گزارش هشتاد و ششمین نشست
نقد و بررسی فیلم سینمایی شک ساخته جان پاتریک شانلی با حضور دکتر محمد باقر قهرمانی، عبدالرضا منجزی و وحید اسلامی منتقد سینما در هشتاد و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا برگزار شد.
دکتر "محمد باقر قهرمانی" در این نشست گفت: فیلم شک با خطابهای از تردید آغاز میشود و در نهایت نیز با شک تمام میشود و از خلال قرائن ارایهشده در ارتباط متقابل شخصیتها، به معنا میرسیم.
دکتر قهرمانی در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: داستان فیلم در دهه شصت میگذرد، دهه تاثیرگذاری که شاهد نوعی به هم ریختگی در جهان هستیم. در این دوره همه برای حفظ موقعیت خود به دیگران مشکوکند و این فیلم حاصل همین دهه است.
وی با اشاره به تقابل پدر روحانی و خواهر میلر در فیلم افزود: شخصیت زن فیلم با بازی مریل استریپ اسمی مردانه دارد و از طرفی از اسم یک قدیس گرفتهشده، بنابر این سعی دارد موقعیت خود و کلیسای محل خدمتش را حفظ کند.
وی موسیقی وهم انگیز فیلم را عاملی برای فضاسازی دانست و افزود: این فیلم یک بازی پیچیده بین تاریکی و روشنی است. در واقع در سراسر فیلم ما سایهای از انسانها را نمیبینیم یک نوع عدم نور به وضوح در فضاها مشخص است. در ادامه نیز نماهای کج، نوعی عدم تعادل و شکلگیری بحران را ارایه میکنند که در نهایت به ایمانی غیرقابل تعریف در بیگناهی پدر منجر میشود.
عبدالرضا منجزی نیز در بخش دیگری از این نشست تصریح کرد: این فیلم با آثار متداول تولید شده در طول سالهای اخیر سینمای آمریکا متفاوت است و به زعم من نباید در تحلیل آن به درام و یا ساختار محدود شد. در واقع، فضای مورد اشاره این فیلم به کلیسا محدود نمیشود بلکه دنیای وسیعتری را در برمیگیرد که شاید برشی از وضعیت معاصر جهان باشد.
وی با اشاره به اینکه میتوان فیلم شک را از جنبههای فلسفی، سیاسی و جامعهشناسی بررسی کرد، ادامه داد: این فیلم یک ستیز و درگیری بین دو گرایش، یعنی متجددین و سنتیها، پروتستانها و کاتولیکها، نوگراها و دگماندیشان را به تصویر میکشد. در واقع نوعی ایجاد فضای امنیتی در آزادی اندیشه، که در دوران مککارتی بیشترین مشکل را ایجاد کرد. هنرمندان معاصر نیز در آمریکا از شکلگیری جریانی مشابه با آن دوران هراس داشتند و با روشهای مختلف با آن مقابله کردند.
منجزی با اشاره به مفاهیم اشاره شده در این فیلم تصریح کرد: زمانی کلیسا به عنوان یک مسلک قدسی سایه سنگینی بر اروپا انداخته بود و کشیشها و روحانیون واسطه بین خدا و انسانها بودند آنها انسانها را از آخرت میترسانند و تمام امور زمینی را با راهحلهای قدسی تاویل میکردند اما فیلسوفی به نام دکارت پیدا شد و گفت به جای اینکه انسانها را از آخرت بترسانیم آنها را با حقوق فردی خود آشنا سازیم و از این زمان به بعد بود که رنسانس پیش آمد و ما شاهد تحول در علم و دین و فلسفه بودیم.
وحید اسلامی نیز در پایان این نشست تصریح کرد: ساختار و مضمون فیلم شک به گونه عجیبی در هم عجین شدهاند. یعنی ساختار در شخصیتهای متفاوت، ویژگی متفاوتی دارد. از نماهای تخت و توام با آرامش شخصیت پدر به حرکت رو به عمق در نماهای خواهر میلر میرسیم. در واقع شک توام با حرکت است یعنی اساس درامها و تراژدیهای بزرگ تاریخ از جمله هملت نیز این حرکت بوده است. در شک نشان داده شده که جامعه همواره با نگاههای متحجرانه مقابله کرده و تغییر، امری ضروری در رسیدن به جامعه مطلوب است.

فیلم «شک» ساخته «جان پاتریک شانلی» در هشتاد و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و ششم تیرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور دکترمحمدباقرقهرمانی "مدرس دانشگاه" و یکی از منتقدان سینما برگزار میشود.
فیلم شک دربارهی راهبهای است که در یک مدرسه دینی همه چیز را به شکل سنتی و و با قوانین خشک مذهبی اداره می کند تا اینکه کشیشی وارد مدرسه میشود و راهبهی مدرسه به او شک میکند و این آغاز اختلافات آنها میشود. کشیش تازه وارد با قوانین خشک و قدیمی مدرسه مخالف است و اعتقاد به تغییر در این قوانین دارد و کشمکش بین این دو آغاز میشود.
در این فیلم که نامزد دریافت جایزه اسکار بوده است بازیگرانی چون فیلیپ سیمورکافمن، مریل استریپ و امی آدامز نقشآفرینی میکنند.
نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار میشود.

نويسنده و كارگردان: جان پاتريک شانلی
فيلمبردار: راجر ديكنز
تدوين: ديلن تيچنور
موسيقي: هاواردشور
بازيگران: مريل استريپ (خواهر الويسيوس بيور)، فيليپ سيمور هافمن (برندان فلين)، ايمی آدامز (خواهر جيمز)، جوزف فاستر (دانلد ميلر) و ايولا ديويس (خانم ميلر)
محصول 2008 ـ 104 دقيقه
ژانر فيلم: درام
محصول: ميراماكس
محل فيلمبرداری: نيويورک
درجهبندی فيلم PG-13
یک مدرسه کاتولیک در سال ۱۹۶۴ به نظر دنیایی بسته و مهر و موم شده میآید. مدرسه سنت نیکلاس در برانکس که توسط مادر آلویزز، مدیر سختگیر و تندخوی آنجا که دانشآموزان و راهبهها را چهار چشمی میپاید و اخیرا با کشیشهای منطقه سر ناسازگاری پیدا کرده است، اداره میشود. مسئله آنها به نظر بر روی اصلاحات واتیکان دوم که هنوز در جریان است و پدر فلین (فیلیپ سیمیور هافمن) به عنوان مترقی، مجری اجرای آن است، متمرکز شده است. این مسئله اما برای مادر آلویزز رنج و عذابیست.
بعضی بر این عقیده خواهند بود که کاراکتر مادر آلویزز که کاملا خشک و بدون هیچ اشارهای به شوخطبعی توسط مریل استریپ بازی شده، یک کاریکاتور است. در هشت سالی که در مدرسه کاتولیکها بودم، از راهبههای دومنیکن بغیر از خوبی و مهربانی هیچ چیز ندیدم. هرگز من از آنها نرنجیدم و تنها یک بار در سال اول خواهر آمبروستتا با انگشتری که در دست داشت، ضربهای به سرم زد. اما به وضوح بیاد دارم که از خواهر گیلبرتو – مدیر مدرسه – میترسیدم و یک باری که من را به دفترش فرستادند، از ترس پاهایم کاملا شل شده بود. او هیچ وقت کاری از روی غضب انجام نمیداد. تنها طوری وانمود میکرد که مدیری مدبر است.
مادر آلویزز در “شک” از تمام تاثیرات سوء جهان مدرن که حتی یک خودنویس را هم شامل میشود، نفرت دارد. درست میگوید. ما خوشخطیمان را از تمرین با خودکارهای مخزنی که بر روی هر صفحهای عبارت “JMJ” را ثبت میکردیم، به دست آوردیم. (به نام مسیح، مریم و البته یوسف). در قلمرو حکمرانی آلویزز یک دختر شیرین به اسم خواهر جیمز (امی آدامز) نفس میکشد. کسی که میبینید در دنیای صومعه محدود شده است و دنیای داخل را با بیرون در مغایرت میبیند. بتدریج در طول نیمسال دوم در پاییز، تحولی پدیدار میگردد.
در مدرسه سنت نیکلاس یک دانش آموز آفریقایی – آمریکایی به اسم دونالد میلر (جوزف فاستر) مشغول به تدریس است. کسی که پدر فلیپ او را تشویق به انجام دادن ورزش میکند و منصب موعظ محراب را به او میسپارد. تمام این کارها به خوبی انجام میگیرد. اما خواهر جیمز اعلام میکند که کشیش فلین دونالد را تنهایی به اتاق خودش احضار کرده است. خواهر جیمز بر این باور است که احتمال وقوع کاری غیر اخلاقی میرود و مادر آلویزز را که چشمانش از فرط تنگنظری و کشیدگی همانند گرگ میماند، آگاه میسازد.
اما “شک” قصد این را ندارد که درام – مستندی دباره سوء استفاده جنسی باشد. پاتریک شانلی فیلم را براساس نمایشنامه برنده جایزه پولیتزر و هم چنین تونی، نوشته خودش کارگردانی کرده است و همانطور که از اسم پیداست، فیلم تماما درباره یک “شک” است. شک در دنیای قطعیت (یقین). از نظر آلویزز، فلین بدون رد خور، گنهکار است. اینکه فلین بیگناه به نظر رسد و یا احتمال دارد خواهر جیمز فقط از روی عجله و اشتباها آن خبر را داده باشد، کاملا برای مادر آلویزز بی معنی است. فلین میداند که یک تهمت ناروا، میتواند زندگی و کارش را نابود کند.
اتفاق دیگری هم میافتد. دنیای واقعی وارد دنیای مهر و موم شده میشود و مابین این دو نقطه درگیری صورت می گیرد. مادر دونالد (ویولا دیویس) میترسد که مبادا پسرش را از مدرسه اخراج کنند. دونالد همچنین متهم به نوشیدن جرعهای شراب از محراب است. بدتر اینکه پدر فلین این اتهام را بر او روا میدارد. مادر دونالد در صحنهای که یکی از بهترین صحنههای امسال است، مستقیما به پای مادر آلویزز میافتد و از او التماس میکند که پسرش را اخراج نکنند. بیعدالتی است اگر ویولا دیویس را برای بازی خوبش نامزد اسکار نکنند. او چهره به چهره با بازیگری توانا و قابل از نسل خودش روبرو میشود و این مواجههای است مابین دو غول که قدرتی بیهمتا را بازتاب میدهد.
“شک” همچنین موضوع خطابه پدر فلین در آغاز فیلم است. شک در کار رسوخ به درون کلیسا و ایالات متحده در سال ۱۹۶۴ بود. آیا هنوز با خوردن گوشت در جمعهها به جهنم میرویم؟ بعد از ترور کندی و آغاز جنگ ویتنام شک و تردید به یقین عامه آمریکاییان نقب زده بود. به چه اطمینان داشته باشیم؟ تضاد مابین آلویزز و فلین، تضاد بین قدیم و جدید است، تضاد مابین ثبات و تغییر، عصمت و بلاتکلیفی. شانلی ما را با این تردیدها تنها میگذارد. من کسانی را میشناسم که مطمئنا درباره فرجامی که میبایست بر این فیلم میبود، یقین دارند. “شک” فیلمنامهای غنی و قوی دارد و با اجراهایی خیره کننده و قوی تزئین شده است. فیلم از همان برداشت اول ما را به تامل وا میدارد و بتدریج بر آن میافزاید. فیلمهایی از این دست، نایاب هستند.

مهتاب کرامتی در کنفرانس خبری فیلم بیست در جشنواره کالووی واری


رضا کاهانی و شیما منفرد در جشنواره کالووی واری

رضا کاهانی در جشنواره کالووی واری


رضا کاهانی در جشنواره فیلم کالووی واری

ماجرای کربلا شرح بلای زینب است
عصر عاشورا شروع کربلای زینب است
شرح صدرش در نمی آید به فهم اهل دل
صبر زینب آیت صبر خدای زینب است
پیوند شماره ۴۴ در لیست پیوندهای وبلاگ
گزارش هشتاد و پنجمین نشست

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا در سینما «فرهنگ»، فیلم «هرشب تنهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی به نمایش درآمد و پس از آن با حضور رسول صدرعاملی (کارگردان)، فرج حیدری (فیلمبردار)، حامدبهداد(بازیگر) و عبدالله اسفندیاری(مدیرکانون فیلم معناگرا) مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
در ابتدای این نشست مجری برنامه با اشاره به سالروز ولادت امام جواد(ع) و به تعویق افتادن چندین بارهی نمایش این فیلم اظهار کرد: قطعا همزمانی نمایش این فیلم با ولادت امام جواد(ع) باعث شده است که آقای صدرعاملی جایزه خود را از کانون فیلم معناگرا بگیرد.
صدرعاملی نیز در ادامهی این سخنان مطرح کرد: من جایزهام را زمانی که فیلم را ساختم گرفتهام. سالها بود دلم میخواست کاری انجام بدهم که بر باور و ایمان درونی ما مبتنی باشد. به هر حال در سی سال گذشته بهعنوان هنرمند کمتر توانستهایم به باورهای دینی مردم نزدیک شویم.
او خاطرنشان کرد: ما نیز سه سال پیش در دفتر یکی از دوستان در همین باره صحبت میکردیم که اصغر فرهادی پیشنهاد ساخت این فیلم را مطرح کرد.
کارگردان «هرشب تنهایی» با بیان اینکه در این فیلم به بحث ایمان پرداختهاست، تصریح کرد: این بحثی کمتر مورد توجه بوده است. هنگامی که من فیلم «دختری با کفشهای کتانی» را ساختم این فیلم مورد توجه بسیار قرار میگیرد و البته مورد توجه قرار گرفتن آن جای تعجب هم ندارد، چرا که دارای سوژهای بحرانی، ملتهب و روشن فکرپسند است. اما به هر حال در کنار دختری که در آن فیلم فریاد میزند، افراد بسیار دیگری هم در جامعه وجود دارند.
صدرعاملی در بخش دیگری از این نشست هم به مشکلات متعددی که برای فیلمبرداری «هر شب تنهایی» وجود داشته است، اشاره کرد و افزود: فیلمبرداری این فیلم بطور اتفاقی با ماه رمضان همزمان شد و ما با هم قرار گذاشتیم که ابتدا خودمان آداب زیارت را رعایت کنیم. بعدها فهمیدیم که در تمام مدتی که ما کار میکردیم چندین دوربین فیلمبرداری نیز نصب بوده است، هنگامی هم که به تهران بازگشتیم برخی مسوولان آستان قدس با ما تماس گرفتند و حلالیت طلبیدند و گفتند که پیش از این ذهنیت خوبی از سینما نداشتهاند.
ترجیح میدهم به جای واژه معناگرا از دینی استفاده کنیم
در ادامه این نشست هم، صدرعاملی بهبحث درباره سینمای معناگرا پرداخت و گفت: در دورهای طی یک جدال قلمی به آقای اسفندیاری گفتم که مگر میشود سینمای بیمعنا داشته باشیم، اما پس از تجربه ساخت این فیلم، ترجیح میدهم که بجای سینمای معناگرا از سینمای دینی استفاده کنم. سینمایی که طی این سی سال به آن نپرداختهایم. اکنون هم من نمیخواهم پُز بدهم که پس از این مدت فیلم دینی ساختهام، این کار پیشنهاد اصغر فرهادی بود و ادامه این مسیر هم با دیگران است. اما با این وجود، ساخت این اثر کار بسیار مشکلی بود.
او ادامه داد: در سالی که این فیلم ساخته شد حرم امام رضا(ع) هفده ونیم میلیون نفر زائر داشت و به همان اندازه هم افرادی بودند که نتوانستند برای زیارت بروند. حال آن که، این 37 یا 38 میلیون نفر تاکنون در سینمای ما دیده نشده و مورد توجه قرا نگرفتهاند.
صدرعاملی همچنین به حضور و موفقیتهای جهانی این فیلم و ساخته قبلیاش «شب» اشاره کرد و افزود: هیچ کجای دنیا به این فیلم بیاعتنا نبودهاند. البته این مساله مایه افتخار ما نیست اما از نیت اولیه ما در ساخت این فیلم سرچشمه میگیرد. از آنکه مذهب با درون و ذات انسانها چه میکند این که چگونه میتوان زبان سینما را برای به تصویر کشیدن ایمان مورد استفاده قرار داد.
برای ساخت سومین فیلم این سهگانه منتظر اکران فیلمهای قبلی هستم
کارگردان «شب» و «هرشب تنهایی» درباره ساخت سومین اثر این سهگانهاش دربارهی زائران حرم امام رضا (ع) هم اظهار کرد: برای ساخت سومین فیلم منتظر اکران فیلم قبلی هستم تا پس از دیدن بازتاب آن، مشغول شوم. البته فیلم «زندگی با چشمان بسته» هم که اکنون مشغول ساخت آن هستم به نوعی معناگرا محسوب میشود.
«هرشب تنهایی» براساس باورهای شخصی من است نه سفارش
این کارگردان در پاسخ به سوال یکی از حاضران، مبنی بر سفارشی بودن این فیلم مطرح شده بود هم اظهار کرد: این فیلم براساس باورهای شخصیام بوده و خودم سفارش آن را گرفتهام.
مسیرعجیبی نداشتهام، همواره در جستجوی لحن خاص خودم بودهام
به گزارش ایسنا، صدرعاملی در پاسخ به مطلب دیگری که مدعی بود او در سینما مسیر عجیبی را دنبال کرده، گفت: مسیر عجیبی نداشتهام و همیشه در جستجوی یافتن لحن خاص خودم بودهام. لحنی که مختص من باشد. برگرفته از جای دیگری محسوب نشود. البته من نیز عاشق بسیاری از فیلمها و فیلمسازان دنیا هستم و آثار آنها را با دقت دیدهام، اما با این وجود سعی کردهام که در این میان لحن خاص خود را داشته باشم.
تمام فیلمهایم سرآغاز یک جریان فیلمسازی بودهاند
به گزارش ایسنا، کارگردان «من ترانه ۱۵ سال دارم» در بخش دیگری از این نشست و در پاسخ به مطلبی که مبنی بر کم طراوت بودن موضوع ساخته جدیدش مطرح شده بود، گفت: طراوت موضوع همواره برای من اهمیت داشته است و میتوانم بگویم که تمام فیلمهای من بدون استثنا سرآغاز یک جریان فیلمسازی در سی سالهی اخیر بودهاند. مثلا فیلم «رهایی» که توقیف شد به نوعی سرآغاز فیلمهای جنگی بود وحتی بعدها در قالب مصاحبهای هشت صفحهای در سروش، عدهای گفتند که برای ساختن آن فیلم باید مرا اعدام کنند!
به هر حال آثار ما روی پرده است و میتوان به راحتی درباره آنها نظر داد و حتی درباره بحث سفارشی بودن هم این موضوع صادق است.
او ادامه داد: در این دو فیلم اخیر هم مانند سایر آثارم است و در آنها تمام تلاش خود را به کار گرفتهام تا از سینمایی اجتماعی به سینمای انسانی برسم. حرفهایی هم که اکنون مطرح میکنم هم براساس خودشیفتگی نیست بلکه صحبتهای فردی است که از ۱۴ سالگی تا کنون عرصههای مختلف از جمله مطبوعات را تجربه کرده است و ورودش به سینما هم به نوعی ناخودآگاه بوده است.
هیچ فیلم بدی ندارم
این کارگردان در ادامه این نشست هم به ساخت 11 اثر سینمایی سی سال گذشته اشاره کرد و گفت: تا کنون تمام تلاش خود را به کار گرفتهام تا فیلمهای خوبی بسازم و اکنون اصلا ناراحت نیستم که طی این سالها فیلمهای کمی ساختهام و به شخصه معتقدم در میان فیلمهایم، فیلم بدی وجود ندارد. شاید برخی از این فیلمها متوسط باشند اما به هر حال در کارنامهام فیلم بد وجود ندارد.
برایم مهم است که فیلمم در تمام ایران دیده شود
صدرعاملی در پاسخ به مطلبی مبنی بر احتمال کم مخاطب بودن این فیلم مطرح شده بود اظهار کرد: همواره برایم مهم است که فیلمهایم در تمام نقاط ایران دیده شوند و مخاطف فیلمم تنها طبقه نخبه نباشد. اکنون نیز میتوانم ادعا کنم که شاید تنها فیلمسازی باشم که فیلمهایم علاوه بر حضور موفق در جشنواههای مختلف جهانی در داخل ایران هم از فیلمهای پرفروش محسوب میشدهاند. من هیچ فیلم کم فروشی نداشتهام و اگر «دیشب باباتو دیدم آیدا» هم فروش کمتری داشته است به این علت بوده است که سیدیهای این فیلم 25 روز قبل از اکران آن، به فروش رسیده بود. اکنون هم به شما قول میدهم که «هر شب تنهایی» هم یکی از فیلمهای موفق گیشه خواهد بود چرا که با ایمان و صادقانه و واقعی ساخته شده است و به همین دلیل با مخاطب ارتباط برقرار خواهد کرد.
او در ادامه با اشاره به شروع کارش در مطبوعات و نوشتن گزارشی دربارهی جذامخانههای مشهد خاطرنشان کرد: به هر حال تمام ما یکسری تجربیات داریم و برای ادامه کار لازم است که به خودمان دروغ نگویم و از این تجربیات استفاده کنیم.
هرگز در عمرم سفارشی کار نکردهام
صدرعاملی به بحث سفارشی بودن پرداخت و گفت: در ساخت این فیلم برایم بسیار مهم بود که به سراغ افرادی بروم که بتوانم به کم دانستنیها و دانش اندک من کمک کنند و آن را جبران کنند. برای بحث بودجه هم باید بگویم هرجایی که احتمال بدهم بودجهی درستی را به فیلم اختصاص میدهد با آن وارد مذاکره میشوم اما با این حال هیچ گاه در تمام عمرم فیلم سفارشی نساختهام و ساخت این فیلم هم عرصهای است که تاکنون تجربه نشده بود.
به گزارش ایسنا در بخشی دیگری از این نشست صدرعاملی به مسالهی نقدها و منتقدان پرداخت و گفت: فکر میکنم همواره نقدهایی که پس از نمایش عمومی فیلم نوشته میشوند واقعیتر هستند. چرا که منتقدان به هنگام نگارش آنها نظر مردم را نیز در نظر گرفتهاند. متاسفانه یکی از مشکلات ما آن است که وقتی مطلبی به ذهن ما میرسد احساس می کنیم، که آن مطلب کاملا درست است و در همان زمان هم آن را به طور قاطعانه اعلام میکنیم.
در هر صورت در بارهی این فیلم من به یک نکته اطمینان کامل دارم و آن هم این است که «هرشب تنهایی» قطعا با مخاطبان بسیاری ارتباط برقرار خواهد کرد اما در این میان برای من مهم آن است که این فیلم بتواند با افرادی که توجه کمتری به مسائل دینی و عرفانی دارند، ارتباط برقرار کنند.
همواره میتوانیم فیلمی بهتر از آنکه هست بسازیم
صدرعاملی در ادامه این نشست هم با تاکید مجدد بر سخت بودن پروسه ساخت این فیلم عنوان کرد: هنگامی که قصد داریم موضوعی تجربه نشده را کار کنیم، باید توجه زیادی داشته باشیم. در مورد این فیلم هم با توجه به اینکه به مسائل دینی ارتباط داشت مشکلات ساخت دوچندان میشد، چرا که اگر ما معجزهای را به طور قطعی نشان میدادیم این احتمال بود که برای برخی از مخاطبان این تصور ایجاد شود که هنگامی که برای زیارت میروند حتما باید حاجت بگیرند.
او ادامه داد: به نظر من معجزه این فیلم در آن است که زنی بدون آنکه مادر باشد و یا فرصتی برای مادر شدن داشته باشد در شرایطی قرار میگیرد که این اتفاق را تجربه کند. شاید مخاطبان هم اگر یک بار دیگر این فیلم را ببینند با خود بگویند که درآن چه معجزه غریب و باورپذیری صورت گرفته است.
قصهی «هرشب تنهایی» از جنس نشانه است
این کارگردان در پاسخ به مطلبی مبنی بر فقدان یک خط داستانی در «هرشب تنهایی» مطرح کرد: این فیلم برخلاف آنچه که تصور میشود داستان دارد. اما داستان آن بیشتر از جنس نشانه است و نه آنچه که تاکنون مواجه میشدیم.
مطمئنم «زندگی با چشمان بسته» فیلم بدی نیست
صدرعاملی در پایان صحبتهایش نیز به ساختهی جدیدش که «زندگی با چشمان بسته» نام دارد اشاره کرد و دربارهی آن گفت: مطمئنم که فیلم بدی نساختهام. اما دربارهی میزان محبوبیت و خوب بودن آن اکنون نمیتوانم نظری بدهم.
حامد بهداد بازیگر سینما هم در این نشست در سخنانی کوتاه مطرح کرد: فیلم «من ترانه 15 سال دارم» را بسیار دوست داشتم. علاوه بر آن خود من نیز اصالتا مشهدی هستم و این دو نکته در کنار هم باعث شد که در این فیلم حضور داشته باشم.
او دربارهی رسول صدرعاملی هم گفت: فکر میکنم او فیلم سازی است که تا کنون تواناییهای خود را ثابت کرده است و به هنگام ساخت این فیلم در پی تجربهی جدیدی بوده است.
بهداد در پاسخ به سوالی که مبنی بر ادامه روند بازیگری توسط او مطرح شده بود هم گفت: این مسیر را ادامه خواهم داد تا ببینم به کجا خواهم رسید. در کل هم فرد انتخابگری نیستم اما با این وجود کارنامه بدی هم ندارم و فکر میکنم، تا کنون فیلمها من را انتخاب کردهاند. اکنون هم بابت حضور در این فیلم از اعماق وجود خوشحالم و فکر میکنم که شاید اگر این تجربه نبود، من شانس حضور در «زندگی با چشمان بسته» را هم نداشتم.

فرج حیدری فیلمبردار «هر شب تنهایی» نیز مطرح کرد: همه فیلمهای من مانند فرزندانم هستند، اما در میان فرزندانم «هرشب تنهایی» را به گونهیی دیگر دوست دارم و فکر میکنم که این فیلم نه تنها عزیزترین فرزند من بلکه مادرم نیز هست. قطعا چندی دیگر هم در مورد فیلم «زندگی با چشمان بسته» خواهم گفت و آن فیلم را نیز بسیار دوست دارم، چرا که در کل کار کردن با رسول صدرعاملی بسیار لذتبخش است.
حیدری ادامه داد: صدرعاملی فردی است که هیچگاه خود را تکرار نمیکند و همواره دنبال تجربیاتی تازه است. شاید در ابتدا فیلمهای او به نوعی ساده به نظر برسند. اما او روی تک تک این فیلمها مدتها فکر کرده است.
عبدالله اسفندیاری «مدیر حوزه سینمای معناگرا» هم در این نشست عنوان کرد: در عین رفاقت گاه کشمکشهایی هم با صدرعاملی درباره عنوان سینمای معناگرا داشتهایم اما با این حال فکر میکنم که او از بهترین فیلمسازان ماست و فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» اوج تعادل و پختگی او محسوب میشود.
مدیر کانون فیلم معناگرا ادامه داد: «هر شب تنهایی» اگرچه درباره زیارت است، ولی به نظرم در چنین فیلمی، زائر است که دیدن دارد. معجزه اصلی در انسان، معجزه باور است و به نظرم فروریختن باورها در جامعه نیز یک باور است.
اسفندیاری افزود: «هر شب تنهایی» وجه روانشناسانه رابطه زن و شوهر را نشان میدهد که در وضعیت ملتهبی قرار دارند.

هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

رسول صدرعاملی در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

فرج حیدری در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

فرج حیدری در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا
|
گزارش تصویری به روایت یلدا ذبیحی |

فیلم «هر شب تنهایی» ساخته رسول صدرعاملی در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه دوازدهم تیرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمیآید.
پس از نمایش فیلم، جلسه پرسش و پاسخ با حضور رسول صدرعاملی «کارگردان»، حامد بهداد «بازیگر» و فرج حیدری «مدیر فیلمبرداری» برگزار میشود.
نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و نشست نقد و بررسی، پس از آن برگزار میشود.
شناسنامه فیلم:
کارگردان: رسول صدرعاملی
فیلم نامه: کامبوزیا پرتوی، رسول صدرعاملی
بر اساس طرحی از: اصغر فرهادی
بازیگران: لیلا حاتمی، حامد بهداد
مدیر فیلمبرداری: فرج حیدری
طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی
طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی
صدابردار: محمد مختاری
آهنگساز: محمدرضا علیقلی
تدوین: بهرام دهقانی، رضا شیروانی
صداگذاری و ترکیب صدا: محمد صمیمی
مدیر تولید: طاهر امانی
تهیه کننده: سید کمال طباطبایی
محصول: شبکه اول سیما
تولید: زمستان ۱۳۸۵
خلاصه داستان:
عطیه نویسنده و مجری یک برنامه تلویزیونی است. او هر روز به پرسشهای شنوندگان پاسخ میدهد و به آنان توضیح میدهد که چگونه میتوانند زندگی زناشویی بهتری داشته باشند. عطیه که بیماری لاعلاجی دارد همراه همسرش برای زیارت به مشهد میرود و در آنجا به شکلی اتفاقی یک روز را با کودکی گمشده در حرم به جستجو برای یافتن والدین کودک میگذراند.
یکی از دوستانم از نوشته هایم به شدت عصبانی شده و مطالبی را بیان کرده که چون امکان ارتباط دو طرفه را از من سلب کرده (ایمیل و لینکی نگذاشته)، مجبور شدم این پست را قرار بدهم تا او بخواند. از بقیه دوستانی هم که ناگزیر این مطلب را می بینند، پوزش می طلبم.
نظر ارسالی دوست عزیزم:
"سلام محسن
منو مي شناسي اما بهت نمي گم كيم تا راحت تر بنويسم اول بگم دوست دارم
دوم بگم متاسفم كه سايت محسن صرافي در اين مدت شده (...........)
متاسفم..
متاسفم كه محسن صرافي نمي بينه...
متاسفم كه محسن صرافي هم گول مي خوره ...
متاسفم كه محسن صرافي با اون ديد بازي كه ازش سراغ دارم چيزاي ريز رو فقط ببينه مثل موسوي...
و در آخر بازهم متاسفم...
فقط متاسفم......"
سلام رفیق
باور کنم از حس نوشتنت متوجه شدم که من رو دوست داری و ممکنه از چیزی ناراحت باشی که البته من اون رو نمی دونم. امیدوارم بنویسی که از چه چیزی ناراحتی تا شاید بتونیم با هم به صورت نوشتاری گفتمان کنیم. از رفیق خودم می پرسم که آیا باید از کاندیدای دیگری حمایت می کردم و یا اصلا از کسی حمایت نمی کردم؟
در مورد میرحسین باید بگم که بیشتر ما آدمهای فرهنگی (البته ببخشید شاید من رو فرهنگی ندونی) دنبال فرد خاصی نیستیم و فقط سیاستهایی رو که با ما همخوانی داره انتخاب می کنیم. مثلا اگر در این دوره میرحسین نبود شاید به رضایی تمایل پیدا می کردم که البته این حس هم ایجاد شد ولی بر اون غلبه کردم.
امیدوارم از سر مهر و محبتی که نسبت به من روا داشتی در این مورد هم مطالبی رو برام بنویسی که لااقل قانعم کنی که اشتباه کردم و اگر حامی کاندیدای دیگری هستی دلایل حمایتت رو برام بگی.
البته خوشحال می شم که دلیل این همه تنفر از موسوی رو هم بدونم.
بی نهایت سپاسگزارم و برایت روزهای خوشی را آرزو دارم.