<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بوستان سینما</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/</link>
<description>سینمای معناگرا - وب نوشته های محسن صرافی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 09:30:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>میری در گفتگو با مهر: «کتاب قانون» جدی‌ترین فیلم کارنامه من است</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-395.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;مازیار میری: «کتاب قانون» جدی‌ترین فیلم کارنامه من است&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/11/484535_orig.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کارگردان &quot;کتاب قانون&quot; با اشاره به موضوع ویژه و دشواری‌های ساخت این فیلم سینمایی، آن را جدی‌ترین و مهمترین فیلم کارنامه‌اش دانست؛ فیلمی که آئینه‌ای در برابر عادت‌ها و آداب ناپسند جامعه ایرانی و نقدی آمیخته با طنز به این رفتارهای نادرست است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;کتاب قانون&quot; تا امروز متفاوت‌ترین فیلم کارنامه مازیار میری است، کارگردانی که با سه فیلم قبلی‌اش گرایش به سینمای هنری و تمایل به تجربه‌گرایی را نشان داده، &quot;کتاب قانون&quot; اولین فیلم میری است که فضایی مفرح دارد و برای مخاطب گسترده ساخته شده، آمار فروش نشان می‌دهد با وجود تفاوت‌های &quot;کتاب قانون&quot; با بیشتر کمدی‌هایی که در این سال‌ها روی پرده رفته میری توانسته به هدفش برسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;*بعد از سه فیلم که حال و هوایی متفاوت و لحنی جدی داشتند چطور به سراغ &quot;کتاب قانون&quot; رفتید، اگر نام شما را در تیتراژ نمی‌دیدیم حدس زدن این که &quot;کتاب قانون&quot; را مازیار میری ساخته، ساده نبود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- مازیار میری کارگردان &quot;کتاب قانون&quot;: از نگاه من &quot;کتاب قانون&quot; یکی از جدی‌ترین فیلم‌های کارنامه‌ام است، موضوع و مضمونی که در این فیلم روی آن کار کرده‌ام سخت‌تر از فیلم‌های قبلی است. من دوست داشتم درباره نگاه نو به آداب و رسوم و فرهنگمان فیلم بسازم، دراین باره که اگر قرار شود بازنگری نسبت به آداب و عادت‌هایمان داشته باشیم و دوباره و به واسطه یک فرد دیگر به این باورها نگاه کنیم چه اتفاقی می‌افتد، موضوع نقد فرهنگ خودی همیشه برایم جذاب است، هر چند که پرداختن به این موضوع حساسیت و دشواری‌هایی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* طرح اولیه این فیلمنامه متعلق به شما بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بله و از آقای محمد رحمانیان خواستم فیلمنامه را بنویسد، او بهترین گزینه برای نوشتن چنین فیلمنامه‌ای بود چون شرایط را خوب می‌شناسد و از معدود نویسندگان و کارگردان‌های تئاتر است که آثارش ویژگی تصویری دارد و این در فیلمنامه &quot;کتاب قانون&quot; مشهود است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* همان طور که گفتید به نقد فرهنگ خودی علاقمندید، در &quot;به آهستگی&quot; هم به انتقاد از باورها و سنت‌های غلط جامعه ایرانی اشاره و بحران قضاوت را مطرح کردید، ادامه این نگاه به &quot;کتاب قانون&quot; آمده و یکی از مهمترین نکته‌های فیلم درگیر بودن جامعه سنتی با قضاوت‌های غلط است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- قضاوت کردن و دشواری‌هایش یکی از تم‌های محبوب من است و البته یکی دیگر از تم‌هایی که در فیلم‌هایم می‌توانید ببینید، جستجوگری است که در &quot;کتاب قانون&quot; هم دیده می‌شود، این جا با زنی روبروئیم که از سرزمینی دیگر می‌آید و واقعیت و حقیقت دین را جستجو می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* در تئاتر فضا با سینما فرق دارد و می‌توان با فراغ بال بیشتر از بعضی مسائل انتقاد کرد، رحمانیان در نمایش‌هایش این کار را می‌کند اما در سینما حساسیت و ممیزی بیشتر است، در نهایت هم &quot;کتاب قانون&quot; ممیزی شد و دو سال روی پرده نرفت، موقع نوشتن رحمانیان به این حساسیت‌ها واقف بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- من و آقای رحمانیان حرف‌هایمان را جلسه اول زدیم و ایشان رفت تا فیلمنامه را بنویسد، بعد از نوشتن فیلمنامه دوبار درباره فیلمنامه و مسائلی که در نظر من بود حرف زدیم، ایشان شناخت خیلی خوبی درباره این مضامین و مسائل دارد و به خوبی این حوزه‌ها را می‌شناسد. این شناخت و تسلط کار ما را راحت‌تر می‌کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* تسلط او به طنز هم متناسب با فضایی بود که شما می‌خواستید بسازید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- طنز او عمیق و جدی است و نگاه انتقادی او برایم جذاب است، فیلمنامه‌ای که نوشته شد خیلی تغییر نکرد جز درباره لوکیشن اصلی فیلم که ابتدا روسیه بود و بعد لبنان را انتخاب کردیم. بازنویسی نهایی را رحمانیان براساس لوکیشن‌های لبنان و بازدید از آنها انجام داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* اتفاقا لبنان با توجه به نزدیک بودن بافت مذهبی و فرهنگی‌اش با جامعه ایرانی انتخاب بهتری بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- لبنان به دلیل گستره مذهبی‌اش می‌توانست بستر داستانی مناسب برای آشنایی یک دختر مسیحی با مردی مسلمان را فراهم کند، در لبنان پیروان ادیان مختلف در کنار هم زندگی می‌کنند و این زمینه برخورد و آشنایی اقوام و پیروان دین‌های مختلف را به وجود می‌آورد. زمانی که به دوستان وزارت ارشاد گفتیم به لبنان می‌رویم استقبال کردند ولی بعد که فیلم را دیدند یکی از اشکال‌هایشان این بود که چرا لبنان را انتخاب کرده‌ایم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;*در فیلمنامه‌ اولیه که در روسیه روایت می‌شد هم زنی مسیحی مسلمان می‌شد و با رحمان ازدواج می‌کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بله.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* چرا روی رابطه عاطفی رحمان و ژولیت کم تمرکز کرده‌اید؟ چرا زمینه‌چینی محدودی برای این که تحول ژولیت و مسلمان شدنش را نشان بدهید دارید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- موضوع اصلی ما این نیست، موضوع اصلی فیلم این است که یک تازه مسلمان که با شناخت و آگاهی این دین را انتخاب کرده در مواجهه با دنیای اطراف چه سرانجامی پیدا می‌کند، دستورات دینی برای او ناب است و مسلمانی‌اش به استناد صحبت‌های بزرگان دین ما خالص‌تر است، موضوع اصلی &quot;کتاب قانون&quot; رویارویی این مسلمان با دنیای اطراف است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* از اول هم به بازیگر خارجی برای بازی در نقش ژولیت فکر می‌کردید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بله، وقتی بازیگر ایرانی با لهجه صحبت می‌کند، کار مصنوعی می‌شود، ما می‌خواستیم ژولیت برای مخاطب به عنوان زنی خارجی قابل باور باشد، ضمن این که در بعضی سکانس‌ها حمسه بدون حجاب است و پس از مسلمان شدن پوشش کامل دارد که استفاده از بازیگر خارجی امکان گرفتن این سکانس‌ها را به ما می‌داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;*نوع بازی حمسه با بازیگران عرب فرق دارد و اغراق و تصنعی که در بازی بازیگران سینمای کشورهای عربی دیده‌ایم، در او نیست. چقدر استعداد و هوشمندی او در این اجرای درست موثر بود چقدر راهنمایی شما و پرویز پرستویی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دارین حمسه بازیگر باهوشی است که بازیگری برایش مهم است، اما همکاری پرویز پرستویی هم در این نقش‌آفرینی موثر است. او زحمت زیادی کشید تا حمسه بتواند نقش‌آفرینی قابل قبولی داشته باشد، پرستویی یک بار تمام فیلمنامه را به فارسی برای او خواند تا با آهنگ زبان فارسی آشنا شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حمسه هنوز هم زبان فارسی را بلد نیست، اما تمرین‌های پرستویی لحن و آهنگ زبان فارسی را به او آموخت، یک دور فیلمنامه فینگلیش برایش نوشته شد و هر سکانس را پرستویی با او تمرین می‌کرد. دارین حمسه روی هر سکانس با من صحبت می‌کرد و می‌خواست حس و حال هر صحنه را بداند. پرستویی برایش هر سکانس را بازی می‌کرد و او آن صحنه را اجرا می‌کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* حمسه از سینمای ایران شناخت داشت، فیلم ایرانی دیده بود و علاقمند بود که با یک پروژه ایرانی همکاری می‌کند، به هرحال سینمای ایران نسبت به سینمای لبنان شناخته شده‌ترو حرفه‌ای‌تراست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- در یکی از گفتگوهایش خواندم که چون در انگلستان درس می‌خوانده با سینمای ایران آشنا است، فیلم‌های ایرانی دیده و با ویژگی‌های سینمای ایران بیگانه نبوده است. از عباس کیارستمی و محسن مخملباف فیلم دیده، به هر حال سینمای ایران برای سینمادوستان دنیا آشنا است. سینمای ایران در آن سوی مرزها صاحب اعتبار است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* نقش رحمان را برای پرستویی نوشته بودید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بله، این نقش را برای او نوشتیم و از اول به او فکر کرده بودیم، آرامشی که در رحمان هست در پرستویی بود، توانایی بالای پرستویی این امکان را به هر کارگردانی می‌دهد تا با او کارهای مختلفی انجام بدهد و به اتکای او خطر کند، زمانی که فیلمنامه را می‌نوشتیم پرستویی را در نظر داشتیم و با توجه به ویژگی‌های بازی او شخصیت رحمان شکل گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* حضور پررنگ بازیگران تئاتری در &quot;کتاب قانون&quot; نشان می‌دهد به دنبال کشف چهره‌های تازه در فیلم‌هایتان هستید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- برای من بازیگر تئاتری و سینمایی تفاوت ندارند و بازیگری را انتخاب می‌کنم که توانایی بازی در نقش را داشته باشد و مناسب نقش باشد، پرستویی در انتخاب بازیگرها به من مشاوره می‌داد و فکر می‌کنم حاصل کار قابل قبول است، انتخاب بازیگران تئاتر قدرت ریسک بیشتری به من می‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از طرفی بیننده هم زمانی که بازیگر کمتر دیده شده‌ای را می‌بیند تصویر ذهنی قبلی از بازیگر ندارد و او را در قالب تازه بیشتر باور می‌کند. بازیگران تئاتر می‌توانند متن‌های طولانی را بهتر و راحت‌تر حفظ کنند و این به کارگردان کمک می‌کند پلان‌های طولانی‌تری بگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* نوع کمدی &quot;کتاب قانون&quot; با بیشتر کمدی‌هایی که سال‌های اخیر روی پرده رفته فرق دارد، درآوردن این لحن قطعا ساده نبوده؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- &quot;کتاب قانون&quot; به دلیل همین نوع کمدی دو سال با تاخیر روی پرده رفت، رسیدن به این لحن سخت بود، نمی‌خواستیم به دام لودگی بیفتیم. &quot;کتاب قانون&quot; دو نیمه است یک نیمه مفرح به نیمه جدی دیزالو می‌شود. متن رحمانیان و محمدرضا موئینی تدوینگر کمک کرده تا آنچه می‌خواستم شکل بگیرد و در اجرا هم به آنچه متن در اختیارمان گذاشته بود برسیم و فیلم یکدست و منسجم از کار درآید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* در کارگردانی &quot;کتاب قانون&quot; طوری حرکت کرده‌اید که حضور کارگردان و جلوه‌گری توانایی تکنیکی او به چشم نیاید. مسیری که در کارگردانی این فیلم طی کرده‌اید نقطه مقابل &quot;پاداش سکوت&quot; است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- این نوع کارگردانی سخت‌تر است، در مقایسه با &quot;پاداش سکوت&quot; که تجربه‌ای تکنیکال‌تر بود، کارگردانی &quot;کتاب قانون&quot; سخت‌تر بود، درآوردن این لحن به شکلی که مبتذل و سطحی نباشد و روایت یک موضوع جدی به شکلی جذاب برای مخاطب عام ساده نبود، اگر بخواهم مقایسه کنم در میان کارهای خودم کارگردانی &quot;کتاب قانون&quot; از دیگر فیلم‌هایم دشوارتر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* نگاهی که به آداب، باورها و عادات ایرانی در &quot;کتاب قانون&quot; وجود دارد، حساسیت‌ها درباره فیلم را بیشتر کرده. پیش‌بینی این که دربرابر این فیلم موضع‌گیری می‌شود سخت نبوده، نگران این نبودید که مخاطب فیلم را پس بزند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دوست نقد می‌کند، این نکته‌ای بود که ما و دوستان وزارت ارشاد در این دوسال بارها درباره‌اش حرف زدیم، من به عنوان یک کارگردان در &quot;کتاب قانون&quot; ناهنجاری‌های جامعه ایرانی را نقد می‌کنم و قصد بدی هم ندارم، تا کی با ابرهایی که بالای سرمان ساخته‌ایم زندگی کنیم و به تاریخ دو هزار و چند صد ساله‌مان افتخار کنیم، به هر حال لازم است که یک روز بازنگری درباره خودمان را شروع کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مشکلاتی که در جامعه وجود دارد به این خاطر است که ما اجازه نقد به یکدیگر نمی‌دهیم، در این سال‌ها گوش شنوایمان را از دست داده‌ایم و بیشتر صحبت کرده‌ایم، نقد فرهنگ و آداب خودی در همه جای دنیا اتفاق افتاده و به سینما هم رسیده اما این جا این حس غایب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* مشکل اکران فیلم بیشتر به دلیل نقد سنت‌ها و آداب ایرانی بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- به نظر می‌رسد دوستان &quot;کتاب قانون&quot; را آئینه‌ای در برابر خود دیدند و می‌خواستند آئینه را بشکنند، آقای جعفری جلوه معاون وزیر ارشاد در آن مقطع که فیلم پروانه نمایش هم داشت مانع اکران فیلم شد، روز اول گفتند فیلم قابل نمایش نیست، پس از آن گفتند 35 دقیقه حذف شود، بعد از آن آقای شورجه به عنوان نماینده شورای نمایش با ما مذاکره کرد تا به نسخه نهایی رسیدیم. فیلمبرداری و صداگذاری مجدد هم انجام شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آن روزها دوستان در ارشاد به دو دسته تقسیم می‌شدند و گروهی می‌گفتند فیلم شرایط امروز جامعه را نقد می‌کند، در حالی که واقعا این طور نیست و حرف &quot;کتاب قانون&quot; حرف امروز و دیروز نیست و مسئله‌ای کلان تر و مشکلی تاریخی را مطرح می‌کند. انتقادهای این فیلم ربطی به هیچ دولتی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* ایده تیتراژ متعلق به شما است؟ فیلم تیتراژ خوبی دارد که مخاطب را خیلی زود وارد قصه می‌کند و به او درباره شخصیت‌ها اطلاعات می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- ایده تیتراژ متعلق به آقای رحمانیان است، آرش صادقی و گلاره کیازند آن را ساختند، آقای رحمانیان در فیلمنامه این تیتراژ را طراحی کرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* ارجاع به &quot;روز واقعه&quot; چطور؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- ایده ارجاع به &quot;روز واقعه&quot; هم از فیلمنامه آمده و با مضمون فیلم همخوانی دارد، بحث اصلی در آن فیلم هم حقیقت دینداری و مسلمانی است، چیزی که در &quot;کتاب قانون&quot; به آن اشاره می‌کنیم، در &quot;روز واقعه&quot; هم اعراب به مسلمانی‌شان تفاخر می‌کنند، در حالی که عبدالله مسلمانی را انتخاب کرده و یان با ارزش است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* از اول به پایان خوش برای &quot;کتاب قانون&quot; فکر کرده بودید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- پایان فیلم همین اتفاق‌ها بود اما در انتهای فیلم روایت‌های ژولیت و رحمان یکی می‌شد، رحمان و ژولیت درباره اسم بچه‌شان صحبت می‌کردند و دوباره درگیری‌ها شروع می‌شد. اما در ممیزی این پایان تغییر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* چه اتفاقی افتاد که کارگردانی مجموعه &quot;گاوصندوق&quot; را پذیرفتید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- این دو سالی که از من گرفته شد می‌توانستم فیلم بسازم و تجربه کنم، درخواست پروانه ساخت کردم اما تا مشکل &quot;کتاب قانون&quot; حل نمی‌شد نمی‌توانستم فیلم دیگری بسازم. زمانی که آقای مصطفی عزیزی ساخت این مجموعه را پیشنهاد داد متن را خواندم، متن جذابی بود که می‌توانستم تجربه‌گرایی‌ام را با آن کامل کنم، &quot;گاوصندوق&quot; در ادامه مسیری است که آمده‌ام و از این تجربه راضی هستم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* برای فیلم بعدی فکری دارید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دلم برای &quot;قطعه ناتمام&quot; تنگ شده، اما احتمالا این بار قطعه ناتمامی می‌سازم که  در آن از عوامل حرفه‌ای‌تر استفاده کنم تا فیلم دیده شود. برای فیلمساز جذاب است که فیلمش را مخاطب گسترده ببیند، سخت است که بدون لودگی مردم را سرگرم کنی و برایشان فیلم جذاب بسازی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تجربه &quot;کتاب قانون&quot; نشان داد که می‌شود این کار را انجام داد، هر چند سخت است. این روزها فروش&quot;کتاب قانون&quot; همپای فیلم‌هایی که برای سرگرم کردن مخاطب ساخته شده پیش می‌آید و این نشان دهنده موفقیت ما است. تجربه‌هایی که با &quot;کتاب قانون&quot; به دست آورده‌ام را شاید با یک &quot;قطعه ناتمام&quot; همراه کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* &quot;کتاب قانون&quot; نشان می‌دهد که مازیار میری کارگردان طنازی است و می‌تواند در فضای کمدی و طنز حرفی برای گفتن داشته باشد، احتمال دارد فیلم بعدی یک کمدی مفرح باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- شاید...(خنده)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;---------------&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;گفتگو: محدثه واعظی‌پور&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 09:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=395</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-395.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلم «یک وجب از آسمان» در کانون فیلم معناگرا</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-394.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;فیلم «یک وجب از آسمان» ساخته «علی وزیریان» در سینما فرهنگ به روی پرده می‌رود&quot; hspace=0 src=&quot;http://mohsensarafi.webphoto.ir/photos/mo875690.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فیلم «یک وجب از آسمان» ساخته علی وزیریان در نود و سومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه پانزدهم آبان‌ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، جلسه پرسش و پاسخ این نشست پس از نمایش فیلم با حضور عوامل فیلم و عزیزالله حاج مشهدی (منتقد سینما) برگزار خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;داستان این فیلم درباره نوجوانی است که در کنار بچه‌های خیابانی هم سن و سال خود در میان خیابان‌های شلوغ شهر گل‌فروشی می‌کند. او آرزوی داشتن یک وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق می‌شود؛ در ابتدا هیچکس تحقق چنین آرزویی را باور نمی‌کند اما پس از آن، ماجراهای گوناگونی رخ می‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«یک وجب از آسمان» دومین فیلم سینمایی علی وزیریان ترکیبی از فانتزی و مفاهیم معنوی و اخلاقی است که از بازیگرانی چون بهروز بقایی، لادن طباطبایی، علی سلیمانی، امیر آتشانی، افسر اسدی و محسن قاضی مرادی بهره می‌گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمایش فیلم از ساعت &lt;U&gt;۱۰&lt;/U&gt; صبح آغاز می‌شود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار می‌گردد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 10:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=394</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-394.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معناگرایی علاوه بر محتوا، ساختار را نیز در برمی‌گیرد</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-393.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;گزارش نود و دومین نشست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دکتر &quot;حمید دهقان پور&quot; در نود و دومین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم راشامون با روایت‌گری خاص خود سرآغازی برای معرفی سینمای آسیا به جهان بود و به نوعی سینمای شرق را جهانی کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، وی خاطر نشان کرد: توجه به مساله اقتباس و همچنین تغییر در شیوه روایت، در کنار ساختارهای نو و تاثیرگذار از جمله مولفه‌های برجسته سینمای کوروساوا هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این مدرس سینما یادآور شد: در فیلم راشامون، که از داستان در بیشه نوشته آکوتا گاوا اقتباس شده دیگر شاهد تلخی داستان نیستیم. در واقع، فیلم راشامون با پایانی توام با امید تمام می‌شود و نگاه آلن پویی نویسنده تغییر می‌یابد. ساختار فیلم، شاید شائبه غربی بودن اثر را به ذهن متبادر کند اما مفاهیمی که در فیلم منعکس می‌شود برگرفته از فرهنگ ناب شرقی و ژاپنی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی در خصوص سینمای معناگرا خاطر نشان کرد: در ابتدا به ساکن باید دانست که خیلی از آثار تولید شده در سینمای ایران، فیلم به معنی صرف خود نیستند، ابتدا باید فیلم بودن یک اثر را تشخیص داد و سپس درباره معناگرا بودن آن بحث و گفت و گو کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دکتر شاپوری دیگر مدرس سینما در این نشست ادامه داد: در بحث معناگرایی، در واقع ما باید زمینه فعالیت فیلمساز علاقمند به این حوزه را فراهم کنیم و در مرحله بعد به بررسی مفاهیم و معانی آثار آنها بپردازیم. تزریق معناگرایی و یا دیگر مفاهیم به آثار قبل از تولید آنها، به نتایج چندان موفقی منجر نخواهد شد و همچنین ما باید جریان‌های شکل گرفته تئوریک در سینما را تقویت کنیم نه اینکه با تغییر مدیریت چیزی به آنها بیفزائیم و یا کم کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی تصریح کرد: در نگرش افلاطونی یک حقیقت ثابت وجود دارد که ماده و یا صورت در اطراف آن شکل گرفته است و تمامی تلاش‌های صورت‌گرفته حول و حوش آن حقیقت ناب است دیدگاهی که در فیلم راشامون نیز دیده می‌شود شبیه به نگرش افلاطونی است. البته در حوزه فلسفه بعد از کانت، نوعی برون‌گرایی و انسان‌محوری دیده می‌شود و این مساله که مباحث ایدئولوژیک در مورد حقیقت چه می‌گویند جای خود را به برداشت انسان از جهان داده است و در این نگرش تکرار و اقتباس محلی از اعراب ندارد. این نگرش بیشتر بر تجربه‌گرایی تاکید دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عبدالله اسفندیاری مدیر کانون فیلم معناگرا نیز در این نشست یادآور شد: از متن سخنان معاونت سینمایی در خصوص سینمای معناگرا، عنادی با این حوزه برنمی‌آید بلکه ایشان نگرانی خود را از برخی جریان‌های غیرمعناگرا در سینما ارایه کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی ادامه داد: این اولین جلسه سینمای معناگرا در مدیریت جدید سینمای ایران است و ان‌شاءالله در جلساتی که با معاون امور سینمایی و سایر مدیران حوزه سینما خواهیم داشت در خصوص چگونگی ادامه فعالیت سینمای معناگرا بحث خواهیم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسفندیاری به شکل‌گیری واژۀ در جست و جوی حقیقت از سه سال گذشته توسط معاون سینمایی سابق اشاره کرد و ادامه داد: در این دوره جدید واژه عدالت نیز به تفسیر سینمای معناگرا اضافه شده است که دو نوع از مباحث را در برمی‌گیرد. ابتدا مسائل اجتماعی مربوط به عدالت که بیشتر به سینمای اجتماعی پیوند می‌خورد و دوم مسائل مربوط به عدالت الهی، که بخشی از این معنا در حوزه سینمای معناگرا قرار می‌گیرد یعنی بررسی لایه‌های مختلف عدل اللهی و حتی چرایی و چگونگی آن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسفندیاری در خصوص فیلم راشامون نیز گفت: در دیداری که در جشنواره توکیو با کوروساوا داشتم ایشان بر نزدیکی فرهنگ ژاپنی و ایرانی تاکید کردند و فکر می‌کنم کوروساوا یکی از کسانی است که باعث شده فرهنگ غنی شرقی به جهانیان شناخته شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وحید اسلامی منتقد سینما نیز در پایان این نشست گفت: کوروساوا در ساختار به مولفه‌هایی می‌رسد که می‌تواند مکمل معناگرایی در محتوا باشد. میزانسن خلاقانه و در برخی مواقع سه لایه، حرکت‌های دوربین، ترجمه طبیعت در فیلم و استفاده مناسب از زاویه دوربین و عمق میدان همه و همه در خدمت مفاهیم برجسته فیلم است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 21:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=393</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-393.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«راشومون» ساخته «آکیرا کوروساوا» در کانون فیلم معناگرا به نمایش درمی‌آید</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-392.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;راشومون در نود و دویمن نشست کانون فیلم معناگرا - طراحی و اجرای پوستر: محسن صرافی&quot; hspace=0 src=&quot;http://mohsensarafi.webphoto.ir/photos/mo203989.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فیلم «راشومون» ساخته آکیرا کوروساوا، در نود و دومین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه اول آبانماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جلسه پرسش و پاسخ این نشست با حضور دو منتقدِ سینما برگزار خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در خلاصه داستان این فیلم آمده است: در ژاپن عصر قدیم، به زنی تجاوز می‌شود و همسرش کشته می‌شود. فیلم از چهار زاویه، واقعه را نشان می‌دهد که هرکدام با دیگری تفاوت دارد! کدام یک حقیقت را می‌گویند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمایش این فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ آغاز می‌شود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 12:16:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=392</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-392.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی سرداران شهید سرشار از معناست</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-391.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;گزارش نود و یکمین نشست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جواد اردکانی، کارگردان فیلم «به کبودی یاس» در نود و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: در این فیلم هیچ‌گونه اغراقی وجود ندارد و هرچه هست کاملا منطبق بر واقعیات زندگی شهید برونسی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، نود و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا با نمایش و نقد و بررسی فیلم «به کبودی یاس» با حضور جواد اردکانی (کارگردان)، ابراهیم اصغری (تهیه‌کننده) و داود عین‌آبادی (بازیگر) در سینما فرهنگ برگزار شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«به کبودی یاس» روایت واقعی آخرین ماه‌های قبل از شهادت عبدالحسین برونسی از سرداران جنگ را نمايش مي‌دهد. زمانی که به شهر می‌آید و می‌خواهد رزمندگان را برای عملیات بدر جمع کند اما هر یک از آنها مشکلاتی دارند که برونسی باید آنها را حل کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ابتدای مراسم جواد اردکانی، کارگردان فیلم «به کبودی یاس» گفت: حدود 4 سال پیش به همراه جمعی از سینماگران خدمت مقام معظم رهبری رسيديم که ایشان توصیه کردند راجع به شهیدانی مانند شهید برونسی و دیگر سرداران جنگ فیلم‌هایی ساخته شود که متعاقب آن صفار هرندی، وزیر ارشاد سابق پیشنهاد ساخت فیلم زندگی شهید برونسی را به من داد که پذیرفتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ابراهیم اصغری، تهیه‌کننده فیلم «به کبودی یاس» بیان کرد: اوایل سال گذشته بعد از تحقیقات مفصل، نگارش فیلمنامه به پایان رسید و اواخر تابستان با حمایت بنیاد سینمایی فارابی کلید خورد. به اصرار دوستان سعی کردیم ساخت فیلم را در مدت کوتاهی به انجام برسانیم تا برای جشنواره فیلم فجر آماده شود و بعد از شرکت در جشنواره تدوین مجددی صورت گرفت و فیلم کوتاه شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;داوود عین‌آبادی، بازیگر نقش شهید برونسی در فیلم «به کبودی یاس» نیز گفت: این فیلم اولين کار سینمایی من بود. قبل از آن در کارهای نمایشی و تئاتر فعالیت می‌کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سپس عبدالله اسفندیاری، مدیر حوزه فیلم‌ معناگرا در بنیاد سینمایی فارابی بیان کرد: این فیلم به لحاظ فنی با کاستی‌هایی همراه است اما نکته مهم‌تر موضوع فیلم است که راجع به یکی از شهدای دفاع مقدس است. ما شهیدان گمنام یا صاحب‌نام زیادی داریم که ناگفته‌های زیادی درباره زندگی آنها وجود دارد. صحنه‌های ساده‌زیستی و مردمی بودن شهدا را که می‌بینیم فکر می‌کنیم افسانه است و فاجعه همینجاست که ما چه کرده‌ایم و چرا آنقدر از این سرداران شهید دور شده‌ایم که آن واقعیت‌های بلورین را امروز به سختی باور می‌کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصغری در رابطه با اشاره به سختی‌ها و شیرینی‌های ساخت فیلم «به کبودی یاس»، توضیح داد: در مرحله پیش‌تولید می‌دانستیم که این اولین فیلم واقع‌گرایانه، راجع به یکی از فرماندهان شهید جنگ تحمیلی است و مطمئنا خانواده، دوستان و هم‌رزمان آن شهید هستند و اگر فیلم خلاف واقع پرداخت شود مورد نقد قرار خواهد گرفت و دیگر اینکه می‌خواستیم این واقعیت را باور‌پذیر کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی افزود: بخش شهری فیلم را در مشهد فیلمبرداری کردیم و لوکیشن‌های جنگ در شهرک سینمایی دفاع مقدس ضبط شد. یکی از سختی‌های کار این بود که عملیات‌‌هایی که شهید برونسی در آن حضور داشتند بدر، خیبر و چهارراه خندق بود، به طوری که این مناطق عملیاتی در جنوب کشور نیز دیگر وجود ندارند، به طور مثال چهارراه خندق در کشور عراق قرار دارد و توسط بمباران‌های فراوان صدام به کلی تغییر کرده است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم چهارراه خندق را برای اولین بار در شهرک سینمایی دفاع مقدس بازسازی کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصغری گفت: مشاور ما برای ترسیم واقعیت‌های زندگی شهید برونسی، معاون این شهید، سردار اخوان بود. او آخرین بازمانده چهارراه خندق است و در آخرین ساعات قبل از شهادت برونسی با او بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اردکانی درباره معيارهاي انتخاب فرم روايت بيان كرد: یکی از انتخاب‌های سخت ما انتخاب فرم روایت بود. ما نمی‌خواستیم با انتخاب روایت خطی از دید دانای کل و قهرمان‌سازی به زندگی شهید برونسی بپردازیم. نمی‌خواستم راجع به شهید غلو کنم چون معتقدم زندگی آن بزرگواران آنقدر ارزشمند است که نیازی به غلو نیست، به همین دلیل فرم روایت متقاطع را انتخاب کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی افزود: فیلم متشکل از قصه یحیی، ستار، رضا، حامد و شهید برونسی بود که وجه اشتراك همه آنها تأثیرگذاري برونسی بود سرانجام چهار قصه، تبدیل به یک قصه شد و آن را تا آخر پیش برديم. تلاش من این بود خیلی به سمت غلیظ شدن احساسات نرویم و بگذاريم تماشاگر خودش برونسی را قبول کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی تصریح کرد: در زندگی هر کسی مقاطع مختلفی وجود دارد. زندگی شهید برونسی هم مستثی نیست. دوران نوجوانی، جوانی، مهاجرت از نیشابور به مشهد و... ولی من می‌خواستم ویژگی‌های شخصیتی او را معرفی کنم نه اطلاعات زندگی او را و از این رو چند ماه آخر شهادت او را انتخاب کردم که این مقطع دوران گذشته وی را که تبدیل به خصلت و شخصیت در او شده بود نیز نشان می‌داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسفندیاری درمورد معناگرایی این فیلم توضیح داد: در این فیلم معناگرایی در تحول شخصیت‌ها و اخلاص و ایثار وجود داشت. در صحنه‌ای که ستار میوه مسموم شده را می‌خواهد به برونسی بدهد و دستی که نمی‌دانیم متعلق به کیست بشقاب میوه‌ را پرت می‌کند و بعد می‌بینیم که ستار پسر شهیدش را یک لحظه می‌بیند، البته اگر این‌گونه صحنه‌ها در حالت ابهام باشد اثرگذارتر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رضا محمدی مجری و منتقد نیز در پایان این نشست گفت : هم اکنون در سینمای غرب ما شاهد این هستیم که بدون انگیزه و نگاه فردی جنگ را به تصویر می‌کشند و از رسانه سینما برای مظلوم‌نمایی خود و تفکرات سیاسی‌شان بهره می‌گیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی تصریح کرد: یکی از ویژگی‌های سینمای دفاع مقدس پرداختن به فرهنگ مقاومت ایثار و شهادت است که آن را از سینمای جنگ در جهان متمایز می‌سازد و تا دیر نشده باید به خاطرات رزمندگان برای ثبت در تاریخ و انتقال به نسل جوان توجه کنیم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 10:42:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=391</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-391.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«به کبودی یاس» در کانون فیلم معناگرا</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-390.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://mohsensarafi.webphoto.ir/photos/mo411884.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در روزهای نکوداشت دفاع مقدس، فیلم «به کبودی یاس» ساخته جواد اردکانی ، در نود و یکمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه هفدهم مهرماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;جلسه پرسش و پاسخ این نشست با حضور جواد اردکانی(کارگردان)، ابراهیم اصغری (تهیه کننده) و داود عین آبادی (بازیگر) برگزار خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;این فیلم که از تولیدات بنیاد سینمایی فارابی به شمار می‌رود، داستان زندگی سردار شهید عبدالحسین برونسی را به تصویر می‌کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نمایش این فیلم از ساعت &lt;u&gt;۱۰&lt;/u&gt; صبح در سالن شماره &lt;u&gt;۲&lt;/u&gt; سینما فرهنگ آغاز می‌شود و پس از آن نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 09:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=390</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-390.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>واروژ کریم‌مسیحی: دوست ندارم به هر قیمتی فیلم بسازم</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-389.aspx</link>
<description>
&lt;P dir=rtl ?&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;واروژ کریم‌مسیحی&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/10/474478_orig.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;داستان اقتباس و ساختن فیلم بر اساس یک اثر کلاسیک جهانی حرکت روی لبه تیغ است. حساستر آنکه اگر فرهنگ اقتباس‌کننده از فرهنگ جایی که از آن اقتباس می‌کند متفاوت باشد. واروژ کریم‌مسیحی (که زیاد هم اهل حرف زدن نیست) پس از 17 سال، با اقتباس از &quot;هملت&quot; شکسپیر به سینما برگشته و با &quot;تردید&quot; سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فجر برده است. به بهانه اکران عمومی &quot;تردید&quot; سراغ این کارگردان و تدوینگر صاحب‌سبک سینمای ایران رفتیم و با او به گفتگو نشستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و هنر: گویا ماجرای &quot;تردید&quot; به سال‌ها قبل برمی‌گردد، به زمانی که &quot;پرده آخر&quot; را ساخته بودید، یعنی دهه 70.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ واروژ کریم‌مسیحی کارگردان &quot;تردید&quot;: درست است. البته من به طور مفصل در یک گفتگو درباره فیلمنامه &quot;تردید&quot; توضیح داده‌ام که طرح فیلمنامه به همراه چند طرح دیگر جز موضوع‌هایی بوده که از همان اوایل دهه 70 در پی ساختن آنها بودم که البته هیچ کدامشان به نتیجه نرسید. تا اینکه بالاخره در نیمه دوم دهه 80 شاید بتوان گفت کاملاً اتفاقی به کمک آقای رضابالا که مسئول بخش فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی است این طرح در چرخه تولید افتاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* حالا سئوال این است که اولاً چرا هملت و چرا به شکل امروزی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ اینکه چرا هملت، برای اینکه من این نمایشنامه را خیلی دوست دارم و اصل نمایشنامه آنقدر قوی و عظیم است که فکر می‌کردم اگر بخشی از آن را هم موفق بشوم از کار دربیاورم، لابد کار خوبی خواهد شد. ولی اینکه چرا امروزی، برای اینکه اگر من آن را تبدیل می‌کردم به یک موضوع ایرانی که در یکی از ادوار تاریخی ما اتفاق می‌افتاد ـ مثل کاری که کوروساوا در &quot;سریر خون&quot; با نمایشنامه مکبث کرده ـ به نظرم بخت تولید آن به صفر می‌رسید. فکرش را بکنید در این شرایط چه کسی حاضر می‌شود برای تولید فیلمی تاریخی آن هم به سنگینی متنی که از هملت اقتباس شده سرمایه‌گذاری کند؟ در نتیجه فکر کردم بهترین شکل آن، این است که آن را به شکل امروزی دربیاورم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* حالا در شکل معاصرش، فکر می‌کنید چقدر به اصل نمایشنامه هملت وفادار مانده‌اید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ اوایل که شروع کردم روی طرح کار کردن، قصد من این بود تا حد امکان به اصل متن وفادار بمانم و تا آنجا که امکانش هست و من بلدم مفاهیم گم نشود. اما واقعیت این است که نشد. یعنی به نظرم نمی‌شود. همین که فضا عوض می‌شود، زمان و مکان عوض می‌شود، لباس‌ها عوض می‌شوند، شرایط اجتماعی و روابط عوض می‌شوند.همه این تغییرات به ناچار تغییرات دیگری را با خودشان می‌آورند و خود به خود بعضی چیزها از دست می‌روند. با این حال من سعی کردم تا حد امکان جوهر آدم‌ها و بعضی از مفاهیم نزدیک به اصلشان باقی بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* ولی شما شخصیت‌‌هایی که در نمایشنامه وجود ندارند را به کار اضافه کردید، مثل بازپرس یا خانم افراسیابی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ حضور بازپرس یکی از نتایج معاصر شدن قصه است. وقتی به جای دربار و سلطنت مجبور شدم شبکه مافیایی را جایگزین کنم که هم دست به قاچاق می‌زند وهم آدم می‌کشند، خیلی طبیعی است که سر و کله بازپرس هم پیدا شود. ولی در مورد خانم افراسیابی، معمولاً اطراف آدم‌هایی مثل روزبهان و صمصامی از اینگونه آدم‌ها پیدا می‌شوند. علاوه بر این افراسیابی کاری را برای فیلم انجام می‌دهد که معادلش در اصل نمایشنامه، برخی از درباری‌ها هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* زمان فیلم مربوط به کدام دوره است؟ آیا می‌توان تاریخی برای آن در نظر گرفت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ‌ فیلم معاصر است. اما وقتی می‌گوییم معاصر معنی آن فقط همین امروز نیست بلکه شامل کل دوره معاصر می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* اما ظاهر شخصیت‌های شما خیلی به دوره معاصر شبیه نیست. چون طبقه مرفهی که امروز وجود دارد و از طریق زد و بندها به ثروت فراوان رسیده است مانند بقیه لباس می‌پوشد و تفاوت زیادی با بقیه ندارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ درست است. ظاهر برخی شخصیت‌های ما فرق می‌کند و مثلاً کراوات می‌زنند، اما خیلی هم از روی سهو نیست. موضوعی را برایتان بگویم؛ ما برای یافتن و انتخاب محل‌های فیلمبرداری به خانه‌های چند نفر از همین‌ها که می‌گویید تازه به دوران رسیده‌اند رفتیم. به نظرم آنقدر بدسلیقه و بی‌قواره آمدند که فکر می‌کردم به هیچ شکل نمی‌شود تصاویر به درد بخوری از این مکان‌ها گرفت و اگر هم می‌خواستیم دستکاری کنیم که هم تصاویر درست و هم واقعیت رعایت شده باشد، مشکلات جدید پیش می‌آمد که از خیر آن گذشتیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* از ادیپ تا هملت و اصولاً در تراژدی‌ها یک نوع تقدیر وجود دارد. سرنوشتی که خدایان رقم می‌زنند. &quot;تردید&quot; تا چه اندازه به تفکر قرن بیستم ربط دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ درست است. همه تراژدی‌ها از یونان باستان گرفته تا هملت و بقیه، همه یک پایان تراژیک دارند. این قانون تراژدی است. یعنی قهرمانان تراژدی‌ها می‌دانند که چه سرنوشتی در انتظارشان است اما نمی‌دانند چگونه، چطور و کجا اتفاق خواهد افتاد. اما فیلمنامه &quot;تردید&quot; یک فرقی دارد، اینکه قهرمان قصه یا بهتر است بگوییم قرمانان قصه به کمک شکسپیر کشف می‌کنند دقیقاً چه سرنوشتی در انتظارشان است و طبیعی است سعی کنند و بتوانند آن را دستکاری کنند و به همین علت است که آخر کار گرچه لت و پار اما زنده می‌مانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* علت تاًکید شما بر وجود رابطه فیلم و هملت شکسپیر از ابتدا تا انتها چیست؟ چون بالاخره مخاطب بعد از چند صحنه متوجه این اقتباس خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ اولاً همه مخاطبان مثل شما نمایشنامه هملت را نخوانده‌اند و شاید بتوان گفت توضیح واضحات به نظر می‌رسد. ولی همین الان من کسانی را می‌شناسم که فیلم را دیده‌اند واگر توضیحات &quot;گارو&quot; نبود شاید اصلاً متوجه قصه نمی‌شدند. فکر می‌کنید چند درصد تماشاچیان ما هملت خوانده باشند؟ اما گذشته از این نکته اصلی این است که سیاوش به عنوان قهرمان قصه که یک روشنفکر است نمی‌تواند هملت را نخوانده باشد، پس اگر خوانده بالاخره جایی باید متوجه شود آنچه در زندگی‌اش دارد اتفاق می‌افتد، شبیه سرنوشت هملت است. از همین نقطه است که سیاوش به چیزی آگاه می‌شود که خود هملت در نمایشنامه اصلی از آن بی‌خبر است و از اینجای قصه به بعد هر صحبتی که بین قهرمانان فیلم درباره نمایشنامه می‌شود، در واقع جزو ساختمان فیلمنامه است تا در انتها راه حلی پیدا کند برای گریز از یک سرنوشت تراژیک.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* شخصیت روزبهان به چه اندازه نشان‌دهنده یک اشرافیت رو به اضمحلال است؟ آیا این ایده اصلاً وجود داشته است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ اتفاقاً این اشرافیت یا هر چه اسمش را بگذاریم رو به اضمحلال نیست. این طبقه وجود داشته و دارد. فقط دارد جا عوض می‌کند. درست است که روزبهان در انتهای فیلم کشته می‌شود، اما کسی مثل صمصامی جوان هست که جای او را بگیرد. اگر دقت کرده باشید کسانی مثل خانم افراسیابی هم که از ریزه‌خواران این طبقه‌اند باقی می‌مانند و به محض کشته شدن روزبهان به سمت صمصامی می‌رود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* یکی از جذابیت‌های هملت روبرو شدن او با حقیقت است و نوع برخورد او با این مسئله. سیاوش با توجه به شغلی که برای او انتخاب شده بیشتر با واقعیت روبرو است. هملت خیلی دیر واقعیت را متوجه می‌شود اما سیاوش نماینده آدم‌هایی است که با این واقعیت روبرو می‌شود و اینگونه عمل می‌کند که نباید در مقابل این واقعیت وا داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ ببینید! سیاوش اصلاً اهل اندیشه است تا عمل. چون اگر مرد عمل بود قاعدتاً باید بلافاصله پس از مرگ پدر جایش را می‌گرفت. اما او همه چیز را رها کرده و زندگی‌اش را گذاشته است روی تحقیق فرهنگ‌های بومی. وقتی هم که واقعیت را می‌فهمد باز در تردید است و باز این گارو است که پیشنهاد می‌دهد حداقل برای مطمئن شدن از واقعیت دست به آزمایش بزنند. اما مهتاب برخلاف آن دو نفر و &quot;افلیای&quot; نمایشنامه هملت اهل عمل است و برای همین هم وقتی وارد ماجرا می‌شود، در واقع موتور حرکت است و حاضر نیست آنچه را سرنوشت رقم زده، بپذیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* چیزهایی که به قصه اضافه کرده‌اید به چه دلیل بوده است؟ به عنوان مثال بچه معلول که علاوه بر تطابقش با &quot;لایرتیس&quot; نمایشنامه به نظر می‌رسد بخشی از درون انوری (محمد مطیع) را بازی می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ همانطور که خودتان هم اشاره دارید شخصیت دانیال اضافه نشده بلکه معادل لایرتیس در نمایشنامه هملت است و اما اینکه چرا با این شکل و شمایل، برای اینکه ساختمان قصه ایجاب می‌کرد. حالا اگر برگردیم به اول صحبتمان که تغییر زمان و مکان قصه با خودش تغییرات می‌آورد، یکی همین مورد لایرتیس یا دانیال است. اگر دانیال مثل لایرتیس می‌توانست فکر و عمل کند، قطعاً سرانجام قصه نمی‌توانست این باشد. چون کافی بود آنچه را سیاوش و بقیه در مورد شباهت سرنوشتشان با نمایشنامه کشف کردند به او هم منتقل کنند. در آن صورت قطعا واکنش دانیال نمی‌توانست کشتن سیاوش باشد. پس دانیال باید شخصیتی داشته باشد که بشود او را به یک ماشین آدمکشی تبدیل کرد و اما اینکه آیا او تمثیل بخشی از دورن انوری است من ترجیح می‌دهم چیزی تفسیر نکنم و بگذارم بیننده فیلم خودش تصمیم بگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* لزوم وجود نقش‌هایی مثل خلیفه (انوشیروان ارجمند) چیست و معرفی مراسم چه کارکردی در قصه دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ اگر یادتان باشد در اصل نمایشنامه شبح پدر هملت بر او ظاهر می‌شود. حالا با توجه به تغییر زمان و مکان به نظر من قابل باور نمی‌آمد که همان کاری را بکنم که در اصل نمایشنامه هست، یعنی ظهور روح. پس باید راه حلی پیدا می‌کردیم که به نظرم رسید بهترین راه استفاده از سنن و مراسم بومی است که هنوز هم در جای جای ایران به شکل‌های مختلف وجود دارد و اجرا می‌شود و اضافه کنید به اینکه کار سیاوش اصلا تحقیق در همین مقولات است. گروهی که صحنه را اجرا کردند یعنی غیر از ارجمند بقیه خودشان بودند. یعنی کسانی که در بلوچستان هنوز مراسم &quot;گواتی&quot; را اجرا می‌کنند و کارشان راندن بادهای خبیثی است که در بیمارانشان حلول می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* نوع ارتباط لائرتیس در هملت که ظاهری سالم دارد و خیلی متعصبانه با مسئله برخورد می‌کند با دانیال در چه چیزی است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ لایرتیس در نمایشنامه کسی است همسنگ خود هملت. هم روشنفکر است و تحصیلکرده، هم رشید و شمشیرزن و این شخصیتی است که اگر در زمان معاصر در فیلم &quot;تردید&quot; می‌آمد، قطعا انتهای قصه را عوض می‌کرد. برعکس دانیال که می‌توان گفت بیگناهترین و مظلومترین شخصیت قصه است، این امکان را به روزبهان می‌دهد که نقشه‌اش را بتواند اجرا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* علت اصرار عموی سیاوش برای ازدواج با مادر وی چیست؟ او که همه‌کاره شرکت است و همه مال و ثروت را در اختیار دارد، پس دلیلی برای این کار وجود ندارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ آیا دوست داشتن نمی‌تواند دلیل باشد؟ فرض کنیم عمو واقعا مادر سیاوش را دوست داشته باشد. چه اشکالی دارد؟ گذشته از این کسی که خودش می‌داند دستش به خون برادر آلوده است، ازدواج با همسر او که به لحاظ سنتی هم پسندیده است آیا موقعیت او را بهتر نمی‌کند؟ غیر از اینها گرچه جایی گفته نمی‌شود مادر سیاوش مستقیم در قتل شوهرش دست داشته، ولی شاید هم بشود فرض کرد گول خورده و شریک قتل باشد. حالا اگر یکی از این پیش‌فرض‌ها را بپذیریم آن وقت ازدواج آنها منطقی یا حتی ضروری به نظر نمی‌رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* جنس بازی علیرضا شجاع‌نوری نشان‌دهنده منفی بودن شخصیت نیست و تا آخر هم مخاطب باور نمی‌کند او عامل این خباثت‌ها باشد. این شکل از اجرا نقش را شما خواستید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ اصلا علت انتخاب شجاع‌نوری به همین دلیل است. یعنی متضاد با آنچه قرار است بازی کند. به اضافه اینکه من به این کلیشه‌ای که آدم‌های منفی قصه همواره باید ظاهری نچسب و زمخت و به عبارتی بدمنظر باشد هیچ علاقه‌ای ندارم. بلکه درست برخلاف این موضوع چون این عملکرد آدم‌هاست که درونشان را نشان می‌دهد و نه ظاهر آنها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* کریم‌مسیحی 17 سال فیلم نساخت. وسواس شما مانع شد کار بعدی را شروع نکنید یا شرایط در این چند سال فراهم نبود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ‌ همانطور که عنوان کردم شروع فیلمنامه &quot;تردید&quot; به اوایل دهه 70 برمی‌گردد. پس اینکه من نمی‌خواستم کار بعدی را شروع کنم درست نیست. هم &quot;تردید&quot; و هم فیلمنامه‌های دیگری بودند که دلم می‌خواسته بسازم. اما یا از ممیزی بیرون نیامدند یا شرایط اجازه نداده است. به خاطر می‌آورم مدت‌ها دنبال ساختن &quot;عشق‌نامه ملک مطران&quot; بودم که هاشمی‌نژاد نوشته و بدون هیچ ایرادی هم در گذشته تصویب شده است. اما بخش‌های دولتی و خصوصی حاضر نشدند سرمایه‌گذاری کنند. اینکه می‌گویید وسواس دارم اینطور نیست، فقط فکر می‌کنم سینما یک متر و معیارهایی دارد که باید یک اندازه حداقلی را در آن رعایت کرد. نه اینکه چون می‌خواهیم فیلم بسازیم، پس هر چه پیش آمد فوری آستین را بالا بزنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* &quot;تردید&quot; دیالوگ‌محور است، انتخاب این نمای نقطه نظر و اینکه مخاطب قصه را از دیدگاه سیاوش دنبال می‌کند به نوعی مخاطب را دچار گنگی و مشکل ارتباط با فیلم نمی‌کند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ به نظر من اینطور نیست. به هر حال این نوع ساختار در سینما اختراع من نیست. خیلی از آثار دیگر هستند که ساختار اینچنینی دارند و مخاطب را هم گیچ نمی‌کنند. البته این توضیح را هم بدهم که شکل اول فیلمنامه &quot;تردید&quot; به قول منتقدان از دید دانای کل بود. یعنی اینکه هر دو طرف قصه را دنبال می‌کردیم که خیلی هم مفصل بود. اما از دو جهت ما را دچار مشکل می‌کرد. یکی اینکه زمان فیلم طولانی می‌شد که سینمای ما فیلم بلندتر از حد معمول را نمی‌پذیرد. به اضافه اینکه هزینه‌هایی که لازم داشت حداقل در توان ما نبود. به همین دلیل برای اینکه بالاخره فیلم ساخته شود من آن را تغییر دادم و به شکل فعلی درآوردم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* در مورد انتخاب بازیگران چطور به این ترکیب رسیدید؟ به طور نمونه چرا بهرام رادان را انتخاب کردید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ با توجه به شرایطی که بهرام رادان دارد، به عقیده من او برای نقش سیاوش مناسب بود. به خصوص در مرحله اول فیلمبرداری که موهای ایشان بلند و به سیاوش قصه ما نزدیکتر بود. اما وقتی فیلم دچار وقفه طولانی شد تا شروع مجدد کار وی به خاطر تعهداتی که داشت ناچار شده بود موهایش را کوتاه کند و ما هم دیگر چاره‌ای نداشتیم. البته درباره انتخاب دیگر بازیگران هم فکر شده است، به طور نمونه ترانه علیدوستی شاید در مرحله فیلمنامه حضورش برای من مسلم بود. یا حامد کمیلی وقتی آمد و تست گرفتیم، احساس کردم خیلی به شخصیت گارو نزدیک است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محمد مطیع را از 30 سال پیش می‌شناختم و چون بازیگر توانمندی است همیشه می‌خواستم با وی همکاری کنم. درباره علیرضا شجاع‌نوری فکر می‌کردم دیگر کار بازیگری را دنبال نمی‌کند اما با این حال فکر کردیم، به او پیشنهاد دادیم و خوشبختانه قبول کرد. خانم گرکانی را اصلا نمی‌شناختم و برای نقش ماه طلعت از چند بازیگر تست گرفتیم تا اینکه یکی از دوستان وی را پیشنهاد داد. دیگران نیز به همین شکل انتخاب شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* فکر نمی‌کنید یکسری از بازی‌های فیلم خیلی گل‌درشت و اغراق شده به نظر می‌رسد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ من اینطور فکر نمی کنم. اگر هم جایی این شکل به نظر می رسد حتما چیزی است که از آنها خواسته شده است. یعنی اینکه مشکل به من برمی‌گردد که پشت دوربین ایستاده بودم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* اقتباس‌های سینمایی مختلف از &quot;هملت&quot; وجود دارد، کارگردان‌های زیادی مانند سر لارنس الیویه، گریگوری کوزینتسف، فرانکو زفیرلی، کنث برانا و... از &quot;هملت&quot; استفاده کرده‌اند و بیشتر فیلم‌ها لحن جدی دارند، اما در کار شما نوعی طنز دیده می‌شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ برای اینکه نمایشنامه هملت اصلا جدی است. ولی چون من به طنز علاقمندم فکر کردم در اقتباس می‌شود کمی هم طنز به آن افزود که البته بعدا به دلایلی منصرف شدم. اما شاید هنوز در جاهایی اثری از آن باقی مانده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* فیلم شما جزو هفت فیلم نماینده ایران برای اسکار بود. نظرتان درباره این مسئله و انتخاب &quot;درباره الی&quot; به عنوان گزینه نهایی چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ من هم در روزنامه‌ها این موضوع را خواندم و متاسفانه فرصت نکردم خیلی از فیلم‌ها از جمله &quot;درباره الی&quot;را ببینم. اما فیلم &quot;شهر زیبا&quot; ساخته اصغر فرهادی را در گذشته دیدم و آن را دوست داشتم. حالا هم اگر عده‌ای نشسته و بررسی کرده و چنین تصمیمی گرفته‌اند، اتفاق خوبی است. اینکه یک فیلم خوب به نمایندگی از سینمای ایران به اسکار برود مهمتر از این موضوع است که آن را چه کسی ساخته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* علاقمندان سینمای شما می‌خواهند بدانند آیا 17 سال طول می‌کشد تا فیلم دیگری بسازید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ـ‌ امیدوارم اینطور نشود، تلاش من بر این است که همین امسال کاری را شروع کنم. اما تا چه شرایطی پیش آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;گفتگو بهروز رضیئی‌فر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=957088&quot; target=_blank&gt;منبع: خبرگزاری مهر&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 18:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=389</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-389.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شکوه امپرسیون، نظرگاه هایی برای تماشای «درباره الی...»</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-388.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://pics.filmaffinity.com/About_Elly-438391789-large.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;META content=Word.Document name=ProgId&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 10&quot; name=Generator&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 10&quot; name=Originator&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mohsen\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=File-List&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0in;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
a:link, span.MsoHyperlink
	{color:blue;
	text-decoration:underline;
	text-underline:single;}
a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed
	{color:purple;
	text-decoration:underline;
	text-underline:single;}
@page Section1
	{size:8.5in 11.0in;
	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;
	mso-header-margin:.5in;
	mso-footer-margin:.5in;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;

&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;«یک فیلم بزرگ باید مثل یک سمفونی طراحی شده باشد.»&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آبل گانس&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;1 - «درباره الی» درست همانند یک سمفونی، سترگ و تاثیرگذار است. همان گونه که ترکیب موومان های یک سمفونی از طریق تمپوها و حالت های متضاد، ناخودآگاه شنونده را از آن خود می کند، اصغر فرهادی نیز با درهم آمیختن فضای متغیر روایت سینمایی اش، بر روح و جان تماشاگر اثر می گذارد. فضای فیلم متشکل از چند مود کلی است که در طول فیلم از یک فضای شاد و سرخوش به سوی تراژدی هولناک حرکت می کند. در این فضا هریک از شخصیت ها در عین استقلال خویش به مثابه نیروهایی عمل می کنند که تحت تاثیر بحران کانونی روایت قرار دارند. درست است که عنوان فیلم و کنش محوری معطوف به شخصت «الی» است اما فرهادی چه در فیلمنامه و چه در شکل دکوپاژش بهایی نسبتاً یکسان به تمامی شخصیت های فیلم داده است و دوربین همواره در فاصله یی برابر به آنها نزدیک می شود. در این شکل جزئیات ارتباطی موجود بین شخصیت ها در عین عدم تاکید در اختیار تماشاگر قرار می گیرد و مخاطب خود را در جریان مغناطیس غنی و پیشرونده روایت قرار می دهد که بر مبنای تمپوی سریع فیلم هرگز مجالی برای تعلل و توقف نمی یابد. چه بسا این عدم تاکید با توجه به سرعت شکل گیری فضای فیلم، بیش از هر عنصر دیگری برای غافلگیری تماشاگر در میانه اثر امکان روایی ایجاد می کند و پس از به وقوع پیوستن فاجعه، حالا این آشفتگی و اضمحلال است که شبکه روابط را تا مرز فروپاشی می برد و در ترکیبی ناگسستنی از تعلیق برآمده از کنش اصلی، حس اضطراب و ترس را به شکلی نامرئی به تماشاگر منتقل می کند. این فرآیند درست شبیه احساسی است که حین خواندن داستانی از «ریموند کارور» به شما دست می دهد. کارور استاد پنهان کردن وجوه تعیین کننده روایی در لابه لای رفتارهای عادی و طبیعی شخصیت هایش است. داستان های او در نگاه اول بیشتر شبیه گزارشی عادی از گفت وگو میان زوج های نه چندان پا به سن گذاشته است و نمی توان نشانه یی مبنی بر تاکیدگذاری برجسته در فضای روایی آنها جست. دیالوگ هایی کوتاه و روان در کنار حساسیتی ویژه که بر انتقال جزئیات رفتاری شخصیت ها حاکم است، جنس خاصی از رئالیسم موجز را می آفریند که بالاترین میزان کشف و شهود را برای تماشاگر به ارمغان می آورد. به شکلی که تا لحظاتی پس از اتمام هر یک از داستان ها نمی دانیم سرچشمه حس عجیبی که پس از خواندن در ما به وجود آمده دقیقاً کجای آنها بوده است. درست مثل خود زندگی، همه چیز در لحظه اتفاق می افتد و این اتفاقات آنقدر متراکم و بر مداری طبیعی رخ می دهد که در ابتدا متوجه حساسیت یا حتی هولناکی هر یک از اجزای آن نیستیم. اما هنگامی که کمی از فضای آن فاصله می گیریم گرفتار همان سرنوشتی می شویم که ماشین یکی از شخصیت های فیلم «درباره الی» کنار ساحل دچار می شود، ناگهان زیر پایمان خالی می شود و به آرامی در شن فرو می رویم. انگار فرهادی و کارور در جریان مواجه شدن با آثارشان ما را جادو می کنند و شعبده بازانه فرآیندی را ترتیب می دهند که به سادگی با شخصیت های روایت هایشان همذات پنداری کنیم و حوادث جاری در این آثار تاثیر مستقیمی بر ناخودآگاه ما بگذارد. اصغر فرهادی در فیلم خود تلاش وافری دارد تا با دوری از هرگونه تاکیدگذاری مخاطب را با سیالیت مود ً حاکم بر لحظات همراه کند. آنقدر که فرصت و امکانی برای یادآوری فاصله «رسانه فیلم» با واقعیت نداشته باشیم و فروغلتیده در تعلیق آگاهانه ناباوری در برابر پرده سینما، غمی بزرگ وجودمان را فرابگیرد و همان گونه که امواج نامرئی یک سمفونی موسیقی بی هیچ مانعی تا عمق روح ما پیش می رود و به شدت تحت تاثیرمان قرار می دهد، «درباره الی» نیز به شکل غریبی پس از پایان گرفتن و نواخته شدن آوای قطعه یی از آلبوم «نغمه های سکوت» اثر آندرا باور روی تیتراژ پایانی، شورش و انقلابی را درون ما ایجاد کند؛ و هنگامی که پا از سالن سینما بیرون می گذارید نفس تان بند بیاید و دلتان بخواهد در سکوت یا خلوتی که باید به سرعت برای خود تدارک ببینید، سرچشمه حس مرموز، گناهکارانه، غمبار و عجیبی که وجودتان را فراگرفته بیابید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;2 - ادوارد مانه و دیگر نقاشان امپرسیونیست قرن 19 فرانسه تلاش داشتند توصیفی از واقعیت بصری محیط پیرامون خویش در نقاشی هایشان عرضه کنند که در حکم استعاره هایی بی پایان از جنبه های بیرونی واقعیت بود. آنها از ارائه ژرف نمایی مطلق و ثابت که در چارچوب محدود تصویری رئالیستی جریان داشت حذر می کردند و در عوض جلوه یی از صحنه های همیشه در حال تغییر را که توسط چشم- نظرگاه، زاویه دید- انسان ثبت شده بود به نمایش می گذاشتند تا جنبه یی از واقعیت را به نمایش درآورند که سرشار از جریان یابندگی، زنده بودن و سیالیت زندگی بود. این همان رویکردی است که اصغر فرهادی در تمام لحظات فیلم «درباره الی» به آن وفادار بوده است. او در ماهیت بصری فیلم خویش به گونه یی به ترسیم واقعیت می پردازد که به دور از هرگونه مستند نمایی کاذب و تاکیدگذاری فاصله گذارانه ما را به بطن سیال و متغیر هر لحظه از جریان زندگی می برد و در تراکم حس ها، لحظه ها و کنش های لحظه یی و تاثیر و تاثرهای های آنی ً شخصیت ها ذات زندگی را عرضه می کند. همان طور که قضاوت کردن در مورد شخصیت «الی» در نیمه نخست فیلم توسط سپیده و امیر و دیگر شخصیت ها تا آن حد سرخوشانه، ساده و در لحظه شکل می گیرد در ادامه و با ورود به لحظات تراژیک اثر با همان ظرافت، نامحسوسی و لحظه مداری دچار واژگونگی و تغییر ماهیت می شود. بالطبع آن فضای روشن و بهره مند از گرمای خورشید در طول اثر با وقوع فاجعه و گذشت زمان به سردی و ابری بودن می گراید و خاکستری هولناک همه جا را فرا می گیرد و در آستانه فرو رفتن در تاریکی شب غوطه می خورد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;می توان در شکل سینمایی «درباره الی» نشانه های دیگری از نقاشی امپرسیونیستی یافت. از یک سو تماشاگر در طول فیلم همواره در فاصله یی معین شاهد روابط چند زوج جوان در جریان سفر است و در این بین تمرکز ظریفی بر کاراکترهای احمد، الی و سپیده در فیلم وجود دارد و مخاطب هیچ گاه این مجال را نمی یابد که به شخصیتی نسبت به دیگر شخصیت ها نزدیک تر شود. از سوی دیگر هر کاراکتری به مثابه تاشی از یک رنگ «خالص» و «فاقد زمینه سیاه»1 در کنار دیگر شخصیت ها قاب روایی اثر را می سازد. در این میان،«الی» همچون لکه قرمز مبهمی در میانه قاب قرار دارد. آنچه در فیلم مهم است کوشش برای نمایش جنبه های آنی و لحظات گذرای زندگی از این طریق است. همان طور که نقاشان امپرسیونیست تلاش داشتند روند تدریجی تغییر کیفیت نوری رنگ ها را در طول روز به شکل بارزی در تابلوهایشان ثبت کنند و لحن ً «در لحظه» شکل گرفتن را در سایه نوعی ابهام به نمایش درآورند، روند روایت در فیلم «درباره الی» نیز مقطع زمانی دو روز را با چنین ساخت و کاری به تصویر می کشد و تحول تمامی شخصیت ها را در طول این فرآیند از یک سو بر مبنای قضاوتی که در مورد الی انجام می دهند و از سوی دیگر بر مبنای برون ریزی کشمکش های پنهان شان مورد توجه قرار می دهد. در شکل بیرونی ما شاهد چنین روندی هستیم؛ از زمان حرکت ماشین های عازم به شمال کشور در تونل و شادی و سرخوشی شخصیت ها زیر آسمانی آفتابی در ابتدای فیلم، رسیدن به کنار دریا، هنگامه غروب و شب. صبح فردا، ظهر، بروز فاجعه، غروب و پایان روایت در مسیر بازگشت به تهران، زیر آسمانی گرفته و ابری. همان طور که آسمان فضای بیرونی فیلم تیره و تار می شود و رنگ ها درجات نوری تیره تری را منعکس می کنند، شخصیت های فیلم نیز با مرور زمان دچار انقباض و تیرگی می شوند و امپرسیون ها- تاثیرهای- حسی هر یک از آنها ترکیب کلی روایت- تابلوی نقاشی - را دچار تغییر می کند. این روند را حتی می توان در صدای فیلم مشاهده کرد. تا زمانی پیش از بروز چالش در قصه، صدای دریا امپرسیونی عادی و حتی شاید روح بخش دارد اما به تدریج و پس از بروز فاجعه صدای امواج دریا به ناقوس ترس و اضطراب بدل می شود و حس برآمده از آن تغییر می کند.این گونه است که در برابر قاب امپرسیونیستی روایت و در انتهای کار دچار دل آشفتگی غریبی می شویم چرا که هریک از «رنگ - شخصیت ها» شفافیت و درخشندگی خود را از دست داده اند و در هاله یی مبهم و غمبار فرو رفته اند. این تغییر رنگ ها و درجه درخشش آنها به شکل فردی و نشت آنها در مود کلی اثر موجب تاثیری ناخودآگاه و غمبار در تماشاگر می شود. مثل درگیری امیر با سپیده و به گونه یی غیرمستقیم با احمد که فضای روایت را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. اصغر فرهادی در فیلم درخشانش لذت تماشای مجموعه یی از قاب های امپرسیونیستی را در «شکل و ساختار روایت فیلمش» به ما عرضه می کند تا باز هم هرچه بیشتر تاثیری ظریف و ناخودآگاه بر روح و جان مخاطب داشته باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;3 - «درباره الی» تصویری هوشمندانه و خیره کننده از خلقیات و چالش های مردمان طبقه متوسط در جامعه ما را به نمایش می گذارد. ناخودآگاه هایی معذب از قضاوت های زودگذر، انسان هایی معلق میان الگوهای سنتی و مدرن زندگی، مردسالاری پنهان در فرهنگ ایرانی، و از همه مهم تر احساس گناه جمعی که سبب می شود ماسک ها برداشته شود و خلأ های روابط خانوادگی خود را بیش از پیش نشان دهد. فرهادی با ارائه امپرسیونی مبهم از شخصیت «الی» حقیقت را به طور قطعی در مورد او پنهان می کند تا با ابهام برآمده از آن، ذهن مخاطب هرچه بیشتر برای درک چیستی فیلم به تکاپو بیفتد و تازه پس از پایان یافتن فیلم است که آشوبی غریب ذهن و جان مخاطب را با خود درگیر می کند و شاید تا سال ها هر از گاهی او را با خود مشغول کند.«درباره الی» فیلمی فراموش نشدنی است و بیش از هرچیز محصول نبوغ، خلاقیت و تسلط بی حد و حصر اصغر فرهادی بر ابزار روایتگری در سینماست. انتخاب های هوشمندانه و هدایت صحیح بازیگران، به یادماندنی ترین نقش آفرینی های هریک از آنها را سبب شده است. حالا علاوه بر شوق تماشای چندین و چندباره «درباره الی» بی صبرانه به انتظار تماشای آثار آتی اصغر فرهادی می نشینیم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پی نوشت؛---------------------------------&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;1- نقاشان سبک امپرسیونیسم هرگز از رنگ سیاه یا قهوه یی در تابلوهای خویش استفاده نمی کردند. آنها از طریق کنار هم گذاشتن رنگ های خالص در کنار هم و به واسطه استفاده از درجات رنگی متفاوت و ایجاد تاریک روشنا روی نقاطی از بوم، این توهم را برای تماشاگر ایجاد می کردند که لکه یی سیاه روی تابلو است. در حقیقت آنها از تراوشات نوری دو لکه رنگی در کنار هم برای این هدف سود می جستند. تماشاگر نیز همواره باید برای درست دیدن چنین آثاری در فاصله یی مشخص می ایستاد تا بتواند جزئیات تصویر را درک کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ترجمه: امین عظیمی - &lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;mailto:oorfeh@yahoo.com&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;oorfeh@yahoo.com&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;منبع: اعتماد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 12:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=388</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-388.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گروه مستان دو قطعه به یاد استاد پرویز مشکاتیان اجرا کردند</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-387.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;
&lt;OBJECT height=344 width=425&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;movie&quot; VALUE=&quot;http://www.youtube.com/v/FjCk1X6CfjI&amp;hl=en&amp;fs=1&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowFullScreen&quot; VALUE=&quot;true&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowscriptaccess&quot; VALUE=&quot;always&quot;&gt;
&lt;embed src=&quot;http://www.youtube.com/v/FjCk1X6CfjI&amp;hl=en&amp;fs=1&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;344&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/OBJECT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می‏رود&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;خوشا آنکه همچون تو مست از شراب الست از جهان می‏رود&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;خوشا آنکه همچون تو در خواب مست&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;به دور از غم هرچه هست از جهان می‏رود&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;کسی با خود از این جهان ارمغانی نبرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;خوشا آنکه همچون تو با جام و نامی به دست از جهان می‏رود&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پس از تو نه می می‏توان نوش کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;نه بر نغمه و سوزِ سازی توان گوش کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چه فخری به خود می‏فروشد زمین&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;که همچون تو رامشگری را در آغوش کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پس از این چه خواهد کشید از فراقِ تو سنتور تو&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;که نتواند او هم غمت را فراموش کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;چامه و چکامه از همای&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;******************************************&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;COLOR: rgb(204,204,204); TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;«لحظه دیدار» اثر استاد مشکاتیان&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;META content=Word.Document name=ProgId&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 10&quot; name=Generator&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 10&quot; name=Originator&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mohsen\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=File-List&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0in;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:8.5in 11.0in;
	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;
	mso-header-margin:.5in;
	mso-footer-margin:.5in;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;

&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;
&lt;META content=Word.Document name=ProgId&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 10&quot; name=Generator&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 10&quot; name=Originator&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mohsen\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=File-List&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0in;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:8.5in 11.0in;
	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;
	mso-header-margin:.5in;
	mso-footer-margin:.5in;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;لحظه ی دیدار نزدیک است&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;باز من دیوانه‏ام، مستم&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;باز می‏لرزد، دلم، دستم&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;باز گویی در جهان دیگری هستم&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;های! نخراشی به غفلت گونه‏ام را، تیغ&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;های، نپریشی صفای زلفکم را، دست&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;و آبرویم را نریزی، دل&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ای نخورده مست&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;لحظه‏ی دیدار نزدیک است&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;این دو قطعه را &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ApW-eg6FXxo&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;اینجا&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; ببینید و از &lt;A href=&quot;http://v2.cache3.c.youtube.com/videoplayback?ip=0.0.0.0&amp;sparams=id%2Cexpire%2Cip%2Cipbits%2Citag%2Cburst%2Cfactor&amp;itag=18&amp;ipbits=0&amp;signature=08A7DC3AE6D5FC2057C6A076CD70450CE888A9F2.AB4FE6E6CFACBAF9D7912A87B09CFECFA92CED39&amp;sver=3&amp;expire=1254236400&amp;key=yt1&amp;factor=1.25&amp;burst=40&amp;id=0295be7a0e855f1a&amp;redirect_counter=1&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;اینجا&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; دانلود کنید&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 10:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=387</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-387.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حسین معززی‌نیا: در سینمای معناگرا نباید به آنچه می‌بینیم، اکتفا کنیم</title>
<link>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-386.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#ffffcc&quot;&gt;گزارش نودمین نشست کانون فیلم معناگرا&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;322&quot; width=&quot;424&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://www.fcf.ir/picnews/managara-90-5.jpg&quot; alt=&quot;حسین معززی نیا در نودمین نشست کانون فیلم معناگرا&quot; style=&quot;width: 424px; height: 322px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;حسین معززی‌نیا در نودمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: در سینمای معناگرا هر پدیده ممکن است تفاسیر مختلفی داشته باشد و نباید به آنچه می‌بینیم اکتفا کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;نودمین نشست کانون فیلم معناگرا با نمایش فیلم «مسافرین» ساخته «رودریگو گارسیا» با حضور حسین معززی نیا و وحید اسلامی از منتقدان سینما برگزار شد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;معززی‌نیا در ادامه این نشست گفت: شکل روایت فیلم «مسافرین»، یعنی تعامل دنیای مرگ و دنیای واقعی یکی از دغدغه‌های سینمای جهان در طول سال‌های اخیر بوده است و فکر می‌کنم فیلم «مسافرین» در موقعیت داستانی، شبیه به فیلم حس ششم باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;وی با اشاره به مشخص نبودن رویکرد اصلی فیلم خاطرنشان کرد: فیلم گاهی لحن معناگرا و گاهی لحن روانشناختی و یا معمایی به خود می‌گیرد. در واقع مقدمه‌چینی لازم برای رسیدن به شوک نهایی فیلم به خوبی عرضه نمی‌شود. فیلم در روایت به نوعی الکن است اما ساختار منسجم‌تری دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;وی با اشاره به اینکه کارگردان فیلم فرزند گابریل گارسیا مارکز است، افزود: این کارگردان سابقه چندانی در کارنامه کاری خود ندارد و در آثارش نمی‌توان به شباهت‌هایی با آثار پدر رسید. البته فیلمی اپیزودیک درباره زندگی زوج‌های مختلف ساخته، که اثری به مراتب بهتر از فیلم «مسافرین» است.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;عبداله اسفندیاری مدیر کانون فیلم معناگرا نیز به مناسبت برگزاری نودمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: شرط تاثیرگذاری هر جریانی استمرار آن است. خوشبختانه سینمای معناگرا به دور از جنجال‌های مقطعی با پشتوانه تئوریک لازم به حرکت ادامه می‌دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;وحید اسلامی، منتقد سینما نیز در این نشست گفت: فیلم «مسافرین» به مرز بین واقعیت و حقیقت اشاره می‌کند و شخصیت‌های فیلم درگیر میزان آگاهی خود از موقعیت موجود هستند. یعنی هرچه بیشتر به دنیای ماورا اتصال می‌یابند، مسخ‌شدن و آرامش آن‌ها بیشتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;وی خاطرنشان کرد: فیلم یک موقعیت محوری دارد یعنی سقوط هواپیما، در واقع این سقوط منشا یک دیالوگ محوری است با این مضون که تصادف نوعی تولد است و شخصیت‌ها در دنیای جدید به کشف و شهود می‌پردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اسلامی در پایان اظهار داشت: فیلم در ادامه روند اخیر سینمای جهان یعنی روایت زمینی دنیای مردگان و در نهایت چرخش صد و هشتاد درجه‌ای روایت و نظرگاه مخاطب، ساخته شده است اما مشکل اصلی آن میزان باورپذیری مخاطب است.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 23:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohsensarafi&amp;postid=386</comments>
<dc:creator>mohsensarafi</dc:creator>
<guid>http://mohsensarafi.blogfa.com/post-386.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
