به نوعی در این زمینه الگویمصرف صحیح را رواج دهد اما دو دزد به صورت اتفاقی مانع کار او میشوند.
هم اکنون فیلمنامه این فیلم برای دریافت پروانه ساخت از اداره ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفهای ارایه شده است و امیدواریم تا ماه آینده پروانه ساخت را دریافت کنیم تا با توجه به اینکه این فیلم اولین ساخته اسلامی به شمار میرود با مشارکت مرکز سینمای مستند و تجربی فیلمبرداری را تا پایان فصل بهار آغاز کنیم.
احمدی در پایان اظهار داشت: هماکنون در مرحله انتخاب عوامل هستیم و معتقدم با توجه به جذابیتهای داستان، دزدان خیابان جردن از پرفروشترین فیلمهای امسال خواهد بود.
وحید اسلامی کارگردان این فیلم، منتقد و نویسنده سینما، سال گذشته فیلم نیمه بلند رولت ایرانی را ساخته است.

سید محمد بهشتی: به دلیل تحولاتی که در زمینه فنّاوریهای رسانهای رخ داد از ابتدای دهه هفتاد شمسی مدیریت کلان فرهنگی کشور، مواجه با وضعیتی جدید شد که از همان زمان تا امروز بزرگترین چالش عرصه مدیریت فرهنگی کشور را رقم زد.
تا پیش از تحولات حوزه فنّاوریهای رسانهای در همه جای جهان مدیریت کلان فرهنگی مبتنی بر شرایط قرنطینه شکل میگرفت. به این معنی که هر کشور مرزهای خود را بر روی محصولات فرهنگیای که به مصلحت میدید باز میکرد و بر روی محصولاتی که مغایر با مصالح خود ارزیابی میکرد میبست و نسبت به خارج از مرزهای خود تلاش میکرد راه نفوذی برای در اختیار گرفتن بخشی از پیشخوان فرهنگی کشور دیگر بیابد. مدیریت در شرایط قرنطینه فصل مشترک همه انواع مدیریت فرهنگی در همه کشورهای جهان بود. از بستهترین و دولتیترین نمونه مدیریت فرهنگی که در شوروی سابق جاری بود تا بازترین و غیردولتیترین الگو که در امریکا جریان داشت.
پیشخوان فرهنگی هر کشور عبارت است از فرصتهای فراغت اهل آن کشور که با انواع محصولات فرهنگی، رویدادهای فرهنگی و در همه فرصتهای گوناگون به انواع مخاطبان آن کشور عرضه میشود.
از ابتدای دهه هفتاد شمسی تحولات تکنولوژیک رسانهای همچون دریافت مستقیم ماهوارهای شبکههای تلویزیونی، اینترنت، و ... در حقیقت مرزهای سیاسی را در این حوزه منتفی کرد و به این ترتیب امکان ایجاد قرنطینه را از میان برد.
انواع الگوهای مدیریتی مبتنی بر شرایط قرنطینه ابتدا دچار سردرگمی و پریشانی شدند. در مواجهه با شرایط جدید عموماٌ شاهد دو دسته واکنش بودیم. در کشورهایی که از بنیه و بضاعت فرهنگی برخوردار بودند شاهد طیفی از برخوردهای فاعلی تا انفعالی بودیم. از کشورهایی که وضعیت جدید را فرصتی مغتنم شمردند و تلاش کردند با اتکا به ظرفیتهای فرهنگی خود بیهیچ مانع و رادع پیشخوان فرهنگی کشورهای دیگر را تصرف کنند تا کشورهایی که با پافشاری بر الگوی مستعمل مدیریت شرایط قرنطینه به منظور دفاع از موجودیت فرهنگی خود هرروز دست به اقدامی برای برپا کردن شرایط قرنطینه زدند و به این ترتیب با از دست دادن فرصتهای ارزشمند، شاهد اشغال پیشخوان فرهنگی خود شدند و در عین حال به میزان از دست رفتن پیشخوان فرهنگی خود ناخواسته ظرفیتهای فرهنگی خود را ضایع کردند.
گروه دوم کشورهایی بودند که از بنیه و بضاعت فرهنگی قابل توجهی برخوردار نبودند. در این گروه نیز شاهد طیفی از مواجهه فاعلی تا انفعالی بودیم. کشورهایی که شرایط جدید را به عنوان فرصت پذیرفتند و حداکثر تبدیل به شعبه رسمی کشورهای پیشتاز گروه اول شدند و نمونه این کشورها قطر و امارات هستند. کشورهای دیگر که اکثر کشورهای جهان را تشکیل میدهند کشورهایی بودند که تسلیم بیچون و چرای کشورهای پیشتاز شدند. این گروه از کشورها از ابتدا نیز پیشخوان فرهنگی خود را در اختیار نداشتند.
ایران بنا به این طبقهبندی اولاٌ در زمره کشورهای گروه اول است و ثانیاٌ بنا به رفتاری که در این دو دهه داشته است جزء کشورهای منفعل این گروه طبقهبندی میشود.ما در طول نزدیک به دو دهه همواره شاهد تصرف پیشخوان فرهنگی خود بودهایم و تحت عناوینی همچون تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی نسبت به آن واکنش نشان دادهایم. در دفاع از ظرفیتهای فرهنگی خود همواره تلاش کردهایم با انکار بدیهی بودن شرایط جدید تلاش کنیم تا با بهرهگیری از همه امکانات فنی، حقوقی، قضایی، و ... شرایط سپری شده قرنطینه را احیا کنیم. همه اقداماتی که در این دو دهه انجام شده شبیه کشیدن سیم خاردار در برابر سیل بوده است. همه این اقدامات منجر به تضعیف حاکمیت در اعمال سیاستهایش و دستیابی به وضعیت مطلوب مورد نظر بوده است.
این رویکرد، اما مهمترین خسارت و زیانی که برای کشور بر جا گذاشته از دست رفتن بخش قابلتوجهی از پیشخوان فرهنگی کشور و تضعیف و تضییع ظرفیت و بنیه ارزشمند فرهنگی در کشور بوده است.
ایران به دلیل تجربه تاریخی درخشان در حوزه فرهنگی، جمعیت زیاد، وجود زبان فارسی به عنوان زبان واسطه ارتباطی، تجربه یک قرن اخیر در حوزه فعالیتهای فرهنگی و هنری، سابقه طولانی آموزش آکادمیک در این زمینه، تجربیات ارزشمند در دهههای اخیر خصوصاٌ سالهای پس از انقلاب، تجربه موفق و درخشان حضور بینالمللی آثار ایرانی، و ... حداقل در منطقه خاورمیانه وضعیتی منحصربهفرد و استثنایی دارد. تنها در زمینه تولیدات سمعی بصری در ایران بیش از قاره افریقا از مصر تا افریقای جنوبی فیلمساز توانا و گروههای کارآزموده فیلمسازی داریم. در زمینه ادبیات، هنرهای نمایشی، هنرهای تجسمی، و ... نیز وضعیتی کمابیش مشابه را شاهدیم با این وصف تداوم الگوی مدیریت کلان شرایط قرنطینه محصولی جز از دست رفتن پیشخوان فرهنگی کشور، تقویت روحیه عدم اعتماد به نفس در میان مولدان اصلی این حوزه کشمکش بین اهل فرهنگ با نظام را ببار نیاورده است.
کشورهایی در گروه اول موفق شدند که اقدام به تاسیس الگوی جدیدی از مدیریت فرهنگی نمودند که تناسب با وضعیت جدید داشته باشد. تاسیس مدیریت شرایط عدم قرنطینه در طی دو دهه گذشته تجربه جدیدی در عرصه مدیریت فرهنگی بوده است. لازم است با بهرهگیری از تجربه جهان در این حوزه و با پذیرفتن تحولات جدید در کشور، روند تاسیس مدیریت فرهنگی شرایط عدم قرنطینه را آغاز کنیم. تاسیس این الگوی مدیریت شاید مهمترین اقدامی باشد که میتواند ایران را ضمن نجات از وضعیت نابهنجار انفعال روزافزون در وضعیت فاعل قرار داده و وضعیت موجود را تبدیل به فرصتی ارزشمند برای عرض اندام جهانیِ ایران بنماید.
بدیهی است اگر در شرایط قرنطینه میشد با شعار الویت کیفیت در برابر کمیت و میدان دادن برای یک جریان و سلیقه در برابر تنوع سلایق صحنه فرهنگی کشور را مدیریت نمود، در شرایط عدم قرنطینه ارتقای کیفیت و توفیق در عرض اندام جهانی موکول به توسعه کمی تولیدات و میداندادن به تنوع سلایق و قرائتها میباشد.
تعمیم بیماری سیاستزدگی، عدم شناخت ظرفیت فرهنگی کشور از جانب مدیران سیاستزده و عدم اعتماد به جامعه فرهنگی هنری ایران مهمترین مانع تحول در این صحنه و مهمترین عامل تحقق وضعیت حاضر میباشد.