تبليغاتX
بوستان سینما
سینمای معناگرا - وب نوشته های محسن صرافی

مهناز افشار و کامبیز دیرباز در نمایی از فیلم «انعکاس»

مهناز افشار و کامبیز دیرباز در نمایی از فیلم «انعکاس»

 

فیلم انعکاس به کارگردانی رضا کریمی، روز ۲۴ فروردین ۸۶ در اصفهان کلید خورد و ۲۷ام خرداد با ۵۸ جلسه کاری به پایان رسید. تدوین فیلم توسط سعید حاجی میری، تهیه کننده فیلم انجام شد و در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد که با استقبال خوب تماشاگران مواجه شد. در این فیلم مهناز افشار، کامبیز دیرباز، حمید گودرزی و شهره قمر به ایفای نقش پرداخته­اند و فرج حیدری، فیلمبرداری این فیلم را بر عهده داشته است. صدای خوب فیلم مرهون زحمات عزیزی است که بعد از حادثه ناگواری که برایش پیش آمد، هم اکنون در منزل بستری و با مشکل جسمانی روبروست، برای اصغر شاهوردی آرزوی سلامتی می­کنم.

 

رضا کریمی که فیلمهایی چون: عشق+۲ و هزاران زن مثل من را در کارنامه اش دارد، در مورد آخرین ساخته­اش می­گوید: این فیلم در ادامه کارهای قبلی من است و در آن سعی کردم به مخاطب توجه کنم و صرفا برای جذب تماشاگر دست به هر کاری نزنم. به همین دلیل در جذب مخاطب به بار معنایی نیز توجه ویژه شده است. قصد داشتم در "انعکاس" به مولفه‌های تجاری در کنار مولفه‌های هنری و معنایی توجه نشان دهم. در این فیلم ضمن احترام به مخاطب سعی کردم با مضمون فیلم او را درگیر کنم و به ویژگی‌های یک فیلم هنری و معنایی نیز بپردازم. ما در "انعکاس" قصد نداشتیم با هر ترفند مخاطب را به سینما بکشانیم و به نوعی او را فریب دهیم. بلکه به سلیقه مخاطبی که به دیدن فیلم می‌آید احترام گذاشتیم و در کنار مولفه‌های تجاری مضامین دیگر را نیز دنبال کردیم.

کریمی در ادامه به بازیگران اشاره می­کند و بیان می­دارد: ما از ابتدا قصد داشتیم از بازیگران شناخته‌شده استفاده کنیم. اما در کنار آن سعی کردیم از بازیگرانی بهره ببریم که به کاراکترها نزدیکتر باشند. مهناز افشار نامزد اول بازی در فیلم بود. برای کامبیز دیرباز و حمید گودرزی نیز وضعیت به همین شکل بود و از همان ابتدا برای حضور آنها تصمیم گرفته بودیم. هنگام بازنویسی نهایی فیلمنامه، بازیگران انتخاب شده بودند و معتقدم افشار بهترین انتخاب برای این نقش بود.

 

انعکاس، فیلمی است که روایت یک زندگی را دستمایه اصلی قصه قرار داده است و داستان زوج جوانی را روایت می­کند که هر کدام بی اراده در معرض آزمون سختِ اثباتِ وفاداری قرار می­گیرند که انتخاب نهایی هر کدام از آنها انعکاسی را در پی دارد و اینجاست که زن و مرد باید مهمترین و شاید آخرین تصمیم زندگی­یشان را بگیرند.

 

انعکاس فیلمی سراسر تعلیق است که بیننده را تا آخرین لحظه با خود همراه می­کند و به فکر وامی­دارد تا سرانجام کار را دریابد. در طول فیلم شاهد کشمکش بین زن و شوهر هستیم و هر لحظه تماشاگر با خود می­اندیشد که مقصر کیست و اساساً پایه لرزان این زندگی کجاست و چه کسی حقیقت را پنهان می­کند. گاهی سوءظن و بدگمانی گریبانگیر زندگی زناشویی می­شود که البته نوع و شکل آن متناسب با فرهنگ هر جامعه ای متفاوت است، حال این سوءظن چقدر زاییده تخیل باشد و یا نزدیک به واقعیت، مانع از تاثیر مخرب آن بر زندگی و مناسباتش نیست. اما در این میان یک قانون نانوشته وجود دارد که نباید بر کسی پوشیده بماند، اینکه وفاداری یا عدم وفاداری در زندگی مشترک انعکاسی است از عملکرد طرف مقابل و این نکته­ای است که می توان آن را به ارتباط و عملکرد آدمها در تمامی سطوح زندگی اجتماعی بسط داد.

 

قصور مرد خانواده در پیشواز از همسرش که به تازگی از سفر برگشته، سرآغازِ سوءتفاهماتِ این فیلم است. عدم حضور مرد در فرودگاه باعث میشود، زن با مردی که سالها پیش او را می­شناخته، بار دیگر ملاقات کند و در حالیکه حضور شوهرش را انتظار می­کشد با جریانی ناخواسته مواجه شود و اینجاست که باید وفاداری و یا عدم انجام آن را از سوی زن شاهد باشیم اما در این بین نویسنده تقارنی بین مرد و زن ایجاد می­کند و زمانیکه شوهر در سفر به سر می­برد با بحرانی مشابه دست به گریبان است و سعی می­کند تا از شرایط پیش آمده رهایی یابد.

 

کارگردان در این فیلم سکانس­هایی را حذف می­کند تا مخاطب با قوه تخیل خود بتواند آنها را تصویر کند. این پلانها یا سکانسها همان بخشهایی است که گره گشاست و در فیلم مستتر است. این فیلم می­تواند داستان زندگی هر یک از ما باشد، مطمئناً برایمان پیش می­آید که ناچاریم تصمیمی بگیریم و برای انجامش به اطلاعاتی نیاز داریم که بر ما پوشیده است، آن وقت است که وفاداری و صداقت طرف مقابل به کمک­مان می­آید، اگر در این آزمون سخت بدون آگاهی پیش برویم و از گفتگو پرهیز کنیم به نتیجه­ای دست پیدا نمی­کنیم به جز سوءتفاهم.

 

انعکاس فیلمی خوش ساخت است که علاوه بر جذب مخاطب به بیان مفاهیمی چون: وفاداری، همزبانی، صداقت و ایمان اشاره دارد. زمانیکه زن احساس ناامیدی می کند و استیصال او را شاهدیم از خداوند یاری می­خواهد تا بر مشکلات غلبه کند و زندگی­اش را از بحران به وجود آمده مصون بدارد.

در سکانسی که مهناز افشار و حمید گودرزی حضور دارند، نکته ای به غایت زیبا و تاثیرگذار را از زبان نسیم (مهناز افشار) می­شنویم، او می­گوید عاشق شوهرش نیست بلکه او را دوست دارد. این مطلب مرا به یاد کلام زنده­یاد دکتر شریعتی می­اندازد. ایشان در کتاب «هبوط در کویر» می نویسد: دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرتِ روشن و زلال. عشق طوفانی است، متلاطم و بوقلمون صفت، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت. دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است، یک ابدیت بی مرز است، از جنس این عالم نیست.

 

مهناز افشار که بیشتر در فیلمهای تجاری حضور پیدا کرده است این بار بر خلاف نقشهای قبلی­اش، شخصیتی صبور و درونگرا را با بازی­ای حسی و تاثیرگذار ارائه میدهد. «نسیم»، دختری که افشار در این فیلم نقشش را ایفا می­کند، در تلاش برای حفظ زندگی و خانواده­اش، سختی­ها و ناملایمات را به جان می خرد اما با سکوت و پنهان کاری، تماشاگر را به فکر وا می دارد که آیا حقیقت همان چیزی است که می­پندارد؟

 

کامبیز دیرباز که حالا شخصیتی شکل یافته در فیلمها پیدا کرده، نقش مرد جوانی را ایفا می کند که عاشقانه همسرش را دوست دارد و به شدت وفادار به خانواده است. مرد برای حفظ بنیان خانواده از هر تصمیم نابجایی پرهیز می کند ولی در برهه­ای مانند تماشاگر در تشخیص مرز بین خیال و واقعیت دچار تردید می شود.

 

حمید گودرزی هم از نقشهای قبلی­اش فراتر نمی­رود و به نظر می­آید کارگردان با انتخاب گودرزی بخشی از تعریف شخصیت را ارائه داده و حالا قصه ای را روایت می­کند که با وجود او شکل می­گیرد.

 

عکسهای فیلم «انعکاس» 

 

قسمتی از فیلم انعکاس

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 1:10  توسط محسن صرافی  | 

فیلم "آن مرد آمد" را دیدم و با توجه به تعلق خاطری که نسبت به سینمای دفاع مقدس دارم، نقدی بر این فیلم نوشتم.

فیلم "آن مرد آمد" در مجموع فیلم خوبی است. به دلیل آنکه شخصیت­ها به اندازه­ای در فیلم پرداخت می­شوند که به پیشبرد داستان کمک کنند و بازی­هایی نسبتاً روان را از بازیگران شاهدیم.

ساختار فیلم نیز در برخی سکانس­ها، انسجام یافته است و پلان­هایی مفهومی به بیننده کمک می­کند تا داستان را راحت­تر پی بگیرد.

 

کوروش تهامی و عبدالرضا زهره کرمانی در نمایی از "آن مرد آمد"

 

به سکانسی از فیلم اشاره می­کنم که عراقی­ها به تانک سوخته­ای وارد می­شوند که حاج اکبر(جمشید هاشم­پور) زخمی و بی­رمق درون آن است. با دیدن ابراهیم (کوروش تهامی) و ادی (عبدالرضا زهره کرمانی)، دوربین از آن­دو دور شده و به آسمان میل می­کند و در همین لحظه صدای یورتمه اسب (شاید نمادی از واقعه عاشورا) را می­شنویم و سپس سر بریده حاج اکبر بر سرنیزه یک عراقی از تانک بالا آورده می­شود و در پس آن خورشید را می­بینیم. بازی کوروش تهامی نیز در این سکانس بسیار خوب است چه در هنگامی که عراقی­ها به تانک وارد می­شوند و چه پس از شهید شدن حاج اکبر که مجنون­وار به سمت عراقی­ها حرکت می­کند.

آنچه در این فیلم برای خود من جذاب می­نماید آن است که ریحانه (دختر ابراهیم) را از خواب دیدن منع می­کنند، خواب­هایی که همچون رویای صادقه، وقایع جنگ و به خصوص عملیاتی را که پدربزرگ و دایی­هایش (حاج اکبر، علی و اصغر) طی آن به شهادت رسیده­اند برای او آشکار می­کند. شاید این بدان معنا باشد که عده­ای به دلایل شخصی، نسل جوان امروز را از هر تفکری نسبت به دوران دفاع مقدس بازداشته­اند. این معنا به زبان ساده­ای از سوی مدیرمسئول مجله­ی "بامداد مهر" (آقای بامداد) بیان می­شود، جایی که به نگار (مهسا کرامتی) می­گوید که در جنگ بوده است و مسلماً بهتر از او می­داند که چگونه خاطرات آن دوران را روایت کند تا جایی که در واقعیات بیان شده از سوی ابراهیم، دخل و تصرف می­کند.

اما سکانس پایانی فیلم، همانند برخی از سکانس­ها نمی­تواند بیننده را همراه کند مگر پلان آخر که در نمایی از بالا، ریحانه (دختر ابراهیم) را می­بینیم که از پله­ها پائین می­آید و سه خط رنگی را جلوی پایش می­بیند. خط قرمز و سبز گویی که امتداد ندارند ولی خط زرد، مستقیم و کاملاً نمایان است. ریحانه پس از مکث کوتاهی پا بر خط زرد می­گذارد و در امتداد آن حرکت می­کند گویی این راه، که شاید نوعی رفتار توأم با احتیاط باشد، از دو راه دیگر (قرمز و سبز) مطمئن­تر است. نگار نیز که دختری است با پوشش امروزی، در پس او گام برمی­دارد و خط زرد را پی می­گیرد.

تدوین مازیار میری هم به دلیل آن که فلش بک­هایی موازی با خوابهای ریحانه را شاهد هستیم و خاطرات ابراهیم را دنبال می­کنیم، به فیلم کمک می­کند، چون در برخی فیلم­های مشابه، تدوین آزار دهنده است.

و در پایان می­توان گفت که کارگردان به خوبی از داشته­هایش چه در زمینه بازیگری و چه فیلمبرداری، بهره جسته و روایتی خطی و روان دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:48  توسط محسن صرافی  |