تبليغاتX
بوستان سینما
سینمای معناگرا - وب نوشته های محسن صرافی

فیلم «پسر تهرانی» به کارگردانی کاظم راست گفتار با بازی محمدرضا شریفی‌نیا، امین حیایی، سارا خوئینی‌ها، طناز طباطبایی، فلامک جنیدی، شیلا خداداد و شقایق فراهانی هم اکنون بر پرده سینماهاست.

راست گفتار در گفتگویی درباره این فیلم و شرایط اکران آن مطالبی را بیان کرده که در ادامه می‌آید.

«پسر تهرانی» یک کمدی معناگراست

- سرانجام «پسر تهرانی» پس از چند بار به تعویق افتادن زمان نمایش عمومی آن روی پرده رفته است، چقدر از شرایط اکران فیلم راضی هستید؟

*متأسفانه «پسر تهرانی» با مظلومیت کامل اکران شد. فرصت آماده کردن بیلبورد و تیزر برای فیلم وجود نداشت اما برای احترام به کسانی که به اکران فیلم کمک کردند، نمایش فیلم آغاز شده است.

- در شرایط کنونی تصور می‌کنید فیلم کمدی مورد توجه قرار گیرد؟

* حس می‌کنم در شرایط فعلی، اکران یک فیلم کمدی می‌تواند فضای نشاط را به جامعه باز‌گرداند.

- فیلم خود را چقدر به فضای کمدی‌های سال‌های اخیر نزدیک می‌دانید؟

* «پسر تهرانی» با آنکه حال و هوای کمدی دارد، اما نوعی تازه از کمدی محسوب می‌شود. فیلم‌های معناگرای ما مخاطب کم داشتند و از همین رو تصمیم گرفتم فیلم را با ترکیب معنا و کمدی بسازم که در عین مفرح بودن مخاطب را هم جذب و مفاهیم را به او منتقل می‌کند.

- با این حال چقدر به فروش فیلم امیدوار هستید؟

* «پسر تهرانی» با این نگاه ساخته شده که برای مخاطب خسته‌کننده و ملال‌آور نباشد و او بتواند تا پایان با این فیلم همراهی کند. اگر این فیلم در گیشه موفق شود خوشحال می‌شوم. البته اگر قاچاقچیان فیلم فرصت اکران را به آن بدهند و «پسر تهرانی» هم به سرنوشت «نقاب» دچار نشود، تصور می‌کنم در اکران موفق باشد.

- پس از شرایطی که برای «نقاب» به وجود آمد و حاشیه‌های متعدد آن قبل و بعد از اکران، تولید فیلم سینمایی تازه، همراه با سختی‌ها و مشکلاتی نبود؟

* به هر حال تولید فیلم پس از هر اثری که مسائلی را ایجاد کرده مشکلاتی دارد که من هم با آنها مواجه شدم. هر چند وسواس‌ها نسبت به من زیاد بود، اما چون مدیران ارشاد حتی به «نقاب» نظر چندان منفی نداشتند و فقط آن را مناسب شرایط نمی‌دانستند، فیلم تازه‌ام با اعتماد آنان نسبت به من ساخته شد.

- مسیر اکران این فیلم کمی طولانی شد...

* در شرایط فعلی جریان تولید و اکران طولانی و پرپیچ و خم است. این فیلم نیز در مسیر دریافت پروانه نمایش عمومی کمی دچار مشکل شد، «پسر تهرانی» فیلمی تاریخ مصرف‌دار نبوده و کهنه نمی‌شود و اکران آن در حالی که چند ماهی از پایان تولید آن می‌گذرد، اصلاً به ضرر فیلم نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 16:5  توسط محسن صرافی  | 

محمد نیک بین

محمد نیک بین، تهیه کننده فیلم «سوپراستار» در نشست نقد و بررسی این فیلم گفت: نکته قابل توجهی که وجود دارد این است که آقای عبدالله اسنفدیاری مدیر حوزه سینمای معناگرا در نوشته‌ای اشاره داشتند که «سوپراستار» در سینمای معناگرا یک نوآوری و تحول به حساب می‌آید، یعنی مسئولان سینمایی به این تفاوت‌ها کاملا واقف هستند اما متاسفانه این موضوع از چشم منتقدان سینمایی پنهان ماند و تقریبا هیچکس به این موضوع اشاره نکرد.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 13:21  توسط محسن صرافی  | 

 عبدالله اسفندیاری

عبدالله اسفندیاری در گفتگو با خبرگزاری فارس بیان داشت: «تهمینه میلانی» با بازگشت به سینمایی که در «افسانه آه» دنبال می‌کرد، به نظرم پدیده امسال سینمایی ایران بود.

متن گفتگو

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 21:9  توسط محسن صرافی  | 

گامهای زندگی

سیمرغ های بخش در جست و جوی حقیقت- مسابقه سینمای معناگرای بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر در حالی به برگزیدگان این بخش اهدا شد که دو دیپلم افتخار به دو نماینده سینمای کشورمان نیز اختصاص یافت.

فیلم «گام های زندگی» ساخته سائوشی ایساکا سیمرغ بهترین فیلم معناگرای جشنواره بیست و هفتم را به خود اختصاص داد و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی به خوان آنتونیو بایونا کارگردان فیلم «یتیم خانه» اهدا شد.

در بخش معناگرا همچنین یک دیپلم افتخار به رسول صدرعاملی کارگردان فیلم «هر شب تنهایی» و یک دیپلم افتخار به «فتانه ملک محمدی» برای بازی در فیلم سوپر استار اختصاص یافت.

همچنین در این بخش جایزه ای توسط محمدرضا جعفری جلوه به فیلم «برف» ساخته آیدا بگیج به دلیل ارایه مفهوم مقاومت و تصویری خلاقانه از آیین ملی اختصاص یافت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 22:2  توسط محسن صرافی  | 

"می‌زاک" حسینعلی لیالستانی می‌توانست نماینده بحق فیلم‌های معناگرای ایرانی محسوب شود. فیلمی که در یک خطی آن آمده: فیلم چالش‌های پیش روی یک بچه به دنیا نیامده را برای ورود به دنیا به تصویر می‌کشد.

البته حدود یکساعت از فیلم می‌گذرد تا این قصه تازه آغاز و وجوه معنایی فیلم نیز به همین سادگی که در خلاصه داستان آمده در ابتدایی‌ و مستقیم‌ترین شکل ممکن به مخاطب انتقال داده شود. به واقع اگر این دیالوگ‌ها برای شخصیت‌های عجیب و غریب فیلم در ناکجاآباد طراحی نشده بود مسئله فیلم که تردید جنین تی تی (باران کوثری) برای به دنیا آمدن است، به مخاطب منتقل می‌شد؟

مسلماً نه، چرا که فیلمساز نتوانسته موقعیت ذهنی خود را به هیچ شیوه‌ای جز دیالوگ‌های تکراری و تأکیدی به فیلم و مخاطبش تحمیل کند. به این ترتیب پس از تأکید بر اینکه این جنین به علت تردیدی که دارد به دنیا نمی‌آید، به علت این تردید پرداخته می‌شود که نوعی ابهام در ابهام و حرف زدن در خلأ را تداعی می‌کند.

در این موقعیت هم باز دیالوگ به عنوان مولفه پیشبرنده، علل این اتفاق را از زبان افراد مختلف بیان می‌کند که تردید نوزاد به دلیل بد بودن آدم‌های این ناکجاآباد و چه و چه و البته مسیر انتخابی این جنین است!

وقتی فیلمساز این همه خود را به مخاطره می‌اندازد تا مسئله ذهنی خود را برای مخاطب ترجمه کند و در انتها موفق هم نیست و نتیجه عکس می‌گیرد، به نظر می‌آید یا ذهنیات فیلمساز خیلی انتزاعی و شخصی است یا اینکه مخاطب قدرت درک این مفاهیم و معانی را ندارد و باید یک دوره آموزش معنایی ببیند!

 

معرفی فیلم

کارگردان: حسینعلی لیالستانی

تهیه‌کنندگان: جهانگیر کوثری، بنیاد سینمایی فارابی

فیلمنامه‌نویس: ح. لیالستانی

فیلمبردار: تورج منصوری

تدوینگر: سپیده عبدالوهاب

موسیقی: محمدرضا درویشی

چهره‌پرداز: مهرداد میرکیانی

صدابردار: اسماعیل نخعی

صداگذار: محمدرضا دلپاک

طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی

جلوه‌های ویژه: داود رسولیان

مدیر تولید: رضا نوروزی

طراح پویانمایی: امیر سحرخیز

بازیگران: باران کوثری، محمدرضا فروتن، داریوش ارجمند، فاطمه معتمدآریا، علیرضا خمسه، جمشید مشایخی، رابعه اسکویی، مهرنوش ابراهیمی، انوش نصر، طناز طباطبایی

قطع: 35 م‌.م

مدت: 97 دقیقه

سال تولید: 1387

 

خلاصه داستان: تولد و هستی، کشف زیبایی‌های دنیای امروز و یورش‌های شوم و منهدم‌کننده‌ی انسان.... تی‌تی باردار است اما نوزادش نمی‌خواهد به‌دنیا بیاید تا اینکه سرانجام هستی را پیدا می‌کند.

 

حسینعلی لیالستانی

سال و محل تولد: 1340 - لیالستان

میزان تحصیلات: کارشناسی سینما

فیلم‌شناسی: بلندی‌های صفر، عاشق فقیر، تابلویی برای عشق.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 21:12  توسط محسن صرافی  | 

تهمینه میلانی در نشست سوپراستار

میلانی در نشست نقد و بررسی فیلم «سوپراستار» درباره نمایش فیلمش در بخش معناگرا گفت: «سوپراستار» فیلمی است در جستجوی حقیقت و من این عنوان را برای فیلم مناسب می‌دانم. اصطلاح معناگرا می‌تواند از منظر هر کس معنا و مفهومی داشته باشد.

اما در عین حال فکر می‌کنم همه فیلم‌های من به نوعی معنا‌گرا هستند چرا که همگی یک معنای خاص را به تماشاگر منتقل می‌کنند.

میلانی افزود: به هر حال من نمی‌دانم معنای معناگرایی از نظر هر کسی چیست و هر کس معنا را در نظر خود جستجو می‌کند اما به اعتقاد خودم، در جستجوی حقیقت بهترین نامی بود که می‌توانست «سوپراستار» در قالب آن برای جشنواره به نمایش درآید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 11:47  توسط محسن صرافی  | 

سوپراستار ساخته تهمینه میلانی

تهیه‌کننده فیلم سینمایی «سوپراستار»، این فیلم را در گروه آثار انسانی و اجتماعی کارنامه تهمنیه میلانی دانست که با مخاطبان خود ارتباط برقرار می‌کند.

محمد نیک‌بین درباره فیلم تازه میلانی گفت: به اعتقاد من تمام فیلم‌های میلانی گرایش اجتماعی دارند. در بعضی فیلم‌های او تمرکز بیشتر روی زنان است و گاه نگاه کلی‌تر می‌شود و روی اقشار جامعه قرار می‌گیرد. البته عده‌ای بنا به دلایلی او را فیلمسازی می‌شناسند که بیشتر دغدغه زنان را دارد، اما از منظر من میلانی نگاهی انسانی در فیلم‌هایش دارد که این نگاه با رویکرد اجتماعی در "سوپراستار" هم دیده می‌شود.

وی در مورد ادامه جریان نگاه روانشناسانه‌ در فیلم‌های میلانی افزود: در یک فیلم این نگاه روتر است و در فیلمی دیگر در بطن قرار می‌گیرد. در مورد «آتش‌بس» به این خاطر که شخصیت روانشناس را در فیلم می‌دیدیم، وجود نگاه روانشناسانه بهتر درک می‌شد. در "سوپراستار" نیز این نگاه به شکلی درونی‌تر دنبال شده است.

نیک‌بین درباره پذیرفته شدن «سوپراستار» در بخش معناگرای جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر گفت: با توجه به تعریفی که در سال‌های اخیر از فیلم‌های سینمای معناگرا ارائه شده، تصور می‌کنم «سوپراستار» در این چارچوب جای می‌گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 17:36  توسط محسن صرافی  | 

در جستجوی حقیقت - سینمای معناگرا

 

۱- «سوپر استار»

سوپراستار ساخته تهمینه میلانی

کارگردان: تهمینه میلانی

تهیه‌کننده: محمد نیک‌بین

فیلمنامه‌نویس: ت. میلانی

فیلمبردار: علیرضا زرین‌دست

تدوینگر: مستانه مهاجر

موسیقی: ناصر چشم‌آذر

چهر‌ه‌پرداز: مینا قریشی

صدابردار: اسحاق خانزادی

صداگذار: حسین ابوالصدق

طراح صحنه و لباس: محمد نیک‌بین

مدیر تولید: م. نیک‌بین

بازیگران:  شهاب حسینی، فتانه ملک محمدی، محمدرضا شریفی نیا، فریبا کوثری، نسرین مقانلو، افسانه بایگان، رضا رشیدپور

مدت: ۱۰۵ دقیقه

خلاصه داستان: یک بازیگر معروف سینما که از زندگی تکراری و دیگر عادات ناپسند خود به ستوه آمده، منتظر تغییراتی است؛ و ورود دختر جوانی به زندگی او، شرایط ویژه‌ای را رقم می‌زند.

تهمینه میلانی

سال و محل تولد: ۱۳۳۹ ـ تبریز

تحصیلات وی معماری است

فیلم‌شناسی: بچه‌های طلاق، واکنش پنجم، افسانه آه ، زن زیادی، دیگه چه خبر؟، آتش بس، کاکادو، تسویه حساب، دو زن

 

۲- «هر شب تنهایی»

لیلا حاتمی در فیلم هر شب تنهایی

کارگردان: رسول صدرعاملی

تهیه‌کننده: سیدکمال طباطبائی، محصول شبکه اول سیما

فیلمنامه‌نویس: کامبوزیا پرتوی، رسول صدرعاملی

فیلمبردار: فرج حیدری

تدوینگر: بهرام دهقانی

موسیقی: محمدرضا علیقلی

چهره‌پرداز: محمد قومی

صدابردار: محمد مختاری

صداگذار: محمد صمیمی

طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی

مدیر تولید: طاهر امانی

بازیگران: لیلا حاتمی، حامد بهداد، مرجان قره‌جه، محسن کریمی، علی بکاییان

قطع: 35 م‌.م

مدت: ۹۰ دقیقه

خلاصه داستان: عطیه نویسنده و مجری یک برنامه تلویزیونی است. او هر روز به پرسش‌های شنوندگان پاسخ می‌دهد و به آنان توضیح می‌دهد که چگونه می‌توانند زندگی زناشویی بهتری داشته باشند. عطیه به مشهد آمده و درگیر مناسبات خود با همسرش و مشکل حل‌نشدنی خود با اوست.

رسول صدرعاملی

سال و محل تولد: ۱۳۳۳- اصفهان

میزان تحصیلات: دیپلم ادبی

فیلم‌شناسی: رهایی، گلهای داوودی، پاییزان، دختری با کفشهای کتانی، من ترانه پانزده سال دارم، دیشب باباتو دیدم آیدا.

 

۳- گام‌های زندگی

ژاپن ـ 2007

کارگردان: ساتوشی ایساکا

تهیه‌کننده:

فیلمنامه‌نویس: ساتسوئو اندو

فیلمبردار: شوگو اوئنو

تدوینگر: هیروهیده آبه

موسیقی:

بازیگران: کوجی یاکوشو، میکی ایمای، ماساتو ایبو، هاروکا ایگاوا

مدت: 124 دقیقه

ساتوشی ایساکا

متولد 1960 در توکیو. در چندین تولید سینمایی و برنامه‌ تلویزیونی، دستیار کارگردان غیرصنفی بود. در سال 1992، اولین تجربه بازیگری را در «باشگاه سینمایی مون مون» کسب و در سال 1996 اولین فیلم بلند داستانی‌اش را با عنوان فوکوس ساخت، که در چند جشنواره داخلی جوایزی کسب کرد. وی برنده دو جایزه از جشنواره بین‌المللی فیلم برلین و چندین جایزه از جشنواره‌های بین‌المللی فیلم دیگر است. از فیلم‌ها: قاب (2000)، Game (2003).

خلاصه داستان: یوكی‌هیرو فوجی‌یاما، مدیر 48 ساله یك شركت با مراجعه به بیمارستان درمی‌یابد که مبتلا به سرطان ریه شده و فقط شش ماه زنده می‌ماند. او از هر گونه مداوای موقتی سرباز می‌زند و تصمیم می‌گیرد به دیدن افرادی برود كه سال‌ها از آن‌ها بی‌خبر است، و برای خانواده، نزدیكان و دوستانش نامه خداحافظی بنویسد.

 

۴- پرده سینما در کامچانود

تایلند ـ 2007

کارگردان: سونگساک مونگ‌کولتونگ

تهیه‌کنندگان: آپیراده یامپونگ‌پورن، کیاتکامون یامپونگ پورن، پران تاداوراوات

فیلمنامه‌نویس: س. مونگ‌کولتونگ

فیلمبردار: جیتی اوآنوراکارنکیت

تدوینگر: سونیت آساوانیکول

موسیقی:

طراح صحنه و لباس: میپ پراسارتسگول

بازیگران:  آچیتا پراموج نا آیودیا، پاکارامای پوترانان، ناموتونگ‌گوم‌نرد، پیمونوان هونتونگ‌کام

مدت: 96 دقیقه

سونگساک مونگ کولتونگ

متولد 1976. دستیار کارگردان و بازنویس فیلمنامه‌های بسیاری از فیلم‌ها، از جمله خطر در بانکوک، تسخیرشده در بانکوک بوده است. پرده سینما در کامچانود اولین تجربه کارگردانی‌ او بوده است.

خلاصه داستان: در سال 1987، چهار تکنیسین نمایش فیلم به جنگل كامچانود در ایالت اودن تانی رفتند. اینان از اینکه هیچ‌کس برای تماشای فیلم حاضر نمی‌شود، شگفت‌زده می‌شوند؛ اما در دقایق پایانی فیلم، ناگهان گروهی از بومیان منطقه از جنگل بیرون آمده و مقابل پرده نمایش به صف ایستادند.

 

۵- یتیم‌ خانه

مکزیک، اسپانیا ـ 2007

کارگردان: خوان آنتونیو بایونا

تهیه‌کنندگان: آلوارو آگوستین، خواکین پادرو، مار تارگارونا، کی‌یرمو دل تورو

فیلمنامه‌نویس: سرخو خ. سانچس

فیلمبردار: اسکار فائورا

تدوینگر: النا روییس

موسیقی: فرناندو ولاسکوئس

چهره‌پرداز: لولا لوپس

صدابردار: زاویر ماس

صداگذار: ماره اورتس

طراح صحنه و لباس: ماریا ره‌یس

بازیگران: بلن روئدا، فرناندو کایو، روخر پرینسپ، مابل رپورا

مدت: 105 دقیقه

خوان آنتونیو بایونا

متولد 1975، در بارسلون. سابقه‌ای طولانی در کارگردانی ویدئو ـ موسیقی برای گروه‌های موسیقی مشهور اسپانیولی دارد. او همچنین کارگردان فیلم‌های تبلیغاتی که جوایزی برده‌اند نیز بوده است. و کارگردانی دو فیلم کوتاه را که در چندین جشنواره برنده جوایزی شده‌اند، به نام‌های تعطیلات من (1999) و مرد اسپانیایی (2002) در کارنامه دارد. یتیم‌خانه اولین تجربه‌ او در زمینه ساخت فیلم بلند داستانی است.

خلاصه داستان: لائورا تصمیم دارد یتیم‌خانه‌ای را برای نگهداری از كودكان معلول محلی بازگشایی كند.

 

۶- قطعیت مرگ

ژاپن ـ 2008

کارگردان: ماسایا کاکهی

تهیه‌‌کنندگان: توهرو هوریبه، تاکاشی کامی‌کورا، تاکایا کوراتا

فیلمنامه‌نویسان: م. کاکهی، هیروتوشی کیبایاشی

فیلمبردار: تاکاهیده شیبانوشی

تدوینگر: نوبویوکی ایتو

موسیقی: گری آشی‌یا

بازیگران: تاکشی کانه‌شیرو، مانامی کونیشی، سومیکو فوجی، کن میتسوایشی

مدت: 114 دقیقه

ماسایا کاکهی

متولد 1977 در توکیو. دانش‌آموخته‌ دانشگاه نیهون. دو فیلم اولش را به‌طور مستقل تهیه و کارگردانی کرد که در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های ماورایی یوباری به‌نمایش درآمدند. پس از چند سال کار با یک شرکت تهیه برنامه‌های ویدئویی، برای خودش کار کرد و به تولید آثار گرافیکی متحرک روی آورد.

خلاصه داستان: سر و کله‌ی چیبا هفت روز پیش از مرگ غیرمنتظره یک نفر پیدا می‌شود. وظیفه او مشاهده شخص مزبور طی هفت روز و تصمیم‌گیری در این زمینه است، که او باید «اعدام» شود یا به «مرگ طبیعی» بمیرد. او سریع به وظیفه‌اش عمل می‌کند و به یک دکه‌ مخصوص گوش‌دادن به سی‌دی‌های موسیقی می‌رود و دل به تفریح محبوبش می‌سپارد که گوش سپردن به «بزرگترین ابداع بشری» یعنی موسیقی است. هدف بعدی او، کازوئه فوجیکی 27 ساله است؛ او در دایره رسیدگی به شکایت یک شرکت صنعتی کار می‌کند. در پایان روز، او خسته از دفتر کارش بیرون می‌آید. اکنون زمان انجام وظیفه اجل رسیده است.

 

۷- چشم

آمریکا ـ 2008

کارگردانان: دیوید مورو، زاویر پالود

تهیه‌کنندگان: دان گرینجر، میشل منینگ، پولا واگنر

فیلمنامه‌نویس: سباستین گوتی‌یرز

فیلمبردار: جف جر

تدوینگر: پاتریک لوسی‌یر

موسیقی: مارکو بلترامی

طراح صحنه و لباس: مایکل دنیسون

بازیگران: جسیکا آلبا، آلساندرو نی‌وولا، پارکر پوزی، راده صربدزیجا

مدت: 98 دقیقه

دیوید مورو

متولد 1976 در بولوین ـ بیانکور، در فرانسه. فیلم‌ها: آنان (2003)، بازگشت به سن ـ تروپه (2003).

زاویر پالود

کارگردان و فیلمنامه‌نویس آنان (2003).

خلاصه داستان: سیدنی ولز نوازنده ویلن است که خواهرش هلن، در پنج‌سالگی وی را ناخواسته و به‌طور تصادفی نابینا می‌کند تا سیدنی تن به جراحی پیوند قرنیه ‌دهد. در دوران نقاهت، وی متوجه می‌شود که افراد مرده‌ای را می‌بیند؛ با حمایت و کمک دکتر پال فاکنر، هر دو عازم لس لانوس در مکزیک می‌شوند تا به راز اوهامی که سیدنی می‌بیند، پی ببرند.

 

۸- نشانه‌های عشق

اندونزی ـ 2008

کارگردان: هانونک برامانتیو

تهیه‌کنندگان:  دامو پونجابی، مانوج پونجابی

فیلمنامه‌نویسان: سلمان آریستو، جینتاری س. نوئر

فیلمبردار: فائوزان ریزال

تدوینگر: ساستا سونو

موسیقی: تیا سوبیاکتو

چهره‌پرداز: دیدین سیامسودین

صدابردار: آدی مولانا

صداگذار: ساتریو بودیونو

بازیگران:  فدی نوریل، ریانتی کارترایت، دنیس آدیس وارا، اوکا آنتارا

مدت: 120 دقیقه

هانونک برامانتیو

متولد 1975 در یوگیاکارتا. در ابتدا کارآموز و وردست در تولید فیلم‌ها بود که متوجه علاقه‌اش به کارگردانی شد و برای کسب دانش لازم، تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته سینما و تلویزیون، در مؤسسه هنر جاکارتا تحصیل کرد.

خلاصه داستان: فهری‌بن عبدالله برای اخذ درجه کارشناسی ارشد از دانشگاه الازهر، بزرگترین دانشگاه اسلامی، به مصر سفر می‌كند. او ثروتمند نیست، ولی باهوش است. بورس تحصیلی او را دانشکده سابقش اهداء كرده با وجود این والدینش مجبورند مزرعه‌ی برنج خود را بفروشند. فهری آدم با پشتكار و منظمی است؛ او حتی برنامه زندگی خود را تعیین کرده است. او تصمیم دارد پس از پذیرش پایان‌نامه‌اش ازدواج كند؛ ولی مشكل این است که او هرگز با زنی آشنا نبوده است. در تمام زندگی او، تنها دو زن حضور دارند؛ مادر و مادربزرگش.

 

۹- بازگشت

استونی ـ  2008

کارگردان: تانل توم

تهیه‌کننده: پیرت تیبو ـ هاجینز

فیلمنامه‌نویس: ت. توم

فیلمبردار: راین کوتوف

تدوینگران: لائوری لاسیک، مارگو سیمون، ت. توم

موسیقی: آریل لوین

طراح صحنه و لباس: ایاگوپ رومت

بازیگران: هندریک کالیویرو، راسموس کالیویرو، رایمو پاس، ایوو اوکیوی

مدت: 27 دقیقه و 30 ثانیه

تانل توم

متولد 1982. کارگردان چندین فیلم کوتاه خاص و فیلم‌های تبلیغاتی برای تلویزیون. دانش‌آموخته رشته کارگردانی فیلم و ویدئو از دانشگاه تالین، استونی. در حال حاضر، در مدرسه ملی فیلم و تلویزیون لندن دوران تحصیلات تکمیلی را می‌گذراند. فیلم کوتاه 68/2 برنده جوایز متعددی از جشنواره فیلم‌های دانشجویی شد و سپس در سال 2004 فیلم کوتاه کارت‌پستالی از استونی را ساخت که در مراسم اعطای جوایز آکادمی فیلم اروپا به نمایش درآمد.

خلاصه داستان: توماس بعد از دعوای شدیدی که منجر به مرگ برادر دوقلویش می‌شود، حاضر به خاكسپاری جسد  او نمی‌شود، چرا كه امیدوار است برادرش دوباره به زندگی بازگردد.

 

۱۰- تدفین

انگلستان ـ 2008

کارگردانان: دانیل باوچر، دیوید ویلیام میلز

تهیه‌کننده: د. ویلیام میلز

فیلمنامه‌نویسان: د. باوچر، د. ویلیام میلز

فیلمبردار: کارلوس کاتالان

تدوینگر: مری سودرپام

موسیقی: رابرت دیویدسون، بنجامین برنز

بازیگران: بوبوش، د. باوچر، آلن بریدونو، بنجامین برنز

مدت: 90 دقیقه

دیوید ویلیام میلز

در سال 1987 در رشته حقوق دانش‌آموخته شد. به مدت 6 سال تئاتر، سینما و ویدئو موسیقی کارگردانی کرد. در 1996 به بریتانیا بازگشت و شرکت «بدلم آز» را با مشارکت دانیل باوچر تأسیس کرد.

دانیل باوچر

اولین تجربه کارگردانی و بازیگریش در سینما، فیلم تدفین است.

خلاصه داستان: سه برادر بیگانه از هم در مراسم تدفین مادرشان شركت می‌كنند. آخرین آرزوی مادر خیلی روشن بود: «مرا به رودخانه برده و در کنار پدرتان به خاک بسپارید». آنها با بی‌میلی از فرانسه به انگلستان می‌روند و درمی‌یابند که برای دفن گذشته باید نسبت به خیلی چیزها آگاهی یابند.

 

۱۱- عمارت نوسنگی

فرانسه، شیلی ـ 2008

کارگردان: رائول روئیز

تهیه کننده: فرانسوا مارگولن

فیلمنامه‌نویس: ر. روئیز

فیلمبردار: اینتی بریونس

تدوینگر: بئاتریس کلریکو

موسیقی: خورخه آریاخادا

بازیگر: السا زیلبرستاین، ژان مارک بار، اودری مارنی، توما دوران

مدت: 94 دقیقه

رائول روئیز

متولد 25 ژوئیه 1941 پوئرتومونت در شیلی. رائول روئیز یکی از شاخص‌ترین فیلمسازان نیم‌ قرن اخیر شیلی است. او چندین سال را در مدرسه سینمایی دانشگاه کاتولیک سانتافه گذرانده است. در دوران اقامتش در شیلی نخستین فیلم بلندش را در اواخر دهه‌ی 1960 ساخت، با عنوان ببرهای بسیار سریع، که برنده جایزه یوزپلنگ طلایی جشنواره فیلم لوکارنو شد.

خلاصه داستان: ویلیام جیمز که عمارت بزرگ و قدیمی را برده است، با همسرش به آن نقل مکان می کند، اما بزودی درمی یابند که عمارت نوسینگن پیش از این ساکنانی داشته که میلی به تخلیه آن ندارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 0:19  توسط محسن صرافی  | 

امیر اسفندیاری

مدیر بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر از حضور حداقل دو فیلم ایرانی در بخش معناگرای جشنواره فیلم فجر خبر داد و گفت: امسال انتخاب فیلم‌های ایرانی بخش سینمای معناگرا با سخت‌گیری و وسواسِ هیأت انتخاب همراه است.

«امیر اسفندیاری» با اعلام مطلب فوق اظهار داشت: هم‌اکنون کمیته انتخاب آثار بخش بین‌الملل در حال بازبینی آثار برای حضور در بخش‌های مختلف بین‌الملل جشنواره فجر هستند که از این میان حضور حداقل دو فیلم ایرانی در بخش‌های مختلف جشنواره قطعی شده است.

وی با اشاره به تعداد حضور فیلم‌ها در بخش بین‌الملل گفت: تاکنون حضور ۱۴ فیلم خارجی در بخش معناگرا قطعی شده که اسامی آنها نیز اعلام شده است اما از بین آثار ایرانی که هیئت انتخاب با سخت‌گیری، وسواس و دقت نظر زیادی در حال بازبینی آثار برای حضور در این بخش است، پیش‌بینی می‌شود دو فیلم به این بخش راه یابد.

مدیر بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر همچنین با اشاره به این که همانند سال گذشته بخش بین الملل جشنواره در سه بخش فیلم‌های معناگرا، مسابقه سینمای آسیا و سینمای بین‌الملل برگزار خواهد شد، افزود: سعی خواهیم کرد بهترین آثار را به نمایش بگذاریم و به همین است که کار انتخاب آثار با دقت نظر زیادی انجام می‌شود.

«حبیب ایل بیگی» مدیر روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم فجر در این خصوص گفت: بر طبق آخرین اطلاعات، ۷ فیلم ایرانی در سه بخش بین‌الملل جشنواره به رقابت با فیلم‌های خارجی خواهند پرداخت که سه فیلم در بخش‌الملل، دو فیلم در بخش معناگرا و دو فیلم در مسابقه سینمای آسیا حضور خواهند داشت.

ایل‌بیگی خاطرنشان کرد: تمامی این ۷ فیلم از میان ۱۵ فیلم بخش مسابقه سینمای ایران انتخاب خواهند شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:36  توسط محسن صرافی  | 

نادر مقدس، کارگردان «ایستگاه بهشت» در مورد فیلم تازه اکران شده­اش بیان داشت: قصه این فیلم به نوعی معناگرا است که البته این فقط در ظاهر فیلم است و داستان فیلم ویژگی‌های خاصی دارد که آنرا هم دارای بار معنایی می‌کند و هم رگه‌هایی از ملودرام در کار وجود دارد که به اعتقاد من «ایستگاه بهشت» ملودرامی معناگرانه است.

کارگردان «ایستگاه بهشت» در خصوص داستان فیلم گفت: داستان فیلم در مورد سروش (با بازی شهاب حسینی) یک نوازنده نابینا است که بسیرا هوشمند است و عملکردهایش شبیه یک آدم بینا است و در تلاش است که بتواند بینایی خودش را به‌دست بیاورد و به همین دلیل، یکی دو سال به یک بیمارستانی رفت‌و آمد می‌کند که در آنجا دلباخته یک پرستاری (با بازی سپیده خداوردی) می‌شود اما این عشق یک سویه است و در ادامه موقعیت‌های عرفانی و ملودرام خاصی را به‌وجود می‌آورد.

مقدس با اشاره به سخت بودن تلفیق بار معنایی با مشخصه‌های سینمای ملوردام، خاطرنشان کرد: اجرای این مورد بسیار سخت بود اما من در عین حال نمی‌خواستم کاری خاص انجام دهم و قصد داشتم کاری کنم که واقعی باشد و همه چیز خیلی واقعی پیش برود و همه تلاش من این بود که این ساختمان ملودرام را آسیب نرسانم و فیلم به شکلی باشد که بیننده احساس کند همه چیز دارد واقعی پیش می‌رود و هیچ اتفاق ذهنی در فیلم نمی‌افتد.

وی تصریح کرد: به همین دلیل برای من انتخاب المان‌هایی که زمینی باشد، خیلی انرژی برد تا از این طریق بتوانم به آن چیزهایی که فکر می‌کنم و اعتقاداتی که در فیلم وجود دارد برسم. البته من هیچ ادعایی در مورد موفق شدن در کار ندارم اما «ایستگاه بهشت» برایم تجربه خیلی خوبی بود.

وی با اشاره به این که با تعریفی که امروزه از سینمای معناگرا ارائه می‌شود مخالف است، گفت: من در جشنواره بیست و پنجم هم گفتم که با معنای رایج و امروزی معناگرایی مخالف هستم چرا که تمامی فیلم‌ها دارای یک معنایی خاص هستند و آن وجه هنری و معنایی در آنها نهفته است که در یک فیلم می‌تواند این وجوه قوی‌تر باشد و در فیلمی دیگر ضعیف‌تر، اما کسانی که بحث سینمای معناگرا را مطرح می‌کنند، به اعتقاد من بحث دیگری را دنبال می‌کنند و شاید همان بحث‌ ماورایی مدنظرشان است که چند سالی است شکل جدی به خود گرفته و در ایران به عنوان سینمای معناگرا شناخته می‌شود.

کارگردان «ایستگاه بهشت» خاطرنشان کرد: من در فیلم خودم تلاش کردم یک تلفیقی بوجود بیاورم از سینمایی ماورایی و سینمایی ملودرام و سعی کردم آن را بیشتر در زندگی جاری کنم.

مقدس تصریح کرد: این که چرا جاری شدن در زندگی معمولی را مدنظر داشتم، به این دلیل بود که بتوانم جذابیت‌های لازم را برای جذب مخاطب داشته باشم، چرا که تا بحث سینمای معناگرا پیش می‌آید، همه فکر می‌کنند فیلمی که معناگرا می‌شود آن مخاطب عام خود را از دست می‌دهد و حتما باید یک چیزهایی عجیب و غریبی را در این فیلم‌ها ببینیم که لزوما ربطی به سینمای واقعگرایانه ندارد.

وی با بیان این‌ که سینمای معناگرایانه نباید سینمایی خنثی باشد، تاکید کرد: من کاملا با این مطلب که سینمای معناگرا به یک نوع سینمای خنثی که خیلی به جذب تماشاگر فکر نکند، موافق هستم و به هیچ عنوان با این روند موافق نیستم و اعتقاد دارم که این نوع سینما باید به سمت‌‌وسویی برود که بتواند با مخاطب عام خودش هم ارتباط برقرار کند، نه این که چیزهایی رعب‌آمیزی را در فیلم‌های‌مان وارد کنیم که فراتر از حقیقت باشد.

کارگردان «ایستگاه بهشت» در خاتمه اظهار داشت: به اعتقاد من این بحث معناگرایی نباید باعث شود تا ساختمان دراماتیکی فیلم را به دلیل پیدا کردن معناهائی که در ذهن‌مان می‌گذرد از دست بدهیم و الگوهای رایج فیلمسازی را نباید فدای معناگرایی کرد. البته گاهی وقت‌ها کارگردان و هنرمند مجاز است که یکسری قواعد را بشکند اما باید کلیت یک اثر رعایت بشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:35  توسط محسن صرافی  | 

علی وزیریان در مورد فیلم «یک وجب از آسمان» گفت: این فیلم آماده نمایش عمومی است و در جشنواره فیلم فجر حضور دارد.

وزیریان در مورد موضوع فیلم «یک وجب از آسمان» گفت: فیلم«یک وجب از آسمان»، داستان نوجوانی است که در کنار بچه‌های خیابانی هم سن و سال خود در میان خیابان‌های شلوغ شهر گل‌فروشی می کند. او آرزوی داشتن یک وجب از آسمان را در سر دارد. درخواست او محقق می‌شود و ماجراهایی رخ می‌دهد که هیچ کس آنها را باور نمی‌کند.

بازیگران «یک وجب از آسمان» عبارتند از: بهروز بقایی، لادن طباطبایی، علی سلیمانی، امیر آتشانی، افسر اسدی، مهوش وقاری‌، محسن قاضی مرادی، نادر سلیمانی‌فر و آتیلا پسیانی.

«یک وجب از آسمان» در ژانر سینمای معناگرا ساخته شده است و تهیه‌ این اثر را جواد نوروزبیگی و سید حسین حقگو بر عهده دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 14:7  توسط محسن صرافی  | 

مجید مجیدی در جدیدترین اظهارات خود درباره سینمای معناگرا در بین جوانان شیرازی به بیان دیدگاه­های خود در این زمینه پرداخت.

مجید مجیدی

مجید مجیدی تصویر رایج درباره سینمای معناگرا را تصویری اشتباه و خطرناک دانست و گفت: امروز برداشت اشتباهی از سینمای دینی وجود دارد به این معنی که تصور می­شود در سینمای دینی باید شاهد فرشته، عزرائیل، معجزه یا مسائل عجیب و غریبی باشیم که حتماً ماورایی هستند، در حالی که دین در زندگی کاملاً جاری و ساری است. این مسئله آفتی است که دامنگیر سینما شده و متأسفانه به تلویزیون هم راه پیدا کرده است.

وی تصریح کرد: ساخت چنین فیلم­هایی توسط فیلم­سازان جوان و تحت عنوان سینمای معناگرا ناشی از تصورات غلط است. پیامبران الهی معجزات زیادی داشتند اما معجزه پیامبر ما قرآن است؛ او نه کوری را شفا می­دهد، نه مرده­ای را زنده می­کند و نه دست به معجزه دیگری می­زند، معجزه او کتابی است که آن را برای همه بشریت از آغاز خلقت تا انتهای آن آورده است.

مجیدی با بیان اینکه همه آموزه­های فردی و اجتماعی در قرآن وجود دارد افزود: مسائلی همچون انفاق و دستگیری از دیگران به عنوان دو نمونه از مبانی اصلی دین ما توصیه شده، اما چرا این مسائل در فیلم­های ما نشان داده نمی­شود. محبت کردن هم جوهره اصلی دین اسلام است اما این روزها با عنوان طرح موضوعات اجتماعی، بیشتر به آثار پر خشونت و دور از اخلاق پرداخته می­شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 0:12  توسط محسن صرافی  | 

شهاب حسینی و الهام حمیدی در نمایی از محیا

فیلم «محیا» ساخته اکبر خواجویی در نشست بعدی کانون فیلم معناگرا به نمایش درخواهد آمد، به این بهانه نقدی از روزنامه ابتکار را که به وجه معناگرایی این فیلم پرداخته است، انتخاب کردم تا با درونمایه این فیلم آشنا شوید.

داستان خوب و جذاب یکی از معیارهایی است که می تواند تماشاگر را برای دیدن یک فیلم ترغیب کند. در سینمای امروز دنیا بسیاری از فیلم ها حول محور داستانی می چرخد که چند وقتی است در سینمای ایران کمتر به آن پرداخته می شود. مدتی است که نویسندگان ما به سراغ مضامینی می روند که حول محور قصه یک روز یا نهایتا دو روز یک یا دو نفر می چرخد یا اینکه ماجرا، عشق های مثلثی دختر و پسری است. اگر نگاهی به فیلم های روی پرده از ابتدای امسال تاکنون بیاندازیم به این نکته خواهیم رسید. تماشاگر دوست دارد از میان سیل انبوه فیلم های مدرن، حداقل نمونه هایی هم از سینمای قصه گو را نیز ببیند. فیلم محیا، داستان پزشک جوانی به نام جاوید است که به دختری به نام محیا علاقه مند می شود. او بعد از مدتی متوجه می شود که این دختر همکار وی در بیمارستان است. جاوید از محیا خواستگاری می کند اما مانع بزرگی بر سر راه این وصلت وجود دارد که آن تفاوت طبقاتی دو خانواده است. اما این تفاوت کمی عجیب و غریب است. جاوید متوجه می شود شغل محیا و خانواده اش مرده شویی در بهشت زهرا(س) است علاوه بر آن، محیا خواستگار سمجی دارد که اتفاقا پسردایی اوست و هر کسی را که به معشوقش نزدیک شود با زور و تهدید فراری می دهد، از سوی دیگر شهره، دخترخاله جاوید نیز به وی علاقه مند است و مادر و خواهرش نیز تلاش می کنند این علاقه به وصلت تبدیل شود. اینجا داستان تبدیل به مربع عشقی می شود و کمی با بقیه فیلم های دختر و پسری متفاوت. جاوید که همیشه از مرده می ترسید، اینک تنها راهش برای رسیدن به محیا، غلبه بر ترس است. او باید دقیقا در مسیری حرکت کند که همیشه از آن وحشت داشته، اما حالا باید بین عشق و ترس یکی را انتخاب کند. بالاخره جاوید، عشق را انتخاب می کند و برای شروع کار به روستایی می رود و با کمک میرطاهر، پیرمرد هنرمندی که گهگاهی اقدام به شستن مرده می کند، ۶ مرده را می شوید و کفن می کند. نفر آخر خود میرطاهر است که باید جاوید به تنهایی او را بشوید تا بتواند به عشق خود محیا برسد. جاوید در واقع باید هفت مرحله از سیر و سلوک عرفانی را بگذراند تا با دلی آکنده از هر آنچه که پیش از این بوده قدم در راه رسیدن به محیا بگذارد. "محیا" نکات مثبت و منفی زیادی دارد. از نکات مثبت آن می توان به داستانپردازی آن اشاره کرد. داستان محیا در دو سطح پیش می رود، یکی همین ظاهر قصه یعنی تفاوت های فرهنگی و اجتماعی دختران و پسران است که بعنوان مانعی بر سر راه ازدواج آنها تلقی می شود و دیگری که در لایه درونی داستان پنهان است، نوعی معناگرایی و پرداختن به سیر و سلوک معنوی است. اما نقطه منفی از آنجایی آغاز می شود که این فیلم نتوانسته در لایه های معناگرایانه موفق عمل کند و همه چیز در سطح کلیشه ها باقی می ماند. میرطاهر همان پیر فرزانه دانایی است که موهای بلندی دارد و حرف های عارفانه و نصیحت گونه می زند، در روستا هم زندگی می کند. "محیا" فیلم عاشقانه ای است که در بطن آن قرار بوده معناگرا باشد اما خواجویی در این زمینه موفق عمل نکرده و تماشاگر ارتباط چندانی با طی کردن مراحل سیر و سلوک جاوید برقرار نمی کند زیرا این اتفاق در مدت کوتاهی می افتد و شاید خانواده او باور نمی کنند که یک باره دیدگاهش نسبت به زندگی تغییر کرده است و برای محیا هم قابل باور نیست. زمانی که قهرمانان قصه خود را باور نکنند، تماشاگر هم آنها را باور ندارد. به نوشته برنانیوز؛ "محیا" از این منظر که فیلمی در ژانر اجتماعی است، موفق تر عمل کرده و توانسته ماجرای کلیشه ای را با استفاده از فاکتورهایی جذاب، تبدیل به داستانی کند که تماشاگر تا انتهای فیلم برای دیدن تمام صحنه ها مشتاقانه منتظر بماند. خواجویی داستان را خوب شروع کرده و برخلاف فیلم هایی از این دست، خوب به پایان برده است. یکی از دیگر از نکات مثبت "محیا" بازی خوب "شهاب حسینی" در نقش جاوید است. او در صحنه های مختلف ثابت کرد که بازیگر توانایی است و می تواند در بسیاری از لحظه ها با بازی خوب و حساب شده اش به کمک داستان بیاید. اما "الهام حمیدی" همان دختر همیشگی خوب و مثبت است که در موقعیت های مختلف عکس العمل های مشابه ای از خود بروز می دهد که گاهی ضد آن چیزی است که در ابتدا به آن اعتقاد داشته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 15:25  توسط محسن صرافی  | 

مجید مجیدی

مجید مجیدی، کارگردان فیلم آواز گنجشک‌ها گفت: سینمایی که امروز تحت عنوان سینمای معناگرا ارائه می‌شود، سم مهلکی است که به‌خورد مخاطب داده می‌شود. معتقدم اصل این سینما درست، اما راهکارها غلط بوده است.

این کارگردان سینمای ایران تصویر ارائه شده از سینمای معناگرا را تصویری غلط و خطرناک دانست و گفت: آفتی با عنوان سینمای دینی دامن‌گیر سینما شده و متأسفانه به تلویزیون هم راه‌ پیدا کرده است.

مجیدی ادامه داد: برداشتی که از سینمای دینی می‌شود این است که در این نوع سینما شاهد فرشته، عزرائیل یا معجزه باشیم، مسائل عجیب و غریبی که حتماً باید ماورایی باشد در حالی که دین در زندگی کاملاً جاری و ساری است.

کارگردان فیلم رنگ‌خدا گفت: ساخت چنین فیلم‌هایی توسط فیلمسازان جوان و تحت عنوان سینمای معناگرا را ناشی از تصورات غلط دانست و خاطرنشان کرد: پیامبران الهی معجزات زیادی داشتند اما معجزه پیامبر ما قرآن است، او نه کوری را شفا می‌دهد نه مرده‌ای را زنده می‌کند و نه دست به معجزه دیگری می‌زند، معجزه او کتابی است که آن را برای همه بشریت از آغاز خلقت تا انتهای آن آورده است.

مجیدی با بیان اینکه همه آموزه‌های فردی و اجتماعی در قرآن وجود دارد، ‌گفت: چیزی در قرآن و‌جود دارد که به انسان بسیار نزدیک است و ارتباطی عاطفی با او برقرار می‌کند، همچنان‌که بارها در قرآن انفاق و دستگیری از دیگران به عنوان یکی از مبانی اصلی دین ما توصیه شده است، چرا این انفاق در فیلم‌های ما نشان داده نمی‌شود.

کارگردان بید مجنون با انتقاد از سریال‌های تلوزیونی خصوصا سریال‌های معناگرا، برخی از موضوعات طرح شده در این سریال‌ها را خرافه دانست و گفت: محبت کردن جوهره اصلی دین اسلام به‌شمار می‌رود اما این روزها با عنوان موضوعات اجتماعی، بداخلاقی‌ترین موضوعات را نمایش می‌دهند، آثاری که در آن آثار خشونت فراوان است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 21:13  توسط محسن صرافی  | 

فرج الله سلحشور

فرج الله سلحشور، کارگردان مجموعه حضرت یوسف (ع)، سینمای معناگرا را اینچنین تشریح کرده است: فکر می کنم این معناگرایی و معنوی گرایی را مطرح کردند برای اینکه از سینمای مذهبی فرار کنند، چون نمی خواستند همه مذهب را به کار ببرند. دوست نداشتند عنوانِ سینمای مذهبی را به کار ببرند، آمدند یک چیزی گفتند به نام سینمای معناگرا، یک حرف چند پهلو که ممکن است مذهب هم در آن جا بگیرد. اگر بنده خودم احساس کردم کاری خوب است، حرکتی درست است و آن را انجام دادم، این می شود سینمای معناگرا، اما در سینمای مذهبی آنچه را که مذهب بگوید، خوب است، خوب است و آنچه را که بگوید بد است، بد است، اما در سینمای معناگرا من محور هستم، می توانم بگویم که دوست دارم این را خوب بگویم و یا دیگری را بد، تفاوت اینجاست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 23:49  توسط محسن صرافی  | 

فیلم «آتش سبز»، در شصت و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا به نمایش درخواهد آمد، به این بهانه، نقدی از این فیلم را به قلم انوشیروان م. در وبلاگ قرار می­دهم. اطلاعات مربوط به شصت و چهارمین نشست کانون فیلم معناگرا در پست قبلی به تفصیل آورده شده است.

نگارگری در سینما

مهتاب کرامتی و پگاه آهنگرانی در نمایی از فیلم «آتش سبز»

 

پس از ورود مدرنیته و گسترش فرهنگ مبتنی بر آن در کشور‌‌های جهان سوم که بعضاً تمدنی کهن را یدک می‌کشیدند‌، مساله چگونگی روبرو شدن با این پدیده (‌مدرنیته‌) به مهمترین دغدغه روشنفکران این کشور‌ها بدل شد‌، از رد و انکار تا دربست پذیرفتنش‌. در ایران نیز بحث‌های متعددی پیرامون این مساه پیش آمد. ایران کشوری است دارای فرهنگ خاص خود‌، چه خوب‌، چه بد ایرانیان دارای خصایصی هستند که آنان را از دیگر ملل و اقوام جدا می‌سازد و فرهنگی را به نام ایرانی می‌سازد‌، هر چند این فرهنگ از آمیزش با صد‌ها فرهنگ و خرده فرهنگ دیگر پدید آمده‌، اما توانسته از پس این همه سال برخی از مهمترین ویژگی هایش را حفظ کند‌.

 

لطفا جهت مطالعه متن کامل، به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:47  توسط محسن صرافی  | 

عبدالله اسفندیاری

مدیر حوزه سینمای معناگرا در بنیاد سینمایی فارابی معتقد است، سینمای معناگرا به دلیل تکیه زدن به ذخایر غنی فرهنگ ایرانی اسلامی و به پشتوانه تاریخ پربار کشور آینده‌ای درخشان در پیش دارد.

 

عبدالله اسفندیاری درباره جایگاه سینمای معناگرا در پنجمین سال آغاز این جریان در سینمای ایران گفت: در ابتدای تولید آثار معناگرا عده‌ای آن را بهانه‌ای برای ساخت فیلم‌های دولتی می‌دانستند. اما در ادامه با اصرار بر ساخت آثار خوب و تاکید بر اینکه در تولید این آثار کیفیت فدای کمیت نشود، سینمای معناگرا به جایگاهی قابل قبول و تعریف‌شده رسید.

 

اسفندیاری در ادامه افزود: اوایل در سینمای معناگرا شاهد شوق زیاد از یکسو و مخالفت و ممانعت زیاد با تعریف این گونه سینمایی از سوی دیگر بودیم. سینماگرانی که در این حوزه فعالیت می‌کردند شوق داشتند و از این سینما دفاع می‌کردند، اما در مقابل مخالفت‌هایی نیز وجود داشت.

 

وی با بیان اینکه در حوزه سینمای معناگرا تلاش شده بی‌دلیل از شعارها و ظواهر حمایت نشود گفت: اکنون مخالفت‌ها به حداقل رسیده و سینمای معناگرا به عنوان طریقی در سینما مطرح است که نگاهی خاص دارد و به باطن امور توجه می‌کند. باید مراقب باشیم این سینما در کشور ما به برکت تاریخ درخشانمان به بار بنشیند.

 

این مدیر فرهنگی درباره جریان سینمای معناگرا در سینمای جهان گفت: یک جریان سینمایی همواره در کنار خود جریان‌های تقلبی و فریبنده نیز دارد و در این راستا برخی آثار در سینمای جهان بیشتر شبیه شعبده‌بازی و شکلی دیگر از سینمای تجاری است. در این آثار بیشتر از قصه و محتوی، روی جلوه‌های ویژه کار می‌شود که به دلیل محتوای ضعیف جذابیت مستمر ندارند.

 

اسفندیاری درباره برنامه‌ها و روش‌های کار در بخش معناگرا گفت: پروژه‌های معناگرا در مراحل مختلف اجرا به تدریج اصلاح می‌شوند. ما از ابتدای نگارش فیلمنامه‌ها به آرامی پیش می‌رویم و با دقت بر پروژه‌ها نظارت می‌کنیم. ما بر انتخاب سوژه‌های بکر و جذاب اصرار داریم و معتقدیم اگر سینمای معناگرا کسالت‌بار شود، در این حوزه عرصه را به سینمای جهان می‌بازیم.

 

وی همچنین درباره برنامه‌های جدید بخش تحت مدیریت خود پس از آغاز مدیریت مجید شاه‌حسینی در فارابی افزود: آقای شاه‌حسینی از مدافعان سینمای معناگراست و در دوره جدید شاهد تغییر عمده و تفاوت چشمگیر در این حوزه نیستیم. طبیعتا بحث تفاوت سلیقه ممکن است ما را با تفاوت‌هایی در نوع فیلم و انتخاب سوژه‌ها مواجه کند.

 

او افزود: به هر حال ما معتقدیم باید در این حوزه حرف خود را بزنیم و روی جذابیت در این بخش از سینما اصرار داریم اما نه به قیمت ضعف محتوی. این رویکرد دارد آرام آرام جای خود را باز می‌کند و داریم نشانه‌های آن را می‌بینیم. ساخت فیلم‌های خوب معناگرا نشانه آن است که سینمای معناگرا دارد جای خود را در سینمای کشور باز می‌کند.

 

مدیر بخش معناگرا فارابی در پایان درباره پروژه‌های در دست تولید این حوزه گفت: با شورای مدیریت فارابی در حال بحث برای  تصویب پروژه‌های جدید هستیم. همچنین ساخت فیلم‌های "دعوت"، "جعبه موسیقی"، "دوزخ، برزخ، بهشت" و "ملک سلیمان" از آخرین برنامه‌های فارابی در حوزه سینمای معناگراست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:33  توسط محسن صرافی  | 

بهرام توکلی، کارگردان فیلم "پا برهنه در بهشت"، درباره عنوان معناگرا که به فیلمش اطلاق شده، گفت: "به نظر من این واژه از زمان شکل گیری به اشتباه مورد استفاده قرار گرفته و بیش از هر چیز مشخص‌کننده یک گستره مضمونی است. اطلاق عنوان ژانر به آن کاملاً اشتباه است چون نمی‌تواند دسته‌ای از فیلم‌ها را به عنوان یک گونه سینمایی در بر بگیرد. وقتی هنوز جزئیات و مولفه‌های یک واژه تعریف نشده، چگونه می‌توان آن را به پسوند فیلمی اضافه کرد؟"

 

وی درباره ژانرهای سینمایی که به فیلم‌های مختلف اطلاق می‌شود، افزود: "روی همه ژانرها بر اساس فیلم‌هایی که در دوره‌های مختلف ساخته شده کار آکادمیک صورت گرفته و طبق جریانات سینمایی یکسری عناوین ساخته شده است. این عناوین دارای مولفه‌های قابل بررسی هستند که می‌توان بر اساس آنها ژانر هر فیلمی را مشخص کرد. اما هنوز روی واژه معناگرا کار علمی نشده و در واقع در مسیری برعکس، ابتدا این واژه ساخته شده و بعد فیلم‌ها را تحت عنوان آن دسته‌بندی کرده‌اند."

 

توکلی نکات منفی این شکل ژانرسازی را اینچنین تشریح کرد: "نکته اول اینکه برای من به عنوان یک فیلمساز هنوز مولفه‌ای از این واژه مشخص نشده که بتوانم فیلمم را در این گروه لحاظ کنم. نکته منفی دوم هم ایجاد نوعی پیشداوری است، در واقع ما هر فیلمی را که این واژه به آن اطلاق می‌شود از لحاظ مضمونی، ایدئولوژیک و حتی فرم در یک گروه قرار می‌دهیم که این رویکرد به جای کمک به سینما به آن لطمه می‌زند."

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:46  توسط محسن صرافی  | 

فرزاد موتمن در نشست فیلم "جعبه موسیقی"

 

فرزاد موتمن، در نشست فیلم "جعبه موسیقی" در خصوص کارگردانی گفت: نمی دانم چطور شد "جعبه موسیقی" را ساختم. من داشتم فیلم "آفتاب پرست" را به تهیه کنندگی محمد تخت کشیان که فیلمی ترسناک بود می ساختم و همان روزها فیلمنامه "جعبه موسیقی" با نام اولیه "جایی بهتر از اینجا" که بعدها به "همه می میرند" تغییر نام داد به دستم رسید و الان کار را مشاهده می کنیم.

موتمن ادامه داد: "جعبه موسیقی" آشکارا فیلمی دینی است، من فیلمساز دینی نیستم و در نتیجه فیلمنامه را برای اولین بار با کمی تردید خواندم و بعد چیزهایی در فیلمنامه پیدا کردم که یقه من را گرفت و ناگهان احساس کردم که شاید از معدود فیلمنامه های دینی است که در سینمای ایران می تواند ساخته شود و نزدیک به سینمای ماورایی است.

موتمن ادامه داد: در سینمای ماورایی ما با زوایای مختلف شهر، کاراکترهای باهوش، رفت و برگشت میان دنیای زنده ها و مرده ها سر و کار داریم و بستر فیلم ها را مجموعه جزایری کوچک تشکیل می دهد، بستر قصه رابطه یک پسر بچه با یک فرشته است که من را جذب کرد تا کاری شناخته شده در ژانر معناگرایی انجام دهم.

وی افرود: من عاشق ژانرها و ضد ژانرها هستم و خودم را محدود به یک ژانر خاص نمی کنم.

در سینمای ایران، یک نوع مرزبندی وجود دارد که ساخت فیلم دینی را محدود می کند واین مرزبندی را گروهی از مسوولان به وجود آورده اند و گروهی خاص فیلم دینی می سازند و گروهی دیگر کارگردانان هستندکه خود را محدود کرده اند در حالی که با نگاه به تجربه های فیلم های دینی در کشورهای صنعتی و پیشرفته می بینیم که آنها چگونه راحت به سوی اسطوره هایشان می روند و آن را به صورت فیلم تبدیل می کنند. در "جعبه موسیقی" اشاره به اسطوره زمان است و همین من را راغب کرد که "جعبه موسیقی" را بسازم.

موتمن خاطرنشان کرد: برگشت بچه با نیمه شعبان مصادف است و ما را یاد فیلم زندگی محشری فران کاپرا می اندازد ضمن اینکه فیلم قبلی من برای مخاطبان محدودی ساخته شده اند و "جعبه موسیقی" این اجازه را به من داد تا از این فضا بیرون بیایم و فیلمی ساده تر برای خانواده ها بسازم، فیلمی که خانواده ها و عموم مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

موتمن ساخت "جعبه موسیقی" مانند راه رفتن بر روی طناب بند بازی دانست و گفت: فیلم هم دارای فضای واقعی و هم فانتزی بود و در "جعبه موسیقی" با بعضی از ایده های استکریم کار می کنیم و اینکه یک نفر بمیرد و دوباره زنده شود بامزه است و این فیلم مثل یک آزمون و خطا بود و از آن فیلم هایی بود که می توانستی شکست بخوری و نابود شوی.

موتمن در ادامه با رد ادعای نزدیکی فیلم به داستان "در جستجوی نور" و " یک بوس کوچولو" گفت: من داستان در جستجوی نور را نخواندم اما یک بوس کوچولوی فرمان آرا را دیده ام اما این دو فیلم دو دنیای مختلف دارند و فکر نمی کنم هیچ شباهتی با هم داشته باشند، "جعبه موسیقی" درامی ماورایی است و تنه به تنه یک فیلم تخیلی می زند و از این جهت به یک بوس کوچولو شباهتی ندارد.

وی با اشاره به نقش فرشته در فیلم خود گفت: ملکی فرشته ای است که آدم ها را به مردن متقاعد می کند و چون فرشته ها شان پایین تری از انسان دارند در نتیجه فرشته فیلممان را راننده گرفتیم و بازی اش را مثل یک عروسکی که هیچ اراده ای از خود ندارد در نتیجه ملکی عزراییل نیست و یکی از کارمندانش است!

موتمن همچنین در خصوص پایان بندی فیلمش گفت: فیلم سه پایان بندی مختلف داشت و همه آنها با یک جور معجزه تمام می شوند و فکر کردیم که معجزه را متفاوت تر نشان دهیم و آن را مقارن با نیمه شعبان کنیم و درست متقارن با کاراکتری که هزار و اندی سال ما منتظر آمدنش هستیم تا به دنیای ما پا بگذارد معجزه نیز رخ دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:44  توسط محسن صرافی  | 

در بخش "در جستجوی حقیقت"، مسابقه سینمای معناگرای بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، سه سیمرغ اهدا شد.

- محمدعلي آهنگر و محمدرضا گوهري برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم‌نامه براي «فرزند خاك».
- پاپل لوتكين برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم معناگرا براي فيلم «جزيره»
- تاكاشي كويي زومي برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني براي فيلم «پروفسور و معادله محبوبش»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 1:6  توسط محسن صرافی  | 

مهتاب کرامتی در نشست فیلم " آتش سبز" - عکس از یلدا ذبیحی

سایت جشنواره فجر

خبرگزاری فارس

خبرگزاری مهر

خبرگزاری ایسنا

خبرگزاری ایسکا

سایت سینمای ما

یادداشت

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 22:29  توسط محسن صرافی  | 

برای اطلاع از مباحث طرح شده در هر نشست، روی عنوان فیلم مورد نظر خود کلیک کنید.

 

۱- گزارش نشست فیلم (1408)

 

۲- گزارش نشست فیلم (جزیره)

 

۳- گزارش نشست فیلم (در میان ابرها) ساخته روح الله حجازی

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 0:4  توسط محسن صرافی  | 

در گرایش سینمای معناگرا که ارتباط با مفاهیم معنوی و معنایی در آن حرف اول را می زند، شاهد آثار بیشتری نسبت به جشنواره های پیشین خواهیم بود که به معرفی آنها می پردازم.

 

عزت الله انتظامی در فيلم آتش سبز

 

آتش سبز (محمدرضا اصلانی)

خلاصه داستان: «آتش سبز» سرنوشت افسانه‌اي دختري به نام ناردانه است كه در كودكي سروش ازدواجش را با يك مرد مرده مي‌شنود و براي گريز از اين سرنوشت خوف‌انگيز، ناخواسته گام در راهي دشوار مي‌گذارد.

بازيگران:عزت‌الله انتظامي، مهدي احمدي، مهتاب كرامتي، فرخ نعمتي، آهو خردمند، پگاه آهنگراني، فهميه نارمنجي و ...

 

استشهادی برای خدا (عليرضا امينی)

خلاصه داستان: «استشهادي براي خدا» درباره يك راهبان قديمي قطار است كه در روزهاي پاياني زندگي‌اش، براي جبران اتفاقات گذشته به روستاي زادگاه خود بازمي‌گردد. او درصدد تهيه استشهادي براي خداست تا آسوده بميرد.

بازيگران: جمشيد هاشم‌پور، احمد مهرانفر، محسن طنابنده، علي سرابي، سروناز مستوفي، هاله گرجي، محمود محكمي، ميثم كزازي، حميدرضا هدايتي، رسول ادهمي، فريدون عبدالهيان،فرزانه ارسطو.

 

جعبه موسيقی (فرزاد موتمن)

خلاصه داستان:«جعبه موسيقي» يك درام ماورايي بوده و از مضموني ديني برخوردار است. قصه اين فيلم درباره پسربچه‌اي است كه براثر يك اتفاق با فرشته‌اي آشنا مي‌شود و اين آشنايي خود ماجراهايي را به همراه دارد.

بازيگران:رامبد جوان،نيكي كريمي،شاهرخ فروتنيان، ارسلان قاسمي،جمشيد گرگين،نگار جواهريان،مرتضي احمدي،داريوش اسدزاده،طناز طباطبايي،كيانوش گرامي،فرهاد بشارتي،سيروس ميمنت،حميد مولوي،سيده عاطفه موسوي سلحشور،بهنام داوري و علي اصغر محمدي.

 

رضا کیانیان و بابک حمیدیان در فیلم "خاک آشنا"

 

خاک آشنا (بهمن فرمان آرا)

خلاصه داستان: نامدار‌ (رضا كيانيان) نقاش و هنرمندي است كه در گريز از هياهوي مركز به روستايي در كردستان پناه برده و سال‌ها است به خلق آثار خود مشغول است. ورود خواهرزاده جوان او به محيط روستا در كنار وقايعي كه در محيط روستا رخ مي‌دهد، باعث تغييري شگرف در زندگي نامدار مي‌شود و او را وا مي‌دارد كه در شيوه زندگي خود بازنگري كند.

بازيگران: رضا كيانيان، بابك حميديان، مريم بوباني، بيتا فرهي، رويا نونهالي، نيكو خردمند، هدايت هاشمي، رعنا آزادي‌ور و...

 

در ميان ابرها (سيدروح الله حجازی)

خلاصه داستان: گاري‌ها مي‌تازند. بارها در مرز جابه‌جا مي‌شوند و مسافران در تكاپوي رفتن. يك گاري مالك بار نورا است. مالك بار نورا را بردوش دارد و انتظار مي‌كشد تا بيايد و ...

بازيگران: الناز شاكردوست - يونس غزالي - رضا مختاري - بهمن عيوق - مالك حدپور سراج - سيد مهرداد ضيايي - فريد كشكولي - مهران امام بخش - امير سفيري - سعيد وكيلي - مهدي ملاك - نويد محمدزاده - مجتبي دربندي - احسان عاضدي - حسين حيدري و رئوف دلفي.

 

سهم گم‌شده (حسن نجفی)

خلاصه داستان: مادرم وقتي گيسهاي بلندم را مي بافت قصه هايش غصه مي شدند، يك روز مادرم مرا صدا زد براي اين كه گيس هاي بلندم را ببافد، قصه آن روز او زندگي من بود...

بازيگران: كامران يونس، مهربان خانلار اوا و...

 

عزت الله انتظامی، امین حیایی و خسرو شکیبایی در فیلم "شب"

 

شب (رسول صدرعاملی)

خلاصه داستان: اپيزود اول از مجموعه فيلم‌هايي كه داستان ورود و خروج زائران به شهر مقدس مشهد و ماجراهاي مرتبط با سفر آنها را بازگو مي‌كند.

بازيگران: عزت‌الله انتظامي، خسرو شكيبايي و امين حيايي.

 

فرزند خاک(محمدباشه آهنگر)

خلاصه داستان: «تلخ عين عسل» درباره همسر مرد مفقودالاثري است كه سال‌هاست در انتظار بازگشت مردش است تا اين كه به او خبر مي‌دهند پيكر همسرش را نيروهاي تفحص در كردستان پيدا كرده‌اند، او راهي سفر شده و در اين راه با دختري كرد همراه مي‌شود و...

بازيگران: شبنم مقدمي، نقش دختر كرد، مهتاب نصيرپور نقش مينا و قاسم زارع نقش فرمانده نيروهاي تفحص را بازي مي‌كنند.

 

سبز كوچک (غلامرضا رمضانی)

خلاصه داستان: «سبز كوچك» قصه كودكي را به تصوير مي‌كشد كه در نيمه شعبان در انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) است.

بازيگران:حسين محجوب،رضا فياضي و بازيگر كودك محمدرضا حسين‌آبادي و...

 

حقيقت گم‌شده (محمد احمدی)

خلاصه داستان: اين فيلم با نام قبلي «چگونه اركستر هماهنگ مي‌شود؟»،‌بر اساس فيلمنامه‌اي از محمود غلامي، سيدرضا خطيبي‌سرابي، مهدي حسين‌نژاد، محمد احمدي و طرحي از علي حدادي نوشته شده و نگاهي به زندگي سه خانواده دارد كه تقدير باعث ارتباطاتي بين آنها مي‌شود.

بازيگران: حميد فرخ نژاد،پريوش نظريه، محمد مهرانفر،مريم رهبري و ستاره چالاكي.

 

لیلا حاتمی در فیلم "هر شب تنهایی"

 

هر شب تنهایی (رسول صدرعاملی)

خلاصه داستان: عطيه نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديوست. او هر روز به پرسش‌هاي شنوندگان پاسخ مي‌دهد و به آنان توضيح مي‌دهد كه چگونه مي‌توانند زندگي زاشويي بهتري داشته باشند. عطيه به مشهد آمده و درگير مناسبات خود با همسرش و مشكل حل نشدني خود با اوست...

بازيگران: ليلا حاتمي، حامد بهداد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 19:5  توسط محسن صرافی  | 

معرفی فیلمهای بخش "در جستجوی حقیقت"

1408

فیلم ترسناک "1408" که بر مبنای داستانی کوتاه از استفن کینگ، استاد ادبیات وحشت ساخته شده در بخش در جستجوی حقیقت: مسابقه سینمای معناگرا بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درمی‌آید.

در این بخش در مجموع 12 فیلم شامل سه نماینده از سینمای ایران به نمایش درمی‌آیند. "۱۴۰۸" را میکائیل هافستروم کارگردانی کرده که "از خط خارج شده" (۲۰۰۵) با بازی کلایو اوون و جنیفر آنیستن را در کارنامه دارد.

 

فیلمنامه را مت گرینبرگ، اسکات الکساندر و لری کاراشوسکی نوشته‌اند و جان کیوساک در فیلم نقش نویسنده‌ای شکاک را دارد که درباره یکی از اتاق‌های هتلی در نیویورک که در آن چند مورد خودکشی اتفاق افتاده، تحقیق می‌کند. تریلر ترسناک "1408" که ژوئن 2007 به نمایش درآمد با نقدهایی مثبت مواجه شد و برخلاف پیش‌بینی کارشناسان در گیشه‌های فروش موفق بود.

 

این فیلم که با بودجه‌ای در حدود 25 میلیون دلار ساخته شد، در آمریکا تقریبا 72 میلیون دلار و سطح بین‌المللی 55 میلیون دلار فروخت. ساموئل ال. جکسن و مری مکورمک از دیگر بازیگران این فیلم 106 دقیقه‌ای هستند که 77 درصد آراء مثبت منتقدان در وبسایت سینمایی Rotten Tomatoes را کسب کرد.

 

تریلر فراطبیعی "گهواره" نخستین ساخته تیم براون و تولید سال 2007 کانادا است. این فیلم 90 دقیقه‌ای با بازی لوکاس هاس و امیلی همپشایر درباره زوجی به نام فرانک و جولی است که با پسر تازه به دنیا آمده خود به شهری کوچک و دورافتاده نقل مکان می‌کنند و چیزی نمی‌گذرد اسیر روح کودکی می‌شوند که سال ها پیش زنده دفن شده است. در همان حال که کابوس هولناک تر می شود، لوکاس در آستانه جنون قرار می‌گیرد.

 

تریلر جنایی و ترسناک "جنگل مرگ" را دنی پانگ کارگردانی کرده که همراه برادر دوقلو خود اکساید در سال 1999 با "بانکوک خطرناک" اولین فیلم خود در هنگ کنگ به شهرت زیادی دست یافتند. از دیگر فیلم‌های این دو برادر می‌توان به فیلم ترسناک "چشم" تولید سال 2002 اشاره کرد که اخیرا نسخه آمریکایی آن با بازی جسیکا آلبا بازسازی شده است.

 

"جنگل مرگ" داستان یک کارآگاه پلیس است که درباره یک تجاوز و قتل در جنگلی اسرارآمیز تحقیق می‌کند، جنگلی که از قضا چند خودکشی نیز در آن صورت گرفته است. شو کی، اکین چنگ، رین لی و لو سیو-مینگ در این فیلم نقش‌آفرینی می‌کنند که محصول سال 2007 هنگ کنگ و تایلند است.

 

فیلم ایتالیایی "به یاد خودم" را ساوریو کاستانتزو فیلمساز 33 ساله رمی ساخته که برای فیلم قبلی خود "شخصی" یوزپلنگ طلایی جشنواره لوکارنو 2004 را برد. "به یاد خودم" با بازی کریستو جیوکوف، فیلیلپو تیمی و مارکو بالیانی داستان مردی جوان است که می‌کوشد زندگی زاهدانه یک فرقه مذهبی را پیش رو بگیرد. این فیلم اولین بار در دنیا فوریه 2007 در بخش مسابقه جشنواره فیلم برلین پخش شد و پس از آن در جشنواره‌های کارلووی واری، تورنتو، کپنهاگ و ورشو نیز به نمایش درآمد.

 

فیلم "جزیره" ساخته پاول لونگین محصول سال 2006 روسیه است و در آن پیوتر مامانوف، ویکتور سوخوروکف، دیمیتری دیوژف و یوری کوزنتسف نقش‌آفرینی کرده‌اند. فیلمنامه را دیمیتری سوبولف نوشته و فیلم داستان زندگی و مرگ کشیشی است که با وجود بهره‌مندی از نیروهای ماورایی چون شفا و پیشگویی، به دلیل عذاب ناشی از قتل دوستش سال‌ها به خود سختی داده است.

 

نسخه اصلی فیلم با زمان 112 دقیقه و با بودجه دو میلیون دلار ساخته شد و همین میزان هم فروش داشت. جزیره" سال 2006 فیلم اختتامیه جشنواره ونیز بود و الکسیس دوم رهبر کلیسای ارتدوکس روسیه آن را تحسین کرد. پاول لونگین، کارگردان 59 ساله فیلم "جزیره" سال 1990 برای فیلم "تاکسی بلوز" با بازی پیوتر مامانوف جایزه بهترین کارگردانی جشنواره کن را از آن خود کرد.

 

فیلم ترسناک "ازدواج" به کارگردانی هوا تائو ـ تنگ فیلمساز چینی در شانگهای دهه 1930 روی می‌دهد. نامزد مردی ثروتمند به نام جانچو در حادثه ای عجیب و غریب کشته می‌شود. جانچو به اصرار مادرش با زنی دیگر به نام سانسن که هیچ شناختی از او ندارد ازدواج می‌کند، اما به زودی روح انتقامجو نامزد جانچو در بدن سانسن می‌رود و ... لئون لای، رنه لیو و فان بینگ‌بینگ در این فیلم 87 دقیقه‌ای تولید سال 2007 چین نقش‌آفرینی کرده‌اند.

 

"پروفسور و معادله محبوبش" به کارگردانی تاکاشی کویزومی فیلمساز ژاپنی محصول سال 2006 و مدت زمان آن 117 دقیقه است. این فیلم درباره رابطه زنی تنها و خانه‌دار با یک استاد ریاضیات است که به لحاظ ذهنی آسیب دیده است. آکی را ترائو، اری فوکاتسو و تاکاناری سایتو از جمله بازیگران فیلم "پروفسور و .." هستند. کویزومی در فیلم‌های "آشوب" 1985، "رویاهای آکی را کوروساوا" 1990 و "مادادایو" (1993) ساخته کوروساوا فیلمساز بزرگ ژاپنی دستیار او بود.

 

فیلم سیاه و سفید "وقت مردن" به کارگردانی دوروتا کزیرزاوسکا محصول 2007 لهستان و مدت زمان آن 104 دقیقه است. این فیلم که اولین بار سپتامبر گذشته در جشنواره تورنتو نمایش داده شد، درباره زندگی روزانه پیرزنی با بازی دانوتا شافلارسکا است. "وقت مردن" در جشنواره فیلم لهستان برنده پنج جایزه از جمله فیلم برگزیده تماشاگران، فیلم برگزیده منتقدان و بهترین بازیگر زن شد. "شیاطین، شیاطین"، "کلاغ‌ها"، "هیچ چیز" و "من هستم" از دیگر آثار تحسین‌شده کزیرزاوسکا 51 ساله است.

 

"یلا" به کارگردانی کریستیان پتسولد فیلمساز 48 ساله آلمانی اولین بار در دنیا فوریه سال 2007 در جشنواره برلین نمایش داده شد و جایزه خرس نقره‌ای بهترین بازیگر را برای نینا هاس بازیگر اصلی فیلم به همراه داشت. هاس در این فیلم نقش زنی به نام یلا را بازی می‌کند که پس از حادثه‌ای که ممکن بود به قیمت جان او تمام شود، شهر کوچک خود را به امید یک زندگی بهتر رها می‌کند، اما او اسیر حقایق گذشته خودش است.

 

از پتسولد به عنوان یکی از فیلمسازان اصلی مدرسه برلین یا جنبش فیلمسازان آلمان که فیلم‌های مستقل بلندپروازانه می‌سازند، یاد می‌شود. عنوان فیلم "یلا" از یلا روتلاندر، بازیگر نقش آلیس در فیلم سال 1974 "آلیس در شهرها" به کارگردانی ویم وندرس گرفته شده است.

 

فیلم‌های "شب" ساخته رسول صدرعاملی، "فرزند خاک" ساخته محمدعلی باشه آهنگر و "در میان ابرها" ساخته سیدروح‌الله حجازی، نماینده‌های سینمای ایران در بخش در جستجوی حقیقت: مسابقه سینمای معناگرا هستند. در این بخش سه سیمرغ بلورین به بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اهداء خواهد شد.

به نقل از خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:17  توسط محسن صرافی  | 

فیلم­های بخش "در جست و جوی حقیقت" (مسابقه سینمای معناگرای) بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر معرفی شد.

 

۱- "شب" از رسول صدرعاملی

۲- "فرزند خاک" (تلخ عین عسل) از محمد باشه آهنگر

۳- "در میان ابرها" از سیدروح اله حجازی
۴- " 1408" ساخته میکائیل هافستروم از آمریکا محصول (2006)

۵- "گهواره" ساخته تیم براون از کانادا (2006)

۶- "جنگل مرگ" ساخته دنی پانگ از هنگ کنگ (2007)

۷- "به یاد خودم" ساخته ساوریو کوستانزو از کشور ایتالیا (2007)

۸- "جزیره" ساخته پاول لونگین از روسیه (2006)

۹- "ازدواج" ساخته هوآ تااو تنگ از چین (2007)

۱۰- "پرفسور و معادله محبوبش" ساخته تاکاشی کویی زومی از ژاپن (2006)

۱۱- "وقت مردن" ساخته دوروتا کدیرافسکا از لهستان (2007)

۱۲- "یلا" ساخته کریستیان پتزولد از آلمان (2007)

 

در بخش "در جست و جوی حقیقت"، سه سیمرغ بلورین به بهترین فیلم، بهترین کارگردان و بهترین فیلمنامه اهدا می‌شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 20:51  توسط محسن صرافی  | 

عبدالله اسفند‌ياري، مدير حوزه سینمای معناگراي بنياد سينمايي فارابي گفت: بيش از ۱۰۰ فيلم توسط اين حوزه براي حضور در بخش معناگراي جشنواره(در جست‌وجوي حقيقت) بررسي و گزيده آنها به مديريت جشنواره پيشنهاد شده است.

وي افزود: در بررسي‌هاي خود سعي كرديم تا حد امكان تلاش‌هاي صورت گرفته در حوزه‌هاي جغرافيايي مختلف در بخش سينماي معناگرا را بررسي و امكان نمايش آنها را فراهم كنيم تا اين بخش آينه‌اي براي انعكاس آثار ساخته شده در سطح منطقه و جهان با رويكرد جست و جوي معنا و حقيقت باشد.

وي ادامه داد: اميدوارم آثار اين بخش از جشنواره تنوع و تكثر ديدگاه‌ها و انديشه‌ها و فرهنگ‌هاي مختلف را در حوزه معنا نمايش دهد.

اسفند‌ياري با اشاره به اينكه در بررسي‌هاي خود به سينماي هاليوود محدود نشده‌ايم، افزود: برخي از آثار هاليوودي با رويكرد به معنا، متاسفانه سعي دارند از طريق نمايش زرق و برق‌هاي كاذب و جلوه‌هاي ويژه و يا به عبارتي ديگر شعبده‌بازي، مخاطبان را تحت تاثير قرار دهند و معمولا به محتوا كمتر اهميت مي‌دهند. به همين دليل سعي شد تا با يك بررسي همه‌جانبه، فيلمسازان ديگري را كه به محتواي آثار خود توجه كرده‌اند و از تبليغات وسيع هاليوود برخوردار نيستند، شناسايي و زمينه حضور آثار آنها را در جشنواره فيلم فجر فراهم كنيم، ضمن اينكه برخي از آثار شناسايي شده در اين بخش، شايد به جز نمايش جشنواره فيلم فجر، نمايش ديگري براي مخاطبان نداشته باشند و فرصت تماشاي آنها ديگر فراهم نشود و بديهي است، تمامي اين آثار به تدريج در كانون فيلم معناگرا به نمايش در خواهد آمد.

اسفند‌ياري به بخش بزرگداشت اينگمار برگمان در جشنواره فيلم فجر اشاره كرد و ادامه داد: اين كارگردان فقيد را كه در سال جاري درگذشت، مي‌توان از نمونه‌هاي مطرح هنرمندان معناگرا دانست كه تماشاي مجموعه‌اي از آثار وي بر روي پرده سينما تنها در جشنواره فيلم فجر محقق شده است.

وي آمار فيلم‌هاي معناگراي توليد شده در كشور را مناسب ارزيابي كرد و ادامه داد: با اين شرايط مي‌‌توان منتظر رقابت مناسبي بين آثار معناگراي سينماي ايران و جهان در جشنواره فيلم فجر باشيم، ضمن اينكه نمايش آثار معناگراي كشورهاي مختلف مي‌تواند ما را به شناخت الگوهاي متنوعي از اين حوزه راهنمايي كند الگوهایي كه مي‌تواند در بخش توليدات سينماي ايران به عنوان يك تجربه مورد توجه قرار گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 23:5  توسط محسن صرافی  | 

«شهرام اسدي» كمدي‌معناگراي «اخلاقت رو خوب كن» را مي‌سازد.

شهرام اسدي از ساخت فيلم سينمايي «اخلاقت رو خوب كن» در فروردين ماه سال آينده خبر داد.

فيلمنامه فيلم سينمايي «اخلاقت رو خوب كن» را «رضا مقصودي» نوشته است و به تهيه كنندگي «سيدامير پروين‌حسيني» ساخته خواهد شد.

شهرام اسدی ضمن اشاره به این مطلب، اظهار داشت: اين فيلم سينمايي از مضمون كمدي معناگرا برخوردار است و در حال حاضر در تدارک هستيم تا در نيمه اول فروردين ماه آن را كليد بزنيم.

سازنده «روز واقعه» در ادامه گفت: لوكيشن‌هاي فيلم سينمايي «اخلاقت رو خوب كن» در تهران است و صحنه‌هاي خياباني در تعطيلات نوروز گرفته خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 15:15  توسط محسن صرافی  | 

مهتاب کرامتی و پگاه آهنگرانی در نمایی از «آتش سبز»

صداگذاری فيلم «آتش سبز» در استوديو ميكس توسط ايرج شهزادی ادامه دارد و بزودی به پايان می‌رسد.

«آتش سبز» در آخرين مراحل تدوين توسط «امين اصلانی» است.

محمدرضا درويشی، همچنان مشغول ضبط موسيقی فیلم است و با اتمام صداگذاری و ساخت موسيقی، «آتش سبز» برای اولین بار در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درمی­آید.

فيلمبرداری «آتش سبز» كه ۱۴ خردادماه در تهران و بيرجند آغاز شده بود، شهريورماه در تهران به پايان رسيد.

فيلم سينمایی «آتش سبز»، سرنوشت افسانه­ی دختری به نام ناردانه است، كه در كودكی سروش ازدواج‌اش را با یک مرد مرده می‌شنود. او برای گريز از اين سرنوشت خوف انگيز، ناخواسته گام در راهی دشوار می‌گذارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:24  توسط محسن صرافی  | 

یک وجب از آسمان

 

«يک وجب از آسمان»، دومين فيلم سينمایی وزيريان، داستان پسر‌بچه‌ای به نام محسن است كه از خداوند درخواست يک وجب از آسمان می‌كند و خداوند به واسطه فرشته‌ای او را به خواسته‌اش می رساند و اين در حالی است كه اطرافيان محسن و مردم تنگ‌چشم به دنبال اين تكه از آسمان هستند.

«بهروز بقايی» در اين فيلم نقش «رحيم»، پدر محسن را كه از قشر فقير جامعه است، بازی می‌كند و «لادن طباطبایی» هم نقش مادر او را ايفا می‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 17:35  توسط محسن صرافی  | 

نسرین مقانلو در نمایی از فیلم "ماه وش"

 

محمد درمنش کارگردان فیلم "ماه­وش" گفت : فيلم «ماه‌وش» در آخرين مراحل كارهاي لابراتواري است و براي شركت در جشنواره بين المللي فيلم فجر ارائه خواهد شد.

درمنش در ادامه اظهار داشت: اين فيلم تجربه اي براي من بود كه مضامين معناگرا را با بدنه سينما در هم بياميزم تا يك فيلم معناگرا بتواند در صورت امكان بدون حمايت از سوي ارگاني روي پاي خود بايستد و مخاطبان را جذب كند. وي اظهار اميدواري كرد اين فيلم در زمينه جذب مخاطب موفق باشد.

درمنش تاكنون فيلم‌های سینمایی "دوشيزه" و "هيام" را کارگردانی کرده است.

نسرین مقانلو، هوشنگ توکلی، محمدرضا داودنژاد، مجید مشیری، محبوبه بیات، آرزو افشار و آزاده ریاضی در "ماه­وش" به ایفای نقش می­پردازند.

نسرين مقانلو، در نقش ماه­وش، چند گريم مختلف دارد و تماشاگر او را در فاصله سني ۲۰ تا ۵۰ سالگی مي‌بيند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: مهوش بازیگر سینمای قبل از انقلاب است که پس از سال ها دوری به کشور برمی گردد. برخی آدم های دیروز و امروز از او باوری در ذهن دارند که موجب می شود او براي ادامه زندگي خود در ايران دچار مشكل شود. اما مهوش وجهی دیگر از شخصیت خود را نشان می دهد كه با انتظار عمومی دوستداران وی هماهنگی چندانی ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 15:28  توسط محسن صرافی  | 

فيلم سينمايي "یک وجب از آسمان" دومين ساخته‌ي بلند علي وزيريان امروز ۱۶ آبان در تهران كليد مي‌خورد.

 

اولين پلان اين فيلم در يكي از خيابان‌هاي شهرک غرب مقابل دوربين مي‌رود.

 

با پيوستن آتيلا پسياني و انتخاب سهند جاهدي به عنوان بازيگر كودک اين فيلم، جمع بازيگران "یک وجب از آسمان" كامل شد.

 

علي سليماني ، لادن طباطبايي، افسر اسدي، بهروز بقايي، نادر سليماني، امير آتشاني، محسن قاضي مرادی، مهوش وقاري، مينا جعفرزاده و آرميتا مرادي ديگر بازيگران اين فيلم هستند.

 

برديا كيارس نيز ساخت موسیقی اين فيلم را برعهده‌ دارد.

اين فيلم داستان پسر بچه‌ ای است كه آرزوی داشتن "یک وجب از آسمان" را دارد كه اين تحقق پيدا می‌كند و براي بقيه چنين چيزی غير قابل باور به نظر می‌رسد، ولی با ديدن آسمان همه باورشان مي‌شود و به دنبال تصرف آسمان به راه می‌افتند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:7  توسط محسن صرافی  | 

 

علی وزیریان

 

علی وزیریان در مورد فیلم جدیدش گفت: به دنبال پسربچه‌اي ۱۰ تا ۱۲ ساله هستيم كه هنوز موفق نشديم، کسی را با اين ويژگي‌ها پيدا كنيم و تا شروع فيلم‌برداري اگر اين اتفاق نيافتاد كار را با صحنه‌هايي كه این شخصیت حضور ندارد آغاز مي‌كنيم.

 

وي قصه و فضاي اين كار را متفاوت از فيلم اولش "خدا نزديک است" دانست و اظهار داشت: "يک وجب از آسمان" شخصيت‌هاي خيلي زيادي دارد و كسي در آن محور نيست و قدري هم چاشني طنز درون آن ديده مي‌شود.

 

وزيريان از علي سليماني، بهروز بقايي، لادن طباطبايي، محسن قاضي‌مرادي، مهوش وقاري، امير آتشاني و علي اوسيوند به عنوان بازيگراني كه حضورشان در فيلم قطعي شده است نام برد و انتخاب نقش‌هاي اصلي فيلم را به روزهاي آينده موكول كرد.

 

وي با اشاره به داستان اين فيلم گفت: فيلم قصه پسربچه‌اي است كه آرزوي داشتن "یک‌ وجب از آسمان" را دارد كه اين تحقق پيدا مي‌كند و براي بقيه چنين چيزي غيرقابل باور به نظر مي‌رسد. ولي با ديدن آسمان همه باورشان مي‌شود و به دنبال تصرف آسمان راه مي‌افتند.

 

ساير عواملي كه حضورشان در اين فيلم قطعي شده است عبارتند از: مدير فيلم‌برداري: محمد آلادپوش، تهيه‌كننده: سيدحسين حقگو، مجري طرح: جواد نوروز بيگي، طراح گريم: مهرداد ميركياني، طراح صحنه و لباس: فرهاد ويلكيچي، مدير توليد: مجيد بابايي، دستيار كارگردان و برنامه‌ريز: برزو نيك‌نژاد، منشي صحنه: روح‌انگيز شمس، عكاس: امير عابدي، جلوه‌هاي ويژه: محسن روزبهاني، مدير تداركات: كيومرث عباسي، جانشين توليد: پيمان شيرخواني

 

وزيريان درباره حضور اين فيلم در جشنواره فجر گفت: من اعتقادم بر اين است كه كار بايد به سلامت انجام شود و اين موضوع براي من مهم‌تر از هر چيز است و به خاطر حضور در جشنواره كيفيت را فداي سرعت نمي‌كنيم و در نهايت اگر فيلم رسيد خوشحال مي‌شويم.

 

اين كارگردان با اظهار رضايت از نمايش "خدا نزدیک است" اظهار داشت: البته اكران در چند سينما ادامه خواهد داشت و با توجه به آمار فروش ديگر فيلم‌ها، فيلم من هم در نوع خودش خوب فروخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:0  توسط محسن صرافی  | 

خدا نزدیک است

فيلم سينمایی «خدا نزدیک است»،‌ ساخته علی وزيريان و محصول سازمان سينمایی حوزه هنری،‌ به بخش مسابقه دهمين جشنواره بين‌المللی فيلم داكا در كشور بنگلادش راه يافت.

اين فيلم ، دومين حضور خود در فستيوال‌های بين‌المللی را تجربه می‌كند. «خدا نزدیک است» پيش‌تر در جشنواره «مذهب امروز» ايتاليا شركت كرده بود.

فستيوال فيلم داكا، ژانويه 2008 (دی ۱۳۸۶) در كشور بنگلادش برگزار می‌شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 20:8  توسط محسن صرافی  | 

الناز شاکردوست در نمایی از فیلم "خدا نزدیک است"

مجنون‌وار بر بستر معناگرایی

 

علی وزیریان در اولین فیلم بلند سینمایی خود تلاش کرده عشقی مجنون‌وار را بر بستری از معناگرایی و مذهب به تصویر بکشد. فیلمی که بیش از هر چیز در ژانری که انتخاب کرده محدود می‌ماند.

به گزارش خبرنگار مهر، وزیریان در این فیلم نگاهی دارد به ژانر تازه تأسیس معناگرا که به تدریج جای خود را بین گونه های سینمایی پیدا می کند و بدل به قطبی شناخته شده در سینمای ایران می شود.

 

وزیریان با توجه به ریشه های مذهبی خود تلاش کرده در فیلم "خدا نزدیک است" مفاهیمی چون عشق، سیر و سلوک، معجزه، شفا و ... را از زاویه ای خاص به تصویر بکشد و در واقع از نقطه نظر خود هر کدام از این مضامین را معنا کند. فیلمی که برای ارتباط برقرار کردن با اهل دل، قصه عام یک عشق را با کدگذاری های خاص بدل به داستانی به شدت مذهبی و دینی حتی در مولفه های ظاهری می کند.

 

فیلم قصه عشق یکطرفه رحمان به لیلا است. عشقی که با همه جزئیات و پرداخت فقط رحمان را دچار می کند و همراهی فیلمساز با وی و تمرکز زاویه دید فیلم بر زندگی رحمان شاهدی بر این مدعاست. فیلمساز از ابتدا تلاش کرده مولفه های مذهبی و دینی را نه فقط در لایه های درونی فیلم بلکه در طراحی شخصیت، مکان، خاستگاه آدمها و تأکید بر این مولفه ها پررنگ کند.

 

رحمان جوان ساده دلی است که اعتقادات و ریشه های مذهبی خاصی دارد که از ابتدای فیلم با حضور او در امامزاده به آن اشاره می شود. فیلم از جایی آغاز می شود که رحمان با حضور در امامزاده و درددل با خادم آنجا، آرامش و چگونگی رسیدن به این شرایط را برای او شرح می دهد. نوعی نگاه عام به کاراکترهای مستعد برای برقراری ارتباط با عالم ماورا و معنا که در ساده دلی، تنهایی و ... باقی می ماند و کاراکتر رحمان هم نمی تواند کد شخصیتی خاصی به آن بیافزاید.

 

فیلم با رویکرد مألوف به فلاش بک، بخش اعظم روایت خود را در همین فلاش بک میانی ترسیم می کند و وقتی در پایان روایت به نقطه ابتدایی رسیده و محدوده دایره را می بندد، فیلم به زمان حال می آید و آخرین اتفاق و سرانجام کار را در زمان حال به تصویر می کشد. تصویر محتوم عشق هایی که در زمان خاص خود به نتیجه نمی رسند و به گفته ای می سوزند و می سوزانند. 

 

رحمان در فلاش بک جوانی معرفی می شود تنها و مهربان که ساده دلی او موجب دور شدنش از مردم شده و مادر هم نگران تنهایی اوست. دغدغه های درونی رحمان در کمک کردن به مردم، اهمیت به حفظ فاصله با زنان مسافری که سوار موتورش می کند و ... برجسته می شود و در صحنه کلیدی وقتی او معلم جوان روستا را شناسایی کرده و برای راهنمایی و رساندن او قدم پیش می گذارد، جرقه آغاز این رابطه عاطفی به واسطه ویژگی های بالقوه شخصیت روشن می شود.

 

فیلمساز برای زمینه چینی و بسط عشق رحمان به لیلا، توجه خاصی بر عنصر تکرار دارد و در این میان با تکرار همراهی رحمان و لیلا در مسیر مدرسه، انتظار او پشت در خانه و ... گذشت زمان، بسط این عشق و در عین حال رمز آلود بودن دو طرفه بودن آن را به گونه ای تصویری ترسیم می کند.

 

فیلمساز تلاش کرده از این وجه برای گذار رحمان از مرحله عاشقی به جنون هم استفاده کند هنگامی که او را بر درگاهی مقابل خانه لیلا نشان می دهد که گذر زمان ظاهرش را تغییر داده و در نهایت تبدیل به مجنوبی آواره کوچه ها می شود. در چنین مقطعی است که فیلمساز با توجه به زمینه چینی پررنگی که برای وجوه معنایی فیلم کرده، امامزاده را به عنوان لوکیشن اصلی معرفی کرده و شفای رحمان را در این مکان تصویر می کند.

 

در واقع می توان امامزده را به واسطه رویکرد فیلمساز مکان تعیین کننده و مهمی تلقی کرد که اتفاقات مهم فیلم در آن به وقوع می پیوندد و در واقع به عنوان یک کاراکتر معرفی شده و خودنمایی می کند. وزیریان برای معرفی مکان از زبان سینما و تصویر استفاده ای کرده که بیش از هر چیز به نمایش اغراق شده مکان نزدیک است که با نشان دادن نماهای طولانی از تابلو و نقاشی دیواری های مذهبی از امامان و موسیقی خاص، تأثیرگذاری فضای عرفانی را بالا می برد.

 

اما این شیوه بعلاوه ریتم کند فیلم در باقی لحظات نوعی رخوت و پس زدگی در مخاطب ایجاد می کند که به همراه نشدن با فیلمساز در دنیایی که در فیلم ساخته منجر می شود. به نظر می آید وزیریان تأکید که به دنبال خود تکرار و کندی را به همراه دارد، به عنوان اصل مهم برای نزدیک شدن به فضاهای مذهبی و عرفانی تلقی کرده و از همین روست که آن را به کلیت فیلم تعمیم داده است.

 

سکانس هایی چون درس گوش کردن رحمان از پشت در کلاس که لیلا درس آب را به بچه ها می دهد و تکرار محض این آموزش در روزهایی که لیلا دیگر به مدرسه نمی آید از لحظاتی سینمایی است که در درون این قصه که با مولفه های دینی-مذهبی کدگذاری شده خودنمایی می کند و کارکرد خوبی از عنصر تکرار در موقعیت های مختلف ارائه می دهد.

 

شفا گرفتن رحمان بر بستر اعتقادات مذهبی نوعی حرکت از جایگاه جنون به عقلانیت است. عقلانیتی که وقتی رحمان دچارش می شود و نسبت به اتفاقات گذشته منطقی برخورد می کند، معشوق را به سوی او می آورد.

 

هر چقدر که فیلم تلاش می کند بستر مناسبی برای سیر و سلوک رحمان فراهم کند و با پرداخته های خود به نوعی نقاط خالی این مسیر را پر کند، اما همین سیر در مورد شخصیت لیلا مبهم باقی می ماند. هر چند همانطور که اشاره شد فیلم از ابتدا همراهی خود را با رحمان قرار داده و از زاویه دید او اتفاقات را به تصویر می کشد ولی این دلیل نمی شود که پرداخت اولیه دیگر کاراکترها دچار نقصان شود.

 

نگاه و نظر لیلا نسبت به رحمان همواره در پرده ابهام باقی می ماند هر چند او هیچگاه محبتهای رحمان را پس نمی زند. ولی وقتی سرخورده از زندگی زناشویی، به رحمان در امامزاده برمی خورد به نظر می آید ارزش عشق خالصانه رحمان را فهمیده ... زمانی برای بازسازی گذشته ای که از دست رفته ولی همه چیز هم قابل بازسازی نیست.

 

"خدا نزدیک است" تلاش می کند از پاسخ محض و قطعی ندادن به برخی پرسشها به نوعی فضای معنوی ساخته شده را پررنگ کرده و به نوعی به این وجه ارجاع دهد در حالیکه معناگرایی و فیلم معناگرا ساختن به مفهوم وانهادن همه چیز به این وجه نیست. معناگرایی اصول و تعاریفی خاصی دارد که در نهایت باید در قالب یک فیلم سینمایی بتواند قائم به ذات بوده و مخاطب را به شیوه خاص خود راضی کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 0:32  توسط محسن صرافی  | 

پسر کو ندارد نشان از پدر

امین اصلانی که در عرصه عکاسی و مستندسازی فعالیتهای چشمگیری داشته و جوایز متعدد بین المللی را نیز از آن خود کرده است، تدوین جدیدترین ساخته محمدرضا اصلانی را بر عهده دارد.

امین اصلانی فرزند محمدرضا اصلانی است.

 

مطالبی در مورد امین اصلانی ( بیوگرافی و فیلمشناسی )

 

"هزار توهای سکوت" ساخته امین اصلانی

بیوگرافی امین اصلانی و "سوگنامه سرزمین نیمروز"

عکسی از هزار توهای سکوت ساخته امین اصلانی

نمونه ای از هنر عکاسی امین اصلانی

پایان فیلمبرداری مستند "همه حافظه یک دوران"

تدوین " FORBIDDEN CHAPTER "

تدوین “ BLACK TAPE ”

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 0:52  توسط محسن صرافی  | 

فيلمبرداری «خواب ليلا» به كارگردانی مهرداد میرفلاح تا ۲۰ خردادماه در شمال كشور به پایان می‌رسد. بهرام دهقانی تدوين سكانس‌هایی از فيلم را كه زمستان گذشته فيلمبرداری شده بود، به پايان رسانده و فيلمبرداری سكانس‌های باقيمانده ظرف دو تا سه روز تا 20 خردادماه به پايان مي‌رسد.
«خواب ليلا» فيلمي در ژانر وحشت و دلهره است.عبدالله اسفندياری، تهيه‌كنندگی آن را برعهده دارد و فاطمه معتمدآريا، ليلا زارع، فرخ نعمتی، پژمان بازغی، پرويز پورحسينی و... بازيگران آن هستند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 21:20  توسط محسن صرافی  | 

کاظم راست گفتار بر خلاف عده زیادی از اهالی سینما که خود را از سینمای معناگرا منفک می دانند و اغلب این نوع سینما را بی اساس می شمارند در اظهار نظری عجیب «نقاب» را اثری متعلق به سينمای معناگرا دانست و اظهار داشت: در اين فيلم به ظريف‌ترين، پليدترين و شنيع‌ترين خصوصيات انسانی پرداخته شده و آدم‌هایی را نشان می‌دهد كه سياه و سفيد نيستند و در حاليكه منفورترين كار را انجام می‌دهند اما براي مخاطب جذاب هستند.

راست گفتار افزود: «نقاب» معنا را در فطرت انسان به چالش می كشد، كاری كه فيلم‌هایی با مخاطب خاص انجام می‌دهند. اين فيلم هشدار اندكی به زبان سينما بود كه حداقل در بروز چنين وقايعی در جامعه پيش‌گيرانه است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 4:37  توسط محسن صرافی  | 

 

یك فيلم خوش سر و شكل كه پر از ايده‌های جعلی و قلابی است. فیلمبرداری حميد خضوعی ابیانه، مثل خامه‌ جذابی است كه فساد درون كیك را پنهان كرده است. فیلمی كه هر بخش‌اش از جايی وام گرفته شده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:52  توسط محسن صرافی  | 

 

خواب لیلا به کارگردانی مهرداد میرفلاح و تهیه کنندگی عبدالله اسفندیاری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 0:58  توسط محسن صرافی  |