یادداشت ابراهیم حاتمی‌کیا برای رضا میرکریمی و یه حبه قند

«اگر این حَبّه قندت نبود...»

http://www.inn.ir/iran_media/image/2011/02/402470211_orig.jpg

«یا لطیف

خیر ببینی آقا سیدرضای میرکریمی.

کام‌ات شیرین. اگر این حَبّه قندت نبود، یادمان می‌رفت کجایی هستیم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرس‌نشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتاب‌مان به جبرِ همکار تلخ‌مزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم.

خیر ببینی برادر. تو با حَبّه قندی کام دودگرفته‌مان را شُستی و به یادمان آوردی که ایرانی هستیم. نامی داریم و نشانی. ادبی داریم و آدابی، که به وقت شادمانی بدانیم چه باید کنیم و به وقت عزا چه باید باشیم.

سید عزیز، متوقع نباش که با این حَبّه قندت قادر به شیرین کردن کامِ جفامسلکان باشی. این تلخی به بلندای نسلِ این نهضت همچنان ادامه‌دار است، ولی بدان، این بارانِ سیاهِ جفای غریبه‌های دوست‌نما، پایانی دارد. تو حوصله کن و مباد که شکایت به غریبه بری. تو شاگردِ مکتبِ فردوسی و حافظی که نه کوچیدند و نه شوقِ ترکِ سرزمین به فرزندانشان دادند. این عصر وارونگی پایانی دارد برادر!»

برادرت ابراهیم حاتمی‌کیا

برگ‌ریزان یکهزاروسیصدونود

حاتمی‌کیا: جای سرداری چون آوینی در این فضای طوفانی خالی است

در بخشی از مراسم پایانی جایزه بزرگ شهید آوینی با حضور جواد شمقدری، شفیع‌ آقامحمدیان و فرهاد تجری از ابراهیم حاتمی‌کیا تجلیل شد.

ابراهیم حاتمی کیا در مراسم اختتامیه سومین دوره جایزه بزرگ شهید آوینی
 
* حاتمی‌کیا: جای سرداری چون آوینی در این فضای طوفانی خالی است

حاتمی‌کیا پس از دریافت هدیه خود پشت تریبون رفت و گفت: از منطقه عملیاتی برگشته بودم و خیلی خسته به سمت تهران آمدم. مستقیم به تلویزیون و اتاق آقامرتضی آوینی رفتم. مرتضی پشت دستگاه بود و من هم که تازه رسیده بودم منتظر بودم تا به من خسته‌نباشید بگوید و فیلم‌هایی که از جنگ آورده بودم را ببیند ولی یک دفعه وقتی که من را دید، برگشت و نگاهم کرد و گفت:‌ الان آمدی، گفتم بله آلان آمدم. گفت زود نیامدی؟
گفتم نمی‌دانم. خلاصه اینطور شد که من را همان شب راهی جبهه کرد و هزار کیلومتر را دوباره به سمت جبهه‌ها برگشتم. این کار آقا مرتضی در حالی انجام شد که فیلم‌هایی که از جنگ آورده بودم را ندیده بود ولی تشخیص داده که من باید برگردم. به نظرم جای همچین سرداری در این فضای طوفانی شده و مه‌آلود خیلی خالی است.

* حوزه فرهنگ نیاز به حامیانی مثل آقا مرتضی دارد

وی افزود: آقا مرتضی آمد و در حوزه فرهنگ و هنر کار کرد و یک مجله به اسم سوره راه انداخت. همین آقا مرتضی در روزهای آخر در دفتر سوره از بی‌حیایی‌ها و نامهربانی برخی‌ها خیلی خسته بود؛ همان‌هایی که الان هم قلم به مزد هستند و در واقع متعلق به این حوزه نیستند. آقا مرتضی دوباره برگشت به جنگ و یک فرجام باشکوه را برای خودش رقم زد. حوزه فرهنگ، حوزه‌ سختی است و نیاز به حامی دارد، حامیانی مثل آقا مرتضی.

ابراهیم حاتمی‌کیا در ادامه با اشاره به مستندسازان اخیر بازداشت شده گفت:‌ همه موضع من را نسبت به بی‌بی‌سی و جشنواره‌های خارجی می‌دانند ولی به نظرم باید نگاه مهربانانه‌ای به مستندسازان داشت. من برخی از این مستندسازان را می‌شناسم و مطمئنم آقا جواد شمقدری هم همین‌ نظر را دارند. اگر مستندسازان بازداشت شده رفتار به عمدی علیه امینت ملی کشور داشته‌اند، باید تنبیه شوند ولی به نظرم باید با یک رأفتی با این دوستان برخورد کنیم.

در پایان مراسم، حاج‌ صادق آهنگران قطعه‌ای از روضه‌های زمان دفاع مقدس را برای حضار خواند و در ادامه با حضور ابراهیم حاتمی‌کیا، جواد شمقدری و فرهاد تجری از صادق آهنگران تجلیل شد.