تبليغاتX
بوستان سینما
سینمای معناگرا - وب نوشته های محسن صرافی

فیلم «یک وجب از آسمان» ساخته «علی وزیریان» در سینما فرهنگ به روی پرده می‌رود

فیلم «یک وجب از آسمان» ساخته علی وزیریان در نود و سومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه پانزدهم آبان‌ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور عوامل فیلم و عزیزالله حاج مشهدی (منتقد سینما) برگزار خواهد شد.

داستان این فیلم درباره نوجوانی است که در کنار بچه‌های خیابانی هم سن و سال خود در میان خیابان‌های شلوغ شهر گل‌فروشی می‌کند. او آرزوی داشتن یک وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق می‌شود؛ در ابتدا هیچکس تحقق چنین آرزویی را باور نمی‌کند اما پس از آن، ماجراهای گوناگونی رخ می‌دهد.

«یک وجب از آسمان» دومین فیلم سینمایی علی وزیریان ترکیبی از فانتزی و مفاهیم معنوی و اخلاقی است که از بازیگرانی چون بهروز بقایی، لادن طباطبایی، علی سلیمانی، امیر آتشانی، افسر اسدی و محسن قاضی مرادی بهره می‌گیرد.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح آغاز می‌شود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:56  توسط محسن صرافی  | 

گزارش نود و دومین نشست

دکتر "حمید دهقان پور" در نود و دومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم راشامون با روایت‌گری خاص خود سرآغازی برای معرفی سینمای آسیا به جهان بود و به نوعی سینمای شرق را جهانی کرد.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، وی خاطر نشان کرد: توجه به مساله اقتباس و همچنین تغییر در شیوه روایت، در کنار ساختارهای نو و تاثیرگذار از جمله مولفه‌های برجسته سینمای کوروساوا هستند.

این مدرس سینما یادآور شد: در فیلم راشامون، که از داستان در بیشه نوشته آکوتا گاوا اقتباس شده دیگر شاهد تلخی داستان نیستیم. در واقع، فیلم راشامون با پایانی توام با امید تمام می‌شود و نگاه آلن پویی نویسنده تغییر می‌یابد. ساختار فیلم، شاید شائبه غربی بودن اثر را به ذهن متبادر کند اما مفاهیمی که در فیلم منعکس می‌شود برگرفته از فرهنگ ناب شرقی و ژاپنی است.

وی در خصوص سینمای معناگرا خاطر نشان کرد: در ابتدا به ساکن باید دانست که خیلی از آثار تولید شده در سینمای ایران، فیلم به معنی صرف خود نیستند، ابتدا باید فیلم بودن یک اثر را تشخیص داد و سپس درباره معناگرا بودن آن بحث و گفت و گو کرد.

دکتر شاپوری دیگر مدرس سینما در این نشست ادامه داد: در بحث معناگرایی، در واقع ما باید زمینه فعالیت فیلمساز علاقمند به این حوزه را فراهم کنیم و در مرحله بعد به بررسی مفاهیم و معانی آثار آنها بپردازیم. تزریق معناگرایی و یا دیگر مفاهیم به آثار قبل از تولید آنها، به نتایج چندان موفقی منجر نخواهد شد و همچنین ما باید جریان‌های شکل گرفته تئوریک در سینما را تقویت کنیم نه اینکه با تغییر مدیریت چیزی به آنها بیفزائیم و یا کم کنیم.

وی تصریح کرد: در نگرش افلاطونی یک حقیقت ثابت وجود دارد که ماده و یا صورت در اطراف آن شکل گرفته است و تمامی تلاش‌های صورت‌گرفته حول و حوش آن حقیقت ناب است دیدگاهی که در فیلم راشامون نیز دیده می‌شود شبیه به نگرش افلاطونی است. البته در حوزه فلسفه بعد از کانت، نوعی برون‌گرایی و انسان‌محوری دیده می‌شود و این مساله که مباحث ایدئولوژیک در مورد حقیقت چه می‌گویند جای خود را به برداشت انسان از جهان داده است و در این نگرش تکرار و اقتباس محلی از اعراب ندارد. این نگرش بیشتر بر تجربه‌گرایی تاکید دارد.

عبدالله اسفندیاری مدیر کانون فیلم معناگرا نیز در این نشست یادآور شد: از متن سخنان معاونت سینمایی در خصوص سینمای معناگرا، عنادی با این حوزه برنمی‌آید بلکه ایشان نگرانی خود را از برخی جریان‌های غیرمعناگرا در سینما ارایه کردند.

وی ادامه داد: این اولین جلسه سینمای معناگرا در مدیریت جدید سینمای ایران است و ان‌شاءالله در جلساتی که با معاون امور سینمایی و سایر مدیران حوزه سینما خواهیم داشت در خصوص چگونگی ادامه فعالیت سینمای معناگرا بحث خواهیم کرد.

اسفندیاری به شکل‌گیری واژۀ در جست و جوی حقیقت از سه سال گذشته توسط معاون سینمایی سابق اشاره کرد و ادامه داد: در این دوره جدید واژه عدالت نیز به تفسیر سینمای معناگرا اضافه شده است که دو نوع از مباحث را در برمی‌گیرد. ابتدا مسائل اجتماعی مربوط به عدالت که بیشتر به سینمای اجتماعی پیوند می‌خورد و دوم مسائل مربوط به عدالت الهی، که بخشی از این معنا در حوزه سینمای معناگرا قرار می‌گیرد یعنی بررسی لایه‌های مختلف عدل اللهی و حتی چرایی و چگونگی آن.

اسفندیاری در خصوص فیلم راشامون نیز گفت: در دیداری که در جشنواره توکیو با کوروساوا داشتم ایشان بر نزدیکی فرهنگ ژاپنی و ایرانی تاکید کردند و فکر می‌کنم کوروساوا یکی از کسانی است که باعث شده فرهنگ غنی شرقی به جهانیان شناخته شود.

وحید اسلامی منتقد سینما نیز در پایان این نشست گفت: کوروساوا در ساختار به مولفه‌هایی می‌رسد که می‌تواند مکمل معناگرایی در محتوا باشد. میزانسن خلاقانه و در برخی مواقع سه لایه، حرکت‌های دوربین، ترجمه طبیعت در فیلم و استفاده مناسب از زاویه دوربین و عمق میدان همه و همه در خدمت مفاهیم برجسته فیلم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 0:31  توسط محسن صرافی  | 

راشومون در نود و دویمن نشست کانون فیلم معناگرا - طراحی و اجرای پوستر: محسن صرافی

فیلم «راشومون» ساخته آکیرا کوروساوا، در نود و دومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه اول آبانماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست با حضور دو منتقدِ سینما برگزار خواهد شد.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: در ژاپن عصر قدیم، به زنی تجاوز می‌شود و همسرش کشته می‌شود. فیلم از چهار زاویه، واقعه را نشان می‌دهد که هرکدام با دیگری تفاوت دارد! کدام یک حقیقت را می‌گویند؟

نمایش این فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز می‌شود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 15:47  توسط محسن صرافی  | 

گزارش نود و یکمین نشست

جواد اردکانی، کارگردان فیلم «به کبودی یاس» در نود و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: در این فیلم هیچ‌گونه اغراقی وجود ندارد و هرچه هست کاملا منطبق بر واقعیات زندگی شهید برونسی است.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، نود و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا با نمایش و نقد و بررسی فیلم «به کبودی یاس» با حضور جواد اردکانی (کارگردان)، ابراهیم اصغری (تهیه‌کننده) و داود عین‌آبادی (بازیگر) در سینما فرهنگ برگزار شد.

«به کبودی یاس» روایت واقعی آخرین ماه‌های قبل از شهادت عبدالحسین برونسی از سرداران جنگ را نمايش مي‌دهد. زمانی که به شهر می‌آید و می‌خواهد رزمندگان را برای عملیات بدر جمع کند اما هر یک از آنها مشکلاتی دارند که برونسی باید آنها را حل کند.

در ابتدای مراسم جواد اردکانی، کارگردان فیلم «به کبودی یاس» گفت: حدود 4 سال پیش به همراه جمعی از سینماگران خدمت مقام معظم رهبری رسيديم که ایشان توصیه کردند راجع به شهیدانی مانند شهید برونسی و دیگر سرداران جنگ فیلم‌هایی ساخته شود که متعاقب آن صفار هرندی، وزیر ارشاد سابق پیشنهاد ساخت فیلم زندگی شهید برونسی را به من داد که پذیرفتم.

ابراهیم اصغری، تهیه‌کننده فیلم «به کبودی یاس» بیان کرد: اوایل سال گذشته بعد از تحقیقات مفصل، نگارش فیلمنامه به پایان رسید و اواخر تابستان با حمایت بنیاد سینمایی فارابی کلید خورد. به اصرار دوستان سعی کردیم ساخت فیلم را در مدت کوتاهی به انجام برسانیم تا برای جشنواره فیلم فجر آماده شود و بعد از شرکت در جشنواره تدوین مجددی صورت گرفت و فیلم کوتاه شد.

داوود عین‌آبادی، بازیگر نقش شهید برونسی در فیلم «به کبودی یاس» نیز گفت: این فیلم اولين کار سینمایی من بود. قبل از آن در کارهای نمایشی و تئاتر فعالیت می‌کردم.

سپس عبدالله اسفندیاری، مدیر حوزه فیلم‌ معناگرا در بنیاد سینمایی فارابی بیان کرد: این فیلم به لحاظ فنی با کاستی‌هایی همراه است اما نکته مهم‌تر موضوع فیلم است که راجع به یکی از شهدای دفاع مقدس است. ما شهیدان گمنام یا صاحب‌نام زیادی داریم که ناگفته‌های زیادی درباره زندگی آنها وجود دارد. صحنه‌های ساده‌زیستی و مردمی بودن شهدا را که می‌بینیم فکر می‌کنیم افسانه است و فاجعه همینجاست که ما چه کرده‌ایم و چرا آنقدر از این سرداران شهید دور شده‌ایم که آن واقعیت‌های بلورین را امروز به سختی باور می‌کنیم.

اصغری در رابطه با اشاره به سختی‌ها و شیرینی‌های ساخت فیلم «به کبودی یاس»، توضیح داد: در مرحله پیش‌تولید می‌دانستیم که این اولین فیلم واقع‌گرایانه، راجع به یکی از فرماندهان شهید جنگ تحمیلی است و مطمئنا خانواده، دوستان و هم‌رزمان آن شهید هستند و اگر فیلم خلاف واقع پرداخت شود مورد نقد قرار خواهد گرفت و دیگر اینکه می‌خواستیم این واقعیت را باور‌پذیر کنیم.

وی افزود: بخش شهری فیلم را در مشهد فیلمبرداری کردیم و لوکیشن‌های جنگ در شهرک سینمایی دفاع مقدس ضبط شد. یکی از سختی‌های کار این بود که عملیات‌‌هایی که شهید برونسی در آن حضور داشتند بدر، خیبر و چهارراه خندق بود، به طوری که این مناطق عملیاتی در جنوب کشور نیز دیگر وجود ندارند، به طور مثال چهارراه خندق در کشور عراق قرار دارد و توسط بمباران‌های فراوان صدام به کلی تغییر کرده است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم چهارراه خندق را برای اولین بار در شهرک سینمایی دفاع مقدس بازسازی کنیم.

اصغری گفت: مشاور ما برای ترسیم واقعیت‌های زندگی شهید برونسی، معاون این شهید، سردار اخوان بود. او آخرین بازمانده چهارراه خندق است و در آخرین ساعات قبل از شهادت برونسی با او بوده است.

اردکانی درباره معيارهاي انتخاب فرم روايت بيان كرد: یکی از انتخاب‌های سخت ما انتخاب فرم روایت بود. ما نمی‌خواستیم با انتخاب روایت خطی از دید دانای کل و قهرمان‌سازی به زندگی شهید برونسی بپردازیم. نمی‌خواستم راجع به شهید غلو کنم چون معتقدم زندگی آن بزرگواران آنقدر ارزشمند است که نیازی به غلو نیست، به همین دلیل فرم روایت متقاطع را انتخاب کردم.

وی افزود: فیلم متشکل از قصه یحیی، ستار، رضا، حامد و شهید برونسی بود که وجه اشتراك همه آنها تأثیرگذاري برونسی بود سرانجام چهار قصه، تبدیل به یک قصه شد و آن را تا آخر پیش برديم. تلاش من این بود خیلی به سمت غلیظ شدن احساسات نرویم و بگذاريم تماشاگر خودش برونسی را قبول کند.

وی تصریح کرد: در زندگی هر کسی مقاطع مختلفی وجود دارد. زندگی شهید برونسی هم مستثی نیست. دوران نوجوانی، جوانی، مهاجرت از نیشابور به مشهد و... ولی من می‌خواستم ویژگی‌های شخصیتی او را معرفی کنم نه اطلاعات زندگی او را و از این رو چند ماه آخر شهادت او را انتخاب کردم که این مقطع دوران گذشته وی را که تبدیل به خصلت و شخصیت در او شده بود نیز نشان می‌داد.

اسفندیاری درمورد معناگرایی این فیلم توضیح داد: در این فیلم معناگرایی در تحول شخصیت‌ها و اخلاص و ایثار وجود داشت. در صحنه‌ای که ستار میوه مسموم شده را می‌خواهد به برونسی بدهد و دستی که نمی‌دانیم متعلق به کیست بشقاب میوه‌ را پرت می‌کند و بعد می‌بینیم که ستار پسر شهیدش را یک لحظه می‌بیند، البته اگر این‌گونه صحنه‌ها در حالت ابهام باشد اثرگذارتر است.

رضا محمدی مجری و منتقد نیز در پایان این نشست گفت : هم اکنون در سینمای غرب ما شاهد این هستیم که بدون انگیزه و نگاه فردی جنگ را به تصویر می‌کشند و از رسانه سینما برای مظلوم‌نمایی خود و تفکرات سیاسی‌شان بهره می‌گیرند.

وی تصریح کرد: یکی از ویژگی‌های سینمای دفاع مقدس پرداختن به فرهنگ مقاومت ایثار و شهادت است که آن را از سینمای جنگ در جهان متمایز می‌سازد و تا دیر نشده باید به خاطرات رزمندگان برای ثبت در تاریخ و انتقال به نسل جوان توجه کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 14:13  توسط محسن صرافی  | 

در روزهای نکوداشت دفاع مقدس، فیلم «به کبودی یاس» ساخته جواد اردکانی ، در نود و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه هفدهم مهرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست با حضور جواد اردکانی(کارگردان)، ابراهیم اصغری (تهیه کننده) و داود عین آبادی (بازیگر) برگزار خواهد شد.

این فیلم که از تولیدات بنیاد سینمایی فارابی به شمار می‌رود، داستان زندگی سردار شهید عبدالحسین برونسی را به تصویر می‌کشد.

نمایش این فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز می‌شود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 13:14  توسط محسن صرافی  | 

گزارش نودمین نشست کانون فیلم معناگرا

حسین معززی نیا در نودمین نشست کانون فیلم معناگرا

حسین معززی‌نیا در نودمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: در سینمای معناگرا هر پدیده ممکن است تفاسیر مختلفی داشته باشد و نباید به آنچه می‌بینیم اکتفا کنیم.

نودمین نشست کانون فیلم معناگرا با نمایش فیلم «مسافرین» ساخته «رودریگو گارسیا» با حضور حسین معززی نیا و وحید اسلامی از منتقدان سینما برگزار شد.

معززی‌نیا در ادامه این نشست گفت: شکل روایت فیلم «مسافرین»، یعنی تعامل دنیای مرگ و دنیای واقعی یکی از دغدغه‌های سینمای جهان در طول سال‌های اخیر بوده است و فکر می‌کنم فیلم «مسافرین» در موقعیت داستانی، شبیه به فیلم حس ششم باشد.

وی با اشاره به مشخص نبودن رویکرد اصلی فیلم خاطرنشان کرد: فیلم گاهی لحن معناگرا و گاهی لحن روانشناختی و یا معمایی به خود می‌گیرد. در واقع مقدمه‌چینی لازم برای رسیدن به شوک نهایی فیلم به خوبی عرضه نمی‌شود. فیلم در روایت به نوعی الکن است اما ساختار منسجم‌تری دارد.

وی با اشاره به اینکه کارگردان فیلم فرزند گابریل گارسیا مارکز است، افزود: این کارگردان سابقه چندانی در کارنامه کاری خود ندارد و در آثارش نمی‌توان به شباهت‌هایی با آثار پدر رسید. البته فیلمی اپیزودیک درباره زندگی زوج‌های مختلف ساخته، که اثری به مراتب بهتر از فیلم «مسافرین» است.

عبداله اسفندیاری مدیر کانون فیلم معناگرا نیز به مناسبت برگزاری نودمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: شرط تاثیرگذاری هر جریانی استمرار آن است. خوشبختانه سینمای معناگرا به دور از جنجال‌های مقطعی با پشتوانه تئوریک لازم به حرکت ادامه می‌دهد.

وحید اسلامی، منتقد سینما نیز در این نشست گفت: فیلم «مسافرین» به مرز بین واقعیت و حقیقت اشاره می‌کند و شخصیت‌های فیلم درگیر میزان آگاهی خود از موقعیت موجود هستند. یعنی هرچه بیشتر به دنیای ماورا اتصال می‌یابند، مسخ‌شدن و آرامش آن‌ها بیشتر است.

وی خاطرنشان کرد: فیلم یک موقعیت محوری دارد یعنی سقوط هواپیما، در واقع این سقوط منشا یک دیالوگ محوری است با این مضون که تصادف نوعی تولد است و شخصیت‌ها در دنیای جدید به کشف و شهود می‌پردازند.

اسلامی در پایان اظهار داشت: فیلم در ادامه روند اخیر سینمای جهان یعنی روایت زمینی دنیای مردگان و در نهایت چرخش صد و هشتاد درجه‌ای روایت و نظرگاه مخاطب، ساخته شده است اما مشکل اصلی آن میزان باورپذیری مخاطب است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 3:8  توسط محسن صرافی  | 

«گروه مسافران» در نودمین نشست کانون فیلم معناگرا – طراحی و اجرای پوستر: محسن صرافی

فیلم «گروه مسافران» ساخته «رودریگو گارسیا» در نودمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه سوم مهرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور خسرو دهقان و حسین معززی‌نیا از منتقدان سینما برگزار خواهد شد.

فیلم «گروه مسافران» داستان روانشناسی را به تصویر می‌کشد که قصد دارد پس از سقوط یک هواپیما با نجات یافتگان این حادثه ملاقات کرده و در جهت بهبود وضعیت روحی آن‌ها تلاش کند اما با مواردی متناقض در خصوص سقوط هواپیما مواجه می‌شود.

در این فیلم که محصول سال 2008 سینمای آمریکا است بازیگرانی چون آن هاتاوی، پاتریک ویلسون، آندره برافر، سلیا دووال، دیوید مورس، دایان ویست و ویلیام بی دیویس نقش‌آفرینی می‌کنند.

نمایش این فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز می‌شود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 14:31  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و نهمین نشست

اشکان راد در هشتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا

اشکان راد منتقد سینما در هشتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: معناگرا بودن یک فیلم دلیل بر خوب بودن آن فیلم نیست. فیلمی که دیدیم معناگرا بود اما فیلم خوبی نبود.

این منتقد در رابطه با تعلق فیلم به سینمای معناگرا گفت: فیلم «گفت و گو با خدا» فیلمی معناگراست اما با تاکید به این نکته ضروری که معناگرا را برابر با دینی ندانیم. سینمای معناگرا شامل سینمای دینی و غیردینی می‌شود. در مورد این فیلم می‌توان گفت که یک فیلم معناگرای دینی است و وجه اخلاقی در آن بسیار بارز است اما لزوماً سینمای اخلاق‌گرا سینمای معناگرا نیست.

راد همچنین گفت: در مورد این فیلم، دین بر یک مسئله مهم یعنی خدا استوار شده‌است که دو جور نگاه می‌توان به این مسئله داشت. در ادیان ابراهیمی خدا و نمایندگانش نقش مؤثری دارند و ارتباط بین خدا و مردم مستقیم است.

اشکان راد در رابطه با پایان فیلم گفت: فیلم در واقع در ابتدا از همین صحنه شروع می‌شود و باقی داستان فلاش‌بکی است که قهرمان داستان طی آن زندگی خود را مرور می‌کند. پیام کل فیلم آن است که خدا خارج از وجود ما نیست.

راد ادامه داد: در سکانس پایانی، ما با دو وجه وجود انسان روبرو هستیم. یک وجه کمال یافته انسان و یک وجه پست او و خیلی از ضعف‌های دیگر، که در فیلم نشان داده نمی‌شود. کنار هم راه رفتن این دو نشان می‌دهد که انسان می‌تواند به هر دو شکل دربیاید.

محسن آزرم در هشتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا

محسن آزرم منتقد سینما نیز با بیان این مطلب که این فیلم، فیلم خوبی نبود گفت: درست است که این فیلم چندان چنگی به دل نمی‌زد اما این جور فیلم‌ها فارغ از خوب یا بد بودن می‌تواند اثرگذار باشد و این توانایی را دارد که با تجربه‌های شخصی تماشاگران همراه باشد.

آزرم ادامه داد: این فیلم‌ها با بخشی از وجود خود انسان هماهنگ و شبیه می‌شود که احتمالاً موضوع فیلم را در نظر مخاطب، دیدنی جلوه می‌دهد.

آزرم در بخش دیگری از سخنانش اشاره کرد که مضمون کتاب‌های «پل آستر» عمدتاً بر مبنای تقدیر و تصادف پایه‌ریزی شده است. تقدیر و تصادفی که پشت سر هم رخ می‌دهد و مسیر زندگی انسان را تغییر می‌دهد.

وی خاطرنشان کرد: فیلم «گفتگو با خدا» بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است ولی وجه مشترک تمامی داستان این است که عشق می‌تواند انسان را نجات دهد.

عبدالله اسفندیاری در هشتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا - عکاس: محسن صرافی

در ادامه عبدالله اسفندیاری مدیر حوزه معناگرای فارابی نیز افزود این روزها در سینما آنقدر درگیر و گرفتار تکنیک و فن هستیم که نمی‌توانیم به حس تماشاگر توجه کنیم و این نوعی بیماری روشنفکری در مملکت ماست.

گفتنی است به دلیل همزمانی جلسه بعدی کانون فیلم معناگرا با ایام شهادت حضرت علی (ع)، نشست بعدی در روز سوم مهرماه برگزار می‌شود.

رضا محمدی مجری مراسم نیز با بیان این که دو فیلم دیگر از استفان دوچ در سلسله نشست‌های این کانون یعنی نشست شانزدهم و بیست و هفتم به نمایش درآمده است گفت: کارگردان این فیلم در آمریکا، کانونی مانند چیزی که ما داریم و البته در شکل گسترده‌تر آن تشکیل داده است که این کانون فیلم‌هایی ارزان با کیفیت فنی پایین و با بازیگران غیرحرفه‌ای تهیه می‌کند که با نواقصی فنی روبروست.

محمدی در ادامه گفت: با این حال این فیلم‌ها مفاهیم معنوی را وارد سینما می‌کنند که ما با توجه به فرهنگ اسلامی‌ خود می‌توانیم از این فیلم‌ها بهره ببریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 0:54  توسط محسن صرافی  | 

هشتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا

فیلم «گفت و گو با خدا» ساخته استفان دوچ (سایمون) در هشتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه ششم شهریورماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

فیلم «گفت و گو با خدا» داستان مردی دنیاطلب را به تصویر می‌کشد که حادثه‌ای باعث فلج شدنش، می‌گردد. وی پس از این حادثه کارش را از دست می‌دهد و با فقر دست و پنجه نرم می‌کند. اما در ادامه به معنویت روی آورده و در ارتباط با خدا دریچه جدیدی به روی زندگی‌اش باز می‌شود و خاطرات خود را به صورت یک کتاب درمی‌آورد.

فیلم «گفت و گو با خدا» بر اساس همین کتاب نوشته «نیل دونالد والش»، ساخته شده و فیلمنامه آن توسط «اریک دلاباره» به نگارش درآمده است.

در این فیلم که محصول سال 2006 سینمای آمریکا است بازیگرانی چون هنری زنی، ویلما سیلوا و بروس پیچ نقش‌آفرینی می‌کنند.

نمایش این فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز می‌شود و بعد از نمایش نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 18:34  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و هشتمین نشست

هشتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا

محمد درمنش کارگردان فیلم معبد جان در هشتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: هر فیلمسازی آنچه را به عنوان اثر خود روی پرده عریض سینما ارائه می‌دهد که بخشی از دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های فردی و اجتماعی‌اش است. در واقع تمام اندیشه و نگرش فیلمساز به خود و دنیای پیرامونش را می‌توان از میان آثارش دریافت. فیلم معبد جان نیز تلاش برای نمایش همین دغدغه‌های من بوده است.

این کارگردان در ادامه تصریح کرد: فیلم به موضوع شفا می‌پردازد موضوعی که در همه مکاتب و ادیان اللهی مطرح شده و برخوردهای مختلفی با آن صورت گرفته است. من در فیلم معبد جان سعی کردم از این موضوع غبارزدایی کنم و از تمام کسانی که در جاری شدن این دغدغه و معنا در فیلم همکاری داشته‌اند تشکر می‌کنم.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود ادامه داد: البته برای ارائه این موضوع حساس، یعنی مرز باریک بین اعتقاد و خرافه، در بخش‌هایی مجبور شدم با بیان شعاری مفاهیمی را مطرح کنم چون نگاهی توام با واقعیت در خصوص تولید و نمایش این فیلم داشتم. در واقع استفاده از تمامی این عناصر در راستای شائبه‌زدایی از فیلم بوده است که فکر می‌کنم در این امر موفق شده‌ایم.

درمنش خاطرنشان کرد: موضوعاتی که مطرح کردن آن‌ها مثل حرکت بر روی لبه تیغ است نیاز به درایت و محافظه‌کاری بیشتری دارد و فکر می‌کنم این فیلم حتی با شعارزدگی مفاهیم مورد نظر خود را روایت می‌کند.

این کارگردان در ادامه افزود: برای انتخاب لوکیش‌های فیلم، مجبور شدم به روستاهای مختلفی سفر کنم البته هم اکنون فرق چندانی از نظر نوع زندگی و حتی پوشش بین جامعه شهری و روستایی وجود ندارد ولی ما سعی کردیم در پوشش‌ها نوعی سنتی بودن دیده شود. البته به هیچ وجه سعی نکردم تصویری مندرس از ایران نشان دهم و فکر می‌کنم این فیلم اگر در سایر کشورها نیز به نمایش درآید تصویر مناسبی از مردم ایران ارائه خواهد کرد.

قدرت الله فتحی نویسنده این فیلم نیز در ادامه اظهار داشت: طرح فیلم معبد جان بار اول در شورای فیلم و سریال شبکه دوم مطرح شد اما در وهله اول به زعم من نزدیک شدن به این سوژه مشکل بود چون روی لبه تیغ حرکت می‌کرد. اما در جلساتی با آقای درمنش داشتیم به این نتیجه رسیدم که می‌توان این فیلم را برای نمایش برخی از خرافات شکل گرفته در کنار اعتقادات مردم ساخت و به نوعی غبارزدایی کرد.

محبوبه بیات یکی از بازیگران این فیلم نیز به حرفه‌ای بودن دست‌اندرکاران تولید اشاره کرد و افزود: حضور بازیگران حرفه‌ای بر روی بازی من در این فیلم تاثیر گذاشت و سعی کردم با همه توانم سهم کوچکی در ساخت این فیلم ایفا کنم.

شهراد وثوقی دیگر بازیگر فیلم معبد جان، این فیلم را یک اثر تاثیرگذار و جذاب معرفی کرد و ادامه داد: من به نوعی جذب شخصیتی شدم که قرار شد در این فیلم ایفا کنم. همکاری با یک گروه کاملا حرفه‌ای و صمیمی نیز دیگر امتیاز این فیلم بود و همه در تولید آن زحمت کشیدیم و فکر می‌کنم نتیجه زیبایی حاصل شده است.

توکلی، یکی دیگر از بازیگران حاضر در این نشست، خاطر نشان کرد: با این فیلم اتفاق خوبی در سینمای ایران رقم خورد. من وقتی فیلمنامه معبد جان را خواندم واقعا به وجد آمدم و خوشحالم که سینمای ایران به مرحله‌ای رسیده که فیلمنامه‌هایی نوشته می‌شود که حرف زیادی برای گفتن دارند و به مخاطبان جهانی فکر می‌کنند.

عبدالله اسفندیاری، مدیر حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی نیز در پایان اظهار داشت: باید توجه داشت همگی معانی موجود در جهان معانی ربانی نیست و برخی معانی نیز به خطا مطرح می‌شوند و پیروانی می‌یابند. بخشی از وظیفه سینمای معناگرا نیز شناخت این معانی مخرب است تا با نمایش قبح آن‌ها، مانع اشاعه‌شان شویم. پرداخت به سوژه‌ای مثل فیلم معبد جان نیاز به جسارت و جرات داشت که خوشبختانه آقای درمنش در این مسیر گام برداشته و موفق بوده است. البته به نظر می‌رسد بخشی از فیلم با فقر منابع مادی رو به رو شده است و فرصت کافی در اختیار کارگردان نبوده تا فیلم را به گونه‌ای که می‌خواسته، روایت کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 22:7  توسط محسن صرافی  | 

فیلم «معبد جان» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی محمد درمنش در هشتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا در سینما فرهنگ به روی پرده می‌رود

فیلم معبد جان به کارگردانی و تهیه‌کنندگی محمد درمنش در هشتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و سوم مردادماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور آقای محمد درمنش تهیه‌کننده و کارگردان فیلم، آقای قدرت‌اله فتحی نویسنده و پرستو گلستانی، رضا توکلی و شهراد وثوقی از بازیگران فیلم برگزار می‌شود.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:5  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و هفتمین نشست

هشتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا

دکتر اسماعیل بنی‌اردلان در هشتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: حضور فیلمسازی مثل دیوید لینچ در دل هالیوود، کمی عجیب به نظر می‌رسد لینچ همواره به دغدغه‌های خود فکر می‌کند و فارغ از جریان رایج هالیوود، فیلم‌های تجربه‌گرای خود را می‌سازد.

این نشست با ابراز تاسف و تسلیت عبدالله اسفندیاری مدیر کانون فیلم معناگرا به مناسبت درگذشت سیف الله داد کارگردان برجسته سینمای کشور آغاز شد.

اسفندیاری در صحبت‌های کوتاهی گفت: درگذشت سینماگر ارزشمند، وارسته و گزیده کار برادرم سیف الله داد را تسلیت می‌گویم و امیدوارم در سینمای ایران باز هم چنین فیلمسازانی دیده شوند. او سینماگری مصلح بود که در دوران تصدی معاونت سینمایی، جریانی با عنوان سینمای مصلحانه راه انداخت، سینمایی اجتماعی و سیاسی که نقد و اصلاح جامعه را نیز در بر داشته باشد خودش نیز این مسیر را پیمود.

هشتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا

دکتر بنی‌اردلان در ادامه اظهار داشت: پیشرفت علم به راحتی حس می‌شود و سینما در این جریان همواره متاثر از دانش‌های دیگر است، در واقع لینچ نیز یکی از فیلمسازانی است که به تجربیات تازه در حوزه فیلمسازی می‌انیشد. او در جایی مدعی شده که راهی تونل تاریکی است که پایان آن مشخص نیست اما با هدف کشف پایان، حرکت می‌کند.

وی خاطر نشان کرد: در آثار لینچ، حس و حواس جایگاه ویژه‌ای دارند در واقع این فیلمساز متاثر از ادبیات و هنر جدید است. او معتقد است سینما جایی برای روایت خطی نیست و مخاطب با احساس خود با این آثار ارتباط برقرار می‌کند و از طریق حس به دنیای درونی خود وارد می‌شود. تصاویر از زمین شروع می‌شود و به آسمان می‌رود و حرکت به کمال را در این مسیر می‌بینیم.

هشتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا

رامتین شهبازی دیگر منتقد حاضر در این نشست در ادامه گفت: فیلم از نظر شکل روایت، بیشتر به فیلم مرد فیل‌نما نزدیک است و یک اتفاق واقعی را روایت می‌کند.

وی توجه به خانواده را از اولویت‌های سینمای لینچ عنوان کرد و افزود: البته این کارگردان معتقد است که در کنار خانواده بیشتر به طبیعت انسان توجه می‌کند و طبیعت انسان کلید واژه دریافت مفاهیم آثار وی است.

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 15:35  توسط محسن صرافی  | 

داستان «استریت - سرراست» در هشتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا

فیلم «داستان استریت» ساخته «دیوید لینچ» در هشتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه نهم مردادماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش فیلم، جلسه پرسش و پاسخ با حضور دکتر اسماعیل بنی‌اردلان (مدرس سینما) و رامتین شهبازی (منتقد سینما) برگزار خواهد شد.

این فیلم که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است داستان پیرمردی به نام آلوین استریت را به تصویر می‌کشد که ۱۰ سال است برادر خود را ندیده است. پس از چندی متوجه می‌شود که برادرش سکته مغزی کرده و به سوی او روانه می‌گردد. سفر طولانی و دشوار وی در حالی آغاز می‌شود که وضعیت جسمانی استریت مناسب نیست.

«داستان استریت» که فیلمنامه آن توسط «جان روچ» و «مری سوئینی» نوشته شده محصول سال 1999 کشورهای آمریکا، فرانسه و انگلیس است.

نمایش این فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز می‌شود و بعد از نمایش نشست نقدوبررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 2:23  توسط محسن صرافی  | 

«داستان استرایت» یا «داستان سرراست» در هشتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا

«داستان استرایت» یا «داستان سرراست» ساخته دیوید لینچ بزودی در کانون فیلم معناگرا به نمایش درمی آید، به این بهانه نقدی از رضا کاظمی که در شماره هفتاد و یک ماهنامه صنعت سینما چاپ شده است در ادامه می آید.

پیچیدگیهای خطی یک گاوچران

داستان استریت در میان آثار لینچ فیلم جدا افتاده ای است که در نگاهی سطحی هیچیک از نشانه های دیداری و شگردهای روایتی فیلمهای لینچ را ندارد. آیا این فیلم واکنش و پاسخ هجو آمیز لینچ به منتقدان روایت های پیچاپیچ و هزارتویش بود یا زنگ تفریحی در میان آثار او به شمار می آید؟ به نظر می رسد در نگاهی عمیقتر بشود دستمایه های مشترکی با دیگر آثار لینچ در داستان استریت پیدا کرد.

این اولین بار نیست که لینچ روایتی خطی را برای فیلمش برگزیده، نمونه شاخص و تحسین شده آن مرد فیل نماست که یک اقتباس ادبی آزاد بود.داستان استریت برداشتی آزاد از ماجرایی واقعی است.

نگاه پدیدار شناسانه به فیلم و  بررسی آن فارغ از مجموعه آثار لینچ و فرامتن اثر، نکته های درخشانی به دست می دهد. پیرمردی (آلوین استریت) که ده سال است برادرش را ندیده و با خبر دار شدن از سکته مغزی اش به سوی او روانه می شود.شروع فیلم با تعلیقی کم رنگ از پیرمردی که دنبالش می گردند و سرآخر او را افتاده بر زمین پیدا میکنند کارکرد آینده نگرانه ای ای هم دارد. اینکه پیرمردی که تا این اندازه حال و روزش وخیم است چگونه می خواهد از پس سفر دشواری که بر اساس خوی لجوج و سرسختش بر گزیده برآید خود تعلیقی کم رنگ به کل اثر می دهد. فیلم با چند اشاره شمایی از کاراکتر آلوین استریت را برایمان ترسیم میکند: پزشک او را از سیگار کشیدن به خاطر  ابتلا به آمفیزم (بیماری تنگی نفس مزمن که نوع اکتسابی اش از سیگار ناشی می شود) بر حذر می دارد و بلافاصله در اولین نمای سکانس بعد آلوین را در حال گیراندن سیگار برگ می بینیم! و بعد با طنز خاص خودش به دخترش می گوید دگتر گفته صدسال عمر میکند (در این زمان 73 سالش است) وقتی استریت سفرش را با ماشین چمن زنی قدیمی اش آغاز میکند با عبور اولین ماشین سنگین از کنارش کلاهش را باد می برد که جدا از وجه طنز آمیز و کنایی اش به دشواری این سفر ،ما را با وجه دیگری از شخصیت او آشنا می کند: هیچ چیز برای یک گاوچران پیر مهمتر از کلاهش نیست. آلوین پس از از کار افتادن ماشین چمن زنی شخصی اش با تفنگش به آن شلیک و آن را منفجر می کند. حالا می توانیم در یابیم او از چه جنس و مرامی است و بعد تر یقین می کنیم این کهنه سرباز جنگ در برپایی اصولش از هیچ چیز کوتاه نمی آید یا وقتی می خواهد یک ماشین چمن زنی دست دوم بخرد برایش مهم است که قبلا چه کسی راننده آن بوده و...

این ها برخی از قطعاتی هستند که پازل شخصیت آلوین استریت را کامل میکنند. آلوین گزیده گو و درونگراست و اولین واکنشش به خبر بیماری برادرش سکوت و در خود فرو رفتن است. او سفری را آغاز می کند که هیچ کس به آن خوشبین نیست. در گفتگو با دخترش اشاره می شود که فصل درو مزرعه ها فرا رسیده و بعد در این جاده های چشم نواز، کارگردان سفر او را با تصاویری از مزرعه هایی که درو می شوند موازی سازی می کند. گویی این سفر برای آلوین،درحکم برداشت و درو حاصل یک عمر اوست.عمری پر از گوشه های تلخ و دلگیر که در سیر داستان تنها گوشه هایی از آن بر ما آشکار می شود که بیشترش برایمان غافلگیر کننده است.

استریت اتفاقا بر خلاف نامش شخصیت تخت و سر راستی ندارد و سرشار از پیچیدگیها و غافلگیریهاست. مثل جایی که گوزن کشته شده در تصادف را بر خلاف انتظار ما که دوست داریم چهره ای بی نهایت معصوم از او داشته باشیم کباب کرده و در میزانسنی نه چندان واقگرایانه در مقابل چشم چند گوزن دیگر (شاید هم مجسمه هایی از گوزنها) از خجالت از آنها رو بر میگرداند. یا بر خلاف عهدی که بسته که لب به نوشیدنی الکلی نزند و سالها هم بر این عهد مانده و حتی در سکانس بی نظیر گفتگو با یک کهنه سرباز دیگر ،کلی هم توضیح و تفسیر برای آن تراشیده، فردای گفتگو با کشیش در قبرستان، عهدش را می شکند. برای دستمزد دادن دقیق به دو برادر مکانیک کلی چانه می زند ولی حاضر نیست مجانی از تلفن مردی که به او پناه داده استفاده کند و هر چه پول برایش مانده به او می پردازد ولی تلفنش برای دخترش برای درخواست فرستادن چک است.... همه اینها کاراکتر استریت را یک اصول گرای دقیق کله شق ولی واقع نگر معرفی میکند.

دستمایه اساسی فیلم خانواده است. در مرکز روایت دو برادرند که سالهاست همدیگر را ندیده اند. دو برادر که شبها به تماشای ستاره ها می نشستند و رویاپردازی می کردند تا به خواب روند و حالا برای آلوین آرزو شده یکبار دیگر بتواند با برادرش ستاره ها را تماشا کند. فیلم در روایتی دایره ای از همین ستاره ها آغاز و به آنها ختم می شود. ستاره ها حالا برای او معنای دیگری هم دارند.

خانواده به شکل های دیگر هم در این روایت حضور دارد. پیرمرد همسرش را از دست داده. دختر میانسال پیرمرد فرزندانش را از دست داده و حال و روز روانی مناسبی ندارد گفتگوهای زناشوهری زوجی که به استریت کمک میکنند را در خلوتشان می بینیم... و سرانجام دختر دور افتاده از خانواده و سرگردان در جاده که آلوین او را به پندهای حکیمانه مفتخر می کند: داستان قدیمی و تکراری او درباره استعاره گرفتن از چند تکه چوب  برای مفهوم خانواده که اگر در کنار هم باشند به سادگی نمی شکنند... و صبح روز بعد دختر چند تکه چوب به هم بسته و غیبش زده. این هرچند نماد سرسرانه و زمختی برای یک فیلم لینچی به شمار می آید ولی انگار دغدغه اساسی فیلم است... توجه لینچ به مفهوم خانواده در چند فیلم دیگرش هم آشکار است: همه دریغ و اندوهی که از نبودن مادر در مرد فیل نما جاری است و عکسی که جان مریک (قهرمان تنهای آن فیلم) از مادرش به همراه دارد و با افتخار به دیگران نشان می دهد و شادمانی او از پذیرفته شدن در جمع دیگران و یافتن کانونی برای زندگی یا پدری در ظاهر موجه و با واقیعتی هولناک در تویین پیکز که هسته مرکزی اثر را شکل می دهد... و مفهوم خانواده و رابطه همسری در بزرگراه گمشده و اینلند امپایر که در گزند تهدید یک عامل بیرونی برای فروپاشی است (نوار ویدیویی در بزرگراه گمشده و موقعیت بازیگری برای زن و ناخشنودی و بدگمانی شوهر در اینلند امپایر) بهانه آغازین شکل گیری داستان هستند...

***

شگرد کلیدی روایت در فیلمهای لینچ جستجو است. جستجو برای یافتن واقعیتی که در پس هزار تویی از راز و کابوس پنهان شده. این سلوک بهانه اش گاهی راه یافتن به پاسخ یک پرسش (مثلا در مخمل آبی- تویین پیکز) و گاه کوششی برای رسیدن به یک هویت یا بازخوانی یک واقعه در گذشته است (برای نمونه جاده مالهالند- بزرگراه گم شده- اینلند امپایر) و سفری درونی و بیرونی است. داستان استریت هم از این الگو دور نیست. سفر آلوین سفری به ظاهر جاده ای ولی در اصل یک جور سلوک شخصی برای رسیدن به کودکانگی و ستاره بازی (در مفهوم کنایی رویاپردازی) است. شکوه این عزم و سلوک را می توان با نمایه های بیرونی چشم انداز ملکوتی طبیعت دید. با به یگانگی رسیدن انسان و طبیعت. خود لینچ هم این فیلم را فیلمی درباره طبیعت و ذات انسان می داند.

پیرمرد از سرسبزی شروع می کند و سفرش را در پاییز به پایان می رساند. قرار است فیلم و پیرو آن ما با ریتم ماشین چمن زنی همراه شویم تا فرصتی بیشتر برای دوباره دیدن آنچه داشته باشیم که بیشتر و پیشتر سرسری از آن گذشته ایم و تنها پس زمینه ای مخدوش برای پنجره اتوموبیلهایی است که با ریتمی سرسام آور جاده ها را طی می کنند. مثل همان دختر آواره در جاده که ماشینها از کنارش به سرعت می گذرند و  به چشم نمی آید ولی ریتم کند عبور چمن زن استریت سرانجام  فرصت هم نشینی و گفتگو را فراهم می سازد...

استریت جلوه غریبی برای خیلی ها دارد. مردم برایش دست تکان می دهند و توریست ها از او به عنوان یک سوژه جالب عکس می گیرند و... برای ما هم او چندان معمولی نیست. این همه سرسختی و انعطاف ناپذیری برای هدفی که برگزیده در کنار همه انعطاف پذیری هایش در رابطه با دیگران، ناهمسازی غریبی دارد که نمی توان از کنارش به سادگی گذشت.ما او را همچون چشم اندازی از طبیعت تماشا می کنیم و حظ می بریم. در ابر و باد وباران و رعد و برق...

قرار است این سفر بهانه ای باشد تا آلوین روزهای رفته زندگی اش را مرور کند و بار سنگین زندگی نامرادش را از شانه بردارد و به سبکسری و آسودگی در منزل واپسین برسد. شاید از این روست که او منزل به منزل سبکبار تر شده و پس از آنکه همه گره های اساسی زندگی اش را به بهانه همنشینی با آدمهای مختلف برای ما بازگو کرده عهد چند ساله اش را می شکند و به سراغ سر مستی می رود. آخرین همنشین او یک کشیش است و انگار آلوین دارد مراسم مذهبی اعتراف را انجام می دهد.

لینچ فیلمهایش را کاوش در سرشت انسان می داند. به نظر می رسد جستجوهای او کاوشی اومانیستی در گره ها (عقده ها) و رسوب چالشهای ذهنی بر روان است تا شناختی معنوی از ذات انسان. در واقع شناخت انسان بهانه ای است تا او ریشه سرگشتگی ها ی کاراکترهایش را جستجو کند.کاراکترهایی که تشنه یک ذره آرامش اند... در داستان استریت هم کم کم با پیش رفتن فیلم است که از پندار آغازینمان از حرکت آلوین و شناخت سرسری مان از او فاصله می گیریم و به لایه های درونی تر او و رنج و اندوه سرشارش سر می کشیم. برای او مهم نیست چرا این همه از برادرش دور افتاده و ما هم چیزی دستگیرمان نمی شود. او فقط دوست دارد هر طور شده برادرش را ببیند. ما هم دوست داریم اوهر طور شده برادرش را ببیند!

انگار این سفر برای پاک کردن وسواس یک گناه گذشته است و از این نظر با تم خیلی از فیلمهای لینچ که سفری پر رمز و راز به گذشته برای جستجو و پاک کردن هسته بنیادین یک آشفتگی است شباهت دارد. چون در پس همین جستجوهای پر پیچ و خم است که شخصیتهای لینچ به آرامش می رسند. به یاد بیاورید سفر روانپریشانه ای که در مخمل آبی از یافتن یک گوش بریده آغاز می شود... یا سفر تو در توی اینلند امپایر برای بازخوانی و گناه زدایی از گذشته ای نفرین زده.

قرار است اینبار نیروی پردازش خیال ما، جای همه روایت در روایت های لینچ و رفت و برگشت هایش در محور بی قرارداد زمان در دیگر فیلمها را بگیرد. نشانی از هول و هراس، رازآمیزی، و دالانهای سیاه زمان گریز برای رمزگشایی وبازخوانی نیست و همه چیستی و پرسشهای فیلم روی پیرمردی شیرین و تنها تمرکز یافته. حالاآن قدر فرصت داریم که خودمان لایه های دیگر را برای این پیرمرد تنها بریسیم و راز این همه چین و چروک عمیق بر چهره را که رازناک تر از هر هزارتوی سردرگم است پیدا کنیم...

در داستان استریت از شخصیتهای آشفته و کج رفتار فیلمهای لینچ هم خبری نیست. کاراکترهایی که هویت فردی و انسانی شان در آمیخته با کمپلکسها و انحراف های اخلاقی بدفرم است. (مرد فیل نما-تویین پیکز- مخمل آبی- ذاتا وحشی-بزرگراه گمشده و...) ولی تا دلتان بخواهد با شخصیت های خوب و مهربان روبروییم. این نگاه تلطیف شده لینچ همچون سایر اجزای ساختاری این فیلم و طبیعت گرایی اش، انگار در حکم یک جور تراپی برای خود او نیزمی باشد. فیلمهای لینچ پیش از هر چیز واگویه های او از درون آشفته و پریشان خود اویند و او هرگز این بخش نا آرام و آفرینشگر کاراکترش را پنهان نکرده و بارها اعتراف کرده که زیر نظر روانپزشک است!!!

داستان استریت اعتبار و توجه را از نام کارگردانش نمی گیرد هرچند شاید نام لینچ این موهبت را به فیلم می دهد که بیشتر دیده شود و این موهبت کمی نیست. خیلی خوب و زیرکانه است که لینچ اثر شاعرانه و رویاگونه اش را با سرمایه کارخانه رویاپردازی هالیوود (والت دیزنی) می سازد. همان لینچی که چندین بار در فیلمهایش سیستم فیلمسازی هالیوود را به هجو کشیده واز عناصر مبتذل و عامه پسند برای شکل دادن فیلمهای خود استفاده کرده است. داستان استریت استیلای نام بر سیستم سرمایه داری فیلم سازی است و البته تجربه هایی از این دست تنها یک بار جواب می دهند یا به عبارت دیگر فقط یک بار تهیه کننده ها رودست می خورند.

جدا از هر چیز، داستان استریت فیلمی ارزشمند با فیلمنامه ای دقیق و حساب شده است که کارگردانی و تدوین درخشان و مهمتر از همه بازی بی نظیر ریچارد فارنزورث آن را اثری درخور تامل می سازد. فیلم موقعیتهای ناب کم نظیری را پیش رویمان می گذارد. مثل گفتگوی استریت با دختر جوان یا دوچرخه سواران و کلام گزین گویه وار او که تامل برانگیز و گاه تکان دهنده است. مثل آن جا که بدترین چیز پیری را یادآوری روزگار جوانی می داند نه خود پیری! یا برای نمونه در کمتر فیلم ضد جنگی سکانسی به تاثیر گذاری و قوت سکانس گفتگوی دو کهنه سرباز جنگ در داستان استریت را می توان دید که بدون شعار زدگی و تکرار، پس مانده های ویرانگر جنگ را نشانمان دهد. در سکانس محشر و غیر مترقبه این گفتگو، وجه دیگری از شخصیت چند لایه استریت بر ما آشکار می شود که کم از غافلگیری فیلمهای دیگر لینچ ندارد.این پیرمرد آرام و دوست داشتنی که حتی نمی تواند روی پایش بایستد، روزی روزگاری در جبهه جنگ جهانی دوم یکی از هم دسته هایش را به اشتباه کشته و این راز ویرانگر را چون خوره ، سالها در خود نگاه داشته است. حالا بهتر در می یابیم چرا تماشای ستاره ها کسب و کار اوست. ستاره ها یارانش را به یاد او می آورند.

آلوین هم می داند این سفر با سفرهای دیگرش فرق می کند (جایی از فیلم استریت می گوید که همه عمر در سفر بوده) و از این روست که دیگر دلیلی برای پنهان کردن رازهایش ندارد. اینجاست که اهمیت پرداخت درست فیلمنامه را می شود به روشنی دید: شخصیت پردازی و چینش درست فیلمنامه ما را از  عناصرآغازین فیلم: پیرمردکله شق و کلاه و تفنگ به چنین پیشینه ای می رساند که آن را باور می کنیم. چه کسی گفته داستان پر پیچ و خم این  گاوچران(کابوی) پیر، سرراست است؟

رضا کاظمی - لاهیجان

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 13:17  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و ششمین نشست

نقد و بررسی فیلم سینمایی شک ساخته جان پاتریک شانلی با حضور دکتر محمد باقر قهرمانی، عبدالرضا منجزی و وحید اسلامی منتقد سینما در هشتاد و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا برگزار شد.

دکتر "محمد باقر قهرمانی" در این نشست گفت: فیلم شک با خطابه‌ای از تردید آغاز می‌شود و در نهایت نیز با شک تمام می‌شود و از خلال قرائن ارایه‌شده در ارتباط متقابل شخصیت‌ها، به معنا می‌رسیم.

دکتر قهرمانی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: داستان فیلم در دهه شصت می‌گذرد، دهه تاثیرگذاری که شاهد نوعی به هم ریختگی در جهان هستیم. در این دوره همه برای حفظ موقعیت خود به دیگران مشکوکند و این فیلم حاصل همین دهه است.

وی با اشاره به تقابل پدر روحانی و خواهر میلر در فیلم افزود: شخصیت زن فیلم با بازی مریل استریپ اسمی مردانه دارد و از طرفی از اسم یک قدیس گرفته‌شده، بنابر این سعی دارد موقعیت خود و کلیسای محل خدمتش را حفظ کند.

وی موسیقی وهم انگیز فیلم را عاملی برای فضاسازی دانست و افزود: این فیلم یک بازی پیچیده بین تاریکی و روشنی است. در واقع در سراسر فیلم ما سایه‌ای از انسان‌ها را نمی‌بینیم یک نوع عدم نور به وضوح در فضاها مشخص است. در ادامه نیز نماهای کج، نوعی عدم تعادل و شکل‌گیری بحران را ارایه می‌کنند که در نهایت به ایمانی غیرقابل تعریف در بی‌گناهی پدر منجر می‌شود.

عبدالرضا منجزی نیز در بخش دیگری از این نشست تصریح کرد: این فیلم با آثار متداول تولید شده در طول سال‌های اخیر سینمای آمریکا متفاوت است و به زعم من نباید در تحلیل آن به درام و یا ساختار محدود شد. در واقع، فضای مورد اشاره این فیلم به کلیسا محدود نمی‌شود بلکه دنیای وسیع‌تری را در برمی‌گیرد که شاید برشی از وضعیت معاصر جهان باشد.

وی با اشاره به اینکه می‌توان فیلم شک را از جنبه‌های فلسفی، سیاسی و جامعه‌شناسی بررسی کرد، ادامه داد: این فیلم یک ستیز و درگیری بین دو گرایش، یعنی متجددین و سنتی‌ها، پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها، نوگراها و دگم‌اندیشان را به تصویر می‌کشد. در واقع نوعی ایجاد فضای امنیتی در آزادی اندیشه، که در دوران مک‌کارتی بیشترین مشکل را ایجاد کرد. هنرمندان معاصر نیز در آمریکا از شکل‌گیری جریانی مشابه با آن دوران هراس داشتند و با روش‌های مختلف با آن مقابله کردند.

منجزی با اشاره به مفاهیم اشاره شده در این فیلم تصریح کرد: زمانی کلیسا به عنوان یک مسلک قدسی سایه سنگینی بر اروپا انداخته بود و کشیش‌ها و روحانیون واسطه بین خدا و انسان‌ها بودند آن‌ها انسان‌ها را از آخرت می‌ترسانند و تمام امور زمینی را با راه‌حل‌های قدسی تاویل می‌کردند اما فیلسوفی به نام دکارت پیدا شد و گفت به جای اینکه انسان‌ها را از آخرت بترسانیم آن‌ها را با حقوق فردی خود آشنا سازیم و از این زمان به بعد بود که رنسانس پیش آمد و ما شاهد تحول در علم و دین و فلسفه بودیم.

وحید اسلامی نیز در پایان این نشست تصریح کرد: ساختار و مضمون فیلم شک به گونه عجیبی در هم عجین شده‌اند. یعنی ساختار در شخصیت‌های متفاوت، ویژگی متفاوتی دارد. از نماهای تخت و توام با آرامش شخصیت پدر به حرکت رو به عمق در نماهای خواهر میلر می‌رسیم. در واقع شک توام با حرکت است یعنی اساس درام‌ها و تراژدی‌های بزرگ تاریخ از جمله هملت نیز این حرکت بوده است. در شک نشان داده شده که جامعه همواره با نگاه‌های متحجرانه مقابله کرده و تغییر، امری ضروری در رسیدن به جامعه مطلوب است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 21:36  توسط محسن صرافی  | 

فیلم «شک» ساخته جان پاتریک شانلی در کانون فیلم معناگرا

فیلم «شک» ساخته «جان پاتریک شانلی» در هشتاد و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و ششم تیرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور دکترمحمدباقرقهرمانی "مدرس دانشگاه" و یکی از منتقدان سینما برگزار می‌شود.

فیلم شک درباره‌ی راهبه‌ای است که در یک مدرسه دینی همه چیز را به شکل سنتی و و با قوانین خشک مذهبی اداره می کند تا اینکه کشیشی وارد مدرسه می‌شود و راهبه‌ی مدرسه به او شک می‌کند و این آغاز اختلافات آنها می‌شود. کشیش تازه وارد با قوانین خشک و قدیمی مدرسه مخالف است و اعتقاد به تغییر در این قوانین دارد و کشمکش بین این دو آغاز می‌شود.

در این فیلم که نامزد دریافت جایزه اسکار بوده است بازیگرانی چون فیلیپ سیمورکافمن، مریل استریپ و امی آدامز نقش‌آفرینی می‌کنند.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 1:53  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و پنجمین نشست

 هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا در سینما «فرهنگ»، فیلم «هرشب تنهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی به نمایش درآمد و پس از آن با حضور رسول صدرعاملی (کارگردان)، فرج حیدری (فیلم‌بردار)، حامدبهداد(بازیگر) و عبدالله اسفندیاری(مدیرکانون فیلم معناگرا) مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ابتدای این نشست مجری برنامه با اشاره به سالروز ولادت امام جواد(ع) و به تعویق افتادن چندین باره‌ی نمایش این فیلم اظهار کرد: قطعا همزمانی نمایش این فیلم با ولادت امام جواد(ع) باعث شده است که آقای صدرعاملی جایزه خود را از کانون فیلم معناگرا بگیرد.

صدرعاملی نیز در ادامه‌ی این سخنان مطرح کرد: من جایزه‌ام را زمانی که فیلم را ساختم گرفته‌ام. سال‌ها بود دلم می‌خواست کاری انجام بدهم که بر باور و ایمان درونی ما مبتنی باشد. به هر حال در سی سال گذشته به‌عنوان هنرمند کمتر توانسته‌ایم به باورهای دینی‌ مردم نزدیک شویم.

او خاطرنشان کرد: ما نیز سه سال پیش در دفتر یکی از دوستان در همین باره صحبت می‌کردیم که اصغر فرهادی پیشنهاد ساخت این فیلم را مطرح کرد.

کارگردان «هرشب تنهایی» با بیان اینکه در این فیلم به بحث ایمان پرداخته‌است، تصریح کرد: این بحثی کمتر مورد توجه بوده است. هنگامی که من فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» را ساختم این فیلم مورد توجه بسیار قرار می‌گیرد و البته مورد توجه قرار گرفتن آن جای تعجب هم ندارد، چرا که دارای سوژه‌ای بحرانی، ملتهب و روشن فکرپسند است. اما به هر حال در کنار دختری که در آن فیلم فریاد می‌زند، افراد بسیار دیگری هم در جامعه وجود دارند.

صدرعاملی در بخش دیگری از این نشست هم به مشکلات متعددی که برای فیلمبرداری «هر شب تنهایی» وجود داشته است، اشاره کرد و افزود: فیلمبرداری این فیلم بطور اتفاقی با ماه رمضان همزمان شد و ما با هم قرار گذاشتیم که ابتدا خودمان آداب زیارت را رعایت کنیم. بعدها فهمیدیم که در تمام مدتی که ما کار می‌کردیم چندین دوربین فیلمبرداری نیز نصب بوده است، هنگامی هم که به تهران بازگشتیم برخی مسوولان آستان قدس با ما تماس گرفتند و حلالیت طلبیدند و گفتند که پیش از این ذهنیت خوبی از سینما نداشته‌اند.

ترجیح می‌دهم به جای واژه معناگرا از دینی استفاده کنیم

در ادامه این نشست هم، صدرعاملی به‌بحث درباره سینمای معناگرا پرداخت و گفت: در دوره‌ای طی یک جدال قلمی به آقای اسفندیاری گفتم که مگر می‌شود سینمای بی‌معنا داشته باشیم، اما پس از تجربه ساخت این فیلم، ترجیح می‌دهم که بجای سینمای معناگرا از سینمای دینی استفاده کنم. سینمایی که طی این سی سال به آن نپرداخته‌ایم. اکنون هم من نمی‌خواهم پُز بدهم که پس از این مدت فیلم دینی ساخته‌ام، ‌این کار پیشنهاد اصغر فرهادی بود و ادامه این مسیر هم با دیگران است. اما با این وجود، ساخت این اثر کار بسیار مشکلی بود.

او ادامه داد: در سالی که این فیلم ساخته شد حرم امام رضا(ع) هفده ونیم میلیون نفر زائر داشت و به همان اندازه هم افرادی بودند که نتوانستند برای زیارت بروند. حال آن که، این 37 یا 38 میلیون نفر تاکنون در سینمای ما دیده نشده و مورد توجه قرا نگرفته‌اند.

صدرعاملی همچنین به حضور و موفقیت‌های جهانی این فیلم و ساخته قبلی‌اش «شب» اشاره کرد و افزود: هیچ کجای دنیا به این فیلم بی‌اعتنا نبوده‌اند. البته این مساله مایه افتخار ما نیست اما از نیت اولیه ما در ساخت این فیلم سرچشمه می‌گیرد. از آنکه مذهب با درون و ذات انسان‌ها چه می‌کند این که چگونه می‌توان زبان سینما را برای به تصویر کشیدن ایمان مورد استفاده قرار داد.

برای ساخت سومین فیلم این سه‌گانه منتظر اکران فیلم‌های قبلی هستم

کارگردان «شب» و «هرشب تنهایی» درباره ساخت سومین اثر این سه‌گانه‌اش درباره‌ی زائران حرم امام رضا (ع) هم اظهار کرد: برای ساخت سومین فیلم منتظر اکران فیلم قبلی هستم تا پس از دیدن بازتاب آن‌، مشغول شوم. البته فیلم «زندگی با چشمان بسته» هم که اکنون مشغول ساخت آن هستم به نوعی معناگرا محسوب می‌شود.

«هرشب تنهایی» براساس باورهای شخصی من است نه سفارش

این کارگردان در پاسخ به سوال یکی از حاضران، مبنی بر سفارشی بودن این فیلم مطرح شده بود هم اظهار کرد: این فیلم براساس باورهای شخصی‌ام بوده و خودم سفارش آن را گرفته‌ام.

مسیرعجیبی نداشته‌ام، همواره در جستجوی لحن خاص خودم بوده‌ام

به گزارش ایسنا، صدرعاملی در پاسخ به مطلب دیگری که مدعی بود او در سینما مسیر عجیبی را دنبال کرده، گفت: مسیر عجیبی نداشته‌ام و همیشه در جستجوی یافتن لحن خاص خودم بوده‌ام. لحنی که مختص من باشد. برگرفته از جای دیگری محسوب نشود. البته من نیز عاشق بسیاری از فیلم‌ها و فیلمسازان دنیا هستم و آثار آنها را با دقت دیده‌ام، اما با این وجود سعی کرده‌ام که در این میان لحن خاص خود را داشته باشم.

تمام فیلم‌هایم سرآغاز یک جریان فیلمسازی بوده‌اند

به گزارش ایسنا، کارگردان «من ترانه ۱۵ سال دارم» در بخش دیگری از این نشست و در پاسخ به مطلبی که مبنی بر کم طراوت بودن موضوع ساخته جدیدش مطرح شده بود، گفت: طراوت موضوع همواره برای من اهمیت داشته است و می‌توانم بگویم که تمام فیلم‌های من بدون استثنا سرآغاز یک جریان فیلمسازی در سی ساله‌ی اخیر بوده‌اند. مثلا فیلم «رهایی» که توقیف شد به نوعی سرآغاز فیلم‌های جنگی بود وحتی بعدها در قالب مصاحبه‌ای هشت صفحه‌ای در سروش، عده‌ای گفتند که برای ساختن آن فیلم باید مرا اعدام کنند!

به هر حال آثار ما روی پرده است و می‌توان به راحتی درباره آنها نظر داد و حتی درباره بحث سفارشی بودن هم این موضوع صادق است.

او ادامه داد: در این دو فیلم اخیر هم مانند سایر آثارم است و در آنها تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ام تا از سینمایی اجتماعی به سینمای انسانی برسم. حرفهایی هم که اکنون مطرح می‌کنم هم براساس خودشیفتگی نیست بلکه صحبت‌های فردی است که از ۱۴ سالگی تا کنون عرصه‌های مختلف از جمله مطبوعات را تجربه کرده است و ورودش به سینما هم به نوعی ناخودآگاه بوده است.

هیچ فیلم بدی ندارم

این کارگردان در ادامه این نشست هم به ساخت 11 اثر سینمایی سی سال گذشته اشاره کرد و گفت: تا کنون تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ام تا فیلم‌های خوبی بسازم و اکنون اصلا ناراحت نیستم که طی این سالها فیلم‌های کمی ساخته‌ام و به شخصه معتقدم در میان فیلم‌هایم، فیلم بدی وجود ندارد. شاید برخی از این فیلمها متوسط باشند اما به هر حال در کارنامه‌ام فیلم بد وجود ندارد.

برایم مهم است که فیلمم در تمام ایران دیده شود

صدرعاملی در پاسخ به مطلبی مبنی بر احتمال کم مخاطب بودن این فیلم مطرح شده بود اظهار کرد: همواره برایم مهم است که فیلم‌هایم در تمام نقاط ایران دیده شوند و مخاطف فیلمم تنها طبقه نخبه نباشد. اکنون نیز می‌توانم ادعا کنم که شاید تنها فیلم‌سازی باشم که فیلم‌هایم علاوه بر حضور موفق در جشنواه‌های مختلف جهانی در داخل ایران هم از فیلم‌های پرفروش محسوب می‌شده‌اند. من هیچ فیلم کم فروشی نداشته‌ام و اگر «دیشب باباتو دیدم آیدا» هم فروش کم‌تری داشته است به این علت بوده است که سی‌دی‌های این فیلم 25 روز قبل از اکران آن، به فروش رسیده بود. اکنون هم به شما قول می‌دهم که «هر شب تنهایی» هم یکی از فیلم‌های موفق گیشه خواهد بود چرا که با ایمان و صادقانه و واقعی ساخته شده است و به همین دلیل با مخاطب ارتباط برقرار خواهد کرد.

او در ادامه با اشاره به شروع کارش در مطبوعات و نوشتن گزارشی درباره‌ی جذام‌خانه‌های مشهد خاطرنشان کرد: به هر حال تمام ما یکسری تجربیات داریم و برای ادامه کار لازم است که به خودمان دروغ نگویم و از این تجربیات استفاده کنیم.

هرگز در عمرم سفارشی کار نکرده‌ام

صدرعاملی به بحث سفارشی بودن پرداخت و گفت: در ساخت این فیلم برایم بسیار مهم بود که به سراغ افرادی بروم که بتوانم به کم دانستنی‌ها و دانش اندک من کمک کنند و آن را جبران کنند. برای بحث بودجه هم باید بگویم هرجایی که احتمال بدهم بودجه‌ی درستی را به فیلم اختصاص می‌دهد با آن وارد مذاکره می‌شوم اما با این حال هیچ گاه در تمام عمرم فیلم سفارشی نساخته‌ام و ساخت این فیلم هم عرصه‌ای است که تاکنون تجربه نشده بود.

به گزارش ایسنا در بخشی دیگری از این نشست صدرعاملی به مساله‌ی نقدها و منتقدان پرداخت و گفت: فکر می‌کنم همواره نقدهایی که پس از نمایش عمومی فیلم نوشته می‌شوند واقعی‌تر هستند. چرا که منتقدان به هنگام نگارش آنها نظر مردم را نیز در نظر گرفته‌اند. متاسفانه یکی از مشکلات ما آن است که وقتی مطلبی به ذهن ما می‌رسد احساس می کنیم، که آن مطلب کاملا درست است و در همان زمان هم آن را به طور قاطعانه اعلام می‌کنیم.

در هر صورت در باره‌ی این فیلم من به یک نکته اطمینان کامل دارم و آن هم این است که «هرشب تنهایی» قطعا با مخاطبان بسیاری ارتباط برقرار خواهد کرد اما در این میان برای من مهم آن است که این فیلم بتواند با افرادی که توجه کمتری به مسائل دینی و عرفانی دارند، ارتباط برقرار کنند.

همواره می‌توانیم فیلمی بهتر از آنکه هست بسازیم

صدرعاملی در ادامه این نشست هم با تاکید مجدد بر سخت بودن پروسه ساخت این فیلم عنوان کرد: هنگامی که قصد داریم موضوعی تجربه نشده را کار کنیم، باید توجه زیادی داشته باشیم. در مورد این فیلم هم با توجه به اینکه به مسائل دینی ارتباط داشت مشکلات ساخت دوچندان می‌شد، چرا که اگر ما معجزه‌ای را به طور قطعی نشان می‌دادیم این احتمال بود که برای برخی از مخاطبان این تصور ایجاد شود که هنگامی که برای زیارت می‌روند حتما باید حاجت بگیرند.

او ادامه داد: به نظر من معجزه این فیلم در آن است که زنی بدون آنکه مادر باشد و یا فرصتی برای مادر شدن داشته باشد در شرایطی قرار می‌گیرد که این اتفاق را تجربه کند. شاید مخاطبان هم اگر یک بار دیگر این فیلم را ببینند با خود بگویند که درآن چه معجزه غریب و باورپذیری صورت گرفته است.

قصه‌ی «هرشب تنهایی» از جنس نشانه است

این کارگردان در پاسخ به مطلبی مبنی بر فقدان یک خط داستانی در «هرشب تنهایی» مطرح کرد: این فیلم برخلاف آنچه که تصور می‌شود داستان دارد. اما داستان آن بیشتر از جنس نشانه است و نه آنچه که تاکنون مواجه می‌شدیم.

مطمئنم «زندگی با چشمان بسته» فیلم بدی نیست

صدرعاملی در پایان صحبت‌هایش نیز به ساخته‌ی جدیدش که «زندگی با چشمان بسته» نام دارد اشاره کرد و درباره‌ی آن گفت: مطمئنم که فیلم بدی نساخته‌ام. اما درباره‌ی میزان محبوبیت و خوب بودن آن اکنون نمی‌توانم نظری بدهم.

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا 

حامد بهداد بازیگر سینما هم در این نشست در سخنانی کوتاه مطرح کرد: فیلم «من ترانه 15 سال دارم» را بسیار دوست داشتم. علاوه بر آن خود من نیز اصالتا مشهدی هستم و این دو نکته در کنار هم باعث شد که در این فیلم حضور داشته باشم.

او درباره‌ی رسول صدرعاملی هم گفت: فکر می‌کنم او فیلم سازی است که تا کنون توانایی‌های خود را ثابت کرده است و به هنگام ساخت این فیلم در پی تجربه‌ی جدیدی بوده است.

بهداد در پاسخ به سوالی که مبنی بر ادامه روند بازیگری توسط او مطرح شده بود هم گفت: این مسیر را ادامه خواهم داد تا ببینم به کجا خواهم رسید. در کل هم فرد انتخاب‌گری نیستم اما با این وجود کارنامه بدی هم ندارم و فکر می‌کنم، تا کنون فیلم‌ها من را انتخاب کرده‌اند. اکنون هم بابت حضور در این فیلم از اعماق وجود خوشحالم و فکر می‌کنم که شاید اگر این تجربه نبود، من شانس حضور در «زندگی با چشمان بسته» را هم نداشتم.

فرج حیدری در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

فرج حیدری فیلم‌بردار «هر شب تنهایی» نیز مطرح کرد: همه فیلم‌های من مانند فرزندانم هستند، اما در میان فرزندانم «هرشب تنهایی» را به گونه‌یی دیگر دوست دارم و فکر می‌کنم که این فیلم نه تنها عزیزترین فرزند من بلکه مادرم نیز هست. قطعا چندی دیگر هم در مورد فیلم «زندگی با چشمان بسته» خواهم گفت و آن فیلم را نیز بسیار دوست دارم، چرا که در کل کار کردن با رسول صدرعاملی بسیار لذت‌بخش است.

حیدری ادامه داد: صدرعاملی فردی است که هیچ‌گاه خود را تکرار نمی‌کند و همواره دنبال تجربیاتی تازه است. شاید در ابتدا فیلم‌های او به نوعی ساده به نظر برسند. اما او روی تک تک این فیلم‌ها مدت‌ها فکر کرده است.

عبدالله اسفندیاری «مدیر حوزه سینمای معناگرا» هم در این نشست عنوان کرد: در عین رفاقت گاه کشمکش‌هایی هم با صدرعاملی درباره عنوان سینمای معناگرا داشته‌ایم اما با این حال فکر می‌کنم که او از بهترین فیلم‌سازان ماست و فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» اوج تعادل و پختگی او محسوب می‌شود.

مدیر کانون فیلم معناگرا ادامه داد: «هر شب تنهایی» اگرچه درباره زیارت است، ولی به نظرم در چنین فیلمی، زائر است که دیدن دارد. معجزه اصلی در انسان، معجزه باور است و به نظرم فروریختن باورها در جامعه نیز یک باور است.

اسفندیاری افزود: «هر شب تنهایی» وجه روانشناسانه رابطه زن و شوهر را نشان می‌دهد که در وضعیت ملتهبی قرار دارند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:40  توسط محسن صرافی  | 

هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

رسول صدرعاملی در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

رسول صدرعاملی در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

فرج حیدری در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

فرج حیدری در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

فرج حیدری در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

فرج حیدری در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

حامد بهداد در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

گزارش تصویری به روایت یلدا ذبیحی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 23:59  توسط محسن صرافی  | 

«هر شب تنهایی» در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا

فیلم «هر شب تنهایی» ساخته رسول صدرعاملی در هشتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه دوازدهم تیر‌ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش فیلم، جلسه پرسش و پاسخ با حضور رسول صدرعاملی «کارگردان»، حامد بهداد «بازیگر» و فرج حیدری «مدیر فیلمبرداری» برگزار می‌شود.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و نشست نقد و بررسی، پس از آن برگزار می‌شود.

شناسنامه فیلم:

کارگردان: رسول صدرعاملی

فیلم نامه: کامبوزیا پرتوی، رسول صدرعاملی

بر اساس طرحی از: اصغر فرهادی

بازیگران: لیلا حاتمی، حامد بهداد

مدیر فیلمبرداری: فرج حیدری

طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی

طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی

صدابردار: محمد مختاری

آهنگساز: محمدرضا علیقلی

تدوین: بهرام دهقانی، رضا شیروانی

صداگذاری و ترکیب صدا: محمد صمیمی

مدیر تولید: طاهر امانی

تهیه کننده: سید کمال طباطبایی

محصول: شبکه اول سیما

تولید: زمستان ۱۳۸۵

خلاصه داستان:

عطیه نویسنده و مجری یک برنامه تلویزیونی است. او هر روز به پرسش‌های شنوندگان پاسخ می‌دهد و به آنان توضیح می‌دهد که چگونه می‌توانند زندگی زناشویی بهتری داشته باشند. عطیه که بیماری لاعلاجی دارد همراه همسرش برای زیارت به مشهد می‌رود و در آنجا به شکلی اتفاقی یک روز را با کودکی گمشده در حرم به جستجو برای یافتن والدین کودک می‌گذراند.

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 17:36  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و چهارمین نشست

هشتاد و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا

دکتر حمید دهقان‌پور در هشتاد و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلمِ «تا جایی که پاهایم توان رفتن داشت» یک درام حادثه‌ای است که سعی دارد معانی مختلفی را به مخاطب ارائه کند.

این مدرس سینما اظهار داشت: این فیلم البته نوعی اقتباس سینمایی نیز شمرده می‌شود که جوایزی به خود اختصاص داده، البته اسم شخصیت محوری نیز به دلایلی تغییر یافته است.

وی سفر را یکی از مولفه‌های اصلی فیلم بر شمرد و افزود: در سفر است که شخصیت‌ها به نوعی متفاوت و متحول می‌شوند و در این سیر و سلوک، ما ویژگی‌های آنها را می‌شناسیم. البته فیلم، تقابل دو جهان کاملا متفاوت است.

دهقان‌پور به تفکر متفاوت شخصیت‌های اصلی فیلم اشاره کرد و یادآور شد: این دو شخصیت، تحت‌تاثیر تفکراتی هستند که بعد از دهه 50 شکل گرفت. در واقع یکی گرایشات کمونیستی دارد و دیگری نوعی تفکر مسیحی و این دو بر اساس هدفی که برای خود طراحی کرده‌اند در مسیر داستان به پیش می‌روند.

منوچهر اکبرلو دیگر منتقد حاضر در این نشست افزود: من داستانی که این فیلم بر اساس آن اقتباس شده را نخوانده‌ام اما محصول نهایی نشان می‌دهد که داستان به درام خوبی تبدیل شده است.

وی تصریح کرد: معمولا معنویت و معناگرایی در سه شکل و ساحت وارد درام می‌شود. ساحت اول شکل عامیانه و متظاهرانه آن، شکل دوم شعاری و فاقد دغدغه لازم و شکل سوم اصالت دین بر تمامی وجوه زندگی. در واقعه در این فیلم شکل دوم و سوم معناگرایی دیده می‌شود.

اکبرلو، بازگشت به سوی خداوند، پذیرش سرپرستی خداوند، جنگ با شیاطین، تسلی بیماران و انکار خویشتن خویش برای حرکت به سوی خداوند را از جمله مفاهیم مورد نظر در این فیلم برشمرد.

رضا محمدی مجری مراسم و منتقد سینما نیز در پایان نشست اظهار داشت: در این فیلم عشق و امید موتورمحرکه درام هستند که شخصیت‌های اصلی را به مقصد می‌رسانند همچنین فیلم از تاثیر دعا و دیالوگ بی‌واسطه با خدا می‌گوید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 23:57  توسط محسن صرافی  | 

«تا جایی که پاهایم توان رفتن خواهد داشت» در هشتاد و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا

فیلم «تا جایی که پاهایم توان رفتن خواهد داشت» ساخته «هاردی مارتینز» در هشتاد و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه هشتم خردادماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور حمید دهقانپور (مدرس سینما) و منوچهر اکبرلو (منتقد) برگزار می‌شود.

این فیلم داستان یک افسر آلمانی را به تصویر می‌کشد که در جریان جنگ جهانی اول، محکوم به بیست و پنج سال زندان می‌شود. اما تصمیم به فرار می‌گیرد.

در این فیلم که محصول 2001 سینمای آلمان است، بازیگرانی چون برنارد بترمن، مایکل مندل، آناتولی کوتینوف و ایرنا پانتاوا نقش آفرینی می‌کنند.

این فیلم حکایت واقعی زندگی و فرار کم نظیر «کلمنس فورل» نظامی آلمانی است که به دلیلِ همکاری با ارتش نازی در جنگ جهانی دوم، محکوم به کار در یک اردوگاه کار اجباری در شرق سیبری می‏شود. بعد از ۴ سال کار در معدن فرار می‏کند و به سوی همسر و فرزندش می‏رود. در طی این فرار ۳ سال در سیبری راه   می‏پیماید. در یک سفر ۱۴۰۰۰ کیلومتری از مسیرهای غیر قابل عبور و در حالی که خطرات ناشی از حیوانات و انسان‏ها او را احاطه کرده است، پیش می‏رود و...

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:38  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و سومین نشست

 نشست فیلم «دوزخ برزخ بهشت» در هشتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا

بیژن میرباقری کارگردان فیلم "دوزخ برزخ بهشت" در هشتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: این فیلم سعی دارد دغدغههایی از جنس متفاوت با محصولات روتین سینمای ایران را روایت کند که امیدواریم این تفاوت به نتایج کیفی نیز منجر شده باشد.

این کارگردان تصریح کرد: معمولا مخاطبان ایرانی با فیلمهایی که شخصیتهای آنها متفاوت با طبقه و جایگاه اجتماعی خود هستند ارتباط برقرار میکنند. اما فیلمهایی که شخصیتهایشان فراتر از آدمهای سینمارو هستند نیاز به تفکر بیشتری برای درک دارند. برای مثال فیلمهایی که شخصیتهای خود را از ادبیات وام گرفتهاند و یا ریشه در اساطیر دارند از این گونهاند. فیلم دوزخ برزخ بهشت شاید تلاشی در این جهت باشد یعنی فیلمی که سعی میکند مفهومگرا و کلامگرا باشد.

وی در خصوص اپیزودیک بودن داستان این فیلم گفت: به زعم من داستانهای مرتبط این فیلم ظرفیتی بیشتر از این نداشتند یعنی در تولید باید همین سی دقیقه میشدند. داستان اپیزود سوم این فیلم برگرفته از یکی از جملات محمدرضا شریفی (مدیر فیلمبرداری) است. شریفی استاد من و شاهسواری بود و هیچ کدام از فیلمهایم را ندید. به این شکل خواستم نوعی ادای دین به استادم کنم.

وی در خصوص اسامی شخصیتهای این اثر افزود: این اسامی گزینههای نزدیک به ذهنیتم و از اسامی دوستانم بود تا در آینده با دیدن فیلمهایم یادی از گذشته و رفقایم داشته باشم.

سعید شاهسواری تهیهکننده این فیلم نیز در ادامه افزود: متفاوت بودن این فیلم شاید دلیل اصلی گرایش من به تولید آن بود. در واقع فیلم «دوزخ برزخ بهشت» میخواهد حرف خود را بر خلاف عادت و عرف بزند. این فاصله با سینمای معمول یکی از انگیزههای فعالیت من است و باید توجه داشت رسیدن به فیلمی حرفهای، بسیار سختتر از فیلمی معمولی است.

وی در خصوص اسامی اپیزودهای این فیلم افزود: من معمولا اسم فیلم را به گونهای متفاوت با میرباقری میخوانم. یعنی شاید بتوان اسامی اپیزودها را جا به جا کرد و حتی در این جابهجایی به مفاهیم دیگری رسید.

علی مصفا بازیگر فیلم نیز در پایان اظهار داشت: شکل فیلمنامه و متفاوت بودن آن برای من جذاب بود و فکر میکنم که استفاده از بازیگران حرفهای توانسته به توفیق این اثر کمک کند.

گزارش تصویری

نشست فیلم «دوزخ برزخ بهشت»

به روایت یلدا ذبیحی

۱۷ عکس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:25  توسط محسن صرافی  | 

نمایش فیلم «دوزخ برزخ بهشت» در هشتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا

فیلم «دوزخ برزخ بهشت» ساخته بیژن میرباقری در هشتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و پنجم اردیبهشت‌ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش فیلم، جلسه پرسش و پاسخ با حضور بیژن میرباقری «کارگردان»، سعید شاهسواری «تهیه کننده» و علی مصفا «بازیگر» برگزار می‌شود.

علی مصفا، مهتاب کرامتی، مسعود رایگان، مسعود کرامتی، ژاله شعاری، رحیم نوروزی، آتیلا پسیانی، پریوش نظریه و امیر آقایی از جمله بازیگران این فیلم هستند.

در خلاصه داستان این فیلم سه اپیزودی آمده است:

اپیزود اول: زن و شوهری پس از سال‌ها همدیگر را می‌بینند.

اپیزود دوم: مردی پس از سال‌ها یاد عشق قدیمی‌اش می‌افتد.

اپیزود سوم: زنی تصمیم می‌گیرد پس از مرگ شوهرش، کار او را ادامه دهد.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و نشست نقد و بررسی، پس از آن برگزار می‌شود.

شناسنامه فیلم

کارگردان: بیژن میرباقری

نويسنده: ب. میرباقری 

تهيه‌كنندگان: سعید شاهسواری، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

مدير فيلمبرداري: مرتضی پورصمدی

تدوين: س. شاهسواری

موسيقی: کیوان جهانشاهی

صدابردار: حسین بَشّاش

صداگذار: مسعود بهنام

طراح‌ چهره‌پردازي: الهام صالحی

بازيگران:

اپیزود اول: مهتاب کرامتی، علی مصفا

اپیزود دوم: مسعود رایگان، مسعود کرامتی، ژاله شعاری

اپیزود سوم: آتیلا پسیانی، پریوش نظریه

مدت زمان فيلم: ۹۴ دقيقه

خلاصه داستان:

اپیزود اول: زن و شوهری پس از سالها همدیگر را می‌بینند ...

اپیزود دوم: مردی پس از سال‌ها نامه‌اي عاشقانه دريافت مي‌كند ...

اپیزود سوم: زنی تصمیم می‌گیرد پس از مرگ شوهرش، کار او را ادامه دهد اما ...

درباره کارگردان:

بیژن میرباقری متولد ۱۳۴۷ تهران

فارغ‌التحصیل رشته فیلمبرداری سینما

از دانشگاه هنر است. وی فعالیت هنری

خود را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با نقاشی و دستیار عروسک‌سازی در فیلم‌های انیمیشن آغاز کرد و سپس چند کار مستقل ساخت. میرباقری با اولین فیلم بلندش «ما همه خوبیم» خود را یک فیلمساز تجربه‌گرا و متفاوت نشان داد و در دومین کارش «روز برمی‌آید» توجه همه را به خود جلب کرد. «دوزخ، برزخ، بهشت» که با عوامل حرفه‌ای ساخته شده است، آخرین کار اوست.

درباره فیلم (نوشته رضا محمدی):

«دوزخ، برزخ، بهشت» فیلمی است که با درهم تنیدگی رویا، خیال و واقعیت، بیننده جستجوگر را به تفکر وامی‌دارد. این فیلم سرگشتگی، حیرانی، روزمرگی و به عبارتی دیگر جستجوی منِ واقعی انسان را روایت می‌کند.

در اپیزود اول؛ با پرداخت به زن و شوهری (با بازی مهتاب کرامتی و علی مصفا) که جدایی را آزموده‌اند و حالا فرصتی دیگر برای بازنگری خاطرات گذشته یافته‌اند. ولی حالا هم هریک با قیافه‌ای حق به جانب، سعی در مقصر جلوه‌دادن دیگری دارند.

در اپیزود دوم با زن و شوهر دیگری آشنا می‌شویم. همایون مردی خانواده دوست است که حتی نسبت به ازدواج مجدد دخترش، یسنا عکس‌العمل نشان می‌دهد. او علیرغم داشتن همسری دلسوز و مهربان، نامه‌ای عاشقانه دریافت می‌کند و در برزخ سرگردانی و شک و دودلی گرفتار می‌شود.

اپیزود سوم؛ فصلی است که ابتدا شاهد مرگِ آقای پیراسته هستیم و می‌بینیم که همسرش چگونه درگیر عمل به وصایایش بالاخص نصب آینه بر روی مزار اوست. این اپیزود تصویرگرِ زن و شوهری عاشق و دلبسته است که زندگی و سرگذشت‌شان آنچنان در هم تنیده است که حتی تا سکانس‌های پایانی مشخص نیست کدامیک زنده و کدامیک مرده‌اند. البته انتخاب نام بهشت برای این اپیزود اشاره‌ای است به همین ارتباط. زیبایی کار فیلمساز اینست که در این اپیزود به خوبی به هدف معناگرایانه‌اش «نمایش مرگ و زندگی» می‌پردازد. به عبارتی دیگر «دوزخ، برزخ، بهشت» شرایطی است که مخاطب به مانند بازیگران فیلم، در یک تجربه خودشناسی شریک می‌شود. البته محرک‌هایی چون صدایی که به گوش برخی از بازیگران می‌رسد و یا تابلویی که دغدغه یکی از شخصیت‌های هر اپیزود است، به این تجربه کمک می‌کند.

عشق واقعی یکی از مضامین اصلی این فیلم محسوب می‌شود و سئوالات جدی و عمیقی را در ذهن مخاطب متبادر می‌سازد؛ از جمله این که عشق واقعی چیست؟ چگونه آن را باید شناخت، به دست آورد و یا حفظ نمود؟ عشق موجب می‌شود که از جسمِ خاکی انسان، احوالی متعالی و اخلاقی پسندیده بروز و ظهور نماید. به قول مولوی:

خاک را من خوار کردم یکسری

تا زخواری عاشقان بویی بری

خاک را دادیم سبزی و نوی

تا ز تبدیلِ فقیر آگه شوی

با تو گویند این جبالِ راسیات

وصفِ حالِ عاشقان، اندر ثبات

استفاده از نماد آینه (که نمادی معنوی در فرهنگ ماست) در صحنه پایانی فیلم قابل تأمل است و بالاخره گلهای رُز که چهره همسر را پر می‌کند، از نماهای بیاد ماندنی فیلم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 23:53  توسط محسن صرافی  | 

«دوزخ، برزخ، بهشت» در کانون فیلم معناگرا

«دوزخ، برزخ، بهشت» بزودی در کانون فیلم معناگرا

  
 
  
 
  
 
  
 
  
 
  
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:56  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و دومین نشست

هشتاد و دومين نشست كانون فيلم معناگرا

عزیزالله حاجی‌مشهدی در هشتاد و دومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: توجه به کشف و شهود و عالم غیب از مولفه‌های سینمای معناگراست و این سینما شهود را به غیب متصل می‌کند.

این منتقد بعد از نمایش فیلم شکوفه‌های گیلاس تصریح کرد: سینمای معناگرا همواره به مسائل ماورایی نمی‌پردازد بلکه در برخی مواقع زندگی عادی، موضوع فیلم معناگراست و هنرمند در میان روابط، رفتارها و اخلاقیات انسانی به دنبال معانی عمیق می‌گردد.

حاج‌مشهدی خاطرنشان کرد: در سینمای معناگرا از واژه به معنا می‌رسیم یعنی از قالب به محتوا، در واقع این سینما با باطن پدیده‌ها در ارتباط است. همانطوری‌که در فیلم شکوفه‌های گیلاس این رویکرد را می‌بینیم. در این فیلم، شکوفه‌ی گیلاس نمادی از زندگی است زندگی کوتاه و زیبا که باد آن را با خود می‌برد و فیلم به صورت غیرمستقیم نشان می‌دهد که باید قدر لحظه‌ها را دانست.

وی با اشاره به اینکه داستان فیلم شکوفه‌های گیلاس روان و خوب تعریف می‌شود، ادامه داد: این فیلم محصول مشترک آلمان و فرانسه است و اثری خیلی عظیم نیست. بلکه عمده داستان فیلم در سفر می‌گذرد و گره گشایی‌ها در بخش ژاپن صورت می‌گیرد. تعلق فیلمساز به سینمای ژاپن و سینماگری چون «یاسوجیرو ازو» غیر قابل کتمان است. در واقع این فیلم نوعی ادای دین به ازو و فیلم داستان توکیواست.

علی علایی دیگر منتقد حاضر در این نشست افزود: این فیلمساز آلمانی یعنی دوریس دوری، در سینمای جهان در حال کشف شدن است و ما نیز می توانیم با بررسی آثار وی، زمینه تسریع این کشف را فراهم کنیم. این فیلم رقیب جدی فیلم آواز گنجشک‌ها در جشنواره برلین بود و همچنین در مراسم اسکار سینمای آلمان، 6 جایزه اصلی لولا را به خود اختصاص داد.

وی در ادامه گفت: نام شکوفه‌های گیلاس به نوعی ادای دین این فیلمساز به سینمای ژاپن است. بررسی این نام نشان می‌دهد که در اسطوره‌های ژاپنی، گیلاس وجوه معنایی مختلفی را در برمی‌گیرد. برای مثال بر روی جقه سیاه امپراتور، شکوفه گیلاس حک شده است در واقع این نام در فرهنگ ژاپن نمادی از شکوهمندی و دلبستگی به وظیفه است.

علایی اظهار کرد: سینمای معناگرا، سینمایی است که سعی دارد مسائل حیاتی زندگی بشر و به عبارتی دیگر پرسش های ازلی و ابدی از جمله مرگ و زندگی را مطرح کند.

رضا محمدی منتقد سینما و مجری این مراسم نیز گفت: فیلم مساله مرگ را مطرح می‌کند شاید این رازآلودگیِ مفهوم مرگ، در پاره‌ای مواقع نوعی هراس در مخاطب ایجاد کند و سینمایی که می‌خواهد این پدیده را بشناسد به سمت سینمای هراس گام بردارد. اما در فیلم شکوفه‌های گیلاس به گونه‌ای متفاوت با مرگ رو به رو می‌شویم و مرگ نه تنها ترسناک نیست بلکه شیرین است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 12:39  توسط محسن صرافی  | 

هشتاد و دومین نشست کانون فیلم معناگرا - Cherry Blossoms

فیلم "شکوفه های گیلاس" ساخته دوریس دوری در هشتاد و دومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه یازدهم اردیبهشت ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور علی علایی برگزار می‌شود.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

فیلم شکوفه های گیلاس پیشتر در بخش در جست و جوی حقیقت - مسابقه سینمای معناگرای بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به روی پرده رفته است.

داستان این فیلم درباره مردی به نام ترودی است که متوجه می‌شود همسرش رودی، به بیماری خطرناکی مبتلا شده است، ترودی بدون بیان واقعیت به وی، پیشنهاد می‌کند به دیدار فرزندانشان در برلین بروند.

در این فیلم که محصول سال 2008 سینمای فرانسه و آلمان است بازیگرانی چون آلما وپر، هانه لوره السنر، آیا ایرویزوکی و ماکسیمیلیان بروگنر نقش آفرینی می‌کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:23  توسط محسن صرافی  | 

نشست نقد و بررسی فیلم سوپراستار با حضور تهمینه میلانی (کارگردان)، محمد نیک بین (تهیه کننده) و دو تن از بازیگران این فیلم در سینما فرهنگ برگزار شد.

گزارش تصویری به روایت فاطمه بهبودی

نقد و بررسی فیلم سوپراستار در هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 22:53  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا

هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا در سینما فرهنگ پس از نمایش فیلم «سوپراستار»، با حضور محمد نیک‌بین، تهمینه میلانی، السا فیروزآذر و فتانه ملک‌محمدی برگزار شد.

هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا

هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا در سینما فرهنگ پس از نمایش فیلم «سوپراستار»، با حضور محمد نیک‌بین، تهمینه میلانی، السا فیروزآذر و فتانه ملک‌محمدی برگزار شد.

در ابتدای این مراسم، عبدالله اسفندیاری، مدیر حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی گفت: من متاسفم، بعضی از منتقدان نقدهای درست و منصفانه‌ای نمی‌کنند و باید گفت در هر جمعی چریک وجود دارد و شخص منتقد از نوشته‌‌اش معلوم است که فردی با مطالعه است و مردم از این نقدها استقبال می‌کنند.

وی در ادامه گفت: اشکان راد، یکی از نویسندگانی است که در مجله فیلم مطلب می‌نویسد؛ از مطالب این شخص در خصوص سینمای معناگرا می‌توان فهمید که وی بر این موضوع احاطه کامل دارد و مرز بین فیلم معناگرا و اخلاقی را می‌داند.

وحید اسلامی، منتقد و مجری این مراسم در خصوص چگونگی شکل‌گیری این ایده از تهمینه میلانی پرسید و وی در جواب گفت: کودک درون در اکثر فیلم‌های من وجود دارد و من اعتقاد دارم همه با کودک درون‌مان زندگی می‌کنیم و این‌طور نیست که شما فکر کنید من فقط این فیلم را بااین ذهنیت ساختم و حتی در فیلم واکنش پنجم نیز این امر صورت گرفته است.

وی در ادامه اظهار داشت: مسئله من در «سوپر استار» شهرت است و می‌خواهم تفاوت مشهور بودن و محبوب بودن را نشان بدهم و بگویم برای محبوبیت باید انرژی بیشتری خرج کرد. اگر می‌بینید عده‌ای بالا می‌روند و پایین می‌آیند دلیلش این است که برای حفظ موقعیت مشهور‌شدن باید تلاش زیادی کرد.

وی در ادامه افزود: این فیلم در رابطه با «خودشیفتگی» ساخته شده است و آدم‌هایی که فکر می‌کنند مرکز جهانند را به تصویر می‌کشد همچنین زمینه سینما که در این فیلم مطرح شده، خیلی کلی است و این آدم‌ها می‌توانند فوتبالیست، سیاستمدار و امثال این باشند و تمرکز من در این فیلم به خودشیفتگی انسان‌ها معطوف می‌شود که منجر به خودباختگی و در نهایت صدمه زدن به خود و اطراف شخص می‌شود.

وحید اسلامی در ادامه این مراسم گفت: محمد نیک‌بین از معدود تهیه‌کنندگانی است که به بحث فرهنگی فیلم توجه زیادی دارد و فروش فیلم برای او اهمیت چندانی ندارد و بعد معنوی کار برای او بسیار مهم است.

اسلامی در خصوص این که این فیلم که مخاطب خاص و عام را جذب می‌کند و این که چطور شد که تهیه این فیلم را قبول کردید از محمد نیک‌بین سوال پرسید و وی در جواب گفت: اکثر همکاری من با تهمینه میلانی بوده و کارهای این شخص این طور بوده که دغدغه‌های خاصی در کارهای‌شان وجود داشته و قصه‌پردازی‌هایشان هم طوری بوده که مخاطب را جذب می‌کند.

میلانی در ادامه بیان کرد: «محمد نیک‌بین» طراحی دکورها را هم خودش انجام داده است و حتی شیری که از آن آب می‌ریزد، لوله‌ای به آن متصل نیست و ما به آن شلنگ آب وصل کرده بودیم. بیشتر لوکیشن‌ها مانند ایستگاه پلیس و خانه کوروش، تماما در خانه کلنگی تصویر‌برداری شده که این خانه در حال تخریب است.

«السا فیروزآذر» بازیگر این فیلم در ادامه این مراسم گفت: من خواهرزاده «تهمینه میلانی» هستم و شاید یکی از دلایل حضورم در فیلم‌های ایشان این باشد و بعضی‌ها چگونگی حضورم به سینما را از من می‌پرسند و من می‌گویم: پارتی داشتم چون وارد شدن به سینما خیلی سخت است و من این فیلم را خیلی دوست دارم و تک تک کاراکتر‌ها برای من جذاب بوده‌اند. مهم این است که کارگردان بداند این نقش به من می‌آید.

وحید اسلامی در ادامه مراسم اظهار داشت: بعضی از بازیگر‌ها در اولین فیلم خود طوری پخته عمل می‌کنند که همگان تعجب می‌کنند؛ مانند بازی ترانه علیدوستی در فیلم «من ترانه 15 سال دارم» و باید گفت: «فتانه ملک‌محمدی» از این دست بازیگر‌هاست که موفق به دریافت دیپلم افتخار جشنواره فجر هم شده است.

«فتانه ملک‌محمدی»، بازیگر این فیلم در ادامه مراسم گفت: من بازی در این فیلم را خیلی دوست دارم و حتی فکر می‌کردم در تست خانم میلانی هم قبول نشوم و یکی از دلایل حضورم در این فیلم نیز آشنایی با ساز بود و باید بگویم برخورد تمامی عوامل با یک بازیگر آماتور خیلی خوب بود.

یکی از تماشاگران از «تهمینه میلانی» پرسید یک شباهت‌هایی بین این فیلم و یک فیلم آمریکایی وجود دارد شما این امر را تائید می‌کنید؟

میلانی در جواب وی گفت: من این فیلم را ندیدم و بعضی‌ها ثابت کردند این فیلم شباهتی به فیلم‌های خارجی دارد و البته ممکن است این شباهت‌ها وجود داشته باشد. به خاطر اینکه تمامی قصه‌های دنیا در 10 قصه کلی خلاصه می‌شود و هر کدام دارای شاخ و برگ‌های متنوعی هستند ولی من این قصه را از فیلمی اقتباس نکردم و کاملا ساخته ذهنیت خودم است.

میلانی در ادامه مراسم اظهار داشت: خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌کنم که این فیلم در جشنواره فجر جایزه نگرفت وگرنه به من تهمت سفارشی ساختن را می‌انداختند و من هم حوصله جواب دادن به آنها را ندارم و مطمئن هستم اگر «تسویه‌حساب» مانند «اخراجی‌ها2» اکران شود، رکورد این فیلم را می‌شکند.

عبدالله اسفند‌یاری در ادامه مراسم گفت: بعضی از فیلم‌سازان خارجی دین هم ندارند و فقط یک تفکر و یک ایده دارند و ما با نقد و نگاه خودمان است که فیلم آنها را نقد می‌کنیم بنابراین معناگرایی متعلق به هیچ گروه و جامعه خاصی نیست و متعلق به همه است.

کارگردان فیلم «سوپر استار» در ادامه افزود: در حال تدوین این فیلم بودیم که به دو تدوین نهایی رسیدیم در یکی از آنها در انتهای فیلم شهاب حسینی تلفنش زنگ می‌زند و می‌خندد و من اگر این پایان را انتخاب می‌کردم ممکن بود فروش این فیلم چند صد میلیون بیشتر شود چون مردم پایان خوش را دوست دارند ولی به نظر من شخصیت این فیلم حق رسیدن به این دختر را نداشت به همین دلیل یک پایان تلخ را برای این فیلم در نظر گرفتم که به بیابان‌ها منتهی می‌شود.

یکی از تماشاگران جوان از میلانی پرسید آیا مخالفان، با محتوای فیلم سوپر استار مخالفت داشتند یا با شما؟

میلانی در جواب گفت: من را طوری تربیت کرده‌اند که عقیده‌ام را راحت بیان می‌کنم و باید گفت که جامعه ما در حال گذار است و هم اینترنت داریم و هم روابط صد ساله قبل را اجرا می‌کنیم همچنین با فیلم ساختن آمده‌ام تا یک نظم را به هم بزنم و بگویم بعضی کارها اشتباه است ولی این کار برای خیلی‌ها ناخوشایند است.

وی در ادامه گفت: یک سردبیر، گروه بزرگی از جوانان منتقد را جمع کرده و با این فیلم مخالفت می‌کند و این شخص که با فیلم «سوپراستار» هم‌ذات‌‌پنداری کرده است نظرات شخصی‌اش را بیان کرده و البته صحبت‌های جالبی درباره این فیلم نکرده است و باید گفت که آن فرد با من مشکل ندارد بلکه با ذهنیت من مشکل دارد.

میلانی در خصوص رها، شخصیت اول زن این فیلم گفت: این دختر قصد صدمه زدن به هیچ کس را ندارد و این فرد پدر و مادر خیالی را برای خود می‌سازد و دارای خصلت‌های خاص پرورشگاهی است همچنین در یک روزنامه نقدی نوشته‌اند که این دختر شبیه فرشته‌های آسمانی نیست و من هم می‌گویم این دختر شبیه فرشته‌های آسمانی نیست بلکه یک دختر پرورشگاهی است و اصلا فرشته نیست و بعضی از منتقدان ما در نقد‌های خود نظرات شخصی‌شان را بیان می‌کنند و در رابطه با کارگردانی، دکور و اصل فیلم صحبتی نمی‌کنند که این ضعف بزرگی در نقد کردن فیلم است.

یکی از تماشاگران در خصوص ضربه‌زدن اکران «اخراجی‌ها2» با فیلم سوپر استار از میلانی پرسید و وی در جواب گفت: اخراجی‌ها2 یک پدیده بود و البته من اینطور فیلم‌ها را دوست ندارم و به من هم اجازه ساخت این فیلم‌ها را نمی‌دهند ولی مشکل ما با فیلم «اخراجی‌ها2» این است که این فیلم به فروش سوپر استار و فیلم‌های دیگر صدمه زده است و در بعضی مکان‌ها مانند سینما آزادی، با اینکه سالن فیلم «سوپراستار» پر می‌شود، «اخراجی‌ها2» را اکران می‌کند. من در رادیو از مردم شهرستان‌ها خواهش کردم که از این قبیل موارد را به من خبر بدهند.

یکی دیگر از پرسش‌ها پیرامون دنبال شدن یک موضوع اخلاقی در فیلم سؤال کرد و گفت: خانم میلانی ثابت کرده که کارگردان توانایی است.

میلانی در ادامه مراسم افزود: من بعد از ساخت این فیلم نمی‌دانستم که این فیلم معنا‌گرا هست یا نه، ولی خودم یک آدم اخلاق‌گرا هستم و اعتقاد دارم که اخلاق است که جامعه را نگه می‌دارد و من در جستجوی معنا را بیشتر از معناگرابودن قبول دارم و اگر من را قبول دارید می‌گویم با قلب وذهن خودم این فیلم را ساختم و البته تحت فشار هم بودم همچنین زمانی که نمی‌توانم در حوزه مشکلات زنان فیلم بسازم؛ در بخش‌های دیگر فیلم می‌سازم و بار دیگر می‌گویم این دختر یک فرشته نیست و کاملا زمینی است و قصه من هم کاملا زمینی با محتوای کاملا انسانی است و قهرمان اصلی من در تمام فیلم‌هایم فرشته است و باز هم می‌گویم باید شما ببینید من چه کسی هستم نه اینکه شما چه تفکری می‌کنید.

وی در ادامه اظهار داشت: ما بهترین سینمای جهان را داریم و هیچ کدام از کشورها سینمایی به قوت سینمای ما را ندارد و در ساخت این فیلم، به خاطر این که من انسان کاملی نیستم، توانستم صد در صد مطالب را به تصویر بکشم ولی سعی کردم ذهنیتم را به مخاطب برسانم.

محمد نیک‌بین تهیه ‌کننده فیلم سینمایی «سوپر استار» در ادامه اظهار داشت: مبنای طرح موضوع سفارشی بودن کار را نمی‌دانم از کجا آمده است ولی ما حدود 7 الی 8 ماه برای گرفتن پروانه نمایش تلاش کردیم و اگر شما اسم این کار را سفارشی بودن کار می‌دانید، نمی‌دانم چه بگویم!

میلانی در پایان مراسم گفت: در این مراسم احساس خوبی داشتم ولی در مکان‌های دیگر سوال‌هایی از من می‌پرسیدند که چرا شهاب حسینی را برای این نقش انتخاب کردید و باید گفت که این سوال چه اهمیتی دارد و خوشحالم که در این جمع بحث‌های فنی صورت گرفت.

«تهمینه میلانی» در قسمتی از مراسم امروز «کانون فیلم معناگرا» اظهار داشت: خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌کنم که این فیلم در جشنواره فجر جایزه نگرفت وگرنه به من تهمت سفارشی ساختن می‌زدند و من هم حوصله جواب دادن به آنها را ندارم...

وی افزود: مطمئن هستم اگر «تسویه‌حساب» مانند «اخراجی‌ها2» اکران شود، رکورد این فیلم را می‌شکند.

در این مراسم یکی از تماشاگران در خصوص ضربه‌زدن اکران «اخراجی‌ها2» به فیلم «سوپر استار»، از «تهمینه میلانی» پرسید و وی در جواب گفت: اخراجی‌ها2 یک پدیده بوده است. البته من اینطور فیلم‌ها را دوست ندارم و به من هم اجازه ساخت این فیلم‌ها را نمی‌دهند ولی مشکل ما با فیلم «اخراجی‌ها2» این است که این فیلم به فروش «سوپر استار» و فیلم‌های دیگر اکران صدمه زده است و در بعضی مکان‌ها مانند سینما آزادی، با این که سالن فیلم «سوپراستار» پر می‌شود، «اخراجی‌ها2» را اکران می‌کند.

وی افزود: من حتی در رادیو از مردم شهرستان‌ها خواهش کرده‌ام که اگر با این قبیل موارد روبه رو شدند، به من خبر بدهند.

میلانی: «سوپر استار» بیشتر در جستجوی معناست تا معناگرا

تهمینه میلانی: «سوپراستار» کم‌خطرترین فیلمم است

میلانی: سوپر استار مرز بین شهرت و محبوبیت را نشان می دهد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 21:26  توسط محسن صرافی  | 

فیلم «سوپراستار» در کانون فیلم معناگرا

فیلم «سوپر استار» ساخته «تهمینه میلانی» در هشتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و هشتم فروردین ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور تهمینه میلانی «کارگردان»، محمد نیک بین «تهیه کننده»، علیرضا زرین دست «مدیر فیلمبرداری»، شهاب حسینی، فتانه ملک محمدی، السا فیروز آذر و فریبا کوثری «بازیگران فیلم» برگزار می‌شود.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

فیلم «سوپراستار» در دو بخش مسابقه سینمای ایران و معناگرای بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و در زمینه کارگردانی، فیلمنامه، موسیقی، فیلمبرداری و بازیگر نقش اول مرد نامزد دریافت سیمرغ شد که در نهایت شهاب حسینی بازیگر این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره را به خود اختصاص داد. همچنین فتانه ملک محمدی بازیگر دیگر این فیلم در بخش معناگرای جشنواره، دیپلم افتخار دریافت کرد.

داستان فيلم سوپر استار درباره یک بازيگر مشهورسینماست كه زندگی سردرگمی دارد اما ورود دختری نوجوان به زندگي‌اش، او را متحول می‌كند.

اکران عمومی این فیلم از فروردین ماه سال جاری در سینماهای کشور آغاز و با استقبال مناسبی از سوی مخاطبان رو به رو شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 20:47  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هشتادمین نشست کانون فیلم معناگرا

دکتر شهاب الدین عادل در هشتادمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم پدر و پسر اولین فیلم بلند سینمایی سوخوروف است که این فیلمساز متفکر را به جهانیان معرفی کرد. این فیلم جوایزی از چند جشنواره جهانی دریافت کرده است.

این مدرس سینما افزود: فیلم مادر و پسر یک نوع نگاه و یک نوع تجربه متفاوت است و رضایت و یا عدم رضایت مخاطب از این اثر به انتظار وی از سینما مربوط می­شود.

وی خاطر نشان کرد: الکساندر سوخورف بیش از دیگر فیلمسازان متاثر از آندری تارکوفسکی است البته تعلقات این فیلمساز نبست به فرم بیشتر است و سعی می­کند از طریق فرم، معانی فلسفی و دینی را به مخاطب ارائه کند. وی همچنین آثار مستند خوبی چون «فیلمی درباره تارکوفسکی» را ساخته است و فیلمی نیز درباره میراث فرهنگی و تاریخی روسیه با عنوان کشتی نوح را در پرونده کاری دارد.

عادل، نگاه فرمالیستی و گرایش به هنرهای تجسمی و نقاشی را از دیگر مولفه­های سینمای سوخورف برشمرد و ادامه داد: متن و فیلمنامه آثار سوخورف شعر گونه­اند و در یک فضای بصری قدرتمند روایت می­شوند. تنهایی، تقدیر، گرایش به خالق هستی و سرگشتگی از جمله مفاهیمی است که در این فیلم و دیگر آثار این فیلمساز مطرح می­شود و نوعی سیستم نشانه­ای در فضای کلی فیلم وجود دارد که طبیعت، جاده­های بی­انتها، افق وسیع، شعاع­های نور خورشید از جمله این نشانه­ها هستند و این نوع ترکیب­بندی را در نقاشی­های مکتب رمانتیک آلمان و انگلیس و نقاشی رئالیزم روسیه می­توان دید.

علی اصغر کشانی دیگر منتقد حاضر در این نشست گفت: شاید بعد از تارکوفسکی فقدان این فیلمساز به وسیله سوخورف قابل تحمل می­شود. درونمایه اصلی این دو فیلمساز مفهوم آفرینش است و آثار آنها محدود به زمان و مکان نمی­شود.

این منتقد در ادامه یادآور شد: در این فیلم بحث­هایی چون نگرانی انسان از مرگ و تلاش فرزند برای رسیدن به استقلال مطرح می­شود که مخاطب را به تفکر وامی­دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 21:18  توسط محسن صرافی  | 

فیلم مادر و پسر ساخته الکساندر سوخورف در هشتادمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه شانزدهم اسفندماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور دکتر شهاب الدین عادل، مدرس سینما و علی اصغر کشانی، منتقد سینما برگزار می­شود.

این فیلم داستان مادر و پسری را به تصویر می­کشد که به شدت به هم وابسته­اند اما بیماری مادر و مرگ احتمالی او، لحظات حزن انگیز و به نوعی معنوی را برای پسر رقم می­زند.

الکساندر سوخورف از فیلمسازان برجسته روسی این فیلم را در سال 1997 کارگردانی کرده است وی فیلمهایی چون الکساندرا و پدر و پسر را در پرونده کاری دارد که هر دو این آثار در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده­اند.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 17:42  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و نهمین نشست

نصرت الله تابش در هفتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا

نصرت الله تابش (مدیر مسئول و سردبیر ماهنامه فیلمنگار) بعد از نمایش فیلم «به یاد خودم» گفت: تلاشهای حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی ستودنی است چون این سینما، علیرغم تمامی مشکلات، زیستن در سکوت و رسیدن به حقیقت را تجربه کرد.

این کارشناس سینما افزود: متاسفانه برخی­ها می خواهند هویت و موجودیت سینمای معناگرا و دینی را زیر سوال ببرند، اما این جریان­های اشاره شده در سینمای کشور وجود دارند و زیبایی­های آن ها قابل تاویل و تفسیر است. البته در حوزه­های تئوریک، با کمبود منابع روبه­رو هستیم و این کمبود منابع در برخی از مواقع باعث جبهه­گیری برخی از منتقدان برای مثال با سینمای دینی می­شود.

تابش با اشاره به تفاوت­های بین زیبایی­شناسی در ادیان مختلف از جمله اسلام و مسیحیت گفت: سینمای دینیِ مسیحیت، معادل سینمای دینی اسلامی نیست. در فیلم «به یاد خودم» تحول شخصیت در ارتباط با مولفه­های معرفی شده در مسیحیت صورت می­گیرد و برای مثال «آندرئا» برای رسیدن به فروتنی به نوعی با تحقیر از جانب دیگران روبه­رو می­شود که این مساله نوعی توهین به وی، برای رسیدن به معنا است. اما در دین اسلام توجه به عظمت ذات پاک اللهی باعث فروتنی انسان می­شود.

وی با اشاره به اینکه شخصیت محوری فیلم «به یاد خودم»، از سر رفاه، راه سیر و سلوک را انتخاب می­کند، ادامه داد: این فیلم نسبت به افراد فقیر، پوچی عمیق­تری را تجربه می­کند و سپس مجبور می­شود به انزوا روی آورده و در ادامه تنهایی در میان جمع را تجربه کند و سپس از طریق تحقیر باید به فروتنی برسد و این سیر و سلوک یا به عبارتی دیگر سفر درونی این شخصیت محسوب می­شود.

سیدحسن مهدوی فر در هفتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا

سید حسن مهدوی فر (فیلمنامه­نویس) نیز در نشست نقد و بررسی این فیلم گفت: سینمای معناگرا به آثاری از نظر مضمون و ساختار اشاره می­کند که متفاوت با سینمای واقع­گرا به صورت صرف است و نمی­توان موجودیت این جریان­ها و گونه­ها را زیر سوال برد. این فیلمنامه­نویس ادامه داد: شاکله اصلی فیلمنامه این فیلم، تردید است و این تردید باعث سیر و سلوک و طی مراحل مختلفی از سوی آندرئا می­شود و در این سلوک، سفر بیرونی، مکمل سفر درونی است یعنی اتفاقات زندگی این شخصیت بر معنویات­اش تاثیر می­گذارد و شخصیت­ها در فضایی پاندول­وار و بین روشن و تاریکی فعالیت می­کنند.

عبداله اسفندیاری نیز در تریبون آزاد این نشست، فاجعه غزه را نمایشی از وحشی­گری صهیونیست­ها و دروغگویی حامیان حقوق بشر اعلام کرد و افزود: من در سن پنجاه و پنج سالگی در جست و جوی راهی برای رفتن به غزه و کمک به قربانیان مظلوم فلسطینی هستم و جوان­های غیرتمند مملکت ما بسیارند که آماده پاسخگویی به ندای یاری خواستن مسلمانان غزه باشند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 14:50  توسط محسن صرافی  | 

فیلم «به یاد خودم» - طراح پوستر: محسن صرافی

فیلم «به یاد خودم» ساخته «ساوریو کوستانزو» در هفتاد و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و هفتم دیماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور سیدحسن مهدی فر (فیلمنامه نویس) و نصرت الله تابش (کارشناس سینما) برگزار خواهد شد.

فیلم «به یاد خودم» داستان جوانی به نام آندرئا را به تصویر می­کشد که به نظر می­رسد تمامی مولفه­های لازم را برای موفقیت در زندگی داراست ولی امکانات بی­نهایتِ دنیا او را سردرگم می­کند. در این وضعیت نابسامان، آندرئا شروع به فراگیری تعالیم روحی می­کند و در اجتماع کشیشان چیزی بیش از سکوت و نیایش می­آموزد.

در این فیلم بازیگرانی چون کریستو جیوکو، فیلیپو تیمی، مارکو بالیانی و آندره هنیکه نقش­آفرینی می­کنند. این فیلم پیشتر در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمده است.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

آنونس فیلم «به یاد خودم»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:37  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و هشتمین نشست

هفتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا با یاد و خاطره شهدای غزه آغاز شد. "رضا محمدی" مجری و کارشناس این مراسم با اشاره به فیلم "کشتی گیر" آخرین ساخته "دارن آرنوفسکی"، این فیلم را محکوم کرد و اظهار امیدواری کرد که هنرمندان ایرانی با تولید آثار ارزشمند، جواب خوبی به این آثار دهند.

دکتر "سیدمحسن فاطمی" مدرس سینما در هفتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم "چشمه" چند محور اصلی دارد که یکی از این محورها جاودانگی و ماندگاری است.

وی افزود: ماندگاری در سه بخش و یا سه داستان فیلم، به صورت یک تمنا و خواسته بسیار جدی مطرح می­شود و این ماندگاری در سطوح مختلف خود را نشان می­دهد. در واقع برخی از شخصیت­های این فیلم مادی هستند اما این مادی بودن، دلیلی بر طلب ماندگاری نیست و این تمنا به صورت مستقیم و غیرمستقیم خود را نشان می­دهد.

دکتر فاطمی ادامه داد: در واقع، فیلم چشمه طرح می­کند که برای ماندگاری نیازمند به یک اکسیر هستیم و این اکسیر که عشق نامیده می­شود نقش مهمی در طراحی مسیر شخصیت­ها برای رسیدن به ماندگاری دارد. برای جاودانه شدن به عشقی احتیاج داریم که این عشق می­تواند خود را به صورت­های مختلف بروز دهد.

وی خاطر نشان داد: نکته دیگری که در فیلم به آن اشاره شده مسئله مرگ است که همواره ناشناختگی این مفهوم باعث هراس مردم بوده، در واقع این ترس به دلیل تجربه نکردن مقوله مرگ است و باعث هراسی فراتر یعنی ترس از جاودانه نبودن زندگی قرار می­گیرد. این که چه اتفاقی بعد از مرگ رخ می­دهد مهمترین دلیل هراس از مرگ است.

این مدرس سینما با اشاره به وجود معناگرایانه فیلم چشمه، خاطرنشان کرد: حرکت استعلایی در این فیلم خود را به صورت پنهان نشان می­دهد یعنی شخصیت­ها به مرور از مادیات فاصله و به مفاهیم دیگری توجه می­کنند و عشق نیز زمینه این حرکت را فراهم می­کند.

وی نکته معناگرایانه دیگر فیلم را میل به بازگشت، عنوان کرد: در اندیشه بسیاری از بزرگان به میل بازگشت آدمی اشاره شده از جمله لاکان که بر این نکته تاکید می­کند ما همواره دوست داریم به آغوش مادرانمان بازگردیم. این میل به بازگشت و یا کودکانگی در این فیلم نیز مشهود است.

دکتر "محمد باقر قهرمانی" مدرس سینما نیز با تسلیت ایام محرم، افزود: فیلم سه داستان را به صورت همزمان روایت می­کند، داستان­هایی با زمان­های مختلف که یافتن جایگاه ما در این داستان­ها مهم است. هر مخاطبی ممکن است از یکی این داستان­ها وارد شود و در نهایت به دریافت خود برسد. نکته اتکای فیلم زمان حال است که امکان تلفیق، احساس حاضر، ترسیم گذشته و تصور آینده را فراهم می­کند.

وی اضافه کرد: این فیلم خیلی متاثر از نگاه مسیحیت به جهان است و مفاهیمی چون عشق و قربانی کردن که مورد نظر مسیحیت بوده در فیلم چشمه مشهود است. «ایزی»، شخصیت محوری همواره با نور همراه است اما تامی و شخصیت­های مرد دو زمان دیگر فیلم در سایه قرار دارند. ایزی در واقع به درکی از زندگی رسیده که تام فاقد آن است. تامی غرق در حال است. او عشق را دارد ولی عشق را در زمان حال تصور می­کند. چرخه این فیلم نیز رسیدن از عشقی زمینی به عشقی فرازمینی است.

رضا محمدی مجری و کارشناس سینما نیز در این نشست افزود: آرنوفسکی فیلم «پی» را در کارنامه کاری دارد که تا حدودی رویکرد صهیونیستی به پایان آفرینش در این فیلم مطرح شده است. در واقع هالیوود با جذب این گونه فیلمسازان، زمینه تولید آثاری را با گرایش­های فکری خود فراهم می­کند و این فیلمسازان را ابزار سیاست­های خود می­کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:33  توسط محسن صرافی  | 

عبدالله اسفندیاری

عبدالله اسفندیاری در خصوص نمایش فیلم«چشمه» در کانون فیلم معناگرا اظهار داشت: در جریان نمایش فیلم «چشمه» در کانون فیلم معناگرا توهین به پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را محکوم خواهیم کرد اما باید پذیرفت که بحث فیلم «چشمه» و «کشتی‌گیر» (فیلم بعدی آرنوفسکی) با هم کاملا متفاوت هستند.

وی افزود: روز جمعه ضمن نمایش فیلم «چشمه» این فیلم را کاملا تحلیل خواهیم کرد اما باید قبول داشت که تحلیل یک فیلم به معنای تأیید و تمجید آن نیست، تحلیل فیلم معنایش گشودن مفاهیم و مطالبی است که در یک فیلم وجود دارد و چه بسا ممکن است که فیلمی نکات منفی داشته باشد و از طریق آن بخواهند تفکری را القا کنند و طبیعتا باید آن فیلم هم تحلیل شود.

مدیر حوزه سینمای معناگرای بنیاد سینمایی فارابی تصریح کرد: ما باید بپذیریم که اگر بخواهیم در مقابل ساخته‌های مختلف دنیا هوشیار باشیم تنها باید فیلم‌های قابل تأیید خودمان را نمایش دهیم و تحلیل کنیم. ما در گذشته فیلم‌هایی را نشان داده‌ایم و تحلیل کرده‌ایم اما این تحلیل به معنای نفی آن فیلم و نفی معناگرایی آن فیلم بوده است.

وی تاکید کرد: این که بیائیم اگر کسی در جایی مرتکب یک اشتباه شد، همه کارهای او را به یک چشم نگاه کنیم روش درست و فرهنگی نیست و در واقع ناشی از دیدگاهی سیاست زده است و ما باید یاد بگیریم که هر چیزی را در جای خودش نگاه و تحلیل کنیم و توجه داشته باشیم که یک اثر چه می گوید، نه این که چه کسی می‌گوید.

وی گفت: هدف کانون فیلم معناگرا روشنگری تفکرات فیلمسازی در جهان است و طبیعتا فیلم‌هایی که به تفکر صهیونیستی نزدیک است و حتی فیلم‌هایی که حاوی مطالب شیطانی هستند را تحلیل خواهیم کرد تا از این طریق به جامعه هشدار بدهیم.

مدیر کانون فیلم معناگرای بنیاد سینمایی فارابی گفت: معناگرایی یک نوعِ اصیل دارد که معناگراییِ رحمانی است و یک نوع کاذب دارد که معناگرایی شیطانی است و در این شرایط ما باید انواع معناگرایی شیطانی را هم نشان بدهیم و آنها را تحلیل کنیم تا جامعه را مسلح کرده باشیم به دید تحلیلگر و عاقلانه تا نوجوانان و جوانان ما به راحتی تحت تاثیر فیلم‌هایی با مضامین شیطانی قرار نگیرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 17:11  توسط محسن صرافی  | 

چشمه - طراح پوستر: محسن صرافی

فیلم سینمایی «چشمه» به کارگردانی دارن آرنوفسکی، روز جمعه سیزدهم دیماه جاری در هفتاد و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا به روی پرده می­رود.

نشست نقد و بررسی این فیلم پس از نمایش با حضور دکتر حسین فاطمی و دکتر محمدباقر قهرمانی از مدرسان سینما برگزار خواهد شد.

این فیلم داستان مردی را به تصویر می­کشد که بعد از مرگ همسر خود، به دنبال اکسیر زندگی می­گردد تا شاید بتواند دوباره همسرش را ببیند.

فیلم، دو داستان موازی را روایت می­کند که دو شخصیت در دو زمان متفاوت شاید مسیر یکسانی را برای رسیدن به سرچشمه آفرینش می­پیمایند.

نمایش فیلم ازساعت ۱۰ صبح آغاز و بعد از آن نشست نقد و بررسی برگزار می­شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 0:44  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و هفتمین نشست

اکبر خواجویی کارگردان فیلم محیا در هفتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: در این فیلم سعی کردم رفتار خانواده­های ایرانی را در قبال مفهمومی به نام مرگ به تصویر کشم. در واقع محیا به نوعی سعی دارد تابوشکنی کند و عشق زمینی را وسیله­ای برای دریافت جاوید شخصیت محوری قرار دهد.

وی تصریح کرد: این فیلم به نوعی بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است و تحقیقات آن توسط خانم افسانه قاسمی صورت گرفته، در واقع موضوعِ عدم ارتباط بین خانواده­های ایرانی با افرادی به عنوان غسال وجود دارد.

وی با اشاره به اینکه نگارش فیلمنامه حدود سه سال طول کشید، خاطر نشان کرد: برخی از سوژه­ها فیلمساز را به سمت خود می­کشانند و در واقع پس از ارتباط اولیه، این سوژه به عنوان دغدغه من مطرح شد و به مرحله نگارش رسید و پس از ارتباط با بنیاد سینمایی فارابی و حوزه معناگرای این بنیاد فیلمنامه نهایی شکل گرفت.

این کارگردان با اشاره به مفاهیم موجود در فیلم افزود: سعی کردیم داستان را به گونه­ای سرراست تصویر کنیم و در این مسیر هم به ابعاد زمینی و هم به ابعاد ماورایی توجه کنیم. در واقع این فیلم سعی دارد ضمن ارتباط با مخاطب مفاهیم مورد نظر خود را در قالب یک داستان ارائه دهد.

عبدالله اسفندیاری مدیر حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی نیز بیان داشت: فیلمنامه این فیلم به حوزه سینمای معناگرا ارائه شد و ما دیدیم که این فیلم ضمن توجه به مولفه­های معناگرا می­تواند با مخاطب عام نیز ارتباط برقرار کند که تجربه اکران این فیلم نیز ثابت­کننده پیش­بینی­ها بود. در واقع محیا در اکران عمومی با استقبال مناسبی از سوی مخاطبان رو به رو شد و مخاطبان را راضی از سالن سینما بیرون فرستاد.

وی به مقوله مرگ اشاره کرد و افزود: در گذشته ارتباط با مرده­ها و مفهوم مرگ مثل امروز به نوعی تابو نبود ولی امروز این مساله به نوعی تابو است یعنی نوعی جبهه­گیری در قبال این موضوع وجود دارد که در ادبیات و سینمای ما نیز دیده می­شود برای مثال در بخشی از قصه­های مجید شاهدیم که این نوع جبهه­گیری در قبال انشای مجید در مورد غسال­ها از طرف معلم و دیگر دانش­آموزان صورت می­گیرد. اما فراموش نکنیم غسل دادن مرده­ها به عنوان یک واجب کفایی در دین اسلام محسوب می­شود یعنی در صورت ضرورت، تمام مسلمین موظفند این فعل را انجام دهند. در گذشته ارتباط با مساله مرگ خیلی ملموس­تر بود که شاید هنوز در برخی از شهرستانها این ارتباط وجود دارد اما هم اکنون ترس از مردگان که در شخصیت این دکتر دیده می­شود وجود دارد که فیلمساز با یک عشق زمینی اسباب تحول این شخصیت و شناخت وی را فراهم می­کند.

اسفندیاری این اثر را یک ملودرام جذاب با ویژگی­های معناگرا برشمرد و اضافه کرد: برخلاف برخی از تلقی­ها، من معتقدم ملودرام یک ظرفیت برای هنرمند به شمار می­رود تا از طریق آن هم مفاهیم مورد نظر خود را ارائه دهد و هم مخاطب را جذب کند در واقع وقتی پیام تاثیرگذار است که بر جامعه بیشتری از مخاطبان تاثیر گذارد. فراموش نکنیم بسیاری از آثار درخشان تاریخ سینما از آثار پرفروش بوده­اند.

مهران خواجویی، تدوینگر این فیلم اظهار داشت: در تدوین این فیلم بخش ابتدایی، ریتم سریعتر و بیرونی­تری دارد چون به نوعی در این بخش شخصیت­ها و روابط آنها معرفی می­شوند در بخش دیگر که شخصیت­ها به شناخت می­رسند ریتم آرام­تر می­شود.

وحید اسلامی نیز در پایان این نشست تصریح کرد: فیلم محیا را می­توان تلفیقی از ژانرهای مختلف دانست. در واقع رویه فیلم مشخص نیست و فیلمساز سعی می­کند از عشق زمینی، زمینه شناخت فرازمینی شخصیت­ها را فراهم کند که به زعم من این اتفاق تنها در دیالوگ­ها صورت گرفته و چندان عمیق نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:32  توسط محسن صرافی  | 

محیا - طراح پوستر: محسن صرافی

فیلم «محیا» ساخته اکبر خواجویی در هفتاد و هفتمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و نهم آذرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش فیلم، جلسه پرسش و پاسخ با حضور کارگردان و دیگر عوامل فیلم برگزار خواهد شد.

این فیلم داستان جوانی به نام جاوید را به تصویر می­کشد که به دختری به نام محیا علاقمند می­شود اما خواستگار دیگر با ایجاد موانعی آنها را درگیر مشکلاتی می­کند.

در این فیلم بازیگرانی چون شهاب حسینی، الهام حمیدی، برزو ارجمند، آزیتا حاجیان، مجید سعیدی، مهسا کرامتی و مریم بوبانی نقش­آفرینی می کنند.

محیا پیشتر در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و شهاب حسینی بازیگر این فیلم نیز دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 22:39  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و ششمین نشست

دکتر مهناز مظاهری در هفتاد و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا بعد از نمایش فیلم خانه خدا گفت: حج به عنوان یک فریضه معنوی، عامل نوعی یکسانی و جامعیت در اندیشه و رفتار زائران است. در این فضا است که دیگر قومیت و ملیت محلی از اعراب ندارد بلکه همه ملل در پوشش ، رفتار و اخلاق یکسان عمل می­کنند.

وی در ادامه داد: در فیلم خانه خدا علاوه بر ثبت وجوه تاریخی و جغرافیایی، معناهای موجود در فریضه حج را می بینیم در واقع در این مراسم عبادی تمامی عوامل فیلم خود درگیر ماجرا هستند و نقش یک حاجی را ایفا می کند این تاثیرپذیری از مراسم حج در فیلم دیده می­شود.

وی اطلاعات ارایه شده در گفتار متن را بیش از اطلاعات موجود در تصاویر فیلم دانست و اظهار داشت: در این مستند البته به مواردی چون حضور بانوان در مراسم حج کمتر اشاره شده، اما با توجه به گذشته بیش از ۴۰ سال از تولید آن، همچنان اثری تاثیرگذار است.

مظاهری با اشاره به اینکه تولید فیلم خانه خدا در سال ۱۳۴۵ کار مشکلی بود، یادآور شد: با توجه به امکانات نامناسب فیلمبرداری در گذشته تولید فیلمی درباره حج که موضوعی خاص، پرتحرک و با تعدد لوکیشن دارد سخت بود که فکر می­کنم جلال مقدم و گروهش از عهده این کار برآمده­اند.

عبدالله اسفندیاری مدیر حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی نیز در این نشست گفت: مهمترین چیزی که باعث شکوه و جلال فریضه حج می شود توجه به معنا در این مراسم است در واقع معنا با حج عجین شده و این دو از هم جدا ناپذیرند و نمی توان حج را بدون معنا متصور شد. همانطوریکه دکتر شریعتی در تفسیر حج این فریضه را به تئاتری تشبیه کرده که همه زائران در آن بازیگر اصلی هستند.

وی به اشعاری که در ادبیات ایرانی در خصوص فریضه حج وجود دارد اشاره کرد و افزود: امیدوارم زمینه استفاده از ادبیات کران ناپیدای ما که سرشار از مفاهیم ارزشمند است فراهم شود.

اسفندیاری در ادامه به اکران این فیلم در سینماهای تهران اشاره کرد و ادامه داد: سالی که این فیلم اکران شد سینماها به نوعی با فعالیت­هایی از جمله برداشتن پوسترهای فیلم­های سطحی و عدم نمایش تیزر فیلم­های دیگر، به استقبال این فیلم رفتند و خانه خدا با استقبال وسیعی از سوی مخاطبان رو به رو شد. البته این عکس­العمل­ها همواره مثبت نبود بلکه برخی نیز فیلم را برنتافتند. البته این فیلم جریان سازی کرد یعنی به نوعی آیین­های مذهبی را در سینما به نمایش درآورد.

وی در پایان گفت: بخشی از مناسک و ویژگی­های حج در سفرنامه­های مختلف از جمله سفرنامه ناصرخسرو و خسی در میقات از جلال آل­احمد منعکس شده که مطالعه آن­ها می­تواند به شناخت ابعاد این پدیده کمک کند.

در این نشست آقای دکتر مجید شاه حسینی مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی نیز حضور داشت و برخی از اعضای کانون خواسته­های خود را در خصوص این کانون ارائه کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 10:33  توسط محسن صرافی  | 

فیلم «خانه خدا» در کانون فیلم معناگرا

فیلم «خانه خدا» ساخته جلال مقدم در هفتاد و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه پانزدهم آذرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور دکتر «مهناز مظاهری» کارشناس سینما و یکی دیگر از منتقدان سینما برگزار می­شود.

فیلم خانه خدا نخستین فیلم مستند سینمایی ایران به طریقه اسکوپ رنگی است که درباره مناسک حج در سال ۱۳۴۵ ساخته شده است. این فیلم در سینماهای تهران اکران و با استقبال چشمگیری از سوی مخاطبان رو به رو شد.

این فیلم که توسط ابوالقاسم رضایی تهیه شده است مراحل مختلف مراسم حج از حضور حاجیان کشورهای مختلف به سرزمین وحی و انجام مناسک حج را به تصویر می­کشد.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ در سینما فرهنگ آغاز و بعد از نمایش نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 22:27  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و پنجمین نشست

فرزاد موتمن کارگردان فیلم جعبه موسیقی در هفتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: سینمای معناگرا و اصولا درام های ماورایی در مرز بین واقعیت و رویا حرکت می کنند.

این کارگردان افزود: جعبه موسیقی سخت ترین فیلم من بود چون در حیطه ای کار می کردم که حساسیت زیادی داشت و کوچکترین اشتباه کلیت فیلم را زیر سوال می برد. در واقع در ساخت این فیلم بسیار محتاط عمل کردم و این تجربه یعنی انتخاب لحن بین فانتزی و واقعیت، مثل قدم زدن روی کره ماه بود.

موتمن ادامه داد: در این فیلم سعی کردیم با استفاده از ابزار و تصاویر مادی مفاهیمی ماورایی را نشان دهیم اما این امکان وجود داشت که همه چیز غیر قابل باور، تصنعی و مسخره به نظر برسد و یا نمایش تخیل آنقدر افسار گسیخته شود که مفاهیم دینی را تحت تاثیر قرار دهد به همین دلیل کارگردانی این فیلم بسیار دشوار بود.

این کارگردان درباره ریتم فیلم گفت: فیلم به موضوعات ایستایی چون مرگ و انتظار می پردازد بنابراین برای پرداخت دنیایی که هیچ ذهنیتی از آن نداریم و هر کسی ممکن است تخیل خاص خودش را درباره آن داشته باشد نیازمند به مکث بودیم به همین دلیل ریتم فیلم آرام است. البته من در سینما به ریتم کند و تند اعتقاد ندارم بلکه به ریتم مناسب معتقدم و فکر می کنم ریتم بیرونی جعبه موسیقی متناسب با موضوع است ضمن اینکه این فیلم ضرباهنگ درونی سریع تری دارد که می تواند عامل ارتباط با مخاطب باشد.

وی تفاوت ماهوی بین تعریف فرشته در مسیحیت و دین اسلام را یکی از موضوعات مورد نظر در ساخت این فیلم عنوان کرد و افزود: فرشته در مسیحیت مقام بالاتری دارد اما در دین اسلام مقام انسان ها از فرشته بالاتر است و این مساله یکی از عناصر مورد نظر ما در ساخت این فیلم بود. ضمن اینکه ما با شخصیتی رو به رو بودیم که از هیچ کدام از احساسات مادی برخوردار نبود و این کارِ بازیگرِ نقش فرشته (ملکی) یعنی رامبد جوان را دشوار می کرد.

محمد خزاعی تهیه کننده این فیلم نیز افزود: سال 1385 فیلمنامه این فیلم توسط آقای احمدیان به من ارائه شد و موضوع برایم بسیار جذاب بود و پس از 13 بار بازنویسی در فاصله زمانی بیش از یک سال، این فیلمنامه آماده شد که خوشبختانه از طرف حوزه معناگرای بنیاد سینمایی فارابی نیز با حمایت رو به رو شد. از آغاز، محتوا و مضمون این فیلم را دوست داشتم و معتقدم این فیلمنامه بر خلاف برخی از تصاویر نادرست از زندگی پس از مرگ، تصویر مناسبی از این مقوله ارائه می دهد، تصویری سرشار از پویایی و زندگی.

اردلان قاسمی بازیگر این فیلم نیز در پایان گفت: پس از پیشنهاد آقای موتمن، من با همفکری رامبد جوان توانستم از عهده این نقش برآیم که فکر می کنم نتیجه خوبی هم داشته است.

"عبداله اسفندیاری" از عدم اکران عمومی این فیلم اظهار تاسف کرد و از آقای خزاعی و مسئولین ذی ربط درخواست نمود هرچه زودتر زمینه اکران این فیلم را فراهم نمایند.

خزاعی نیز در پاسخ به صحبت های اسفندیاری گفت: ما از طرف سیما فیلم، نامه ای مبنی بر آمادگی اکران فیلم را اعلام کرده ایم و باید با کمک بنیاد سینمایی فارابی و سایر مسئولان، زمینه اکران هر چه بهتر فیلم فراهم شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 0:58  توسط محسن صرافی  | 

جعبه موسیقی - طراحی و اجرا: محسن صرافی

فیلم «جعبه موسیقی» ساخته فرزاد موتمن در هفتاد و پنجمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه یکم آذرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور فرزاد مؤتمن(کارگردان)، مسعود احمدیان(فیلمنامه نویس)، محمد خزایی(تهیه‌کننده)، رامبد جوان، شاهرخ فروتنیان، ارسلان قاسمی و نگار جواهریان(بازیگران فیلم) برگزار می­شود.

جعبه موسیقی پیشتر در مجامع بین‌المللی از جمله جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان مادرید حضور داشته و جوایز متعددی نیز از جمله جایزه بین‌المذاهب جشنواره فیلم فجر و جایزه ویژه هیات داوران جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان همدان را به خود اختصاص داده است.

این فیلم داستان پسر بچه‌ای است که با فرشته‌ مرگ آشنا می‌شود و تلاش‌ می‌کند به واسطه این آشنایی، پدربزرگش را که در حال مرگ است، نجات دهد و...

مؤتمن آثاری چون هفت پرده، شب‌های روشن، باج‌خور و صداها را در پرونده کاری دارد.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 16:33  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و چهارمین نشست

دکتر اسماعیل بنی اردلان مدرس سینما در هفتاد و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: سینمای استعلایی به زبان ساده، توجه به واقعیت ها و شناخت زوایای پنهان این واقعیات است در واقع در این سینما آنچه نادیده است تصویر می شود.

این استاد دانشگاه بعد از نمایش فیلم "یک محکوم به مرگ گریخت" ساخته روبر برسون، گفت : اگر چه فیلم های برسون با استقبال مناسبی از سوی مخاطبان رو به رو نشد ولی هنوز هم در فرانسه برسون فیلمساز مهمی است و او را در مباحث معنوی، در صدر قرار می دهند. برسون شخصیتی منزوی و گوشه گیر و تا حدودی متعصب در مذهب بود.

وی تصریح کرد: برسون تحولی در سینمای جهان چه در فرم و چه در محتوا ایجاد کرد. در واقع نشان داد که چگونه می توان در یک واقعه ساده و زندگی معمولی حضور مسیح و معنویت را نشان داد و مثال این روایت را در این فیلم و حتی فیلم ناگهان بالتازار می توان دید.

بنی اردلان با اشاره به اینکه سینمای برسون در ادامه سبک استعلایی (که زیر مجموعه سینمای معناگرا محسوب می شود) نامیده شد، ادامه داد: در این سینما مسیح و باورهای خداشناسی در زندگی ساده ما حضور دارند و از منظر فرم این سینما با قصه میانه ای ندارد و به دنبال یک درام به معنای مصطلح خود نیست. در واقع این سینما از روزمره می آید و حضور خداوند را در مسائل ساده می توان حس کرد.

دکتر بنی اردلان زندان را یکی از مولفه های تکرار شونده سینمای برسون معرفی کرد و اظهار داشت: شخصیت های آثار این فیلمساز به صورت نمادین در زندان به سر می برند و تنها راه رهایی از این زندان کمک خداوند است و در این بخش مساله فیض اللهی مطرح می شود و کمکی که به رستگاری ما منجر خواهد شد. در فیلم یک محکوم به مرگ گریخت فیض اللهی در قالب یک شخصیت مطرح می شود، یک زندانی که به "فونتین" در راه فرار از زندان کمک می کند.

سعید مستغاثی، رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی نیز در این نشست یادآور شد: برسون سینمای خود را در سال های اوج فیلم های دراماتیک و به اصطلاح دینی هالیوود مطرح کرد سال هایی که فیلم هایی مثل بن هور، خرفه و ده فرمان ساخته شد ولی به زعم بسیاری از منتقدان، این آثار دینی نبودند بلکه بیشتر جنبه تاریخی داشتند. در واقع در آن سال ها هالیوود سیطره خود را بر سینمای جهان آغاز کرده بود و بسیاری از سینماگران مطرح از جمله "فریتس لانگ" و "رنوار" جذب هالیوود شده بودند اما برسون در این دوران آثار خود را می سازد و سینمای جهان را تحت تاثیر قرار می دهد.

وی تصریح کرد: اگر چه فیلم های اولیه برسون چندان در راستای سبک این فیلمساز ساخته نشده اند ولی از فیلم "یک محکوم به مرگ گریخت" این فیلمساز به نوعی سینمای تاثیرگذار خود را بنا می کند سینمایی که ابعاد مختلف آن در کتاب یادداشتی درباره سینماتوگراف برسون تشریح شده است.

مستغاثی استفاده از زوایای دوربین، فضاهای خالی و تاکید بر تقدیرگرایی را از جمله مولفه های سینمای برسون معرفی کرد و ادامه داد: برای مثال در فیلم یک محکوم به مرگ گریخت حتی عنوان این فیلم بر تقدیرگرایی اشاره می کند و این نام هرگونه تعلیق را از بین می برد یعنی ما با فیلمی رو به هستیم که سرنوشت شخصیت محوری آن را می بینیم.

وحید اسلامی منتقد سینما نیز در این نشست افزود: برسون امر قدسی را به پدیده ای عینی تبدیل می کند او با حذف درام و تعلیق از دل روزمره، مفاهیم معناگرای خود را به مخاطب القا می کند. این فیلمساز بعد از تجربیات اولیه خود سبکی را بنا می نهد که بسیاری از سینماگران را تحت تاثیر قرار می دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 12:58  توسط محسن صرافی  | 

«یک محکوم به مرگ گریخت»

فیلم «یک محکوم به مرگ گریخت» ساخته روبر برسون در هفتاد و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه هفدهم آبان­ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور "سعید مستغاثی" و یکی دیگر از منتقدان سینما برگزار می شود.

این فیلم داستان یک زندانی را به تصویر می­کشد که از طریق ایمان، به رهایی و رستگاری می­رسد.

روبر برسون از مطرح ترین فیلمسازان جهان به شمار می­رود که آثار وی اگر چه به صورت عمده در نمایش عمومی موفق نبوده­اند اما از مفاهیم عمیق انسانی برخوردارند، مفاهیمی که به مرور باعث شناخت این آثار می­شود.

این فیلمساز فرانسوی آثار برجسته­ای چون خاطرات کشیش روستا، موشت، شاید شیطان، پول، جیب بر و خانم­های جنگل بولونی را در پرونده کاری دارد.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

 

A Man Escaped

Directed by: Robert Bresson

Produced by: Alain Poiré / Jean Thuillier

Written by: Robert Bresson

Starring: François Leterrier / Charles Le Clainche / Maurice Beerblock / Roland Monod

Release date: August 26, 1957

Running time: 99 min

Language: French

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 23:32  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و سومین نشست

علیرضا امینی در هفتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا

"علیرضا امینی" کارگردان فیلم استشهادی برای خدا در هفتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: نماد نباید به صورت الحاقی به فیلم متصل باشد و به گونه­ای تصنعی و شعاری درآید، بلکه نماد وقتی زیبا و ارزشمند است که جزو داستان فیلم باشد.

این کارگردان تصریح کرد: زمستان بستر مناسبی برای ارائه مفاهیم این فیلم بود البته عمده فیلم­های من در فصل زمستان می گذرد و در همه این آثار برف دیده می شود.

این کارگردان اظهار داشت: طرح این فیلم سال 78 نوشته شد و قرار بود قبل از نامه­های باد، این فیلم را بسازم و حدود هفت سالی گذشت که ما توانستیم تهیه کننده بیابیم. در واقع آقای حاجی میری به ما اعتماد کردند و این فیلم را ساختیم.

وی ادامه داد: در سکانس پایانی من خود را به جای آقای جمشید هاشمپور، بازیگر فیلم قرار دادم و حس کردم که مهم باز کردنِ درب کلبه نیست بلکه تلاش این شخصیت برای رسیدن در اولویت قرا ر دارد و حتی احساس کردم که این کلبه در حقیقت می تواند خودِ نرگس، شخصیت زن داستان باشد.

محمدرضا سکوت در هفتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا

محمدرضا سکوت فیلمبردار این فیلم گفت: کیفیت تصاویر چه در برف و چه در صحنه­های داخلی قابل قبول است. کار کردن در سرمای زیر صفر درجه با وسایلی که قاعدتا تحت تاثیر سرما قرار می­گیرند مشکل بود در صحنه های کولاک ما مجبور بودیم دوربین را گرم کنیم. موتور دوربین ما یخ می زد و ما ناچار بودیم گروه را به داخل یک پناهگاه ببریم تا دوربین مجددا راه­اندازی شود.

سعید حاجی میری در هفتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا

سعید حاجی میری تهیه کننده این فیلم نیز در ادامه اظهار داشت: ما در این فیلم با همدلی و همفکری کار می­کردیم و حاصل کار موفقیت­آمیز است که امیدوارم مطلوب نظر مخاطبان باشد.

سروناز مشتوفی در هفتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا

در هفتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا که با استقبال مخاطبان رو به رو شد علاوه بر امینی، سکوت و حاجی میری، محسن طنابنده و الناز مستوفی از بازیگران فیلم نیز حضور داشتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 23:0  توسط محسن صرافی  | 

جمشید هاشم پور در نمایی از فیلم «استشهادی برای خدا»

فیلم «استشهادی برای خدا» ساخته علیرضا امینی در هفتاد و سومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه سوم آبان ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور علیرضا امینی (کارگردان)، سعید حاجی میری (تهیه کننده)، محمدرضا سکوت (فیلمبردار)، سروناز مستوفی و محسن طنابنده (بازیگران فیلم) برگزار می­شود.

این فیلم داستان یک راهبان قدیمی قطار است که در روزهای پایانی عمرش، برای جبران اتفاق­های گذشته به روستای خود بازمی­گردد، او درصدد تهیه «استشهادی برای خدا» است.

در این فیلم بازیگرانی چون جمشید هاشمپور، محسن طنابنده، احمد مهران فر و سروناز مستوفی نقش­آفرینی می­کنند.

علیرضا امینی آثاری چون «نامه های باد»، «دانه­های ریز برف»، «کنار رودخانه»، «زمان می ایستد» و «فقط چشمهایت را ببند» را در پرونده کاری دارد.

نمایش فیلم از ساعت ۱۰ در سینما فرهنگ آغاز و بعد از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

 

معرفی فیلم «استشهادی برای خدا»:

نوع فیلم: داستانی - بلند

قطع فیلم: ۳۵ میلیمتری

تاریخ شروع ساخت فیلم: ۱/۱۰/۱۳۸۵

مکان فیلمبرداری: فیروزکوه

مدت زمان فیلم: ۹۰ دقیقه

مدت زمان فیلمبرداری : ۴۱ جلسه

نوع صداگذاری : مونو

خلاصه داستان: «فتحی، راهبان قدیمی قطار در روزهای پایانی زندگی اش، برای جبران اتفاقات گذشته به روستای زادگاه خود بازمی گردد. او درصدد تهیه استشهادی برای خداست تا آسوده بمیرد. ولی...»

 

عوامل فیلم:

کارگردان: علیرضا امینی

تهیه کننده: سعید حاجی میری

نویسندگان فیلمنامه: علیرضا امینی - محسن طنابنده

مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سكوت

تدوین: سعید حاجی میری

صدابردار: اصغر شاهوردی

طراح صحنه و لباس: بهزاد کزازی

طراح چهره پردازی: بابک شعاعی

صداگذاری: امیر نوری - هدی رحمتی - حسین وفایی

مدیر تولید: سعید هاشمی

آهنگساز: سید بهنام ابطحی

عکاس: عبدالله عبدی نسب

امور مالی: محمود آتش فراز

روابط عمومی: مهدی طاهباز

پشتیبانی تولید: مهدی خسروجردی

امور اداری: فرخنده صناعی

پشتیبانی فنی: مهدی خسروجردی

بازیگران : محسن طنابنده - احمد مهران فر - سروناز مستوفی - جمشید هاشم پور

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 0:34  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و دومین نشست

هفتاد و دومین نشست کانون فیلم معناگرا

مهرزاد دانش منتقد سینما در هفتاد و دومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: در مناسبات لرزان سینمای ما معمولا جریان و رویکردهای سینمایی عقیم می مانند اما سینمای معناگرا علی رغم تمامی مشکلات باقی مانده و زمینه نمایش آثاری متفاوت را فراهم کرده است.

این منتقد تصریح کرد: فیلم "وقت مردن" معرف جریان جدیدی در سینمای لهستان است البته مایه های معناگرایی که در سیاست های سینمای کشور است بیشتر به مناسبات پر رمز و راز هستی برمی گردد، به همین دلیل شاید بخش پایانی فیلم با سینمای معناگرا مرتبط شود.

وی در ادامه اظهار داشت: این فیلم داستان زنی گذشته گرا و سنتی را روایت می کند که کمتر با وقایع و شرایط جدید همراه می شود، او سعی می کند سرگرمی های مخصوص خود را در این سن و سال فراهم کند و در نهایت با قطع امید از دیگران، خانه خود را در اختیار یک کلوپ موسیقی کودکان قرار می دهد.

دانش یادآور شد: فیلم وقت مردن شرایط و قرائنی به برخی از مایه های مذهبی دارد. شمایل حضرت عیسی و تسبیح از جمله این موارد است.

سحر عصر آزاد، دیگر منتقد حاضر در این نشست ادامه داد: فیلم وقت مردن می خواهد تفسیرگر مرگ باشد و در این مسیر به تنهایی یک زن می پردازد. درواقع روایت فیلم بر اساس زندگی روزمره یک پیرزن شکل گرفته است.

وی افزود: جنبه های معناگرای فیلم، مستقیم و شعاری نیست بلکه در بطن دراماتیک اثر قرار گرفته و برای دریافت آن نیازمند به کنکاش هستیم. تقابل مفاهیمی چون مرگ، زندگی، تقدیر و نقش انسان در سرنوشت خود، از جمله مواردی است که در این فیلم به آن ها اشاره می شود.

این منتقد در پایان اظهار داشت: داستان فیلم بر اساس بازیگر محوری یعنی دانوتا ژفلارسکا شکل گرفته است و بازی این بازیگر برای مخاطبان باورپذیر و ملموس است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 23:48  توسط محسن صرافی  | 

وقت مردن ساخته دوروتا کدیرافسکا

فیلم "وقت مردن" ساخته "دوروتا کدیرافسکا"، روز جمعه نوزدهم مهرماه سال جاری در هفتاد و دومین نشست کانون فیلم معناگرا و در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

جلسه پرسش و پاسخ این نشست، پس از نمایش فیلم با حضور مهرزاد دانش یکی از منتقدان سینما برگزار می شود.

این فیلم که مشخصا برای بازیگر افسانه ای لهستان {دانوتا ژفلارسکا} نوشته شده، در مورد "آنیلا" زنی سالخورده است که وقتی مرزهای تعیین شده توسط آخرین دولت کمونیستی برچیده می شود از ویلای رو به ویرانی­اش خارج می­شود.

دانوتا ژفلارسکا، کریستوف گلوبیش، مارتا والدرا و پاتریسیا شفچیک از جمله بازیگران این فیلم هستند.

"کدیرافسکا" فیلمساز لهستانی، آثاری چون تخم مرغ، شیاطین، کلاغ ها و من هستم را در پرونده کاری خود دارد.

نمایش فیلم از ساعت 10 در سینما فرهنگ آغاز و بعد از نمایش نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 19:9  توسط محسن صرافی  | 

گزارش هفتاد و یکمین نشست

دکتر مهناز مظاهری مدرس دانشگاه و تهیه کننده گفت: می توان با زمینه سازی برای نمایش فیلم های کوتاه، مخاطبان را برای دیدن این آثار تربیت کنیم. کانون فیلم معناگرا با نمایش فیلمهای کوتاه گامی در این جهت برداشته است.

این کارشناس تصریح کرد: در ادبیات ما همانطوری که مثنوی است، دوبیتی نیز داریم و داستان های حماسی در کنار حکایتهای کوتاه وجود دارد. درواقع ایجاز و خلاصه گویی یکی از آرایه های زبان فارسی و فرهنگ ایرانی به شمار می رود و می توان از این ایجاز در سینما نیز بهره گرفت.

وی ادامه داد: در واقع فیلم کوتاه زمانی تاثیرگذار است که به مفاهیم جهان شمول و انسانی تاکید ورزد، چنین مفاهیمی است که مخاطبان هر کشوری را می تواند تحت تاثیر قرار دهد.

قاسم انصاری کارگردان فیلم "پابرهنه تا صبح" نیز در این نشست گفت: ایده فیلم در سال 84 شکل گرفت و من سعی کردم این فیلم را در فضایی واقعی و مبتنی بر فضای ذهنی­ام بسازم. این فیلم بدون نورپردازی ساخته شد، چون دکلی که در مسیر روستای مورد نظر ما بود، واژگون شده بود و روستا در بی برقی به سر می برد. اما هم اکنون خوشحالم که در این فیلم از نور استفاده نشد.

نقی نعمتی کارگردان فیلم "با او" نیز اظهار داشت: فیلم کوتاه دنیای خاص خود را دارد یعنی مفاهیم و داستان این گونه آثار باید منطبق با ساختار باشد. به نظر من فیلم کوتاه به جایگاه مطلوب خود نرسیده است و تا حدی مظلوم است که امیدواریم این گونه توجه ها یعنی نمایش در کانون فیلم معناگرا به بخش­های دیگر نیز تسری یابد.

وی اظهار داشت: بسیاری فکر می کنند فیلم کوتاه مقدمه ای برای حضور در سینمای حرفه­ای است اما این نگرش، نگرش درستی نیست چون ممکن است یک فیلم کوتاه، حرفه ای تر از آثار بلند سینمایی باشد.

عبداله اسفندیاری "مدیر کانون فیلم معناگرا" نیز گفت: این کانون سعی دارد تا به گونه ای قانونمند، زمینه نمایش فیلمهای کوتاه معناگرا را فراهم کند و از استعدادهای جدید حوزه سینما غافل نشود.

رضا محمدی مجری این نشست نیز در پایان گفت: فیلم کوتاه عرصه تاثیرگذاری است یعنی در کمترین زمان ممکن، می تواند محتوا و معنا را به مخاطب عرضه کند. در واقع در سینمای کوتاه، ایجاز حرف اول را می زند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 21:31  توسط محسن صرافی  | 

هفت فیلم کوتاه از تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران در هفتاد و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه پانزدهم شهریورماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

فیلمهای "با او" ساخته نقی نعمتی، "پرتگاه" ساخته آرش مشورت، "بیا همه خوابند" ساخته زهره زمانی، "حضور" ساخته سید محسن احمدی، "پابرهنه تا صبح" ساخته قاسم انصاری، "زیارت" ساخته مهدی جعفری و "انتهای ساده­گی یک ماجرا" ساخته غلامرضا رضایی در این نشست به روی پرده می رود.

جلسه پرسش و پاسخ این هفت فیلم، پس از نمایش فیلم با حضور کارگردانانِ آثار و "ناصر باکیده" مدیر عامل انجمن سینمای جوانان ایران برگزار می شود.

نمایش فیلمها از ساعت ۱۰ صبح در سینما فرهنگ آغاز و بعد از نمایش، نشست نقد و بررسی برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 22:21  توسط محسن صرافی  | 

مطالب قدیمی‌تر