به نام خدا
جمعه بیست و دوم خرداد روز باشکوهی بود. همه بودند. آنها که همیشه میآمدند و آنها که هرگز نیامده بودند. همه محترم بودند. هیچکس خس نبود، خاشاک نبود.
جمعه بیست و دوم خرداد روز نمایش اعتماد، آگاهی و عقلانیت ملت و درک صحیح مردم از اراده در دست گرفتن سرنوشت خویش بود.
۱- جامعه هنری ایران همپای این جریان تاریخی، پیشگام حرکت سرنوشتساز انتخابات ریاست جمهوری دهم شد و در بسترسازی این اعتمادعمومی، به سهم خود تلاش کرد.
۲- متاسفانه در هنگامه تجلی این اراده ملی، جریانهای شناختهشدهای با سوءاستفاده از امکانات ملی و دولتی به کارگردانی آرا و مدیریت آن پرداختند و در یک اقدام ویرانگر تاریخی، ضربه مهلکی به حقوق مدنی مردم وارد کردند و عملاً بخش گستردهای از جامعه ایران را در آستانه خروج از دایره اعتماد به نظام قرار دادند.
۳- در شرایطی که بسیاری از نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور به همراه بخش عظیمی از ملت، در صحت انتخابات دچار تشکیک شدهاند، متاسفانه رسانهملیایران به جای بسترسازی برای رفع نگرانیها و اعتراضات و تلاش جهت شفافسازی واقعیتها، همچنان از مواضع و ادبیاتی دور از شان این ملت بزرگ استفاده میکند.
جامعه هنری و فرهنگی ایران همگام با خواست و ارادة عمومی ملت که در راهپیمایی میلیونی آنها تجلی یافته و در اظهارات نامزدهای معترض نیز منعکس شده است، از تمامی مراجع قانونی و مذهبی درخواست میکند، نقش پناه مردم را در این شرایط خطیر ایفا کنند و برای اعاده حقوق از دست رفته ملت و بازسازی بنای ویران شده عدالت اجتماعی، اقدام کنند.
این جامعة هنری و فرهنگی همچنین از نیروهای نظامی و انتظامی درخواست میکند با خویشتن داری و پرهیز از خشونت، تصویری جوانمردانهتر از رفتار و فرهنگ ملت ایران را به نمایش گذارند.
عزتالله انتظامی، صابر ابر، محمد آلادپوش، امیر اثباتی، پگاه آهنگرانی، محمد احمدی، حمید اسکندری، محمدرضا اعلامی، حمید امجد، ژیلا ایپکچی، اهورا ایمان، بابک اطمینان، ساعد باقری، مرضیه برومند، مهدی بزرگمهر، رخشان بنیاعتماد، بیتا بهشتیان، شهرزاد بهشتیان، امیرحسین بیاتی، کامبوزیا پرتوی، کیومرث پوراحمد، حمید پورآذری، فرهاد توحیدی، هدیه تهرانی، شاپور حاتمی، امیر راد، حیباله صادقی، مهرداد صدیقی، هاجر صمدی، فرشته طائرپور، طناز طباطبایی، امیر عابدی، قدرتا... عاقلی، ساقی عطائی، افشین علاء، حسین علیزاده، فریدون عموزاده خلیلی، کیانوش عیاری، حمید فرخنژاد، شبنم فرشادجو، محمد فرشتهنژاد، اصغر فرهادی، فرشاد فزونی، فرهاد فزونی، عبدالجبار کاکانی، مهدی کرمپور، باران کوثری، احمدرضا گرشاسبی، نعمت لالهای، نیلوفر لاریپور، محمدحسین لطیفی، مهسا محبعلی، غلامحسین نامی، لیلا حاتمی، حمدعلی حسیننژاد، محمدحسین حقیقی، منیژه حکمت، حسین خسروجردی، فردین خلعتبری، سیفا... داد، ابوالحسن داوودی، احمدرضا درویش، بهمن دهقانی، علیرضا رئیسیان، شادمهر راستین، فاطمه راکعی، محمد رحمانیان، داوود رشیدی، لیلی رشیدی، محمد رضاییراد، حسین زمان، جمال ساداتیان، حسامالدین سراج، سعید سهیلی، علیاصغر سیدآبادی، مرتضی شایسته، پرویز شهبازی، سهیل محمودی، محسن مخملباف، آزاده مدنی، سهراب مدنی، علی مصفا، فاطمه معتمدآریا، حسن معجونی، کسری معظمی، محمدرضا مویینی، نازنین مفخم، تورج منصوری، داریوش مهرجویی، مازیار میری، محمدعلی نجفی، مهتاب نصیرپور، نشاط نوذری، ضیاء هاشمی، افشین هاشمی، کارن همایوننفر، محمدرضا درویشی، مریلا زارعی، محبوبه هنریان، اشکان خطیبی، مرضیه محبوب، سعید شهرام، نادر رضایی، سعید پوراسماعیلی، آتوسا قلمفرسایی، مصطفی احمدی، احمد وکیلی، مریم نراقی، علیرضا سمیعآذر، طاهره ایبد، بیوک ملکی، افسانه گیریان، فریبا نباتی، شهرام اقبالزاده، پرویز تناولی، منوچهر معتبر، حمیدرضا قلیچخانی، داریوش فرهنگ، امیر تودهروستا، خسرو خسروی، احمد مرشدلو، شهاب فتوحی، رضا بهارانگیز، بهذرنگ صمدزادگان، شهرام مکری، رضا نامی، بهرام عظیمپور، طوفان نهانقدرتی، کوروش شیشهگران، حامد صحیحی، سمیرا اسکندرفر، پیروز کلانتری، فرح اصولی، واحد خاکدان، لیلا نقدپری، مجید برزگر، پریوش نظریه، سعید شهلاپور، امین نورانی، محمدمهدی طباطبایی، معصومه بختیاری، ابراهیم حقیقی، بیتا فیاضی، ژینوس تقیزاده، حامد رشتیان، امیرحسین بیرجندی، پیمان نهانقدرتی، علی واجدسمیعی، بهمن کیارستمی، محمدرضا مقدسیان، ایمان افسریان، معصومه مظفری، میترا کاویان، گلناز فتحی، رعنا فرنود، محمدحسین ماهر، رزیتا شرفجهان، پویا آریانپور، منیز صحی، مصطفی درهباغی، مرتضی درهباغی، محسن صادقیان، رعنا جوادی، بهمن جلالی، تورج کیانی، پروین صفری، منصوره حسینی، پرویز آبنار، باربد گلشیری، ثمیلا امیرابراهیمی، علیاکبر صادقی، لیلی گلستان، توکا نیستانی، شیده تامی، وحید حکیم، احمد میراحسان، علاء محسنی، مانی پتگر، ماجد نیسی، منوچهر مشیری، میترا کارآگاه، پژمان حبیبیان، هوشنگ آزادیور، محمد نصیری، مجید عاشقی، سحر سلحشور، مهوش شیخالاسلامی، فرهاد مهرانفر، رضا کاظمی، ارد زند، کیوان کیانی، مهدی شکیب، رضا بهرامینژاد، محمد حدادی، علی حدادی، اکبر حدادی، عمید راشدی، جلال متولی، هاله باستانی، محمدحسین مهدویسعیدی، علی اسدی، سیدرضا یکرنگیان، ماکان محمدی، سعید صدیق، سعید حدادی، محمد عاشقی، غزل شاکری، مهدی قربانپور، مجتبی میرطهماسب، تبسم هاشمی، ایمان وزیری، اریکا ابراهیمیقاجار، نیلوفر قادرینژاد، فرشته یمینی شریف، مهشید رحیم تبریزی، یعقوب عمامه پیچ، جعفر پناهی، پرویز آبنار، منوچهر محمدی، رایکا میلانیان، آرزو نیکپور، محمدعلی سعیدی، شیما طباطبایی، فرزاد موتمن، سمیرا علیخانزاده، مهرداد میرکیانی، شالیزه عارف پور، مونا زندی، علیرضا شمس، منوچهر سفر زاده، فیروزه امینی، هایده دیلمغانی، مجید اخوان، محمد هادی قمیشی، مسعود صادقیان، خزر معصومی، شادی افشار، معصومه عبیری.
میرحسین موسوی در بیانیهای بسیار مهم به علمای قم، از آنها خواست تا در راستای صیانت از آرای مردمی که دچار چنین زیان عظیمی شدهاند، به مسوولان تذکر دهند.
به گزارش قلمنیوز، متن بیانیه بسیار مهم میرحسین موسوی خطاب به علمای قم به این شرح است:
"بسمالله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام
با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کردهاید. اگر چه توسل به دروغ و استفادهی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یکسویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفتزده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده میشود، برای کسی ممکن نبود.
امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راهها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده میشوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.
عواملی به بهانههای واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتادهاند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمیرود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری میتواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شدهاند عرض حالی تقدیم و یادآور میشوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.
ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا
برادر شما - میرحسین موسوی"
ستاد انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی با صدور بیانیهای، مردم سربلند ایران را به حفظ آرامش، خویشتنداری و متانت دعوت کرد و به آنها اطمینان داد که تا آخرین توان از حق مسلم ایرانیان دفاع خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، متن این بیانیه به این شرح است:
"بسمه تعالی
ملت عزیز و سربلند ایران
امروز که اراده و عزم شما در برابر یک پدیده اعجابانگیز به نام دروغ، تزویر و تقلب، بهتزده شده و بیش از پیش دلتنگ امام راحلت تا نزد او شکایت برد، شما مردم گرانقدر را به صبر و شکیبایی دعوت میکنیم و به شما دلسوزان ایران اسلامی اطمینان خواهیم داد که تا آخرین توان و به پشتوانه حضور سبز شما از حق مسلم ایرانیان عزیز دفاع خواهیم کرد لذا از تمامی هموطنان پرشور خواهشمند است که ضمن حفظ آرامش، خویشتنداری و متانت از افتادن در دام واکنشهایی که موجبات سوءاستفاده بهانهجویان و نامحرمان را فراهم میآورد، پرهیز نمایید.
با تشکر
ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی
خرداد 1388"
بسماللهالرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
نتایجی که برای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهتآور است. مردمی که در صفهای طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود میدانند که به چه کسی رای دادهاند با حیرت تمام به شعبدهبازی دستاندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه میکنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است. اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار میدهم که تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بیامانت دیدهایم و میبینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیهگرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمههای جبرانناپذیر قرار دهد.
به مسئولان توصیه میکنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت نیست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.
اینجانب از همین فرصت استفاده میکنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر میدهم که ایران این موجود آسمانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آن حفاظت کنند. خائنین به آرای مردم ابائی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر(ص) است با تمامی شور ادامه میدهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه میکنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.
جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمامی ستادهای مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت میکردند سپاسگزاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجهای که کشور ما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.
و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتو کل المتوکلون.
میرحسین موسوی
میرحسین موسوی در اطلاعیهای با اشاره به اینکه رای اکثریت ملت متوجه وی بوده است، از مسوولان امر خواست نهایت دقت را در شمارش آراء داشته و از مردم شریف ایران خواست آماده برگزاری جشن پیروزی باشند.
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه مهم میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران به این شرح است:
به نام خدا
مردم شریف ایران
ضمن تشکر از حضور پر شور و استقبال گسترده شما از انتخابات ریاست جمهوری، به اطلاع میرساند طبق گزارشها و مستندات واصله علی رغم تخلفات و کارشکنیهای متعدد و نارساییهای گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رای اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمتگزارشان بوده است.
از مسوولان امر میخواهم در شمارش آراء نهایت دقت را بنمایند و اعلام میکنم در غیر اینصورت از همه امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقه ملت ایران اقدام خواهم کرد.
همینجا فرصت را مغتنم میشمارم و از ملت شریف ایران میخواهم آماده برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند.
میرحسین موسوی

مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه «من به همه قول دادم که از آرای مردم صیانت کنم»، تاکید کرد: تا انتهای رای گیری همه بیداریم.
به گزارش قلم نیوز، نخست وزیر دوران دفاع مقدس پس از انداختن رای خود در صندوق شعبه اخذ رای مسجد جامع ارشاد شهر ری به همراه همسر خود دکتر زهرا رهنورد در برابر جمع کثیر نمایندگان رسانههای داخلی و خارجی حاضر شد و در سخنان کوتاهی ضمن تبریک به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) گفت: از حضور سبز همه ی ملت تشکر میکنم که معجزه آفریدند.
وی با بیان اینکه از همه ی مسوولان اجرایی میخواهم که رای مردم، این امانت سنگین را حفظ کنند، اظهار کرد: من خبر دارم که متاسفانه برخی نمایندگان من را به محلهای رای گیری و بر سر صندوقهای سیار راه ندادند و اس ام اسها را نیز تعطیل کردهاند که این بر خلاف قانون است.
موسوی اضافه کرد: ما نباید از گردش آزاد اطلاعات بترسیم و من از همه ی مردم میخواهم که با حضور سبز خود به این گردش اطلاعات ادامه دهند. از مسوولان هم میخواهیم که قوانین را رعایت کنند. باز هم از مردم میخواهم که خلاء اطلاعاتی را با حضور سبز خود پر کنند.
وی در پایان گفت: این همه وحدت در میان مردم یک فرصت طلایی برای ماست نه یک تهدید؛ امیدوارم با حضور همه جانبه ی مردم در انتخابات به روزهای بهتر و زیباتری برسیم.
روز گذشته و به فاصله یک روز به برگزاری انـتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، مهندس موسوی طی نامهای از رهبر معظم انقلاب خواست تا با رهنمودها و دخالت خـود، مـوجـبـات بیطرفی همه مقامات، مجریان و ناظران انتخابات را فراهم نمایند تا از آرای مردم محافظت شود.
به گزارش قلم نیوز، مـتـن کـامـل نـامـه مـهـندس موسوی به رهبر معظم انقلاب که در روزنامه کلمه سبز منتشر شده به شرح زیر است:
مقام معظم رهبری
حضرتآیتالله خامنهای (مدظله العالی)
سلام علیکم
احـتراما همانگونه که از طریق رسانهها و گزارشهای واصـلـه استحضار یافتهاید، شور انتخاباتی گسترده کشور را فرا گرفته است و همه اقشار و اصناف اعم از زن و مرد، پیر و جــوان در کـوی و بـرزن بـهطـور شـبـانـهروزی فـعـال عـرصـه انتخـابـات هستنـد و ایـن پدیده مبارک نویدبخش مشارکت فراگیر مردم در انتخابات و موجب ارتقاء وحدت ملی و عزت و احترام بینالمللی کشور خواهد بود.
لکن متاسفانه اخباری واصـل مـیشـود کـه برخی مقامات و دستگاههای رسمی از ایـن حـرکـت مـردمـی اصیـل استقبـال نمـیکنند. موارد زیر نمونهای از آنهاست:
1-بعضـی از اعضای شورای نگهبان در مرکز و تعدادی از نـاظـریـن در استـانها با جانبداری علنی از رئیس کنونی دولت، رعایت شئون بیطرفی را نمینمایند.
2-وزارت مـحـتــرم کـشــور و فــرمــانـداران در پـذیـرش فهـرسـت نمـایندگان اینجانب در هیاتهای اجرایی، محل اسـتقـرار دستگـاههـای شمـارشگـر و شعـب اخـذ رای تعلـل مـینـمـایـند و قانون مصوب 30/5/1379 به صورت آشکار نـقـض مـیشـود. آخـریـن اقـدام غیرقانونی آنان جابهجایی نمایندگان معرفیشده از طرف ستاد اینجانب در شعب است کـه بـه هـم ریـختگی عجیبی ایجاد خواهد نمود.
این عمل کـارشـکـنـی آشـکـار و مـوجب اختلال در انجام وظیفه آنان میگردد. این در حالی است که ستاد انتخابات کشور ضمن بخشنـامـه شمـاره 44/45333 مـورخه 9/3/88 بر صدور کـارت نمـاینـدگان نامزدها برای محلی که معرفی شدهاند، تاکید نموده است و این اقدام فرمانداران یا خودسرانه است و یـا بخشنامه داخلی دیگری خلاف متن قبلی ابلاغ شده که از آن اطلاعی در دست نیست.
3ـ شواهدی از مداخله تعدادی از فرماندهان و مسئولان سپـاه و بسیـج در انتخـابـات واصـل گـردیـده اسـت و بـه نظر مـیرسـد ایـن عـمـل در صورت صحت خبر علاوه بر نقض قـوانـیـن، شـکـاف بـین فرماندهان و مسئولان رسمی و بدنه سالم و صادق نیروهای بسیج و سپاه را دامن میزند. از آنجا که دامنه اقدامات غیرقانونی فوق مشخص نیست و بخشی از اعضـای شعـب اخـذ رای و ناظران از حامیان نامزد خاص آنـان انـتـخــاب شــدهانــد احـتـمــال تـصــرف در آراء مـردم اذهان را میآزارد.
4-بهرهگیری رئیس دولت از امکانات دولتی در تبلیغات و مـسافرتهای تبلیغاتی مقامات رسمی و وزرا با استفاده از امـکـانات دولتی و نقض ماده 68 قانون که به وفور خبرهای آن را در رسـانـههـا میتوان ملاحظه کرد از آن جمله است. اینها بخشی از اقداماتی است که نتیجهای جز سرخوردگی مـردم عـزیـز کـه بـا شـوری وصـفنـاپـذیر در صحنه تحکیم اسـتـوانـههـای نظام جمهوری اسلامی وارد شدهاند نخواهد داشــت.
بــا اطـمـیـنـان از ایـنکـه دغـدغـه اصـلـی حـضـرت مستطابعالی مشارکت هر چه بیشتر و گستردهتر مردم در انتخابات و رعایت قانون و بیطرفی کامل مسئولان در تمام سطـوح و بـرگـزاری انتخـابـات سـالـم مـیبـاشـد امیـدوارم بـا رهنمودها و دخالت حضرتعالی زمینه مساعدی برای رعایت بیطرفی کامل مقامات، ناظران و مجریان انتخابات و دقت در حفظ آرای مردم فراهم آید.
میرحسین موسوی
قلم - ستاد مهندس میرحسین موسوی در آستانه فرا رسیدن انتخابات ریاست جمهوری در اطلاعیهای هموطنان را به هوشیاری در برابر تخلفات احتمالی در روز رای گیری دعوت کرد. به گزارش قلمنیور در این اطلاعیه آمده است:
هدف: حضور در پای صندوق رای در اولین ساعت شروع رایگیری، مراقبت از فضای آرام انتخابات و مراقبت از آراء میرحسین تا اعلام پیروزی رسمی از صدا و سیما
چهارده توصیه:
1- از صبح پنجشنبه تا اعلام پیروزی انتخابات فقط به اعلامیههای رسمی ستاد که در سایت قلمنیوز منتشر میشود توجه کنید.
شایعه کناره گیری، آسیب به آقای مهندس و غیره توجه شما را از انتخاب میرحسین منصرف نکند.
2- رفتار رادیو تلویزیون و احزاب پادگانی را به دقت زیر نظر داشته باشید و هر اقدامی که موجب تردید در رای دادن به آقای موسوی بشود را خنثی کنید.
3- همه صندوقهای انتخابات مهم است. هیچ یک را چه ثابت چه سیار چه در مدرسه و یا در مسجد از نظر دور ندارید. انتخابات یک پارچه است و همه آراء در سرنوشت کشور موثر است.
4- وظیفه ناظرین مجریان و نیروهای امنیتی بیطرفی است هیچکدام حق جانبداری از کاندیداها را ندارند.
5- از پایان رای گیری و شروع شمارش تا اعلام رسمی نتایج هوشیاری خود را حفظ کنید انشاالله جشن پیروزی را همه با هم در روز شنبه برپا خواهیم کرد.
6- نمایندگان نامزدها توجه کنند که بلافاصله پس از شمارش آراء نتایج توسط شعب و فرمانداریها اعلام شود. تاخیر در انتقال نتایج را به شماره تلفن 8393 اعلام کنند.
7- مسیر صندوقها و مکان شعب بایستی از آثار تبلیغاتی کاندیداها بری باشد. موارد تخلف را به شماره تلفن 8393 اعلام کنند.
8- نماد کاندیداها را با خود همراه نبرید.
9- کانال اطلاعرسانی خود را کنترل کنید. اس ام اسهای گمراه کننده را خنثی کنید و به هر شایعه واکنش نشان ندهید.
10- نام "میرحسین موسوی" را کامل بر روی برگه رای بنویسید.
11- شناسنامه خود را به هیچ کسی تحویل ندهید.
12. بر هم خوردن آرامش فضای انتخابات به نفع رقیب خواهد بود برای حفظ آرامش نهایت تلاش خود را بکار برید.
13. در ساعات اولیه صبح رای خود را به صندوقها بریزید.
14. حتما با خودتان خودکار آبی و مشکی جهت رأی دادن بهمراه داشته باشید.
کمیته صیانت از آراء
ستاد مهندس میرحسین موسوی

آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص مباحث اخیر انتخاباتی نامه مهمی به حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ارسال کرد.
در نامه ارسالی دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی آمده است: بدنبال خلاف گویی ها و تهمت های دکتر محمود احمدی نژاد درباره بسیاری از بزرگان این کشور، از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، مبارز نستوه انقلاب از سال 42 تا 57، عضو کمیته حل مشکل سوخت مردم در زمستان 57 برای مذاکره با اعتصابیون شرکت نفت آبادان، عضو هیئت حل مشکلات کردستان در سال 58، عضو شورای انقلاب، سرپرست وزارت کشور در دولت موقت، رئیس مجلس شورای اسلامی از سال 60 تا 68، فرمانده 8 سال دفاع مقدس، رئیس جمهوری ایران از سال 68 تا 76، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری، بسیاری از مردم شریف ایران در سراسر کشور به انحای مختلف خواستار پاسخ آیت الله هاشمی رفسنجانی به اتهامات و دفاع از دستاوردهای ارزشمند نظام اسلامی شدند و دفتر ایشان نیز در اولین فرصت از صدا و سیما خواستار وقتی برای پاسخگویی شد، اما صدا و سیما انجام این مهم را به بعد از برگزاری انتخابات موکول کرد که عملا تاثیری نخواهد داشت.
از آنجایی که طی روزهای اخیر موج اعتراض های مردمی از اقصی نقاط کشور برای علت عدم پاسخ به این دروغ سازی ها افزایش یافته و به خاطر اینکه موج سواران بیش از این با احساسات پاک و صادقانه مردم بازی نکنند، آیت الله هاشمی رفسنجانی تصمیم گرفته اند پاسخ به اتهامات رئیس جمهور را به مقام معظم رهبری و از طریق معظم له به مردم شریف ایران بدهند تا حداقل تاریخ انقلاب اسلامی در آینده های دور این تجربه تاریخی را در اختیار نسل های متمادی ایران عزیز قرار دهد که نگذارند پدیده زشت، دروغ، افترا و تهمت در این کشور نهادینه شود.
متن کامل پیام بدینشرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مقام معظم رهبری آیتالله خامنهای زیده عزه
متاسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسوولانهی آقای احمدینژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمهچینیهای قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهکهای ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت زدنها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم و لجنپراکنیهای باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلا در رسانههای دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تاثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامهریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحتالشعاع قرار دادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات درخصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلف در اجرای بودجهها میباشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی میداند.
دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغپردازیها و خلافگوییهایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامیمان را نشانه گرفته بود.
زیر سوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیمالقدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدتهای خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمیشد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام (ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رییسجمهور و نهایتا رهبری نظام نقش و مسوولیتهای ممتازی به عهده داشتهاید.
نقطهی قابل توجه در این تهمتها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جنابعالی که هادی دولتها بودهاید و با اظهارات صریح، مدیریتها را مورد تایید و تحسین قرار دادهاید، نشانه گرفته است.
بعد از جریان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنیانگذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جنابعالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بهخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سمپاشیها اقدامات موثری انجام دهیم و امام راحل دردآشنا با تشکیل گروه حقیقتیاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنهگران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضدانقلاب طراحی کرده بودند.
البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنیصدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور در سرنوشت آن روزگار شد.
اینجانب برای پرهیز از آلوده شدن فضای سیاسی کشور در آستانهی انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکسالعمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام (ره) به آقای احمدینژاد گفتم که در اظهارات او خلافگوییهای فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیر سوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت، اتهامهای نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانوادههایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفتهاند، نباشد.
از صداوسیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق بر اساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رییس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسی رسما اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رییسجمهور و حتی کم شدن داراییها در دوران مسوولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را میطلبد.
معالاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملا پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوتشان دیدند و بیشک جامعه و به خصوص نسل جوان نیازمند اصلاح از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛ اقدام به نوشتن چنین نامهای نمیکردم.
معتقدم جناب عالی به خوبی میدانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تاثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب عالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضد انقلاب بودهایم و همیشه صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهایم و در دور جدید تهمتها و هجمهها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و به خاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم میدارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار میگیرم و مهم این است که این بار این تهمتها توسط رییسجمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حقکشیهای ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت، تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابیمان کمتر تحت تاثیر خلافگوییها قرار میگیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب میدانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسوولیتهای رسمیام در رسانهها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفتهام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کردهام و رسما گفتهام برنامه شرکت در انتخابات ندارم.
چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواستهاند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکردهاند و اگر هم در جلساتی به هم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوقالذکر را از من نشنیدهاند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهتگیری در انتخابات نظر خواستهاند، گفتهام بر اساس آییننامه خود عمل کنند و حقیقتا آنها با تصمیم خودشان و همکارانشان در صحنهاند و عمل میکنند و انصافا تهمت دست نشانده بودن آنان ستم و بیحرمتی غیرقابل توجیه است.
بهجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالا عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامهی وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمیدانم و خود جنابعالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم میدانید. ولی این نظر را رسانهای نکردهام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگنمایی کردهاند که هدف بزرگنمایی در آن مناظره روشن شد.
با این همه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این برنمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم.
اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیدههای زشت و گناهآلودی مثل تهمت، دروغها و خلافگوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسوولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلفهای صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات شأن و منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاقشکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه میتوانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟
رهبری معظم انقلاب؛
اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینهی هر دوی ما آیتالله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند، در بین ما حضور ندارند، شما ماندهاید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم، از جنابعالی با توجه به مقام و مسوولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که هماکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید اقدام موثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.
لذا در فرصت باقیمانده ضروری به نظر میرسد خواستهی حق حضرتعالی و مردم درخصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که میتواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنهگران نتوانند با حدس و گمان نص پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش افروخته بریزند.
سرچشمه شاید گرفتن به بیل /چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
دوست، همراه، و همسنگر دیروز، امروز و فردایتان
اکبر هاشمی رفسنجانی

به گزارش قلمنیوز پرویز پرستویی هنرمند و بازیگر صاحبنام کشورمان طی یادداشتی در حمایت از مهندس موسوی نوشت:
یک روز که در خانه نشسته بودم و برنامههای تلویزیون را دنبال میکردم متوجه شدم کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری قرار است مناظره تلویزیونی داشته باشند. خیلی شگفت زده نشدم ولی به فکر فرو رفتم چون هرکدام از کاندیداها را میشناختم، چون در طول این سی سال انقلاب را دیدم و حضور داشتم، چون جنگ را دیدم و در آن سهیم بودم و بعد از جنگ را هم که پر از نابسامانی و تورم و بیکاری و سازندگی و تحریم بود، بیخبر نبودم ضمن این که در حدود چهل سال در عرصه فرهنگ و هنر در خدمت مردم و مملکتم بودم و هستم و خواهم بود. همیشه دغدغهام این بوده که ملت ایران مستحق آزادی، آرامش، آسایش و رفاه هستند تا این که روز موعود سر رسید و اولین جلسه خیلی آرام و خوب و با نقطه نظرهای کاندیداها و برنامههای آتی آنها شروع شد و در جلسه دوم از همان اول جلسه با افشاگری، تهمت و هتک حرمت آن هم از جانب کسی که خود رییس جمهور است، شروع شد و همین طور در جلسههای بعدی ادامه پیدا کرد. آن هم در دورهای که میشود گفت خیلی از جاهای دنیا، مردم پیگیر سرنوشت انتخابات ملت ایران هستند. در جلسه بعد هم دوباره افشاگریهای واهی، دوباره اشاره به مسایل پشت پرده و زندگی شخصی و خصوصی و دوباره تخریب شخصیت.
به فکر فرو رفتم و با خودم درگیر شدم. از دوران کودکی یادم هست همیشه پدر و مادران ما اگر با هم درگیر میشدند چه با خود یا فرزندانشان تمام سعیشان این بود که همسایه بغلی نشنود. از شما ملت شریف میپرسم که آیا لازم است در این مقطع حساس انتخابات که خیلیها چشم دیدن ایران، ملت ایران و دولتش را ندارند از همه مسایل خصوصی ما با خبر شوند؟ آیا این رواست که ما دشمنان خود را شاد کنیم؟ چرا به این نمیاندیشیم که با این اوضاع و احوال تکلیف بنده و امثال بنده به عنوان شهروند ایرانی چه خواهد شد؟ به چه کسی باید اقتدا کرد؟ آیا نمیشد هر کسی دیدگاه خودش را مطرح میکرد و قضاوت را بر عهده مردم میگذاشت؟ آن هم مردم انقلابی شهیدپرور، فرهیخته، اندیشمند، هنرمند، فرهنگی، زحمت کش، نجیب و وطنپرست.
در این چند روزه از برخی مسایل که در مناظرههای تلویزیونی شاهدش بودم شرمنده شدم و باعث شد دچار ابهام شوم و با خود بگویم چه کنم که خیلی هم تصمیمگیری در این شرایط سخت نیست. پیش خودم گفتم ای بابا! بالاخره یک طوری میشود و یک نفر انتخاب شود. من هم یک رای باید بدهم که میدهم. خیلی با خودم کلنجار رفتم و نهایتا به این نتیجه رسیدم که حالا وقتش است من در انتخابات شرکت کنم و اطرافیانم را مجاب کرده که حتما در این عزم ملی باید شرکت کنند.
حالا حرف آخرم این است که ملت ایران ملت شریف و نجیب و رنج کشیده برای اثبات حقوق شهروندی و سربلندی و سرافرازی کشور ایران به طور جدی در این امر مهم شرکت کنند و کسی را انتخاب کنند که شایسته است و قابل اطمینان و اعتماد. به کسی که دلش برای ملتش میتپد، رای بدهند. به همین خاطر بنده با افتخار به کسی رای میدهم که پرچم سبزش نشان از پرچم سبز سالار شهیدان است؛ به امید بهروزی و پیروزی روزافزون برای ملت مهربان.

قلم - میرحسین موسوی خطاب به دولت نهم گفت: شما میگویید به مردم خدمت میکنید اما وزارت صنایع شما، وزارت پسرخالههاست.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری عصر روز دوشنبه در جمع چندین هزار نفری مردم جنوب شهر تهران در مجموعه فرهنگی ورزشی بدر در منطقه یافتآباد تهران گفت: شما دم از عدالت و شایستهسالاری میزنید اما حکومت خویشاوندسالاری در کشور ایجاد کردهاید.
وی بیان کرد: خوب است روزی فهرست بستگان این دولت که بر سر کار هستند، چاپ و منتشر شود تا معلوم گردد این شبکه خویشاوندی تا چه اندازه در کشور گسترده است.
میرحسین با بیان اینکه ما دوست نداریم دولت در امور خصوصی مردم تجسس کند، افزود: ما از دولت انتظار داریم که اشتغال ایجاد کند، تورم را از بین ببرد و در خدمت محرومان و مستضعفان باشد، نه با وزیرهای چندصد میلیاردی در خدمت میلیاردرها باشد.
موسوی همچنین خطاب به دولت نهم، با بیان اینکه به جای آنکه دنبال ایجاد اشتغال و ریشهکن کردن اعتیاد باشید، به دنبال پروندهسازی علیه مردم هستید، گفت: نزدیک به 300 میلیارد دلار درآمد کشور در این چهار سال بوده و این یک درآمد افسانهای است که حتی تصور آن را نمیکردیم. حال ما از شما سوال میکنیم که چرا وضع کشور از نظر اشتغال و توسعه و پیشرفت چنین است؟ با چنین درآمدی ما باید پیشرفته میشدیم ولی در حالی که در همسایگی ما رشد اقتصادی 10 درصدی وجود دارد، معلوم نیست که ما این پولها را کجا خرج کردهایم.
وی در بخشی دیگر از سخنانش با اشاره به تشکیل زنجیره سبز از شمال تا جنوب تهران، خطاب به مردم حاضر گفت: موج سبزی که در اینجاست تا تجریش پیوند خورده و ادامه دارد. این پرچم اهل بیت(ع)، پرچم ایمان و پرچم ضددروغ است.
جمعیت چندین هزار نفری حاضر در ورزشگاه با شنیدن این سخنان، یکصدا میرحسین موسوی را تشویق کردند و خواستار پایان یافتن دروغگویی به ملت شدند.
میرحسین در ادامه اظهار کرد: کسانی که آمارسازی و پروندهسازی میکنند، میخواهند بدین وسیله مردم را گول بزنند اما مردم ایستادهاند تا دروغ را از کشور دور کنند. ما همه دور هم جمع شدهایم که صداقت، صافی و پاکی را به کشور عزیزمان ایران برگردانیم.
موسوی در بخشی از سخنانش اظهار کرد: بخشنامه میکنند، اتوبوس و مینیبوس جمع میکنند و جمعیتهای کثیر در برنامههای خود گرد میآورند. ولی من به آنها میگویم این جمعیتی که با تهدید، اجبار و با آوردن اتوبوسها جمع میشوند برای شما ارزشی ندارد. ارزش، مربوط به این پرچمهای سبز است که الان از شمالیترین تا جنوبیترین نقطهی تهران به طور داوطلبانه کشیده شده است.
در این لحظه جمعیت حاضر به تشویق مهندس موسوی پرداختند.
موسوی با بیان اینکه اگر رییسجمهور شوم تمام این اطلاعات را در اختیار مردم قرار خواهم داد، گفت: این حق مردم است که بدانند یک میلیارد دلاری که به خزانهی کشور ریخته نشده، کجا هزینه شده است. این حق مردم است که بدانند چه کسانی از بالا و پایین رفتن تعرفهها در کشور استفاده کردهاند و بار خود را بستهاند. شما باید به مردم بگویید که چرا این همه شکست به طور بیرویه به قیمت نابودی صنعت شکر در کشور وارد شده است.
آخرین نخستوزیر ایران در ادامه سخنان خود به زبان ترکی، وجود تورم، عدم اشتغال و اعتیاد را از جمله مشکلات اساسی کشور خواند و بیان کرد: تورم یعنی کوچک شدن سفره مردم، پایین آمدن سطح آموزش و عدم امنیت و بهداشت مناسب برای مردم.
موسوی خطاب به دولت گفت: با این امکانات و درآمد فراوان میتوانستید مشکلات کشور را حل کرده و اشتغال ایجاد کنید اما به جای پرداختن به این مسایل، مشغول پروندهسازی، دروغ و روی کار آوردن خویشاوندان خود شدید.
میرحسین در ادامه از وضعیت نابسامان کشور در زمینه فساد اداری و دولتی انتقاد کرد و افزود: چهار سال است که دم از مبارزه با فساد میزنند؛ در حالی که رده کشور ما در میان کشورهای جهان در زمینه فساد دولتی و اداری، 50 رتبه پایین آمده است و این یعنی ما به سمت فساد رفتهایم؛ آنوقت این آقایان شعار مبارزه با فساد را میدهند.
وی در ادامه خطاب به دولت نهم گفت: شما با عنوان عدالتمحوری آمدید اما آیا این است عدالت؟ آیا توانستید عدالت را برقرار کنید؟ به جای پرداختن به این مسایل، دستشان را به سمت دهه اول انقلاب و دورهی امام (ره) و رزمندگان دراز کردهاند و میگویند آن زمان خبری نبوده است و مردم در رفاه نبودهاند.
میرحسین بیان کرد: ما از هر دولتی انتظار راستگویی و صداقت داریم، نه اینکه کارهای دیگران را به اسم خود عنوان کند. آیا این عدالت است؟ هرکس هم یک کلمه حرف بزند برای او یک پرونده میسازند، روزنامهاش را تعطیل میکنند و با هزار انگ سعی میکنند او را از صحنه به در کنند. در حالی که پلاکاردها و تبلیغات گسترده آنها با استفاده از امکانات دولتی، سراسر کشور را پر کرده است، دیگران را متهم میکنند که هزینه تبلیغات خود را از کجا آوردهاید؟
وی همچنین با انتقاد از تعطیل شدن 1500 کارخانه در سطح کشور، اظهار کرد: مردم ما عدالت، حل مشکلات و جمع کردن تعطیلیهای گسترده را میخواهند. اقتدار یک ملت در تولید، پیشرفت و کارخانههای آن کشور است اما این دولت متاسفانه با واردات سیلآسای کالاهای مختلف به کشور میخواهد کشور را اداره کند.
میرحسین در ادامه با بیان اینکه برنامه ما برگرداندن عظمت ایران و ایرانیان است، خطاب به دولت نهم گفت: شما به ملت ما توهین کردهاید و ما میخواهیم عزت به ملت برگردد. ما میخواهیم با کمک همهی مردم، اشتغال ایجاد کنیم و اعتیاد را از ریشه بکنیم.
آخرین نخستوزیر ایران با تاکید بر اینکه ملت ما امروز در صحنه حاضر است تا کشور را مانند دوران دفاع مقدس با برنامه پیش ببرد، بیان کرد: هرگاه بحث از ذائقه خوب مردم از دوران دفاع مقدس میشود، این را در کمال صداقت گفتهام که سهم اصلی در آن دوران، سهم مردم، خانواده شهدا و رزمندگان بوده و دولت تنها یک خدمتگزار کوچک مردم بوده است.
موسوی گفت: سال 65 و 66 درآمد کشور 7/5 میلیارد دلار در هر سال بود که 3 میلیارد و 400 میلیون دلار آن برای دفاع مقدس و جبههها و 2 میلیارد دلار آن برای تامین کالاهای اساسی هزینه میشد و کشور به برکت حضور مردم و یکی بودن دولت و مردم، با یک میلیارد دلار اداره میشده است. آنوقت این حضرات حتی به آن دوره هم رحم نمیکنند و آن یک میلیارد دلار را طوری محاسبه میکنند که بگویند از درآمد امروز بیشتر بوده است و این مثل بقیه دروغهایی است که به مردم میگویند.
وی در ادامه افزود: میگویند چرا به ما میگویید دیکتاتور؛ ما از آنها سوال میکنیم که چرا شما از قانون فرار میکنید و مصوبات مجلس را اجرا نمیکنید؟
جمع کثیر حاضر در ورزشگاه در این لحظه یکصدا در حمایت از میرحسین شعار سر دادند.
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در ادامه سخنان خود به اهمیت شوراهای تصمیمگیری در کشور اشاره کرد و ادامه داد: یک خاصیت مهم شوراها این است که مراقبند افراد، تک نفری تصمیم نگیرند. یکی از این شوراها، شورای پول و اعتبار است که مراقب نقدینگی، ارزش پول ملی و مراقب سفرههای مردم است ولی این دولت این شوراها را منحل کرده است برای اینکه اختیارات بیتالمال را در دست خود بگیرد.
مردم در این لحظه یکصدا فریاد زدند «سید دوستت داریم».
موسوی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه امروز همه مردم ما آگاه شدهاند و همه در این موج سبز حضور دارند، دولت نهم را خطاب قرار داد و گفت: این موج سبز علیه دروغ، قانونگریزی و سیاستهای کشور بر باد ده شماست و انشاءالله پیروز خواهد شد.
آخرین نخستوزیر ایران در پایان سخنان خود ضمن تشکر از مردم مناطق جنوبی تهران گفت: زنده باد ایران، زنده باد همه استانها و اقوام ایران، زنده باد وحدت ملی ما و زنده باد صداقت، درستی و پاکی.

قلم- میرحسین موسوی در بیانیهای باانتقاد شدید از بیاخلاقی محمود احمدینژاد درنقد دوران دفاع مقدس با بیان اینکه آن دوران را چنان جلوه میدهدکه گویی مخالفان دیرین این نظام از زبان وی سخن میگویند،ضایعه بزرگ اخلاقی را به یاران امام(ره) تسلیت گفت.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، متن بیانیهی مهندس موسوی در دفاع از عملکرد دولت دفاع مقدس و انتقاد از بیاخلاقی رایج و اظهارات محمود احمدینژاد در زیر سوال بردن دستاوردهای گذشته نظام به این شرح است:
"ملت شریف ایران
دستاوردهای دهه نخست انقلاب اسلامی نه حاصل تلاشهای یک دولت، که میراث اندیشه امام خمینی(ره) و محصول سرمایه اجتماعی آن دوران است و همواره در تاریخ اسلام عزیز و ایران بزرگ میدرخشد. اینجانب پس از شکست سکوت خود، طی ماههای گذشته بارها بر این واقعیت تأکید کردهام و اکنون نیز اطمینان دارم کسانی که در پی بیاخلاقی و هوای نفس، قصد انکار دستاوردهای دهه اول انقلاب را دارند، خود به خوبی میدانند که دروغ بستن و نادیده گرفتن این دستاوردها انکار راه امام (ره) و انکار جهاد و ایثار ملت بزرگ ایران است. به گواهی اسناد متعدد و شواهد بیشمار، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی تمامی توان خود را برای حمایت از دولت در دوران دفاع مقدس به کار گرفت؛ در این صورت بر اساس کدام منطق میتوان ملت و دولت آن دوران را از امام جدا کرد؟!
امروز به جایی رسیدهایم که نه رسانههای بیگانه بلکه آقای احمدینژاد است که برای فرار از پاسخگویی، علاوه بر توسل به اعداد و ارقام غیرواقعی و پرتناقض درباره عملکرد چهار ساله اخیر، در ایام سالگرد رحلت امام بزرگوار اقدام به تحریف تاریخ انقلاب میکند و آن دوران را چنان جلوه میدهد که گویی مخالفان دیرین این نظام از زبان وی سخن میگویند و بزرگترین بدگوییها درباره دوران امام (ره) از زبان کسی جاری میشود که خود را سینهچاک ولایت و رهبری میداند، اینجانب تردیدی ندارم که برخی جریانهای سیاسی امروز - آنچنان که در همان دوران هم بیان میداشتند - از امام ما دلی پر خون دارند و هرگز وفادار اندیشه و راه او نبوده و نخواهند بود؛ هرچند در ظاهر ادعای آنان گوش فلک را کَر کرده باشد.
اگر ادعاهای تحریفآمیز ارائه شده درباره عملکرد نظام جمهوری اسلامی در دهه نخست درست باشد؛ آیا نسل امروز نباید از خود بپرسد «چگونه معمار انقلاب - بنا به اسناد متعدد- آنچنان از دولت وقت حمایت کرده است؟» اینجانب به همه یاران امام عزیز این ضایعه بزرگ اخلاقی را تسلیت میگویم و هشدار میدهم، تحریفات انجام گرفته درباره تاریخ انقلاب و عملکرد نظام جمهوری اسلامی در آن دوران جز از عهده بدخواهان نظام و میهن ما ساخته نبوده است که اینک در لباسی دیگر رخ می نماید.
با این مقدمه تأکید میکنم نه برای دفاع از خود که برای پاسداشت دستاوردهای حاصل از محنت مردم باید به نکاتی توجه کنیم که در تاریخ اقتصاد و مدیریت این کشور هرگز تحریف شدنی نیست و در صورت نادیده گرفتن آنها، اسناد رسمی کشور تحریفگران را به سخره خواهد گرفت.
1- اسناد رسمی منتشره در دوران پس از جنگ نشان میدهد که با برقراری روابط مبتنی بر اعتماد و صداقت میان دولت و ملت رکورد مشارکت بخش خصوصی در سرمایهگذاری مولد در سالهای 62 تا 64 تا 15 سال بعد در تاریخ اقتصاد ایران تکرار نشده است.
2- به گواهی اسناد منتشره سازمان برنامه سابق، میزان بهرهوری کل عوامل تولید در ایران طی دوره جنگ حدوداً 5 برابر بهرهوری کل عوامل تولید در طول سالهای برنامه اول و دوم بوده است.
3- در سال 1364 نرخ تورم در اقتصاد ایران به زیر 7 درصد رسیده و این رکورد از 1353 تا به امروز به قوت خود باقی مانده است و تنها در سالهای پایانی و به دنبال افت قیمت نفت نزدیک به 7 دلار در هر بشکه و اوجگیری بمباران تأسیسات اقتصادی کشور است که سطح تورم به سطح سالهای اخیر میرسد، در حالی که امروز هم در شرایط صلح هستیم و هم اوج قیمت نفت را تجربه کردهایم.
4- گزارش پیوست برنامه اول توسعه اذعان میکند؛ مجموع هزینههای حاکمیتی و تصدیگری دولت به تولید ناخالص داخلی در پایان دولت اینجانب نسبت به سال 56 با 23 درصد کاهش به 40 درصد میرسد؛ در حالی که این نسبت از سال 1371 تا به امروز هرگز از 65 درصد پایینتر نیامده است. به بیان دیگر، در دوران بعد از جنگ حدود 30 درصد به میزان مداخله دولت در اقتصاد ایران افزوده شده است و نقطه اوج آن هم متعلق به سالهای اخیر است.
5- آقای احمدی نژاد در حالی هزینه جنگ را تنها 14 درصد توصیف میکند که در سال 1365 دولت با قریب هفت و نیم میلیارد دلار درآمد نفتی کشور را اداره کرد که حدود 3 میلیارد دلار آن هزینه مستقیم ارزی جنگ بود؛ علاوه بر این، به طور غیر مستقیم بخش قابل توجهی از بودجه ارزی و ریالی باقیمانده و قسمت اعظم امکانات انسانی و فیزیکی دولت نیز به تقویت جبهههای جنگ تحمیلی اختصاص مییافت. حال آن که به عنوان نمونه دولت تنها در سال گذشته از 80 میلیارد دلار درآمد ارزی برخوردار بوده است.
6- انضباط مالی دولت، مدیریت بحران، توزیع مناسب اقلام مورد نیاز مردم، جلوگیری از واردات کالاهای مصرفی، در کنار الگوی زندگی مومنانه و روحیه ایثارملی در آن دوران موجب شد گرانی، قحطی، فقر و حجم دولت به جای افزایش، کاهش یابد که البته این دستاورد هرگز بدون حضور بینظیر مردم و رابطه تفاهمآمیز و مبتنی بر اعتماد متقابل دولت- ملت دستیافتنی نبود.
این در حالی است که در اغلب جنگهای فرسایشی مشابه، کشورهای درگیر شاهد اوجگیری شاخصهای پیش گفته بودهاند.
7- در حالی که آقای احمدینژاد سرمایهگذاری صنعتی و عمرانی را در این دوران حدود صفر توصیف میکند، در طول جنگ به طرحهای زیربنایی همچون فولاد مبارکه، مس سرچشمه، راهآهن بافق- بندرعباس، فولاد اهواز و... اولویتی هموزن تأمین سلاح و مهمات برای جبههها داده و در هیأت ویژهای تحت نظر نخستوزیر به طور مستمر پیشرفت آنها پیگیری میشود؛ چنانکه بخش عمده اکثر طرحهایی که در دولت بعد به بهرهبرداری میرسد؛ قبل از پایان دولت چهارم به نتیجه رسیده بودند.
8- در سال 1361 رشد تولید ناخالص داخلی کشور به 6/12 درصد رسید. این نرخ از سال 1356 تاکنون به مثابه یک رکورد دستنیافتنی همچنان به قوت خود باقی مانده است. این در حالی است که در دولت نهم با صرف نزدیک به سه برابر تخصیص منابع ارزی بیشتر، دستیابی به میانگین رشد 8 درصد پیشبینی شده در قانون برنامه چهارم غیرممکن بوده است.
9- بزرگترین افتخار دولت در دوران دفاع مقدس آن است که با تلاش و همراهی ملت این امکان را پیدا کرد تا ضمن توجه به زیرساختهای فیزیکی و تمرکز آن بر مناطق روستایی محروم کشور، شرایطی را به وجود آورد که میزان افزایش راههای روستایی و پروژههای برق رسانی و آبرسانی به نقاط دورافتاده ، 10 برابر شود؛ این افتخار به تنهایی برای یک دولت کافی است و به نظر میرسد تا سالیان سال تکرارناشدنی باشد. اما نقطه اوج دولت امام(ره) در اتخاذ سیاستهای راهگشا، توسعهگرا و آیندهنگر آن است که سهم امور اجتماعی به کل امور هزینهای بودجه دولت از 4 /18 درصد در طول سالهای 1352 تا 1357 به میانگین 5/39 درصد در سالهای دفاع مقدس رسیده است. معنای این جهتگیری آن است که بیسابقهترین سرمایهگذاری برای ولینعمتان دولت، یعنی ملت شریف ایران صورت پذیرفته است. جهش سهم امور اجتماعی به کل امور هزینهای دولت در شرایط جنگی به معنای زیربنا دانستن انسانها و کرامت انسانی است و حکایت از بالاترین میزان اهتمام به ارتقاء کیفیت و کمیت خدمات آموزشی و بهداشتی در این دوره دارد. در این دوره است که ساختار اصلی شبکه بهداشتی - درمانی کشور شکل گرفت و بیسابقهترین طرحهای توسعه ایمنسازی آحاد ملت به منظور کنترل بیماریهای عفونی در دستور کار قرار گرفت و نتایج آن از سال 1357 تا پایان جنگ تحمیلی در سال 1367 در قالب افزایش امید به زندگی در بدو تولد ایرانیان از 2/51 سال به 6/61 سال، کاهش نرخ مرگ و میر کودکان زیر پنج سال از حدود 140 مورد در هزار نفر به 68 مورد، کاهش نرخ مرگ و میر کودکان زیر یک سال از یکصد مورد از هر یکهزار تولد زنده به 53 مورد، کاهش نرخ مرگ و میر مادران در هر یکصد هزار زایمان از 220 مورد به 8/56، افزایش نرخ باسوادی بزرگسالان از 8/41 درصد به 6/61 درصد، کاهش جمعیت زیر خط فقر نسبی از 45 درصد به 25 درصد و ... نمود یافته است.
آری در دورانی که صداقت و شفافیت محور اصلی تنظیم روابط میان دولت و ملت بود و کوچکترین خدشهای به آمارهای رسمی منتشره وارد نبود و دولتمردان خلافگویی و دروغپردازی را گناهی نابخشودنی به حساب میآوردند، شاخص توسعه انسانی علیرغم همه شرایط محدودکننده - از جنگ تحمیلی گرفته تا فتنه گروههای از خدا بیخبر و تروریست و از تحریمهای گسترده خارجی تا به آتش کشیده شدن مزارع و به اعتصاب کشاندن کارخانجات توسط گروههای برانداز- شاخص توسعه انسانی از 566/0 در سال 1358 به 646/0 در سال 1367 رسید. این در حالی است که در دوره 20 ساله قبل از انقلاب علیرغم همه حمایتهای بینالمللی از رژیم پهلوی، تغییرات شاخص مزبور به اندازه فاصله 562/0 تا 566/0 بوده است. اگر امروز نیز مشاهده میشود که با صرف چندین برابر منابع مادی و انسانی طی چهار ساله گذشته، دستیابی به حداقلهای مندرج در قانون برنامه پنجساله چهارم تا این حد دشوار می نماید و رتبه ایران در میان کشورهای منطقه علیرغم الزامات سند چشمانداز در زمینههایی چون؛ بالاترین نرخ تورم، بیشترین میزان فساد مالی و بیشترین کسادی در فضای کسب و کار، اول شده؛ ناشی از آن است که بیصداقتی، خلافگویی، پروندهسازی و هتک حریم دیگران، جای اعتماد و تفاهم میان دولت و ملت را گرفته است آنها که اکنون و پس از 4 سال حکمرانی باید به ملت توضیح دهند چرا کشور با 54 پله سقوط در رتبهبندی جهانی، یکی از بدترینها به لحاظ فساد مالی دولتی محسوب میشود؛ از موضع فرار به جلو و با ژست طلبکارانه مسوولان سالهای پیش از خود را همچنان آماج پرسشهای عوامفریبانه میکنند گویی خود و اطرافیانشان در این بین هیچ نقشی نداشتهاند!!
آری، اینجانب با مشاهده اینچنین مخاطراتی است که با خدای قادر متعال و ملت بزرگ ایران عهد بستهام که همه دانستنیها و تجارب خود را در طبق اخلاص گذاشته و همه تلاش خود را همراه با ملت شریف ایران مصروف نجات کشور و اعتلای جمهوری اسلامی نمایم و در این راه از خداوند مدد میخواهم تا ملامت ملامتکنندگان و طعنهزنان و دروغپردازان کوچکترین خللی بر عزم این جانب و اراده استوار مردم به منظور تغییر این شرایط نگرانکننده ایجاد ننماید.
میرحسین موسوی"
لازم به ذکر است که افشای دروغپردازیهای اخیر در تخریب شخصیت والای میرحسین موسوی را در دو لینک زیر میتوانید دنبال کنید.
نامه محسن هاشمی به احمدینژاد: پخش شایعات دروغ برای کسانی که امکان دفاع ندارند، بزرگترین جنایت است
قلم - مهندس موسوی در پیامی خطاب به ملت شریف و حامیان "تغییر سبز" اعلام کرد: خشونتورزی و زیادهروی شیوه زورگویان متعصب است، ما رنگ سبز را برگزیدهایم تا صلح را به یادمان آورد؛ سبز رنگ ایرانی آزاد و آباد و بالنده است.
پیام تاریخی میرحسین موسوی به حامیان خود به این شرح است؛
"بسمه تعالی"
مشارکت در فعالیتها و رقابتهای انتخاباتی امری است خجسته و کارساز، و تمرینی است به سوی مردمسالاری که این روزها ایرانیان به شیوههایی خلاق و خودجوش بدان تمایل و اشتیاق یافتهاند. این موج که اکنون خود را رخ میکشد کار امروز و این چند روز نیست، سالهاست که جریان دارد و ادامه خواهد یافت. گاه به بهانه چیزی یا کسی سر بر میکشد و گاه دیگر فرود میآید تا وقت وقتش دوباره برخیزد. گونهگونی مردم، جلوههای حضور آنان در عرصه عمومی و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را نیز گوناگون و رنگرنگ کرده است؛ رنگهایی هماهنگ یا در ستیز که اگر دستانی هنرمند، به فراوانی همه ایرانیان، آنها را به کار برند، حاصل کار، هر چه باشد، مایه امید است و اگر به دست کسانی ناشی و بیهنر افتند، نتیجه، نامطبوع و زننده میشود و هدف اصلی که همان آزمودن زندگی عقلانی و گسترش روح بردباری است، بر باد خواهد شد.
خشونتورزی و زیادهروی شیوه زورگویان متعصب است، ما رنگ سبز را برگزیدهایم تا صلح را به یادمان آورد؛ سبز رنگ رشد است، رنگ اخلاق و معنویت است، رنگ ایرانی آزاد و آباد و بالنده است. ما سرباز آزادی و اخلاق و عدالتیم، مراقب باشیم که قواعد بازی خشونت و زیادهروی را بر ما تحمیل نکنند. این بازی را به شیوه آزادگان و صالحان باید پیش برد و برد. از همه کسانی که زیر رنگ سبز گرد آمدهاند، انتظار میرود از خشونت و خشونتطلبان کنارهگیری کنند، حقوق مخالفان را پاس دارند و قانون، اخلاق و قواعد اجتماعی را محترم شمارند تا رفتارشان الگویی برای آزادگی و بردباری به دست دهد و زمینهای فراهم آورد تا رویای مردم برای ایرانی آزاد و آباد، به واقعیت، نزدیکتر شود؛ ایرانی که در آن "کارگر غصه نان شب فرزندانش را نداشته باشد"، "کشاورز همه دارایی و سرمایهاش را همیشه در خطر تندبادی ناگهانی نبیند"، "زنان احساس ناامنی و بیپناهی نکنند و مجبور نباشند برای برخورداری از کمترین حقوق خود به هر ستمی تمکین کنند، کودکان در امان باشند، آزار نبینند و در آغوش مادرانشان و اگر ممکن نشد در آغوش اجتماع بیاسایند و ببالند؛ منزلت سالمندان، بزرگمردان و شیرزنانی که عمر خود را صرف خدمت به این سرزمین کردهاند، محفوظ بماند و سفرههایشان گسترده و دستان زحمتکشیدهشان پربرکت باشد و عاطفه تقسیم کند؛ پدران و مادران نگران آینده فرزندشان نباشند؛ دختران و پسران شایسته، دوشادوش و برابر در حقوق و فرصتها، با چشماندازی روشن در پیش رو و امیدوار به زندگی، از این که در ایران زاده شدهاند به خود ببالند و آزاد از موانع مزاحم و ناروا، برای ساختن آینده خود و میهنشان بکوشند؛ معلمان، ولی نعمتان جامعه باشند و فارغ از گرفتاری معاش، بکوشند کودکانمان را فرزند زمان خویش و شهروندانی آگاه و مسئول بار آوردند و به فرزندانمان گذشت و دوستی و احترام عقاید مخالف و ایستادگی در برابر ستم بیاموزند تا نسلی پرورده شود که در صلح زندگی کند و خودکامگلی را تاب نیاورد؛ نویسندگان و هنرمندان و دانشمندانمان آزاد باشند تا تخیلات، خلاقیتها و ابتکارات خود را بدون ترس از محدودیتهای ناروا بروز دهند و دانایی و هنرشان، در بند بخیلان کممایه گرفتار نباشد؛ پیروان ادیان و مذاهب و فرقههای مختلف، در کنار هم با دوستی و آرامش زندگی کنند و هیچ کس به خاطر عقاید خود مورد سرزنش و عتاب قرار نگیرد و متحمل محرومیتهای اجتماعی نشود؛ بیان عقاید آزاد باشد و کسی به خاطر ابراز عقیده، شکنجه و آزار نبیند؛ اقلیتهای قومی و نژادی ، ایران را از خود و خود را همواره ایرانی بدانند و در اداره امور کشور عادلانه سهیم شوند؛ فرصتطلبان مزور، شهدای پاک ایران و اسلام را سرمایه زر و زور خود قرار ندهند؛ میهندوستی، آزادگی و فداکاری به فراموشی سپرده نشود و جانبازان، سرافراز بمانند و خود را زیاندیده نپدارند؛ مفسدان کیسه خود را از اموال عمومی انباشته نکنند و امکانات عمومی را به نفع خود مورد سواستفاده قرار ندهند، فرصتطلبان از حلقوم ملت نبرند و بیتالمال را که به فرموده امیر عدالت، علی (ع) حق بیوهزنان و یتیمان است عرصه تاراج خود و تبار خود نسازند و...
به امید آن روز و با اطمینان از موفقیت، سنجیده و مصمم دست به کار شویم و اجازه ندهیم آنان که از اوضاع آشفته سود میبرند با تحمیل زیادهروی و خشونت و بداخلاقی ، ابتکار عمل را به دست گیرند.
در خاتمه لازم میدانم از بذل عنایت و میزبانی محبتآمیز مردم ایران از جمله پیشهوران و صنعتگران، فرهیختگان و هنرمندان، فرهنگیان و ارباب رسانه و مطبوعات، کارگران و کشاورزان و کارمندان، مرزبانان و نظامیان، دانشآموزان و دانشجویان، نوباوگان و سالمندان، ورزشکاران و صنوف، اقوام و اقلیتها، زنان و جوانان و به ویژه روستاییان زحمتکش و صبور تشکر نمایم و اطمینان دهم که همراهی و همنشینی من و مردم در صورت پیروزی در انتخابات نیز با اشتیاق ادامه خواهد یافت.
همچنین از همه آنان که توفیق دیدارشان را نداشتم عذر میخواهم و امیدوارم در موعدی مناسب افتخار و لذت دیدار حاصل گردد. این فرزند کوچک ملت، آرزویی جز تحقق آرمانهای مردم ایران و یادآوری راه امام(ره) در سینه ندارد و امیدوار است فرصتی دست دهد تا به کمک مردم و میثاق وفاق عمومی، پرکاری و فداکاری و همافزایی سرمایههای ارزنده اجتماعی، موانع رفاه و آزادی برطرف و نارسایی جبران گردد.
میرحسین موسوی - ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

یاری: تهیه کننده فیلم مارمولک در نامهای به آیت الله احمد جنتی با یادآوری واکنشها و اعتراضهای وی به فیلم مارمولک، از سکوت او در روزهای اخیر و پس از متهم کردن روحانیون به دزدی به شدت انتقاد کرد و گفت:«شما تهیه کننده اصلی این فیلم های مناظره هستید که پاکدستان و پاکدامنانی روحانی متهم و محکوم به دزدی می شوند.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این نامه بدین شرح است:
جناب آقای جنتی خاطر مبارک هست، حتماً هست، زمانی که فیلم مارمولک ساخته شد جنابعالی بدون اینکه آن را دیده باشید و صرفاً بر اساس شنیدهها درباره آن چه گفتید؟
شما مارمولک را فیلمی موهن و زشت برشمردید، به تبع شما دیگر یاران و برخی از همصنفان شما سازندگان آن را ضدانقلاب، عامل صهیونیستها، باجبگیران کاخسفید خطاب کردند و رؤسای دادگاههای وقت مشهد، اردبیل، تبریز، رشت در صدور حکم دستگیری و بازداشت با یکدیگر مسابقه گذاشته بودند.
آن فیلم کدام شخصیت روحانی، کدام مسئول، کدام صاحب قدرت را مگر نشانه رفته بود که این چنین همه برآشفته شده بودید. که فریاد وا اسلاما، وا روحانیتا بر آسمان رفته بود. این روزها جنابعالی اگر نه به عنوان یک شهروند که حتماً به عنوان ناظر بر انتخابات فیلمها و مناظرههای انتخاباتی را میبینید که باید ببینید به اقتضای شغلی که بابتش مسئولیت دارید.
نظر مبارکتان چیست، آبروی روحانیت نمیرود، آبروی انقلاب به بازی گرفته نمیشود، سهم امام اسباب مسخره نمیشود، آبروی مسلمین (که از خونشان مهمتر است) اسباب کسب قدرت نمیشود.
جناب آقای جنتی میان گریه و گریه تلخ تفاوت است. من در زندگی سه بار تلخ گریستهام. اول بار در پذیرش قطعنامه، بار دوم در رحلت جانسوز امام و بار آخر این شبها با دیدن مناظرهها و انتخاباتی که شما آن را مدیریت میکنید.
مکرر گفته بودید در دفاع از نظارت استصوابی، که وسیلهای است تا نااهلان غریبه با انقلاب و امام از معبر انتخابات نفوذ نکنند و انقلاب و ارزشهای آن را دچار استحاله نسازند و چنان با تیغ آخته بر سر این معبر نشسته بودید که در هر انتخابات از کشته پشته میساختید چه بر سر معبر تنگ نظارت استصوابی شما آمده است. که گذرکنندگان از آن این چنین همه چیز را هُمزه و لُمزه میکنند. آبروی روحانیت، مسئولین، زن و مرد و صغیر و کبیر را این روزها چوب حراج میزنند و جنابعالی حتماً در دفاع از دموکراسی و مردمسالاری زبان در نیام کشیدهاید.
قرار بود فوتبال ما رنگ فرهنگ و فرهنگ ما رنگ دیانت بگیرد. ولی ظاهراً به مدد مدیریت شما دیانت ما هم رنگ، که چه عرض کنم عین فوتبال ما شده است.
جنابعالی حتماً نوه و نتیجه دارید، بد نیست فیلم مناظرههای این شبها را با آنها ببینید. نسل سوم و چهارمی که نه امام را دیده نه روزهای سخت جنگ و نه بحرانها و حوادث این سی سال را، تا شاید شما هم چون ما و بسیاری از خانوادههایی که این روزها در مقابل دانشگاه به اصطلاح بزرگ اسلامی ایران قطرات درشت و سهمگین عرق شرم و حیا بر پیشانی و صورتشان نقش میبندد را شاهد باشید وقتی در مقابل این پرسش قرار میگیرند که نتیجه انقلابی که به خاطرش آن همه خونهای پاک ریخته شد این بود.
قلب دلسوزان انقلاب و امام از این رجاله بازیهایی که به نام افشاگری بر سر کوی و برزن است جریحهدار است و جریحهدارتر است به خاطر گرد سکوت و مرگی که از امثال جنابعالی که با دیدن فیلم مارمولک خونتان به جوش میآمد و رگ غیرتتان به جنبش درمیآمد و دستور بگیر و ببند و توقیف میدادید.
جناب آقای جنتی این بازی که اکنون در جریان است ممکن است آغازش با شما باشد اما انجامش را یقین دارم که این گونه نیست.
جناب آقای جنتی من تهیهکننده فیلم مارمولک هستم و به آن افتخار میکنم چرا که در آن فیلم دزد خردهپایی در همجواری با لباس روحانیت متنبه میشود و در پایان دعا میکند این لباس باید به اهلش برسد.
و شما تهیه کننده اصلی این فیلمهای مناظره هستید که پاکدستان و پاکدامنانی روحانی متهم و محکوم به دزدی میشوند. وجدانهای بیدار قضاوت کنند عمل استصوابی کدام است؟
منوچهر محمدی
۸۸/۳/۱۷

امروز در دیداری که با هنرمند بی نظیر ایران زمین، همای داشتم، متوجه شدم که او هم مهندس موسوی را برگزیده است. از او خواستم تا حمایتش را علنی کند تا دوستدارانش نیز به او بپیوندند که چنین کرد و با عبارتی زیبا از من خواست تا حمایتش را اعلام کنم. عبارتی که توسط همای به نگارش درآمد اینچنین است: از موسوی حمایت میکنم چون او و همسرش هر دو هنرمند هستند.
این خبر را برای سایت قلم هم ارسال کردم که تا ساعاتی دیگر بر روی خروجی این سایت قابل رویت خواهد بود.
قلم / بیش از ۸۰۰ هنرمند سینما، تئاتر و تلویزیون با امضای بیانیهای از نامزدی مهندس موسوی در انتخابات ریاستجمهوری حمایت کردند.
به گزارش قلم نیوز، در این بیانیه که هنوز جمع آوری امضای آن ادامه دارد و پیش بینی میشود به ۱۰۰۰ نفر برسد، اسامی بسیاری از برجسته و مشهورترین هنرمندان ایران به چشم میخورد.
چنین اجماعی برای نخستین بار در ایران اتفاق میافتد و هنرمندانی از گرایشهای مختلف هنری و فکری در یک موضوع حاصل میشود. چنین اجماعی حتی در موضوعات صنفی نیز سابقه نداشته است.
بیانیه هنرمندان به این شرح است:
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید
به رفتار شما میتابد
ما هنرمندان به خاطر اعتلای ایران، به خاطر شکوفایی فرهنگ و هنر، به خاطر فردایی بهتر، سرشار از روشنی، آگاهی، عدالت، آزادی، ایمان و مهربانی از همه شهروندان میهن اسلامی میخواهیم در انتخابات پیش رو شرکت کنند و رای سبز خود را به نام هنرمند و مدیر برحسته کشور آقای مهندس میرحسین موسوی به صندوقها بیندازند.
این بیانیه را هنرمندان زیر امضا کرده اند:
داریوش ارجمند / شهرام اسدی / همایون اسعدیان / مهناز افشار / سیروس الوند / حمید امجد / محسن امیریوسفی / علیرضا امینی / عزتالله انتظامی / پریسا بختآور / مرضیه برومند / کامبوزیا پرتوی / رفیع پیتز / کیومرث پوراحمد / امین تارخ / کمال تبریزی / سیروس تسلیمی / هدیه تهرانی / نغمه ثمینی / ابوالفضل جلیلی / شهاب حسینی / محمدحسین حقیقی / منیژه حکمت / عزیز الله حمیدنژاد / سیف الله داد / علیرضا داودنژاد / ابوالحسن داودی / پوران درخشنده / احمدرضا درویش / محمد رحمانیان / مرتضی رزاق کریمی / جمیل رستمی / داود رشیدی / علیرضا رئیسیان / علی ژکان / جمال ساداتیان / سامان سالور / محمدعلی سجادی / علی سرتیپی / منوچهر شاهسواری / مرتضی شایسته / علیرضا شجاع نوری / اسماعیل شنگله / پرویز شهبازی / پری صابری / قطبالدین صادقی / یدالله صمدی / محمدعلی طالبی / فرشته طائرپور / رضا عطاران / تقی علیقلی زاده / کیانوش عیاری / حسین فرح بخش / حمید فرخ نژاد / بهمن فرمان آرا / محمدرضا فروتن / داریوش فرهنگ / اصغر فرهادی / مهرشاد کارخانی / کامبیز کاشفی / مهدی کرم پور / محمدعلی کشاورز / رضا کیانیان / مسعود کیمیایی / مجید مجیدی / منوچهر محمدی / محسن مخملباف / جعفر مدرس صادقی / احمد مرادپور / هادی مرزبان / فاطمه معتمدآریا / خسرو معصومی / فرزاد موتمن / فرهاد مهرانفر / داریوش مهرجویی / فرهاد مهندسپور / مازیار میری / محمدعلی نجفی / مهتاب نصیرپور / رویا نونهالی / علی نصیریان / حمید نعمت الله / سید ضیاء هاشمی / اصغر هاشمی / پرویز آبنار / امیر آتشانی / پوریا آذربایجانی / محمد صادق آذین / غلامرضا آزادی / علی آشتیانی پور / حسن آقا کریمی / محمد آلادپوش / پگاه آهنگرانی / صابر ابر / امیر اثباتی / محمد احمدی / سامان استرکی / سیاوش اسعدی / عبدالله اسفندیاری / حبیب اسماعیلی / تورج اصلانی / محمد اطبایی / رضا اعظمیان / مانیا اکبری / داریوش بابائیان / پژمان بازغی / عنایت بخشی / بهرام بدخشانی / اسماعیل براری / نادر برهانی مرند / عادل بزدوده / پانتهآ بهرام / بهنام بهزادی / فریال بهزاد / هومن بهمنش / مسعود بهنام / پروانه پرتو / ماهایا پطروسیان / حسن پورشیرازی / امیر توده روستا / سعید تهرانی / اکبر ثقفی / مجید جعفری / بهرام جلالی / محمدرضا جهان پناه / مجید جوانمرد / سعید حاجی میری / سیروس حسنپور / فرج حیدری / اکبر خامین / اسحاق خانزادی / مصطفی خرقهپوش / ملک جهان خزاعی / فردین خلعتبری / خسرو خورشیدی / گوهر خیراندیش / محمد درمنش / بهرام دهقانی / پیام دهکردی / شادمهر راستین / لیلی رشیدی / پناه برخدا رضایی / حبیب رضایی / رحمان رضایی / سیروس رنجبر / بهاره رهنما / حسن زاهدی / علیرضا زرین دست / رضا سبحانی / محمدرضا سکوت / سعید سهیلی / علی شاه حاتمی / جلال شمسیان / سعید شهرام / مهری شیرازی / فردین صاحب الزمانی / حبیب الله صحرانورد / فرشته صدرعرفایی / ابوالفضل صفاری / پروین صفری / هایده صفی یاری / یوسف صمدزاده / امیر عابدی / محمد عاقبتی / محمدرضا عالی پیام / علی عبدالعلی زاده / سپیده عبدالوهاب / محمدرضا عرب / داود فتحعلی بیگی / مسعود فروتن / بیتا فرهی / مهرداد فرید / بایرام فضلی / مجید قاری زاده / علیرضا قاسم خان / پیمان قاسم خانی / آتوسا قلمفرسایی / حسن قلی زاده / رهبر قنبری / علی قوی تن / عبدالرضا کاهانی / رضا کرم رضایی / نظام کیایی / غلامرضا گمرکی / بابک محمدی / حمید مدرسی / ولی الله مدنی / کیومرث مرادی / جواد مزدآبادی / محسن مسافرچی / فرید مصطفوی / علی مصفا / منوچهر مصیری / پیمان معادی / بهروز معاونیان / حسن معجونی / محمدابراهیم معیری / نازنین مفخم / نادر مقدس / سعید ملکان / یاسمن ملک نصر / مهران ملکوتی / بیتا منصوری / تورج منصوری / مستانه مهاجر / ژیلا مهرجویی / بیژن میرباقری / جهانگیر میرشکاری / مجتبی میرطهماسب / مزدک میرعابدینی / مهرداد میرکیانی / مجید میرفخرایی / مهرداد میرفلاح / محمد نشاط / کورش نریمانی / اصغر نژاد ایمانی / اصغر نعیمی / نقی نعمتی / مسعود نوابی / جواد نوروز بیگی / علی نیک رفتار / منوچهر هادی / کارن همایونفر / اصغر همت / علی واجد سمیعی / شیرین وحیدی / مهدی ودادی / رضا آحادی / حمید آذرنگ / ایوب آقاخانی / محمد آقامحمدی / ناصر آویژه / امیرکاوه آهنجان / شیوا ابراهیمی / بهرام ابراهیمی / مهرداد ابوالقاسمی / ایده ابوطالبی / محمد احمدی / نازنین احمدی / خسرو احمدی / نسیم ادبی / بهار ارجمند / انوشیروان ارجمند / داریوش اسدزاده / خاطره اسدی / رابعه اسکویی / جواد اعرابی / حمیدرضا افشار / مهوش افشارپناه / مهناز افضلی / مهران امام بخش / رضا امامی / بیژن امکانیان / سیمین امیریان / پویا امینی / رحمت امینی / مهدی امینی / آزاده انصاری / رضا بابک / فارس باقری / بهاره برهانی / فرهاد بشارتی / لیلا بلوکات / محمود بنفشه خواه / مریم بوبانی / رکسانا بهرام / محبوبه بیات / مسعود پاکدل / حسین پاکدل / مهدی پاکدل / الهام پاوه نژاد / حسین پرستار / سهیلا پورگرامی / علی پویان / فرهاد تجویدی / فرید تجویدی / عمار تفتی / کامران تفتی / عباس تقی آبادی / آتش تقی پور / محسن تنابنده / امیرعباس توفیقی / سیما تیرانداز / سهیلا تیلاوی / نگار جواهریان / جمشید جهانزاده / سعید چنگیزیان / محمد حاتمی / اکرم حاجی وند / رضا حامدی خواه / حامد حامدی خواه / هایده حائری / صدرالدین حجازی / علیرضا حسینی / یوحنا حکیمی / محمد حمزه ای / رودابه حمزه ای / شیلا خداداد / بهزاد خداویسی / اشکان خطیبی / شیدا خلیق / افشین خورشیدباختری / سعید داخ / داود داداشی / آرش دادگر / انکیدو دارش / گیتا داوودی / ابوالفضل دژاکام / اصغر دشتی / رویا دعوتی / نادیا دلدار گلچین / مرجانه دلدار گلچین / حسن دولت آبادی / حبیب دهقان نسب / الهام دهقانی / کامبیز دیرباز / سینا رازانی / علی رامز / مژگان ربانی / فرزین رستم پور / زهرا رفیعی گیله وایی / کرامت رودساز / امیر رهبری / حمیرا ریاضی / فریبا رئیسی / نیما رئیسی / امیر محمد زند / افشین زارعی / امید زندگانی / حسین زینالی / محمدعلی ساربان / بیتا سحرخیز / فرزانه سکوتی / مریم سلطانی / شهره سلطانی / مهدی سلطانی / هومن سیدی / سعید شاپوری / علی شایان فر / مهراوه شریفی نیا / اسماعیل شفیعی / محمدتقی شمسایی / میکائیل شهرستانی / تهمینه شه میر / محمد شیری / رضا صابری / مهنوش صادقی / حمدرسول صادقی / اشکان صادقی / زهرا صبری / پرویز صبری / لاله صبوری / نگین صدق گویا / فرزاد صدیق شریف / مهرداد صدیقیان / آزاده صمدی / صبا ضامنی / سوگل ضامنی / مهرداد ضیایی / طناز طباطبایی / مهدی طبیبی / حمیدرضا طوبایی / خشایار عابدیان / آرش عباسی / رضا عبدالعلی زاده / مصطفی عبداللهی / سید محمدرضا عطایی فر / محمدسرور عظیمی / احمد علامه دهر / منوچهر علی پور / مهدی علیاری / حمیده بانو عنقا / ژوبین غازیانی / شهاب غزالی / امیر غفارمنش / امیر غفاری / عباس غفاری / سولماز غنی / شقایق فراهانی / جلیل فرجاد / مارال فرجاد / مونا فرجاد / فرشاد فزونی / نیره فراهانی / شبنم فرشادجو / عبدالرضا فریدزاده / شمسی فضل اللهی / اندیشه فولادوند / رضا فیاضی / محسن قاضی مرادی / هنگامه قاضیانی / فرهاد قائمیان / فرید قبادی / محمود قبه زرین / فروغ قجابگلی / اکبر قدمی / اکبر قهرمانی / فرزانه کابلی / الهام کردان / لادن کنعانی / گرشاسب کیان بخت / جمشید گرگین / شکرخدا گودرزی / رضا گوران / مینا لاکانی / وحید لک / افسانه ماهیان / عباس محبوب / گلزار محمدی / کیوان محمودنژاد / رامین محمودیان / لادن مستوفی / ناهید مسلمی / امیر مشهدی عباس / سیما مطلبی / مریم معینی / شبنم مقدمی / سوسن مقصودلو / کیهان ملکی / فرحناز منافی ظاهر / ولی الله مومنی / رضا مهدیزاده / شیوا مهرزاد / مهدی میامی / سیما میرزاحسینی / سمانه میرزاحسینی / فهیمه میرزاحسینی / مینو میرشاه ولد / رویا میرعلمی / بهروز میرلو / ناصر ممدوح / هدا ناصح / علیرضا ناصحی / رامین ناصرنصیر / افسانه ناصری / شهین نجف زاده / فرزانه نشاط خواه / پریوش نظریه / رسول نقوی / ایرج نوذری / امیر نوری / فرشته نوید / صادق هاتفی / تبسم هاشمی / افشین هاشمی / کاظم هژیرآزاد / عزیزالله هنرآموز / ندا هنگامی / حسن وارسته / مهوش وقاری / محمدامیر یاراحمدی / آناهید آباد / بهنام آدینه زاده / سیمین آزادی / بهنام آسبان / ندا آصف / امیرمسعود آقابابایی / میترا آقامیری / محمود آیدن / حمید ابراهیمی / نرجس ابراهیمی / سعید احمدی / مهران احمدی / مصطفی احمدی / احمد احمدی / آزاده اخلاقی / مجید اخوان / علی اصغر اخوان مقدم / بابک اخوان / امیر ادیب پرور / فرهاد ادیب مهر / فرهاد ارجمندی / احمد اردلان / سعید اژدر / ایما استمراری / علی اسداللهی / کیارش اسدی زاده / مانفرد اسماعیلی / مرجان اشرفی زاده / علی اعلایی / دانش اقباشاوی / علی اللهیاری / تیما امیری / امیراحمد انصاری / سحر انصاری / ستار اورکی / ابراهیم ایرج زاد / جهانبخش ایمانی / امین ایمانی / حسن ایوبی / داود بابایی / بشاش بافکر / روح الله برادری / شیرین برق نورد / علیرضا برومند / آرش برومند / عباس بلوندی / فرامرز بهرامپور / رضا بهرامی نژاد / فریدون بهمنی / اصغر بیچاره / هدیش بیگدلی شاملو / امیر پرتوزاده / مهدی پروین / راحله پروین نیا / بابک پناهی / محمد پورراد / مهدی پورموسی / فرید پوروالی / امیر تجربه / آذر تجلی / نیکا ترابی / علی تصدیقی / محمد تقی نیا / مهدی توحیدپور / بهرنگ توفیقی / علی تیموری / مهدی جعفری / زهرا جعفری / سیدمحمود جعفری / مسعود جعفری پور / پیمان جعفری / امیر جغتایی / فرشته جغتایی / رضا جمالی / محمد جمشیدی / رضا حاج درویش / کیانوش حاج رمضانی / کاوه حاج رمضانی / وحید حاجیلویی / حسین حج گذار / امیر حسینی / پیمان حقانی / داریوش حکمت / جلال حمیدی / بهمن حمیدی / بهمن حیدری / وحیده حیدری / عاطفه خادم الرضا / محسن خان جهانی / امیرحسین خانکلانی / محمود خرسند / فرحناز خسروآبادی / سیما خضرآبادی / آرش خلاقه دوست / جمشید خندان / محسن خوش صفا / مهدی دارابی / خسرو دارسنج / بهمن دادفر / گلچهره دانش / نادر داوودی / بهرنگ دزفولی زاده / محمدرضا دلنوازی / نفسیه ذاکری / الهام راد / رضا رادمنش / روزبه رایگا / عباس رجبی / لادن رحمتی / مازیار رزاقی / حسین رزاقی / عباس رستگارپور / دکتر مصطفی رستگاری / امیر حسین رسولی / علیرضا رسولی نژاد / شیوا رشیدیان / زهره رضایی / نادر رضایی / افشین رضایی / غفار رضایی / احسان رفیعی جم / لیلا رنگرزان / حسن روح پروری / امیر روحی / حسین روزبه / علی زارع / مهرداد زاهدیان / واینا زرافشان / سیامک زمردی مطلق / کامبیز زندی / مهران زینت بخش / امبرمهدی ژوله / محمدحسین ساداتیان / سید احمد ساکت / محمد سال افزون / مختار سائقی / کاوه سجادی حسینی / کامران سحرخیز / ابراهیم سعیدی / فیروز سلطانی / مینا سلیمی / حمید سلیمی / بهرنگ سنجابی / پیام حسین سوری / سیدنادر سید محمدی / فریبرز سیکارودی / مانیا سیمون / شیرین شازده سدهی / مسعود شاهوردی / حامد شریفی نیا / احمدرضا شجاعی / بهروز شعیبی / علیرضا شمس / سعید شهرابی / مازیار شیخ محمودی / افسانه شیخی / کامیار شیسی / داریوش صادق پور / مسعود صادقیان / ایمان صفا / ابوالفضل صفاری / دلیله صوفیانی / علی طالب آبادی / ظفر طاهری کریمی / ناهید طلوع / ایمان طلوع / آیدین ظریف / غزاله ظهوری / علی ظهوری / بهروز عابدینی / ایرج عاشوری / رضا عاطفی / داریوش عبادی / پیمان عباسی / عبدالله عبدی نسب / جعفر عروجی / معصومه عروجی / امیر عزیزی / مهرداد عسگری / علی عطار / کریم عظیمی / شهرزاد عقیلی / ساسان علائیان / علی علویان / محمدرضا علی اکبر / فهیمه علی اکبری / شهاب عموپور / داریوش عنیانی / محدرضا غفاری / محمود غفاری / حسن غفاری / فرمیسک فاریا / نوید فرح مرزی / کمال فرهنگ / آرمان فیاض / ندا قائدی / محراب قاسم خانی / امیر حسین قاسمی / طاهره قاسمی / فریبرز قربان زاده / امید قربانی / افسانه قلی زاده / محمد هادی قمیشی / کاوه قهرمانی / منیر قیدی / بهروز کاشانی / زیبا کاظمی / پرنیان کاظمی پور / ابوالفضل کریمی / بهنام کریمی / غلامرضا کزازی / مهرداد کسری / سام کلانتری / کامران کیان ارثی / آوا کیایی / خسرو کیوانمهر / رضا گرگانی / فرشاد گل سفیدی / محمد گنجعلی / مجید گودرزی / محمدرضا گوهری / مهرداد لشکری / مجید لیلاجی / حسین مجد / امیرعلی محسنین / فرشاد محمدی / جمشید محمدی / سید محمد محمودی / علی مردانه / سروناز مستوفی / یوسف مصدقی / سحر مصیبی / غزاله معتمد / نادر معصومی / محمود مقدسی / مهناز مقدم / کیوان مقدم / پرستو مقدم / رضا مقصودی / داریوش منتظری / اسماعیل منصف / محمدرضا منصوری / شیما منفرد / امیر موسوی / محمود موسوی نژاد / آرمان موسی پور / مهران مهری / حسین مهکام / اسماعیل موحدی / بهزاد مولود / همیلا موید / جهانگیر میرزاجانی / سعید میرزایی / امین میرشکاری / تهمینه میرمیرانی / بهناز نازی / رضا نامی / پویا نبی / محمدرضا نجفی / سارا نجفی / ساسان نخعی / نغمه نظری / شهرام نمایان / مجید نیامراد / شرف النسا نیرومند / آرزو نیک پور / مهتا نیلفروشان / پریناز هاشمی / روح الله هاشمی / مرتضی هدایی / مریم هژیروند / چاوش هنرآموز / آذر هوشیار / سعید واثق / امیرعلی واجد سمیعی / رضا واعظی / مهدی ورپایی / فرهاد ویلکیجی / یوسف یزدانی / علی یعقوبی / سارا یوسفی
در جمع آوری این امضاها گروهی از هنرمندان رشته های مختلف نقش داشتند که ستادی با عنوان هنرمندان یاور خاتمی، حامی موسوی تشکیل دادهاند. شعار این ستاد عبارت است از : به خاطر ایران، هنر ایران، فرهنگ ایران، فرهنگ غیر دولتی ایران همراه با خاتمی، میرحسین موسوی را برمیگزینیم.

جمهوريت: آنچه شب چهارشنبه سیزدهم خرداد هنگام مناظره تلویزیونی میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد در برابر چشم میلیونها بیننده اتفاق افتاد تنها یک سوی ماجرا بود. از آن طرف و پشت دوربین ها حوادث دیگری پیش آمد که مرور آنها می تواند گوشه های تاریک این مناظره روشن کند، حوادثی که به روشنی نشان می دهد که اقتدارگرایان در آن شب از هیچ ترفندی فروگزار نکردند، گویا نظرسنجی های مخفیانه ای که اطلاعات آن تنها در اختیار سران بلند پایه نظام قرار می گیرد برای آنان مسجل کرده بود که آرای آنان سیر نزولی دارد و مقبولیت آخرین نخست وزیر ایران رو به فزونی دارد. اما پشت دوربینها چه گذشت؟
دو نامزد ریاست جمهوری دهم به تنهایی وارد استودیوی شبکه سوم نشدند، موسوی همراه با مجيد مجيدي، عرب مازار، بهزاديان نژاد، حيدريان، بهشتي، فاتح و زنگنه به صدا و سیما وارد شد و از آن طرف احمدی نژاد را کسانی مانند رحيم مشائي، زاهدي وفا، كلهر، بهمني و محرابيان همراهی می کردند.
بلافاصله پس از آغاز مناظره یکی از همراهان موسوی پیامکی دریافت کرد که بخشی از استراتژی آن شب اقتدارگرایان را برملا می کرد: صدابردار برنامه با زیرکی صدای میرحسین موسوی را زیر می کند و در مقابل به صدای احمدی نژاد اکو می دهد، در این حالت مختصر لرزش صدا بسیار برجسته می شود و در ذهن مخاطب این طور تداعی می شود که میرحسین موسوی بر خود مسلط نیست و تحت تأثیر فضای مناظره قرار گرفته است.
در ده دقیقه سوم برنامه همراهان احمدی نژاد از جمله کلهر و هاشمی ثمره انگار مسابقه فوتبال تماشا می کردند، صدای هلهه و دست زدن آنان پس از هر اظهار نظر احمدی نژاد به هوا می رفت. در این ده دقیقه رئیس دولت نهم به استقبال از وی در کشورهای دیگر و نیز آزادی ملوانهای انگلیسی اشاره می کرد.
زمانی که احمدی نژاد موضوع مدرک زهرا رهنورد را مورد تشکیک قرار می داد بار دیگر صدای شادی همراهان رئیس دولت به آسمان رفت، یکی از آنان هیجان زده فریاد کشید: "کارش تمام شد!"
ده دقیقه پایانی صحبت های محمود احمدی نژاد آغاز شد و او این بار اتهاماتی را متوجه سران نظام کرد، علاوه بر آن به کاغذهایی که در دست داشت اشاره کرد که به گفته وی مدارک خانمی است که همه جا کنار موسوی قرار دارد. در این لحظه وقت احمدی نژاد به پایان رسید و نوبت بار دیگر به موسوی رسید.
آخرین دقایق برنامه که از سر قرعه نصیب میر حسین موسوی شده بود در حقیقت بهترین دقایق حضور او بود. پاسخ وی به اتهامات احمدی نژاد لبخند رضایت را رفته رفته از لبان همراهان رئیس دولت نهم کمرنگ و کمرنگ کرد. رئیس جمهور در حالی که وقت وی به پایان رسیده بود به میان صحبت های موسوی آمد و با قطع گفته های وی خواست پاسخ دهد، حال آن که مطابق قوانین مصوب مناظره های تلویزیونی وی حق چنین کاری نداشت.
همراهان رئیس جمهور که شکست را به چشم می دیدند به هر دری می زدند، آنان شاید مناظره را با برنامه هایی نظیر نود اشتباه گرفته بودند که گمان می کردند می توانند از تهیه کننده برنامه خواستار وقت بیشتری شوند، حال آن که مطابق قوانین مناظره های تلویزیونی هر طرف مناظره تنها چهل و پنج دقیقه فرصت سخن گفتن دارد. یکی از این همراهان که از شدت خشم عنان اختیار از کف داده بود به سوی تهیه کننده آمد و فریاد کشید: "مگر نمی بینی که رئیس جمهور وقت می خواهد؟! به مجری بگو به ایشان وقت بدهد!" سپس وی را به کناری می کشد و از او می خواهد تا با دفتر مقامات ارشد صدا و سیما تماس بگیرد.
روشن است که تماس هاي شان بی اثر بود و با این درخواست غیرقانونی موافقت نشد. همراهان رئیس جمهور که اختیار خود را کاملا از دست داده بود ناگهان به تهیه کننده برنامه حمله کردند.
در میان این هیاهو ناگهان صدای الله اکبری به گوش رسید: همراهان موسوی بودند که با این فریاد همدیگر را در آغوش می گرفتند و پیروزی موسوی را در این مناظره تبریک می گفتند. موسوی پیش از احمدی نژاد از استودیو خارج شد و اعلام کرد که این روند را ادامه خواهد داد.
دلسوخته مردی ازلی می خواهیم
از جنس عدالت علی می خواهیم
حرف دل مردمان عاشق این است
ما میرحسین موسوی می خواهیم
مناظره تمام شد و باز هم مهندس موسوی مدیریت کلانی که کشور بدان نیاز دارد را طرح کرد و رقیب حرمت خانوادهاش را شکست.
هم اینک و پس از مناظره، برنامه منطقه ممنوعه در حال پخش است، این برنامه را تحریم کنید تا اساس دروغپردازی برچیده شود.
خدایا از آنچه میهن عزیزمان را به زوال میبرد، به تو پناه میبرم. خود و میهنم را به تو میسپارم.
صبح نزدیک است

دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی در مورد تحریف خطبه نماز جمعه وی با موضوع عملکرد دولت مهندس موسوی در برخی خبرگزاریها و روزنامهها، توضیحی منتشر کرد.
پاسخ آیتالله هاشمی رفسنجانی به اخبار جعلی برخی رسانهها در مورد خانوادهاش
یادداشت روزانه ابوالفضل فاتح / سه شنبه ۱۲/۳/۸۸

پیوسته و بی وقفه پیامک هایی دریافت کردم که مدعی تمایل مهندس موسوی به حاضر نشدن در مناظره یا احتمال تاخیر آن بود. پیامکی هم مدرک تحصیلی خانم دکتر رهنورد را زیر سئوال برده بود. همین طور دیگری مدعی شده بود که خانم فائزه هاشمی قرارداد چند میلیاردی مانتوهای سبز را بسته است. دیگری خبر از قرارداد چند صد میلیونی با شرکت تاکسی رانی می داد. یکی هم زنگ زد و خبر داد که یکی دو رسانه ی حامی رقیب مدعی شده اند که قرار است طرفداران مهندس عکس های خانوادگی ایشان را منتشر و آن را به گردن رقیب بیندازند و ... برای من که در جریان حقیقت خبرها بودم تولید و انتشار ده ها دروغ از این دست آن هم به شکل سازمان یافته از سوی گروه های محفلی غیرقابل تحمل شده بود. به قلم زنگ زدم و خواهش کردم که بنویسند مهندس قطعاً در مناظره شرکت خواهد کرد و همین طور قرار شد که بنویسند: خداوند امپراطوری دروغ را سرجایش خواهد نشاند.
بعد از نماز عصر در مسجد شهدا تهران با حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی دیداری داشتم. او از انسان های نیک روزگار است. خدا پدر و برادرش را رحمت کند. آقای ابوترابی از زمان دانشگاه تهران نقش خوبی در تخفیف شکاف ها و الفت دل ها ایفا کرده است. یکی دو انتقاد نسبت به جریان مهندس و همین طور جریان آقای احمدی نژاد مطرح کرد. دوست داشت آقای مهندس و آقای مهدوی کنی ملاقاتی داشته باشند.
امروز یکی دو جلسه درباره چگونگی مناظره های مهندس موسوی برگزار شد. یکایک حاضران شرحی از دروغ های منتشر شده در روزهای اخیر را مطرح کردند. از عملکرد جانبدارانه ی رسانه های دولتی از جمله روزنامه ی ایران نیز سخن به میان آمد. باز هم سیاست سکوت در برابر این تهاجمات غیراخلاقی برگزیده شد. اطمینان عجیبی در ستاد مهندس نسبت به واگذاری قضاوت های نهایی به مردم وجود دارد. عزیزی می گفت: چرا این همه خونسردید؟ پاسخ دادم: چه باک از آمار و اطلاعات دروغ. ایمان دارم در این مباهله چیزی که رقیب ندارد صداقت است.
امروز نگرانی هایی از احتمال بر هم زدن اجتماعات جوانان حامی مهندس مطرح شد. مهندس موسوی در این ارتباط بیانیه ای صادر کرد. متن بیانیه مثبت و در عین حال هشدار دهنده بود. عموم حاضران نگران ترفندهای رقیب در به هم زدن اجتماعات و بروز رفتارهای خشونت آمیز از سوی آنان بودند و همگی موافق صدور هر چه سریع تر اطلاعیه. امشب فرصتی دست داد تا با یکی از دوستان به خیابان ولی عصر و حوالی پارک وی برویم. ترافیک زیادی بود. جوانان زیادی مشغول توزیع پوستر کاندیداها در بالا و زیر پل بودند. اتوموبیل ها با نصب پوستر کاندیدای خود هر کدام نقش یک رسانه را ایفا می کردند. تنوع سرنشینان و نوع خودروها به شدت جلب توجه می کرد. چادری، مانتویی، ریش دار و بی ریش، سنتی، مدرن، شمال شهری و ... همه آمده بودند تا حضوری داشته باشند. یاد شب های ماه رمضان افتادم که جوان ها به خیابان ها می آیند. می شود گفت این انتخابات رسانه ای ترین انتخابات ایران شده است که جایی از آن سخن خواهم گفت. به هر حال جو غالب با مهندس و تعداد نسبتاً کمتری با آقای احمدی نژاد بود. تا آن جا که در طول خیابان جدا جدا ایستاده بودند مشکلی به جز اندکی ترافیک نبود. اما به زیر پل که می رسیدی طرفداران دو طرف دو اجتماع چند ده نفره شکل داده بودند که شعارهایی هم می دادند. ناگهان این شعارها تند شد و به پرتاب چوب و سنگ انجامید. بین دو گروه سربازان نیروی انتظامی حائل شده بودند. دوستان طرفدار مهندس باید هوشیار باشند و همچنان فریب تحریک رقیب را نخورند. بگذار آنان شعار بدهند و سنگ و چوب پرتاب کنند. دیروز و دیشب تقریباً تمامی بیلبوردهای مهندس را عده ای که چندان هم ناشناس نیستند از سطح شهر جمع کردند. در این حال هر چقدر و هر جا که توانستند بیلبوردها و تبلیغات آقای احمدی نژاد را نصب کردند. در این که هزینه ای میلیاردی پشت تبلیغات رقیب هست تردیدی نیست اما چه نیازی به تخریب اقلام تبلیغاتی ستاد مهندس دارند؟ آن ها تصویری را که بر دل نشسته است چگونه پاره خواهند کرد؟ برای ما بهترین استراتژی حضور در میدان با پرهیز از خشونت است. نباید فرصت کوتاه و برگشت ناپذیر تبلیغ را از دست داد. اگر بیلبوردهایمان را پاره می کنند با همراه داشتن نماد سبز و نصب پوستر های مهندس در خودروها و پشت شیشه ی مغازه ها می توان ترفند حریف را خنثی کرد. راستی یادم نرود که در قطار ماشین هایی که به سمت میدان ونک بود خودرویی صدای موسیقی اش را بسیار بلند کرده بود. پیاده شدم تا ببینم که طرفدار کیست و چرا چنین می کند. جلو رفتم و پس از عرض سلام گفتم طرفدار هر کس هستی به نفع کاندیدای شماست که با صدای موسیقی بلند مزاحم مردم نشوید. بلافاصله صدای موسیقی شان را کم کردند. این خودرو چهار سرنشین داشت. جالب آن که یکی از آنان تصویری از احمدی نژاد و دیگری تصویری از موسوی در دست داشت.
امروز غروب با صحنه ی بسیار زیبایی مواجه شدم. در حالی که با دوستان و آقای مهندس در جلسه بودیم ناگاه صدای شعارهای جمعیتی که از خیابان عبور می کرد به گوش رسید. مهندس برخاست و گفت: احتمالا طرفداران آقای احمدی نژاد هستند. بگذارید ببینم چه می گویند. به نزدیک پنجره که آمد دید جوانانی متین که به شکل گروهی از پیاده رو رد می شدند با خواندن شعر" موسوی قهرمان می شه / خدا می دونه که حقشه/ به لطف یزدان و بچه ها/ موسوی قهرمان می شه " کاندیدای خود را تبلیغ می کردند. مهندس نگاهی تامل برانگیز به جمع داشت تا از مقابل چشمانش گذشتند. آنها نمی دانستند که مهندس نظاره گر آنان است. تردیدی ندارم که در دل به آینده ی این جوانان دعا می کرد.
حجم عظیم تبلیغات تخریبی رقیب درباره ی مناظره ی چهارشنبه شب حساسیت مردم را به گونه ای دامن زده است که بسیاری با مراجعه به ستاد پیشنهادهایی را ارائه می دهند که نشان از علاقه ی مردم به مشارکت همدلانه در این امر دارد. مردم با مهربانی و علاقه طرف مهندس را گرفته اند و دوست دارند به جریان او کمک کنند.در حقیقت رقیب با ضد تبلیغش سبب خیر شده است.
امشب مناظره ی آقای کروبی و آقای رضایی بود. ظاهراً مناظره ی دلچسبی نبوده است.
با پایان یافتن نمایش فیلم های نخست کاندیداها تقریباً این اتفاق نظر وجود دارد که بهترین فیلم مربوط به مهندس بوده است.
پیامک: ایران به دلیر میر خود می نازد/ با موسوی اش به دشمنان می تازد/ با هر که شود عنایت حق همراه/ هر کس که بود مقابلش می بازد
ابوالفضل فاتح

مهدی احمدی تصویربرداری مستند «گروه مستان» را از یکماه قبل آغاز کرده و در تور اروپایی گروه مستان بخش کنسرتها و استقبال جهانی مردم را از این گروه به تصویر میکشد.
به گزارش خبرگزاری مهر، احمدی مستندهای "آنارشیسم" و "کودکانی دیگر" را در پرونده دارد و در مستند تازه خود حضور شهداد روحانی و چگونگی تنظیم ترانه "سرزمین بیکران" را به عنوان اثری ملی برای گروه مستان به تصویر کشیده است.
گروه مستان به سرپرستی همای آثاری را در قالب آلبومهای "این چه جهانی است"، "جدال عقل و عشق"، "ملاقات با دوزخیان" و "سرزمین بیکران" منتشر کرده است. تهیهکنندگی مستند «مستان» را محسن صرافی بر عهده دارد.
احمدی این روزها پس از 20 جلسه تصویربرداری، تدوین مستندی با موضوع عبدالله ناظمی مدیر باله ملی پارس و طراح حرکات فیلمهایی چون "حسن کچل"، "بابا شمل" و "کاروانها" را آغاز کرده که تا یکماه دیگر آماده نمایش خواهد شد.
در مستند زندگی ناظمی اساتیدی چون محمود دولتآبادی، نصرت کریمی، حمید سمندریان، جمشید مشایخی و برخی دیگر از فرهیختگان عرصه هنر حضور یافتهاند. تهیهکنندگی این فیلم نیز بر عهده صرافی و احمدی است.

علی پروین اسطوره و محبوب طرفداران فوتبال ایران در گفتگو با روزنامه حیات نو حمایت رسمی خود را از میرحسین موسوی اعلام کرد.
* در انتخابات به چه کسی رای میدهید؟
- من در دوره قبل از آقای رفسنجانی حمایت کردم اما متاسفانه ایشان رای نیاورند و امسال هم امیدوارم آقای موسوی رای بیاورند چون ایشان به خوبی مشکلات را میشناسند و شاید تا حدودی مردم را به آرامش برسانند.
* چرا میرحسین موسوی؟
- این آقای همان نخست وزیری است که در دوران جنگ ایران را اداره میکردند و مورد قبول مقامات سیاسی آن زمان هم بودند. به خدا مشکلاتی که ما در زمان جنگ داشتیم خیلی کمتر از حال بود. امیدوارم ایشان رای بیاورند. علاوه بر اینها آقای موسوی خیلی مردمی و خاکی بودند. ایشان وقتی نخست وزیر بودند با پیکان تردد میکردند و ما یک بادیگارد هم در اطرافشان نمیدیدیم. امسال هم که وقتی برای ثبت نامه رفتند یک پراید داشتند که این رفتارهای جای تقدیر دارد. ما در حال حاضر کمتر مرد سیاسی را میبینیم که این قدر ساده باشند.
* این چه فایده برای کشور دارد؟
- کسی که اینقدر ساده زندگی میکند یعنی از خود مردم است و میتواند مشکلات اقتصادی آنها را حل کند. شاید به لطف خدا من محتاج نباشم ولی در چند سال اخیر مشکلات مردم را به خوبی احساس کردم و میدانم آنها چه قدر سختی کشیدهاند و امیدوارم رییس جمهور آینده این مشکلات اقتصادی را حل کند تا آرامش به خانهها برگردد . به نظرم ما در دولت به تغییرات اساسی نیاز داریم تا مشکلات به پایان برسد.
* چرا در دولت احمدی نژاد از پرسپولیس حذف شدید؟
- این را آقای علی آبادی که همیشه با من مشکل داشتند باید جواب بدهند. این آقا من را از خانه خودم بیرون کردند و امیدوارم روزی بفهمد چه اشتباه بزرگی را مرتکب شده است. من هیچ وقت عوامل این کار را نمیبخشم و امیدوارم رییس ورزش بعدی حداقل لیاقت داشته باشد تا سیاهترین روزهای ورزشی که در چهار سال گذشته رقم خورد دیگر تکرار نشود و افتخارات گذشته به جامعه ما برگردد.
* چرا پرسپولیس در این مدت چندان خوب نتیجه نگرفت؟
- در این مدت سیاست پدر پرسپولیس را در آورد و من واقعا نمیدانم چرا مدیر لایق مثل کاشانی که در اولین سال حضورش تیم را قهرمان کرد باید برود و افرادی به جای او بیایند که تواناییهایشان را نشان دادهاند.این بزرگترین اشتباه سازمان در قبال باشگاه مردمی مثل پرسپولیس است و آنها با نابود کردن این تیم در فصل جاری به 20 میلیون ایرانی خیانت کردهاند که این واقعا جای تاسف دارد. بعد از بازی با بنیاد کار مردم بیچاره که از راههای دور آمده بودند با سرخوردگی رفتند که این جای تاسف دارد من اشکهای این مردم در آن روز دیدم و نمیدانم آقایان چطور با وجدان خود کنار میآیند.
* وینگادا و بازیکنان در ناکامیها چقدر موثر بودند.
- کمترین تقصیر متوجه عوامل فنی بود البته پرسپولیس در زمین هم خوب نبود که این به بیروحیه بودن بازیکنان بر میگردد بیشتر از همه مدیریت باشگاه مقصر است چون خودش به حاشیهها دامن میزند و دوست نداشتند تیم نتیجه بگیرد.
* جریان اضافه شدن شما به هیات مدیره چیست؟
- از مدتها پیش که تیم ناکامی را آغاز کرد در این باره با من صحبتهای شد که چندان جدی نبود و بعد از حذف از آسیا هم تماسهای گرفتند که به آنها فکر نمیکنم چون احساس میکنم علی پروین قرار است در نقش گره گشایی ماندن آقایان در مجموعه پرسپولیس باشد.
* یعنی برای بازگشت جواب رد میدهید؟
- حالا که پایان دوران ریاست سازمان تربیت بدنی است آنها میخواهند از اسم من استفاده کنند که این اجازه را نمیدهم و اگر روزی هم برگشتم شک نکنید با شرط بوده البته پرسپولیس عشق من است ولی با این مدیران باید مثل خودشان رفتار کرد.
* چرا تیمهای مردمی مثل استقلال و پرسپولیس ثبات چندانی ندارند؟
- این تیمها مدام دچار تغییر مدیریت میشوند و همین مسئله آنها را نابود کرده است در همین چهار سال اخیر پرسپولیس چند مدیر عامل داشته که این مسئله جای تاسف دارد چون یک مدیر دو سال برای پیاده کردن ایدههای فرصت نداشته به همان اندازه هم که سرمربی عوض کردهاند حالا با این شرایط چطور تیم میتواند به موفقیت برسد من که 50 سال در این فوتبال بودهام نمیتوان جواب این سوال را بدهم چون شرایط خوب نیست استقلال هم به این اندازه مشکل داشته و با این وضعیت این دو تیم روز به روز شرایط بدتری پیدا میکنند و حتی با مردمی شدن هم نمیتوان کاری کرد چون سازمان طوری تیم را واگذار نمیکند که مردم تصمیم گیرنده باشند و باز هم خودشان دوست دارند در این دو تیم مردمی حکمرانی کنند.

سبز یعنی استقامت با رسول
اعتدالی بین اصلاح و اصول
سبز یعنی حرمت فرق علی
عین قنبر بی ریا غرق علی
سبز یعنی عشق ناب فاطمه
یا علی گفتن بدون واهمه
سبز یعنی صبر والای حسن
نور حق از روی زیبای حسن
سبز یعنی نیزه های پر بلا
بر حسین و اهل او در کربلا
سبز یعنی دفن تزویر و ریا
در پس فریاد یا مهدی بیا
سبز یعنی دولت عشق و امید
زاده ی زهرا دهد این را نوید
سبز یعنی پرچم سرخ حسین
امتداد نهضتش با میر حسین
گزارش هشتاد و چهارمین نشست
دکتر حمید دهقانپور در هشتاد و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلمِ «تا جایی که پاهایم توان رفتن داشت» یک درام حادثهای است که سعی دارد معانی مختلفی را به مخاطب ارائه کند.
این مدرس سینما اظهار داشت: این فیلم البته نوعی اقتباس سینمایی نیز شمرده میشود که جوایزی به خود اختصاص داده، البته اسم شخصیت محوری نیز به دلایلی تغییر یافته است.
وی سفر را یکی از مولفههای اصلی فیلم بر شمرد و افزود: در سفر است که شخصیتها به نوعی متفاوت و متحول میشوند و در این سیر و سلوک، ما ویژگیهای آنها را میشناسیم. البته فیلم، تقابل دو جهان کاملا متفاوت است.
دهقانپور به تفکر متفاوت شخصیتهای اصلی فیلم اشاره کرد و یادآور شد: این دو شخصیت، تحتتاثیر تفکراتی هستند که بعد از دهه 50 شکل گرفت. در واقع یکی گرایشات کمونیستی دارد و دیگری نوعی تفکر مسیحی و این دو بر اساس هدفی که برای خود طراحی کردهاند در مسیر داستان به پیش میروند.
منوچهر اکبرلو دیگر منتقد حاضر در این نشست افزود: من داستانی که این فیلم بر اساس آن اقتباس شده را نخواندهام اما محصول نهایی نشان میدهد که داستان به درام خوبی تبدیل شده است.
وی تصریح کرد: معمولا معنویت و معناگرایی در سه شکل و ساحت وارد درام میشود. ساحت اول شکل عامیانه و متظاهرانه آن، شکل دوم شعاری و فاقد دغدغه لازم و شکل سوم اصالت دین بر تمامی وجوه زندگی. در واقعه در این فیلم شکل دوم و سوم معناگرایی دیده میشود.
اکبرلو، بازگشت به سوی خداوند، پذیرش سرپرستی خداوند، جنگ با شیاطین، تسلی بیماران و انکار خویشتن خویش برای حرکت به سوی خداوند را از جمله مفاهیم مورد نظر در این فیلم برشمرد.
رضا محمدی مجری مراسم و منتقد سینما نیز در پایان نشست اظهار داشت: در این فیلم عشق و امید موتورمحرکه درام هستند که شخصیتهای اصلی را به مقصد میرسانند همچنین فیلم از تاثیر دعا و دیالوگ بیواسطه با خدا میگوید.

مجید مجیدی، ادعاهای مطرح شده از سوی خبرگزاری فارس و برخی سایتهای حامی دولت مبنی بر اینکه در مستند انتخاباتی مهندس موسوی از بازیگر استفاده شده است را قویا رد کرد.
به گزارش قلمنیوز، خبرگزاری فارس در ادامه انتشار اخبار کذب و تخریبی علیه میرحسین موسوی، بعدازظهر یکشنبه در خبری به نقل از ثانیه نیوز، زنی که در مستند میرحسین از وضعیت اعتیاد و توزیع هرویین و کراک سخن گفته و از موسوی تقاضای تامین سلامت فکری فرزندانش را دارد، «منیژه حسینیان» بازیگر تئاتر خواند.
مجید مجیدی، کارگردان سینمای ایران درهمین زمینه به خبرنگار قلمنیوز، گفت: تمامی تصاویر، مستند و واقعی است و هیچ طراحی صورت نگرفته است.
وی بیان کرد: تمامی تصاویر، گزارشهای کاملا مستند بوده و بدون بازسازی است و تصاویر قبل و بعد از آن نیز وجود دارد و اگر کسی این تصاویر را بخواهد ما میتوانیم در اختیارش بگذاریم.
مجیدی با تاکید بر اینکه هیچ صحنه بازسازی شدهای در این مستند وجود ندارد گفت: اگر کسی میگوید من در آن صحنهها حضور داشتم یا کارگردانی کردهام، سند آن را بیاورد. این صحنهها همگی مستند و واقعی است که تصاویر کامل آن موجود است و ما فقط بخشهایی از این تصاویر را در این مستند استفاده کردهایم و تصاویری بسیار دردناکتر از آنچه نمایش داده شد نیز وجود دارد.

این دروغپراکنیها در حالی صورت گرفته است که خانمی که فیلم حضور دارد، صدیقه باصری بانوی 51 ساله و رنج دیده شهرستان بابل است که پس از پیگیری و تماس خبرنگار قلم در این شهر برای یافتن وی، او، اعتیاد فرزند جوان خود را تنها دلیل بیان مشکلات به مهندس موسوی دانست.
وی افزود: هیچ پاسخی برای ادعای کسانی که مرا بازیگر خطاب کردهاند، ندارم و آنها را که از احساسات پاک و مادرانه من سوءاستفاده کردهاند، به خدا واگذار میکنم.
این بانوی بابلی گفت: هنگام حضور مهندس موسوی در بابل، مسافت زیادی را برای رسیدن به اتوبوس ایشان دویدم و با اصرار فراوان، ماشین حامل ایشان را متوقف کردم.
وی ادامه داد: مهندس موسوی که اصرارهای مرا برای ملاقات با خود دید اجازه ورود مرا به داخل ماشین داد و من که تمام راههای نجات برای فرزند جوانم را بسته شده میدیدم به ایشان التماس کردم تا برای نجات فرزندم چارهای بیندیشد.
صدیقه باصری یادآور شد: من مشکلات فرزندم که در این جامعه، آلوده به مواد مخدر شده است را به کسی که احتمال میدهم رییسجمهور آینده ایران باشد، انتقال دادم تا دیگر فرزندان من و همه جوانان ایران زمین به دام این بلای خانمانسوز گرفتار نشوند.
مقایسه عزت در سفر فرانسه و اهانت در دانشگاه کلمبیا

سید محمد خاتمی به ادعای اخیر محمود احمدینژاد که غمانگیزترین لحظه زندگیاش را لحظهای دانسته بود که به قول او، «رییس جمهور سابق کشور به آن وضع به فرانسه رفته و آن نامرد یک قدم از پلهها پائین نیامد» پاسخ داد.
به گزارش قلم نیوز، سید محمد خاتمی، رییس دولت اصلاحات عصر روز شنبه در سخنرانی میان مردم اهواز به چگونگی استقبال ژاک شیراک در سفر خود به فرانسه پرداخت و آن را با سفر محمود احمدی نژاد، رییس دولت نهم به آمریکا و سخنرانی در دانشگاه کلمبیا مقایسه کرد. همچنین به تصویب دو مصوبه ی سازمان ملل، یکی گفت و گوی تمدنها در دوران اصلاحات به پیشنهاد خاتمی و دیگری درباره ی هولوکاست به نفع رژیم صهیونیستی در واکنش به اظهارات احمدی نژاد اشاره کرد.
خاتمی گفت: « مردم ما مسئولانی میخواهند که نماینده ی عزت مردم در سراسر کشور و گیتی باشد. خواهران و برادران! چقدر فاصله است میان مسوولی که وقتی به یک کشور خارجی میرود، وقتی به فرانسه میرود علیرغم اینکه پروتکل کاخ الیزه این است که رییسجمهور از پلهها پائین نیاید دو بار این رییسجمهور پائین آمده است، یکبار آن برای رییسجمهور شما بوده است.
چقدر فاصله میان این حادثه که نشانه عزت ملت ایران است تا اینکه در یک دانشگاه بزرگترین اهانتها به رییسجمهور ایران بشود.
چقدر فاصله میان است میان دو حادثه دو اجماع جهانی، یک اجماع فراگیر برای ملت ایران و به نام ملت ایران و برای تصویب اجماعی گفتگوی تمدنها به عنوان پارادایم و سرمشقی برای صلح و یک اجماع، اجماع جامع برای محکوم کردن ایران و برای حمایت از رژیم جنایتکار صهیونیستی و اینکه بگویند حادثه ی هولوکاست یک حادثه ی ابدی است. میان این دو اجماع فاصله از زمین تا آسمان است.»

علیرضا رئیسیان با ابراز ناخرسندی از وضعیت نامطلوب سینما در چهار سال گذشته، تنها راه حل این مشکلات را طرح «دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی» مهندس موسوی عنوان کرد.
علیرضا رئیسیان به خبرنگار «کلمه» گفت: متاسفانه در چهار سال گذشته بدترین دوران برای جامعه هنر به ویژه سینمای ایران بود.
وی با بیان این که دولت نهم بیشترین دخالت را نسبت به دولتهای پیشین در فضای سینما داشت، در این زمینه به برخی آمار اشاره کرد و گفت: وجود تنها دو مدیر با تحصیلات و تجربه مرتبط در مورد سینما در وزارت ارشاد بیانگر وخامت اوضاع در این دوره است.
این استاد دانشگاه افزود: ناآشنایی مدیران دولتی با مقوله سینما و ارتباط نامناسب آنها با سینماگران موجب شد تا این مدیران به سمت سینمای سوپر تجاری و سینمای دولتی روند که این موجب افت قابل توجه کیفیت تولیدات سینمایی ایران شد.
رئیسیان همچنین میزان دخالت دولت در مرحله دریافت تولید تا نمایش را در دوره دولت نهم بیشتر از تمام گذشته عنوان و اظهار کرد: برخی از فیلمهایی که پروانه نمایش داشتند در این دوره اکران پیدا نکردند.
او با اعلام اینکه بیش از 10 فیلم دارای پروانه پخش چهار سال گذشته هرگز اکران نشدند، تصریح کرد: این در حالی است که تمام این فیلمها در حوزه سینمای فرهنگی هستند و نه تجاری. بنابراین به نظر میرسد که در این حوزه امنیتی برای فیلمهای فرهنگی وجود ندارد و هیچ کس پاسخگوی خسارت فرهنگی و مالی در این زمینه نیست.
رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران با استناد به آمار شورای پروانه ساخت از سوی دیگر میزان تولید سینمای ایران سال گذشته کمتر از یک دهه اخیر دانست و گفت: به طور مثال سال گذشته تنها 23 فیلم از میان فیلمهای دارای پروانه ساخت به تولید رسیدند که این در 20 سال گذشته کمترین میزان را به خود اختصاص میدهد.
رئیسیان در مورد بودجه سینمای ایران نیز اظهار کرد: سال گذشته بیشترین بودجه در 30 سال گذشته به سینما تخصیص داده شد اما هیچ اثر مثبتی از این افزایش بودجه در سینمای ایران به چشم نمیآید.
او رقم این بودجه را 40 میلیارد تومان بر شمرد و خاطر نشان کرد: سوءمدیریت، نداشتن برنامهریزی مناسب و نبود تجربه مرتبط منجر به این شد که بخش بزرگی از این رقم حیف و میل شود.
این کارگردان سینمای ایران در عین حال تهیهکنندگان و کارگردانان مستقل را از این بودجه بیبهره اعلام کرد و افزود: به طور مثال من به عنوان یک کارگردان متعلق به سینمای فرهنگی هیچ حمایتی دریافت نکردم.
رئیسیان در تشریح بیشتر ممیزیهای بیش از حد سختگیرانه و نبود حمایت از ایدههای فرهنگی، به پیدایش واژه «سینمای زیرزمینی» در یک سال گذشته اشاره کرد.
او گفت: برخی از کارگردانان برای ادامه اندیشه خود و تولید فیلمهای فرهنگی ناچار به تولید بدون پروانه میشوند و باید از مسئولان پرسید که چرا بخشی از سینما در حال سوق به سمت سینمای زیرزمینی است.
رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران با این توضیحات از شعار «دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی» مهندس موسوی حمایت کرد و گفت: به نظر میرسد نه تنها بخش اول این شعار بلکه بخش دوم یعنی فرهنگ غیردولتی نیز از اهمیت بسیاری برخورده باشد.
رئیسیان اظهار کرد: فرهنگ غیردولتی یعنی این که دولت باید در حد یک ستاد طراحی، برنامهریزی و نظارت اجمالی در آید و مابقی وظایف به عهده هنرمندان و نهادهای مدنی مثل خانه سینما قرار گیرد.
او گفت: در حال حاضر بسیاری از سازمانهای دولتی که از بودجه برخوردار هستند کار این لازم را ندارند و باید مورد تجدید نظر قرار گیرند.
رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران در پایان با بیان اینکه براساس تعاریف جدید جهانی فرهنگ معادل انسان است، تاکید کرد: متن جامعه هنری باید اندیشه محور شود همانطور که در اوایل انقلاب اینگونه بود.

طی چند روز گذشته موج تازهای از حملات بیمحابا و غیر منصفانه مسئولان ارشد دولت نهم به سیاستهای هستهای نظام در فاصله میان سالهای 82 تا 84 آغاز شده است. روال گذشته تاکنون اینگونه بوده که رؤسای محترم جمهور در دور دوم رقابتهای انتخاباتی خود، همواره انبانی پر از دستاورد و موفقیت داشتهاند و کوشیدهاند فعالیتها، خدمات و دستاوردهای خود را با افتخار در پیشگاه ملت ایران تشریح کنند. اکنون که ظاهراً انبان خالی برخی از مسئولان اجرایی، آنها را واداشته است که سیاست فرافکنی، تخریب گذشته و حمله به مسئولان پیشین را دنبال کنند؛ مرکز تحقیقات استراتژیک نیز خود را ناچار میبیند که با هدف جلوگیری از تحریف تاریخ، حقایقی را به استحضار نخبگان و مردم بزرگوار ایران برساند:
1ـ جناب آقای دکتر احمدینژاد طی سخنرانیهای انتخاباتی خود در ده روز گذشته و از جمله نطق تلویزیونی دوشنبه 4/3/88 حداقل در سه نوبت به مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی در مهرماه 1382 (معروف به بیانیه سعدآباد) حمله کرده و تا آن جا پیش رفتهاند که آن بیانیه را «ننگین» خواندهاند. جناب ایشان همچنین ادعا کردهاند که بیانیه سعدآباد، ملت ایران را در «ذلت» فرو برده و مدعی شدهاند که آن بیانیه، در راستای «سیاستهای استعماری» جهان غرب و با هدف «تمام کردن کار ملت ایران» تنظیم شده است.
این موضع متأسفانه در همین مدت از سوی تعدادی از مسئولان دولت نهم و رسانههای حامی دولت نیز تکرار شده و این فرضیه را تقویت کرده است که تهاجم به دولتهای گذشته با هدف انحراف افکار عمومی از شرایط نابسامان چهار سال اخیر (مخصوصاً تورّم، بیکاری، واردات بیرویه به جای تولید، قانون گریزی و سیاستهای ناپخته داخلی و خارجی) در صدر سیاستهای تبلیغاتی آنان قرار دارد.
واقعیت این است که دقیقاً برخلاف ادعای جناب آقای دکتر احمدینژاد و حملات رسانهای طرفداران ایشان؛ مذاکرات سعدآباد یکی از نشانههای پرافتخار تدبیر و تعقل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. در شرایطی که به تعبیر مقام معظم رهبری جبههای گسترده در مقابل ایران شکل گرفته بود، مذاکرات سعدآباد نتیجهای جز تثیبت حقوق هستهای ایران و شکست و ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی نداشت و حضور بیسابقه وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تهران و تمکین آنها در مقابل شروط اصلی جمهوری اسلامی نیز مطمئناً جز «عزت ملی»، هیچ معنای دیگری نمیداد.
2 ـ مقام معظم رهبری در یازدهم آبان 1382 کمتر از دو هفته پس از مذاکرات سعدآباد طی سخنانی در جمع کارگزاران نظام به صراحت از این مذاکرات حمایت کرده و بیانیه سعدآباد را «درایت و تدبیر» و یک «حرکت درست سیاسی» خواندند. ایشان در آن بیانات صراحتاً فرمودند: «کاری که مسئولان کردند، کار درستی بود. با تدبیر و بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئهای که از طرف آمریکاییها و صهیونیستها علیه جمهوری اسلامی طراحی شده بود، شکسته شود». حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنانشان تصریح کردند: «آن چه که تاکنون مسئولان محترم، چه آقای دکتر روحانی و چه آقای رئیسجمهور و مسئولان دیگر که حقیقتاً زحمت کشیدند؛ این است که با دقت و ملاحظه جوانب کار کردهاند و حواسشان جمع است که کاری بر خلاف مبانی و اصول انجام نگیرد».
حضرت آیتالله خامنهای مدظلّه در تاریخ 29/7/84 نیز در خطبههای نماز جمعه تهران تاکید کردند که مذاکرات هستهای از آغاز با «حکمت و مشورت» دنبال شده و تصمیمات انجام گرفته همگی بر اساس فکر جمعی بوده و هیچ گاه یک تصمیم فردی نبوده است. ایشان فرمودند: «کاری که در کشور چه در چالش بینالمللیِ مربوط به کار هستهای، چه در خود کار هستهای دارد انجام میگیرد، کاری است که با حکمت و مشورت دارد انجام میگیرد؛ این را ملت ایران بدانند. گاهی اظهار نگرانی میشود که مبادا کارِ غیرمدبرانهای انجام بگیرد؛ نبادا تصمیمات فردی گرفته بشود؛ نه، قضیه اینجور نیست. کار با مشورت، با تدبیر، از اول و در این دو سال و اندی هم همینجور بوده است و با فکر جمعی انجام گرفته است و پیشرفت کردهایم».
رهبر معظم انقلاب در تاریخ 18/7/85 نیز طی سخنانی در جمع مسئولان و کارگزاران نظام اسلامی، از روند هستهای در دو سال نخست دفاع کرده و انجام آن را کاری «لازم» دانستند. ایشان فرمودند: «آنجایی که لازم است با تندی، آنجایی که لازم است با کندی، آنجایی که لازم است یک قدم به عقب، دو قدم به جلو، خدای متعال هم کمک میکند. در قضیه هستهای هم همین کار شده و بعد از این هم خواهد شد». حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از همان سخنرانی فرمودند: «آن حرکت (مذاکرات دو سال نخست) حرکت لازمی بود و انجام گرفت. امروز هم این حرکت، حرکت درستی است».
مقام معظم رهبری همچنین در زمستان 1384 در جمع اعضای مجلس خبرگان دوره سوم نیز تصریح فرمودند که تصمیمات مربوط به پرونده هستهای هیچگاه تصمیمات فردی نبوده و همواره تصمیمات جمعی مسئولان نظام بوده است.
متاسفانه حملات بیمحابای مسئولان ارشد دولت نهم به مذاکرات هستهای دو سال نخست، به نحو تاسفآور و نگرانکنندهای در نقطه مقابل اظهارات رهبر معظم انقلاب قرار دارد. از کسانی که مدعی اطاعت از نظرات رهبری نظام هستند، انتظار میرود هیچگاه به خود اجازه ندهند روندی که به صراحت از سوی رهبر انقلاب مورد حمایت قرار گرفته است را «ننگین» بخوانند. هر چند که بسیاری از مسایل پشت پرده در چهارسال اخیر از جمله ماجرای سازمان حج و زیارت نشان داد که بین مقام سخن و عمل فاصله زیادی وجود دارد.
3 ـ این ادعا که ایران با بیانیه سعدآباد تمام فعالیتهای هستهای خود را تعلیق کرد، نادرست و خلاف واقع است. واقعیت این است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی و 35 کشور عضو شورای حکام در قطعنامه شهریور 82 (حدود چهل روز قبل از مذاکرات سعدآباد) خواستار تعلیق کامل و الزامی تمامی فعالیتهای هستهای ایران شدند. در آن مقطع؛ ایالات متحده آمریکا بر «توقف کامل و دائمی» فعالیتهای هستهای ایران تاکید داشت و متاسفانه کار به جایی رسیده بود که وزیر خارجه روسیه و وزرای خارجه سه کشور اروپایی نیز با ارسال نامههایی رسمی به جمهوری اسلامی، رسماً خواستار «توقف کامل» فعالیتهای هستهای ایران شده بودند.
در آن شرایط خاص منطقهای که به گفته آقای احمدینژاد، قدرتهای جنگطلب پس از اشغال افغانستان و عراق به فکر حمله به ایران افتاده بودند؛ جمهوری اسلامی با مذاکرات سعدآباد صرفاً تزریق گاز به سانتریفیوژها را تعلیق کرد. به عبارت دیگر پس از بیانیه سعدآباد، فعالیت قطعهسازی و مونتاژ سانتریفیوژها و همچنین فرایند ساخت تأسیسات UCFاصفهان ادامه یافت و جمهوری اسلامی در سایه این مذاکرات توانست سایر تأسیسات هستهای خود را تکمیل کند. تعلیقی که مورد موافقت نظام قرار گرفت نیز تعلیقی «داوطلبانه»، «موقت»، غیرالزامی و محدود بود و اظهارات مسئول وقت پرونده هستهای در کنفرانس خبری مشترک با وزرای خارجه سه کشور اروپایی در آن زمان، گواهی بر این امر است. دقیقاً برخلاف اظهارات مسئولان دولت نهم، آن کسی که مواضع و نقطه نظرات خود را در جریان مذاکرات سعدآباد به طرف مقابل تحمیل کرد، جمهوری اسلامی ایران بود و نه هیچ کس دیگر. معلوم نیست در شرایطی که تمام رسانههای معتبر بینالمللی و تمامی دوستان جمهوری اسلامی مذاکرات سعدآباد را پیروزی تهران دانستهاند و حتی سیاستمدارانی چون ولادیمیر پوتین این مذاکرات را نشانهای از «نبوغ ایرانیان» ذکر کردهاند؛ هدف آقای احمدینژاد از «ننگین» خواندن این مذاکرات هوشمندانه چیست؟
4 ـ این ادعا که اتحادیه اروپا، شورای امنیت، شورای حکام یا آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ایران خواستهاند تمام آزمایشگاهها و رشتههای دانشگاهی مرتبط با فعالیتهای هستهای از جمله رشته فیزیک را تعطیل نمایند نیز یک ادعای کاملاً نادرست و خلاف واقع است.
5 ـ جمهوری اسلامی ایران در فاصله میان سالهای 1382 تا 1384 حداقل طی سه نوبت، تعلیق فعالیتهای هستهای خود را شکست تا هم «داوطلبانه» بودن تعلیق را یادآوری کند و هم «محدود و موقت» بودن آن را اثبات نماید. با آن که برخی از آقایان مصرانه میکوشند بگویند شکستن تعلیق تنها در دولت نهم انجام شده؛ اما واقعیت این است که تهران هم در تابستان 1383، هم در پائیز 1383 و هم در تابستان 1384 طی سه نوبت مختلف رأساً اقدام به شکستن تعلیق داوطلبانه خود کرد. نکته مهم آن است که در سایه تلاشها و تجربیات دیپلماتهای کهنهکار نظام؛ این فرآیند شکستن تعلیق به قدری هنرمندانه و زیرکانه اجرا شد که هیچ هزینهای را به جمهوری اسلامی تحمیل نکرد؛ یعنی نه پروندهای به شورای امنیت ارجاع شد، نه تحریمی علیه ایران تصویب گشت و نه هزینه سیاسی و اقتصادیای بر گرده ملت ایران گذاشته شد.
6 ـ سیاست هستهای جناب آقای دکتر احمدینژاد این بوده است که قطعنامههای شورای امنیت را «کاغذ پاره» بخواند و از کشورهای قدرتمند بخواهد آن قدر قطعنامه صادر کنند تا «قطعنامهدان آنها پاره شود»! خوب است جناب ایشان توضیح دهند که این سیاست تاکنون چه دستاوردی برای ملت ایران داشته است؟ با این حال مزید اطلاع جناب آقای رئیس جمهور و ملت شریف ایران به استحضار میرساند که سیاستهای هستهای نظام طی سالهای 82 تا 84 نه تنها مانع ارجاع پرونده به شورای امنیت شد بلکه باعث گشت پرونده هستهای ایران در آذر 83 از دستور کار دائمی شورای حکام آژانس نیز خارج گردد. مطمئناً کسانی که گزارش دوپهلو و منفی محمد البرادعی را «بزرگترین پیروزی صد سال اخیر» خواندهاند مایل نیستند آن پیروزی واقعی که هیچ شباهتی به پیروزیهای تخیلی ندارد به گوش ملت ایران برسد. با این حال نخبگان و صاحبان فکر از یاد نخواهند برد که آن سیاست هوشمندانه باعث شد تا آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قطعنامه سال 83 خود و اتحادیه اروپا نیز در بیانیههای خود رسماً اذعان نمایند که فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی صلحآمیز است و ایران از حق برخورداری از انرژی هستهای برخوردار است. در پناه همان سیاست بود که اکثر ابهامات و سؤالات آژانس منجمله در زمینه آلودگی سطح بالا حل و فصل شد و کمیته MNA در اسفند سال 1383 اذعان کرد ایران به جرگه کشورهای دارای فناوری چرخه سوخت پیوسته است.
7 ـ علیرغم آن که برخی میخواهند خود را قهرمان ملی فناوری هستهای معرفی کنند و تلاش بیوقفهی دانشمندان کشور و دولتهای گذشته تحت هدایتها و تدابیر مقام معظم رهبری را یکسره به جیب خود و حساب شخصی خود واریز نمایند؛ بایستی تأکید کرد که قهرمان واقعی صنعت هستهای ایران، دانشمندان گمنام و فداکاری هستند که طی 25 سال گذشته از جان و دل مایه گذاشتهاند.
باعث تاسف است که برخی از حقایق تاریخی، طی چهار سال اخیر به صورت عامدانه انکار شدهاند. واقعیت این است که فعالیتهای مربوط به فنآوری هستهای ایران در دهه 1360 و در دولت جناب آقای مهندس میرحسین موسوی کلید خورده و هر یک از دولتهای هشت ساله آقایان هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی نقش عمده و غیرقابل انکاری را در مسیر تکمیل این فناوری مهم ایفا کردهاند. براساس تمام این تلاشها، جمهوری اسلامی ایران در سال 1381 (یعنی سه سال قبل از دولت جناب آقای احمدینژاد) به فناوری غنیسازی دست پیدا کرد و چرخه سوخت ایران نیز در سال 1383 تکمیل گردید. مجمتع UCF اصفهان حداقل یک سال قبل از دولت نهم به بهرهبرداری رسید و تاسیسات عظیم نطنز نیز سه سال قبل از ورود جناب آقای احمدینژاد به قدرت کلید خورد. البته دولت نهم نیز در توسعه فعالیتهای هستهای و شروع مرحله صنعتی غنیسازی تلاشهای قابل تقدیری داشته است که این روند بایستی در دولتهای آینده نیز ادامه پیدا کند تا جمهوری اسلامی ایران نهایتاً به یک کشور تولیدکننده سوخت نیروگاههای هستهای تبدیل شود.
8 ـ تأکید رئیس جمهور محترم بر «عزت» ملت ایران البته موضوعی ارزشمند و قابل تقدیر است. با این حال نکته و سؤال اصلی این است که چه اقدامات یا سیاستهایی باعث افزایش عزت ایران و چه سیاستها یا اقداماتی نیز خدای ناکرده باعث ذلت مردم ایران خواهد شد؟
باید یک بار برای همیشه به این سؤال پاسخ داده شود که حضور همزمان و بیسابقه وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تهران در جریان مذاکرات سعدآباد و شکست سیاستهای آمریکا و صهیونیستها باعث عزت ایران شد یا آزاد کردن عجولانه ملوانهای متجاوز انگلیسی، بدرقه شکوهمند آنها و خروج آنان از کشور همانند مهمانان رسمی آن هم کمتر از 24 ساعت پس از اولتیماتوم تونیبلر؟ باید به این سؤال پاسخ داده شود که جلوگیری از ارسال پرونده هستهای به شورای امنیت باعث عزت ایران شد یا فشارهای جهانی در سایه سخنرانیهای آتشین و موضعگیریهای غیرضرور تا جایی که ایران به ناحق به عنوان کشور تهدیدکننده صلح و امنیت جهانی مطرح شد؟ به راستی آیا حضور جناب آقای احمدینژاد در کنار تابلوی «خلیج عربی» باعث عزت ملی ایرانیان شده است یا سیاستهای هوشمندانه و مذاکرات مقتدرانه نظام در سالهای 82 تا 84؟ به راستی نامههای بدون پاسخ و سفرهای بدون پاسخ جناب آقای احمدینژاد عزت ملی ایران را افزایش داده است یا مذاکرات قدرتمندانه تهران با کشورهای غربی و شرقی و به شکست کشاندن طرح آمریکا در بازنگری N.P.T در سال 1384؟ و...
9 ـ منطق مدیریت سیاسی حکم میکند که مسایل حوزه امنیت ملی و منافع ملی کشور در رقابتهای جناحی مورد بهرهبرداری قرار نگیرد؛ چه رسد به آن که فردی (در هر مقام) بخواهد با تحریف حقایق و طرح غیرکارشناسانه مسایل مرتبط با امنیت و منافع ملی کشور، اهداف انتخاباتی را پیگیری کند. بایستی توجه داشت که هیاهو، جنگ روانی و تخریب گذشته هیچ حاصلی جز ایجاد بدبینی و شادمانی دشمنان نظام در پی نخواهد داشت.
10 ـ انتظار میرود که جناب آقای رئیسجمهور؛ طی روزهای آینده به جای هرگونه فرافکنی، تخریب و حمله به دولتهای گذشته درصدد پاسخگویی به سؤالات مردم و نخبگان پیرامون وقایع دوران مدیریت خود برآیند و به جای طرح مطالب نادرست در زمینه تعطیلی درس فیزیک؛ توضیحاتی درباره انبوه تخلفاتی که از سوی مراجع رسمی نظیر مجلس شورای اسلامی، دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور اعلام شده است، ارایه کنند. ای کاش رئیس جمهور محترم در این ایام به انبوه مشکلات اقتصادی نظیر تورم کمرشکن، سیل نقدینگی، میلیاردها دلار پول گم شده، میلیاردها مترمکعب گاز گم شده (طبق گزارش دیوان محاسبات)، واردات غیرقانونی فرآورده، مقاومت در مقابل اجرای قانون و احیای شوراهای قانونی، انحلال سازمان مدیریت و صدها سؤال و ابهام دیگر میپرداختند.
به نقل از: مرکز تحیقات استراتژیک ایران

محمدرضا فروتن ضمن اعلام حمایت از مهندس موسوی دلیل حضور خود برای اولین بار در عرصه انتخابات و سیاست و حمایت از موسوی را حساسیت و فهم موسوی نسبت به مسائل انسانی عنوان کرد.
وی که عصر امروز (شنبه ۹ خرداد ۱۳۸۸) در ستاد مرکزی مهندس موسوی حضور یافته بود در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار قلم نیوز اظهار امیدواری کرد: با ریاست جمهوری مهندس موسوی کشور و هنرمندان شرایط بهتری پیدا کنند.
وی با بیان اینکه حوزه فکری و روحی من هیچ گاه سیاسی نبوده، گفت: همه سرمایه ای که در وجودم هست " امید" است که با حضور آقای موسوی افزایش بسیاری یافته است.
فروتن افزود: زمانیکه صحبت های آقای موسوی را در تلویزیون شنیدم احساس کردم برای اولین بار دوست دارم از شخصی در انتخابات حمایت کنم که علاوه بر اینکه یک انسان سیاستمدار است، فردی عاقل و فهیم و شخصی است که قلب و روحش نسبت به مسائل انسانی آگاه و حساس است.
فروتن درباره تاکید دولت مبنی بر اینکه هنرمندان نباید در انتخابات دخالت کنند، گفت: این را شنیدهام ولی به نظر من هرکسی نظر خود را باید به شکل آزاد بیان کند. من احساس می کنم حمیات کورکورانه ای انجام نمی دهم.با دلم جلو آمده ام و امیدوارم که کشور ما روزبه روز مملکت بهتر، زیباتر، آبادتر و سربلند تر شود.
این بازیگر مطرح سینما در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به محدودیت ایجاد شده در یکی از پروژههای تبلیغاتی اش گفت: این کار برایم بسیار عجیب بود ؛ سئوال من این است که اگر این کار برای هنرمندان داخلی امکان پذیر نیست و به قول دوستان منع قانونی دارد، اولا چرا دولت فعلی این قانون نادرست را تصحیح نمی کند و در ثانی این منع قانونی چرا برای نصب بیلبوردهای هنرپیشه ها و فوتبالیست های خارجی در اتوبون های شهر که نفع اقتصادی عده ای را تامین می کند، وجود ندارد؟
فروتن ادامه داد: من با این کار برای بخشی از وطن خود(خلیج فارس) که خیلی زیباست تبلیغ می کردم و اتفاقا در حین کار نیز خیلی تلاش کرده بودم که از مسائل را رعایت کرده بودم اما با این وجود از این کار جلوگیری شد.
وی درباره دیدگاهی که تبلیغات را بر خلاف شان هنرمند عنوان می کند، گفت: به نظر من این کار هیچ تناقضی با شان و شخصیت های فرهنگی ندارد و اتفاقا از ضعیف شدن هنرمند جلوگیری می کند و با عث نمیشود که او به خاطر گذران زندگی در هر فیلمی که به نظرش با ارزشی که برای مخاطب قائل است هماهنگی ندارد، بازی کند.
فروتن افزود: این کار حتی به لحاظ اقتصادی برای کشور نیز می تواند مفید باشد. به پیشرفت سریعتر کارخانه ها و شرکت ها و گسترش آنها کمک کند که اولین نتیجه این امر اشتغالزایی خواهد بود.
وی در پایان گفت: من فکر می کنم زمانیکه یک هنرمند به عنوان بازیگر سینما کارهای باارزشی انجام می دهد نباید موانع و محدودیت های بیدلیل جلوی پایش بگذاریم. اینها باعث تضعیف بازیگر و تن دادن او به شرایطی می شود که خیلی با آن سازگار نیست.
مستند میرحسین و نمایش سبزپوشها به روایت مجید مجیدی که با همکاری داوود میرباقری و میرکریمی ساخته شده، ساعت 21:45 شنبه (امشب) از شبکه اول سیما پخش خواهد شد.
بنا به گفته ابوالفضل فاتح، رییس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد میرحسن موسوی، ضرب آهنگ، محتوا، ساختار و اندیشه حاکم بر فیلم برداشت فکورانهای از شخصیت مهندس موسوی است. مجیدی به خوبی توانسته است ارتباط معنیداری فیمابین حضور سبز مهندس موسوی و نیازهای اجتماعی برقرار کند.
فاتح این فیلم را از قلههای درخشان کارنامه مجیدی و فیلمهای تاریخ انتخابات ایران خوانده و گفته است: ساده، صمیمی، محکم، موثر و واقع بین. مجیدی رسالت خود را در این فیلم میداند، مخاطبش را میشناسد و به حقیقت تعهد دارد. در این فیلم میرباقری و میرکریمی نیز با مجیدی همکاری داشتهاند.
به گفته بهشتی، عضو شورای راهبردی ستاد موسوی، مجیدی همچنان که قبلا هم گفته بود فیلمی تبلیغاتی برای یک رییس جمهور یا کاندیدای ریاست جمهوری نساخته، بلکه این فیلم توصیفی از دیدگاههای شخصیتی به نام مهندس موسوی فارغ از کاندیداتوری اوست، گرچه مستندات آن مربوط به دوره اخیر است.
این مستند را در ساعت 21:45 شنبه از شبکه اول سیما ببینید.
پیامک امروز: سوکند به لالهها اگر برخیزیم، تقدیر به نام «موسوی» خواهد شد.
محسن نامجو در یادداشتی که به صورت اختصاصی برای روزنامه «کلمه سبز» نوشته است، از نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دفاع کرد و وی را تنها نجات دهنده کشور از شرایط کنونی دانست.
به گزارش کلمه، متن این یادداشت به شرح زیر است:

مـن بـهرغم این که خود را در امر سیاست ذیصلاح نمیدانم وهیچ کـوشـش و عـزمـی بـرای واردشـدن بـه فـعـالـیـتهـای سیاسی ندارم ومعتقدم که باید کار قیصر را به قیصر واگذاشت، با وجود این نظر به اهـمـیـت ایـن دوره از انـتـخـابـات ریـاسـت جـمـهـوری وتـحـت تاثیر شوروهیجانی که این انتخابات در بین دوستان ایرانی ساکن اروپا به وجـود آورده اسـت، مـیخـواهـم نـکـاتـی را با دوستان عزیز در میان گذارم:
1- یـک نـگـاه اجـمالی به سیاستها و تصمیمها و نتایج حاصل از این تصمیمات، طی 4 سال گذشته درعرصه فرهنگ وهنر و مقایسه آن با دوران اصلاحات مبین این امر است که تنگنظریها وکوتاه بودن مـعـیـارهـای سـنـجـش وتـجدید فعالیتهای هنری وفرهنگی، مانع اصلی بروز نوآوری وتحول وخلاقیت در عرصه هنر بوده است نتیجه منطقی این مقایسه آن است که زندگی، آینده وخلاقیت اهالی هنر مـتاثر از سیاستها وتصمیمهای دولتمردان عرصه فرهنگ است و ادامـه ایـن سـیـاسـتهـا موجب خواهد شد که هنروفرهنگ مظلو م و بـیپنـاه مـابـه نیستـی بپیـونـدد. بنـابـرایـن ضـرورت دارد کـه سکـان مدیریت فرهنگ وهنر کشور به دست اهل فرهنگ سپرده شود.
ایـن انتخابات امکان و فرصتی برای شروع این دگرگونی است و باید که این فرصت راغنیمت بشماریم.
هـمـه مـیدانـیـم کـه قـرار نـیست باتغییرمدیریت کشور همه چیز به سـامـان شـود وتـمـام کـاسـتـیهـا و نـقـایص مرتفع گردد، اما حداقل مـیتـوان رونـد مـوجود را متوقف نمود. این نوعی دفاع از حق حیات اهالی فرهنگ وهنر است.
2 - یکی از گزینههای پیشنهادی رسانههای خارج از کشور و برخی از دوسـتـان " تـحـریـم انتخابات " است. اما در واقع این، یک گزینه نیست. این واگذاری حق انتخاب است و نتیجه آن جز استمرار وضع مـوجـود و بـیـگانهتر شدن اهالی هنر با مخاطبان خویش نیست. در تـحـریـم انـتـخابات هیچ امیدی ایجاد وهیچ هدفی محقق نمیشود وحـاصـلـی جـز نـاامـیدی وتعمیق باورهای نهیلیستی در بین جوانان نـدارد. مـن دلـم نـمیخواهد از این فرصت حتی اگر معادل"یک تنه هل دادن تریلی 20 تنی"هم باشد، صرفنظر کنم.
3 - بـه اعـتـقـاد مـن هـر دو کـانـدیـدای اصـلاحطـلـبـان یعنی آقای مـهـنـدسمـوسـوی و آقـای مهدی کروبی، تواناییهای بالقوه برای تـغـیـیـر واصـلاح کـشـور را دارنـد امـا با توجه به اینکه آقای مهندس مـوسوی و همسرشان خانم دکتر زهرا رهنورد، خود از اهالی فرهنگ وهـنـر هستند وآثار هنری و سوابقشان درعرصه فرهنگ وهنر مبین گـرایشـات نـوانـدیشانه وتحول خواهانه است، به همین دلیل من به آقای موسوی رای میدهم.
4- گـرچـه قیـاس عـرصـه هنـر با عرصه مدیریت وسیاست، قیاسی مـعالفارق است وخلاقیت و نوآوری و فرآوری در عرصه هنر، مبینی بـرای وجـود همیـن تـواناییها در عرصه اقتصاد وسیاست ومدیریت نیسـت بـا وجـود ایـن مـن تصـور میکنم کسانی که جهان را به شیوه هنـرمنـدان دریـافـت مـیکننـد وآن را با مولفهها ومعیارهای زیبایی شـنــاســانــه مــیشـنـاسنـد، غـالبـا بـا جهـان و مـردم آن صـادقتـر و صمیمیترند و این صداقت و صمیمیت، و اراده وکوشش برای زیباتر کـردن جهان و تحملپذیرتر کردن آن در نزد اهالی سیاست کمیاب است.
5- مـن بـا ایـنـکـه در دوره نـخـست وزیری آقای موسوی در ابتدای نوجوانی بودم،اما تصویر روشنی ازآن دوران در ذهن دارم.تصویری کـه هـمـراه با حس ثبات وامنیت وتعادل است.علاوه براین برداشت من از اظهارات چند ماهه اخیر آقای موسوی گویای این امر است که ایـشـان شـخـصـیـتـی وطـنپـرسـت و ایران دوست هستند وفرهنگ وپـیشینه تاریخی این سرزمین را محترم میشمارند و عزم آن دارند کـه ایـران را به سمتی سوق دهند که هر ایرانی چه در وطن و چه در خارج از کشور، ایرانی بودن را مایه مباهات بداند و به آن ببالد.
مـوجباتی که امروز باعث شده که برخی از هموطنان، ایرانی بودن را مـخـفـی نـگـاه دارنـد تـا از نگاه تخفیف آمیز دیگران در امان بمانند، مرتفع گردد و با شنیدن نام ایران به جای آن که در درون خود تحقیر شـویـم، چـشـمـانـمـان بـدرخـشد ولبخند بزنیم. برای آقای موسوی آرزوی توفیق و پیروزی دارم.
یک روز بعد از سالروز شهادت بیبی دو عالم این شعر رو از عبدالجبار کاکایی دیدم که شما رو هم به خواندن این شعر دعوت میکنم
آهای دلای با وضو بیاین بریم به جستجو
به خونهی ستارهها به آسمون روبرو
کدوم ستاره تاریکه کدوم ستاره روشنه
یکیش ستارهی توئه یکیش ستاره منه
کی میشه قفل دنیا رو با اشکامون وا بکنن
ستارهها بیان پایین قبرتو پیدا بکنن
کی میشه انگشت خدا دکمه خاکو وا کنه
بهشتُ بیرون بکشه فرشته رو رها کنه
میگن بهشت اگه نشد قبر تو رو وا میکنن
زخم گلای آدمو با تو مداوا میکنن
میگن تو باغ آسمون یاس کبودُ میکارن
لابد ز خاک بینشون ریشههاشُ در میآرن
میگن که مادر و پدر عطر گلای عالمه
چشمه ناب کوثره آب زلال زمزمه
آهای دلای با وضو بیاین بریم به جستجو
به خونهی ستارهها به آسمون روبرو
عبدالجبار کاکایی

داریوش ارجمند در گفتوگو با خبرنگار کلمه در مورد دولت فرهنگی که میرحسین موسوی از برنامههای دولت خود معرفی کرده است گفت: برای ما معنای دولت همان فرهنگی بودن آن است و چون ما فرهنگی هستیم به دنبال دولت فرهنگی نیز هستیم. زیربنای هر چیزی خود آگاهی است که تنها با فرهنگ به دست میآید.
هنرمند عرصه سینما و تاتر افزود: انقلاب ما انقلاب فرهنگی بود و این نشان دهنده آن است که ما از لحاظ فرهنگ در کشورمان بسیار یگانهایم اما متاسفانه ما در عرصه سینما و تاتر دچار عقب افتادگی هستیم.
به اعتقاد ارجمند در دوران نخست وزیری مهندس موسوی و در زمانی که کشور در دوران جنگ بود فعالیتهای فرهنگی به سزایی صورت گرفت که از آن جمله میتوان به فیلم ناخدا خورشید اشاره کرد که در سال ۶۵ ساخته شد که به عنوان یکی از شاهکارهای سینمای کشور معرفی شده است.
وی افزود: مهندس موسوی دارای سوابق بسیار خوبی هم در اداره کشور و هم در اداره فرهنگ است تا جایی که امام خمینی(ره) هر روز در سخنرانیهایشان دولت موسوی را تائید میکردند.
ارجمند معتقد است: هیچ چیزی خارج از فرهنگ نیست حتی اقتصاد ما در گرو فرهنگ است. صنعت فرهنگی یکی از مهمترین صنایع جهان است که هم بشر و هم دولت را ارتقاء میدهد.
هنرمند عرصه سینما و تئاتر کشورمان در پایان گفت: مطالبات ما از دولت آینده فقط فرهنگ است زیرا اگر فرهنگ درست وارد جامعه شود همه چیز به دنبال آن میآید.

شهر پیغمبر پر از بیداد شد آسمان لبریز از فریاد شد
نخل ها بر سینه و سر می زدند طائران عرش پر پر می زدند
چشم جبریل امین مبهوت بود غرق ماتم عالم لاهوت بود
کینه توزی را عجب آموختند قلب مادر را به طفلش دوختند
شهید ابوالفضل سپهر
الهی کم نشه سایهات از سرم
الهی برات بسازم یه حرم
با کبوترات به دورت بپرم
شبای فاطمیه از غربتت
صورتم کبود مثل صورتت
گریه میکنم واسه مصیبتت
مجنون عشقت منم
واسه تو جون میکَنم
دست خودم نیست اگه
مادر صدات میکنم

«کیانوش عیاری» نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون در گفتوگو با «کلمه» در تشریح مشکلات جامعه سینما و هنر گفت: در این شرایط حساس، ترجیح میدهم به جای گفتن از معضلات محدوده سینما، مسائل و دغدغههای کلان کشور را برشمرم که حل آنها قطعا در شرایط سینما هم مؤثر خواهد بود.
وی در توضیح این مشکلات تصریح کرد: در درجه اول احترام گذاشتن به انسان و شأن انسانی است چرا که ایرانی فقط نباید بهعنوان سیاهیلشکر در انتخابات عزیز شمرده شود و نیازهایش مهم شود. قرار بر این نباشد که عزت ایرانی تنها در بزنگاه انتخابات به اذهان بیاید و او باید همواره محترم شمرده شود.
کارگردان فیلم «بودن یا نبودن» افزود: هنگامی که اصل در مدیریت جامعه این باشد، شرایط اقتصادی به سود اوست و برنامههای مملکتی به درستی طراحی و تأمین میشود.
عیاری درباره دانش هنری رئیسجمهور و تأثیر آن بر جامعه گفت: همیشه و در همه دنیا معمول است که هنرمندان دو دستهاند. عدهای ذاتا هنرمند هستند و عدهای دیگر به تبع شرایط و طبع جامعه و حاشیههای آن جذب هنر میشوند و اگر هم اثری از خود باقی بگذارند، فطری نیست.
وی تصریح کرد: موسوی شخصیتی است جزو دسته اول و من فکر میکنم، سیاست و خدمت در عرصه قدرت عناصری است که به او افزوده شده است. چه تأثیرگذار خواهد شد اگر هنرمندی سکان هدایت کشور را در دست داشته باشد.
وی تصریح کرد: اداره کشور خلوص میخواهد. خلوصی که از هنرمندی فطری انتظار میرود، انتظار بیهودهای هم نیست.
عیاری ادامه داد: با چنین ذهنیتی گمان میبرم منشأ تصمیمگیریهای موسوی در ریاستجمهوری با محوریت انسان و منافع اوست و پیامدهای آن در زمینههای مختلف فرهنگی، روابط سیاسی، مسائل اجتماعی و ... آشکار خواهد شد که چه آبشخوری دارد.

فیلم «تا جایی که پاهایم توان رفتن خواهد داشت» ساخته «هاردی مارتینز» در هشتاد و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه هشتم خردادماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور حمید دهقانپور (مدرس سینما) و منوچهر اکبرلو (منتقد) برگزار میشود.
این فیلم داستان یک افسر آلمانی را به تصویر میکشد که در جریان جنگ جهانی اول، محکوم به بیست و پنج سال زندان میشود. اما تصمیم به فرار میگیرد.
در این فیلم که محصول 2001 سینمای آلمان است، بازیگرانی چون برنارد بترمن، مایکل مندل، آناتولی کوتینوف و ایرنا پانتاوا نقش آفرینی میکنند.
این فیلم حکایت واقعی زندگی و فرار کم نظیر «کلمنس فورل» نظامی آلمانی است که به دلیلِ همکاری با ارتش نازی در جنگ جهانی دوم، محکوم به کار در یک اردوگاه کار اجباری در شرق سیبری میشود. بعد از ۴ سال کار در معدن فرار میکند و به سوی همسر و فرزندش میرود. در طی این فرار ۳ سال در سیبری راه میپیماید. در یک سفر ۱۴۰۰۰ کیلومتری از مسیرهای غیر قابل عبور و در حالی که خطرات ناشی از حیوانات و انسانها او را احاطه کرده است، پیش میرود و...
نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز میشود.

رییس کمیته رسانه، اطلاعرسانی و تبلیغات مهندس موسوی نسبت به احنمال تلاش عدهای برای راهاندازی کارناوال جشن و پایکوبی در روز شهادت حضرت زهرا (س) و به نوعی تکرار کارناوال عاشورا هشدار داد.
ابوالفضل فاتح اظهار کرد: با توجه به جهش خیرهکننده آرای مهندس موسوی در روزهای اخیر، با خبر شده ایم که محتمل است عده ای با راهاندازی کارناوالهای جشن و پایکوبی و خلق صحنه های نامناسب در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) با شکستن حریم مقدسات به تخریب وجهه مهندس موسوی و حامیانش اقدام کنند؛ از این رو از همه ستادها و گروههای حامی تقاضا میشود نهایت هوشیاری را حفظ کرده و مردم عزیز را نسبت به اهداف شوم این اقدامات تخریبی مطلع کنند.
وی با شکست خورده دانستن این رفتارها اظهار امیدواری کرد که هرگز شاهد چنین صحنه هایی نباشیم و تاکید کرد: پیشاپیش اعلام میشود کلیه ستادهای مهندس موسوی در روز شهادت حضرت زهرای اطهر (س)دخت گرامی رسول اکرم (ص)، در تبلیغات خود به تعظیم شعائر اسلامی در سایه پرچمهای یا زهرا (س) خواهند پرداخت.

علیرضا رئیسیان کارگردان سینما در گفتوگو با ایلنا درباره وضعیت سینما در دوران دفاع مقدس گفت: میرحسین موسوی در زمان نخستوزیری با وجود مشکلات زمان جنگ کاملا از سینما حمایت میکرد و بازسازی سینما پس از انقلاب و رشد آن در داخل و خارج از کشور در آن زمان رخ داد.
وی افزود: بحث سینمای ملی و تکیه بر آن در آن زمان مطرح شد و شکل گرفت ضمن آنکه هیچ سینماگری در آن زمان مجبور به ساخت فیلم سفارشی نمیشد.
رئیسیان اضافه کرد: اولین تشکل صنفی در زمینه هنر که در ایران شکل گرفت خانه سینما بود که در سال 67 به وجود آمد و پایه اصلی تشکیل امور صنفی و نظامهای مدنی در امور هنری در زمان وی به وجود آمد.
وی با اشاره به برنامههای میرحسین موسوی در زمینه سینما گفت: در پرتو شعار دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی، کل نظام و ساختار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید دگرگون شود.
امروز متاسفانه همه امور سینما دولتی است. دولت خود فیلم میسازد، نظارت میکند و اکران میکند در حالی که دولت باید به جای آنکه خود تولیدکننده و ناظر باشد با تبدیل شدن به یک ناظر عاقل و کامل اجازه بدهد تا هنرمندان و دستاندرکاران سینما خود امور سینما را انجام بدهند.
هدیه تهرانی: در انتخابات شرکت میکنم و میخواهم طبق قانون اساسی از حقوق شهروندیام استفاده کنم. من به آقای موسوی رای میدهم، به دلیل اینکه حس میکنم با شرایط پیش آمده در حوزه سیاست خارجی، اقتصادی و به خصوص هنری، کشور نیاز به تحول اساسی دارد. فکر میکنم آقای موسوی با توجه به سوابق کاریاش در دوران نخست وزیری و شعارهایی که از ایشان میشنوم، فرد بسیار مناسبی برای اشغال پست ریاست جمهوری است. البته برای ایشان دعا میکنم چون شرایط سختی در پیش دارد. امیدوارم خیلی سریع بتواند اوضاع آشفته به وجود آمده را مهار کند. به نظرم قطعا مشارکت همگان در نتیجه این انتخابات موثر خواهد بود.

خزر معصومی فارغالتحصیل رشته حقوق از دانشگاه تهران است. وی بازیگری حرفهای را با ایفای نقش اول در فیلم «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا آغاز کرد که تا به حال موفق به دریافت مجوز از وزارت ارشاد نشده است. معصومی همچنین در فیلم «باغهای کندلوس» و سریال تلویزیونی «یک مشت پر عقاب» هم به ایفای نقش پرداخته است. این بازیگر جوان و مستعد کشورمان هماکنون در کشور فرانسه مشغول به تحصیل است؛ اما از دغدغهاش برای آبادانی سرزمین مادری ذرهای کاسته نشده است. آنچه در پی میآید، مصاحبه اختصاصی «موج سوم» با این بازیگر جوان و مستعد سینمای ایران است.
*به چه دلیل در انتخابات دهم از میرحسین موسوی حمایت میکنید؟
برای کسی که راهی جز اصلاحات برای تحول نمیشناسد چارهای جز شرکت کردن در انتخابات نمیبینم بنابراین باید از میان دو کاندیدای اصلاحطلب یکی را انتخاب می کردم. آقای موسوی را انتخاب کردم چون حرفهایی که حالا میزنند را یادشان میماند. چون اندازه حرفهایشان با واقعیت جور در میآید. این را هم باید بگویم که هر چه میگذرد مطمئنتر میشوم. روز به روز با آقای موسوی انگار بیشتر آشنا میشوم. روزبهروز به این بچههایی که در خیابانها تبلیغ میکنند بیشتر حسودیم میشود. خلاصه الان فکر میکنم آقای موسوی پاسخ این شادی را که باز در دل آدمها ایجاد کردند، خواهند گرفت چون ایشان ثابت کردهاند که میتوانند رییسجمهور همه ایرانیان باشند و حالا هم کاندیدای همه ایرانیان هستند نه فقط طبقه متوسط شهری یا قشری خاص.
*حمایت سیدمحمد خاتمی از میرحسین موسوی تا چه حد بر تصمیم شما در انتخاب ایشان ( موسوی) موثر بود؟
راستش این روزها موقع تماشا کردن فیلم سخنرانیها و تجمعها مدام سعی میکنم نگاهم را از آقای خاتمی بگیرم تا حواسم پرت نشود. آقای خاتمی که برای ما رییسجمهور سابق نیست. ما با حضور ایشان بزرگ شدیم، وارد مراودات اجتماعی شدیم، دانشجو شدیم، عاشق شدیم، شاغل شدیم، غمگین شدیم، بد اخلاق شدیم، مریض شدیم... آقای خاتمی شبیه عضو خانواده بود. برای همین آنقدر با او راحت بودیم که گاهی تندی کردیم. ولی قهر هم اگر کردیم، هیچگاه چشم از او بر نداشتیم. اما فقط آقای خاتمی را پیر نکردیم خودمان هم بزرگ شدیم. بنابراین حضور ایشان کنار آقای موسوی مطمئنترمان میکند، خوشحالترمان میکند و دستکم بهانهای میشود برای اینکه دوباره جوانی کنیم.
*عدهای به دلایلی از جمله انصراف خاتمی با انتخابات قهر و آن را تحریم کردهاند. چه پیامی برای این دسته از افراد دارید؟
من هم خوشبختانه و هم متاسفانه این دوره در اطرافم تحریمی نمیشناسم. خوشبختانهاش که توضیح نمیخواهد اما... آدم گاهی دلش برای بحث کردن تنگ میشود؛ مجبور است با طرفداران آقای کروبی دعوا کند که دعوایی هم ندارد. اما اگر هستند دوستانی که هنوز از حضور با تاخیر آقای موسوی گله دارند... نمیدانم. من این روزها فکر میکنم خیلی خوشحالم که آقای خاتمی انصراف دادند. قبای حامی اصلاحات خیلی برازندهشان است. به قول خودشان باز ما میخواستیم به کار گل وادارشان کنیم. این انتخابات عقل و علاقه را انگار با هم دارد. امیدوارم به رسم صلح و اصلاح تا قبل از اعلام نتیجه انتخابات آشتی کنند... مرا که دیگر طاقت یاد باد آن روزگاران یاد باد نیست.
*یک جمله درگوشی به میرحسین موسوی بگویید؟
اگر رییسجمهور شدید از بچههای دشمنان سابقتان بخواهید برایتان قصه بگویند. بگذارید از آن سوال بابای شنگول و منگول بالاخره کجاست؟ بگویند و از موهای جوان و سفید مادر. آقای موسوی! خیلیها الان دارند به شما رای میدهند که میتوانستند قهر کرده باشند. آنها یک بیماری خوب دارند: آلزایمر. امیدوارم شما هم در این چهار سال اگر رییس جمهور شدید، گاهی دچارش شوید. دعا میکنم تنها یادتان بماند که رییس جمهور همهمان هستید. آقای موسوی! مادربزرگم هفته پیش که برای اولین بار شیراز را دید گفت از آنچه در خیالم داشتم کمتر سبز بود. امیدوارم ایران با شما از آنچه در خیال داریم بیشتر سبز باشد. یک هفته پیش اینطور نبودم اما حالا دلشوره دارم برایتان... فالله خیر حافظا و هوالرحمن الرحیم

کیومرث پور احمد با انتقاد از فریبکاریهای دولت نهم در حوزههای مختلف فرهنگی،هنری ،سیاسی و اجتماعی گفت:«چهار سال است که شخصیت بین المللی ایرانیان به واسطه رفتار دولت نهم خدشه دار شده است و تنها با حضور مردم در پای صندوق های رای و انتخاب گزینه شایسته امکان اصلاح برخورد جهانیان با ما وجود دارد.»
به نقل از خبری یاری، کیومرث پوراحمد که «قصههای مجید» او امروز هم یادآور روزهای خوش کودکی و نوجوانی برای نسلی است که 22 خرداد به پای صندوقهای رای میروند در همایش بزرگ دوم خرداد ساده و بیآلایش شرکت کرد تا بگوید به میرحسین موسوی رای میدهد.
او عکسی از میرحسین موسوی را گاه بالای سر میبرد و گاه روی قلب خود میگرفت و هر بار که دوربینهایی که مراسم را از دو مانیتور بزرگ در سالن پخش میکردند این صحنهها را شکار میکردند سالن به حد انفجار میرسید.
هنگای که میکروفن سیار را به پوراحمد رساندند او ایستاد و گفت که چهار سال پیش اشتباه کردیم، گولمان زدند و فریبمان دادند، رای ندادیم و نتیجه آن امروز شد.
وی که بغضی سنگین سخن میگفت، با اشاره به رفتار اهانتآمیزی که امروز با ایرانیان در فرودگاههای کشورهای مختلف از جمله دوبی میشود، تصریح کرد:« اقدامات دولت نهم شخصیت ایرانیان را در کشور های دیگر زیرسئوال برده است، این دولت با دروغ سعی در انحراف افکار عمومی از واقعیتهای موجود در جامعه دارد، این در حالی است که در این دولت شخصیت ایرانیان به بدترین شکل آزرده شد.»
پور احمد که بارها و بارها تاکید کرد که مردم فریب افرادی که رای ندادن را تبلیغ میکنند نخورند، خاطر نشان کرد:«مردم باید با حضور در پای صندوقهای رای پاسخ رفتار فریب کارانه این دولت را بدهند چرا که قهر آنها با انتخابات منجر به تکرار وضعیت فعلی در سالهای آینده خواهد شد.»
وی همچنین توصیه کرد که مردم به حرفهای تلویزیونهای لسآنجلسی در مورد تحریم انتخابات رای ندهند.
با نزدیک شدن به زمان برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 22 خردادماه، ساخت فیلمهای تبلیغاتی نامزدها با فعالیت پیگیر سینماگران سرشناس به مراحل پایانی نزدیک میشود.
ساخت فیلمهای تبلیغاتی نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به مراحل پایانی نزدیک میشود. تیم سازنده فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی حرفهایترین و پرستارهترین گروهی است که این روزهای ملتهب خردادماه مشغول کارند تا فیلم آخرین نخستوزیر جمهوری اسلامی ایران آماده پخش شود.
مجید مجیدی، رضا میرکریمی، بیژن میرباقری و منوچهر شاهسواری در ستاد انتخاباتی موسوی فعالیت میکنند. حضور گسترده کارگردانها و سینماگران در نشست موسوی با هنرمندان بازار شایعهها درباره ساخت فیلم تبلیغاتی این نامزد را از مدتی پیش گرم کرد. حضور مجیدی در این مراسم و وجود دوربینهای مختلف در گوشه و کنار سالن نام مجیدی را به عنوان کارگردان فیلم تبلیغاتی موسوی سر زبانها انداخت.
این خبر هرگز از سوی مجیدی تکذیب یا تایید نشد تا اینکه کارگردان سرشناس سینمای ایران در کنار دو کارگردان و یک تهیهکننده متعلق به جریان سینمای هنری ساخت فیلم موسوی را آغاز کرد. مجیدی برای اولینبار ساخت فیلم تبلیغاتی را تجربه میکند و از همین حالا میتوان حدس زد که این فیلم به دلیل نام کارگردانش پربینندهترین فیلم تبلیغاتی این دوره است.
بهروز افخمی برای دومین بار فیلم تبلیغاتی حجتالاسلام مهدی کروبی را کارگردانی میکند. فیلم قبلی که چهار سال پیش از شبکههای تلویزیونی روی آنتن رفت، شامل گفتگوی مفصل این کارگردان با کروبی بود. فیلمی که قرار بود به شکلی ساده و مستقیم مخاطب را در جریان آرا و افکار این نامزد قرار بدهد.
فیلم تبلیغاتی کروبی تصویری کامل از کارگردان فیلمهای سینمایی "شوکران"، "عروس" و "تختی" ارائه نمیداد و ساختار ساده و معمولی فیلم را میتوان به پای بازیگوشیهای این کارگردان طناز گذاشت. اما به نظر میرسد با وجود انتقادها به این فیلم، کروبی از عملکرد افخمی راضی بوده که امسال هم کارگردانی فیلم را به او سپرده است. افخمی در کنار یک گروه حرفهای ساخت فیلم تبلیغاتی کروبی را از مدتی قبل شروع کرده و شاید این بار فیلمی متفاوت را آماده کند.
جواد شمقدری هم مانند افخمی دومین تجربه کارگردانی یک فیلم تبلیغاتی را پشت سر میگذارد. با این تفاوت که شمقدری توانسته بود فیلمی تاثیرگذار بسازد و مردم را به انتخاب شهردار سابق تهران برای تکیه زدن به صندلی ریاست جمهوری ترغیب کند. تصویربرداری این فیلم زیر نظر شمقدری از ماهها پیش در سکوت خبری شروع شده، اما پروژه از اواخر اردیبهشت رسما کلید خورده است.
محسن رضایی این بار ساخت فیلم تبلیغاتی خود را به یک مستندساز سپرده است. محمدعلی فارسی کارگردان مستند پربیننده "مهاجران" ساخت این فیلم را به عهده دارد. رضایی دیرتر از نامزدهای دیگر ساخت فیلم را شروع کرده و زمان زیادی برای کار روی فیلم ندارد. گروهی که در ساخت این فیلم فارسی را یاری میدهند هم محدودند.
فارسی روز چهارشنبه 30 اردیبهشتماه فیلم را کلید زده و باید پنجشنبه آن را برای بازبینی به تلویزیون تحویل دهد. در این زمان کوتاه او و گروهش باید فیلمی بسازند که در رقابت با فیلمهای سایر نامزدهای ریاست جمهوری دیده شود و در نهایت تاثیرگذار از کار درآید.
پخش مستندهای تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری از هشتم خردادماه با نمایش مستند محمود احمدینژاد شروع میشود. نهم خرداد مستند میرحسین موسوی، دهم مستند محسن رضایی و یازدهم مستند مهدی کروبی روی آنتن میرود.
پخش دومین بخش از مستندها هم از 16 خردادماه با نمایش مستند کروبی شروع میشود. 17 خرداد مستند احمدینژاد، 18 خرداد مستند موسوی و 19 مستند رضایی روی آنتن شبکه یک میرود.

خانواده های شهیدان همت، باکری و زین الدین با صدور بیانیه ای حمایت خود را از «میر حسین موسوی» اعلام کردند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم رب الشهدا و الصدیقین
امروز روز مجاهدت و ایثار است. مجاهدت و ایثاری از جنس آنانی که ذات وجودیشان بیانگر مجاهدت و و ایثار در راه خدا بود. امروز روز یاد آوری آنانی است که به تبعیت از نص صریح قرآن و سنت رسول(ص) و ائمه ی اطهار (ع) به عنوان مجاهد فی سبیل الله شناخته می شدند.
امروز روز عرصه ی پایداری یاران امام راحل در به رخ کشیدن مجدد انقلاب ارزشهاست، ارزشهایی همچون ساده زیستی بی ریا، آن گونه که امام و شهدا بودند، سادگی در عین کمال، ارزشی همچون ذوب شدن در خدمتگزاری بی مزد و منت آنگونه که امام و شهدا بودند، خدمتگزاری صادقانه، همانند آنچه اماممان فرمود اگر به من خدمتگزار بگویید بهتر است از رهبر. ارزش هایی همچون استقامت به معنای واقعی آنگونه که امام و شهدا بودند، فاستقم کما امرت و هزاران ارزش دیگر که همگی از ذخایر ناب انقلاب است که عرصه های ظهورش را به طور ناب در امام و شهدا می توانیم دنبال کنیم و همان ارزش هایی که انفجار نور بود و صدور انقلاب را به سوی دلها سوق می داد.
امروز روز تجدید میثاق و انتقال همان ارزش هاست، به دو دولیل: اول آن که زندگی و حیات مجدد ارزش ها در آنان که به فراموشی سپرده شده اند به مصداق آن جمله ی امام راحل که فرمود نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شوند است و دوم انتقال زینب گونه ی امانت شهدا به نسل جدید(نسل سوم انقلاب). همان ارزش هایی که عطش جوانان آنان را به آن سو گرایش داده است حال بهترین حامل انتقال این ارزش ها به این نسل کیست؟
آن که صادق تر است، آن که دوران تلاشش حاصلی با برکت داشت، آن که به ملت دورغ نمی گفت، آن که امام راحل مداوما پشتیبانش بود و می گفت: من آقای مهندس موسوی را شخصی متدین و متعهد و در وضع بسیار پیچیده ی کشور، دولت ایشان را موفق می دانم.
آری مهندس میر حسین موسوی همانی که باور اندیشه های امام و شهدا است و دوران جنگ را با تمام مشقت هایش با حلال ترین درآمدها و رفتارها اداره می کرد و برای همین بود که محب امام، شهدا و ملت بود. پس یک بار دیگر بیاییم برای احیای ارزش ها، ثبات راه امام، روشنی بخشی نام و یاد و راه واقعی شهیدان به ناب ترین ذخیره ی انقلاب که عصاره ای از همه ی فضایل، ارزش ها و مبانی انقلاب مترقی جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم یعنی «میر حسین موسوی» است رای دهیم.
1- ژیلا بدیهیان (همسر سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت) و مهدی همت (فرزند آن عزیز)
2- فاطمه چهل امیرانی (همسر سردار شهید حمید باکری) و احسان و آسیه باکری(فرزند آن عزیز)
3- صفیه مدرسی (همسر سردار شهید مهدی باکری)
4- لیلا زین الدین (فرزند سردار شهید مهدی زین الدین)

ما به آن سید و این میر ارادت داریم
ما به لبخند گل سرخ شباهت داریم
رای هر پیر و جوان موسوی است
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم

گفتوگوی تلویزیونی مهندس موسوی با مردم ایران لحظاتی قبل حدود ساعت 21:45 دقیقه جمعه شب از شبکه اول سیما آغاز شد.
به گزارش قلمنیوز میرحسین موسوی در ابتدای این برنامه تلویزیونی با اشاره به این که در 20 سال گذشته محدودیتهایی برای به تصویر کشیدنش از رسانهها در بین بوده اما به رغم این مسئله همواره با مردم تعامل خود را حفظ کرده است گفت: در این چند سال از شما مردم عزیز دور نبودم؛ بلکه با شما به خیابان، مغازهها، کارگاهها، کارخانهها و دیگر اماکن عمومی و مراسمات میآمدم. در راهپیماییها و مناسک باشکوه ملی و دینی حضور داشتم.
او اظهار کرد: امیدوارم شرایطی پیش بیاید که در آینده نزدیک، رسانه ملی محلی برای تبادل نظر مردم، طرح دغدغهها، برقراری روابط اجتماعی باشد. باید یاد بگیریم از تلویزیون درست استفاده کنیم.
مهندس موسوی سپس با اشاره به دیدارهایش با مردم مختلف کشور در دو ماه گذشته از استقبال و پیشواز آمدن مردم شهرهای مختلف در جریان این سفرها قدردانی و تشکر کرد و متذکر شد: شرمنده پیشوازهای شما مردم عزیز در سراسر کشور هستم که نتوانستم از شما پذیرایی مناسبی برای حضور در این برنامهها داشته باشیم. من چیزی نداشتم که با آن برای آمدن شما ماشین استقبال بگیرم. من در آستینم پول نفت نبود که بین مردم نقدا توزیع کنم.
موسوی همچنین از استقبال و تعامل شخصیتهای مختلف و بزرگ معنوی، مراجع عظام تقلید، خانوادههای شهدا و جانبازان، مردم و دانشگاهیان در جریان دیدارهای سراسریاش در شهرهای مختلف تقدیر و تشکر کرد و افزود: از تمام این عزیزان که به گرمی پذیرای ما بودند تشکر میکنم.
نخستوزیر محبوب کشورمان در سالهای جنگ تحمیلی در ادامه این برنامه تلویزیونی به مسائل اقتصادی پرداخت و با اشاره به این که « 25 درصد تورم یعنی کوچک شدن سفرهها؛ یعنی بداخلاقی، بدفرهنگی، بدبینی به نظام، اعتیاد و...» با ذکر مثالی بیان کرد: یادم هست موقعی میخواستند قیمت سیگار را افزایش دهند. حضرت امام(ره) تصور کردند که بنده در دولت میخواهم این کار را کنم و به من فرمودند که چرا قیمت سیگار مردم را میخواهید گران کنید؟ نباید این کار را بکنید، چون مردم به این خاطر به زحمت میافتند. بنده توضیح دادم که این تصمیم مجلس است تا بودجه را متوازن کند و دولت تقصیری ندارد. ایشان فرمودند از قول من به مجلس بگو امام مخالف است. من هم به مجلس رفتم و اعلام کردم. عدهای در مجلس بحث داشتند و سرانجام این مسئله و دغدغهها را به حضرت امام منتقل کردم. امام مجددا فرمودند اگر قرار است چنین کاری شود فقط باید قیمت سیگارهای لوکس و خاص گران شود اما سیگارهای مردم عادی و ارزان قیمت ساده که فقرا استفاده میکنند نباید گران شوند. سرانجام اینگونه شد. این نگاه امام(ره) ما بود که بنده آن را سرمشق میدانم. اما حالا چه؟ با تورم 25 درصد فعلی؟ متاسفانه با این حال دولت نهم سازمان مدیریت را با 18 شورای اساسی و مهم یکدفعه تعطیل میکند. خب با این کار بانکها حیات خلوت دولت شدهاند...
اولین برنامه تبلیغی مهندس میرحسین موسوی امشب (جمعه اول خرداد ماه 88) در ساعت 21:45 از شبکه اول سیما به مدت 30 دقیقه پخش خواهد شد.